دانلود بررسی جنبش مشروطیت و تاثیر بازرگانان در ایجاد آن در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود بررسی جنبش مشروطیت و تاثیر بازرگانان در ایجاد آن در فایل ورد (word) دارای 185 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود بررسی جنبش مشروطیت و تاثیر بازرگانان در ایجاد آن در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

«فهرست كلی مطالب»
بخش اول/ ساختار جامعه شهری و پیشینه‌ی تحول‌خواهی بازرگانان ایران    
فصل اول: ساختار جامعه شهری و هرم قدرت در ایران دوره‌ی قاجار   
فصل دوم: مسایل بازرگانان و واكنش‌های آنان پیش از جنبش مشروطه‌خواهی    
بخش دوم/ نقش بازرگانان در جنبش مشروطیت ایران    
فصل اول: نقش بازرگانان در جریان مشروطه در تهران    
فصل دوم: جریان مشروطه‌خواهی بازرگانان در سه ایالت آذربایجان، یزد و بوشهر    
بخش سوم/ سهم بازرگانان از تشكیل نظام مشروطیت تا بمباران مجلس اول    
فصل اول: سهم بازرگانان در مجلس دوره‌ی اول و تصمیم‌گیری‌های آن    
فصل دوم: فعالیت‌های حمایتی بازرگانان ایران از مشروطیت در خارج از مجلس    
نتیجه    
فهرست منابع و مآخذ   
ضمایم (اسناد و تصاویر)   
     
«فهرست جزئی مطالب»
مقدمه    ا
بررسی منابع و مآخذ    
الف: منابع عمومی    
1ـ روزنامه‌ها     1
2ـ اسناد    4
3ـ تاریخ مشروطه ایران    5
4ـ كتاب آبی    6
5ـ تاریخ بیداری ایرانیان    6
6ـ سیاحتنامه ابراهیم‌بیك    7
7ـ كتاب احمد و مسالك المحسنین    9
8ـ خاطرات بهرامی    10
9ـ خاطرات احتشام‌السلطنه    11
ب: منابع تبریز   
1ـ قیام آذربایجان و ستارخان    13
2ـ رجال آذربایجان در عصر مشروطیت    13
3ـ قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت ایران    14
4ـ تاریخ انقلاب آذربایجان و بلوای تبریز     14
5ـ روزنامه انجمن تبریز     14
ج: منابع بوشهر   
1ـ سفرنامه سدیدالسلطنه    15
2ـ گزارش‌های سالانه سرپرسی كاكس    16
3ـ روزنامه مظفری    16   
د: منابع یزد   
1ـ كشف الحقایق    17
2ـ نشریات    18
3ـ خاطرات ارباب كیخسرو شاهرخ     18
بخش اول: ساختار جامعه شهری و پیشینه تحول‌خواهی بازرگانان ایران    
فصل اول: ساختار جامعه شهری و هرم قدرت در ایران دوره‌ی قاجار   
مناسبات ارگ، مسجد و بازار    20
روابط روشنفكران و بازرگانان در دوره‌ی قاجار    23
ویژگی‌های بازرگانان    26
فصل دوم: مسایل بازرگانان و واكنش‌های آنان پیش از جنبش مشروطه‌خواهی    
1ـ مبانی تعارضات و بحران‌های بازرگانان:    
الف: عوامل داخلی    27
ب: عوامل خارجی     30
ج: رشد و ارتقای سطح آگاهی سیاسی و اجتماعی     33
2ـ تلاش‌های اصلاح‌گرانه بازرگانان پیش از مشروطیت   
الف: واكنش‌های سیاسی بازرگانان   
1ـ1ـ تشكیل مجلس وكلای تجار (1301هـ.ق)    34
1ـ2ـ بازرگانان و جنبش تنباكو (1308هـ.ق)    36
ب: واكنش تجاری بازرگانان   
تشكیل كارخانه‌ها و شركت‌های تجاری     40
بخش دوم: نقش بازرگانان در جنبش مشروطیت ایران    
فصل اول: نقش بازرگانان در جریان مشروطیت در تهران    
علل و زمینه‌های تحصن تجار به حرم عبدالعظیم (1323هـ.ق)    43
وقایع منجر به مهاجرت صغری و دوران مهاجرت كبری و نقش بازرگانان     47
فعالیت فردی بازرگانان در تهران در جنبش مشروطیت :
1ـ خانواده‌ی امین‌الضرب    58
2ـ میرزا محمود تاجر اصفهانی    66
3ـ حاج محمدتقی بنكدار و برادرش حاج حسن    68
4ـ حاج محمداسماعیل مغازه‌ای     70
5ـ حاج آقامحمد معین التجار بوشهری    72
6ـ میرزا جوادخان سعدالدوله    75
7ـ حاجی محمدتقی شاهرودی    78
8ـ حاجی محمدعلی شالفروش    79
فصل دوم: جریان مشروطه‌خواهی بازرگانان در سه ایالت آذربایجان، یزد و بوشهر   
2ـ1ـ نقش بازرگانان در جریان مشروطه‌خواهی تبریزیان:
اهمیت تبریز    82
جنبش مشروطه‌خواهی در تبریز    83
بازرگانان تبریزی در مشروطیت:
1ـ علی مسیو    86
2ـ حاجی علی دواچی    87
3ـ حاج مهدی كوزه‌كنانی    87
4ـ حاج زین العابدین مراغه‌ای     91
5ـ میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی    93
2ـ2ـ نقش بازرگانان یزد در جنبش مشروطیت
اهمیت یزد    97
حاج محمدتقی مازار و مشروطیت    99
بازرگانان زرتشتی یزد و مشروطیت   
1ـ خاندان جمشیدیان    100
2ـ خاندان جهانیان    103
2ـ3ـ بازرگانان بوشهر در جنبش مشروطیت   
اهمیت بندر بوشهر    106
نقش بازرگانان بوشهر در جنبش مشروطیت    109
بخش سوم: سهم بازرگانان از تشكیلات نظام مشروطیت تا بمباران مجلس اول   
فصل اول: سهم بازرگانان در مجلس دوره‌ی اول و تصمیم‌گیری‌های آن    
1ـ بازرگانان و انتخابات مجلس اول    114
2ـ سهم و ایفای نقش بازرگانان در تصمیم‌گیری‌های مجلس اول   
2ـ1ـ ارایه‌ی لایحه استقراض دولت و واكنش بازرگانان در مجلس    117
2ـ2ـ وزارت مالیه و مساله مسیو جوزف نوز    122
2ـ3ـ میزان توجه به خواسته‌های تجار در مواد مصوب قانون اساسی و متهم آن     125
2ـ4ـ وزارت عدلیه و مسایل قضایی    128
2ـ5ـ مباحث وزارت تجارت با وكلای تجار برای علمی كردن فعالیت‌های تجار    130
2ـ6ـ وزارت مالیه و امور مالیات و امنیت ایالات    131
2ـ7ـ قرارداد 1907م. روس و انگلیس و واكنش تجار    133
2ـ8ـ سهم تجار در كمیسیون‌های مجلس     134
فصل دوم: فعالیت‌های حمایتی بازرگانان ایران از مشروطیت در خارج از مجلس    139
تشكیل انجمن‌های ایالتی و ولایتی، انجمن‌های سیاسی و انجمن‌های اقتصادی فعالیت بازرگانان تبریز:
1ـ در انجمن تبریز     140
2ـ تاسیس انجمن سعادت استانبول    144
3ـ حضور بازرگانان تبریزی در حزب اجتماعیون عامیون    145
فعالیت بازرگانان یزد در دوره مشروطه:
1ـ تشكیل انجمن‌های صنفی تجاری    146
2ـ فعالیت دو تجارتخانه جمشیدیان و جهانیان در تشكیل بانك ملی و تامین اسلحه مجاهدان     147
3ـ تلاش‌ها در اصلاح تنظیمات مالیاتی یزد    150
فعالیت تجار بوشهر در دوره مشروطیت:
تشكیل انجمن نظّار و اكثریت تجار عضو آن    153
اقدامات بازرگانان در مقابل ستم داخلی و سلطه خارجی    154
نتیجه‌گیری:    156
فهرست منابع و مآخذ    162
ضمایم (اسناد و تصاویر)    172

چكیده
رساله‌ی حاضر كه با عنوان «نقش و سهم بازرگانان در مشروطیت ایران با تكیه بر ایالات چهارگانه تهران، آذربایجان، یزد و بوشهر (1313-1326هـ.ق) تدوین شده است، به بررسی مبانی تعارضات بازرگانان و حاكمیت به عنوان علل مشروطه‌خواهی آنان و نقش و سهم این گروه اجتماعی در به ثمر رسیدن جنبش مشروطه و حیات نظام مشروطیت تا بمباران مجلس اول می‌پردازد. پرسش اساسی پیش روی پژوهشگر این است كه: «علل و عوامل مشروطه‌خواهی بازرگانان و نقش و سهم آنان در مشروطیت تا به توپ بسته شدن مجلس اول چه بود؟».
فرضیه اصلی تحقیق این كه: «بازرگانان به عنوان ركن اصلی بازار، یكی از سه گروه رأس هرم قدرت بودند و براساس جایگاه اجتماعی و اقتصادی خود به ایفای نقش در مسایل می‌پرداختند. آنان با آغاز دوره‌ی حكومت قاجارها و سلطه‌گری دول روس و انگلیس با وضعیت بدتری مواجه شدند؛ ضعف حكومت مركزی و سلطه حكام ستمگر و قدرت‌های خارجی، بازرگانان ایران را به مقام متضررترین قشر اجتماعی تنزل داد. این امر باعث افزایش تضاد بازرگانان و حاكمیت شد. بی نتیجه ماندن تلاش‌های گروهی بازرگانان برای مقابل با تهدیدات داخلی و خارجی باعث شد تا آنان آگاهانه برای تحقق خواسته‌های تاریخی خود از فعال‌ترین گروههای اجتماعی در جریان مشروطیت شوند.
یافته‌های اساسی رساله‌ی حاضر این كه: «1ـ بازرگانان ضمن خودآگاهی درونی و كسب علم و تجربه به خصوص از نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم میلادی به بعد باعث شد تا آنان در مقابل تهدیدات داخلی و سلطه خارجی به واكنش‌های سیاسی و تجاری تست بزنند. اما سلطه سنگین این دو مانع اصلی بهبود اوضاع شد. آنان انحطاط شدید اقتصادی كشور را به حاكمیت سیاسی و سیاست‌های اتخاذی آن نسبت می‌دادند و با این فكر، در اصلاح امور با جنبش مشروطه همراه شدند. 2ـ نقش بازرگانان در جنبش مشروطیت شامل حمایت مالی از تجمعات و ارایه فكر و اندیشه در اهمیت قانون مداری و ایجاد حكومت مركزی قوی و جمهوریت بود. بازرگانان روشنفكر و عمده با اخذ تجربیات از نظام سیاسی دول اروپایی به تالیف آثار و ارایه نظر قبل و پس از مشروطه پرداختند. از جمله آنان طالبوف، زین‌العابدین مراغه‌ای، تقی اف، حاج حسین امین‌الضرب، میرزا محمود تاجر اصفهانی، محمدتقی مازار و معین‌التجار بود. 3ـ سهم بازرگانان از برقراری مشروطیت، گنجاندن خواسته‌های خود در اصول قانون اساسی و متمم آن و تلاش برای قانونمند كردن همه امور ایران بود. حضور جدی و تلاشگر آنان در مجلس اول و كمیسیون‌های آن و عضویت در انجمن‌های ایالتی و ولایتی و حمایت از نظام مشروطیت در برابر بقایای مستبدان و سنگ‌اندازی خارجی‌ها و ارایه طرح‌های ملی در اقتصاد و.‌.. از موارد دیگر سهم بازرگانان از مشروطیت بود.
واژگان كلید:
نقش، سهم، مشروطیت ایران، بازرگانان، بازرگان روشنفكر، خواسته‌های تاریخی، مجلس شورای ملی
مقدمه:
رساله‌ی حاضر كه با عنوان «نقش و سهم بازرگانان دوره مظفری در جنبش مشروطیت ایران» تدوین و نگارش شده است، ضمن بررسی مبانی تعارضات بازرگانان ایران و نارضایتی آنان از ظلم و ستم داخلی و سلطه خارجی، نقش و سهم آنان را به عنوان یك نیروی اجتماعی در واقعه مشروطیت و نظام آن مشخص كرده است.
به لحاظ زمانی، محدوده این موضوع از جلوس مظفرالدین شاه قاجار تا بمباران مجلس شورای ملی دوره‌ی اول است. (25 ذیحجه 1313هـ.ق ـ 23 جمادی‌الثانی 1326هـ.ق). وسعت مكانی آن هم بررسی نقش و سهم بازرگانان در چهار ایالت عمده و تاثیرگذار ایران در جنبش مشروطیت یعنی تهران، آذربایجان، یزد و بوشهر را دربر می‌گیرد.
روش پرداختن به موضوع براساس روش تاریخی و بررسی توصیفی ـ تحلیلی و تطبیق داده‌ها و اطلاعات از اسناد و منابع است. شیوه گردآوری اطلاعات مراجعه به مراكز كتابخانه‌ای و آرشیوهای اسناد و روزنامه‌ها است.
تاكنون یكصد سال از جنبش مشروطیت به عنوان اولین حركت تحول‌خواهانه ایرانیان می‌گذرد اما هنوز تحقیق جدی و جزئی در مورد نقش و سهم بازرگانان ایران به عنوان یك گروه پر اهمیت اجتماعی انجام نشده است. تحقیقات جدیدی وجود دارد كه در آنان با محور قراردادن موضوع اقتصاد و تجارت بعضاً به بازرگانان مرتبط با موضوع پرداخته شده است. در مورد بازرگانان و مشروطیت مهمترین كار تحقیقی در ایران رساله‌ی دكتری خانم «سهیلا ترابی فارسانی» است. با توجه به آنكه حیطه زمانی ایشان در پرداختن به این موضوع از سال 1907م. به بعد است كه تا اوایل دوره پهلوی ادامه داده است، به تمركز اساسی به نقش بازرگانان در مشروطه نپرداخته است و در یك بخش مقدماتی تنها كلیات موضوع را مشخص كرده است. دوم آنكه ایشان در همین بخش علاوه بر كلی گویی، تنها جریانات مشروطیت ایران را در تهران دنبال كرده‌اند حال آنكه چه در برقراری نظام مشروطیت و چه در شرایط بحرانی پس از آن بازرگانان ایالات عمده از جمله تبریز، یزد و بوشهر جلوه‌های با ارزشی در آزادیخواهی و عدالت‌طلبی و قانونمداری و مبارزه با سلطه خارجی از خود به نمایش گذاشته‌اند و در بررسی موضوع بازرگانان و مشروطیت ایران حایز كمال اهمیت است.
منابع و مآخذ:
–    گیلبار، گاد. جی، تجار ایران و انقلاب مشروطیت، ترجمه جهانگیر پهلوان، زمینه ایرانشناسی، 1364.
–    تفرشی حسینی، احمد، روزنامه اخبار مشروطیت و انقلاب ایران «یادداشت‌های احمد تفرشی حسینی در سالهای 1321 تا 1328 قمری، به انضمام وقایع استبداد صغیر»، به كوشش ایرج افشار، (تهران، انتشارات، 1351).
–    آوری، پیتر، تاریخ معاصر ایران، ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی، انتشارات عطائی، 1277. 2جلد.
–    نواب رضوی، محمد، كشف‌الحقایق یا سفر چهارساعته، نسخه خطی، تهران، میكرو فیلم دانشگاه تهران، شماره 2540.
–    روزنامه رسمی كشور شاهنشاهی ایران، مدیر محمدهاشمی، مذاكرات مجلس دوره اول تقنینه 1325-1326هـ.ق.
–    تاریخچه سی‌ساله بانك ملی ایران 1377-1307هـ.ق، (تهران، بانك ملی ایران، 1338).
–    خاطرات ارباب كیخسرو شاهرخ، به كوشش شاهرخ شاهرخ و راشنارایتر، ترجمه غلامحسین میرزا صالح، (تهران، انتشارات مازیار، چاپ اول، 1382).
–    آیتی، عبدالحسین، تاریخ یزد یا آتشكده یزدان، (یزد، چاپخانه گلبهار، 1317).
–    طاهرزاده بهزاد، كریم، قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت ایران، با مقدمه سیدحسن تقی‌زاده و رضا شفق، (تهران، انتشارات اقبال، چاپ دوم، 1363).
–    افشار، ایرج، سواد و بیاض، (تهران، دهخدا، 1324).
–    پاولویچ،م. و ایرانسكی، تریا. س، انقلاب مشروطه ایران، ترجمه م. هوشیار، (تهران، شركت سهامی كتابهای جیبی، چاپ دوم، 1357).
–    براون، ادوارد. جی، انقلاب ایران، ترجمه احمدپژوه، (تهران، انتشارات كانون معرفت، چاپ دوم، 1338).
–    اشیدری، جهانگیر، تاریخ پهلوی و زرتشتیان، (تهران، انتشارات ماهنامه هوخت، 2536 شاهنشاهی).
–    صفائی، ابراهیم، رهبران مشروطه، (تهران، انتشارات جاویدان علمی، چاپ اول، 1344).
–    مجدالاسلام كرمانی، احمد، تاریخ انحطاط مجلس، مقدمه و تحشیه محمود خلیل‌پور، (اصفهان، انتشارات دانشگاه اصفهان، 1356).
–    بهرامی، عبدالله، خاطرات عبدالله بهرامی، (تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1363).
–    خاطرات احتشام‌السلطنه، به كوشش سید محمد مهدی موسوی، (تهران، انتشارات زوار، چاپ دوم، 1376).
–    وقایع اتفاقیه؛ مجموعه گزارش‌های خفیه نویسان انگلیس در والایات جنوبی ایران از سال 1291 تا 1322هـ.ق، به كوشش علی‌اكبر سعیدی سیرجانی، (تهران، انتشارات نوین، 1362).
–    كتاب تاریخی؛ گزارشهای سیاسی وزارت امورخارجه روسیه تزاری درباره انقلاب مشروطه ایران، به كوشش احمد بشیری، (تهران، نشر نور، چاپ اول، 1366، ج1).
–    گریوز، فیلیپ، مامولیت سرپرسی كاكس در حوزه خلیج فارس و ایران، ترجمه حسن زنگنه، (تهران، نشر به دید، چاپ اول، 1380).
–    گزارش‌های سالانه سرپرسی كاكس سركنسول انگلیس در بوشهر 1911-1905م /1329-1323هـ.ق، ترجمه حسن زنگنه، به كوشش عبدالكریم مشایخی، (بوشهر، انتشارات پروین، 1377).
–    كاظم‌زاده، فیروز، روس و انگلیس در ایران 1864-1914م. پژوهشی درباره امپریالیسم، ترجمه دكتر منوچهر امیری، (تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی (شركت سهامی)، چاپ دوم، 1371).
–    آدمیت، فریدون، ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران، (تهران، انتشارات پیام، چاپ اول، 2535 شاهنشاهی).
–    علوی، سیدابوالحسن، رجال عصر مشروطیت، به كوشش حبیب یغمائی، بازخوانی ایرج افشار، (تهران، انتشارات اساطیر، چاپ اول، 1363).
–    كتاب آبی؛ گزارش‌های محرمانه وزارت امور خارجه انگلیس درباره انقلاب مشروطه ایران، به كوشش احمد بشیری، (تهران، نشر نو، چاپ دوم، 1363، 7جلد).
–    جمالزاده، سید محمدعلی، گنج شایگان یا اوضاع اقتصادی ایران، (تهران، انتشارات كاوه، چاپ اول، 1362).
–    ملكزاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، (تهران، انتشارات علمی، چاپ سوم، 1371).
–    آدمیت، فریدون، فكر دموكراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران، (تهران، انتشارات پیام، چاپ اول، 1354).
–    مهدوی، شیرین، زندگینامه‌ی حاج محمدحسن كمپانی دارالضرب، ترجمه منصوره اتحادیه / فرحناز امیرخانی حسینك‌لو، (تهران، نشر تاریخ ایران، چاپ اول، 1379).
–    فلور، ویلم، م. جستارهایی از تاریخ اجتماعی ایران در عصر قاجار، ترجمه ابوالقاسم سری، (تهران، انتشارات توس، 1352، 2جلد).
–    ــــ، تجار در ایران عصر قاجار، ترجمه غلامعلی عرفانیان، (مشهد، دانشگاه فردوسی، مجله دانشكده ادبیات و علوم انسانی، سال سیزدهم، 2536 شاهنشاهی، شماره اول).
–    معتضد، خسرو، حاج امین‌الضرب و تاریخ تجارت و سرمایه‌گذاری صنعتی در ایران، (تهران، انتشارات جانزاده، چاپ اول، 1366).
–    اشرف، احمد، موانع تاریخ رشد سرمایه‌داری در ایران، (تهران، انتشارات زمینه، چاپ اول، 1359).
–    آدمیت، فریدون و ناطق، هما، افكار اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در آثار منتشر نشده دوره قاجار، (تهران، انتشارات آگاه، چاپ اول، 1356).
–    كرزن، جرج.ن، ایران و قضیه ایران، ترجمه وحید مازندرانی، (تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم، 1367. 2جلد).
–    سدیدالسلطنه مینابی بندرعباسی، محمدعلی خان، سفرنامه سدیدالسلطنه «التدقیق فی سیر الطریق»، تصحیح و تحشیه احمد اقتداری، (تهران، انتشارات بهنشر، چاپ اول، 1362).
–    اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، المآثر و الآثار، «چهل سال تاریخ ایران در دوره پادشاهی ناصرالدین شاه» به كوشش ایرج افشار، (تهران، انتشارات امیركبیر، چاپ اول، 1362، ج1).
–    سپهر، عبدالحسین‌خان، یادداشت‌های ملك‌الموریخن و مرآت الوقایع مظفری، با تصحیحات و مقدمه دكتر عبدالحسین نوایی، (تهران، انتشارات زرین، چاپ اول، 1368).
–    خاطرات كلنل كاساكوفسكی، ترجمه عباسقلی جلّی، (تهران، چاپخانه كاویان، چاپ دوم، 2535 شاهنشاهی).
–     تیموری، ابراهیم، تحریم تنباكو اولین مقاومت منفی در ایران، (تهران، كتابخانه سقراط، چاپ اول، 1328).
–    شریف كاشانی، محمد مهدی. واقعات اتفاقیه در روزگار، به كوشش منصوره اتحادیه (نظام مافی) و سیروس سعدوندیان، (تهران، نشر تاریخ ایران، چاپ اول، 1362).
–    كدی، نیكی.ر، تحریم تنباكو در ایران، ترجمه شاهرخ قائم مقامی، (تهران، شركت سهامی كتابهای جیبی، چاپ اول، 2536شاهنشاهی).
–    لسان‌الملك سپهر، محمدتقی، ناسخ‌التواریخ، به اهتمام جمشید كیانفر، (تهران، انتشارات اساطیر، چاپ اول، 1377، 4جلد)
–    تاریخ استقرار مشروطیت در ایران (مستخرج از روی استاد محرمانه وزارت امور خارجه انگلستان)، استخراج و تهیه حسن معاصر، (تهران، انتشارات ابن سینا، 1347).
–    رفیعی، منصوره، انجمن «ارگان انجمن ایالتی آذربایجان»، (تهران، نشر تاریخ ایران، 1362).
–    عبدالله، فتح‌الله، گوشه‌ای از تاریخ ایران، ترجمه غلامحسین متین، (تهران، چاپ آفتاب، 1366).
–    مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه از سلطنت مظفرالدین شاه تا قرارداد وثوق‌الدوله ـ كاكس، (تهران، انتشارات زوار، چاپ دوم، بی‌تا، ج1).
–    دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، (تهران، انتشارات ابن سینا، بی‌تا، ج2)
–    آدمیت، فریدون، اندیشه ترقی و حكومت قانون در عصر سپهسالار، (تهران شركت سهامی انتشارات خواندی، چاپ اول، 1351).
–    حاج سیاح محلاتی، محمدعلی، خاطرات حاج سیاح یا دوره خوف و وحشت، به كوشش حمید سیاح، به تصحیح سیف‌الله گلكار، (تهران، كتابخانه ابن‌سینا، 1346).
–    هدایت، مخبرالسلطنه، گزارش ایران (قاجاریه و مشروطیت)، مقدمه از سعید وزیری، باهتمام محمدعلی صوتی، (تهران، نشر نقره، چاپ دوم، 1363).
–    لمبتون، آن. ك.س، ایران عصر قاجار، ترجمه سیمین فصیحی، (مشهد، انتشارات جاویدان خرد، چاپ اول، 1375).
–    كسروی، احمد، تاریخ هیجده ساله آذربایجان، (تهران، امیركبیر، چاپ چهارم، 1346).
–    ورهرام، غلامرضا، تاریخ سیاسی و سازمانهای اجتماعی ایران در عصر قاجار، (تهران، انتشارات معین، چاپ دوم، 1369).
–    نجارزاده تبریزی، عبدالرحیم بن‌ابوطالب، كتابخ احمد یا سفینه طالبی، (تهران، انتشارات گام، چاپ دوم، 1336).
–    جورابچی، حاج محمدتقی، حرفی از هزاران كاندر عبارت آمد (وقایع تبریز و رشت 35-1326هـ.ق)، به كوشش منصوره اتحادیه (نظام مافی) و سیروس سعدوندیان، (تهران، نشر تاریخ ایران، چاپ اول، 1363).
–    ضرابی (سهیل كاشانی)، عبدالرحیم كلانتر، تاریخ كاشان، به كوشش ایرج افشار، (تهران، كتابفروشی ابن سینا، چاپ دوم، 1341).
–    حسینی فسایی، حاج میرزا حسن، فارسنامه ناصری، تصحیح و تحشیه، دكتر منصور رستگار فسایی، (تهران، انتشارات امیركبیر، چاپ اول، 1361، ج1).
–    تنكابنی، میرزا محمد، قصص‌العلماء، (تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، بی‌تا).
–    مجتهدی، مهدی، رجال آذربایجان در عصر مشروطیت، (تبریز، نقش جهان، 1327).
–    تركمان، محمد، اسنادی درباره هجوم انگلیس و روس به ایران (1287 تا 1291هـ.ش)، (تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، چاپ اول، 1370).
–    براون، ادوارد. جی. نامه‌هائی از تبریز، ترجمه حسن جوادی، (تهران، خواندی، چاپ دوم، 1361).
–    اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، مرآت‌البلدان، به كوشش پرتو نوری علاء و محمدعلی سپانلو، (تهران، نشر اسفار، چاپ اول، 1364. ج3).
–    محیط مافی، هاشم، تاریخ انقلاب ایران یا مقدمات مشروطیت، به كوشش مجید تفرشی و جواد جان فدا، (تهران، انتشارات علمی، 1366).
–    ناطق، هما، بازرگانان در داد و ستد با بانك شاهی و رژی تنباكو، (تهران، توس، 1373).
–    نجفی، موسی، متون، مبانی و تكوین اندیشه تحریم در تاریخ سیاسی ایران، (مشهدی، آستان قدس، 1371).
–    هدایت، مهدیقلی‌خان، خاطرات و خطرات، (تهران، زوار، 1360).
–    شفیع قزوینی، محمد، قانون قزوینی، به كوشش ایرج افشار، (تهران، طلایه، 1370).
–    شوستر، مورگان، اختناق ایران، ترجمه ابوالحسن موسوی شوشتری، تصحیح و حواشی فرامرز برزگر و اسماعیل رائین، (تهران، صفی علیشاهی، 1351).
–    صدر هاشمی، محمد، تاریخ جراید و مجلات ایران، (اصفهان، انتشارات كمال، 1364).
–    نجارزاده تبریزی، عبدالرحیم بن شیخ ابوطالب. مسالك المحسنین، حواشی و مقدمه باقر مومنی، (تهران، انتشارات شبگیر. چاپ دوم، 1356).
–    یكتایی، مجید، تاریخ گمرك ایران، (تهران، انتشارات دانش، چاپ اول، 1355).
–    پولاك، ادوارد. یاكوب، سفرنامه پولاك «ایران و ایرانیان»، ترجمه كیكاووس جهانداری، (تهران، شركت سهامی انتشارات خواندمی، چاپ اول، 1361).
–    دستره، آنت، مستخدمین بلژیكی در خدمت دولت ایران (1898-1915م.)، ترجمه منصور اتحادیه (نظام مافی)، (تهران، نشر تاریخ ایران، چاپ اول، 1363).
–    ناظم‌الاسلام كرمانی، میرزا محمد، تاریخ بیداری ایرانیان، به اهتمام علی‌اكبر سعیدی سیرجانی، (تهران، انتشارات آگاه، چاپ چهارم، 1362. 2جلد).
–    مراغه‌ای، حاج زین‌العابدین، سیاحتنامه ابراهیم بیك «یا بلای تعصب او»، با مقدمه و حواشی باقرمومنی، (تهران، نشر سپیده، چاپ چهارم، 2537 شاهنشاهی، ج1).
–    ـــ، سیاحتنامه ابراهیم بیك، به كوشش م.ع. سپانلو، (تهران، نشر اسفار، 1364، ج2و3).
–    كسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، (تهران، انتشارات امیركبیر، چاپ نهم، 1351).
–    جوادی، شفیع، تبریز و پیرامون تبریز، (تبریز، بنیاد فرهنگی رضا پهلوی آذربایجان خاوری، 1350).
–    سروش سروشیان، جمشید، تاریخ زرتشتیان كرمان در این چند سده، با مقدمه استاد دكتر باستانی پاریزی، (كرمان، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، 1371، جلد نخست).
–    ویجویه، محمدباقر، تاریخ انقلاب آذربایجان و بلوای تبریز، با مقدمه علی كاتبی، (تهران، كتابسرای سیمرغ، 2535 شاهنشاهی).
–    مسرت، حسین، مطبوعات یزد در مشروطیت، نامواره دكتر محمد افشار، به كوشش ایرج افشار، (تهران، بنیاد موقوفات دكتر محمود افشار، 1268، ج5).
–    عیسوی، چارلز، تاریخ اقتصادی ایران، ترجمه یعقوب آژند، (تهران، نشر گستره، 1362)
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن 12و13و14 هجری، (تهران، كتابهای جیبی، 1358).

منابع به زبان انگلیسی:
–    G.Jones, Banking and Epire in Iran, The history of the British Bank of Middle East, Vol 1. Cambridge university press U.K. 1986.
–    Werner, Christoph, “Pious Merchants Religious sentiments in wills and testaments”, Religion and society in Qajar Iran, Ed. by: Robert Gleave, london and newyork, Routledge Curzon, 1st Ed.2005.
–    Gilbar. G.G, The merchants (Tujjar) and the persian constitutional revolution of 1905, As lan and African studies, XL, 1997.

روزنامه‌ها:
اختر 1308هـ.ق .
پرورش 1318هـ.ق .
ثریا 1317،1318 و 1323هـ.ق .
جدیده ملی انجمن تبریز سال‌های 1324 و 1325 هـ.ق .
حبل‌المتین (تهران) 1326 و 1325هـ.ق.
حبل‌المتین (كلكته) سال‌های بین 1313 هـ.ق تا 1324هـ.ق.
روزنامه مذاكرات مجلس به مدیریت محمد هاشمی دوره اول قانونگذاری 1326 و 1325هـ.ق.
صوراسرافیل 1326 و 1325هـ.ق.
روزنامه مظفری (بوشهر) 1319-1326هـ.ق.

اسناد:
سازمان اسناد ملی: پرونده‌های مربوط به وزارت مالیه، وزارت تجارت، وزارت عدلیه، اسناد ادارات گمركی، اسناد مربوط به اشخاص تجار از سال 1313 تا 1327هـ.ق اسناد مربوط به تهران، آذربایجان، یزد و بوشهر سالهای بین 1313 تا 1326هـ.ق.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله کفر در دیوان حافظ در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله کفر در دیوان حافظ در فایل ورد (word) دارای 43 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله کفر در دیوان حافظ در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله کفر در دیوان حافظ در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله کفر در دیوان حافظ در فایل ورد (word) :

خلاصه مقاله
مبانی و مفاهیم کفر در دیوان حافظ
ما در این مقاله که حاصل مطالعه و بررسی خاص مقوله «کفر» در دیوان حافظ و تعدادی از امهات کتب عرفانی است کوشیده ایم تا نشان دهیم:اولاً حافظ علاوه بر وقوف بر معانی گوناگون دینی و قرآنی کفر بر معانی عرفانی آن آگاه بوده و در شعر خود به آن معانی نظر داشته، ثانیاً کفر بمعنی بی ایمانی در دیوان او آنچنانکه ویژگی سبک و زبان او یعنی ایهام است موهم معنای «کفران» یعنی ناسپاسی هم هست؛ سوم آنکه او در بکارگیری کلمات کفر یا کافر قصد اتهام نداشته و خود را در مقام مفتیان متصلب اهل تکفیر نمی نشاند، چهارم آنکه او ضمن اطلاع از معانی و مفاهیم رایج کفر معانی و مفاهیم خاص خویش را از کفر بیان داشته و آنگونه که شیوه ابتکاری و خلاق اوست برای مقوله کفر یا کافری نیز مصادیقی را نشان داده است که بدون تأمل و درنگ در دیوان او این تازگی و خلاقیت در اظهار معانی و مصادیق خاص آشکار نمی‌شود؛ پنجم آنکه استفاده او از کلمه کفر یا کافری بیشتر وسیله ای است برای ابراز انزجار و نفرت از رفتار خلاف اخلاق و دیانت مدعیان اخلاق و دینداری و بنابراین کفر مشبه بهی است متناسب با زمان شاعر برای اعمال ناپسند آنان و همه غافلان از حقیقت از جمله ارباب زو و تزویر .
بنابراین تفاوت و تازگی این مصادیق و مفاهیم برای نگارنده او را بر آن داشت تا این جلوه های متفاوت و تازه از مفهوم کفر و مصادیق آنرا در معرض توجه علاقه مندان پژوهشگر قرار دهد.
حاصل کار آنکه در دیوان حافظ هفت کفر یا مظهر و مصداق آن تجلی یافته و ما در این مقاله آن هفت را مورد ارزیابی قرار داده و مبانی و آبشخور اعتقادی آنها را نیز در حد توان و مقدور بیان داشته ایم که عبارتند از:رنجیدن، بخل و امساک، تکیه بر تقوا و دانش، خزینه داری میراث خوارگان، خامی، خودبینی و خود رأیی، و سرانجام زرق و ریا که به تعبیر خواجه ، آتش آن «خرمن دین» را خواهد سوخت. تا که قبول افتد و چه در نظر آید.
واژه های کلیدی :کفر، کافری، کفران، حافظ، دیوان حافظ، مبانی و مفاهیم کفر

مبانی و مفاهیم کفر در دیوان حافظ
پیش از ورود به بحث عناوین مهم مقاله را به شرح زیر طبقه بندی و تقسیم می نماید.
– معانی و تعاریف کفر در قرآن
معانی و تعاریف کفر در نزد عارفان
– طبقات و انواع کفر
– توسعه معنای کفر در نزد عارفان
– لزوم وجود کفر برای شناخت ایمان و ظهور آن
– یگانگی یا وحدت مقصد کفر و دین
– تحول معنایی کفر در معنای کفران یعنی ناسپاسی به کفر در معنی بی ایمانی
– وسعت کاربرد کفر در معنای ناسپاسی یا کفران
– مبانی و مفاهیم کفر در دیوان حافظ
-کفرهای هفتگانه و تعلیل آنها
1-رنجیدن
2-بخل و امساک
3-تکیه بر تقوا و دانش
4-خزینه داری برای وارثان
5-خامی
6-خودبینی و خودرایی
7-ریا و سالوس
– نتیجه

مقدمه
معانی و تعاریف کفر در قرآن
«بدان که کفر در قرآن بر پنج وجه باشد. وجه نخستین کفر بمعنی انکار کردن بود چنانکه خدای در سوره بقره گفت:ان الذین کفروا سواء علیهم ء انذرتهم ام لم تنذرهم لا یؤمنون» (بقره/6)
وجه دوم کفر بمعنی فرا پوشیدن بود چنانکه در سوره الحج گفت: ان الذین کفروا و یصدون عن سبیل الله» یعنی کفروا بتوحید الله. (حج/25)
وجه سیم کفر بمعنی ناشناختن بود چنانکه در سوره البقره گفت:«فلما جاء هم ما عرفوا کفروا به» یعنی لم یعرفوه (بقره/89)
وجه چهارم کفر بمعنی ناسپاسی کردن بود. چنانکه در سوره البقره گفت :«واشکرو لی و لا تکفرون» یعنی و لا تکفروا نعمتی
و وجه پنجم کفر بمعنی بیزار شدن بود چنانکه در سوره ابراهیم گفت:«انی کفرت بما اشرکتمونی من قبل» (ابراهیم/22) یعنی انی تبرات . و در سوره العنکبوت گفت:«ثم یوم القیامه یکفر بعضکم ببعض»(عنکبوت/25) یعنی یتبرا بعضکم من بعض
صاحب «قاموس قرآن» در ترجمه کفر از «مفردات» راغب اصفهانی آورده است:«کفر در لغت بمعنی پوشاندن شیء است. شب را کافر گوئیم که اشخاص را می‌پوشاند و زارع را کافر گوئیم که تخم را در زمین می پوشاند. کفر نعمت، پوشاندن آن است با ترک شکر، بزرگترین کفر انکار وحدانیت خدا یا دین یا نبوت است. کفران، بیشتر در انکار نعمت و کفر در انکار دین بکار رود. »

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود تحقیق پژوهشی در باره شـاهـنـامه فردوسی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق پژوهشی در باره شـاهـنـامه فردوسی در فایل ورد (word) دارای 101 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق پژوهشی در باره شـاهـنـامه فردوسی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود تحقیق پژوهشی در باره شـاهـنـامه فردوسی در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود تحقیق پژوهشی در باره شـاهـنـامه فردوسی در فایل ورد (word) :

ما آنچیزی نیستیم ، که ساخته اند
ما آنچیزی میشَـویم ، که میجوئیم

ما خدائی را میجوئیم که آب روانست، و تخم هستی ما، آنرا شب و روز مینوشد، تا بروید و درفرازش ، خوشه بینش شود ، وتا ازمکیدن این آب، تخم هستی ما ، بروید و دراین گیتی بهشت ازما برآید، و سراپایمان ، خنده شود . تا ازخنده وشاد شدن ، گوهرما و اوباهم، زیباشود ، تا باهم اصل زیبائی باشیم .ما خدائی را میجوئیم که درهم به پیچیم ، مانند پیچه به تنه درخت ، تا باهم ، اصل زیبائی و هم آهنگی وجشن و بینش باشیم . جائی ترس و بیم هست، که خدا و انسان، همآغوش و جفت و آمیخته باهم نیستند . از بریدگی خدا ازانسان، زشتی و بیم درگیتی، پیدایش می یابد . انسان ، زشت میشود، چون دراین بریدن ، گناهکارمیشود، و خدا ، زشت میشود، و میترسد که صورت خود را بنماید و ازانسان ، زشت تصویر گردد .هنگامی خدا از انسان، بریده میشود، خدا ، تبدیل به خالق ومعبود ، و انسان، تبدیل به مخلوق وعبد میشود ، و دیگر،« یارهمدیگر» نیستند، و با این بریدگی ازهم ، زشتی ودوزخ، پیدایش می یابد، که پیکر یابی « بیم وترس» است ، وهردو ازهم میترسند وازهمدیگر میگریزند . یکی منکرخدا میگردد ، تا ازاو، آزادی بیابد، و دیگری ، قدرت انحصاری میطلبد، تا انسان را بزنجیروبند بکشد .هنگامی خدا از انسان بریده و پاره کرده شد، و ناهمسرشت شدند، گناه و بیم و دوزخ ، پیدایش یافت . آنگاه خدا، از دنیا بریده شد، دنیا زشت وفانی شد ، و بهشت ازدنیا ، تبعید گردید ، ونیازبه ایمان آوردن به غیب بود .آنگاه که خدا را ازانسان بریدند، انسان دررنج و کین ورزی هبوط کرد وگناهکارشد،و خدا،محکوم به خودپرستی وقدرتپرستی و انحصارکردن قدرت به خود شد .
آنگاه که خدارا ازانسان بریدند، انسان برآن شد، که خدارا فراموش کند، و خدا برآن شد، که انسان را عبد خودش کند، و فراموشی انسان را گناه بداند . آنگاه که خدا را ازانسان بریدند ، انسان کوشید که در دنیا، بهشت برای خودش بسازد، و خدا ، آن بهشت را ویران ساخت، و کوشید که بهشتی، فراسوی دنیا برای غلامان حلقه بگوشش بسازد که عمرخود را صرف عبودیت او کرده اند و هیچگاه از آن یاد نیاورده اند که باخدا ، جفت و یارند . ودرهردو، عشق،خشکید.آنگاه که خداراازانسان بریدند، خدا برای انسان،عظیم ووحشت آورشد، وانسان، پشت به خدا کرد وازاو گریخت،وخدا، تنها ماند .آنگاه که خدا را ازانسان بریدند، جشن گاهها، تبدیل به معابدشدند ، و خدا وانسان ، دیگر نمیتوانستند باهم برقصند، با هم بنوازند ، با هم آواز بخوانند و باهم بخندند .
آنگاه که خدارا ازانسان بریدند ، خدا، قدرت پرست شد و هرکه را خواست، عزیزکرد و هرکه را خواست ذلیل کرد، و قدرت را به خود منحصر ساخت، وانسان را ازآن محروم ساخت ، وفضیلت انسان را تسلیم شدن و مطیع بودن و عبودیت کرد . تا انسان دربرابراو، همیشه احساس تقصیر و نقص وعجزکند ، و تنها خداست که حق به « کبر« دارد ، و کبر فروختن برای خدا، حتا فضیلت است و او خودش را بنام« اکبر» ستود .آنگاه که خدا را ازانسان بریدند ، این بزرگترین توهین شد که انسان لب برلب خدا بنهد و اورا ببوسد ، گیسوی خدا را با انگشتانش، شانه کند و اورا در آغوش بگیرد و با او دریکجا مانند زال خانه بگیرد ، و برای خدا، برترین نقص شد که با انسان بیامیزد، تا آلوده به عجزو فقرو نقص و ضعف نگردد ، تا متعالی وپاک بماند .آنگاه که خدا را ازانسان بریدند ، انسان از دیدن چهره خدا ، چنان به وحشت میافتد که جادرجا میمیرد و جانش ازقالب تهی میگرددو خدا ، حق ندارد که صورتهائی ازخود بکشد و آنهارا رنگین کند و پیکرهای خودرا بتراشد . خدا، نقاشی و پیکرسازی و رنگرزی را فراموش کرد .آنگاه که خدارا ازانسان بریدند ، انسان حق نداشت ، هیچکس را جز خدا دوست بدارد . بدینسان، سرچشمه عشق دراو خشکید ، چون خدا هم ، که ازاو بریده شده بود ، دیگر دوست داشتنی نبود . او به کسی که ازاو بریده است، تعظیم میکند ، ولی نمیتواند اورا دوست بدارد .آنگاه که خدارا ازانسان بریدند، خدا ، کامل شد، و با رسیدن به کمال ، آزادی را ازدست داد ، چون درکمال، آزادی نیست . وانسان، ناقص شد، و هرناقصی، آزاد است ، ولی گناهکار. ودرانسان ، جمع گناه ِناقص بودن وداشتن ِ آزادی، مزه آزادی را هم از بین برد .
اینست که خدا و انسان، به فکرآن افتادند که بازباهم بیامیزند و همگوهروهمسرشت بشوند، و باز به هم بپیچند ، وبازیکی آب ، و دیگری ، تخم بشود تا باهم بیامیزند و برویند ، و باز یکی تارو دیگری پود بشود ، تا باهم یک جامه بشوند، و تا خدا، جنینی درزهدان انسان بشود . آنگاه که انسان وخدا باهم سرشته و ازهم جدا ناپذیرشدند ، آنگاه کسانی که میخواستند از « واسطه گری میان خدا و انسان» ، عایدات داشته باشند ، دشمن عشق ورزی میان خدا و انسان شدند. اینها ارّ ه شدند ، تا درختی را که خدا ریشه اش و انسان شاخه وبرش هست ازهم ببرند ، اینها مقراض شدند تا پارچه ای را که خدا تارش و انسان، پودش هست ازهم ببرند ، اینها تیغی شدند تا شاهرگ انسان را که خدادرآن خون روانست ، ببرند .
اینها، همان ارّه و تیغ و مقراض نوری بودند، که جمشید را که بُن همه انسانها بود ، ازجفتش که سیمرغ یا خدا بود ، بریدند . چون جمشید ، ازاین آب روان که ساقی آسمان ، سیمرغ ، درجامش فرومیریخت، روشن میشد ، وحقیقتی را می یافت که برّندگی تیغ و اره و مقراض را نداشت .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله رایگان خلاصه داسنان بوف کور در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله رایگان خلاصه داسنان بوف کور در فایل ورد (word) دارای 4 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله رایگان خلاصه داسنان بوف کور در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله رایگان خلاصه داسنان بوف کور در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله رایگان خلاصه داسنان بوف کور در فایل ورد (word) :

خلاصه بخش نخست
کتاب با این جملات مشهور آغاز می‌شود «در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره آهسته روح را در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند -زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی به‌وسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تأثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد میافزاید». در این بخش (که ساکن خانه‌ای در بیرون خندق شهر ری است) به شرح یکی از این دردهای خورهوار میپردازد که برای خودش اتفاق افتاده. وی که حرفه نقاشی روی قلمدان را اختیار کردهاست به طرز مرموزی همیشه نقشی یکسان بر روی قلمدان میکشد که عبارتست از دختری در لباس سیاه که شاخهای گل نیلوفر آبی به پیرمردی که به حالت جوکیان هند چمباتمه زده و زیر درخت سروی نشستهاست هدیه میدهد. میان دختر و پیرمرد جوی آبی وجود دارد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود بررسی شخصیت دانای توس در شاهنامه در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود بررسی شخصیت دانای توس در شاهنامه در فایل ورد (word) دارای 120 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود بررسی شخصیت دانای توس در شاهنامه در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

پیش درآمد ?

فصـل اوّل. ?

دانای توس.. ?

شاهنامه. ?

فصل دوّم ?

عـلـوم بـلاغـی. ?

فصاحت و بلاغت.. ?

هدف علوم بلاغی: ??

اهمّیّت بلاغت: ??

بلاغت پس از اسلام: ??

الف) قرن اوّل هجری: ??

ب) قرن دوّم و سوّم و چهارم هجری: ??

ج) قرن پنجم هجری: ??

نخستین آثار مستقل در بلاغت فارسی: ??

ترجمان البلاغه. ??

حدائق السّحر فی دقائق الشعر. ??

المعجم فی معاییر اشعار العجم ??

تعریف علم بیان. ??

مؤسّس بیان. ??

فایده ی علم بیان. ??

فـصل اوّل. ??

درآمدی بر تشبیـه. ??

ارکان تشبیه : ??

ب) اقسام تشبیه به اعتبار ادات تشبیه : ??

ج) اقسام تشبیه به اعتبار وجه شبه : ??

?- انواع تشبیه از نظر ذکر یا عدم ذکر وجه شبه : ??

?- انواع تشبیه از نظر مفرد یا مرکّب بودن وجه شبه : ??

تشبیه تمثیل : ??

دیدگاه تشبیه گرایان درباره ی تمثیل: ??

شیوه ی تشخیص تمثیل از دیدگاه دکتر شفیعی : ??

دیدگاه استعاره گرایان درباره ی تمثیل : ??

عبدالقاهر جرجانی و تمثیل : ??

?- انواع تشبیه از نظر حسّی، عقلی و تخییلی بودن وجه شبه : ??

زاویه ی تشبیه : ??

د) اقسام تشبیه به اعتبار طرفین تشبیه. ??

تشبیه وهمی و خیالی. ??

?- اقسام تشبیه از نظر تعدّد طرفین : ??

دیگر اقسام تشبیه. ??

زیبایی تشبیه. ??

حماسی بودن تشبیهات و تصویرهای شاهنامه. ??

بررسی موارد تشبیه در شعر فردوسی. ??

الف ) مواردی که در تصاویر تشبیهات شاهنامه از طبیعت گرفته شده: ??

تشبیهات و استعارات فردوسی در باره ی شب.. ??

فصل دوم ??

مجاز. ??

قرینه بر دو نوع است : لفظی و معنوی ( حالی و مقالی ) ??

? . مجاز مرسل با علاقه ی  «حالّ و محلّ» یا  «ظرف و مظروف» : ??

فصـل سوم ???

استعاره ???

الف ) تعریف استعاره : ???

فایده ی استعاره ???

ب)ارکان استعاره ???

چگونگی کاربرد استعاره در شاهنامه : ???

ج) انواع استعاره : ???

در آمدی بر انسان انگاری ( = تشخیص ) : ???

فصـل چهارم ???

جلوه ی رنگ ها در شاهنامه ی فردوسی. ???

رنگ سیاه : ???

رنگ سفید : ???

رنگ سرخ : ???

رنگ زرد : ???

رنگ آبی : ???

رنگ سبز : ???

منابع. ???

      حکیم ابوالقاسم فردوسی از ستارگان درخشان ادب و فرهنگ ایران است که با آفرینش اثر هنری خویش « شاهنامه » در میان مردم  ، شهرتی جهانی یافت . وی در سـال 329 یـا 330 هـ . ق  در قـریه ی « پاژ » از ناحیه ی تابران توس پا به جهان هستی نهاد و در سال های 411 تا 416  هـ. ق چشم از جهان فرو بست و  متجاوز از هشتاد سال عمر کرد .
      فردوسی متعلّق به طبقه ی دهقانان بود. دهقانان طبقه ای از مالکان حدّفاصل میان طبقه ی کشاورزان و اشراف درجه ی اوّل بوده  و صاحب مقام و امتیاز اجتماعی خاصّی بودند .
    زندگانـی ایـن دسته در کـاخ هایی که در زادگاه خود داشتـند می گذشت و تا حـدود حمله ی مغول به تدریج بر اثر فتنه ها و آشوب ها و تضییقات گوناگون از بین رفتند . اینان در حفـظ نژاد و نسـب و تاریـخ و رعایـت آداب و رسـوم ملّـی ، تعـصّب و سختگیـری خـاص می کردند . 
    ظاهراُ بین سی و پنج تا چهل سال بیشتر نداشت که دقیقی شاعرحماسه پرداز و هم ولایتی او که نظم روایات ملّی ایران را چند سال پیش آغاز کرده بود ، در سنّ جوانی به دست غـلامش کشته شد . طبع خداداد و قریحه ی خلّاق و گشاده زبانی و وسعت اطلّاع فردوسـی ، آرزوی به نظم درآوردن شاهنـامه را پیوستـه در وی تقویـت می کـرد و او را به تکـاپو در جـهـت نـظم داستان های شاهنامه برمی انگیخت . وی از روی خداینـامه ی مـنثور که دربرگیـرنده ی تاریـخ شـاهان قدیم ایران بود و به امر ابومنصور محمد بن عبدالرّزاق توسی فراهم آمده بود ، سرودن شاهنامه را آغاز کرده ، با دقّت و امانتداری بسیار آن داستان هـای منثـور را به نظم در می آورد و هرگاه فرصتی می یافت به بیان اندیشه های خود در زمینه های مختلفی چون پندو اندرز، ستایش خرد و خردمندی و راستی و نیکی نیز می پرداخت .
     پس از سرودن بیش از دو ثلث کتاب ، محمود غزنوی به جای پدر نشست . فردوسی که بر اثر مرور زمان و خشکسالی های پیاپی املاک خود را از دست داده بود ، در اواخر عمر بر اثر تنگدستی یا به دلیل بقای کتاب خود به این اندیشه افتاد که شاهنامه را به نام محمود کند امّا نظر بر این که شاهنامه اثری ایرانی محسوب می شد و به کام ترکان تلخ می آمد و فردوسی شیعه مذهب و محمود سنّی بود و نیز به سبب شعر ناشناسی محمود و حسد حاسدان ، این کتاب مقبول طبع سلطان غزنه واقع نشد و قدر کار بزرگ استاد توس را ندانست . از این رو سال های آخر عمر را در تنگدستی گذراند و سرانجام در سال 411 هـ .ق هجری درگذشت .    
فردوسی در آغاز داستان بیژن و منیژه که آن را در روزگار جوانی سروده ، از « یکی مهربان » که در سرای خود داشته و « راوی این داستان از دفتر باستان » بوده ، سخن می گوید که برخی برآنند وی همسر شاعر بوده است :
            شبی چون شـبه روی شسته به قیـر        نه بهـرام پیـدا نه کیـوان نه تیـر     (5/6)
            نـبـد هـیـچ پیـدا نـشیـب از فـراز        دلـم تنـگ شـد زان درنگ دراز
            بدان تنـگی انـدر بجستـم ز جـای        یکی مهـربان بـودم انـدر سـرای
            خروشـیـدم و خواستـم ز و چراغ         برفـت آن بـت مـهربـانم ز بـاغ
            مرا گفـت شمعت چـبایـد هـمـی         شب تـیره خوابـت بیـاید همـی     (5/7)
 «حکیم نامور توس ، مدّت سرودن شاهنامه را سی و پنج سال ذکر می کند :
    سـی و پنـج سـال ازسـرای سپنج         بـسی  رنـج  بـردم  بـامید گنج
    چـو بـر بــاد دادنــد رنـج  مـرا          نبـد حـاصـلی سـی و پنـج مرا   
                                                                             (9/381- 382حاشیه)       
نیز بر اساس نسخه هایی از شاهنامه مدّت به نظم درآوردن شاهنامه سی سال ذکر شده است :
    بسی رنـج بـردم دریـن سـال سی       عجـم زنـده کردم بدین پارسـی »
     فردوسی شاعری است یکتاپرست و یزدان شناس و شیعی مذهب که خود بارها در شاهنامه به این اعتقاد خویش افتخار می کند و در مقـدّمه ی کتـاب پس از سـتایش پیامـبر اسلام ، دلبستگی و شیفتگی خویش را به خاندان پیامبر آشکار می کند : 
    بگـفـتـار پیغـمــبرت راه جــوی      دل از تیــرگیـها بدیـن آب شوی
    گواهی دهم کاین سخنها ز اوست      توگویی دوگوشـم پر آواز اوسـت
    که  من شـهر علمم علیّم در است      درست این سخن قول پیغمبراست
     منـم بـنـده ی اهـل بیــت نـبـی      سـتـاینـده ی  خـاک پـای وصی
    مزار وی در توس و به قولی در دروازه ی باغ شخصی اوست که آرامگاه کنونی استاد تقریباً در همین حدود ساخته شده است .
    شاهنامه

       بدون تردید هیچ یک از آثار منظوم جهان را نمی توان یافت که همانند شاهنامه در اعماق روح و جان ملّتی اثری جاودانه گذاشته باشد . هیچ ایرانی نیست که این اثر شگرف را به دقّت خوانده و انگشت تحیّر به دندان نگزیده و از صمیم قلب ، بر روان فردوسی درود نفرستاده  باشد.
      « شاهنـامه که یک حماسـ? ایـرانی اسـت درحـدود شصـت هزار بیـت دارد و گـوینـد? آن ،  فردوسی ، که مسلّط بر تاریخ حماس? ملی ایران و خود چکیده و نمایند? جامع آن می باشد بایـد به نام پدر ادبیّات ایران ستوده شود  .»
     شاهـنامه یا نامه ی شهـریاران ، به ظاهـر تاریخ ایـران است که از کیومـرث ، نخـستین شاه ، تا یزدگـرد شهریـار ،  بازپسیـن  شـاه  ساسانی را در بـر می گیـرد ،  امّا در حقـیقت  داسـتان هـا  و  افسـانه های ملّی و  به  عبـارت بهـتر اسطـوره و داسـتان و تاریـخ است . مجموعه ی منسجمی از اساطیـر باستـانی و روایـات تاریـخ سنـّتـی و داسـتان های پـهلـوانی اسـت که سرگـذشـت اقـوام ایرانی را در چهارچوب آرمان ملّی منعکس می سازد و شهریاران و پهـلوانان نماینده ی شـخصّـیت انسان ایرانی و ایستادگی و نبرد غم و شادی او و نیک بختی و تیره روزی او به شمار می رود .
   « شاهنامه حماس? داد و قانون است . حماس? مقاومت بی تزلّزل در مقابل هر چه اهریـمنی است . حس غروری که درشاهنامه هست همان اندازه که به پیروزی های مادّی تکیه دارد به پیروزی های معنوی هم پیوسته است و برای همیشه زنده خواهد ماند  .»
      شاهنامه دستآورد کوشش و جوشش فردوسی در سرتاسر زندگی است . اندیشه ، هـنر ، ادراک ، میهن پرستی ، آزادگی عامل پیدایش شاهنامه شده است ، اثری که سرشار از روح و زندگی اسـت و بازتاب شرافتمندی و سربلندی ملّتی بزرگ . مقام شعری و هنری شاهنامه به قدری بلند است که اگر از جامه ی زبان فارسی عاری و به زبان  دیگری ترجمه  شود ، باز کتابی بزرگ و دارای مقام هـنری بلند خواهد بود .

   منابع

* قرآن کریم .
1.    آموزگار ، ژاله : تاریخ اساطیری ایران ، چاپ دوّم ، سمت ، تهران ، 1376 .     
2.    ابن معتز ، عبدالله : البدیع ، با مقدمه و تعلیق کراتشقوفسکی بغداد،1389/1979 .
3.    ابن ندیم ، محمد بن اسحاق : الفهرست ، مطبه ی رحمانیه ، قاهره ، 1348 ق .
4.    ابی الفتح ضیاءالدین نصر الله محمد بن عبدالکریم ، ابن اثیر :  المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر ، تحقیق از محمد محیی الدین عبدالحمید ، چاپ مصر ،  1358 ق ، 1939 م .
5.    ابو محمد عبد الله بن محمد بن سعید بن سنان خفاجی : سرّ الفصاحه ، تحقیق از عبدالمتعال الصعیدی ، چاپ مصر ، 1389 ه – 1969 م.
6.    ابواحمد عبدالله بن مسلم بن قتیبه : الشعر و الشعرا ، چاپ دارالثقافه ، بیروت ، 1964 م .
7.     ……………………………………: مقدّمه الشّعر و الشعرا ، ترجم? آ . آذرنوش ، چاپ اوّل ، انتشارات امیر کبیر ، تهران ، 1364 .
8. باقلانی ،  ابی بکرمحمد بن طیب : اعجاز القرآن ، تحقیق السید احمد صقر ، دارالمعارف مصر. 
9    .براهنی ، رضا :  طلا در مس ( در شعر و شاعری )  ، چاپ اوّل ، انتشارات فردوسی ، تهران ، 1371 .

10برومند ، پوراندخت : فرهنگ آرایه های ادبی ( بیان ) در شاهنام? فردوسی ، چاپ اوّل ، نشر دیگر ، 1380 .
11بهار ، مرداد : پژوهشی در اساطیر ایران ، نشر آگاه ، تهران ، 1376 .
12تجلیل، جلیل: معانی و بیان ، چاپ سوّم ، مرکز نشر دانشگاهی ، 1365 .
13………………….: نقش بند سخن ، چاپ اوّل ، نشر اشراقیه ، تهران ، 1368 .
14ثروتیان ، بهروز :  بیان در شعر فارسی ، چاپ اوّل ، انتشارات برگ ، نهران 1369 .     
15جاحظ ، ابی عثمان عمروبن بحربن محبوب ، البیان والتبیین ، تحقیق از عبدالسلام محمد هارون ، چاپ دوم ، انتشارات مکتبه الخانجی مصرومکتبه المثنی بغداد ، 1380 ق- 1960 م . 14  .
16جرجانی ، عبدالقاهر : دلائل الاعجاز فی علم المعانی ، به تحقیق سید محمد رشید رضا ، چاپ سوّم ، مصر ، 1366.
17…………………………: اسرارالبلاغه ، ترجمه ی دکتر جلیل تجلیل ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1370 .
18حسن لی ، کاووس و احمدیان ، لیلا : « کارکرد رنگ در شاهنام? فردوسی » ، مجلّه ی ادب پژوهی ، شماره ی دوم ،تابستان 1384 .
19حمیدیان ، سعید : در آمدی بر اندیشه و هنر فردوسی ، چاپ اوّل ، انتشارات مرکز ، تهران ، 1372
20دبیر سیاقی ، محمد : زندگینام? فردوسی و سرگذشت شاهنامه ، نشر قطره ، تهران ، 1383
21…………………………: کشف الابیات ، چاپ اول ، انتشارات مدبر ، 1378 .
22دهخدا ، علی اکبر : لغت نامه .
23رادویانی ، محمد بن عمر : ترجمان البلاغه ، به تصحیح احمد آتش ، چاپ دوّم ، انتشارات اساطیر ، تهران ، 1362 .
24رازی ، شمس الدین محمد بن قیس : المعجم فی معاییر اشعار العجم ، تصحیح محمد قزوینی و تصحیح ثانوی مدرس رضوی ، انتشارات موسس? خاور ، تهران ، 1314 .
25…………………….: ………………………، به کوشش دکتر سیروس شمیسا ، چاپ اوّل ،انتشارات فردوس ، 1373 .
26رستگار فسایی ، منصور : پیکر گردانی در اساطیر ، چاپ اوّل ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ، تهران ، 1383 .
27…………………………..: تصویر آفرینی در شاهنام? فردوسی ، انتشارات کوروش ، شیراز ، 1353 .
28رضی ، هاشم : آیین مهر ، انتشارات بهجت ، 1385 .
29روشن ، امین : « رنگ در شاهنامه » ، مجله ی حافظ ، شماره ی 27 ، فروردین 1385 .
30زمخشری ، ابوالقاسم جارالله محمود بن عمر ، مقدّمه ی تفسیر الكشّاف ، چاپ اول ، مصر،  1354  ه . ق .
31زرین کوب ، عبدالحسین : شعر بی دروغ ، شعر بی نقاب ، 1371 .     
32…………………………………..: نامور نامه : دربار? فردوسی و شاهنامه ، انتشارات سخن ، تهران ، 1381 .
33سکّاکی ، ابویعقوب : مفتاح العلوم ، چاپ اوّل ، چاپ المصطفی البابی الحلبی و اولاده بمصر ، 1356 هـ /1937 م .
34سپهرالدین ، ابوبکر : بیان در ادب فارسی ، چاپ اوّل ، مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی ، 1373 ،
35سی دی درج : شاهنامه .
36    شعبانی ، اکبر : تاریخ تکوین علوم بلاغی ، چاپ اوّل ، انتشارات سخن گستر ، مشهد ،1383
37شفیعی کدکنی ، محمد رضا : صور خیال در شعر  فارسی ، چاپ پنجم ، انتشارات آگاه ، تهران ، 1372.
38شمیسا ، سیروس : بیان ، چاپ سوّم ، انتشارات مجید و فردوس ، تهران ، 1372 .
39صادقیان ، محمد علی : طراز سخن در معانی و بیان ، چاپ اوّل ، انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی ، بی جا ، 1371
40صفا ، ذبیح الله : تاریخ ادبیات ایران ج اوّل ( خلاص? جلد اوّل و دوّم تاریخ ادبیات ایران ) ، چاپ سوّم ، تهران ، 1362 ..
41. صفا ، ذبیح الله : آیین سخن ، مختصری در معانی و بیان فارسی ، چاپ شانزدهم ، انتشارات ققنوس ، 1369
42ضیف ، شوقی   : العصر الجاهلی ، ترجمه ی علیرضا ذکاوتی قراگزلو ، انتشارات امیرکبیر 1364
43…………………………: تاریخ و تطوّر علوم بلاغت ، ترجمه ی محمد رضا ترکی ، چاپ اوّل ،  سمت ، تهران ، 1383
44…………………………: تأویل مشکل القرآن ، چاپ دار احیاء الکتب العربیه ، بی جا ، بی تا .
45توسی ، خواجه نصیر الدین : اساس الاقتباس ، به تصحیح مدرس رضوی ، چاپ دانشگاه ، 1336 .
46ضابطی جهرمی ، احمد : سینما و تصاویر شعری در شاهنامه ، کتاب فرا ، تهران ، 1378 .
47………………………: « نقش رنگ در تصاویر شعری شاهنامه » نشریه ی رسالت ، 20 / 2 / 85 یا نمایه‌ی 179 .
48علوی مقدم ، محمد : در قلمرو بلاغت ، چاپ اول ، انتشارات آستان قدس رضوی ، مشهد ، 1372 .
49…………………………..: جلو? جمال ، انتشارات بنیاد قرآن ، تهران ، شهریور 1364.
50علوی مقدّم ، محمد و  اشرف زاده ، رضا : معانی و بیان ، چاپ اوّل ، سمت ، تهران ، 1376 .
51عسکری ، ابو هلال : معیار البلاغه ، ترجم? محمد جواد نصیری ، چاپ دانشگاه تهران، 1373
52…………………………: الصناعتین ، دار احیا الکتب العربیه ،1371 ه .ق .
53فاطمی ، سید حسین ،تصویرگری در غزلیّات شمس ، چاپ اوّل ، مؤسس? انتشارات امیر کبیر ، تهران ، 1364 .
54فرشید ورد ، خسرو : در بار?  ادبیات و نقد ادبی ، انتشارات امیر کبیر ، تهران ، 1362 .
55…………………………..: نقد شعر فارسی ، انتشارات وحید ، 1349 .
56فتوحی رود معجنی ، محمد : بلاغت تصویر ، سخن ، تهران ، 1385 .
57فردوسی ، ابوالقاسم :. شاهنامه ، چاپ مسکو ، به تصحیح سعید حمیدیان .
58فلاح رستگار، گیتی :  « جلو? رنگها در شاهنامه  » ، محمد مهدی رکنی ، مجموع? سخنرانیهای سوّمین تا ششمین هفت? فردوسی ، مشهد ، انتشارات دانشگاه فردوسی ، 1357 .
59قیروانی ، ابی علی الحسن بن رشیق : العمده فی صناعه الشعر و نقده ، چاپ الاولی، مطبعه امین هندیه ، مصر ، 1344 هـ /1935 م .        
60 .قاسمی ، حسن : صور خیال در شعر مقاومت ، چاپ دوّم ، فرهنگ گستر ، تهران ، 1384 .
 61 . کرد علی ، محمد ، امراءالبیان : الطبعه الثالثه ، بیروت ، 1388ه- 1969 .
37    کزّازی ، میر جلال الدین : زیبا شناسی سخن پارسی ( بیان ) ، چاپ اوّل ، نشر مرکز ، 1368 .
62    ماسه ، هانری : زندگی فردوسی ، ترجم? مهدی روشن ضمیر ، انتشارات کمیت? استادان ، دانشگاه تبریز ، 1350 .
63 . مبرّد ، ابوالعباس ، الکامل فی اللغه و الادب : تحقیق ابی الاشبال- احمد محمد شاکر ، چاپ اول ، مصر ،1356 ق 1937 م .
64محبتی ، مهدی : بدیع نو ، چاپ اوّل ، انتشارات سخن ، تهران ، 1380 .
65مختاری ، محمد : اسطور? زال ، نشر آگاه ، تهران ، 1369 .
66مقدّم ، محمد : جستاری در بار? مهر و ناهید ، چاپ دوّم ، انتشارات هیرمند ، تهران ، 1385 .
67معین ، محمد : فرهنگ فارسی.
68نشاط ، محمود : ادات تشبیه در زبان فارسی ، چاپ دوم ، نشر سهند ، تهران ، 1370 .
69نوشین ، غلامحسین :  فرهنگ شاهنام? فردوسی (واژه نامک).
70وطواط ، رشید الدین محمد  : حدائق السحرفی دقائق الشعر، به تصحیح عباس اقبال ، انتشارات کتابخانه ی سنایی و طهوری ،1362 .
71همایی ، جلال الدین : معانی وبیان ، چاپ اوّل ، انتشارات هما ، تهران ، 1370
72…………………………. : فنون بلاغت و صناعات ادبی ، چاپ ششم ، نشر هما ، تهران ،  1368.
73هینلز ، جان : شناخت اساطیر ایران ، ترجمه ی ژاله ی آموزگار و احمد تفضلی ، چاپ پنجم ، نشر آویشن و چشمه ، 1377 .
74یاحقّی ، محمّد جعفر : بهین نام? باستان ( خلاص? شاهنام? فردوسی ) ، چاپ چهارم ، انتشارات آستان قدس رضوی ، مشهد ، 1374 .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله نیما یوشیج در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله نیما یوشیج در فایل ورد (word) دارای 73 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله نیما یوشیج در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله نیما یوشیج در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله نیما یوشیج در فایل ورد (word) :

نیما یوشیچ
آغاز زندگی
علی نوری متلخص به نیما یوشیچ از پدری خان زاده به نام« ابراهیم» معروف به اعظام السلطنه و مادری از خاندان علم و هنر به نام« طوبی مفتاح» فرزند حکیم موزی شاعر و فیلسوف در 21 آبان ماه 1276 هجری شمسی برابر با 15 جمادی الثانی 1315 قمری و در زمان پادشاهی مظفرالدین شاه قاجار در دهکده یوش در یکی از دهات شهرستان نور استان مازندران بدنیا آمد. پدرش، علی نوری با گله داری روزگار می گذراند و خود نیما از همان دوران کودکی تا سن دوازه سالگی با چراگاه ها و کوهستان ها و خلاصه با طبیعت زنده و سرسبز آشنایی نزدیک داشت و در میان چادرنشینان و قبایل کوهستانی به سر می برد. چنانکه خودش می گوید:
« زندگی بدوی من در بین شبانان و ایلخی بانان گذشت که به هوای چراگاه به نقاط دور، ییلاق- قشلاق می کنند و شب بالای کوهها ساعات طولانی با هم به دور آتش جمع می شوند. از تمام دوره بچگی من به جز زد و خورد های وحشیانه و چیزهای مربوط به زندگی کوچ نشینی و تفریحات ساده ی آنها در آرامش یکنواخت و کور و بی خبری از همه جا چیزی بخاطر ندارم…..»
آخوند یوش به نیما خواندن و نوشتن آموخت؛ نیما خودش در یکی از سخنرانی هایش به نحوه ی تحصیل دوره ی ابتدایی خودف نزد آخوند یوش اشاره یی می کند و می گوید:
«در همان دهکده که من متولد شدم خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده یاد گرفتم او ما را در کوچه باغها دنبال می کرد و به باد شکنجه و کتک می گرفت. پاهای نازک مرا به درختهای گزنه دار می بست و با کتک زدن مرا مجبور می کرد به از برکردن نامه هایی که معمولاً اهل خانواده ی دهاتی به هم می نویسند و خودش آنها را به هم چسبانده و برای من طومار درست کرده بود. »
همچنین در یادداشتی در سن 23 سالگی در سال 1299 درباره ی سرگذشت خود و حسرت گذشت روزگاران خوش بچگی خود با عنوان« روزگاران بچگی چه روز های خوشی است!» می نویسد:« هرگز فراموش نمی کنم روزهای بچگی راکه به سرعت می گذشت. خیالات گوناگون از هرطرف مرا احاطه داشت و بر تندی برق در من می گذشتند. هر خیالی مرا به وکار مخصوصی مایل می ساخت، اما چه نوع خیال و راجع به چه چیزی بود؟ آیا برای نزداعی با رفقای کوچکم بود؟ برای بردن حق دیگری؟ برای ردست آوردن محتمل؟ و آیا برای قبول قیدی بود؟
هرگزا ز این خیالات متراکم و بیهوده اعصار که شما اهل عالم را دچار خطاکاری و شقاوت ساخته است هیچ یک از این نوع نبود. خیالات بچگان، خیالات مقدسی است. شقاوت و خطاکاری در باطن آنها راه ندارد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله رایگان خسرو و شیرین در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله رایگان خسرو و شیرین در فایل ورد (word) دارای 4 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله رایگان خسرو و شیرین در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله رایگان خسرو و شیرین در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله رایگان خسرو و شیرین در فایل ورد (word) :

خسرو و شیرین
خسروپرویز فرزند هرمز و نوه پسری انوشیراوان ساسانی همنشین خاصی بنام شاپور داشت که جهاندیده و بسیار باتجربه بود. روزی خسرو به او دستور می‌دهد که برایم از آنچه می‌دانی سخن بگو. شاپور از سرزمین ارمنستان گفت و از اینکه زنی در آنجا فرمانروایی می کند بنام مهین بانو که او برادرزاده‌ای شیرین نام دارد به نهایت حسن و زیبایی. خسرو از این توصیف باشکوه آشفته شد. او با شنیدن وصف شیرین دل در گرو عشق او می‌گذارد و از شاپور می‌خواهد به هر نحوی شده شیرین را به نزد او آورد. شاپور قول می‌دهد که شیرین را بیابد و رو به ارمنستان می‌کند.
شاپور در میان راه به دیری فرود می‌آید در آنجا از صاحبان دیر نشانی شیرین را می‌گیرد تصویر خسرو را بی کم و کاست بر کاغذی نقش می‌کند و در باغ قصر بر شاخه درختی می‌چسباند. شیرین عکس را می‌بیند و شیفته جمال آن می‌شود شاپور تا سه مرتبه این کار را تکرار می‌کند تا اینکه شیرین دستور می‌دهد که در کمین بنشینند و عامل این کار را بیابند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود تحقیق بررسی ادبیات مثنوی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق بررسی ادبیات مثنوی در فایل ورد (word) دارای 156 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق بررسی ادبیات مثنوی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود تحقیق بررسی ادبیات مثنوی در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود تحقیق بررسی ادبیات مثنوی در فایل ورد (word) :

بخشی از فهرست دانلود تحقیق بررسی ادبیات مثنوی در فایل ورد (word)

فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدّمه 3

زندگی نامه مولانا 7

آثارمولانا 15

تاثیرمثنوی مولانا درادبیات 23
جهان ومیان دانشمندان

بررسی ابیات 25

تعلیقات 422

مآخذ 230


مقدّمه
بشنو این نی چون شکایت می کند
از جدایی‌ها حکایت می کند
می‌خواهیم سخن درباره انسانی بگوییم که چه در دوره خود و چه بعد از زمان خود نابغه زمان است و باید گفت که از جرگه انسانهای عادی خارج است. انسان والایی که حکایت های دقیق عرفانی را آن‌چنان زیبا در ذائقه ما می ریزد که شهد آن روح ما را تازه می سازد. حکایت‌هایی که با داستانی به ظاهر ساده شروع می‌شود و مفاهیم بلند و عمیق عرفانی از آن نتیجه می شود انسانی که برای فهمیدن سخنان او باید اهل دل بود تا لطف سخنان او را احساس کرد ولی افسوس که ما خاکیان در بند این دنیای مجازی لطف سخنان او را در نمی یابیم و از دریای لطف معانی او که به کنایه ابراز می شود بی نصیبیم. اگر گاهی درک مفاهیم برای ما ثقیل می شود به خاطر آن است که جر جرار سخن مولانا را به عالمی فراتر از این عالم می کشاند.
دیگر در این قسمت مولانا سخن نمی گوید بلکه بارقه‌ای از لطف الهی‌است که بر زبان مولانا جاری می شود مولانا بعد از مدتی که دراین دریای لطف الهی غوطه‌ور است بار دیگر به خود می آید و مطلب را به صورتی زیبا ادامه می دهد.
در این جا باید بگوییم خداوند به همه انسان‌ها چشم لطف دارد و به اولیای خود نظری دیگر؛ به این معنا که با جرقه‌ای شمع وجود آنها را شعله ور می سازد طوری که خود می سوزند و دنیایی را روشن می کنند.
چون به سرچشمه این تحولات روحی نظری اندازیم این مطلب را بهتر درک می‌کنیم ما در این جا به صحت و سقم حکایتهایی که برای عارفان نقل شده است کاری نداریم. بلکه مفهوم آن مورد نظر است همچنان که خود مولانا گفته است.
ای برادر قصه چون پیمانه است
معنی اندروی به سان دانه است
دانه معنی بگیرد مرد عقل
ننگرد پیمانه را گرگشت نقل
«مولوی»
نمونه‌هایی برای تفهیم مطلب ذکر می کنیم.
الف:برای تغییر حال سنایی باید برخوردی با فردی به نام «لای خوار »وجود داشته باشد تا شوری بر روح بی قرار سنایی زده شود.
ب:برای دگرگونی روح ناصر خسرو بایستی او خوابی ببیند تا از خواب دوشین چهل ساله بیدار شود.
ج: برای تغییر وضع عطار باید درویشی باشد تا جلو او بمیرد و او تحول یابد.
د: در تغییر وضع مولانا درویش ژولیده چرکین قبایی، شمس، باید که با مولانا برخوردی سؤال گونه داشته باشد تا مولانای متعبد را متحول سازد؛ مولانایی که آتشی به وجود انسان‌های خاکی می اندازد طوری که دوست و دشمن او را بستایند و هنگام مرگ او شهری گریه کند و دنیایی در ماتم او بسوزد.
مولانا در پاسخ درخواست حسام الدین چلبی از گوشه دستارش 18 بیت آغازین مثنوی را بیرون می کشد. ابیاتی که از جدایی انسان از آن منبع لایزال الهی صحبت می کند.
بشنو این نی چون شکایت می کند
از جدایی ها حکایت می کند.
وقتی که به داوری درمورد این ابیات می نشینیم
می بینیم چه زیبا مولانا دنیای خیالی ما را تصویر کرده است. دنیای که ما روح انسانی را در آن حبس کرده و فقط به لذات ظاهری آن توجه می کنیم ولی دریغا که درک این مفاهیم برای ما خاکیان که بسته ظواهر این دنیاییم غیر ممکن است خود مولانا هم که باطن انسان‌ها را می شناسد و می داند که ما نوشنده این مطالب نیستیم چنین می‌فرماید:
در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام
«مولوی»
سخن درباره مولانا زیاد است و باید گفت هر بیتی از ابیات او دریایی است که هر که به این دریا رود غرق شود و به عمق آن نرسد و شاهد براین ادعای من شرح‌های مختلفی است که در مورد مثنوی نوشته شده است.
از آن جایی که جایی ندیدم که به مقایسه ابیات از دیدگاه صاحبنظران بپردازد بر آن شدم که هر چند ناقص به این امر مهم بپردازم هر چند که قبول دارم در این مورد ناتوانم.
برای نمونه ابیات 3100-2900 دفتر سوم را برگزیدم که به این صورت مورد بررسی قرار گرفته است؛ نخست بیتی از مثنوی با تصحیح نیکلسون آورده‌ام سپس به دیدگاه‌های صاحب نظرانی چون زمانی – استعلامی – جعفری و شهیدی پرداخته‌ام. در مورد هر بیتی نسخه بدل آن هم مورد دقت واقع شده است و در پایان نتیجه گیری از دیدگاه‌ها بیان شده است.
همین جا باید گفت (زمانی) در مورد معنای کلمه تمام معانی آن را آورده است و این ما هستیم که معنی صحیح را باید برگزینیم (جعفری) به مسائل حاشیه‌ای پرداخته است و (شهیدی) نیز تنها به معنای ظاهری کلمه توجه نموده است.
بنابراین باید نظر (استعلامی) را صحیح تر و دقیق تر قبول کنیم.
در پایان باید گفت کاری که انجام شده هر چند کاری ناقص به نظر می رسد ولی امیدواریم که روزنه‌ای برای ورود به اندیشه های مولانا باز شده باشد که نکات مورد نظر مولانا از آن گرفته شود و این کار الگویی برای آیندگان باشد.

زندگی نامه مولانا
نوشتن سرگذشت مردی چون مولانا جلال الدین، کار آسانی نیست مردی که مریدان و دوست‌دارانش به او یک سیمای فوق انسانی می دهند.
مولانا روز ششم ربیع الاول سال 604 هجری قمری مطابق با سی ام سپتامبر 1207 میلادی در بلخ به دنیا آمد.
پدرش واعظ سرشناس شهر بهاء الدین محمد معروف به بهاء ولد بود. در منابعی که پس از مولانا نوشته شده بهاء ولد را فقیه بزرگ، صاحب فتوی، از مشایخ فرقه کبروی (پیروان شیخ نجم الدین کبری) و دارای لقب سلطان العلماء می بینم.
از خود بهاء ولد نقل شده که لقب سلطان العلما را پیامبر در خواب به او عطا کرده‌است.
(زرین‌کوب : سرنی – 71)
آفریننده مثنوی مردی است به نام محمد با لقب جلال الدین ؛ دوست داران و یاران او، از او به لفظ مولانا یاد کرده‌اند، و افلاکی در مناقب العارفین از قاضی نجم الدین طشتی نقل می کند که پیش از مولانا، نام مثنوی و لقب مولانا به صورت عام به کار می رفته اما چون به حضرت مولانا ، منصوب شد، خاص گشت ، چون نام مثنوی گویند، مثنوی مولانا و چون نام مولانا گویند، حضرت او مفهوم می شود.
( افلاکی مناقب العارفین . ص 597)
به دلیل شخصیت ممتاز، مولانا را خداوندگار نیز خطاب می کردند و افلاکی می‌گوید که این خطاب را نخست پدر برای او به زبان آورده است.
شرح احوال مولانا استاد فروزان فر 3
در آن روزگار لقب، خداوندگار مانند خواجه برای کسانی به کار می رفت که حرمت معنوی و اجتماعی داشتند.
افلاکی در مناقب العارفین، مولانا را سرالله الاعظم نیز گفته است.
نگ:همان جا 4
تخلص مولانا را دو مطلب می دانند یک خاموش و دیگری شمس که وجود تخلص خاموش با توجه به تکرار در پایان بسیاری از غزلیات دیوان شمس می باشد که نمی تواند صحیح باشد.
از مولانا، با عنوان رومی و مولانای رومی هم یاد می شود زیرا که او در روم در آسیای صغیر قدیم و ترکیه امروز می‌زیسته و آرامگاه پدر و خود و خاند‌انش نیز در شهر قونیه است، اما در مغرب زمین همه او را به نام (رومی) می شناسند. از میان تمام این نام ها مشهورترین همان مولاناست.
روایاتی که جای تردید دارد آن است که نسبت بهاء الد را از سوی پدر به ابوبکر صدیق، نخستین خلیفه پیامبر، و از سوی مادر به خانه‌ان خوازمشاهان منسوب می‌دارد.
در این مسأله تردیدی وجود ندارد که به دلیل حمایت محمد خوارزمشاه از فقها و تحریکاتی که در مجلس بهاء ولد بر ضد او انجام می گیرد بهاء ولد از بلخ مهاجرت می نماید که آغاز مسافرت طولانی بهاء ولد و مولانا باید در سال 616 یا 617 همزمان با گسترش یورش مغولان باشد. در راه‏‏ِ خود، پدر و پسر به نیشابور می‌رسند در حالی که پسر نوجوانی سیزده ساله است. در این شهر پیر بازار عطاران شیفته مولانا گشته و اسرار نامه خود را به او هدیه می کند و می‌گوید: فرزندش به زودی آتش در سوختگان عالم می‌زند .
نگ : همان جا 17
پدر و پسر سپس از نیشابور به عزم کعبه حرکت کرده و سه روز در بغداد می‌مانند از آن جا به حجاز و شام رهسپار می‌شوند.
مادر مولانا مومنه خاتون در لارنده که هفت سال مولانا در این شهر زندگی کرده در گذشته و قبر او در آن جاست و مولانا در همان شهر با گوهر خاتون که مادر سلطان ولد بوده، پیوند همسری یافته است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود تحقیق آموزش ادبیات در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق آموزش ادبیات در فایل ورد (word) دارای 49 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق آموزش ادبیات در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود تحقیق آموزش ادبیات در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود تحقیق آموزش ادبیات در فایل ورد (word) :


شیخ احمد در سال 440 هجری قمری در قریه نامق کاشمر خراسان به دنیا آمد. تا بیست و دو سالگی زندگی را به عیش و نوش می ‌ـ گذراند اما بعد از این توبه کرد و هجده سال عزلت گزیدو پس از آن با توشه ای از معارف دینی و عرفانی برای ارشاد نزد مردم ـ بازگشت .
شیخ احمد جام سفرهای متعددی به نقاط مختلف کرد و در سال 536 هجری ق . وفات یافت .
مهم ترین آثار او عبارتند از :
1) انس التا ئبین : مفصل ترین اثری است که در 45 باب تدوین کرده است.در هر باب پرسشهایی را مطرح و با باریک بینی های دقیق و استفاده از آیات و احادیث و امثال فارسی و عربی به نثری ساده بیان می کنند .

2) مفتاح النجات

3) روضه المذ نبین

4) سراج السائرین

5) دیوان اشعار
حمید سبزواری

حسین ممتحن معروف به حمید سبزواری در سال 1304 ه ش در سبزوار قدم
به عرصه ی هستی نهاد. پس از طی تحصیلات متداول به خدمت آموزش و پرورش در آمدواز شانزده سالگی به سرودن اشعار انقلابی و سیاسی پرداخت وبه همین علت در سالهای پیش از ـ پیروزی انقلاب اسلامی از آموزش و پرورش اخراج شد

او در قالب های مثنوی ، غزل ، شعرنو و چهار پاره طبع آزمایی کرده و سبک شعری او سبک خراسانی و عراقی است .
سبزواری از پیشگامان شعر انقلاب واز پر کارترین سرایندگان سروده های انقلاب است .

از مهم ترین سروده های او می توان به این آثار اشاره کرد :

1) خمینی ای امام
2) بانگ آزادی
3) همپای جلودار
4) شکست شیطان
5) برخیزید
6) سرود درد
7) سرود سپید
لطفعلی صورتگر
دکتر لطفعلی صورتگر فرزند میرزا آقاخان شیرازی از خاندان لطفعلی خان نقاش معروف قرن « 13» است که در سال 1279 در شیراز متولد شد . تحصیلات ابتدایی و متوسطه را قسمتی در شیراز و قسمتی در هندوستان به پایان رساند . در سال 1306 برای ادامه تحصیل به لندن رفت وبه اخذ درجه ی لیسانس در ادبیات و زبان انگلیسی نایل آمدوپس از سالها تدریس ادبیات و زبان انگلیسی ـ دردانشکده ادبیات دانشگاه تهران باردیگردرسال 1316 به لندن رفت و به اخذ درجه ی دکترای ادبیات وزبان انگلیسی موفق گردید ـ

از آن پس به استادی زبان و ادبیات فارسی و انگلیسی در دانشگاه تهران اشتغال داشت .

دکتر صورتگر در سال 1348 دار فانی را وداع کرد .

تألیفات او عبارتند از :
1) متون علم اقتصاد و تجارت
2) تاریخ ادبیات انگلیسی در دو جلد
3) کتاب سخن سنجی
4) منظومه های غنایی اپرون
5) منظومه ی توصیفی
6) مجموعه ی اشعار به نام « برگهای پراکنده »
7) دیوان اشعار که در حدود 8000 بیت می باشد
8) ترجمه ی مقالات « بایکن انگلیسی »
عبدالله مستوفی
عبد الله مستوفی نویسنده قرن 14 ه ق ازخاندان اصیل ایرانی است که پدران او در دوره ی قاجاریه شغل دیوانی و منصب امور مالی ـ داشته اند به این جهت « مستوفی » به عنوان لقب درخانواده ی آنها باقی مانده است. وی مدتی ازطرف وزارت خارجه ی ایران درعهد

مظفرالدین شاه مأمور خدمت در پطرز بور گ شد . پس از بازگشت به تهران وتدریس در مدرسه ی سیاسی باز هم مدتی به کارهای ـ دولتی سرگرم بود اما چون از کارهای رجال دولتی انتقاد می کرداو را کنار گذاشتند

مستوفی از روزگار جوانی به نویسندگی علاقه مند بود و آثار قلمی چندی اعم از ترجمه و تألیف از خود به یادگار گذاشت که برترو ـ شیرین تر از همه کتاب « شرح زندگانی من » است که موضوع آن تشریح اوضاع اجتماعی و سیاسی و اداری دوره قاجار است.

مستوفی با زبانی شیرین و گرم اوضاع و احوال را بدان گونه که دیده بیان می کندو خاطراتش را هم در این کتاب نوشته است .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود آموزه‌های تربیتی در مثنوی و تطبیق آن با روانشناسی نوین و معاصر در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود آموزه‌های تربیتی در مثنوی و تطبیق آن با روانشناسی نوین و معاصر در فایل ورد (word) دارای 132 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود آموزه‌های تربیتی در مثنوی و تطبیق آن با روانشناسی نوین و معاصر در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

فهرست مطالب
آموزه‌های تربیتی در مثنوی و تطبیق آن با روانشناسی نوین و معاصر    1
چكیده    1
پیشگفتار    2
مقدمه همراه با شرح زندگانی مولانا و معرفی آثار    5
مقدمه    6
زندگینامه مولانا    8
1. آغاز عمر، اسم و القاب (1)    8
2. بهاء ولد، مولانا و مهاجرت    9
3. روزگار تربیت و ارشاد    9
4. دوره انقلاب و آشفتگی    10
پایان زندگانی    12
صورت و سیرت مولانا    13
آثار مولانا    14
1. غزلیّات:    14
2. مثنوی:    14
3. رباعیات مولانا:    15
آثار منثور مولانا:    16
1. فیه ما فیه:    16
بخش اول علیم و تربیت در اسلام، قرآن، احادیث    17
فصل اول    18
1. مقدمه‌ای بر تعلیم و تربیت اسلامی    18
فصل دوم تعلیم و تربیت در اسلام (قرآن، احادیث)    20
فصل سوم ضرورت تعلیم و تربیت برای انسان    23
فصل چهارم اهمیّت تعلیم و تربیت برای فرد    25
تعلیم و تربیت سطح اقتصادی فرد را بهبود می‌بخشد.    25
تعلیم و تربیت سطح اجتماعی فرد را بالا می‌برد    25
نقش تعلیم و تربیت در ساختار شخصیت انسان    26
نقش تعلیم و تربیت در پرورش جنبه‌های انسانی    27
فصل پنجم هدف از تربیت    28
موضوع تعلیم و تربیت    29
مفهوم تعلیم و تربیت    29
اهداف كلی تربیت    30
اصلاح رابطه انسان با تاریخ    33
بخش دوم انسان از دیدگاه مولانا در مثنوی    34
فصل اول جهان‌بینی حاكم بر مثنوی    35
فصل دوم نظر مولانا در مورد انسان    39
3. قدرت و توانمندی‌های انسان درمثنوی    47
4. وجوه انسان در مثنوی    49
5. خلقت انسان در مثنوی    50
6. نقش انسان در مثنوی    52
7. حقیقت وجود آدمی از دید مولانا در مثنوی    53
8. نقش انسان نادان در گمراهی‌ها از دیدگاه مولانا    54
9. نقش عشق و سعادت و عقل در انسان از دیدگاه مولانا    58
فصل سوم انسان كامل از دیدگاه مولوی    59
ارزیابی انسان كامل از خود از دیدگاه مولانا    64
راه و روشهای نیل به كمال    65
فصل چهارم تهذیب اخلاق در مثنوی    73
2. وجود كمال و نقصان در نفس انسان از دیدگاه مولانا    76
1. راستی و راست گفتاری؛    81
در فضیلت خاموشی    81
(2602/4)    82
در فضیلت سخاوت    82
در باب فرضیه زكات و دستگیری از نیازمندان    83
جایگاه و مورد انفاق و امساك    83
در باب عفت    83
محبت و نیكویی در حق دوستان    84
مشورت با عاقلان    85
دوری از همنشینی با احمقان    85
هرچه می‌كنی برای خدا انجام بده    86
بدبین مباش و به نیكی‌ها بنگر و از تلاش فرو مگذار    87
كینه‌توزی مكن    87
پیرو راستا باش    88
از پاكان بد مگو و دل به پاكان بسپار    88
نعمت‌های خدا را شكرگزار باش    89
5. نمونه‌هایی از اخلاق بد و منفی در مثنوی    90
1. نفاق:    90
2. یاس و ناامیدی    91
4. شهرت و نام و نشان    92
5. حسد    92
6. مكر و فریب    93
7. تقلید    93
8. پیروی از هوی و هوس    94
9.  همنشینی با نادرستان    94
10. ظلم و ستم    94
11. مدح و تملّق و چاپلوسی    95
13. ظاهرنگری    95
14. غیبت    96
15. تكبّر و فخرفروشی    96
16. غفلت    96
18. (فرق) مقایسه تحصیل با تهذیب اخلاق    98
فصل پنجم تدبیر منزل    101
وظایف انسان در خانواده    101
2. وفاداری به همسر، تلاش برای رفاه خانواده    103
حیاتی ناگوار از مرگ و وصلتای زهرتر از زهر فراق    106
همراه با جمع    109
اشعار مربوط به همراهی جمع    110
خیانت نكردن به همسر و راستگویی در زندگی    113
6. مهمان‌نوازی و مهمان را عزیز داشتن و بدگویی نكردن    114
فصل ششم سیاست مدن    115
1. مقدمه    115
پیرچنگی (كمك به ضعفا و تهیدستان)    117
3. رفع اختلاف و برقراری صلح و آشتی    122
4. از بین بردن نزاع، مخالفت و عداوت از میان انصار به بركات رسول(ص)    123
مقدمه    123
تفسیر ابیات    124
4. احسان در حق دوستان    126
منابع    127

 

چكیده
این رساله، با عنوان «آموزه‌های تربیتی در مثنوی و تطبیق آن با روانشناسی نوین و معاصر» در یك مقدمه و چهار بخش تنظیم شده است. مقدمه مشتمل است بر اشاره‌ای به جایگاه رفیع مثنوی در میان آثار ادب فارسی و عظمت اندیشه‌های ژرف مولانا جلال الدین محمد مشهور به مولوی. همچنین شرح مختصر زندگینامه به آن بزرگ از آغاز حیات تا واپسین دم حیات.
بخش اول اختصاص دارد به بررسی تعلیم و تربیت از دیدگاه قرآن و احادیث و روایاتی كه از ائمه معصومین علیهماالسلام نقل شده است. در بخش دوم به جهان‌بینی مولانا، انسان از دیدگاه مولانا، تهذیب اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مُدُن در مثنوی اشاره دارد و ابیاتی چند در باب هر موضوع به عنوان شاهد مثال از مثنوی معنوی آورده شده است. بخش سوم به بررسی نظرات و آراء روان‌شناسان بزرگ معاصر در زمینه تربیت و رشد و به كمال رسیدن و شكوفا شدن انسان‌ها، اختصاص داده شده است. در ابن بخش نظرات شش تن از برجسته‌ترین روانشناسان را كه در حوزه رشد شخصیت و كمال یا با او هر كدام الگویی خاص را ارائه داده‌اند و به روانشناسان كمال گرا شهرت دارند، مورد بررسی فرار داده‌ایم. در بخش چهارم تلاش گردیده است تا نظرات تربیتی مولانا در مورد به كمال رسیدن انسان با سه مكتب بزرگ روان‌شناسی نوین و معاصر تطبیق داده شود. این سه مكتب بزرگ عبارتند از مكتب روانكاوی، مكتب رفتارگرایی و مكتب انسان‌گرایی باشد كه بیان نكات تربیتی در مثنوی به عنوان یك راه ارتباطی با منبع وحی، راهنمایی ما در فهم مطالب مربوط به انسان باشد، چرا كه مولانا با اقتباس از قرآن كریم و فهم آیات وحی به خلق مثنوی پرداخته است. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
وَ مِنَ اللهَ الْتوفیقْ

پیشگفتار
لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَی الْمؤمِنینَ اِذبَّعثَ فیهِم رَسوُلاً مِنْ اَنفُسِهِمْ یَتلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ و یُزَكیهِمْ وَ یُعَّلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكمَهْ وَ اِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینْ .       
خداوند، بر مؤمنان منت نهاد كه رسولی از خود ایشان در میان آنها برانگیخت تا آیات و نشانه‌های خداوند را برایشان تلاوت كند و آنان را از هرگونه نقص و آلودگی پاك سازد و كتاب و حكمت را به ایشان بیاموزد، با آنكه پیش از این در گمراهی آشكار بودند.
بدون هیچ شك و تردیدی، آثار منظوم و منثور مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی، خصوصاً مثنوی معنوی، از مهمترین آثار ادبی زبان و ادبیات فارسی محسوب می‌شود و به عقیده بسیاری از صاحبنظران و محققان، برترین اثر ادب فارسی است. ادبیّات هر عصر و نسلی، بیانگر نیازها، آمال، آرزوها، كشش‌ها، و واقعیت‌های زندگی مردم آن زمان است. اما به دلیل اینكه آثار مولانا، از نیازهای فطری و ذاتی انسان منشأ می‌گیرد و عنصر كمال و آرمان‌گرایی و سعادت‌طلبی برای نسل بشر كه خمیرمایه تربیت و تزكیه، و مُلَهّم از آیات وحی و احادیث و روایات نبوی و ائمه معصومین عَلیهِمَا السَّلام می‌باشد، انگار نیاز همه اعصار و قرون بوده و در عصر حاضر كه گسست انسان از طبیعت بیشتر شده، در گذر زندگی ماشینی و دنیای صنعت و اطّلاعات و سرعت، این نیازها دو چندان احساس می‌گردد.
نكته‌ها و دقایق ظریف و شورانگیز مولانا، سخن جان مردمی است كه راه كمال می‌پویند و سعادت جاودان را برای ابناء بشر می‌جویند. در این راستا، مولانا، دارای یك جهان‌بینی است كه نه مختص اوست، بلكه، توسط او با شكوه هرچه‌تمام‌تر بارور شده است. ظهور عرفان اسلامی، نقطه عطفی در تاریخ و فرهنگ ایران بوده و مولوی یكی از شاخص‌ترین چهره‌های جهان‌بینی عرفانی در جهان است. به نظر مولانا، مهمترین رسالت عارف، آئینه صفت گشتن است.
هر كه را آئینه باشد پیش رو
        زشت و خوب خویش را بیند در او

(ب 360/3)
جهان‌بینی عرفانی مولانا، انسان را موجودی قابل تغییر و بالنده می‌داند. در پرتو شناخت قوانین حاكم بر جامعه و انسان، وی می‌تواند مسیر خود را آنچنان كه می‌خواهد رقم بزند. اختیار و آزادی انسان منوط به درك صحیح قوانین و معیارهاست. عرفان، انسان را به خودشكوفایی دعوت می‌كند و در گذشتن از ظواهر و زیاده‌طلب‌های دنیوی. اندیشه‌های شگرف ملّای رومی، چنان در جان‌های تشنه حقیقت و معنویت، رسوخ كرده كه (اسكات)  روانشناس بزگ آمریكایی، مولوی را بعد از حضرت مسیح و سایر برگزیدگان خداوند، بزرگترین معلم بشر می داند.و بر این گفته مولانا، تأكید می‌ورزد كه می‌گوید:
«انسان به واسطه نیاز رشد می‌كند و اگر می‌خواهید رشد كنید، نیازهای خود را افزایش دهید. انسان‌هایی كه نیازهای خود را متعالی و متحول نمی‌كنند و پویایی ندارند، ناگزیر سعی در جایگزین كردن نیازهای عالی‌تر، به وسیله نیازهای پست‌تر می‌نماید و هرگز رشد نمی‌كنند.»
با این مقدمه كوتاه كه ذكر گردید:
در ابتدا، سعی و تلاش بر این بود كه موضوع تحقیقی بدیعی از بطن مثنوی و مطالب آن استخراج نمایم كه در نتیجه با مشورت فراوان موضوع «آموزه‌های تربیتی در مثنوی و تطبیق آن با روانشناسی معاصر» را انتخاب كرده و با بهره‌گیری از نظرات استاد راهنمای گرانقدر جناب آقای دكتر ستودیان و همچنین استاد مشاور محترم سركار خانم دكتر مشهور و همسر ارجمندم جناب آقای دكتر سالاری دانشیار دانشگاه علوم پزشكی گرگان و با توجه به طرح كلی كه در دست داشتم نوشتن موضوع رساله را با یك مقدمه و چهار بخش آغاز كردم.
بخش اول اختصاص دارد به تعلیم و تربیت در اسلام و قرآن و احادیث كه اهداف كلی تربیت و موضوع تربیت را دربر می‌گرفت و سپس با استفاده از كتب متعدد بخش‌ها و فصول دیگر رساله را نوشته و سعی كردم قسمت‌های مختلف نوشته‌ام همراه با ابیاتی مرتبط از مثنوی باشد.
بخش دوم: انسان از دیدگاه، مولانا در مثنوی معنوی بررسی شد در بخش سوم معیارهای تربیتی معاصر از نظر چند تن از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان روانشناسی مورد بررسی قرار گرفت و در بخش چهارم مقایسه آموزه‌های اخلاقی و تربیتی مثنوی با موازین تعلیم و تربیت مدرن از دیدگاه 3 مكتب بزرگ روان‌شناسان صورت پذیرفت كه مشابهت‌ها ذكر گردید. و این مقایسه گوشه‌هایی از جهان‌بینی عرفانی مولوی و دیدگاه او نسبت به مراتب كمال‌یابی، تربیت و رشد انسان با نظرات روانشناسان بزرگ معاصر، یك بار دیگر عظمت فكر و وسعت دانش و فهم این حكیم بی‌بدیل را بر
مقدمه همراه با شرح زندگانی مولانا و معرفی آثار
مقدمه
سپاس و ستایش و ثنا، آن را سزاست كه از نهیب دور باش كبریایی‌اش عقل دوراندیش را در شناخت ذاتش راه نیست، و اندیشه تیزگام در راه شناسایی او لنگ است. زیرا مخلوق جز از جنس و مثل خود اگاه نیست. و درود كامل، خاص خاصان اوست بالاخص، بر اوّلین تجلی نور ازل و آخرین پیامبر مرسل محمد (ص) و پویندگان راه و حاملان اندیشه او. در میان نوابغ ادبی و اندیشمندان زبان و ادب فارسی و زنجیره چهره‌های درخشان هزار سال شعر فارسی، مولوی یكی از زبان‌آورترین شاعران تاریخ و یكی از رفیع‌ترین سرایندگان شعر عرفانی در تمام اعصار شعر فارسی و آخرین مظهر كمال در سراسر جغرافیایی ادبیات عرفانی ایران است كه دیوان شمس و مثنوی او متعالی‌ترین اوج معنی‌گرایی در شعر تعلیمی فارسی است. عشق كه بن‌مایه غزل‌های اوست، تجربه حیات اوست.
مثنوی او عملی‌ترین و حیاتی‌ترین نمونه عرفان است آن هم با نظم و سبك و ساختار و صورتی كه ویژه اوست، اما از طرفی دیگر مدتها بود كه شیفته‌وار، دل بسته مثنوی بودم و اندیشه‌های بلند و افكار معنی‌آفرین و هیجان‌برانگیز و حركت‌خیز و حیات‌بخش و انسان‌ساز و معانی شیرین كه از الفاظ سخته این كتاب عظیم می‌تراود، هر روز بیش از روز پیش، مرا مجذوب و مفتون خویش می‌ساخت در نتیجه سعی و تلاشم بر این بود كه بتوانم از این شاهكار بی‌همتای جاویدان جهان اندیشه و ادب شعر فارسی چیزی بیاموزم.
برای من، مثنوی مولوی، تنها یك اثر ماندگار و خواندنی و ماندنی چون دیگر آثار عرفانی یا  دواوین شعری و حكمی نیست، بلكه محور زندگی و آئینه تمام‌نمای حیات بشری است كه از دیدگاه او انسان حامل اندیشه الهی و مقام خلیقه‌ایی دارد. و هیچ‌كس در دیدگاه خداوند خوار مایه و حقیر نیست. و راه وصول به حق، موقوف و منحصر به صورتی خاص از پرستش نیست، بلكه هر كاری كه از سر سوز و اخلاص به حق انجام شود، راهی به حق است و از هر دلی به حقیقت راهی است.
همانگونه كه از شاهنامه فردوسی، صدای ضربان قلب زنده و تپنده انسان پرتوان و پویای بی‌زمان و مكان را می‌شنویم، مثنوی مولوی نیز احیاگر حیثیت انسانی و معمار اندیشه و منادی صلح و آزادی و اُخوت، انسان و انسان‌گرایی و مبشر عدالت اجتماعی و ستایشگر فضیلت و علم و عشق و خردپژوهی است. البتّه خرد كلّی معرفت‌جو و معاد اندیش و فریادی است علیه نابرابری‌های اجتماع. او سقراط‌وار، به سرنوشت انسان و آزادی او می‌اندیشد. همانگونه كه شاهنامه به رودی عظیم می‌ماند كه در عین قدرت و زیبایی، آراسته و كامل است و برای هر شخص جلوه و جمال خاص دارد و در عین حال، شناسنامه زندگی پرتلاطم وسرشار از گیر و دار ملت سلحشور و قوم دلیر ایران است كه یك قوم و فرهنگ را از اعماق زمان و ژرفای تاریخ بیرون كشیده است و بر قله رفیع فكر و تمدن و فرهنگ و ادب قرار داده است.
مثنوی نیز به اقیانوسی متلاطم می‌ماند كه در سطح هموار، آرام و قابل رؤیت و بهره‌برداری است و گاه در اعماق ژرف، دره‌هایی پر پیچ و خم به جریان می‌افتد و از دسترس و دید خواننده ناپدید می‌گردد. مولوی عقیده دارد كه حقیقت انسانی بیرنگ است و قدر مشترك میان افراد بشر معنی و اصل انسانیت است. پس همان‌ بهتر كه بدان حقیقت باز گردیم و ستیزه و پرخاش را به یك سو نهیم. مثنوی عصاره تجربه دینی اسلامی در طول هزار و پانصد سال تفكر دینی است و به ما می‌گوید كه اعمال قدرت و خشونت و قهر و غلبه و آزار و شكنجه و سخت‌گیری، راه صحیح تربیت و پرورش اخلاق نیست.
شاید بتوان با قدرت‌نمایی و هیبت، بشر را مقهور كرد ولی نمی‌توان انسان كامل ساخت زیرا قهر و هیبت ممكن است ظاهر را منظم كند ولی باطن را پاك نمی‌كند و نور معنی نمی‌بخشد و انسانیت روی در حجاب می‌كشد.
پس از تنگ‌نظری و كوته‌بینی‌‌ها و فردطلبی‌ها دست بردارید، زیرا تسلّط بر دلها و عقاید از دایره فشار بیرون است، همانگونه كه شاهنامه برای اندیشمندان، ساختار پیروزی و شكست، امید و ناامیدی، زادنها و مردنها، در آن تفكر‌آمیز و پرمعناست و می‌تواند چراغی برای آیندگان باشد كه چگونه با ایران و ایرانی باید برخورد كرد، مثنوی نیز با ارائه جهان‌بینی‌ها و باید و نبایدهایی كه ارائه می‌دهد، شمع شب‌افروزی است برای آیندگان و برای همگان كه چگونه با انسانها برخورد كنند و به ما می‌گوید ای انسانها، تبر در جان یكدیگر منهید و بگذارید انسانیت از افق زندگی سر بر زند و بدرخشد.
برای مفاهیم بی‌شماری كه در مثنوی می‌درخشند از آنجا كه هر كس از زاویه‌ای به آن نگریسته، خواستیم دِیْنِ خود را ادا و شمه‌ای از مفاهیم معرفتی انسانی و رشد و كمال او را بیان نمایم. اما در این دریای بس عظیم و ژرف و پهناور و در این گفتار كوتاه، پیش از یك قطره آن را نمی‌توان بازگو كرد، زیرا به ضرس قاطع و یقین جازم، معتقدم و می‌گویم كه هیچ كتابی از ساخته‌های فكر و قلم بشری به اندازه مثنوی شریف مولوی افكار تازه و مطالب ارزنده و جاودانی ندارد. به طوری كه اگر پیشرفت سریع و حیرت‌انگیز تمدن و علوم و معارف بشری، به فرض محال كلّی از كتب و آثار نظم و نثر قدیم، ساخته قلم و فكر بشر را در هم نوردد و همه را باطل كند، هنوز مثنوی مولوی زنده، پیشرو و. قافله‌سالار اصلاح نفوس و سردفتر علوم و معارف بشری و مظهر (آنكه نمرده است و نمیرد تویی) خواهد بود. خلاصه این كه؛ افكار و عقاید مولوی كه در منظومه مثنوی و دیگر آثار او پراكنده است، دریای عظیم است كه به قعر آن نتوان رسید و به قول مولانا:
گر شود بیشه، قلم دریا مدید
        مثنوی را نیست پایانی پدید

(2253/6)
زندگینامه مولانا
1. آغاز عمر، اسم و القاب (1)
مولانا جَلالُ‌‌الدین محمد بن حسین خطیبی، معروف به مولوی كه او را خداوندگار نیز می‌خواندند، در ششم ربیع‌الاول سال604 هـ‌ .ق در بلخ به دنیا آمد. لقب مولوی كه از دیر زمان در میان صوفیه و دیگران بدین استاد حقیقت‌بین اختصاص دارد، در زمان خود وی و حتی در عُرف تذكره‌نویسان قرن نهم شهرت نداشته و جزو عناوین و لقب‌های خاص او نمی‌باشد. و ظاهراً این لقب از روی عنوان دیگر یعنی (مولانای رومی) گرفته شده است.
2. بهاء ولد، مولانا و مهاجرت
پدرش به بهاءالدین ولد معروف بود و سلطان العلما لقب داشت و عارف و عالم مشهوری بود و كتاب «معارف بهاء الولد» تألیف اوست.در هر حال بهاء ولد حدود سال 610 هـ .ق یا 618 با جلال‌الدین كه شش سال داشت از بلخ بیرون آمد و قصد حج كرد و رهسپار بغداد شد در نیشابور به دیدن شیخ فریدالدین عطار نائل امد .به گفته دولتشاه، مولانا و شیخ عطار به دیدن هم رغبت و شتابی تام داشتند، در آن وقت مولانا جلال‌الدین، كوچك بود. شیخ عطار كتاب اسرارنامه را به هدیه به مولانا جلال‌الدین داد. عطار بهاءالدین را گفت: «زود باشد كه این پسر تو آتش در سوختگان عالم زند.»
و دیگران هم این داستان را كم و بیش ذكر كرده و گفته‌اند كه مولانا پیوسته اسرارنامه را با خود داشتی. بهاء ولد بعد از سه روز از بغداد رهسپار حج شد و در بازگشت از سفر حج، رهسپار شام شد و پس از مدتی به ارزنجان، عزیمت كرد كه پادشاه آنجا، فخرالدین بهرامشاه، از آل منكوجك بود و به علما توجه داشت و كریم و بخشنده و رادمرد بود، وی كسی بود كه نظامی گنجوی مثنوی مخزن‌الاسرار را به نام او كرد و برایش تحفه فرستاد و از او جایزه گرفت.
بهاءالولد پس از آن به لارنده رفت و مولانا جلال‌الدین در این شهر در سن 18 سالگی با دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج كرد كه حاصل این ازدواج سه پسر به نامهای سلطان ولد، بهاء‌الدین محمد، و علاءالدین محمد بود. پس از هفت سال، بهاء ولد به درخواست علاءالدین كیقباد پادشاه سلجوقی روم به قونیه رفت و در سال 628 هـ .ق بنا به گفته احمد افلاكی در همانجا درگذشت مولانا جلال‌الدین در این هنگام بیست و چهار سال داشت و به خواهش مریدان و یا به اصرار سلطان علاءالدین به جای پدر نشست و به وعظ و ارشاد و فتوی دادن پرداخت و به برهان‌الدین ترمذی ـ از سادات حسینی ترمذ ـ پیوست و تحت تربیت و مراقبت و آزمایش او قرار گرفت.
3. روزگار تربیت و ارشاد
مولانا بعد از آن كه به مدت 9 سال از تربیت و ارشاد برهان‌الدین برخوردار بود و تغییر حال داده و ظاهراً به اِشارَتِ او به شام سفر كرده تا علوم ظاهری را به كمال برساند. برای تكمیل آن به شهر حلب رفت و در مدرسه حلاویه فرود آمد.
پس از آن به شهر دمشق رفت كه شیخ اكبر محیی‌الدین عربی، در آن شهر می‌زیست. مولانا نیز طالب دیدار این بزرگان بود. بعد از هفت سال اقامت در حلب و دمشق به روم بازگشت و به دستور برهان‌الدین به ریاضت پرداخت و سه چلّه گذراند كه برهان‌الدین عالمی كامل و عارفی بزرگ بوده و او را به علّت اِشرافی كه بر خواطر داشت «سید سرّدان» می‌گفتند. (برهان‌الدین در سال 638 ه‍.ق در قیصریه وفات كرد). پس از درگذشت برهان‌الدین، مولانا به مدت 5 سال (638 تا 642 ه‍.ق) بر مَسند ارشاد و وعظ و تدریس و فقه و علوم دین اشتغال داشت و حدود 400 طالب علم از محضر او كسب فیض می‌كردند. صِیتِ شهرت او در جهان منتشر شد و مریدان فراوان یافت.
4. دوره انقلاب و آشفتگی
وضع صوری و ظاهری مولانا كه از زهد و استواری او در دین و شریعت محمدی، حكایت می‌كرد و مردم را سخت فریفته بود، چندان دوام نیافت زیرا به شمس‌الدین محمد بن علی‌بن ملكداد تبریزی بازخورد كه پیری آشفته‌حال بود و دائماً از شهری به شهر دیگر می‌رفت و به خدمت بزرگان می‌رسید و گاهی مكتب‌داری می‌كرد و به احتمال قوی نخستین‌بار مولانا در دمشق یا حلب او را دیدار كرده است. شمس‌الدین در جمادی‌‌الآخر سال 642 هـ .ق وارد قونیه شد و در «خان شكر فروشان» فرود آمد و حجره‌ای بگرفت و بر در حجره‌اش دو ـ سه  دیناری با قفل بر در می‌نهاد و مفتاح بر گوشه دستارچه بسته و بر دوش می‌انداخت تا خلق را گمان آید كه تاجری بزرگ است خود در حجره غیر از حصیری كهنه و شكسته كوزه و بالشی از خشت خام نبودی. در مورد چگونگی دیدار شمس و مولانا روایات مختلف نقل كرده‌اند، از جمله افلاكی روایت می‌كند كه مولانا از مدرسه پنبه‌فروشان در آمده بر استری رهوار نشسته و طالبان علم و دانشمندان در ركابش حركت می‌كردند، ناگاه شمس تبریزی به او بازخورد و پرسید:
«بایزید بزرگتر است یا محمد؟ مولانا گفت: این چه سؤال باشد محمد خاتم پیغمبران است وی را با ابویزید چه نسبت. شمس‌الدین گفت پس چرا محمد می‌گوید (ما عَرَفْناكَ حَقِّ مَعْرِفَتِكْ) و بایزید گفت (سُبحانی ما اَعْظَمَ شَأنی) مولانا از هیبت این سؤال بیفتاد و از هوش برفت و چون به خود آمد دست شمس‌الدین را گرفت و پیاده به مدرسه خود آورد و در حجره درآورد تا چهل روز به هیچ آفریده راه ندادند. البته ناگفته نماند با توجه به گفته سلطان ولد در مثنوی ولدنامه، آنچه در این تذكره‌ها و كتب آمده، همه شاخ و برگهایی است كه به این قصه ملاقات در شام داده و خواسته‌اند تغییر حال مولانا را غیرعادی و شگفت‌آور جلوه دهند.
در هر حال سلطان ولد، دیدار مولانا با شمس‌ را از نوع دیدار موسی با خضر دانسته كه با همه كمالات، به دنبال اكملی می‌گشته، و سرانجام شمس تبریزی را یافته و یكسره مرید و مَسحور او شده و با دیدار او قیل و قال مدرسه و وعظ و منبر را رها كرده و به خرقه صوفیان درآمده و به شور و ذوق و حال و وجد و سماع پرداخته و هنوز مسئله تأثیر شمس و افسون این پیر ژولیده آشفته حال در مولانا مجهول است. این دگرگونی و تغییر حال مولانا جلال‌الدین، مریدان و شاگردان او را به تعصب و بدخواهی نسبت به شمس وادار كرد و به اتفاق تمام، قصد آن بزرگ كردند. ناچار شمس رنجیده خاطر شد و در سال 634 ه‍.ق از قونیه به دمشق رفت. مولانا پس از مدتی جستجو، خبر یافت كه او در دمشق است. پس بنا بر روایت افلاكی چهار غزل برای او فرستاد.
مولانا از غیبت شمس و شنیدن خبر قتل او آشفته‌حال شد و جوش و خروش بیشتری پیدا كرد و بی‌اختیار به وجد و شور و سماع می‌پرداخت و این علّتی شد برای انكار و رد مولانا از طرف متعصبان خشمگین. از شمس تبریزی كتاب و مقالاتی باقی است كه علّت فریفته شدن مولانا را به او ثابت می‌كند و نشان می‌دهد كه شمس مردی دانا و بصیر بوده و شایستگی ارشاد را داشته یك مثنوی به نام مرغوب‌القلوب به شمس‌الدین نسبت داده‌اند كه مجهول است و مطلقاً از شمس نیست.
مولانا جلال‌الدین دو سال پس از غیبت شمس تبریزی یعنی سال 647 ه‍.ق تا پایان عمر (سال 672 ه‍.ق) در قونیه به تربیت و ارشاد و دستگیری مردم به طریق صوفیان و عارفان مشغول بود و شیخ صلاح‌الدین زركوب قونوی را به شیخی و پیشوایی تعیین كرد و باز ارادت مولانا به صلاح‌الدین، دشمنی یاران را سبب شد و خواستند او را نیز از میان بردارند، اما پس از چندی از در توبت و انابت درآمدند و عذر خواستند تا آنكه صلاح الدین در سال 657 ه‍.ق درگذشت.
مولانا، حسن‌بن محمدبن حسن، ملقب به حسام‌الدین چلبی را كه اصلاًٌ اهل ارومیه بود به خلافت برگزید، و همواره در دوستی و توجه به او افراط می‌كرد و او را به خویشان خود برتری می‌داد و همین حسام‌الدین، مولانا را وادار به نظم مثنوی كرد زیرا مشاهده كرد كه یاران و مریدان او پیوسته آثار سنایی و عطار را می‌خوانند پس شبی در خلوت به مولانا گفت، كتابی مانند الهی‌نامه سنایی (حدیقه الحقیقه) یا منطق‌الطیر عطار را به نظم دراورد. مولانا از سر دستار كاغذی بیرون آورد كه 18 بیت آغاز مثنوی در آن نگاشته بود وشامل (بشنو از نی تا پس سخن كوتاه باید والاسلام) پس از اتمام دفتر اول مثنوی همسر حسام‌الدین درگذشت و دو سال نظم مثنوی به تعویق افتاد و از سال 662 ه‍.ق دفتر دوم مثنوی آغاز شد و تا  پایان عمر مولانا به انجام رسید.
پایان زندگانی
بالأخره این آفتاب معرفت و كمال در 58 جمادی‌الآخر سنه 672 هـ .ق غروب كرد. سر در نقاب خاك كشید و به روایت افلاكی: حرم مولانا به او گفت كاش مولانا 400 سال عمر كردی تا عالم از حقائق و معرفت پر ساختی. مولانا فرمود مگر ما نمرودیم و مگر ما فرعونیم ما به عالم خاك پی اقامت نیامدیم، ما در زندان دنیا محبوسیم، امید كه عن‌قریب به بزم وصال و حبیب رسیم اگر برای مصلحت و ارشاد بیچارگان نبودی، یكدم در نشیمن خاك اقامت نگزیدمی. گویند در شب آخر كه مرض مولانا سخت شده بود، خویشان و پیوستگان اضطراب عظیم داشتند سلطان ولد با بی‌تابی بر سر پدر آمد آن حال را تحمّل نكرد و بیرون رفت مولانا آخرین غزل خود را به این صورت گفته است:
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها كن
        ترك من خراب شبگرد مبتلا كن

ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
        خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا كن

دردی است غیر مردن كان را دوا نباشد
        پس من چگونه گویم كین درد را دوا كن

در خواب دوش پیری در كوی عشق دیدم
        با دست اشارتم كرد كه عزم سوی ما كن

 (دیوان غزلیات شمس/ غزل 2000)
مردم قونیه عیسویان و یهودیان بر جنازه او حاضر شدند او را در نزدیك قبر پدرش به خاك سپردند و چهل روز عزاداری كردند و گویی آوای مولانا به گوششان می‌خورد كه:
حاصل عمرم سه سخن بیش نیست
        خام بُدم، پخته شدم، سوختم

        (دیوان غزلیات شمس/ (1)غزل 725)
صورت و سیرت مولانا
مولانا جلال‌الدین محمد، مردی بوده است زرد چهره و باریك اندام و لاغر، چنان كه «روزی به حمام درآمده بود به چشم ترحم به جسم خود نظری كرد كه قوی، ضعیف گشته است، فرمود كه جمیع عمر از كسی شرمسار نگشته‌ام اما امروز از جسم لاغر خود به غایت خجل شدم» و با زردی روی و لاغری «به غایت فرّی و نوری و مهابتی» داشت و چشم‌های او سخت تند و جذاب و پرشور بود.
از نظر سیرت و اخلاق، مولانا ستوده اهل حقیقت و سرآمد ابنای روزگار بود. او در زمان خود و بعد از مرگش تأثیر فراوان در بسط و گسترش عرفان اسلامی داشته و همواره مورد توجّه بزرگان دانش و ادب و فلسفه و عرفان بوده است. آن مرد بزرگ، مذهب حنفی داشت، اما از هر گونه تعصب بركنار بود و می‌گفت من با هفتاد و سه مذهب یكی‌ام. وی حضرت علی‌ابن‌ابی طالب و فرزندان او و اهل بیت پیامبر را سخت محترم می‌داشت و سخنان او درباره علی در مثنوی، بر ارادت و اخلاص او دلالت دارد. او در تصوف ریاضتهای دشوار، گدایی، دریوزگی و بیكاری و تن‌پروری را جایز نمی‌دانست و مریدان را به كسب و كار و كوشش تشویق می‌كرد و عرفانی پرجنبش و سراسر عشق و شور و خروش را ترویج می‌كرد.
با آن كه امیران و بزرگان به او توجّه داشتند، او بیشتر با پیشه‌وران و مستمندان و فرودستان معاشرت می‌كرد. اگرچه این رفتار را بر او خرده می‌گرفتند و می‌گفتند «مریدان مولانا عجایب مردمانند، اغلب عامل و محترفه شهرند، مردم فاضل و دانا اصلاً گرد ایشان كمتر می‌گردند، هر كجا خیّاطی و بزازی و بقال هست، او را به مریدی قبول می‌كنند. مولانا به همه اعتراضات و خرده‌گیریها با ملایمت و خوشرفتاری و محبّت و دوستی پاسخ می‌داد و مخالفان را خاموش می‌ساخت. مولوی در تصوف و عبادت، ریاضت و ذكر، فكر را با عشق و شور و جذبه و وجد و حال و رقص و سماع جمع كرد. عشق و اشراق، مایه اصلی عرفان اوست به وحدت وجود نیز قائل بود اما نه از راه جدال، بلكه از راه فناء فی‌الله و بقاء به الله، مانند نیست شدن قطره در دریا و تبدیل دانه به گیاه. عرفان مولوی، عالیترین مرتبه فكری و تعالی روحی و اخلاقی است كه با مجاهده و سیر و سلوك، كسب دانش و معرفت حقیقی و عشق به حق و پیروی از مردان كامل و انبیاء و اولیاء حاصل می‌شود. مولانا در اطوار عشق و منازل بی‌پایان آن، سیری كامل و توأم با معرفت را سپری كرده است.
آثار مولانا
1. غزلیّات:
این قسمت از اشعار مولانا در كلیات شمس یا دیوان كبیر گرد آمده و مولوی از تَخَّلُص‌های «شمس» و «خاموش» در آن استفاده كرده است. تعداد ابیات آن را 30.000 تا 40.000 تا 50.000 نوشته‌اند. این غزلیّات سرشار از وجد و شور و عشق و مستی است و آهنگی خاص دارد البته شعرهای ارسلان ولد، شمس تبریزی، شمس مغربی، حتی جمال‌الدین اصفهانی و انوری در چاپهای پیش دیوان وارد شده است.
2. مثنوی:
در اصل به نوعی شعر فارسی اطلاق می‌شود كه هر دو مصراع، دارای یك قافیه و ابیات آن دارای یك وزن باشند، اما مثنوی خاص كه مثنوی مولوی شده، اگرچه صدها داستان و كتاب به صورت مثنوی در زبان فارسی داریم اما این مثنوی به خواهش حسام‌الدین چلبی سروده شده وزن آن بحر رمل مسدس محذوف یا مقصور در شش دفتر با حدود 25.000 بیت است كه دایره المعارف عرفان و فلسفه و دین و معرفت شمرده میشود. دفتر ششم ناتمام مانده و نسبت دفتر هفتم به مولانا درست نیست. مولانا فرمود «مثنوی ما دلبری است معنوی كه در جمال و كمال همتایی ندارد و هم‌چنان باغی است مهیّا و درختی است مهنّا كه جهت روشن‌دلان صاحب‌نظر و عاشقان سوخته‌جگر ساخته شده است، خُنك‌جانی كه از مشاهده این شاهد غیبی محظوظ شود و ملحوظ نظر عنایت رجال الله گردد تا در جریده نِعْمَ اَلْعَبْدْ اِنَهُ اَوابْ منخَرِط شود. و گویند برپشت مثنوی خود نوشته بود «مثنوی را جهت آن نگفته‌ام كه حمایل كنند و تكرار كنند بلكه (تا) زیر پا نهند و بالای آسمان روند كه مثنوی نردبان معراج حقایق است نه آنكه نردبان را به گردن گیری و شهر به شهر گردی، هرگز بر بام مقصود نروی و به مراد دل نرسی.
نردبان آسمان است این كلام{
        هركه زین بر می‌رود آید به بام

نی به بام چرخ كو اخضر بود
        بل به بامی كز فلك برتر بود

(3262-3261/3)
مثنوی گذشته از اشتمال بر تبیین حقایق ادیان و اصول تصوّف و شرح رموز آیات قرآنی و اخبار نبوی، نموداری است از مراتب مقامات مولانا و یاران برگزیده او. غرض اصلی مولانا از نظم مثنوی بیان احوال معنوی خود و آن برگزیدگان در لباس امثال و حكایات و قصّه موسی و عیسی و مشایخ طریقت و گفتن سرّ دلبران در حدیث دیگران بوده است. نظر به اِشكال و صعوبت فهم اسرار مثنوی علما و متصوفه در حل معضلات و توضیح مشكلات آن جهد و سعی و اهتمام داشته اما انتقادی كه بر همه آنها می‌توان وارد شمرد، این است كه اغلب از روی معلومات و به میزان افكار و عقاید خود مولانا را می‌سنجند. بهترین شروح فارسی مثنوی كتاب جواهرالاسرار تألیف كمال‌الدین حسین خوارزمی كه خود یكی از متكلمین عرفا بوده و به اصطلاحات و مجاری افكار این طبقه آشنایی داشته است و سایر شروح مثنوی عبارتند از:
•    اسرار الغیوب: تألیف خواجه ایوب به سال 1120 هـ .ق
•    شرح اسرار سبزواری تألیف حاج ملا هادی متوفی 1289 هـ .ق
از شروحی كه مربوط به عصر حاضر است یكی شرح مثنوی شریف فروزانفر در سه جلد كه ناتمام مانده دیگر شرح مثنوی به طور كامل از محمد تقی جعفری. شروح مذكور فارسی هستند. از شروح دیگر مثنوی به زبانهای دیگر:
•    شرح اسماعیل انقروی به زبان تركی
•    شرح یوسف بن احمد مولوی به زبان عربی (اَلْمِنْهُجُ اَلْقَوی)
•    شرح مثنوی به زبان انگلیسی تألیف دانشمند خاورشناس رینولد آلین نیكلسون كه به سبب دقّت و نقّادی معروف است.
3. رباعیات مولانا:
متضمن 1656 رباعی یا 3318 بیت است كه  كه بعضی‌ها آنها را به شهادت قراین از مولانا می‌دانند. معانی بلند و مضامین نغز در این رباعی‌ها دیده می‌آید كه با روش فكر و عبارت‌بندی مولانا مناسبتی تمام دارد ولی روی هم رفته رباعیات به پایه غزلیات و مثنوی نمی‌رسد….

 

منابع
1.    قرآن كریم.
2.    آتكینسون، ریتا ال؛ آتكینسون، ریچاردسی؛ اسمیت، ادواردی؛ زمینه روان‌شناسی هیلگارد. جلد اول، ترجمه دكتر حسن رفیعی، انتشارات ارجمند، چاپ اول، 1378.صفحات 36-16.
3.    آراسته، رضا؛ زایش‌ دوباره در آفرینش و عشق از دیدگاه مولانا، انتشارات صفا، چاپ اول، تهران، 1380.
4.    امینی، ابراهیم؛ اسلام و تعلیم و تربیت، چاپ آرین، انتشارات چهارم، 1376.
5.    بشردوست، مجتبی؛ سودای حقیقت (هستی‌شناسی مولانا)، نشر روزگار، چاپ اول، 1381.
6.    جعفری، محمدتقی؛ تفسیر، نقد و تحلیل مثنوی جلال‌الدین محمد مولوی، جلد 1 الی 6، چاپخانه نمونه قم، تهران، 1381.
7.    جعفری، محمدتقی؛ مولوی و جهان‌بینی‌ها در مكتب‌های شرق و غرب، انتشارات بعثت، چاپ سوم، 1376.
8.    خالدیان، محمدعلی؛ بررسی موانع معرفتی در مثنوی با نگاه به اندیشه‌ها و جهان‌بینی‌های مولوی، نشر موسسه فرهنگی و انتشاراتی فراغی، چاپ دوم، 1384.
9.    خیرآبادی، عباس؛ ظروف آب زندگی (بررسی ساختار قصه‌های مثنوی)، انتشارات پاژ، چاپ اول، مشهد، 1384.
10.    دفتر همكاری حوزه و دانشگاه. مكتب‌های روانشناسی و نقد آن. جلد دوم. سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها. چاپ دوم. 1377.
11.    دلشاد تهرانی، مصطفی؛ سیری در تربیت اسلامی. موسسه نشر و تحقیقات ذكر. چاپ چهارم. 1380.
12.    رهبر، محمدتقی؛ رحیمیان، محمدحسن؛ اخلاق و تربیت اسلامی، نشر سمت، 1380.
13.    زرین‌كوب، عبدالحسین؛ بحر در كوزه/نقد و تفسیر قصه‌ها و تمثیلات مثنوی، انتشارات علمی سخن، چاپ چهارم، 1381.
14.    سادوك، بنیامین جیمز؛ سادوك؛ ویرجینیا، الكوت؛ خلاصه روانپزشكی و علوم رفتاری، جلد اول، ویرایش نهم، ترجمه دكتر حسن رفیعی، انتشارات ارجمند، 1384، صفحات 232-209.
15.    سانتراك، جان دبلیو؛ زمینه‌ روان‌شناسی، ترجمه مهرداد فیروزبخت، ناشر خدمات فرهنگ رسا، 1383.
16.    شریعتمداری، علی؛ روانشناسی تربیتی، انتشارات سپهر تهران، چاپ یازدهم، 1377.
17.    شولتس، دوآن؛ روان‌شناسی كمال (الگوی شخصیت سالم)، ترجمه گیتی خوشدل، نشر پیكان، چاپ نهم، 1380.
18.    شهیدی، سیدجعفر؛ تفسیر نقد و تحلیل مثنوی جلال‌الدین محمد مولوی، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، 1380.
19.    شیروانی، علی؛ آموزه‌های اخلاقی در مثنوی، انتشارات دارالعلم قم، چاپ اول، 1377.
20.    طوسی، خواجه‌ نصیرالدین؛ اخلاق ناصری، انتشارات افست، چاپ اول، 1356.
21.    غزالی طوسی، ابوحامد؛ كیمیای سعادت، انتشارات مركزی، چاپ هفتم، 1353.
22.    فروزانفر، بدیع‌الزمان؛ شرح زندگانی مولوی؛ انتشارات گلرنگ، 1368.
23.    فروزانفر، بدیع‌الزمان؛ شرح مثنوی شریف، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، 1380.
24.    كاردان، علی‌محمد؛ اعرافی، غلامرضا؛ فلسفه تعلیم و تربیت. جلد اول. پژوهشكده حوزه و دانشگاه. تهران. چاپ چهارم. 1380.
25.    كاشانی، عزالدین محمود بن علی؛ مصباح الهدایه و مفتاح الكفایه، نشر اتحاد، چاپ ششم، 1381.
26.    كرمانی، عبادزاده؛ تئوری‌ها و اكتشافات علمی مولانا، نشر طلوع آزادی، 1363.
27.    مشیری، جلیل؛ نگرشی بر اندیشه‌های مولوی، نشر دانشگاه اراك، چاپ اول، 1384.
28.    مومن‌زاده، محمدصادق؛ برداشت‌های روان درمانی از مثنوی، انتشارات سروش، چاپ اول، 1378.
29.    میزیاك، هنریك؛ سكستون، ویرجینیا استارت؛ تاریخچه و مكاتب روان‌شناسی، چاپ دوم، ترجمه احمد رضوانی، انتشارات به نشر، 1376.
30.    نصراصفهانی، محمدرضا، سیمای انسان در اشعار مولانا، نشر هشت بهشت، چاپ اول، 1377.
31.    نصری، عبداله؛ سیمای انسان كامل از دیدگاه مكاتب، انتشارات سپهر، تهران، چاپ چهارم، 1376.
32.    نیكلسون، رینولد؛ تصحیح مثنوی معنوی مولانا جلال‌الدین رومی، انتشارات مولی، تهران، 1370.
33.    هاشمی، جلال؛ پیغام سروش (مكتب مولانا و روان‌شناسی نوین)، انتشارات بعثت، 1380.
34.    همایی، محمد جلال‌الدین؛ مولوی نامه، جلد 1 و 2، نشر ستاره قم، چاپ نهم، 1376.
35.    Evans, R.I. Dialogue with erich from. New York: Harper and Row. 1966.
36.    Hall, M.H. A conversation with Abaham H. Maslow. Psychology Today. 2, 27-55. 1968.
37.    Hall, M.H. A conversation with viktor frankl of Vienna. Psychology Today. 2, 56-65. 1968.
38.    Jung, C.G. Man and His Symbols. New York: Dell. 1968.
39.    Rogers, C.R. Client centred therapy. Boston: Houghton Mifflin. 1951.
40.    Shapard, M.F. An intimate portrait of fritz perls and gestalt theraphy. New York: Dutton. 1975.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید