دانلود بررسی اصل توحید وخدا ترسی در رفتار امامان در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود بررسی اصل توحید وخدا ترسی در رفتار امامان در فایل ورد (word) دارای 45 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود بررسی اصل توحید وخدا ترسی در رفتار امامان در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود بررسی اصل توحید وخدا ترسی در رفتار امامان در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود بررسی اصل توحید وخدا ترسی در رفتار امامان در فایل ورد (word) :

مقدمه

حضرت عبد الله حسین ( ع ) قدرت بر كائنات و زمین و زمان دارد اما چقدر تسلیم است ولی ما مظلومیت را یادمان می رود یعنی اینكه باید مطیع بود موقعی كه فرمانی به شما می رسد. به حضرت مولا اگر فرمان می رسید نسل معاویه را از جا می كند اما فرمان نرسید. تسلیم شد كه خودش را و اولادش را و كلیه اصحابش را شهید كنند و خم به ابرویشان نیاورند.

سالك اراده ندارد « آنچه فرمان از او رسد هستم » حضرت ابوالفضل آب را آورد بالا و بلافاصله آب را ریخت گفت دستی كه بی اجازه مولا آب را بگیرد باید بیفتد ادب نبود تا من آب بخورم لذا دست باید قطع شود فرمود آب بیاور نفرمود آب بخور پس من ادب را در برابر اما به جا نیاوردم.

كشتی ولایت نوح است به گشتی پناه ببر. كشتی هدایت، خاندان علی است.

اصل توحید است كه توحید را هم كسی نفهمیده است از راه ولایت باید توحید را دریافت كنید ولایت خمیر ترش مایع است در واقع مایه ای است كه در ماست می زنند مایه ای كه پنیر درست می كنند، مایه ای كه به شیر می زنند تا ماست درست شود ولایت مایه است و همان نقطه نورانی است. او می گوید با تمام پیغمبران بوده ام نه این كه این جسم بوده.

ما دستمان به دامن ابر مرد جهان است. در خانه مرتضی علی ( ع ) صاف بیایید ما دستمان به ابرو مرد اول دنیا تا آخر دنیاست دست است تا دست علی. از در این خانه تكان نخورید و هر اندازه فراخور استعداد خودتان است عمل كنید به شرع خدا و پیغمبر و طریق مرتضی علی ( ع )

در دل دوست به هر حیله رهی باید كرد

طاعت از دست نیاید گنهی باید كرد

اگر او به وعده گوید كه دم دگر بیایم

همه وعده مكر باشد بیفتد اوشما را

دوستان مرتضی علی اگر بخواهند، قویتر از موسی می شوند در این خانه اهل بیت صدق مؤثر است.

ائمه اطهار ( ع ) كلا نیرو و انرژی اند همه قدرت ها دست آنهاست هر كاری بخواهند می توانند بكنند آنجا كه رفتیم ما رانجات می دهند.

چرا در اینجا به علی موسی الرضا ( ع ) در همان خطبه در نیشابور فرمودند:

چهار هزار قلم طلا این حدیث را نوشتند) كه كشتی نجات این خاندانند خود ایشان فرمودند پس این خاندان را رها نكنید اینجا سردی گرمی دارد باید در سردی بیشتر فشار آورید: «چو معشوق ناز نماید شما نیاز كنید » آن وقت یك جرقه دیگر به شما می زند اما اگر سرد شدی و دوری گرفتی كم كم دور دور می شوی و از ولایت كنده می شوی كار نكنید از ولایت كنده شوید یك جهش كنید شاید جرقه ای بخورید پیامبر ( ص ) فرمودند: علی ( ع ) نفس من است این چه نفسی بوده است؟ این با آن فرق دارد این نفس مطمئنه است یعنی او من است و من اویم او نفس من است من هم نفس اویم یعنی وقتی كه او تفكر وحی كه نازل می شود فرقی نمی كند:

نشنیده زمصطفی تأویل گشته مكشوف بر دلش تنزیل

سرقرآن نخوانده بود به دل علم دو جهان وراشده حاصل

نفس نفس كشنده تنزیل جان جانش چشنده تأویل

( سنایی )

آینه دور و است عقل كه كل پیغمبر ( ص ) است و علی ( ع ) عشق كل است:

عشق را بحر بود و دل راكان شرع را دیده بود و دین را جان

( سنایی )

عشق جانشین عقل است: عقل و عشق كامل و مكمل همند.

در برابر مكمل نیروی تصرفی است است ولی كامل برای خودش تكمیل است و برای خودش خوبست و می چرخد دور چرخش دور خودش اما مكمل این طور نیست میلیونها از آن كشف می شود یعنی ایجاد می كند و به هر كس دلش می خواهد می دهد. مكمل متصرف در اشیاست. خلافت را غصب كردند و آنكه آمد عدل را بر پا نگذاشتند.

ترجمه: هان – به خدا سوگند – فلان – جامه خلافت را در پوشید و می دانست خلافت جز مرا نشاید، كه آسیا تنها گرد استوانه به گردش در آید.

عدالت با علی ( ابوتراب ) زیر خاك وقت « خاكی وشم، خاكی وشم » او به بشر یاد داد. علی آنچه را فرمود عمل كرد و به ما یاد داد بیشتر مردم نفهمیدند السلام علیك یا مذل المومنین ایكه مومنین را خوار كردی، او چقدر تحمل می كند می تواند با یكك اشاره همه رمی و آسمان را در بر می گیرد ولی صبر مردم زمان خودش، از نظر باطن امر ایشان را نشناختند فقط در ظاهر می شناختند او كه می تواند زمین و آسمان راتصرف كند می گوید این مردم بچه اند دارای تما نیرو و قدرت هست ولی یك نگاه نكرد خوب ما ارگ یك سیلی بخوریم فوری دست به دامن می شویم و شروع به نفرین كردن می كنیم. این بی ظرفیتی است كه كسی كه ظرفیت نداشت نباید دنبالش رفت. كسی كه ظرفیت داشت می تواند توجه كند و یا نكند.

اول تمرین كن شناگری را یاد بگیری بعد به كشتی ولایت خود را برسان ، خودت غرق نشو نیمخواهد كسی را نجات دهی كشتی وسط دریاست كوسه و نهنگ و… هست باید خودت را رد كنی باید تمام وسایل را جور كنی تا به كشتی ولایت برسی وصال یك وارسته ای می خواهد كه واقعا عمل كند برود تا دل نكنی نمی شود . راهی كه اولیا بدال و نجبا و نقبا و رجال الغیب رفتند، كار ما نیست. مگر لطفی شود گاهی لطفی به یك كسی می كنند دره خود فناكی جلویمان است.

گاهی لطفی به كسی می كنند شاید نجات پیدا كند. پیغمبران آمدند به ما یاد دهند كه اختیار هست پیغمبران واسطه حقند دست در دست تا دست علی این راه ولایت است. باید انسان مربی داشته باشد كه اگر بگوید بمیر و بی خیال از همه بشود وقتی این را برداشت كرد، آینه اش جلوه گر حق می شود.

ولایت به یوشع می رسد. پیر صامت است تا نبوت هست تا موسی هست او سكوت می كند وقتی امر شد او ناطق می شود در زمان مولا علی ابن ابیطالب همین طور امام دوم و سوم وقتی بودند وقتی رسید به علی آنهایی دیگر صامت بودند ولایت اینست بودند.

شاهراه حقیقت در ولایت است نجم ثابت در خود انسان باید ظهور كند تا بتواند از آن ظهوری كه در خودش به وجود آید ظهور صاحب الزمان ( عج ) را دریابد ظهور كه پیدا شد دیدن مشكل نیست.

انسان ها بعدی است باید چهارم در او ظهور كند و تربیت شود توسط منجی وقت امام زمان ( عج ) است و باید تربیت شود منجی امام زمان است در آن زمان ولایت در تاو ظهور می كند .

اگر ما به نیروی ولایت دست یابیم آن نور وجودی خودمان را می شناسیم . نوری كه برای ما نازل شده كه امام زمان باشد بر ما ظهور كند تا در وجود خودت ظهور نكند امام زمانی ظهور نخواهد كرد اگر در تو ظهور كند دیدنش آسان است. خودت باید در علمی و كتابی نیست، الهامی است یعنی نزول است آنچه نزول كند لطف است قطر دایره امكان ( امام زمان عج ) چهار او تا رانگه داشت است ( میخهای زمین و آسمان را نگه داشته است )

اگر خواسته باشید از حقیقت ایشانم دم نزنید زبان الكن است اگر یك ذره از نظر ایشان به وجود ما بتابد یك خلق را آتش می زند.

امام زمان را اول باید در خودت جستجو كنی . آنچه در قبر پیش می آید همین است از اینجا شروع كنید.

همه مطالب گفتنی نیست باید خودت آن را كنی. معشوق است كه عاشق را می كشد، همان طور كه زلیخا یوسف را به اتاق كشید:

هیچ عاشق خود نباشد وصل جو جز كه معشوقش بود جویای او

ماباید كاری كنیم تا خدا را به وجودمان بكشیم، اگر او را كشیدیم كار تمام است.

بگذار خودش جلو بیفتد. خودش در را باز می كند به شرط آنكه معشوق را به سمت خود بكشی . بگویی باید امشب بیایی مهمان من باشی . بدش نمی آید . عاشق كلك می زند تا به هر طریقی معشوق را بكشاند ولی معشوق فرار می كند:

اگر او به وعده گوید كه دم گر بیایم همه وعده مكر باشد بفریبد او شمارا

باید در مولا، محور ادغام بود نتیجه ، این اعمال تسلیم محض بودن به پیر است.

در داستان « رومیان و چینیان » مثنوی ، آنكه پرده ای ترسیم كرد، شریعت بود و درمیان صیقلی كردند اهل باطن هستند كه ضمیر افراد را می خوانند.

اگر می خواهی متحمل سختی و فشار شوی به مولا متوسل شو. اگر عشق و حال می خواهی به حسین ابن علی ( ع ) ، اگر دنیا و آخرت را می خواهی به علی ابن موسی ارضا ( ع ) راه مولا سخت است زیرا خود می فرماید:

ترجمه: پس به صبر گراییدم حالی كه دیده از خار غم خسته بود و آوا در گلو شكسته.

باید ولایت را بفهمیم! هاجر ولایت اسماعیل را درك نكرد. وقتی كه در سعی صفا و مروه بود مقام هفتمش را طی كرد، گرچه دریاس بود یعنی دیگر از همه چیز نا امید شده بود، برگشت دید چیزی كه دنبالش بود و می خواست، زیر پای پسرش است فهمید پسر یاور ولایت است، یعنی همین اولاد اسماعیل دارای ولایت شدند.

از چند نفر دو یا سه نفر می رسند و اگر شق القمر شود بقیه به طور نسبی باز هم آگاهی پیدا می كنند و بعضی از بعض دیگر بالاتر ، مثل یك رشته تسبیح كه از اول تا پایین اتصال است و نباید این اتصال را از دست دهید به این بند آویزان باشید حتی اگر آخرش باشید ممكن است اولی اش طلا بی خالص باشد دومی اش زر ناخالص باشد سومی اش نقره باشد همین طور تا پایین بیاید و به آنم مس و روی برسد اما جزء بند هست اگر این تكان بخورد آن بالایی هم تكان می خورد این را می گویند اتصال سعی كنید اتصال پیدا كند.

شریعت و طریقت در « ولایت » تجلی نمود پیامبر ولایت داشتند و همین ولایت ظهورش در مولا بود عمل كردن بر شریعت و رأی شرط راه است كه برای ما جلو انداختن رأی معصوم، ولایت است كه مولا در ماجرای تعیین جانشین عمر فرمودند رأی خودم، اینجا رأی خودشان را تأیید كردند كه هر زمان در رأی خاصی است یعنی درسنت پیامبر و رأی و اجتهاد با ولایت علی ، اینجا مولا می فرماید: رأی خودم یعنی رأی با زمان تطبیق می كند و هر زمانی با رأی یكی از ائمه است:

هر یك از ائمه مأمور آشكار كردن یكی از حالات مختلف پیامبر برای ما بودند. اما حسن با صبرشان كه این حكم رأی ایشان است ورأی زمان امام حسین استقامت وزیر و با زور نرفتن است و اینكه سنگ بزرگ گرفتن و از كوه بالا بردن بهتر از من و دو نان است . استقامت حسین صبر حسن، ایمان حسین به ما درس می دهد :

صیقلی را از سرای فاطمه دریافتیم حكم و رأفت از وجود مجتبی دریافتیم

چون در آن زمان شایع كرده بودند اینها نماز نمی خوانند و روزه نمی گیرند در شرع كاهلند لذا ایشان در عبادت و حق و قیام و قعود جلوه كردند كه باعث عظمت شریعت محمدی شد.

به دنبال عبادت اما سجاد، زحمات امام باقر و امام جعفر و امام صادق بود كه ایشان در علوم آثار فراوانی داشتند چون علوم در زمان فتنه بنی امیه و بنی عباس در دنیا در حال توسعه بود و این مخصوص بغداد و عربستن نبود، كم كم علم داشت جولان می داد و گسترده علم امام كاظم داشت آشكار می شد خواستند آن را متوقف كنند. پس امام موسی كاظم را در زندان انداختند و خواستند جلوی ولایت را بگیرند كه نشد و این امانت الهی از مولا به حضرت رضا رسید كه ایشان نیروی ولایت را بازنده كردن تصویر شیر روی پرده بارز كردند باز دشمنان ولایت با مقاصد شیطانی علی بن موسی الرضا را به پس از ایشان فرزند شانن حضرت جواد الائمه اما محمد تقی مأمور برجود و بخشش هستند.

و الجود التقویه و التقویه والنقاوه النقویه

جود و بخشش از تقی بی علی دریافتیم

فاش گویم از تقی اسرار لا دریافتیم

چقدر زیباست؛ به هر كسی نظر و لطفی كرد؛ امام علی النقی سر آمد نقبا هستند و قدرت تصرف و پیوند و اصلاح قلبها را دارند. هیبتی كه از امام حسن عسگری جرأت پرسش از جانشین ایشن را نكنند امام در نزوا باشند كه امر بر ما تا زمان مهدی صاحب المر ( عج ) پوشیده بماند . چرا كه موضوع غیبت امری الهی است.

ندانی بر آمد مگو سرما من آن صاحب راز را می شناسم

اختیار این است كه بیایی و خودت را تسلیم راه كنی این را می گویند قدر و اختیار حضرت وقتی سر غلام را برید گفت« ما خواستیم » فاردنا اینجا جبر و اختیار است.

آخر رسید به جبر مطلق كه گفت « او » [1] فراق افتاد بین او و بن خضر نمی توانست جبر را بكشد و قبول نكرد. جبر فقط مال اولیاء الله است كه آنچه او می كند این تابع است. آنجا در جنگ خندق كه عبدالرحمن ابن ملجم بچه بود و ركاب حضرت علی

( ع ) را می گیردپیغمبر تبسمی می كند و مولا می فرمایند كه چیست؟ و پیامبر می فرمایند تو هم می دانی كه اینها تو را نمی كشد قاتل تو این است . و عبد الرحمن زرنگ بود و فهمید گفت دستور بده دستهایم را قطع كنند و حضرت علی فرمرمودند كه تو كه كاری نكرده ای . قصاص قبل از جنایت! این موضوع خیلی خطرناك است و حضرت به او گفتند:

غم مخور جانا شفیع تو منم مالك روحم نه مملوك تنم

این چطور است و حادث و حادث را چگونه می بینید؟‌ حالا كه هنوز خبری نیست و هنوز پنجاه سال جا دارد تا اتفاق بیافتد ولی چون غور كرده و جنبه دید نورانی اش آن مراحل را طی می كند می بیند.

كسی كه چشم باطن دارد می بیند كه تو انسان هستی یا نیستی و وقتی كه به تو نگاه می كند صفتی كه در توست به او نشان داده می شود. علاقه و عشق ورزیدن به پیر است كه بینی كجا پا می گذارد تو همانجا پایت را بگذاری.

سوهان را به دست توم دهند باید آرام كار كنی تا زنجیر را ببری كه از این زندان نجات یابی. سوهان ذكر است با ذكر و فكر و تمركز و ریاضت شاقه مافوق الطاقه نجیر را ببر آن طرف سرمایه می خواهد . اینجا انرژی می خواهد استقامت برایتان واجب است. فاستقم كما امرت و من تاب معك (هود / 112)

تو سرمایه آینده را مصرف می كنی ما متأسفانه سر دیگران را عوض خودمان می خارانیم. ریاضت با یك نیروی باطنی می آید و شما از آن استفاده می كنید، اگر ترك خدمت كردی بد است لذا جرأت نمی كنی كه به كسی تهمت بزنی. اگر بزنی چند روز دلت ناراحت است نفس لوامه ترا می كوبد و تو را به پشیمانی می برد این همان نیرویی است كه تو كسب كرده ای و به دست آورده ای پس این نیرو را از دست ندهید تا به معنویت حقیقی برسید . پروازی است از درون به بیرون. روح از وجود شما خارج خواهد شد پس ما پیش از رفتن خارج كنید. آسان می روید و به سرنیزه روح را از شما نمی برند. تمام سلولها به زبان می آیند می پزندت و تو مرتب داد بزن ولی كسی نمی فهمد. اگر لطفی كند درست می شود یك قدم خلاق شرع برنداری البته راه طرقیت فقط راه گناه نكردن بلكه خیال گناه نكردن است تو یك نسخه انفرادی و انحصاری داری كه خودت می دانی و خدای خودت و كسی كه آن را به تو داده . غسل توبه و اتصال كنید كه او از گناهان بگذرد.

مردان خدا ساختمانی را بنا كرده اند كه خرابی ندارد آن دو متری قبر را محكم كرده اند معمارش هم ولایت است. اگر نكنند گیر می افتند تزلزل تر از صحنه ایمان بیرون می كند،‌هر كس ولایت را گم كرد بعد سقوط خواهد كرد.

هر كس به دنبال آن نیرویی كه در وجودش تجلی كند فریفته شود، سقوط می كند چه عاملی باعث شد كه این نیرو فرار بشود ؟ یا این نیرو را گم كند؟

همان چون و چرا در كار دوست چون و چرا كافی بود مردود گردی اگر چون و چرا كنی او وقتی باران می آورد خشت مال فریادش بلند است،‌باران نزند زارع دادش بلند است باران ببارد یا نبارد؟ پس تكلیف او چیست؟ «گر تو بهتر می زنی بستان بزنی بستان بزن»

خوب یك ولایت باید پشت این شرع باشد، یعنی یك نمكی باید در این شرع باشد. شیعه رایگان بدست نیامده چقدر مبارزه شده! ما كار نداریم تمام تمام شیعیان بودند كه كشته داند ، سر دادند تا توانستند اسم مولا را رواج بدهند. شكر خدا را می كنیم كه اكنون خد را هی انداخت جلوی ما كه توانستیم راه حقیقت را دریافت كنیم كه آن هم 12 امامی اصولی است.

پیر

در هر سلسله چهار پیر وجود دارد:

1- پیر ناطق 2- پیر دلیل 3- پیر صامت 4- پیر ارشاد

پشت پای پیامبران حركت كنید تا دست ما را پیر غایب بگیرد پیر غایب صامت و پیر حاضر ناطق است.

پیر صامت كه همان ولایت است،‌از نظر دیگران صامت است ولی برای شخص رهرو ناطق است با او سخن می گوید؛ سخنی بین آنهاست و كسی بین آنهاست و كسی بر آن آگاه نیست برای رهرو پیری ناطق كه سخنش را همگان می شنوند نیز هست او حقایقی را ابراز می كند دلیل راه است هر چند گاهی هم او خود صامت می شود بهر حال صامت شناخته شده نیست.

پیری كه چو بردلت نشیند حال ازل و ابد ببیند

پیری كه نباشد از كرامت پیری كه باشد استقامت

پیری كه زخویش رسته باشد

پیری كه مأمور به راهنمایی و هدایت شد، در هنگام وصل ، او می شود.

در موضوع اینكه كوشش مرید شرط است یا توجه پیر باید گفت كه البته كوشش از جانب مرید باید باشد ولی حق هم كمك خواهد كرد.

تا كه از جانب معشوقه نباشد كششی

كوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

حضرت سید علی مبدأ درویش در یكی از نوشته هایشان دارند كه :

«روحها مظهر اقطاب و پیران هستند كه در این دنبا به ما كمك می كنند»

او تا ابدال ،‌نجبا، نقبا، و رجال الغیب شما را نجاتتان می دهند،‌همراهتان هستند.

اكنون از 313 نفر یاران حضرت مهدی (ع) بیش از 200 نفر در كل كره خاكی نیستند. باید نیروی درون را استخراج كرد و به منصه ظهور درآورد كار پیر این است. ولی ابتدا سالك باید قدرت جذب را پیدا كند تا پیر كند تا پیر آنها را ظاهر كند پیر قدرت باز كردن گنجینه اسرار وجوددارد منتها مقیاسش متفاوت است. نار همان شهوت است؛ باید مثبت و منفی هر دو در انسان موجود باشد تا برقی و تلالؤیی ایجاد شود؛ در صورت نبود هر كدام چراغ روشن نخواهد شد. با نظر پیر سالك می تواند كائنات وجودش را تسخیر كند و پس از این او را به حركت در می آورد هر سلولی در بدن،‌نیرویی است كه باید ظاهر شود.

پیر خرابات آمد ما اسرار دلها اندر بر ما

پیران و اقطابی كه در این راه بدون تظاهر و پاداشی خدمت می كنند و در همین دنیا علامتش معلوم است، می توانند در این عالم گره از كار مردم باز كنند،‌انرژی را گرفته و متصرف است.

راهی است نجات دهنده باید از اولیا و بزرگان كمك بخواهیم آنها را می توانند ما رانجات دهند. حالا شاید هم میلشان نباشد كه نجات دهند. یك پیری دیدم و از او كمك خواستم و به او گفتم دعایی بفرمایید و او گفت : خدا انشاءالله دنیا را به شما بدهد پیرگاهی دعایی دنیایی می كند و دعایی طرفی نمی كند چون آن طرف خیلی سخت است و ممكن است آن طرف یقه خودش را هم بگیرند. هر چه نصیب است نشانه هایی در سیمای همه هست و این نشانه ها را اهل الله كه اولیا، اولیا را می شناسد و اگر وارد شود به یك جمعی كه اولیا دیگر نشسته باشند آنها می فهمیدند كه چه كسی وارد شده و فقط اهل الله این را می شناسند نه آنها كه كارشان فقط حرف الله است.

انسان كامل خودش رسیده است. انسان كامل مكمل خودش رسیده است و می تواند دیگران را هم هدایت كند ولی بعضی مواقع خودش میل ندارند اما بیشتر اوقات مأمور به هدایت سلسله می شود مولوی تا شمس را ندیده بود كامل مكمل نبود به او نیاز داشت شمس خودش كامل مكمل بود عشق داشت معدن را پیدا كرده بود.

تا با خودی تو بی منی باید كه ویرانت كنم

آنكه چشم باطن دارد می بیند كه تو چه انسانی هستی یا نیستی و یا عشق ورزیدن به پیر باشد باید ببینی او چه می كند تا پایت را بگذاری جای پایش تا به یكدم گاو عصارت كند. یك باشد باید ببینی او چه می كند خودش نگاهت می كند و حالات روزت را می بیند و اعمال روزانه ات را هم می بیند پیر تمام اینها را می فهمد. تو خودت را دست كن آن موقع انسان می شوی وقتی كه از در وارد می شوی و انسان نیستی من چكارت كنم؟ همینطوری نمی شود كه از در آمد به او بگویم چكاره ای . دعوا و مرافعه نكیند سرچیزهای بیخودی.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید