دانلود مقاله سبک شناسی شعر در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله سبک شناسی شعر در فایل ورد (word) دارای 50 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله سبک شناسی شعر در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله سبک شناسی شعر در فایل ورد (word)

مقدمه :  
سبک خراسانی  
دوره طاهریان و صفاریان :  
مختصات سبکی این دوره :  
دوره سامانیان :  
عصر غزنویان :  
پیدا آمدن سلجوقیان در دهه سوم قرن پنجم :  
مختصات سبکی شعر خراسانی  
شعر قرن ششم : سبک حد واسط  
مختصات شعر قرن ششم  
سطح زبانی :  
سطح فکری :  
سطح ادبیات :  
سبک عراقی  
شیوع عرفان :  
رواج غزل :  
مختصات سبک عراقی  
به لحاظ زبان :  
از نظر فکری :  
از نظر ادبی :  
سبک شعر حد واسط سبک عراقی و هندی  
مختصات شعر حد واسط  
مختصات زبانی :  
مختصات فکری :  
مختصات ادبی :  
سبک هندی  
معروف ترین شاعران سبک هندی :  
مختصات سبک هندی  
زبان :  
فکر :  
ادبیات :  
شعر دوره بازگشت  
مختصات شعر دوره بازگشت :  
نقش جریان ادبی بازگشت در پیدایش سبک شناسی :  
سبک شعر نو  
مردمی شدن ادبیات  
دوره پهلوی :  
سه شیوه رایج در شعر نو عبارتند از :  
مقایسه مختصات شعر نو و شعر سنتی  
شاملو و شعر نو :  
شبانه  
غزلی در نتوانستن  
منابع و ماخذ :  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله سبک شناسی شعر در فایل ورد (word)

1-   کلیات سبک شناسی / شمیسا سیروس / انتشارات فردوس / چاپ پنجم

2-   سبک شناسی شعر / شمیسا سیروس / انتشارات فردوس / چاپ نهم

3-   شعر نو از آغاز تا امروز / حقوقی محمد / نشر روایت / چاپ اول

4-   آیدا : درخت و خنجر و خاطره / شاملو احمد / مؤسسه انتشارات نگاه / چاپ هشتم

5-   مدایح بی صله / شاملو احمد / انتشارات زمانه / چاپ سوم

6-   از هوا و آینه ها / شاملو احمد / مؤسسه انتشارات نگاه / چاپ هشتم

مقدمه

واژه سبک در سه مفهوم به کار می رود. سبک شخصی ، سبک دوره و سبک ادبی . سبک شخصی ، سبک خاص شاعر و نویسنده است و آثار او را در طول قرون از اثر هر کس دیگری به نحو نمایانی متمایز نگاه می دارد. کسانی مثل فردوسی ، نظامی ، خاقانی و حافظ و ;. سبک شخصی دارند

سبک دوره ، سبک کلی کم و بیش به هم شبیه شاعران و نویسندگان دوره هایی از تاریخ ادبیات است. مثلا مختصاتی که در آثار شعری قرون چهارم و پنجم مشاهده می شود در یک نگاه کلی به هم شبیه است. به سبک این دوره سبک خراسانی می گویند. سبک ادبی ، وجوه متمایز آثار ادبی از آثار غیر ادبی است. آثار ادبی در سرتاسر جهان مختصات خاص خود را دارند

در این نوشتار[1] توضیح مختصری راجع به سبک دوره خواهیم آوریم و برای این کار ادوار شعر فارسی را به صورت زیر بررسی خواهیم کرد

1-    سبک خراسانی : نیمه دوم قرن سوم ، قرن چهارم و قرن پنجم

2-    سبک حد واسط یا دوره سلجوقی : قرن ششم

3-    سبک عراقی : قرن هفتم ، هشتم و نهم

4-    سبک حد واسط یا مکتب وقوع و واسوخت : قرن دهم

5-    سبک هندی : قرن یازده و نیمه اول قرن دوازده

6-    دوره بازگشت : اواسط قرن دوازدهم تا پایان قرن سیزدهم

7-    سبک حد واسط یا دوران مشروطیت : نیمه اول قرن چهاردهم

8-    سبک نو : از نیمه دوم قرن چهاردهم به بعد

توضیح این نکته ضروری است که این سبک ها مرز کاملا مشخصی ندارند و معمولا شاعران پایان یک دوره ، آغازگر دوره بعدند و یا با آغازگران دوره بعد معاصرند

سبک خراسانی

سبک شعر فارسی دری از آغاز نیمه دوم قرن سوم تا پایان قرن پنجم را سبک خراسانی می نامند. به سبک خراسانی سبک ترکستانی هم می گویند. از نظر فکری شعر این دوره شاد و برونگرا و عقلانی و واقع گراست که در آن از عرفان و مسائل روحی خبری نیست و کلا مشتمل بر روح حماسی است

سبک خراسانی ، سبک آثار نخستین و کهن زبان فارسی است که عمدتا ( نه همه آنها ) در مشرق ایران شکل گرفته اند. سبک خراسانی ، از لحاظ تاریخی سلسله های طاهری و صفاری و سامتنی و غزنوی را در        برمی گیرد. البته بحث اصلی مربوط به سامانیان و غزنویان است

دوره طاهریان و صفاریان :

در این دوره ، یعنی قرن سوم از 8 شاعر خبر داریم که مجموعا از ایشان 58 بیت شعر باقی مانده است.       می گویند شعر فارسی با قصیده ای از محمد بن وصیف سگزی به مطلع زیر شروع شده است

ای امیری که امیران جهان خاصه و عام                                    بنده و چاکر و مولای و سگ بند و غلام

و بعدها سان کرد ، محمد بن مخلد سگزی ، فیروز مشرقی ابوسلیک گرگانی و ;.. شاعران دیگر این دوره اند

مختصات سبکی این دوره :

مختصات زبانی چند بیت باقیمانده از این دوره ، همان مختصات زبان کهن فارسی است. لغات عربی در شعر این دوره نادر است. شکل کهن افعال به کار می رود. « به » بدون فعل « است » به معنی « بهتر ست » آمده است. فعل امر بدون « ب » به کار می رود مانند : پند گیر ، افعال قدیمی مانند گوش داشتن ( به معنی به هوش بودن و مراقب بودن ) و « شو » به معنی برو و ;. به چشم می خورند

به لحاظ فکری اشعار این دوره بیشتر از نوع ادب تعلیمی هستند که با لحنی حماسی در باب خوی آزادگی داشتن، پند و اندرز می دهند. روحیه سلحشوری و حماسی ایرانیان سده های نخستین که هنوز طعم شکست های پی در پی را نچشیده اند ، از این شعرها آشکار می شود

به لحاظ ادبی بیشتر این اشعار قطعه هستند. اشعار این دوره ، صنایع ادبی ندارند. تصویری نیستند ، شعرهایی مستقیم و حرفی اند . که نمایش نمی دهند و بیشتر مبتنی بر منطق نثرند . نثری که موزون شده باشد

دوره سامانیان :

قرن چهارم دوره سامانیان و دوره پیدایش و رواج و تثبیت نظم و نثر فارسی است و رودکی پدر شعر فارسی در این دوره ظهور کرد. سامانیان  مردمی فرهنگ دوست بودند و در دوره آنان کتاب های متعددی از عربی به فارسی ترجمه شده است. از عصر سامانیان 35 شاعر را می شناسیم که از ایشان حدود 2000 بیت شعر باقی مانده است. که حدود 1300 بیت از آن متعلق به رودکی و ابوشکور بلخی است. از رودکی حدود 900 بیت باقی مانده است. شعرهای رودکی از لحاظ زبان همانند شعرهای قبلی است : لغات عربی کم دارد

شعر این دوره ، به لحاظ فکری ، ادب تعلیمی است که با لحن حماسی بیان شده است

به لحاظ ادبی مانند شعرهای قبلی ، قطعه است و هرچند مانند شعرهای قبلی حرفی است و نه تصویری و کنایی، اما تا حدودی به صنایع بدیع توجه دارد. لغات در معانی خود به کار رفته اند و مجاز ندارد. از تشبیه و استعاره خبری نیست. ولی به لحاظ متانت و آهنگین بودن به طور محسوسی از اشعار دوره طاهریان و صفاریان پیشرفته تر است. لغات مهجور کهن و نزدیک به پهلوی دارد. از رودکی مثنوی و قصیده مانده است. او را واضع رباعی دانسته اند. غزل در دوره او بسیار نادر و کمیاب است. لغاتی که در فارسی امروز ، مهجور و دشوار محسوب می شوند. در اشعار این دوره و شعر رودکی فراوان اند. در مجموع شعر رودکی نمونه کامل شعر سبک خراسانی قرن چهارم یعنی شعر عهد سامانی است. روح حماسی که از مختصات مهم سبک خراسانی است برای نخستین بار در شعر رودکی دیده می شود. شعر این دوره از لحاظ ادبی ساده است. شاعر بیشتر حرف می زند تا نمایش بدهد. بدیع و بیان در شعر این دوره دیده نمی شود مگر به تصادف و ;

از شعرای دیگر این دوره می توان ، شهید بلخی ، ابوشکور بلخی ، دقیقی و کسایی مروزی را نام برد

عصر غزنویان :

وقتی که غزنویان دست پرورده سامانیان به حکومت می رسند. در رسوم درباری و قوانین اجتماعی تغییرات ناگهانی و بنیادی رخ نمی دهد و از این رو تغییر محسوس شدیدی در سبک ادبیات این دوره دیده نمی شود. اما به هر حال در حکومت و بینش غزنویان با سامانیان اختلافاتی است که باعث تغییراتی در سبک زندگی و تفکر مردم و نهایتا سبک ادبیات شده است

در قرن پنجم از حدود 164 شاعر خبر داریم که از ایشان بدون احتساب ابیات شاهنامه 164593 بیت باقی مانده است. شعر دوره غزنوی شعر نیمه اول قرن پنجم است و بعضی از شاعران این عهد پرورده سامانیان هستند مانند کسایی مروزی و استاد سخت فردوسی و ;

از شاعران دیگر این دوره عنصری ، فرخی سیستانی ، منوچهری دامغانی و ;. قابل ذکرند

پیدا آمدن سلجوقیان در دهه سوم قرن پنجم :

سلجوقیان ترکانی بودند که از خارج از ایران آمده بوند ، خط و زبان فارسی را نمی دانستند ، با رسوم ایرانیان آشنایی نداشتند. سلطه آنان باعث تغییر در اوضاع و احوال اجتماعی شد که در نتیجه سبک را هم عوض کرد. اما در سبک شناسی باید توجه داشت که در بین دو سبک همواره دوره بینابینی وجود دارد. از این رو نتیجه تسلط سلجوقیان را باید در قرن ششم جست و هنوز تا پایان قرن پنجم همان سبک کهن خراسانی با مختصر تحولی رایج است

قطران ( متوفی به 481 ) ، اسدی طوسی ، ناصر خسرو و ;.. هنوز به اسلوب کهن شعر می گویند. شعر ابوسعید ابی الخیر و بابا طاهر مختصات سبک خراسانی را دارند اما عاشقانه و عارفانه و حکمی هستند. رباعیات ابوسعید معمولا چهار قافیه ای هستند یعنی مصراع سوم آنها با سایر مصاریع قافیه دارد

مختصات سبکی شعر خراسانی

الف : مختصات زبانی :

زبان فارسی این دوره ، زبان مادری گویندگان است. یعنی شاعران این دوره ، زبان فارسی را از روی آثار ادبی پیش از خود نمی آموختند. از این رو زبان ایشان طبیعی و ساده و روان است. و در آن ابهام نیست. شعر این دوره مشتمل بر مجموعه ای از لغات است که بسامد آن در دوره های بعد کم می شود : ساتگین ، چرخشت ، سعتری و ;

ب : مختصات فکری :

1-   شعر این دوره شعری شاد و پر نشاط است و از محیط های اشرافی و گردش و تفریح و باغ و بزم سخن   می گوید ولی با این همه از پند و موعظه و اندرز خالی نیست

2-   شعری واقع گراست و در آن از امور ذهنی و خیالی خبری نیست

3-   شاعران با معارف پیش از اسلام آشنا هستند و از این رو تلمیح به اسم قهرمانان و شاهان مثل انوشیروان و زنجیر او و ;. اعیاد و مراسم چون نوروز و جشن سده و ; به چشم می خورد

4-   معشوق مقام والایی ندارد و حتی گاهی مقام او پست است. معشوق گاهی مرد است و گاهی کنیز. و به همین علت همیشه صحبت از وصال است نه فراق

5-   جنبه عقلانی و تعادل بر جنبه های احساسی چیره است

6-   روح حماسی بر شعر این دوره حاکم است

7-   برونگراست و با دنیای درون و احساسات و عواطف و هیجانات و مسائل روحی سروکار ندارد

8-   موضوع اصلی مدح ممدوح و سپس وصف می ( خمریه ) و مشوق است

ج : از نظر ادبی :

1-   قالب شعری غالب ، قصیده است. غزل به معنی مصطلح خیلی کم است اما رباعی و مثنوی رایج است

2-   استفاده از بدیع و بیان طبیعی است و هرچه جلوتر بیاییم ، مشخص تر می شود. صنایع بدیعی این دوره بیشتر لفظی است از قبیل موازنه و لف و نشر و انواع سجع و ; و از صنایع معنوی بیشتر در موارد ساده ای چون تضاد و مراعات نظیر اعتنا دارند

بی پیرایگی یعنی خالی بودن از صنایع بدیعی همراه با سادگی لغات و روانی ترکیب ها ، مهم ترین مشخصع شعری این دوره است به طوری که می توان به سبک خراسانی ، سبک ساده هم گفت

3-   قافیه و ردیف هرچه عقب تر برویم ساده تر است و مثلا از ردیف های دراز و غیر معمول استفاده نمی شود و اصولا ردیف کم است

4-   توصیف قوی است و از جزئیات طبیعت از قبیل انواع گل ها و پرنده ها و باغ و می و مطرب و ; کمان و اسب و ;. توصیفات دقیقی شده است. عینی بودن شعر سبب شده است که شاعران به توصیف جزئیات طبیعت بپردازند. شیوه آنان در این زمینه تشبیه مرکب و تشبیه تفصیلی ( تشبیه حماسی ) است

5-   تشبیهات مرکب حسی زیاد است . استعاره نیز تا حدودی مرسوم است

6-   در آغاز چون شعر با موسیقی همراه بود ، بحوری دیده می شود که امروزه مطبوع نیست و این اوزان بعدها متروک شده اند. همچنین گاهی مسائل عروضی در شعر این دوره دیده می شود که امروزه استثنا محسوب می شوند

7-   از قوالب قدیم ، قصیده های تمام مطلع و مسمط قدیم ( شعر مسجع ) دیده می شود

بیزارم از پیاله ، وز ارغوان و لاله                     ما و خروش و ناله ، کنجی گرفته تنها

کسایی مروزی

شعر قرن ششم : سبک حد واسط

[1]   این نوشتار در واقع خلاصه کتاب سبک شناسی شعر اثر دکتر سیروس شمیسا می باشد. در قسمت هایی از کتاب کلیات سبک شناسی و در بخشهایی از کتاب « شعر نو از آغاز تا امروز » اثر محمد حقوقی نیز استفاده شده است

1   یکی از نکات زبان سبک خراسانی این است که در عین کم بودن لغات عربی ، گاهی به جای لغات معمول فارسی، لغات عربی دارد. مثلا به جای سخت ، صعب و به جای جنگ ، حرب را به کار می برد

1   به نثر این دوره ، نثر مرسل یعنی آسان و بی پیرایه می گویند

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله سنجش تطبیقى مسئله وجود ذهنى از دیدگاه ابن‏ سینا و فخر رازى در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله سنجش تطبیقى مسئله وجود ذهنى از دیدگاه ابن‏ سینا و فخر رازى در فایل ورد (word) دارای 36 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله سنجش تطبیقى مسئله وجود ذهنى از دیدگاه ابن‏ سینا و فخر رازى در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله سنجش تطبیقى مسئله وجود ذهنى از دیدگاه ابن‏ سینا و فخر رازى در فایل ورد (word)

چکیده  
مقدّمه  
1 تبیین دیدگاه ابن‏سینا  
1ـ1 ماهیت وجود ذهنى  
1ـ1ـ1 تعریف  
2ـ1ـ1 ویژگى‏هاى وجود ذهنى  
2ـ1 اثبات وجود ذهنى  
1ـ2ـ1 علم به معدومات  
2ـ2ـ1 حکم ایجابى صادق بر اشیاى معدوم  
3ـ2ـ1 لحاظ مفاهیم کلى در ذهن  
4ـ2ـ1 محرکیت غایت براى فاعل ارادى  
3ـ1 اشکالات وجود ذهنى و پاسخ به آنها  
1ـ3ـ1 اشکالات  
2ـ3ـ1 پاسخ  
2 تبیین ایده فخر رازى  
1ـ2 نظر فخر در المباحث المشرقیه  
2ـ2 نظر فخر در شرح الاشارات  
3ـ2 نظر فخر در الملخّص  
4ـ2 نظر فخر در المحصل  
5ـ2 نظر فخر در المطالب العالیه  
6ـ2 جمع‏بندى عبارات فخر  
3 سنجش تطبیقى  
1ـ3 سازگارى‏ها  
1ـ1ـ3 انگیزش  
2ـ1ـ3 ماهیت  
3ـ1ـ3 ادلّه  
2ـ3 ناسازگارى‏ها  
1ـ2ـ3 انگیزش  
2ـ2ـ3 ماهیت  
3ـ2ـ3 ادلّه  
نتیجه‏گیرى  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله سنجش تطبیقى مسئله وجود ذهنى از دیدگاه ابن‏ سینا و فخر رازى در فایل ورد (word)

ـ ابن‏سینا، المباحثات، تحقیق محسن بیدارفر، قم، بیدار، 1371

ـ ـــــ ، النجاه من الغرق فى بحر الضلالات، ویرایش محمدتقى دانش‏پژوه، تهران، دانشگاه تهران، 1364

ـ ـــــ ، تعلیقات، تحقیق عبدالرحمن بدوى، قم، مرکز نشر مکتب الاعلام الاسلامى، بى‏تا

ـ ـــــ ، دانشنامه علایى (الهیات)، مقدّمه محمد معین، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، بى‏تا

ـ ـــــ ، رسائل فلسفى، قم، بیدار، بى‏تا

ـ ـــــ ، شفا (الهیات)، قم، کتابخانه آیت‏اللّه العظمى مرعشى نجفى، 1405ق

ـ ـــــ ، شفا (منطق)، قم، کتابخانه آیت‏اللّه العظمى مرعشى نجفى، 1404ق

ـ جرجانى، میر سیدشریف، شرح المواقف، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1419ق

ـ حلّى، حسن‏بن یوسف، جوهر النضید، تحقیق محسن بیدارفر، قم، بیدار، 1381

ـ رازى، فخرالدین، المباحث المشرقیه، قم، بیدار، 1411ق

ـ ـــــ ، المطالب العالیه، بیروت، دارالکتب العربى، 1407ق

ـ ـــــ ، شرح الاشارات و التنبیهات، شرح خواجه نصیرالدین طوسى، مقدّمه و تصحیح علیرضا نجف‏زاده، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، 1384

ـ سبزوارى، ملّاهادى، شرح المنظومه، تهران، ناب، 1413ق

ـ سهروردى، شهاب‏الدین، مجموعه مصنفات، تصحیح، تحقیق و مقدّمه هانرى کربن، تهران، پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، 1373

ـ طوسى، نصیرالدین، تلخیص المحصل، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مک‏گیل، 1359

ـ ـــــ ، شرح الاشارات و التنبیهات، قم، نشر البلاغه، 1383

ـ مطهّرى، مرتضى، شرح منظومه، تهران، حکمت، 1360

ـ ـــــ ، مقالات فلسفى، تهران، حکمت، 1370

ـ مظفر، محمدرضا، المنطق، تعلیق غلامرضا فیاضى، قم، جامعه مدرسین، 1384

ـ معلمى، حسن، پیشینه و پیرنگ معرفت‏شناسى اسلامى، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى، 1386

ـ ملّاصدرا (صدرالدین محمدبن ابراهیم شیرازى)، الحکمه المتعالیه فى الاسفار العقلیه الاربعه، بیروت، داراحیاء التراث‏العربى، بى‏تا

چکیده

بى‏گمان مسئله وجود ذهنى از مسائل پردامنه و بحث‏انگیزى است که ذهن انبوهى از فیلسوفان را به خود مشغول کرده است. تلاش‏هاى بى‏ثمر شکاکان و سوفسطاییان در طول تاریخ، اهمیت افزون این مسئله را که سویه معرفت‏شناختى بحث علم را نیز رقم مى‏زند، نمایان‏تر مى‏سازد. فیلسوفانى چون ابن‏سینا و فخر رازى که از طلایه‏داران بحث در این موضوع بوده‏اند، مجالى فراخ را جهت واکاوى مسئله فراهم آورده‏اند؛ اما از آنجایى که گاه کوشش فراوان ابن‏سینا در پرداخت مسئله وجود ذهنى مورد تردید واقع مى‏شود و یا به فیلسوفى چون فخر رازى نسبت انکار وجود ذهنى داده مى‏شود. از این‏رو، این پژوهش بر آن است تا هم تلاش گسترده ابن‏سینا را در این باب ارج نهد و هم ناروایى نسبت انکار به رازى را فاش سازد. این امر مهم از رهگذر تبیین ماهیت و اثبات وجود ذهنى از دیدگاه فیلسوفان یادشده و کشف قناع اضطراب از کلمات فخر رازى، به همراه سنجش تطبیقى میان دو دیدگاه دست‏یافتنى‏تر شده است

کلیدواژه‏ها: ابن‏سینا، فخر رازى، وجود ذهنى، حقیقت متمثل، اضافه، سنجش تطبیقى

 

مقدّمه

مسئله شناخت و ارزش آن، که در شمار مباحث بنیادین فلسفه‏هاى اسلامى و غیراسلامى قرار دارد، بن‏مایه اندیشه متفکران و خردورزان را رقم زده است؛ چراکه علوم بشرى با همه گستردگى‏شان، از این پیش‏دانسته الهام و التیام مى‏گیرند که افزون بر وجود واقعیت، شناخت آن نیز امکان دارد؛ چه آنکه ادراک واقعیت به همان‏سان که وجود دارد، شدنى و بلکه بایدى است

مسئله وجود ذهنى که به گونه‏اى در قاعده هرم موضوع شناخت جاى مى‏گیرد، از دیرزمان کانون توجه حکماى اسلامى بوده و اکنون نیز ذهن متفکران پرشمارى را به خود مشغول داشته است. ماهیت وجود ذهنى، چگونگى اثبات آن و دفع شبهات وارد بر آن، همگى از مسائلى بوده‏اند که در این حوزه به بحث گذاشته شده‏اند و هنوز از دایره بحث خارج نشده‏اند. البته حیات این مسئله در حکمت اسلامى، با حیات فیلسوفان سترگى چون ابن‏سینا و فخر رازى گره خورده و درهم تنیده شده است؛ چراکه این مسئله نخستین بار در سخنان ابن‏سینا به گونه‏اى پراکنده و بعدها در آثار رازى به گونه مستقل، پیگیرى شده است. این پژوهش بر آن است تا آراى ابن‏سینا و فخر رازى درباره مسئله وجود ذهنى و سنجش و سازش میان آنها را، در صورت امکان، تبیین نماید. لیکن نخست شایسته است به گونه اجمالى انگیزه‏هاى طرح مسئله وجود ذهنى در سیر تاریخى آن مورد بررسى قرار گیرد

به گونه‏کلى، وجودذهنى در سیرتاریخى‏خود، از سه‏جهت کانون بحث قرار گرفته است

الف) علم ما به خارج، نه اضافه عالِم و نفس به خارج، بلکه صورت‏هاى علمى اشیاست در ذهن عالم؛ یعنى بحث وجود ذهنى براى رد نظریه اضافه در باب علم است

ب) برخى متکلمان قضایایى را که موضوعشان مصداق خارجى ندارد، قضایایى مى‏دانستند که موضوع آنها نه موجود است و نه معدوم؛ بلکه واسطه بین وجود و عدم است که بدان «حال» مى‏گفتند و به همین دلیل به امرى بین وجود و عدم معتقد شدند. فیلسوفان براى ردّ نظریه ایشان، وجود ذهنى را مطرح کردند که موضوع قضایاى مزبور در ذهن موجود است و نه خارج، و وجود ذهنى ما را از قول به حال بى‏نیاز مى‏سازد

ج) ماهیت اشیا به همان صورتى که در خارج وجود دارد، در ذهن نیز موجود است. آتش خارجى و آتش ذهنى در وجود متفاوت‏اند؛ ولى در ماهیت اتحاد دارند و همین اتحاد ماهوى، موجب مطابقت مى‏شود

شاید بتوان گفت آنچه نخستین بار انگیزه بحث وجود ذهنى را فراهم آورده، جهات اول و دوم است و نکته سوم نخست به صورت ضمنى مطرح بوده و سپس به بحث اصلى‏تبدیل شده است.1 این مسئله را که ابن‏سینا و رازى با کدام انگیزه به این مسئله پرداختند و از چه روى بدان اقبال نشان دادند، در مقام سنجش دیدگاه‏ها بررسى خواهیم کرد

1 تبیین دیدگاه ابن‏سینا

با بررسى آثار ابن ‏سینا به روشنى درمى‏یابیم که او نه تنها از مسئله وجود ذهنى غافل نبوده، که به گونه‏اى خود در شمار نخستین مطرح‏کنندگان این بحث قرار داشته و در آثار گوناگون خود درباره ماهیت وجود ذهنى، اثبات آن و بررسى اشکالات این مسئله، فراوان سخن گفته است. عباراتى همچون وجود فى الذهن، موجود فى الذهن و; مى‏توانند مثبت این ادعا باشند

بنابراین شایسته است بحث وجود ذهنى از نگاه ابن‏سینا را در سه بخش دنبال کنیم تا به همه ابعاد آشکار و نهان مسئله از دیدگاه او پى ببریم. این بخش‏ها عبارت‏اند از: 1 ماهیت وجود ذهنى؛ 2 اثبات آن؛ 3 اشکالات وجود ذهنى و پاسخ به آنها

اما اینکه بحث درباره ماهیت وجود ذهنى بر اثبات آن مقدم شده، دلیلى جز مراعات اقتضاى طبع نداشته است؛3 چراکه طبیعت انسان تا از چیستى اشیا آگاهى نیابد، آرام نمى‏گیرد و پرسش از هستى آنها را امرى گزاف مى‏پندارد

1ـ1 ماهیت وجود ذهنى

1ـ1ـ1 تعریف

در تبیین نظر ابن‏سینا درباره ماهیت وجود ذهنى، نخست باید توجه کرد که وى تفاوتى را بین ادراک و معرفت و وجود ذهنى قایل نمى‏شود و هر کجا بحثى از معرفت و ادراک به میان آورده، به گونه‏اى آن را با وجود ذهنى پیوند داده است؛ چه آنکه وى در فرق بین معرفت و علم معتقد است که معرفت عبارت از درک جزئیات، و علم عبارت از درک کلیات است. بر همین اساس، علم حسى از نگاه وى معرفت نام مى‏گیرد و معلومِ حاصل از تعقل، علم

ابن‏سینا در اشارات، ذیل بیان احوال قواى نفس، ادراک را تمثل حقیقت شى‏ء و یا مثال آن حقیقت نزد مدرِک تفسیر کرده است

إدراک الشى‏ء هو أن تکون حقیقته متمثله عند المدرک یشاهدها ما به یدرک فإما أن تکون تلک الحقیقه نفس حقیقه الشى‏ء الخارج عن المدرک إذا أدرک فیکون حقیقه ما لا وجود له بالفعل فى الأعیان الخارجه مثل کثیر من الأشکال الهندسیه بل کثیر من المفروضات التى لا تمکن إذا فرضت فى الهندسه، مما لا یتحقق أصلا أو یکون مثال حقیقته مرتسما فى ذات المدرک غیر مباین له و هو الباقى

همچنین این تعریف در کتاب مباحثات با کمى تفاوت چنین آمده است

کل ما تدرکه فإنه حیث تدرکه فى الذهن فحقیقه متمثّله فى‏ذهنک ضروره، وتلک الحقیقه إما أن یکون تمثّلها فى الأعیان و یلحظه ذهنک ـ فالمعدوم لا یدرک ـ و إما أن تکون فى ذهنک ـ و هو الباقى ضروره

در توضیح مطلب باید گفت که ابن‏سینا براى واژه تمثل، دو معنا در نظر مى‏گیرد

1 به معناى نفسیت یا عینیت حقیقت متمثله با خارج: با توجه به این معنا خود شى‏ء خارجى باید در ذهن حضور یابد و چون چنین فرضى بى‏گمان باطل است، ابن‏سینا این مطلب را با تصور اَشکال و مفروضات هندسى نقض مى‏کند؛ یعنى از آنجا که مى‏توانیم اشکالى را در ذهن تصور کنیم که هیچ واقعیتى در خارج ندارند و تنها وجود خود را در ذهن حفظ مى‏کنند، درخواهیم یافت که چنین برداشتى از تمثل، صحیح نیست. البته این فرض، از اشکالات فراوان دیگرى همچون انطباع کبیر در صغیر نیز در امان نخواهد بود

2 مثال یا همان صورت شى‏ء: بر پایه این تفسیر، مراد ابن‏سینا از تمثل مثال شى‏ء، همان چیزى است که بعدها حکمایى چون فخر رازى و خواجه نصیرالدین از آن به وجود ذهنى تعبیر مى‏کنند

از ویژگى‏هاى مثال یک شى‏ء این است که در عین یکى نبودن وجود آن با شى‏ء خارجى، مباینتى هم میانشان نیست؛ یعنى حقیقت مثال شى‏ء با حقیقت شى‏ء بیرونى تفاوتى نمى‏کند و او همان را نشان مى‏دهد که در خارج است، بدون آنکه وجود یکى با دیگرى همگن باشد. دلیل این توجیه، عبارات ابن‏سینا در دیگر آثار اوست که مى‏توانند مؤیدى درخور براى تفسیر یادشده از مثال باشند

الف) ابن‏سینا در کتاب تعلیقات در تعریف حقیقت ادراک، آن را عبارت از حصول صورت شى‏ء مى‏داند: «الإدراک هو حصول صوره المدرک فى ذات المدرک.»

ب) او در جایى دیگر از همین کتاب، در بیان حقیقت علم، از نقش صورت غافل نمى‏شود و مى‏گوید: «العلم هو حصول صور المعلومات فى النفس.»

ج) ابن‏سینا در کتاب نجات تقریبا همه اقسام چهارگانه ادراک، اعم از حسى و خیالى و وهمى و عقلى را عبارت از اخذ صورت مدرَک برمى‏شمارد: «ویشبه أن یکون کل ادراک انما هو أخذ صوره المدرک.»

البته با تحقیق در معناى صورت و از مجموع معانى موردنظر شیخ اشراق در مصنفات و ابن‏سینا در تعریفات، مى‏توان شش معنا از واژه صورت به دست داد که به دلیل مناسبت حکم و موضوع، تنها معناى اول با مقام مورد بحث همخوانى دارد: 1 ماهیت نوعیه؛ 2 شیئى حال در محل، که محل از آن مستغنى نباشد؛ 3 آنچه کمال ثانى نوع با آن پدید مى‏آید و ابن‏سینا از آن به «لأجله وجد الشى‏ء مثل العلوم و الفضائل للانسان» تعبیر مى‏کند؛ 4 صورت در مقابل ماده؛ 5 آنچه نوع طبیعى با آن حاصل مى‏آید؛ 6 موجود مفارقى که نوع طبیعى با آن و نیز با جزء جسمانى کمال مى‏یابد

تنها نکته باقى‏مانده، معناى حقیقت شى‏ء در تعریف ابن‏سینا از ادراک است. محقق طوسى در شرح‏الاشارات و التنبیهات، مراد از حقیقت را شى‏ء خارج از مدرِک یا همان شى‏ء خارجى برمى‏شمارد؛12 اما ابن‏سینا در تعریفى دقیق‏تر در منطق شفا، مراد از حقیقت یا ماهیت را آن چیزى مى‏داند که با آن، شى‏ء شى‏ء مى‏شود و ذاتش تشکیل مى‏یابد: «إنّ لکل شى‏ء ماهیه هو بها ما هو وهى حقیقته، بل هى ذاته.»

2ـ1ـ1 ویژگى‏هاى وجود ذهنى

دریافتیم که ابن‏سینا به مسئله وجود ذهنى عنایت کافى داشته و در برخى موارد، ویژگى‏هاى آن را نیز بیان کرده که اشاره به چند نمونه از آنها سودمند است

الف) تمایز: یکى از ویژگى‏هاى مهم وجود ذهنى، تمایز آن از وجود خارجى یا ماهیت خارجى است. ابن‏سینا از این امر مهم نیز غافل نبوده و در مدخل منطق شفا به درستى بدان پرداخته است. وى پس از آنکه سه گونه اعتبار براى ماهیات اشیا در نظر مى‏گیرد، بنابر یک اعتبار، ماهیت را موجود در خارج مى‏داند و به تبع، آثار مربوط به آن را اثبات مى‏کند؛ بنا به اعتبار دوم، ماهیات را محدود به عالم ذهن دانسته، عوارض ویژه آن همچون حمل، وضع و کلیت و جزئیت در حمل را به اثبات مى‏رساند و بنا بر اعتبار سوم نیز به خود ماهیت بدون تقید به خارجى یا ذهنى بودن آن اشاره مى‏کند. ماهیت اخیر بعدها در آثار فلسفى متأخران با عنوان «الماهیه من حیث هى لیست الا هى» مطرح شد

ب) تطابق: از دیگر ویژگى‏هاى وجود ذهنى از نگاه ابن‏سینا، مطابقت آن با خارج است. گرچه وى به این مسئله تصریحى نداشته است، به نظر مى‏رسد با دقت در عبارات وى بتوان این ویژگى مهم وجود ذهنى را اصطیاد نمود

1 اینکه ابن‏سینا در تعریف علم از عنوان «مثال» استفاده کرده است، خود مى‏تواند دلیلى روشن بر اصل مطابقت باشد؛ چنان‏که توضیحات آن در ذیل تعریف گذشته است؛ به ویژه عبارت «غیر مباین له» که نمایان به این نکته اشاره دارد

2 از دیدگاه ابن‏سینا، افزون بر معرفت حسى، معرفت عقلى نیز وجود دارد. ادراک حسى از تأثیر مستقیم شى‏ء خارجى و ادراک عقلى با وساطت ادراک حسى و بر اثر تغییر و تحولاتى که در آن ایجاد مى‏کند، شکل مى‏گیرد. به دیگر سخن، عقل با تجریدى که در صور محسوسه انجام مى‏دهد، راه را براى پیدایش گونه‏اى جدید از ادراک هموار مى‏سازد. براى نمونه اگر در ذهنمان تصویرى از شخص على به همراه مختصات ویژه آن داشته باشیم، با تجرید این شخص از عوارض خاصه‏اش، صورت کلى دیگرى در ذهن پدید مى‏آوریم که همان کلى انسان باشد. البته نکته مهم این است که ابن‏سینا آن‏گونه که بر تطابق صورت حسى و عقلى پاى فشرده و آن را لازم دانسته (چراکه دیگر صورت عقلىِ همان شى‏ء محسوس نخواهد بود: «المعقول من هذا الشخص والمحسوس منه یجب أن یکونا متطابقین و إلّا لم یکن معقول هذا الشخص،»)15 بر مطابقت صورت حسى و خارج تصریحى نکرده است؛ اما اینکه وجود عالم محسوس را بدیهى مى‏شمارد و تردیدى در آن روا نمى‏دارد (وجود الاجسام وأعراضها و بالجمله وجود العالم المحسوس ظاهر)16 خود مى‏تواند تأییدى باشد بر اینکه مطابقت بین صورت و خارج نیز لازم و ضرور است؛ به ویژه اینکه تعلیل ابن‏سینا در استحاله تطابق نداشتن صور معقول و محسوس، در اینجا نیز جارى است؛ چراکه با عدم مطابقت صورت حسى با خارج، دیگر صورت همان شى‏ء نخواهد بود

2ـ1 اثبات وجود ذهنى

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله ریشه ضرب المثل های ایرانی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله ریشه ضرب المثل های ایرانی در فایل ورد (word) دارای 21 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله ریشه ضرب المثل های ایرانی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله ریشه ضرب المثل های ایرانی در فایل ورد (word)

مقدمه
کلاه شرعی
آش شله قلمکار
دوغ و دوشاب یکی است
دو قورت و نیمش باقی است
دود چراغ خورده
دنبال نخود سیاه فرستادن
منبع

مقدمه

در این مقاله به بررسی و ریشه یابی معروف ترین ضرب المثل های فارسی را مدنظر داشته‌ایم و بدین لحاظ از منابع مختلفی سود جسته ایم. با کلیک بر روی هر کدام از ضرب المثل ها، صفحات جدیدی باز خواهد شد و شأن روایت هر کدام از آن مثل ها گاه کوتاه و گاه به تفضیل تقدیم می گردد. در بخش دوم نیز بیش از هزار ضرب المثل بی هیچ توضیحی تقدیم می گردد. در بخش دوم نیز بیش از هزار ضرب المثل بی هیچ توضیحی تقدیم می گردد. در بخش سوم به بیان ضرب المثل های رایج مناطق و شهرهای ایران پرداخته ایم و نمودی از این ادبیات عامیانه را در بین اقوام مختلف ایرانی باز جسته ایم

در اینجا ذکر این نکته الزامی است که همه آنچه در این بخش تقدیم شده است در تعریف خاص ضرب المثل نمی گنجد و در اصل برخی از موارد ذکر شده از منظر علم بیان، مقید معنی کنایه است. در اصل اینگونه موارد کنایه های معروف فارسی اند که به دلیل کثرت استعمال با قدری تسامح عنوان ضرب المثل یا مثل سائره یافته اند. با همه این احوال حتی چنین کنایه هایی در تعریف عام ضرب المثل می گنجد

کلاه شرعی

کلاه شرعی در اصطلاحات عامیانه و معنی و مفهوم مجازی کنایه از حیله شرعی است برای ابطال حق و احقاق باطلی. فی المثل ربا را که از محرمات مصرحه شرع مبین است به نام مال الاجاره پول حلال شمردن و یا هب گفته ابوالفضل بیهقی نان همسایگان دزدیدن و به همسایگان دیگر دادن و امثال و نظایر آن که همه و همه را اصطلاحاً کلاه شرعی گویند

به طوری که ملاحظه می شود کلاه شرعی از دو لغت کلاه و شرع ترکیب یافته که کلاه همان سربند و هر چیزی است که با آن سر را بپوشانند و مجازاً وسیله ای برای سرپوش گذاشتن بر روی هرگونه منهیات و محرمات است که به طور کلی معنی و مفهوم عذر و مکر تزویر و حیله از آن افاده می شود

معنی لغوی شرع همان دین و آیین و کیش و مذهب و به طور کلی صراط مستقیم و راه راست است که حق تعالی برای بندگان نهاده و بدان امر کرده است

شرعی یعنی مشروع و حلال. احکام شرع همان تعالیم دینی و مذهبی است

حکام شرع به متصدیان و متولیان احکام شرعی گفته می شود که صرفاً به آنچه که ناظر بر کتاب آسمانی و احکام و تعالیم مذهبی است رأی می دهند و از آن خط نباید و نتوانند خارج شوند

کلاه شرعی در واقع کلاه غدر و مکر است که در لباس شرع بر سر دین و آیین و اخلاق و وجدان و انصاف و شرایع الهی گذاشته می شود. برای باب مثال یک نمونه ذکر می‌کنیم

سابقاً در پارس معمول نبود که کسی با خواهر خود ازدواج کند ولی کمبوجیه دومین پادشاه سلسله هخامنشی عاشق یکی از خواهران خود شده خواست او را به حباله نکاه درآورد

چون میل او برخلاف عادت بود قضات شاهی را خواسته پرسید: آیا قانونی نیست که ازدواج خواهر را اجازه داده باشد؟ جواب دادند: قانونی را که چنین اجازه ای داده باشد نیافته ایم، ولی هست قانون دیگری که به شاه اجازه می دهد آنچه خواهد بکند. پس کمبوجیه با خواهری که دوست داشت ازدواج کرد و بعد از چندی خواهر دیگر را گرفت

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله نقد تطبیقی شهریار و مفتون همدانی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله نقد تطبیقی شهریار و مفتون همدانی در فایل ورد (word) دارای 15 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله نقد تطبیقی شهریار و مفتون همدانی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله نقد تطبیقی شهریار و مفتون همدانی در فایل ورد (word)

استاد شهریار  
علی ای همای رحمت«  
»استاد مفتون همدانی«  
» علی ای سمای وحدت«  
ویژگیهای مشترک و تفاوتها :  
نقدی بر قصیده مفتون:  
منابع:  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله نقد تطبیقی شهریار و مفتون همدانی در فایل ورد (word)

1-              دیوان شهریار، محمد حسین شهریار،

انتشارات زرین،

2-              دیوان مفتون همدانی، به کوشش رضا مفتون

انتشارات مفتون همدانی

چاپ دوم، همدان

استاد شهریار

سید محمد حسین بهجت تبریزی با تخلص شهریار (1367-1258) ،یکی از شاعران برجسته معاصر است

وی دوران کودکی خوی رادر کشاکش انقلاب و در جریان نهضت مشروطه به سر برد.تحصیلات خود را در تبریز آغاز نمود ودر مدرسه دارالفنون تهران ادامه داد و پس از پایان دوره متوسطه وارد دانشگاه پزشکی شد،اما به دلایلی تحصیل رارها کرد و در خط شاعری افتاد

شهریار بیشتر اوقات خود را به سرودن شعر می گذرانید ،وی در سالهای انقلاب و پس از آن به مضامین اخلاقی و دینی در اشعارش روی آورد

او در سرودن انواع شعرفارسی مهارت داشته و طبع آزمایی کرد و علاوه بر آن به زبان مادری خود ، ترکی آذری، نیز اشعاری زیبا سرود ه است؛ از جمله کارهای مهم ادبی منظومه حیدر بابا و کلیات دیوان اوست

شهریار به شاعران طراز اول فارسی عشق می‌ورزید و شیوه سرودن آنها درشعر او نمایان است .در شعر شهریار اندیشه های دینی و دلدادگی های فراوان نسبت به مولا علی (ع)مشهود است .(1)

 علی ای همای رحمت

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
مگر  ای سحاب رحمت تو بباری ورنه دوزخ
برو ای گدای مسکین د رخانه علی زن
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
بجز ازعلی که آرد پسری ابوالعجایب
چو به دوست عهد بندد زمیان پاکبازان
نه خداتوانمش خواند،نه بشر توانمش گفت
به دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
به امید آنکه شاید برسد به خاک پایت
چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
چه زنم چو نای هردم زنوای شوق او دم
همه شب در این امیدم ،که نسیم صبحگاهی

که به ما سوا فکندی همه سایه هما را
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
به شرار قهر سوزد ،همه جان ما سوی را
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا
که علم کند به عالم شهدای کربلا را
چو علی که می‌تواند که به سر برد وفا را
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
که زکوی او غباری به من آر توتیا را
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
که زجان ما بگردان ره آفت قضا را
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
به پیام آشنایی بنوازد آشنا را

زنوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شــهریارا

استاد مفتون همدانی

سید آقا کبریایی متخلص به » مفتون «  در سال 1268 ه.ش در شهر همدان متولد شد؛ با الهام ازنام پدرش او را »میرآقا « نامیدند ،گویند نسبت مفتون با سی وهشت واسطه به حضرت سید سجاد (ع)و خاندان عصمت و طهارت می‌رسد

مفتون از ابتدای جوانی در طریق ولا قدم نهاد و دل به محبت سرور اولیاءعلی (ع)سپرد ، در درویشی پاک طینت بوده و چهره ای مهربان و نورانی داشته است

شاعر همدانی ، پس از سپری کردن دوران نوجوانی و در سایه توجه و تربیت پدر و ارسته خود ، تحصیلات ابتدایی رادر همدان به انجام رسانید و دروس عربی و ریاضیات را ضمن اشتغال به کار روزانه ،نزد استادان فن تکمیل کرده، هیئت و نجوم رانیزآموخت ولی به دلیل نشو و نما در محیط ادب و عرفان ، طبع وی به ادبیات و سخنوری متمایل تر بوده؛ او ساعات فراغت خود را به مطالعه دیوان شاعران بزرگ می گذرانید

مفتون د رآغاز کار شاعری، نام خانوادگی خود » کبریایی « را تخلص قرار می داد ،ولی به زودی آن راتغییر داده تخلص» مفتون« رابرگزید

او از زمان کودکی و دوران نوجوانی همراه پدر خویش در اغلب محافل و مجالس اهل فقر و درویشی رفت و آمد داشت ، سلوک عرفا را در یافت و اسلام راستین راهمراه محبت ائمه‌(ع) شناخت . بدین ترتیب چون به سن کمال رسید ، به عرفان روی آورد و عرفان ازابتدا با جسم و جانش همراه شد و دراثر توجه و تربیت و ارشاد پدر خود ، به خلق اثر عرفانی و کم نظیر

»مثنوی انسان کامل« که شمار ابیات آن ده هزار بیت راشامل می‌شود ، دست زد

 در سال 1302 از اولین کسانی بود که به انجمن ادبی همدان پیوست و از اعضای ثابت ، فعّال و پر کار آن انجمن بود

شاعر ما که ازجوانی سابقه آزادی خواهی با دخالت خارجیان در ایران را داشت ،بیش از سایرین دچار گرفتاری و زحمت شد،به طوریکه که او را بازداشت و زندانی و سپس از همدان تبعید نمودندو زمانی که دوران تبعید و زندانی وی با همهءسختیهایش به پایان رسید،  مفتون به شهر محبوب خود همدان برگشت ، وی در سرودن شعر ،پیرو سبک شاعران قدیمی است ، و در سرودن ، انواع شعر را آزمایش کرده؛ اگر چه از قصیده و مثنوی گرفته تا مخمس و ترجیع بند، قطعه و دیگر قالبها ، اما شهرت او بیشتر درغزل سرایی است؛ غزلیات او از نظر روانی و رسایی کلام کم نظیر است و سخن انسجام دارد

مفتون در سال 1333، اقدام به چاپ دیوان خودنمود و در روز دهم مهر ماه 1334،جان به جان آفرین تسلیم کرد. (2)

علی ای سمای وحدت

 علی ای سمای وحدت ،تو چه مظهری خدارا
به کدام دهر و حینی تو حدوث کرده بودی
تو چه پرتوی خدارا زجمال کبریایی
تو به آسمان وحدت چه مهی چه آفتابی
اگر آفتاب روی تو نبود قصد یزدان
به توگرقوام هستی زازل خدا نبستی
تو به تارک از تبارک زازل چو تاج هشتی
زشکوه لایزالی تویی آن سوار قدرت
علی ای که در شجاعت به قدر تو قدر دادی
نبود بجز تو حیدر ،نبود بجز تو صفدر
تو اگر زکعبه به زمین نمی فکندی
به نبوّت و ولایت ،بکشاندی از بدایت
تو به توبه وانابه لب بوالبشر گشودی
دم عیسو ی زلعل تو نمود مرده احیا
چو عروج کردی احمد ،که بجز تو بود آنجا
علی ای که کس بجز تو به خدا نمی‌تو‌اند
علی ای که در سخاوت به هزار ها چو حاتم
علی ای که بوعلی ها زتو رسم کرده قانون
علی ای که با نگاهی کنی عالمی تو احیا
تو به منکر خداگو نکند به هیچ سو رو
به علی مکن برابر به خیال خود کسی را

که خدانمود زینت ،به تو تخت انّما را
که نمود حق نثار قدم تو هل اتی را
که به نه سپهر دادی تو علو و ارتقا را
که گرفته نور روی تو زارض تاسمارا
نه زشمس نام بردی به قسم نه والضحی را
به تمام ملک هستی به کردی این عطارا
فتبارک الله ایزد بسرود ومرحبارا
که کشید دست وتیغ تو کمان لافتی را
که قدر به دست گیرد سررشته قضا را
که نداده حیّ داور به کس این همه قوارا
به خدا کسی به عالم نشناختی خدا را
تو تمام انبیارا ،تو تمام اولیاءرا
پسری قبول توبه زپدر نمود یارا!
تو به دست پورعمران بنهادی آن عصا را
که به جلوه وانماید پس پرده عمارا
که بقا دهد فنا را ،که فنا دهد بقا را
زکرم تو یاد دادی ره بخشش وسخا را
که نوشت حکمت او زشفای تو شفارا
چه شود که وا نوازی به نگاهی آشنا را
به رخ علی ببیند ،بشر خدا نما را
که به آفتاب نسبت ندهد کسی سها را

به عطای پادشاهی بودش امید مفتون

که غلام قنبر خود بشمارد این گدا را

 علل و عوامل به شهرت رسیدن استاد شهریار و نا آشنا ماندن کلام مفتون همدانی در فراسوی شهر و دیار خویش

آنچه از محتوای کلام هر دو شاعربر می آید، این است که سخن و افکاری مشابه داشته، و در حالی که در یک عهد می زیسته اند چرا قصیده شهریار در جامعه فراگیر شده، ولی کلام مفتون ناخوانده و ناآشنا مانده است؟

با توجه به زندگی مفتون همدانی، هر خواننده ای در می یابد که وی در محیط زندگی خود از جایگاهی والا برخورداربوده است، او در روزهایی داد سخن می داده، که کلامش در حلقوم خفه گشته است، و مهر سکوت بر انتشار کلام وی را می بایستی در همان سالها و برهه از زندگیش جستجو کنیم، اکنون جواب این پرسش روشن است که چرا کلام مفتون در گوشها ناآشنا مانده است. نحوه تفکر و زندگی اجتماعی او یکی از عوامل مؤثر این معماست، چرا که وی روحیه آزادی خواهی داشته و در جای جای کلامش فریاد او را می توان شنید و طبیعی است که اینگونه تفکر برای دولت آن زمان مشکل زا بوده، تا حدی که وی را تحمل نکرده و شاعر ما را با مشتی کاغذ و قلم و دوات راهی دیار تبعید کرده است

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله غرب زدگی زندگی جلال آل احمد در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله غرب زدگی زندگی جلال آل احمد در فایل ورد (word) دارای 55 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله غرب زدگی زندگی جلال آل احمد در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله غرب زدگی زندگی جلال آل احمد در فایل ورد (word)

مقدمه
زندگی نامه جلال (مثلاً شرح احوالات)
اندیشه های جلال
پایگاه اجتماعی جلال
پدیده غربزدگی از دیدگاه جلال
زنان از دیدگاه جلال
مذهب و روحانیت از دیدگاه جلال
جلال از دیدگاه سیمین دانشور (شوهر من جلال)
خاطره ای از جلال (ویلیام میلوارد)
آثار جلال
مرگ جلال
مرثیه ای در سوگ جلال (مهدی اخوان ثالث)
جمع بندی
منابع و ماخذ

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله غرب زدگی زندگی جلال آل احمد در فایل ورد (word)

دهباشی، علی (1378)، یادنامه جلال آل احمد، نشر به دید

کاموس، مهدی (1381)، یادمان جلال آل احمد ، دفتر مطالعات ادبیات داستانی

میرزایی، حسین (1380) ، جلال اهل قلم، انتشارات سروش

آشوری، داریوش (1376)، ما و مدرنیته ، نشر فرهنگی صراط

آل احمد، شمس (1354)، گاهواره، انتشارات آبان

آل احمد، شمس (1369)، از چشم برادر، انتشارات کتاب سعدی

دانشور، سیمین (1371)، غروب جلال، نشر خرم

میراحمدی، مریم (1357)، آل احمد و مذهب، انتشارات علمی

عابدینی، حسن (1369)، فرهنگ داستان نویسی ایران، انتشارات تهران دبیران

مقدمه

نزدیک به چهار دهه از خاموشی جلال آل احمد نویسنده و روشنفکر مبرز ما می گذرد. با گذشت هر چه بیشتر زمان حضور اندیشه های وی در عرصه فکر و نقد مسایل اجتماعی بویژه رابطه ما با غرب، روشنفکران و وظایف آن، آزادی قلم و … بیشتر و بحث انگیزتر مطرح می‎شود. از فردای تشکیل جمهوری اسلامی که تحقق برخی از نظریه های آل احمد را به نوعی دربرداشت جنبه سیاسی و اجتماعی دکترین وی مورد توجه قرار گرفت و شاید بتوان گفت که جنبه ادبی شخصیت و آثار وی در حاشیه قرار گرفت

حضور جلال آل احمد در جریانات روشنفکری دهه های سی و چهل نمودار شرف و حیثیت جامعه روشنفکران بود. مردی که تمامی حجم درد و عظمت رهبری روشنفکران زمان خودش را بر دوش کشید و در چهل و شش سالگی دیگر تاب نیاورد و خاموش گشت

چهل و شش سال زندگی کرد و در این میان نزدیک به سی سال نوشت و حدود پنجاه اثر از خود باقی گذاشت. این بخشی از کارنامه زندگی جلال است

جلال آل احمد روشنفکری بود که حتی مخالفانش در وطن پرستی و عشق او به فرهنگ ملی ایران تردید ندارند. نوشتن برای او عبادت بود. زبان و قلبش صریح بود و صراحتی که در کمتر کسی می‎توان سراغ گرفت

زنده یاد جلال آل احمد با عشق به حقیقت زیست. زندگی ادبی و اجتماعیش سراسر است از این شیفتگی به حق و تا آخر عمر خویش اینچنین زیست. آثار جلال آل احمد و زندگی پرفراز و نشیبش آنچنان گسترده و گوناگونند که پرداختن به تمامی جنبه ها، در حوصله این صفحات نمی گنجد

زندگی نامه جلال (مثلاً شرح احوالات)

در خانواده ای روحانی (مسلمان- شیعه) برآمده ام. پدر و برادر بزرگ و یکی از شوهر خواهرهایم در مسند روحانیت مردند. و حالا برادرزاده ای و یک شوهر خواهر دیگر روحانی اند. و این تازه اول عشق است. که الباقی خانواده همه مذهبی اند. با تک و توک استثنایی. برگردان این محیط مذهبی را در «دید و بازدید» می‎شود دید و در «سه تار» و گله به گله در پرت و پلاهای دیگر

نزول اجلالم به باغ وحش این عالم در سال 1302 بی اغراق سرهفت تا دختر آمده ام. که البته هیچکدامشان کور نبودند. اما جز چهار تاشان زنده نمانده اند. دو تاشان در همان کودکی سر هفت خان آبله مرغان و اسهال مردند و یکی دیگر در سی و پنج سالگی به سرطان رفت

کودکیم در نوعی رفاه اشرافی روحانیت گذشت. تا وقتیکه وزارت عدلیه «داور» دست گذاشت روی محضرها و پدرم زیر بار انگ و تمبر و نظارت دولت نرفت و در دکانش را بست و قناعت کرد به اینکه فقط آقای محل باشد. دبستان را که تمام کرد دیگر نگذاشت درس بخوانم که: «برو بازار کار کن» تا بعد ازم جانشینی بسازد. و من بازار را رفتم. اما دارالفنون هم کلاسهای شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. روزها کار؛ ساعت سازی؛ بعد سیم کشی برق، بعد چرم فروشی و ازین قبیل … و شبها درس. و با درآمد یک سال کار مرتب، الباقی دبیرستان را تمام کردم. بعد هم گاهگذاری سیم کشی های متفرق. بر دست «جواد» ؛ یکی دیگر از شوهر خواهرهایم که اینکاره بود. همین جوریها دبیرستان تمام شد. و توشیح «دیپلمه» آمد زیر برگه وجودم- در سال 1322- یعنی که زمان جنگ. به این ترتیب است که جوانکی با انگشتری عقیق به دست و سر تراشیده و نزدیک به یک متر و هشتاد، از آن محیط مذهبی تحویل داده می‎شود به بلبشوی زمان جنگ دوم بین الملل. که برای ما کشتار را نداشتو خرابی و بمباران را. اما قحطی را داشت و تیفوس را و هرج و مرج را و حضور آزار دهنده قوای اشغال کننده را

جنگ که تمام شد دانشکده ادبیات (دانشسرای عالی) را تمام کرده بودم. 1325 و معلم شدم. 1326 در حالیکه از خانواده بریده بودم و با یک کراوات و یکدست لباس نیمدار امریکایی که خدا عالم است از تن کدام سرباز به جبهه رونده ای کنده بودند تا من بتوانم پای شمس العماره به 80 تومان بخرمش. سه سالی بود که عضو حزب توده بودم. سالهای آخر دبیرستان با حرف و سخنهای احمد کسروی آشنا شدم و مجله «پیمان» و بعد «مرد امروز» و «تفریحات شب» و بعد مجله «دنیا» و مطبوعات حزب توده … و با این مایه دست فکری چیزی درست کرده بودیم به اسم «انجمن اصلاح». کوچه انتظام، امیریه. و شبها در کلاسهای مجانی فنارسه درس می دادیم و عربی و آداب سخنرانی. و روزنامه دیواری داشتیم و به قصد وارسی کار احزابی که همچو قارچ روییده بودند هر کدام مامور یکیشان بودیم و سرکشی می کردیم به حوزه ها و میتینگهاشان … و من مامور حزب توده بودم و جمعه ها بالای پسقلعه و کلک چال مناظره و مجادله داشتیم که کدامشان خادمند و کدام خائن و چه باید کرد و ازین قبیل … تا عاقبت تصمیم گرفتیم که دسته جمعی به حزب توده بپیوندیم. جز یکی دو تا که نیامدند. و این اوایل سال 1323 دیگر اعضای آن انجمن «امیرحسین جهانبگلو» بود و رضای زنجانی و هوشیدر و عباسی و دارابزند و علینقی منزوی و یکی دو تای دیگر که یادم نیست. پیش از پیوستن به حزب، جزوه ای ترجمه کرده بودم از عربی به اسم «عزاداریهای نامشروع» که سال 22 چاپ شد و یکی دو قران فروختیم و دو روزه تمام شد و خوش و خوشحال بودیم که انجمن یک کار انتفاعی هم کرده. نگو که بازاریهای مذهبی همه اش را چکی خریده اند و سوزانده. اینرا بعدها فهمیدیم. پیش از آن هم پرت و پلاهای دیگری نوشته بودم در حوزه تجدیدنظرهای مذهبی که چاپ نشده ماند و رها شد

در حزب توده در عرض چهار سال از صورت یک عضو ساده به عضویت کمیته حزبی تهران رسیدم و نمایندگی کنگره. و ازین مدت دو سالش را مدام قلم زدم. در «بشر برای دانشجویان» که گرداننده اش بودم و در مجله ماهانه «مردم» که مدیر داخلیش بودم. و گاهی هم در «رهبر» اولین قصه ام در «سخن» درآمد. شماره نوروز 24 که آنوقتها زیر سایه صادق هدایت منتشر می‎شود و ناچار همه جماعت ایشان گرایش به چپ داشتند. و در اسفند همین سال «دید و بازدید» را منتشر کردم؛ مجموعه آنچه در «سخن» و «مردم برای روشنفکران» هفتگی درآمده بود. به اعتبار همین پرت و پلاها بود که از اوایل 25 مامور دشم که زیر نظر طبری «ماهانه مردم» را راه بیندازم. که تا هنگام انشعاب 18 شماره اش را درآورم. حتی ششماهی مدیر چاپخانه حزب بودم. چاپخانه «شعله ور» . که پس از شکست «دموکرات فرقه سی» و لطمه ای که به حزب زد و فرار رهبران، از پشت عمارت مخروبه «اپرا» منتقلش کرده بودند به داخل حزب. و به اعتبار همین چاپخانه ای در اختیار داشتن بود که «از رنجی که می بریم» درآمد. اواسط 1326 حاوی قصه های شکست در آن مبارزات و به سبک رئالیسم سوسیالیستی! و انشعاب در آذر 1326 اتفاق افتاد. بدنبال اختلاف نظر جماعتی که ما بودیم- به رهبری خلیل ملکی- و رهبران حزب که به علت شکست قضیه آذربایجان زمینه افکار عمومی حزب دیگر زیر پایشان نبود. و به همین علت سخت دنباله روی سیاست استالینی بودند که می دیدیم که به چه بواری می‎انجامید. پس از انشعاب، یک حزب سوسیالیست ساختیم که زیر بار اتهامات مطبوعاتی حزبی که حتی کمک رادیو مسکو را در پس پشت داشتند، تاب چندانی نیاورد و منحل شد و ما ناچار شدیم به سکوت

در این دوره سکوت است که مقداری ترجمه می کنم. به قصد فنارسه یاد گرفتن. از «ژید» و «سارتر» و نیز از «داستایوسکی» «سه تار» هم مال این دوره است که تقدیم شده به خلیل ملکی. هم درین دوره است که زن می گیرم. وقتی از اجتماع بزرگ دستت کوتاه شد، کوچکش را در چاردیواری خانه ای می سازی. از خانه پدری به اجتماع حزب گریختن و از آن به خانه شخصی. و زنم سیمین دانشور است که می شناسید. اهل کتاب و قلم و دانشیار رشته زیباشناسی و صاحب تالیف ها و ترجمه های فراوان. و در حقیقت نوعی یار و یاور این قلم. که اگر او نبود چه بسا خزعبلات که به این قلم درآمده بود. (و مگر در نیامده؟!. از 1329 به این ور هیچ کاری به این قلم منتشر نشده که سیمین اولین خواننده و نقادش نباشد. و اوضاع همین جورها هست تا قضیه ملی شدن نفت و ظهور جبهه ملی و دکتر مصدق. که از نو کشیده می شوم به سیاست. و از نو سه سال دیگر مبارزه. در گرداندن روزنامه های «شاهد» و «نیروی سوم» و مجله ماهانه «علم و زندگی» که مدیرش ملکی بود. علاوه بر اینکه عضو کمیته نیروی سوم و گرداننده تبلیغاتش هستم که یکی از ارکان جبهه ملی بود. و باز همین جورهاست تا اردیبهشت 1332 که به علت اختلاف نظر با دیگر رهبران نیروی سوم، ازشان کناره گرفتم. می خواستند ناصر وثوقی را اخراج کنند که از رهبران حزب بود؛ و با همان «بریا» بازیها، که دیدم دیگر حالش نیست. آخر ما به علت همین حقه بازیها از حزب توده انشعاب کرده بودیم. و حالا از نو به سرمان می آمد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله عاشورا و جلوه های آن در ادب معاصر در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله عاشورا و جلوه های آن در ادب معاصر در فایل ورد (word) دارای 21 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله عاشورا و جلوه های آن در ادب معاصر در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله عاشورا و جلوه های آن در ادب معاصر در فایل ورد (word)

مقدمه
غزل مدحی
رباعی
عاشورا
دوبیتی
سنایی غز نوی
قوامی رازی
سیف فرغانی
محمد بن حسام خو سفی
بابافغانی شیرازی
اهلی شیرازی
محتشم کاشانی
صباحی بید گلی
دکتر قاسم رسا
آیتی بیر جندی
ریاضی یزدی
خوشدل تهرانی

غزل مدحی

یکی از موضوعات غزل امروز مدح و ستایش چهره های بزرگ به ویژه معصومین (ع)و شهدا و مصلحان دینی و اجتماعی است

این گونه غزل های مدحی حال و هوایی مذهبی دارندو شاعر در آن هابه یکی از پیشوایان دین ابزار ارادت می کند

غزل های مدحی عموما ترکیباتی با عناصر مدحی ،عاشقان و گاه حماسی دارند

در این نوع غزل شاعر معمولا تنها بر بیان عشق و ارادت اکتفا نمی کند ،بلکه شکوه ها و دردهای روزگار خودرا نیز در میان می گذارد

غزل مدحی از نظر درون مایه به غزل سنتی نزدیک است

اگر چه غزل مدحی مذهبی را می توان در آثار گذشتگان یافت،اما آثار خلق شده در دوره ی معاصر به دلیل بعضی از ویژگیها ،نقطه ی عطف این نوع غزل به شمار می آیند

نمونه ای از غزل های مدحی در دوره ی معاصر:

کنار دل و دست ودریا ،یا ابا لفضل(ع)

تورا دیده ام بارها ،یا ابا لفضل(ع)

تواز آب می آمدی،مشک بر دوش

ومن ـ درتوـ غرق تماشا،یا ابا لفضل

اگر دست می دا،دل می بریدم

به دست تو از هر دو دنیا ،یا ابالفضل

دل از کودکی ـاز فرات آب می خورد

وتکلیف شب :آب،بابا،ابوالفضل

تو لب تشنه ـ پرپرشدی،شبنم اشک

به پای تو می ریزم اما ،ابالفضل

فدک،مادر ی می کند کربلارا

غریبی تو هم مثل زهرا(س)،ابالفضل

ابوالقاسم حسینجانی

تورا هر که دارد،زغم بی نیاز است

وفا ،بعد از این نیست تنها ابالفضل

تو با غیرت و آب و دست بریده

قیامت به پا می کند ،یا ابالفضل

رباعی

رباعی در سال های اول انقلاب اسلامی جانی دوباره گرفت .این قالب از سال 57تا69حضوری چشمگیر در عرصه ی شعر دارد

شاعران این قالب قیصر امین پور ،سید حسن حسینی و سهیل محمودی می باشد که رباعی امروز با رباعی گذشته از جهت مضمون تفاوت هایی دارد.عمده ترین مضمون هایی که به آنها پرداخته شده است عبارت اند:شخصیت های انقلاب اسلامی و شهدای دفاع مقدس ،حماسه،عاشوراو حوادث و شخصیت های مربوط به آن عشق

شهید و شهادت

شهید و شهادت از مهم ترین موضو عات شعر این دوره است.رباعیاتی که به این موضوع پرداخته اند حال و هوای حماسی خاصی دارند

بعضی از زیباترین سوگ سروده های شهدا در قالب رباعی سروده شده اند که بعضی ازآنها به دلیل تحلیل های محکم و برداشت های آرمانی از موضوع شهادت بی نظیر هستند

 سوال

لب تشنه ام از سپیده آبی بدهید

جامی زلال آفتابم بدهید

من پرسش سوزان حسینم ،یاران

با حنجره ی عشق جوابم بدهید .       (سید حسن حسینی)

حماسه

قالب رباعی به دلیل بر خورداری از وزن خاص،با حماسه قرابت دارد.به همین دلیل حماسه های فراوانی در این قالب آفریده شده اند اصولا روح حماسی،روح قالب شعر انقلاب است و به جز رباعیاتی که صرفا حماسی اند،رباعیاتی نیز که به مو ضو عاتی دیگر از جمله شهید و شهادت و… پرداخته اند.از وحیه ی حماسی ملهم از عناصر وباور داشت های معنوی و دینی بر خوردارند

نمونه ای از شعر حماسی

پیکارعلیه ظالمان پیشه ی ماست

جان درره دوست دادن اندیشه ی ماست

هرگز ندهیم تن به ذلت هرگز

در خون زلال کربلا ریشه ی ماست

عاشورا

فرهنگ عاشورا در ادبیات انقلاب ما جایگاهی خاص دارد .شعرها و به ویژه رباعیات فراوانی در این دوره سروده شده است که به طور مستقیم و غیر مستقیم به انقلاب عاشورا شخصیت ها و فر هنگ آن می پردازیم.موضوع بعضی از رباعیات این دوره انقلاب عاشورا شخصیت هاو فر هنگ و حوادث مربوط به آن است

ذوالجناح

بادیدهی اشکبار برمی گردد

شرمنده و شرمسار بر می گردد

ای وای ای وای ذوالجناح از میدان

انگار کم بی سوار بر می گردد          ( سهیل محمودی،دریادر غدیر)

یا حسین(ع)

دیروز اگر رو به قتال آوردیم

در پاسخ تو زبان لال آوردیم

امروز به خیمه گاه آن دعوت ناب      صد علقمه لبیک زلال آوردیم

دوبیتی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله آیین نگارش فارسی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله آیین نگارش فارسی در فایل ورد (word) دارای 42 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله آیین نگارش فارسی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله آیین نگارش فارسی در فایل ورد (word)

مقدمه:  
یادداشت‌برداری، خلاصه نویسی و چکیده نویسی  
انواع یادداشت  
خلاصه نویسی  
راز و رمز نوشتن  
چند نکته مهم درباره آرایش سخن  
واژه شناسی  
درست نویسی  
نشانه‌گذاری  
آشنایی با حرفه‌ی ویراستاری  
ویرایش، ویراستار  
انواع خدمات ویرایشی  
به اعتبار نوع ویرایش  
آیین نگارش و گزارش‌نویسی  
نکته مهم  
مشکلات نگارش  
چند یادآوری به ویراستاران و نسخه‌پردازان  
مراحل چهارگانه نگارش یا گزارش  
نمونه یک طرح ساده  
چند نکته در مورد نگارش و شیوه خط  
فنون نگارش  
شیوه نوشتن:  
تعریف پاراگراف:  
مراحل ساخت یک جمله:  
تعریف واژه:  
فواید نظام پاراگراف:  
توضیح در رابطه با پاراگراف:  
نشانه‌گذاری چیست:  
نشانه‌گذاری در زبان فارسی:  
فواید نشانه‌گذاری:  
فرم اداری:  
نکاتی که باید یک نوشته خوب داشته باشد دارای مشخصات زیر است:  
تاریخچه مختصری از پیشرفت زبان فارسی:  
مراحل پیدایش خط و تکوین آن:  
دلایل اهمیت نوشته:  
اهمیت و نقش مکاتبات اداری:  
شناخت نامه‌های اداری:  
آیین نگارش  
آرایش کلام (کاربرد آرایه‌های ادبی در نگارش)  
استعاره  
مجاز:  
کنایه  
ایهام  
تلمیح (اشاره)  
نکاتی پیرامون نگارش  
منابع:  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله آیین نگارش فارسی در فایل ورد (word)

نام کتاب: آیین نگارش و ویرایش – محل انتشار: تهران- مؤلف احمد سمیعی – ناشر: نشر سمت- سال انتشار

نام کتاب: آیین نگارش و روش آموزش- چاپ از مرکز چاپ و نشر ایران- سال اول: مراکز چاپ و تربیت معلم

نام کتاب: آیین نگارش و سخنوری- مؤلف: دکتر احمد محمدی (ملایری) – چاپ: قیام

نام کتاب: آیین نگارش اداری- محل انتشار: تهران – مؤلف: جمشید غلامی نهاد – ناشر: نیایش، سال انتشار

 نام کتاب: انواع خدمات ویرایشی: محل انتشار: تهران: ناشر: احمد سمیعی سال

نام کتاب: فارسی و نگارش (برگزیرده‌ی نظم و نثر فارسی) به اهتمام: مهدس ماحوزی-           چاپ اول: 1369- چاپ : صنوبر

نام کتاب: شیوه‌ی نگارش

تألیف: دکتر مرتضی کافی

چاپ و صحافی: چاپخانه سپهر- تهران

نام کتاب: نگارنده متون فارسی- مؤلف: محمدرضا باقری- ناشر: انتشارات مشاور توس – صفحه‌آرایی: کمال مظلوم

نام کتاب: چشمه‌ی خورشیدها- مؤلف: عباسعلی حلامی – ناشر: شهر فیروزه

 نام کتاب: گزیده‌ی متون ادب فارسی و آیین نگارش- تدوین‌کننده: دکتر حسین بهزادی اندوهجردی- ناشر: انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی- واحد تهران مرکزی- چاپ: آذروش

مقدمه

نگارش از جمله هنرهای ظریفی است که دارنده هر نوع ذوق و استعداد خداوندی به دانستن این هنر ظریف نیازمند است. ورود به دقایق سخن و خروج از مضایق و تنگناهای آن، مستلزم علم و اطلاع از فوت و فن سخندانی است و این نکته‌ای است که از عهده هر کس بر نمی‌آید. مسلم است که نوشتن، قلم به چشم زدن است و به قول قدما «دود چراغ خوردن». تجربه‌ها در پناه همین ریاضیت‌ها و تحمل مشقات فراچنگ می‌آیند و هر علمی، باید فراگیری نیز داشته باشد تا تجربه فراهم آید. در کار نوشتن امن و آسایش بلا است و نگارنده، باید به ترک امن و آسایش بپردازد تا آرامش روحی و امنیت خاطر و نشاط دل برایش میسر گردد

بر همه مسلم است که شاعری و نویسندگی، صنایعی نیستند که فردی بتواند در کلاس درس به دانش کامل آن دست یابد


یادداشت‌برداری، خلاصه نویسی و چکیده نویسی

برای یادداشت‌برداری باید از یک روش دقیق و منظم پیروی کرد تا بتوان مجددا آنها را برای مقاصد اصلی تحقیق و به مناسبتهای دیگر، مرور کرد. اکنون به بیان چند نکته در این زمینه می‌پردازیم

1- در یادداشت‌برداری و خلاصه‌نویسی، تشخیص نویسنده برای مفید بودن مطالب قابل اهمیت است تا بداند چه مطلبی را خلاصه و یادداشت کند و از چه مطالب اضافی بگذرد

2- برای یادداشت‌برداری بهتر است از یک دسته فیش با اندازه استاندارد استفاده کرد. اگر هنگام مطالعه یا مشاهده در آزمایشگاه و طبیعت و جامعه، برداشتهای خود را در دفتری به صورت جنگ درآوردیم و جود اختلاط و پراکندگی در ثبت مطالب سبب می‌شودکه دستیابی سریع به یک مطلب مشخص مقدور نباشد یا بسیار دشوار و وقت‌گیر باشد و اگر از کاغذهای پراکنده با اندازه‌های مختلف استفاده شود، کار طبقه‌بندی یادداشتها دشوار می‌شود. اندازه‌های متعادلی که در بیشتر موضوعها مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از: 20 15، 1510 و 5/125

3- هنگام یادداشت‌برداری بهتر است یادداشتها را با دقت نوشت تا به بازنویسی آن نیاز نباشد

4- هر موضوع را باید روی یک طرف برگه نوشت تا امر طبقه‌بندی یادداشتها ممکن باشد

5- در جریان یادداشت‌برداری تا آنجا که ممکن است باید مطالب مفصل را خلاصه کرد و شرط آن، درک درست نکته‌ها و تشخیص مفید بودن مطال قابل اهمیت است. یک نگاه کلی به مطالب موردنظر پیش از انتخاب برای ثبت، امکان درک درست مطالب را بهتر فراهم می‌کند

6- حاشیه برگه‌های تحقیق را باید بازگذاشت تا محلی برای توضیحات شخصی نویسنده وجود داشته باشد

7- یادداشتها را باید رسا، کامل و قابل فهم نگاشت

8- تاریخ نگارش یادداشت را باید در برگه یادداشت ذکر کرد تا یادداشتها، اعتبار خود را حفظ کند

9- در جریان یادداشت‌برداری باید از علامتهایی که نشانه «نقل قول مستقیم» یا «نقل قول مضمون» یا «خلاصه» یا «مطلب ناتمام» باشد استفاده کرد مثل «ق» برای «نقل قول مستقیم»، «خ» برای «خلاصه کردن» «ن» برای «مطلب ناتمام». همچنین باید علائم نقطه‌گذاری مثل نقطه، ویرگول، پرانتز و جز آن را در متن یادداشت به کار برد تا یادداشتها در هنگام بهره‌گیری روان، و درست خوانده شود

10- در برگه‌های یادداشت، باید مآخذ یادداشت را با دقت نوشت تا آن را مستند و با اعتبار کند و امکان مراجعه به اصل منابع را هر زمان که لازم باشد میسر گرداند

مشخصات منبع: شامل نام منبع، نام مؤلف، شماره جلد، تاریخ نشر و شماره صفحه است. در صورتی که منبع مشاهده باشد ذکر محل مشاهده، تاریخ مشاهده و موضوع مشاهده لازم است و چنانچه منبع، مصاحبه باشد نام مصاحبه شونده، تاریخ مصاحبه، موضوع مصاحبه، محل مصاحبه؛ و در صورتی که منبع، سخنران باشد قید نام سخنران، موضوع سخنرانی، محل سخنرانی و زمان سخنرانی؛ و در صورتی که منبع، مطبوعات باشد درج عنوان مقاله، نام جریده، سال، دوره، شماره مسلسل و شماره صفحه الزامی است

11- برای یادداشتها باید عنوان تعیین کرد تا استفاده کننده از یادداشت، امکان یابد با ورق زدن ساده یادداشتها، موضوع موردنظر را که به ترتیب الفبایی عناوین، نظام یافته است، جستجو و استخراج کند

12- یادداشتها را باید طبقه‌بندی کرد تا در موقع مناسب قابل استفاده باشند. طبقه‌بندی یادداشتها بر حسب نوع نیاز نویسنده، انجام می‌گیرد. بهترین شیوه، طبقه‌بندی موضوعی است

برای طبقه‌بندی جزئی یادداشتها، از بند پلاستیکی یا لفاف کاغذی استفاده می‌شود و برای طبقه‌بندی کلی از برگه دانهای مخصوصی که عنوان کلی مجموعه برگه‌ها را روی آن می‌نویسد استفاده می‌شود. برگه‌دان، محفظه چندکشویی و محل نگهداری و طبقه‌بندی برگه‌هاست. برگه‌دانهای از جنس پلاستیک یا مقوا حجم کوچکی دارند و در کیفهای دستی قابل حمل و نقل‌اند  اما برگه‌دانهای چوبی یا فلزی که گنجایش و وزن بیشتری دارند فقط برای نگهداری در منزل یا کتابخانه یا محل کار مورد استفاده قرار می‌گیرند

13- برای تفکیک برگه‌های مربوط به هر موضوع، بهتر است از طلق شفاف یعنی برجستگیهای پلاستیکی شفاف و میان‌تهی استفاده کرد و آن را به قسمت بالای یک برگه معمولی چسباند و اطلاعات لازم نظیر عنوان اصلی یا فرعی و یا حروف الفبا را روی کاغذ کوچکی نوشت و از میان دو لایه آن عبور داد

انواع یادداشت

یادداشت به یکی از صورتهای زیر نوشته می‌شود

1- خلاصه‌نویسی: در این نوع یادداشت، فشرده‌ای از یک بند یا یک صفحه یا فصلی از منبع مورد مطالعه که برای منظور نویسنده کافی باشد در برگه نوشته می‌شود. نویسنده با حذف کلمات و جملات طولانی و انتخاب جملات کوتاهتر و گزینش مهمترین جزء یا مفهوم اصلی در این امر توفیق می‌یابد

2- نقل مستقیم: در این صورت، عین جملات و عبارات مأخذ اصلی بازنویسی می‌شود و درون علامت نقل قول «     » قرار می‌گیرد

3- نقل مستقیم با تغییر: در این نوع یادداشت، عین جملات و عبارات مأخذ اصلی نقل می‌شود اما به ضرورت با سه نقطه، مطلب زاید یا نامربوط به موضوع، حذف می‌گردد و یا ضمائر به نام تبدیل می‌شوند و یا زمان فعلها تغییر می‌یابند که در این دو مورد از قلاب ]        [ استفاده می‌شود

گاه در نقل مستقیم با تغییر، خواننده، واکنش خود را نسبت به مطلبی ثبت می‌کند و در مواردی، مطلب نویسنده را تفسیر می‌کند و به این ترتیب اظهارنظرهای انتقادی و سازنده‌ای پدید می‌آید که در این صورت به آن، یادداشت ارزشیابی می‌گویند

4- تفسیر یا ترجمه آزاد: نوعی از یادداشت‌برداری است که خواننده، مطالب نویسنده یا گفتار گوینده را به زبان خودش می‌نویسد به نحوی که متوجه است معنی را تغییر ندهد و یادداشتش، بیان معانی نویسنده یا گوینده باشد

خلاصه نویسی

مقصود از خلاصه نویسی، استخراج جوهر مطالب یک اثر است به نحوی که با درک درست محتوای اثر و تشخیص مفید بودن مطالب قابل اهمیت، نکته‌های اساسی و موضوع اصلی سخن از میان نرود. یادداشت و تنظیم چکیده مضمون یک کتاب، تهیه یک مقاله تحقیقی از محتوای یک کتاب، کوتاه‌نویسی متن یک سخنرانی یا یک مصاحبه یا یک رویداد و گزارش یک خبر، و همچنین چکیده یک پرونده قطور حقوقی، قضایی، اداری، سیاسی، مالیاتی، بیان خطوط اصلی موضوع یک فیلم، نمایش و همانند اینها که در یک یا چند برگ منظم می‌شوند، خلاصه‌نویسی را تشکیل می‌دهند و برای هر منظوری که باشد بهره‌برداری می‌شوند

تلخیص کتابهای گوناگون در زمینه‌های مختلف علوم و دانش بشری و خلاصه کردن و منتشر ساختن آثار کلاسیک بویژه داستانها در بسیاری از کشورها مرسوم است و موجب صرفه‌جویی در وقت خوانندگان و جذب گروه بیشتری به سوی مطالعه و همچنین کاهش هزینه‌های زیاد چاپ و نشر می‌شود و نیز درک مطالب متون را که به سبک نگارش و زبان امروز نوشته و چاپ می‌شوند، بویژه برای غیراهل زبان، آسان می‌گرداند

خلاصه‌نویسی به دو طریق انجام می‌شود: نخست مطالعه موضوع و بازنویسی آن به صورت کوتاهتر و در معیار کوچکتر؛ و دیگر، استخراج مفاهیم یک اثر و بررسی جنبه‌های آن، ضمن نوشتن خطوط اصلی و مهم آن. دقت کامل برای درک مطالب، کوشش دریافتن نکته‌های برجسته، پرهیز از هر گونه تحریف در متن و رعایت قواعد درست‌نویسی در خلاصه‌نویسی به هر روش که انجام گیرد بسیار اهمیت دارد. اگر در جریان مطالعه و یادداشت‌برداری درباره برخی نکات، نظری داریم باید آن را در حاشیه توضیح دهیم و با ذکر دلیل بیان کنیم

برای کسانی که در خلاصه‌نویسی از تجربه لازم برخوردار نیستند باید علاوه بر صرف وقت و نشان دادن حوصله لازم، متن را به کراتع مرور کنند تا موضوع سخن به تعریف آید و مقصود نویسنده درک شود و مضمون و نکات دقیق مطالب فهمیده شود. در غیر این صورت ممکن است تلخیص مطالب، فاقد اعتبار لازم شود و گاه زیانهایی پدید می‌آورد که جبران آن دشوار و بلکه غیرممکن باشد


راز و رمز نوشتن

نوشتن برای خواندن

خواندن نیمه دوم نوشتن است. در آغاز خواندن شفاهی بود. آدمی نخست رمز گفتاری کلام را آفرید و سپس رمز نوشتاری آن را. به همین سبب راه تفهیم و تفاهم و اساس همه یادگیریها زمانی بس دراز زبان سمعی یعنی گفتن و شنیدن بود هنگامی که آدمی رمز نوشتاری کلام را آفرید، تفهیم و تفاهم و یادگیری از راه زبان بصری، یعنی نوشتن و خواندن، نیز برایش امکان‌پذیر شد. در زبان بصری همان نشانه‌های زبان سمعی به صورت نشانه‌های بصری الفباء که جانشین نشانه‌های صوتی هستند، به کار می‌روند

در ادبیات شفاهی، یا خواندن از راه گوش، هنگامی که گوینده و شنونده رودرروی یکدیگر باشند، ارتباطی مستقیم میان آن دو برقرار می‌شود. برای مثال، در صحنه تئاتر این ارتباط میان بازیگر و بیننده شنونده دوجانبه است. بازیگر احساسات و معنی و مقصود نویسنده را درک کرده است و آن را بازگو و مجسم می‌کند. در همان زمان احساسات و برداشت بیننده و شنونده را هم در می‌یابد و نسبت به آنها واکنشی پیدا می‌کند و به آنها پاسخ می‌دهد

وقتی که نوشته به زندگی اجتماعی ما راه یافت، دیگر ارتباط گوینده و شنونده به صورتی که پیش از آن بود امکان‌پذیر نشد. هرگز نمی‌توانیم یقین داشته باشیم که آنچه خواننده می‌خواند همان قصد نویسنده است. هر خواننده از آنچه می‌خواند برداشتی خاص خود دارد. نویسنده‌ای را موفق می‌دانیم که این برداشت متفاوت را تا آنجا که می‌تواند به حداقل برساند. به همین سبب است که می‌گوئیم خواندن نیمه دوم نوشتن است. نوشتن وسیله‌ای است برای فرستادن و دریافت پیام. نوشته‌ای که آسانتر خوانده شود، درست فهمیده شود، و بیشتر خوانده شود، به هدف نزدیکتر است

 برای اینکه به اهمیت و راز و رمز نوشتن پی ببریم، ناگزیر باید بدانیم نیمه دوم آن یعنی خواندن، چگونه صورت می‌گیرد و کمی دقیقتر و از دیدی علمی هنگام نوشتن به خواندن توجه داشته باشیم

منظور از خواندن و مطالعه چیزی جز درک مطالب نوشته شده و شناخت ارزشها و معانی و مفاهیم کلمه‌ها و عبارتها و جمله‌ها و دریافت دانستنیها و معنی و مقصود و پیامی که نویسنده با رمز کلام نوشته است، نیست. قصد این است که خواننده به اندیشه‌ای که در نوشته پنهان است پی ببرد. اگر هنگامی که مشغول مطالعه هستید کتاب یا نوشته را کنار بگذارید و اندکی به آنچه سبب شده است بتوانید مطالعه کنید بیندیشید، بهتر در خواهید یافت که چگونه بنویسید

هنگامی که مشغول مطالعه هستید، کاری بس پیچیده انجام می‌دهید که حاصل سالها تجربه و دانش‌اندوزی است

1- با یک نگاه واژه‌ها را باز می‌شناسید. چرا؟ چون هر یک را صدها بار پیش از آن شنیده‌اید، دیده‌اید، و شناخته‌اید. شکل آن واژه در ذهنتان به صورت آوای واژه شناخته می‌شود. زیرا با قراردادهای رمز گفتاری زبان از پیش آشنا بوده‌اید و رمز نوشتاری، که در زبان بصری به جای رمز گفتاری به کار می‌رود، برایتان بیگانه نیست و ذهنتان به آسانی کشف رمز می‌کند

2- معنی هر واژه از ذهنتان می‌گذرد. چرا؟ چون معنی آن واژه را پیش از آن می‌دانسته‌اید

3- از مجموعه معانی واژه‌هائی که خوانده‌اید معنی تازه‌ای از ذهنتان می‌گذرد. چرا؟ چون تجربه‌ها و دانشهای قبلی شما برای یافتن این معنی تازه، که در ضمیر عبارت یا جمله است، به شما کمک می‌کند تا پیام نویسنده را از مجموعه واژه‌هائی که برای بیان اندیشه‌ای بکار برده است دریابید

4- درباره آنچه خوانده‌اید واکنشی نشان دهید. چرا؟ چون تجربه‌ها و دانشهای قبلی شما را به تفکر وا می‌دارد تا درباره آنچه خوانده‌اید اندیشه کنید و به داوری برخیزید

این گونه خواندن پیشرفته‌ترین نوع مطالعه است، و نوشته‌ای ارزش خواندن دارد که سرانجام خواننده را به اندیشیدن و تفکر برانگیزد. اگر نوشته‌ای دست‌انداز و دشواری خواندن و فهم و درک نداشته باشد، و اگر خواننده‌ای راه درست خواندن را از کودکی آموخته باشد، و به تندخوانی- یعنی مهارت در خواندن- خو گرفته باشد، با میدان دید وسیعتری گروهی از واژه‌های یک جمله را یکجا خواهد دید و خواهد توانست همه یک جمله یا قسمتی از یک جمله را ببیند و بخواند. چنین مهارتی در تندخوانی یکسویه نمی‌تواند باشد. سوی دیگر دستیابی به این گونه خواندن نوشته نویسنده است که راه را با دشواریهای نوشته بر خواننده نبندد

 گفتار تبدیل اندیشه است به نشانه‌های صوتی برای انتقال به دیگری. نوشتار هم تبدیل اندیشه است به نشانه‌های بصری برای انتقال به دیگری. آنها که نوشتن را دشوار می‌دانند، اگر ریزه‌کاریهای تبدیل اندیشه به کلام مکتوب را بیاموزند، امکان دارد که جرئت نوشتن را از دست بدهند، ولی دیگر می‌دانند که در تاریکی قدم بر نمی‌دارند. نوشتن هم، چون گفتن، آن قدر لذتبخش است که کمتر می‌توان پس از پیروز شدن در نخستین نوشته دست از نوشتن برداشت. نوشتن گونه‌ای از خلق کردن است و انسان همیشه از خلق کردن لذت می‌برد

تفاوت میان اندیشیدن و گفتن، اندیشیدن و نوشتن، همان نشانه‌هائی است که برای بیان و تجسم اندیشه به کار می‌بریم. اگر نوشتن را دشوارتر از گفتن می‌دانیمع به این سبب است که این دو عمل را از دو مقوله جداگانه می‌دانیم. حال آنکه نوشتن همان گفتن است


چند نکته مهم درباره آرایش سخن

نثر نوشتاری از مرسل ساده شروع می‌شود و در مسیر کمال خویشع به جانب شعر، به نثر مرسل عالی و سپس به نثر فنی (هنری) می‌رسد، و نیز گفتیم که نثر فنی یا هنری «نثری است که هدف آن ایجاد تناسب لفظی و آرایش کلام و گسترش فضای معنا باشد، با استفاده از آرایه‌های سخن و ارکان زینتی.» این آرایه‌ها و ارکان‌ زینتی همان است که در اصطلاح علوم ادبی بدان صناعات بدیعی نام نهاده‌اند به اضافه مباحث و نکاتی که به فن بیان و فن معانی ارتباط دارد

این صناعات و فنون عبارت است از وسایل زیبایی و آرایشی سخن که در کلام فصیح و بلیغ به کار می‌رود

فصاحت چیست: فصاحت به معنی گشاده‌زبانی و روشن گفتاری است، اما در اصطلاح علوم ادبی فصاحت، یا صفت کلمه است، یا صفت کلام (سخن) و یا صفت متکلم (سخنور)

فصاحت کلمه: آن است که لفظ از عیوبی چون تنافر حروف، غرابت و مخالفت قیاس لغوی خالی باشد

 تنافر حروف: یعنی؛ آنکه حرفهای کلمه چنان با یکدیگر ترکیب شوند، و یا در پی هم بیایند که هم بر زبان راندن آن کلمه دشوار باشد، همه به گوش سنگین آید. چنین کلمه‌هایی در زبان عربی فراوان یافته می‌شود، اما خوشبختانه در زبان اصیل فارسی این گونه کلمات نادر است و جای بحث درباره آنها باقی نمی‌ماند

غرابت کلمه: یعنی؛ دور بودن صورت و معنای کلمه از ذهن و نامأنوس بودن آن. و آن چنان است که نویسنده یا گوینده کلمه‌یی را به کار ببرد که در اثر گذشت زمان، دیگر مورد استعمال نداشته و متروک شده باشد، و بنابر قول زبانشناسان جزو کلمات مرده به شمار آید، و اگر امروز آن را به کار ببریم نامفهوم و نامأنوس خواهد بود. مانند به کار بردن «نخجل» به جای نیشگون (نشگون) و «نشکنج» و یا «چشم آغیل» (چشماغیل) به جای خیره در کسی نگریستن یا با خشم به کسی نگاه کردن و یا «آزفنداک» و «سرکیس» به جای قوس قزح و جز آنها

گاه از گویشهای محلی کلمه‌یی ناشناخته را وارد زبان معیار می‌کنند که لفظ و معنای آن برای غیربومیان ناشناس و مهجور است

مخالفت قیاس لغوی: در صورتی است که ساختار کلمه با فرنهادهای دستور زبان موافقت نداشته باشد. مانند: ترکیب اسم خاص با پسوند مصدری «یدن» برای ساختن مصدر و فعل، مثل «مکیدن» یعنی؛ مکه رفتن، «پلنگیدن» یعنی؛ خوی پلنگی داشتن

فصاحت کلام: آن است که کلمات (جمله، عبارت) از سه عیب خالی باشد؛ یکی تنافر کلمات، دوم ضعف تألیف و سوم تعقید

تنافر کلمات: آن است که جمله از کلماتی ترکیب شده باشد که ترکیب آنها موجب سختی تلفظ شود و گوینده در ادای پی در پی آنها دچار اشکال گردد، اگر چه تلفظ هر یک از این کلمات به تنهایی بسیار ساده باشد. مانند

«خواجه تو چه تجارت کنی». یا «در لرستان نه لر است و هر یکی نه نره لر»

یا این بیت

آن شاه شجاع گر بکشد تیر و کمان را               در یک کششش ششصد و شش تیر بدوزد

ضعف تألیف: آن است که در ساختار جمله رعایت فرنهادهای دستور زبان نشده باشد.  مانند اینکه فعل مفرد برای فاعل جمع بیاورند و بگویند: «حاضران از آن مجلس به اعتراض برخاست». یا آنکه اجزائ و ارکان جمله در جای خود قرار نگیرند مانند: «خواند دانشجو درسش را» یا «آن زن آزادی شوهرش از زندان را تقاضا کرد»

تعقید: به معنای گره خوردن، پیچیدن، پیچیدگی و کلام پیچیده و غیرقابل فهم گفتن است. در جمله‌های پیچیده و دور از فهم گاه مفردات جمله یعنی کلمه‌ها تعقید دارند، و گاه تمامی جمله از نظر ترکیب لفظی دچار تعقید است، و آن را «تعقید لفظی» گویند، و گاهی می‌شود که جمله از نظر معنی پیچیده است، و آن را «تعقید معنوی» گویند

واژه شناسی

یکی از عوامل غلط نویسی، عدم شناخت و تشخیص صحیح واژه‌هاست. برخی کلمات مثل هم تلفظ می‌شوند؛ ولی شکل مکتوب و معنای آنها متفاوت است. همین سبب می‌شود تا نویسنده‌ی کم دقت به شکل املائی واژه‌ای توجه نکند و آن را غلط بنویسد

«هم اکنون که من مشغول نوشتن ستور مزبور میباشم چندین عکس از آزمایشات مورلی مارتین مقابل چشمم نهاده است

قطعا منظور مترجم محترم از «ستور»، «سطرها» بوده که باید «سطور» نوشته می‌شد؛ اما به هر دلیل ستور نوشته شده که واژه‌ای منفرد و به معنی چارپا (= اسب، استر، الاغ) است. قرینه‌ی موجود در جمله نیز همین را اثبات می‌کند؛ زیرا آنچه را که می‌نویسد «سطور» است و «ستور» را می‌چرانند! نمونه‌های مشابه این غلط املائی فراوان است و هر روز در کتاب‌ها، روزنامه‌ها و نامه‌ها دیده می‌شود و گاه سبب رسوایی نویسنده می‌گردد

«… الا و لله که امروز باید نها را با ما صرف کنی …»

«نهار» را صرف نمی‌کنند؛ زیرا «نهار» واژه‌ای عربی و به معنای «روز» است؛ بلکه آنچه که صرف می‌شود «ناهار» است که اصلا کلمه‌ای فارسی و به معنی غذائی است که وسط روز (= نهار) می‌خورند

 درست نویسی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله بررسی آثار محمود دولت آبادی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله بررسی آثار محمود دولت آبادی در فایل ورد (word) دارای 56 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله بررسی آثار محمود دولت آبادی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله بررسی آثار محمود دولت آبادی در فایل ورد (word)

مقدمه

تاریخچه

شناخت آثار او

بخش اول

ته شب

ادبار

پای گلدسته امامزاده شعیب

بند

هجرت سلیمان

سایه های خسته

بیابانی

مرد

تحلیل

1-1- داستانها و کنشهای آن

1-2- روایت

1-3- شخصیت ها

نتیجه گیری

منبع

مقدمه

ادبیات هر سرزمینی،بخشی است جدایی نا پذیر از تا ریخ آن کشور،و تردیدی نیست که یکی از راههای نفوذ به روح هر کشوری ،مرور اد بیات آن است0این ادبیات،در حقیقت ثمره فعالیت آفرینشی ادبی است که در فضای اجتماعی و فرهنگی دوران خود رشد کرده،ومتحول می شود 0گاه اتفاق می افتد که این فضا،مبدل به صحنه چالشی می شود روزافزون،ما بین سنت ادبی معا صر و کهن. با تلاقی بی وقفه این دو ،و همچنین برخورد مابین پاره ای از خط سیرهای ادبی ،تحولات اندک اندک آشکار شده وخطوطی که در این میان برجسته ترند ،به گونه ای محسوس تثبیت می شوند0تعادلی که در این میان بر قرار می شود ،هر اندازه که شکننده باشد،از دو عامل تشکیل شده است نخست ،تحسین وسپس،تکذ یب

 تاریخچه

ادبیات مدرن ایران لحظاتی حساس از تاریخ ایران چشم گشوده است ،باز تابی است روشن از این تنشها و چالشها، از این پیشرفتها ویا تثبیتهای شکننده و نا پایدار0نا بجاست اگر بپنداریم که می توانیم در چهار چوب صرفا این مقدمه،به تشریح تمامی ویژگی های ادبیات مدرن ایران بپردازیم0 اما این نکته بر همگان آشکار است ،که با ارزشترین و پر افتخارترین ثمره این بر خوردها در ادبیات ایران معاصر،پیدایش نوع رما ن است0رمان،ازهمان بدو ظهور در عرصه های ادبی – فرهنگی ایران (مقارن با نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی )، بلافاصله با استقبال فراوان روبرو شد ،و به رغم مشکلات نخستینی که پاره ای از نویسندگان ،به منظور وفق ساختارنوشتاری وروایی خود با این نوع ادبی داشتند ،جای خود را در جامعه نویسندگان ایران باز کرد . اینگونه بود که نثر معاصر ایران، به کنکاش در حیطه رمان پرداخت، و به تدریج خود را از بند سبک پر طمطراق و متکلف حاکم بر ادبیات کلاسیک در حوزه نثر رهانید و از آن فاصله گرفت. در این میان، شاعران بیش از همه با ظهور این پدیده و یا به عبارت صحیح تر با تجدد ادبی به مخالفت پرداختند . چرا که آنان در حقیقت خود را مدافعان اصلی و مسئولان به حق نگاهبانی و صیانت و پاسداری از سنت هزار ساله شعر فارسی تلقی می کردند

 هنگامی که در اوایل قرن حاضر، نیما یوشیج نظام عروض را دگرگون کرد و ساختار و وزنی نوین برای شعر فارسی عرضه نمود همین مدافعان سرسخت شعر کلاسیک او را از هر حیث به باد انتقاد گرفته و از عملکرد او به منزله بدعتی نابجا در سنت ادبی یاد کردند

بدینسان نوع رمان که ورودی پیروزمندانه به گستره ادبی ایران داشت با مرور ایام اندک اندک با موانع و مشکلات متعددی روبرو شد. از همان اواخر قرن نوزدهم میلادی بسیاری از نویسندگان بر آن شدند تا قابلیت های خود را با بایسته ها و الزامات رمان وفق دهند. اما رقیب اصلی رمان یعنی داستان کوتاه در ابتدای قرن بیستم به عرصه رسید و به صورتی جدی وارد صحنه شد. داستان کوتاه تاخیری را که از حیث زمان ظهور در عرصه ادبیات نسبت به رمان داشت با ارائه شاهکارهای ادبی جبران نمود، و باید اعتراف کرد که در این زمینه با توفیق زیادی مواجه شد. نخستین نویسندگانی که به داستان کوتاه پرداختند- از قبیل محمد علی جمال زاده و یا صادق هدایت – بلافاصله از سوی تازه کاران و نوآموزان به عنوان پیش کسوتان این سبک در ایران معرفی و برگزیده شدند

مقارن با این دوره بود که داستان کوتاه عهده دار ایفای نقشی بارز شد. این نقش عبارت بود از قابلیت داستان کوتاه در هموار سازی راه برای پرداختن به رمان . در میان نویسندگان ابتدای قرن بیستم بسیاری پیش از پرداختن به رمان و داستان بلند به صورت خود آگاه یا ناخودآگاه به داستان کوتاه روی آوردند. برای این دسته از نویسندگان این مرحله در حقیقت بوته آزمایشی بود که در صورت سرافراز در آمدن از آن امکان گذر به مرحله بعدی یعنی نوشتن داستان بلند و یا به عبارتی “رمان” مهیا می شد.بسیاری از این نویسندگان در همین مرحله گذر توقف کرده و در حیطه داستان کوتاه نویسی به کمال مطلوب دست یافتند. برخی دیگر توانستند از تجربه ای که از نگارش داستان کوتاه کسب کرده بودند بهره برده و به نوشتن نخستین رمان خود بپردازند. در این میان می توان از نویسندگانی همچون صادق هدایت بزرگ علوی و همچنین صادق چوبک یاد کرد. این امر در نیمه دوم قرن بیستم نیز به جز پاره ای موارد واقعاً استثنایی در مورد جمیع نویسندگان صادق است. مقارن با این دوره است که شاهد پای در صحنه گذرادن نخستین رمان نویسان حقیقی ایران می شویم . نام آورترین آنها از داستان کوتاه به مثابه تجربه ای استفاده کردند که راهشان را در رسیدن به تبحر و مهارت کافی برای پرداخت به رمان و ساختارهای پیچیده روایی آن هموار می کرد. نویسندگانی از قبیل : سیمین دانشور (سو و شون)،احمد محمود (همسایه ها) ،هوشنگ گلشیری (شازده اصتجاب) ، اسماعیل فصیح (دل کور) ، شهر نوش پارسی پور (سگ و زمستان بلند) و محمود دولت آبادی (جای خالی سلوچ). از میان نامهایی که برده شد تعدادی همچون دانشور، محمود و یا دولت آبادی، تا پیش از انقلاب اسلامی سال 1357 تنها یک رمان نوشته اند. این رمان نویسان بی آنکه بتوانند از چیزی به نام “سنت رمان نویسی در ایران بهره بجویند، و یا از تجربه پیشگسوتان این نوع ادبی بهره بگیرند، به نوشتن رمان روی آورند و در این راستا نخستین و در حقیقت انگشت شمارترین شاهکارهای رمان نویسی در ایران را به جامعه ادبی معاصر عرضه کردند

محمود دولت آبادی که ما در اینجا به بررسی و تحلیل آثار او می پردازیم به نسل اخیری که نام برده شد تعلق دارد. با این وجود در آثار این نویسنده نکته ای دیده می شود که او را از باقی نویسندگان هم نسلش متمایز می کند. اگر بپذیریم هر هنرمندی که اقدام به آفرینش اثری هنری می کند در وجود خود اندوخته ای از گذشته فرهنگی و به همان میزان معاصر کشورش را همراه دارد محمود دولت آبادی نمونه برجسته نویسنده ای تلقی می شود که در آثارش هم می توان رد پای جدالهایی را که بر سر تجدد و نوآوری در فن داستان نویسی سرگرفته شده مشاهده کرد و هم میراث گذشته ای دوردست را. در حقیقت تحول در زمینه فعالیت های آفرینشی این نویسنده مبین خط سیری است که همزمان با مواجه شدن و پیروی از روند تغییراتی که در رمان دهه چهل و پنجاه ایران تحقق پذیرفت با ادبیات کلاسیک ایران نیز تلاقی کرد. آنچه دولت آبادی را از باقی نویسندگان هم نسلش متمایز می کند همین نکته اخیر است

از جانب دیگر، دولت آبادی برخلاف بسیاری دیگر از نویسندگان و روشنفکران معاصر همچون هدایت و جمال زاده و ; که خیلی زود با ادبیات و فرهنگ غرب آشنا شده و بدان انس گرفتند چنین خط سیری را در پیش نگرفت و در نتیجه تا حد زیادی از عواقب تضادهای فرهنگی، که گریبانگیر پیشینیان او شده بود در امان ماند. همانگونه که در صفحات آتی شاهد خواهیم بود دولت آبادی به تدریج و گام به گام از سویی با ادبیات غرب، و از دیگر سو با ادبیات فارسی آشنا شد. علاوه بر این دولت آبادی همزمان با آشنایی با این دو گستره وسیع آموخته هایش را از ادبیات فارسی عامیانه و کهن در ذهن خود می پروراند

به منظور شناخت بهتر دولت آبادی و آثار او و هچنین به منظور تعیین جایگاه شایسته و بایسته او در کوران ادب فارسی بهتر آن است تا به نحوی مختصر به بازبینی خطوط اصلی محیط سیاسی – فرهنگی ای که این نویسنده در آن زندگی کرده و شکوفا شده و نخستین تجربه های خود را در زمینه داستان نویسی کسب کرده است بپردازیم

در همین راستا به منظور تبیین بهتر شرایط اجتماعی سیاسی حاکم بر ایران در نیمه دوم قرن بیستم میلادی، شایسته تر آن است تا نقطه آغاز را کودتای 1332 در نظر بگیریم . در پی وقوع کودتا که به عزل دکتر مصدق از مقام نخست وزیری انجامید نویسندگان و روشنفکران نیز به نوبه خود از هر سو مورد تهاجم لایه های گوناگون عوامل فشار قرار گرفتند. نبرد مصدق با انگلیسی ها که پیش از آن از هر حیث بر استخراج و پالایش نفت تسلط کامل داشتند به ملی شدن صنعت نفت در سال 1329 ختم شد. پیامد این جنبش همه جانبه و فراگیر که در مقیاسی گسترده در سطح کل کشور به وقوع پیوست این بود که روشنفکران و هواداران اکثر قریب به اتفاق احزاب گوناگون و فعال وقت با یکدیگر اتفاق نظر پیدا کردند و این مطلب باعث شد تا روزنه امیدی در فضای تیره و تار سیاسی آن دوره پدید آید و نویدی باشد برای دستیابی به اهدافی گسترده تر و آینده ای درخشان تر. دخالت امریکایی ها و وقوع کودتای 1332 که به باز پس گیری قدرت از سوی محمدرضا پهلوی منجر شد امکان هرگونه رشدی را در این زمینه از بین برد و مقدمه ای شد برای بازگشت به دوران سیاه اختناق . از همان فردای کودتا نظام سلطنتی که بار دیگر احیا شده بود به منظور تثبیت پایه های خود با تکیه بر دیکتاتوری و خشونت محیط خفقان آوری را بازسازی کرد که تا انقلاب اسلامی سال 1357 به درازا کشید. با این وجود حوالی سالهای 1340 ایران گرفتار بحرانی اقتصادی شد که تداوم آن می رفت تا حاکمیت وقت را با مشکلات عدیده ای مواجه سازد. تورم ،فقر عمومی ،بیکاری و مهاجرت گسترده از روستا به شهر و فساد سیستم اداری از یک سو و افزایش بی رویه بودجه های نظامی و تسلیحاتی از سوی دیگر باعث شد تا از استواری نظام حاکم تا میزان زیادی کاسته شود. بعلاوه به این مواردی که ذکر شد می باید مبارزات گسترده و بی امان مخالفان رژیم شاهنشاهی را نیز اضافه کرد. محمد رضا پهلوی به منظور نجات سلطنت وعده آزادی و انتخابات مردمی مبتنی بر آراء عمومی را داد. این وعده ها منجر به ایجاد برنامه ای شد در مقیاسی گسترده و با هدف تغییر پاره ای ساختارهای اجتماعی که شخص شاه بعدها بر آن نام انقلاب سفید نهاد. این برنامه نقطه آغازی بود بر بروز تغییری اساسی و سابقه در ساختار جمعیتی ایران آن دوره . اصلاحات ارضی که بخشی از این برنامه را تشکیل می داد، به سلطه زمین داران و فئودالها خاتمه داده، و در نتیجه منجر به بروز آشفتگی در بسیاری از روستاها شده، و تعادل حاکم را بر هم زد. این چنین بود که بسیاری از رعیتها و کارگران فصلی روستا را ترک کرده و به حاشیه شهرهای بزرگ کوچ کردند . این حرکت گسترده مبدل به جانمایه بسیاری از رمانها و داستانهای کوتاه آن دوره شد و بانی پدید آمدن ادبیاتی نوین با مضمون “روستا” شد، که محمود دولت آبادی یکی از چهره های برجسته آن است. در واقع باید معترف شد که مضمون مهاجرت از زمره اصلی ترین مضامینی است که در آثار این نویسنده به چشم می خورد. دولت آبادی همان گونه که در طول این تحقیق شاهد آن خواهیم بود تلاش می کند تا در سیر تکاملی داستان نویسی خود از این موضوع به عنوان جوهر و هسته داستانهای خود استفاده کند

از دیدگاهی صرفا جامعه شناختی سالهای پس از کودتا از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ چرا که در واقع نمایانگر بحران فرهنگی بی مانندی است که در تاریخ ایران حادث شده است. در سالهای 1340 و 1350 اکثر قریب به اتفاق دانش آموختگان ایرانی از گذشته های دوردست کشور خود و همچنین سنتهای آن بی اطلاع بودند. ثمره این بیگانگی بنیادین بروز ناهمگنی عمیقی است که در زمینه فرهنگ به وقوع می پیوندد. هواداران تجدد به سبک و سیاق غرب در فضای زندگی می کردند که ایرانیان پایبند به سنت را بدان راهی نبود. این بیگانگی فرهنگی نزد جوانترها به صورت بحرانی هویتی عیان شد و همین بحران هویت به نوبه خود در بسیاری از آثار معاصر آن دوره اعم از داستان کوتاه و رمان منعکس شد. غالب این داستانها به نقل زندگی شهرنشینهایی می پردازد که گرفتار پوچی و سرگردانی شده و در فضای مسموم شهرهای بزرگ در پی آنند تا به زندگی خود معنی و مفهومی ببخشند. در این زمینه می توان به عنوان نمونه به آثاری چون”بره گمشده راعی” نوشته هوشنگ گلشیری یا شب “هول” نوشته هرمز شهدادی اشاره کرد. البته باید متذکر این نکته نیز شد که آثار دولت آبادی چندان بر حول محور بحران فرهنگی شهرنشینان دور نمی زند و تنها در داستان از خم چنبر است که این نویسنده به نقل داستان مدیر مدرسه ای می پردازد که قادر نیست میان احساسات و مقضیات زندگی خود تعادل برقرار کند و باید اعتراف کرد که در تبیین و توصیف این شخصیت آنچنان موفق نبوده است

 شناخت آثار او

شناخت بهتر این آثار و همچنین برای بررسی چند و چون شکل گیری و به عرصه رسیدن این نویسنده و کناره گیری او از سنتهای رایج مجموعه آثار او را به سه دسته اصلی تقسیم کرده ایم

1-   داستانهای کوتاه

2-   داستانهای نیمه بلند

3-   رمانها

داستانهای کوتاه نخستین بخش نوشته های دولت آبادی محسوب می شود داستانهای نیمه بلند در حقیقت در حد فاصل داستانهای کوتاه و رمان جای داشته و به منزله حلقه زنجیری است که این دو را به هم پیوند می دهد . دولت آبادی در دورانی که به نوشتن داستانهای نیمه بلند مشغول بود تنها یک داستان کوتاه نوشت که مرد نام داشت. در نهایت در مرحله سوم دولت آبادی به مقطعی می رسد که در خود توانایی پرداختن به رمان راباز می بیند

در بررسی آثاری که به پیش از جای خالی سلوچ مربوط می شود آنچه بیش از همه مد نظر قرار خواهد گرفت تامل بر ساختار داستان است. چرا که در داستانهای کوتاه و نیمه بلند نویسنده بیشتر به پرداخت و توصیف شخصیت ها تاکید ورزیده و به ساختار فضا – زمان داستان توجه چندانی نشان نمی دهد. همانگونه که شاهد خواهیم بود تعادل میان پرداخت به ساختار فضا – زمان از یک سو و توصیف شخصیت ها از سوی دیگر در جای خالی سلوچ و کلیدر است که به نقطه اوج خود می رسد در نتیجه هر یک از این دو در روند شکل گیری داستان عهده دار نقشی کاملا تبیین شده می شوند

بخش اول

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله سیاوش در شاهنامه در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله سیاوش در شاهنامه در فایل ورد (word) دارای 23 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله سیاوش در شاهنامه در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله سیاوش در شاهنامه در فایل ورد (word)

پیشگفتار :  
مقدمه :  
سیاوش  
فهرست منابع :  

پیشگفتار

سخن گفتن از فردوسی اگر چه گاهی آسان گرفته می شود آسان نیست چون او شخصیتی پایاب و آسان یاب نیست. این خردمند ژرف نگراین نماد و نمود فرهنگ آزادگی و ستم ستیزی این وجدان بیدار قوم ایرانی و این پاسدار ارزشهای انسانی در هر کیش و کسوت برتر از حد هر وصفی است

گروهی او را حامی توده رنجبر خوانده اند و معدودی هم بر عکس وی را همسوی ارباب زر و زور دانسته اند وضحاک وی را تطهیر فرموده اند! برخی او را شعوبی افراطی و دین گریز انگاشته و برخی دیگروی را بر کنار از گرایش شعوبی یا سخت متدین قلمداد کرده اند

با وجود همه گونه گفتار و جستاری در هرباره وبا هر دیدگاهی تا آنجا که نگارنده به یاد  دارد تا کنون هیچ بحث مبسوط و بسامانی  در باب او از دید هنر داستان پردازی صورت نگرفته و آن چه در این زمینه وجود دارد دست بالا چیزی فراتر از بحثهای کلی یا مقالاتی در اینجا و آنجا نبوده گو که برخی از آنها گوشه هایی از کار و کمال فردوسی را روشن کرده اند

داستان های شاهنامه و همچنین الگوهای داستانی و سنخ های باستانی شاهنامه مطرح شده و در بیان انها سعی بر آن بوده تا دیدی پیوسته از تحولات و رویدادها و پدیدارهای درون شاهنامه بدست داده شود

مقدمه

سیاوش چهره همیشه مغموم شاهنامه با اختر بد میزاید رستم که بیم دارد محیط دربار کاوس و شاید خلق و خوی او روح سیاوش را تباه کند می آید و به کاوس میگوید

چو دارندگان تو را مایه نیست              به گیتی مراو را چومن دایه نیست

و اورا به زابلستان میبرد و وقتی پهلوانی تمام عیار از او میسازد وی را به در بار باز میفرستد. پیداست بخشی از جنبه های مثبت شخصیتی اش را از رستم و محیط او دارد که دلیری و شرم و سبوری و نیک عهدی از آن جمله است

سیاوش

رستم سیاوش را ناخود آگاه به جای پسر مقتولش دوست میدارد و به اصطلاح قسم راست او سیاوش است . او با وجود جوان سالی در خردمندی یگانه است

بدان اندکی سال و چندان خرد                  تو گفتی روانش خرد پرورد

پیران بعدها نزد افراسیاب علاوه بر ستایش از نژادگی میگوید

هنر با خرد نیز بیش از نژاد                    زمادر چنو شاهزاده نزاد

همه از زیباییش حیرانند. او یوسف شاهنامه است و روحیات وی و برخی از جنبه های زندگی او از جمله عشق ممنوع و هوسبازانه زن شوهردار به او و پاکی وی در این ماجرا شبیه یوسف است جز در مورد عاقبت که سیاوش از عزت به ذلت می افتد و یوسف برعکس

پدر هفت سال می آزمایدش و به هر کار جز پاک زاده نبود . تا حدودی مایه های زن گریزی دارد چنان که وقتی کاوس ساده لوح به القای سودابه می خواهد پسر را به شبستان بفرستد سیاوش در مخالفت با او میگوید

چه آموزم اندر شبستان شاه ؟                  به دانش زنان کی نماینده راه؟

سخت درون گرا و تودار است . در بدو ورود به دربار پدر

نخست آفرین کرد و بردش نماز              زمانی همی گفت با خاک راز

سیاوش با خاک چه کار دارد چه رازی میگوید؟احساسش در آن لحظه چیست؟ آیا بویی غریب از ان خاک شنیده؟ به هر حال به کمانم باید روی راز با خاک گفتن تامل کرد . معمولا کسانی که خود را تنها حس میکنند با خاک یا چاه رازونیاز میکنند. زیا دبر خود می پیچد از جمله وقتی پدرش وی را به رفتن به  شبستان ترغیب میکند : بپبچید و بر خویشتن راز کرد

گاهی به وضوح نشان میدهد که قاطعیت چندانی ندارد و از این لحاظ به اسفندیار می ماند . مثلا با علم به  این که جایش در شبستان نیست پس از استدلال مخالفت آمیزش تسلیم پدر میشود و با رفتن او به شبستان رشته رویدادهای منجر به واژگونگی بخت وی آغاز میگردد و این در حالی است که میداند کار کار سودابه است

وقتی سودابه با حیله گری دختران خود را بر او عرضه میدارد تا یکی را از آنان برگزیند

سیاوش فرو ماند و پاسخ نداد                      چنین آمدش بر دل پاک یاد

که من بر دل پاک شیون کنم                       به آید که از دشمنان زن کنم

اوماجرای ناجوانمردی پدر سودابه با کاوس را شنیده اما همچنان با دل در گفتگوست . هنگامی که سودابه او را بر میگیرد و جامه چاک میدهد و از او کام میطلبد وی که خیانت به پدر را روا نمیداند همچنان از خدعه گری سودابه و تسلیم کاوس در برابر او آگاه است ولی راه نرمی و مدارا بر میگزیند در حالی که همان وقت می توانست نزد کاوس رود و با مطلع کردنش از قضایا دست پیش را بگیرد. به زن می گوید : بیا میخت با جان تو مهر من و

تو این رازمگشای و باکس مگوی                      مرا جز نهفتن همان نیست روی

اما زیرکانه به او یادآور میشود

سر بانوانی و هم مهتری                                من ایدون گمانم که تو مادری

بدین سان با سخنی دو پهلو هم میگوید تو برای من حکم مادر را داری و هم بدین وسیله مادر بودن سودابه را که منافی با این گونه هوسهای ممنوع است به او یاداور میشود . در هر صورت او اهل سازش است و یکسره از خشونت یا برندگی بی بهره . ولی مگر میشود با کسی چون سودابه نرمی کرد چرا که وقتی کام وی بر نمی آید آن سلیطه گریها را از خود بروز میدهد . کاوس در این میان تلون و تذبذبی را دارد که همیشگی اوست . نخست تصمیم به کشتن سودابه میگیرد ولی از بیم شورش ها ماوران و نیز با یاد آوردن یاری سودابه به وی در محبس شاه هاماوران منصرف میشود . او همیشه رعد و برق بی باران است! پس از چند بار حیله گری سودابه   کاوس حیران و متزلزل رای موبدان را مبنی بر گذشتن سیاوش ازآتش می پسندد .سیاوش خلیل وار با شهامت و اطمینان به نفسی عجیب  لبخند زنان با جامه سپید و اسب سپیدش که هر دو نماد پاکی است از میان کوه آتش آنچنان میگذرد ( که گفتی  سمن داشت اندر کنار) صحنه ای با شکوه و تصویری است . وقتی کاوس بار دیگر عزم کشتن سودابه میکند آن بزرگواری که در خواست بخشش او را از کاوس میکند کسی جز سیاوش نیست . ضمنا او فکر میکند که اگر شاه سودابه را بکشد ممکن است با آن تلون طبع پشیمان شود و آن را از چشم پسر ببیند هنگامی که سیاوش برای مصون ماندن از شر سودابه راهی مقابله با سپاه افراسیاب می شود و پدر و پسر وداع میکنند دی آگاهی میدهد که دیگر دیداری در پی نخواهد بود . سیاوش به یاری رستم بر سپاه توران پیروز میشود و از کاوس اجازه می خواهد تا وارد خاک توران شود که کاوس در پاسخ او را این کار باز می دارد به این دلیل که اگر سپاه بیش از حد در جایی پراکنده شد خطر هم بیشتر می شود و میگوید

همی از لبت شیربوید هنوز                       که زد بر کمان تو از جنگ توز؟

افراسیاب به دنبال خوابی وحشت زا که دیده میکوشد تا با آشتی جویی و باژ دادن قضا را از مسیر خود بگرداند بدین سان که نه سیاوش کشته شود و نه عواقب آن دامنگیر

سیاوش به عنوان شروط صلح از افراسیاب می خواهد تا صد تن از همخونان خود و دلاوران تورانی را به رسم گروگان نزد وی فرستد و هر شهری را هم که بدان دست یافته تخلیه کند . کاوس بیخرد این بار به رستم که به عنوان پیام آور سیاوش نزد شاه آمده میتازد که او و سیاوش به مال تطمیع شده و محافظه کاری پیشه کرده اند  گویی این آن کاوس نبوده که سیاوش را اندکی پیش به صراحت از ادامه جنگ و پیشروی  باز داشته بود! سیاوش را به پیشروی در توران تا کاخ افراسیاب و کشتن و غارت و سوختن فر مان میدهد و این که گروگان ها را برای اعدام نزد خود او بفرستد . رستم میگوید

وقتی سیاوش در رزم دلیری و جانبازی میکرده کاوس جز به بزم و گنج نمی اندیشیده وانگهی سیاوش ممکن نیست پیمان بشکند در حقیقت او مظهر درست پیمانی هم هست . کاوس رستم را با گفتن سخنانی تند می آزارد از این دست

تو اینها را به سیاوش آموخته ای تو همین جا بمان و سیاوش باز گردد و طوس سپاه داری را بر عهده گیرد. رستم بر سر کاوس بانگ میزند و به قهر باز میگردد

کاوس در نامه ای به سیاوش همین سخنان را تکرار و انواع اهانت ها را به وی می کند و حتی به ناروه میگوید که اومعاشر زنان و زن صفت است

سیاوش با خود می اندیشد که فرستادن گروگانها نزد کاوس جنگیدن با افراسیاب کاری پیمان شکنانه است که خداوند آن را هیچ گاه نخواهد بخشود

اگر هم نزد پدر رود ممکن است آسیبی به او از جانب پدر برسد زیرا فتنه گری به نام سودابه در آنجاست

سیاوش درضمن درد  دل کردن و بیان این مسائل برای بهرام و زنگه شاوران که شوربخت است . سیاوش این ایرجی تبار و اسطوره پاکی و مظلومیت معتقد است

به کین بازگشتن بریدن زدیدن                       کشیدن سر از آسمان و زمین

چنین کی پسندد زمن کردگار؟                      کجا بر دهد گردش روزگار

و تصمیم میگیرد

شوم کشوری جویم اندر جهان                      که نامم زکاوس ماند نهان

او توصیه بهرام وزنگه را که از وی میخواهند نامه ای به کاوس بنویسد و پیلتن را بخواهد و به فرمان او عمل کند نمی پذیرد و میگوید نمی خواهد از پدر نافرمانی کند ولی اگر فرمان او با فرمان خداوند در تضاد باشد سر از کردگار نخواهد تافت

تصمیم میگیرد به دشمن پناه ببرد گاو او به چرم اندر است و رفتن نزد افراسیاب هنوز اول ماجراست!

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله پروین اعتصامی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله پروین اعتصامی در فایل ورد (word) دارای 17 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله پروین اعتصامی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله پروین اعتصامی در فایل ورد (word)

پیشگفتار :  
مقدمه:  
زندگی شاعر:  
شعرای هم عصر:  
جوانی شاعر:  
وفات شاعر:  
شعر : اشک یتیم  
منابع :  

پیشگفتار

این شاعره نامدار, در سالی چشم به جهان گشود که در همان سال, بر اثر مجاهدات ملت ایران، فرمان مشروطیت صادر شده بود و در آن روزها, مردمان شهر زادگاهش تبریز, خود را برای رویاروئی با استبداد آماده میکردند, و در این راستا, برای تاسیس نهادهای دموکراتیک, بسط آزادی و استقرار حاکمیت قانون، شب و روز در حال مجاهدت بودند و بالاخره بر اثر کودتای محمد علی شاه و سقوط مجلس شورای ملی در دوم تیرماه 1287, تبریز قهرمان به پا میخیزد و پس از یازده ماه نبردهای بی امان رهائی بخش, آزادی پویا و مشروطیت را از اضمحلال حتمی نجات میدهد

 

مقدمه

 خانم رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی از شاعران بسیار نامی معاصر است. پروین اعتصامی، این بزرگ بانوی شعر معاصر ایران, زاده و پرورده شهر هنرپرور تبریز است. درباره این بانوی هنرمند, مطالب مختلفی نوشته شده و یادنامه های متعددی منتشر گردیده

پروین در 25 اسفند ماه 1285 شمسی, در یک خانواده اصیل آذربایجانی در محله ششگلان تبریز پا به عرصه وجود گذاشت

 

زندگی شاعر

پروین, در یک همچو حال و هوائی, در یک خانواده ادب دوست و معارف پرور رشد مییابد. از یک طرف فضای انقلابی و جو شورآفرین آذربایجان و شرایط سیاسی- اجتماعی تاریخی آن روزگار, ادبیات را متحول میکند, چرا که به قول حسین صفاری دوست:‹‹ هر دگرگونی سترگ در شکل و مضمون ادبیات, مشروط به دگرگونی عظیمی در زندگی اجتماعی است›› و از طرف دیگر, نجابت و اصالت فرهنگی خانواده او این امکان را برای این هنرمند مستعد فراهم میآورد که وی فرزند صالح زمان خود باشد

تاکنون از پدر نام آور او یوسف اعتصام الملک و تاثیری که در فرزند هنرمندش داشته, زیاد صحبت شده است, ولی از مادر نجیب و اصیل وی و نقشی که در تربیت این شاعره افتخارآفرین داشته کمتر سخن گفته شده است. در صورتی که تاثیر تربیت مادر در فرزند، به ویژه دختر بیش از پدر است. وی در دامان مادری پرورش یافته و از او تاثیر پذیرفته که میتوان گفت نماد یک زن بافرهنگ آذربایجانی است. پروین خود, چنان تحت تاثیر مادرش و شخصیت نجیب او قرار گرفته که اشعار متعددی درباره مقام والا و عظمت شخصیت مادر سروده است, مادر پروین اعتصامی خانم ‹‹اخترالملوک››, دختر ‹‹میرزا عبدالحسین شوری بخشایشی››, ملقب به ‹‹قوام العداله››, از منشیان و سخنوران عهد ناصرالدین شاه بود. شوری تحصیلات خود را در تبریز و تهران انجام داد. او دارای طبع روان و خط خوب بوده است در سال 1316 در تبریز درگذشت. از وی دو پسر به نام های غلامعلی خان و حسن خان و دو دختر یکی خدیجه سلطان و دیگری بانو اخترالملوک باقی ماند

نسخه ای از دیوان شوری بخشایشی, با خط نستعلیقش در کتابخانه ملی تبریز, تحت شماره 3661 موجود است که شامل ((9 قصیده و 193 غزل و چهار مسمط و یک ترجیع بند و سه تضمین و سه مثنوی و یازده رباعی و یک ساقی نامه است)) شوری در دو جا قوام تخلص کرده

مرحوم قوام العداله در محله ششگلان تبریز سکونت داشت و شخص فوق العاده متدین و به نزدیکان مخصوصا به زیردستان خود نهایت درجه لطف و مهربانی داشته است

اوقات استراحت خود را صرف مطالعه وسرودن اشعار مینمود و در نوشتن خط به اندازه ای ظرافت و زیبائی داشت که قطعات و نمونه های خط آن مرحوم, یکی از شاهکارهای خطوط فارسی به شمار میآید

این ادیب گرانقدر, مورد احترام شعرا و فضلای هم عصر خود بود بدین ترتیب میبینیم, مادر پروین که یک دختر روستائی زاده بود, خود در یک خانواده ادب دوست آذربایجانی, بزرگ شده و پدرش از شعرا و ادبای عصر خود بوده و پروین, قریحه شاعری را از جد مادری خود به ارث برده و صنعت شعر مردمی را به اوج رسانده است

یوسف اعتصام الملک, پدر صاحب ترجمه نیز در سال 1253 شمسی در تبریز زاده شد و در محیط هنرپرور این شهر به یک شخصیت برجسته ادبی- فرهنگی تبدیل شد. زبان فرانسه, ترکی و عربی را در حد تسلط کامل ممیدانست و در زبان و ادبیات فارسی چیرگی عالمانه داشت. بیست سال از عمرش نرفته بود

که کتاب‹‹قلائد الادب قی شرح اطواق الذهب›› عربی او را مصریان، جزو کتب درسی قرار دادند, و دیری بر آن نگذشت که ادبای ساحل نیل بر کتاب عربی دیگر او ‹‹ ثوره الهند›› تقاریض غرا نگاشته و مطابع بولاق (از محلات قاهره) و قاهره در خرید حق طبع آن بر یکدیگر پیشی جستند. و به قول دکتر مهدی مجتهدی:‹‹ معلوم شد که خاک تبریز از پروردن مردانی نظیر خطیب عاجز نیست››. وی میافزاید:‹‹ با توجه به این که او به خارج ایران مسافرت نکرده, هرچه یاد گرفته در تبریز یاد گرفته است, مترقی بودن محیط تبریز قبل از مشروطیت, از حیث معلومات قدیمه و جدیده, برای ما روشن خواهد شد. به

جد میتوان گفت که او شعرای مشهور دنیا از قبیل شکسپیر, گوته, شیلر, هوگو, میلتون, تریلو ایتالیائی, تولستوی و ماکسیم گورکی را به ایران شناسانیده است

در نثر او تاثیر نویسندگان وادبای ترک از قبیل(( نامق کمال)) ((وتوفیق فکرت)) و ادبای معاصر مصروشام وشیوه منشیان قاجار کاملا مشهود است. چنان که به نظر می رسد, وی فرانسه را از طریق زبان ترکی یاد گرفته است

طبیعی است که یک کودک مستعد و نابغه ای مثل پروین دریک همچومحیط هنرپرور و در یک چنین خانواده بافرهنگی چنان تربیت میشود که به یک چهره جهانی تبدیل میشود. وی از دوران نوباوگی در پیش پدرش, با آثار شاعران و نویسندگان بزرگ آشنا شد و خود از کودکی سرودن شعر را تجربه نمود و آخر سر در آن عمر کوتاه پرثمرش عنوان “اشعر شعرای قرن چهاردهم هجری” را از آن خود ساخت. به قول پدرش یوسف اعتصامی

“خانم پروین توانسته است با اسلوب و شخصیت و آرای فلسفی و کلمات اخلاقی خویش, از سایرین متمایز باشد. شعر پروین, شعر اوقات و احوال و اشخاص نیست: شعر تربیت و تهذیب و تعمیم اخلاق کریمه است, ترانه روحفزای مهر و عطفت و فضیلت است, تغمه جذاب سعی و عمل و همت و اقدام است, سرود بیداری و پرهیزکاری و رستگاری است

خانم پروین, پنداری بر سریر نفوس متکی است, با عواطف و احساسات انسان نجوا کرده، قلب اندوهگین را تسلیت میدهد و خاطر دردمند را آرامش میبخشد

این که گفته اند به توالی زمان, شعر بر ناحیه معنوی زندگانی بشر مستولی شده و پس از آن صور و اشکال ملل را حکایت کرده و در پایان کار, آن را روح جامعه شمرده اند, این اوصاف بر شعر چند تن از سخن سرایان بزرگ منطبق میشود و شعر پروین در این ردیف است”

شعرای هم عصر

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید