دانلود مقاله بودا در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله بودا در فایل ورد (word) دارای 23 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله بودا در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله بودا در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله بودا در فایل ورد (word) :

 

مقدمه

 

ما هنگامی که واژه روانشناسی را میشنویم ناخودآگاه دانش روانشناسی آنگونه که در باخترزمین تکامل یافته و امروزه در دانشگاه های جهان آموخته میشود به ذهنمان خطور میکند.

این نتیجه غرب-محوری غربیان و نفوذ اینگونه نگرش به ماست. یعنی ما هم بخاطر اینکه تنها دریچه اطلاع یابی خود را اروپا و امریکا قرار داده ایم با اینکه خود شرقی هستیم ولی در افکارمان غرب-محور شده ایم. غربیها معمولآ دستاوردهای هند و ایران و چین و روسیه و عربها و دیگران را نادیده میگیرند و کوشش دارند تا ریشه همه دانشها را به حق یا ناحق به یونان و افسانه های یونانی و رومی پیوند بزنند.

نمونه این روند همین دانش روانشناسی است. سده ها پیش از اینکه باخترزمینیان چیزی از روان و روانشناسی دریافته باشند بوداییان در خاور سامانه پیشرو و مفصلی برای کندوکاو روان و روانشناسی پدید آورده بودند.

این مسئله بخوبی در کتابی با عنوان زیر بازشکافی شده است:

Goleman, D., & Thurman, R. A. F. (Eds.). (1991). Mind science: An East-West dialogue. Boston: Wisdom Publications. From a conference at Harvard University; participants included: the Dalai Lama, Herbert Benson, Robert Thurman, Howard Gardner, Daniel Goleman, and participants in the Harvard Mind Science Symposium

دانش روان: گفتمانی میان خاور و باختر

مجموعه نوشتارهای بودایی که به تفاسیر آیین (Abhidharma) معروفند یک سامانه و سیستم کامل روانشناختی هستند. بوداییان از دو هزار و پانصد سال پیش بر روی درک روان آدمی تمرکز کرده اند و به نتایج پیشرفته ای دست یافته اند. آنها یارای آن را دارند تا با روشهای خود بسیاری از مشکلات روانی را از پیش پا بردارند. آنها حتی با روشهای دیگری سررشته های روان خود را در دست میگیرند و آنرا هدایت میکنند.

البته رهیافت و رویکرد بوداییان به روان با رویکرد دانش رایج روانشناسی (غربی) از پایه متفاوت است. به همین روی، برخورد و تبادل نظر میان روانشناسان باختر و خاور که چند سال پیش در همایش هاروارد صورت گرفت حالت برخورد نزدیک از نوع سوم (برخورد خیالی آدمیان و موجودات فرازمینی) را داشت. غربیان که از وجود یک روانشناسی دیگر در جهان بیخبر بودند طی آن همایش و پس از آن چشم بعضی از ایشان به این موضوع باز شد و شگفت زده شدند.

جالب میشود اگر این دو گونه دانش روان با گذشت زمان درک و فهم بهتری از هم پیدا کنند و با همکاری و همراهی به آزمودن روشهای یکدیگر پرداخته به نتایج و برآیندهای بهتری دست یابند.

شرح جزئیات اینکه روشها و تفاوتهای این دو گونه روانشناسی چیست به درازا می انجامد و از حوصله این یادداشت بیرون است. (کتاب دانش روان)

 

پیروان آیین بودا “مردمان شادتری هستند”

دانشمندان می گویند می توانند به کمک شواهد نشان دهند که پیروان آیین بودا براستی از مردم دیگر، شادتر و آرام تر هستند.

آزمایش هایی که در آمریکا انجام شده است نشان می دهد که بخش هایی از مغز که با روحیه خوب و احساسات مثبت در پیوندند در بودایی ها فعال تر است.در همین حال یک بررسی دیگر نشانگر آنست که ذکر و ژرف اندیشی یا مراقبه در آیین بودا می تواند به پدید آوردن آرامش روانی یاری برساند.

پژوهشگران در کانون پزشکی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در سان فرانسیسکو پی برده اند که بودایی های کهنه کار که معمولا مراقبه می کنند، در همسنجی با مردم دیگر کمتر دچار تکانه های روحی، دلهره و خشم می شوند.

فعالیت مغزی

در پژوهشی جداگانه، دانشمندان در دانشگاه ویسکانسین در مدیسون برای بررسی کارکرد مغزی گروهی از بودایی ها از فنون نوین بُرش بینی (اسکن) مغز استفاده کردند. آزمایش های آنها نشان داد فعالیت بخش چپ جلویی مغز در بودایی های باتجربه بیش از دیگر مردمان است. این بخش از مغز با عواطف مثبت، چیرگی بر خود و خو و منش پیوند دارد.

آزمایش های این دانشمندان نشان داد که این بخش از مغز بودایی ها نه تنها به هنگام مراقبه بلکه در دیگر سانها و احوال نیز فعال است.

دانشمندان گفتند این بدان معنی است که احتمال تجربه احساسات مثبت و روحیه خوب در این افراد بیشتر است. اوئن فلاناگان، استاد دانشگاه دوک در کارولینای شمالی گفت اکنون می توان با اطمینان نسبی این پنداشت را پذیرفت که بودایی هایی که انسان اغلب در نقاطی مانند دارماسالا، هند، با آنها روبرو می شود انسان هایی براستی خوشبخت هستند.

دارماسالا پایگاه دالای لاما، رهبر تبعیدی تبت است.

این رشته بررسی ها در گاهنامه “نیو ساینتیست” چاپ شده است.

درباره زندگانی بودا

 

افراد خاندان شاکی در کناره رود روهی نی که در دامنه های جنوبی هیمالیا روان است، می زیستند. پادشاه آنها بنام شودودانا گائوتاما پایتخت خود را در کاپیلاواستو نهاد و دستور داد تا در آنجا دژی بزرگ ساختند، و خود خردمندانه فرمان راند، چنانکه ستایش مردم را دریافت. بانوی این پادشاه، مایا، دختر عموی شاه بود. پدر ملکه نیز پادشاهی یک سرزمین همسایه از قلمرو همان خاندان شاکی را داشت. شاه و بانوی او تا بیست سال فرزندی نیافتند. اما ملکه مایا یک شب رویایی شگرف داشت، و در خواب دید که پیلی سپید از سوی چپ سینه اش به درون زهدان او رفت، و او آبستن شد. پس، پادشاه و مردم زایش شاهزاده ای را چشم داشتند. بر پایه آیین این سرزمین، ملکه برای دنیا آوردن فرزند خود به خانه پدر و مادرش رهسپار شد، و در راه سفر به آنجا، در باغ لومبینی در آفتاب زیبای بهاری دمی آسود. در همانجا بود که بودا زاده شد.

 

 

سراب از دید بودا و افلاطون

 

از دیدگاه افلاطون، خِردوَرز یونانی، مشاهدات ما در این جهان سرابی مبهم است از جهان واقعی. به باور او هرکدام از پدیده ها و مفاهیم این جهان، مانند گربه، انسان، میز، کوه و جز اینها که در اینجا بسیار گوناگون و متغیر و ناقص اند در آن جهان واقعی الگویی ثابت و مشخص و تکمیل دارند. یعنی مثلآ یک الگوی ثابت با تعریف مشخص از مفهوم گربه وجود دارد که تمام گربه های این جهان کپی های ناقص آنند. جهان ما از روی آن جهان اصلی ساخته شده است. این نظریه افلاطون، نظریه جهانِ الگوها یا عالم مُثُل نام دارد. به باور او درک آن جهان الگوهای ثابت با حواس پنجگانه ممکن نیست بلکه با اندشیدن منطقی امکان پذیر است. خردورز میبایست تمرکز خود را از این جهان ظواهر و سرابها گردانده و متوجه جهان الگوها کند.

بودا نیز این جهان را سرابی میداند که با جهان راستین فرق دارد. اما او جهان راستین را جهان الگوها نمیداند بلکه آن را جهان تهی مینامد. اما خواست او از تهی خالی بودن مطلق نیست بلکه خالی بودن از هرگونه وصف و نسبیت و ویژگی. جهان راستین بودا جهانی است که در آن همه مرزها ناپدید میشوند و با اوصاف معمول اینجهانی توصیف پذیر نیست. بودا راه درک آن جهان را از طریق شهود و فراشناخت میداند یعنی دیدن روشنایی و فهمیدن رازها در یک آن.

این فراشناخت تنها از راه درک مفاهیم بودایی و تمرین و تمرکز و مراقبه پیوسته امکان پذیر است. همان کاری که راهبان بودایی سرگرم آنند.

 

 

باید نباید

 

اخلاقیات بودا یعنی شایست و نشایستها (همان حرام و حلال) به نصیحت بودا اینها هستند:

الف : نشایستها:
موجودات زنده را نباید کشت .
دارایی دیگران را نباید تصاحب کرد.
به ناموس دیگران نباید تجاوز کرد.
دروغ نباید گفت .
نوشیدنی سکر آور نباید نوشید.
ب : شایستها:
باید رنج فردى را ترک کرد.
باید به رنج زندگان اندیشید.
باید در رنج جامعه جهانى انباز بود.
باید حسن نیت داشت .
باید دلسوز دیگران بود.
باید گذشت و بخشش داشت .
باید فداکار و خدمتگزار مردم بود.
باید از حیله و فریب پرهیز کرد.
باید از پرخورى و شکم پرورى دور کرد.
باید از شادخواری افراطی دورى کرد.
باید از زیب و زیور و بو افزارها پرهیز کرد.
باید از خوابیدن در بستر نرم دورى کرد.
باید از پذیرش سیم و زر و مال دنیا دست برداشت .

 

خلاصه اینکه بودا ما آدمیان را گرفتار در پیله ای چند لایه از باززایی و رنج کشیدنها میبیند و انظباط اخلاقی، خوب بودن، و تمرکز برای درک حقایق جهان هستی را، از راهی که او میگوید، تنها کاردی میداند که با آن میتوان این پیله را شکافت و به آزادی و مقصد رسید.
او به ما این مژده را میدهد که او خود این پیله را شکافته و به فراسو رفته و میگوید که این ارزش امتحان کردنش را دارد. او راه شکافتن پیله را جلوی پای ما گذاشته و خوشحال میشود تا ما را در بیرون از آن ببیند.

به باور بوداییان دریافت ما آدمیان از واقعیت جهان، دریافتی محدود و متفاوت با اصل واقعیت است. ما آنچه را که عین واقعیت است نمیبینیم. تنها برای خودمان چیزهایی میپنداریم و سراب میبینیم. زبان هم ابزار ما برای دسته بندی و ارائه این دریافتها و پنداشته های غیر واقعی است. شاید با این توضیحات بتوان راز سکوت بودا را درک کرد.

 

 

پرستشگاه غاری

 

بوداییان در دل کوه ها غارهایی میکندند و بر دیواره های آن نگاره های زیبایی برمینگاشتند و این کوه کنده ها را همچون نیایشگاه هایی برای خود قرار میدادند.

از شناخته شده ترین اینگونه غارها، مجموعه غارهای آجانتا و اِلورا در باختر هندوستان است با دیوارنگاشته های رنگین که روی هم از غار تشکیل شده است. دیوارنگاشته های این غارها داستان بودا را از سال پیش از میلاد تا پس از میلاد مسیح بازگو میکنند. این غارها را راهبان بودایی طی سالها با تیشه و چکش های ساده ای برای خود ساخته بودند و آن مکان را عزلتگاه خویش قرار داده بودند. این مکان تازه در سده کشف شد.

 

 

بوداگرایی و یارسان

 

یارسان نام بومی و ایرانی پیروان دین اهل حق یا همان علی اللهی است. پیروان کیش یارسان که فارس زبانان آنها را بیشتر به نام علی اللهی میشناسند بیشتر ساکن بخش باختری استان کرمانشاه هستند.
کیش یارسان آمیزه ای است از دینهای زرتشتی و بودایی و اسلام.

آنها مانند بوداییان به باززایی باور دارند یعنی بر این باورند که ما پس از مرگ در پیکر دیگری دوباره زاییده میشویم.

 

بوداییان و خدا: درباره جایگاه خدا و یکتاپرستی در کیش بودا

اگر خداناباوری کمونیستها و دیگران را یک سر طیف بدانیم و یکتاپرستی دینهای گوناگون را سر دیگر طیف، بوداگرایی راهی در میانه است.

مفاهیم خدا و یکتاپرستی آنگونه که در دینهای ابراهیمی تعریف شده با تعریف بودایی آنها تفاوت دارد.
بوداگرایان به یک حقیقت فرجامین روحانی باور دارند و آنرا هم خاستگاه و هم مقصد پایانی همه آدمیان و بُوندگان زنده و دیگر مادیات میدانند.

میتوان به آن حقیقت فرجامین روحانی بوداییان نام خدا داد. اما باید در نظر داشت که مفهوم آن با خدای دینهای ابراهیمی متفاوت است. در دینهای ابراهیمی (یهودیت، مسیح باوری و اسلام) خدا را دارای یک رشته صفات میدانند که بیشتر به ویژگیهای انسانی شبیه است مانند خشم و مهر و پاداش دادن و تنبیه کردن و بخشیدن و جز اینها، البته در آن دینها خدا برخی صفات نا انسانی مانند نیروی آفریدن جهان را نیز داراست. اما خدای بوداییان صفتی ندارد. بوداگرایی آن مقصد نهایی (خدا) را تهیگی مینامد یعنی خلأ، یعنی تهی از ویژگیها. مقصد پایانی بوداییان (که از راه تمرکز و آموزش و مراقبه قصد رسیدن به آن را دارند) از صفات و ویژگیهایی که ما میشناسیم و همچنین زمان و مکان تهی است. از دید بودا ما در این زندگی گرفتار یک چنبره و دور باطل زادن و مردن شده ایم و سرانجام باید از این چنبره رها شویم و به آن تهیگی بپیوندیم. راه دیگری نداریم. رسیدن به تهیگی (=خدا) رستگاری ماست و آرامش و خوشنودی همیشگی را به همراه دارد. تنها راه رسیدن به آن هم دنبال کردن آموزه های بودا و رسیدن به مرحله ای است که شهود و آگاهی یکباره ای به آدمی دست دهد و به آن اقیانوس حقیقت نهایی (خدای بوداییان) بپیوندد. بودا راه را نشان داده و مقصد را هم تا جایی که واژگان توان دارند توضیح داده اما توضیح و وصف مقصد (=خدا) به زبان ما آدمیان اینست که آن مقصد از همه وصفها و ویژگیهایی که ما میشناسیم و میتوانیم متصور شویم مبری است. هر رهرویی باید خود به هنگام شهود و فراشناخت (که پس از تمرین و تمرکز بسیار دست میدهد) به چند و چون مقصد پی ببرد.

بوداگرایی بیشتر یک فلسفه است تا دین. بوداگرایی راه درگذشتن از این مرحله (یعنی همان چرخه زاد و مرگ) و ورود به اقیانوس وصال است.

 

صوفیان و شناسایان مسلمان هم بدنبال راهی برای گریز از این جهان مایه و ماده و رسیدن و وصال به حق هستند اما آنها حق را با صفتی انسانی که همان عشق است توضیح میدهند.
به قول اقبال لاهوری:

زندگی در صدف خویش گهر ساختن است

عشق ازین گنبد دربسته برون تاختن است

حق بوداییان صفتی که ما بشناسیم ندارد. باید رفت و دید و روشن شد.

از دید بوداییان ما همه بهمراه همه چیزهای این جهان با هم در پیوندیم و همه مان از آن حقیقت فرجامین (خدا) آمده ایم و به آن برمیگردیم. یعنی بوداییان به همه خدایی باور دارند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید