دانلود مقاله غرب زدگی زندگی جلال آل احمد در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله غرب زدگی زندگی جلال آل احمد در فایل ورد (word) دارای 55 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله غرب زدگی زندگی جلال آل احمد در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله غرب زدگی زندگی جلال آل احمد در فایل ورد (word)

مقدمه
زندگی نامه جلال (مثلاً شرح احوالات)
اندیشه های جلال
پایگاه اجتماعی جلال
پدیده غربزدگی از دیدگاه جلال
زنان از دیدگاه جلال
مذهب و روحانیت از دیدگاه جلال
جلال از دیدگاه سیمین دانشور (شوهر من جلال)
خاطره ای از جلال (ویلیام میلوارد)
آثار جلال
مرگ جلال
مرثیه ای در سوگ جلال (مهدی اخوان ثالث)
جمع بندی
منابع و ماخذ

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله غرب زدگی زندگی جلال آل احمد در فایل ورد (word)

دهباشی، علی (1378)، یادنامه جلال آل احمد، نشر به دید

کاموس، مهدی (1381)، یادمان جلال آل احمد ، دفتر مطالعات ادبیات داستانی

میرزایی، حسین (1380) ، جلال اهل قلم، انتشارات سروش

آشوری، داریوش (1376)، ما و مدرنیته ، نشر فرهنگی صراط

آل احمد، شمس (1354)، گاهواره، انتشارات آبان

آل احمد، شمس (1369)، از چشم برادر، انتشارات کتاب سعدی

دانشور، سیمین (1371)، غروب جلال، نشر خرم

میراحمدی، مریم (1357)، آل احمد و مذهب، انتشارات علمی

عابدینی، حسن (1369)، فرهنگ داستان نویسی ایران، انتشارات تهران دبیران

مقدمه

نزدیک به چهار دهه از خاموشی جلال آل احمد نویسنده و روشنفکر مبرز ما می گذرد. با گذشت هر چه بیشتر زمان حضور اندیشه های وی در عرصه فکر و نقد مسایل اجتماعی بویژه رابطه ما با غرب، روشنفکران و وظایف آن، آزادی قلم و … بیشتر و بحث انگیزتر مطرح می‎شود. از فردای تشکیل جمهوری اسلامی که تحقق برخی از نظریه های آل احمد را به نوعی دربرداشت جنبه سیاسی و اجتماعی دکترین وی مورد توجه قرار گرفت و شاید بتوان گفت که جنبه ادبی شخصیت و آثار وی در حاشیه قرار گرفت

حضور جلال آل احمد در جریانات روشنفکری دهه های سی و چهل نمودار شرف و حیثیت جامعه روشنفکران بود. مردی که تمامی حجم درد و عظمت رهبری روشنفکران زمان خودش را بر دوش کشید و در چهل و شش سالگی دیگر تاب نیاورد و خاموش گشت

چهل و شش سال زندگی کرد و در این میان نزدیک به سی سال نوشت و حدود پنجاه اثر از خود باقی گذاشت. این بخشی از کارنامه زندگی جلال است

جلال آل احمد روشنفکری بود که حتی مخالفانش در وطن پرستی و عشق او به فرهنگ ملی ایران تردید ندارند. نوشتن برای او عبادت بود. زبان و قلبش صریح بود و صراحتی که در کمتر کسی می‎توان سراغ گرفت

زنده یاد جلال آل احمد با عشق به حقیقت زیست. زندگی ادبی و اجتماعیش سراسر است از این شیفتگی به حق و تا آخر عمر خویش اینچنین زیست. آثار جلال آل احمد و زندگی پرفراز و نشیبش آنچنان گسترده و گوناگونند که پرداختن به تمامی جنبه ها، در حوصله این صفحات نمی گنجد

زندگی نامه جلال (مثلاً شرح احوالات)

در خانواده ای روحانی (مسلمان- شیعه) برآمده ام. پدر و برادر بزرگ و یکی از شوهر خواهرهایم در مسند روحانیت مردند. و حالا برادرزاده ای و یک شوهر خواهر دیگر روحانی اند. و این تازه اول عشق است. که الباقی خانواده همه مذهبی اند. با تک و توک استثنایی. برگردان این محیط مذهبی را در «دید و بازدید» می‎شود دید و در «سه تار» و گله به گله در پرت و پلاهای دیگر

نزول اجلالم به باغ وحش این عالم در سال 1302 بی اغراق سرهفت تا دختر آمده ام. که البته هیچکدامشان کور نبودند. اما جز چهار تاشان زنده نمانده اند. دو تاشان در همان کودکی سر هفت خان آبله مرغان و اسهال مردند و یکی دیگر در سی و پنج سالگی به سرطان رفت

کودکیم در نوعی رفاه اشرافی روحانیت گذشت. تا وقتیکه وزارت عدلیه «داور» دست گذاشت روی محضرها و پدرم زیر بار انگ و تمبر و نظارت دولت نرفت و در دکانش را بست و قناعت کرد به اینکه فقط آقای محل باشد. دبستان را که تمام کرد دیگر نگذاشت درس بخوانم که: «برو بازار کار کن» تا بعد ازم جانشینی بسازد. و من بازار را رفتم. اما دارالفنون هم کلاسهای شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. روزها کار؛ ساعت سازی؛ بعد سیم کشی برق، بعد چرم فروشی و ازین قبیل … و شبها درس. و با درآمد یک سال کار مرتب، الباقی دبیرستان را تمام کردم. بعد هم گاهگذاری سیم کشی های متفرق. بر دست «جواد» ؛ یکی دیگر از شوهر خواهرهایم که اینکاره بود. همین جوریها دبیرستان تمام شد. و توشیح «دیپلمه» آمد زیر برگه وجودم- در سال 1322- یعنی که زمان جنگ. به این ترتیب است که جوانکی با انگشتری عقیق به دست و سر تراشیده و نزدیک به یک متر و هشتاد، از آن محیط مذهبی تحویل داده می‎شود به بلبشوی زمان جنگ دوم بین الملل. که برای ما کشتار را نداشتو خرابی و بمباران را. اما قحطی را داشت و تیفوس را و هرج و مرج را و حضور آزار دهنده قوای اشغال کننده را

جنگ که تمام شد دانشکده ادبیات (دانشسرای عالی) را تمام کرده بودم. 1325 و معلم شدم. 1326 در حالیکه از خانواده بریده بودم و با یک کراوات و یکدست لباس نیمدار امریکایی که خدا عالم است از تن کدام سرباز به جبهه رونده ای کنده بودند تا من بتوانم پای شمس العماره به 80 تومان بخرمش. سه سالی بود که عضو حزب توده بودم. سالهای آخر دبیرستان با حرف و سخنهای احمد کسروی آشنا شدم و مجله «پیمان» و بعد «مرد امروز» و «تفریحات شب» و بعد مجله «دنیا» و مطبوعات حزب توده … و با این مایه دست فکری چیزی درست کرده بودیم به اسم «انجمن اصلاح». کوچه انتظام، امیریه. و شبها در کلاسهای مجانی فنارسه درس می دادیم و عربی و آداب سخنرانی. و روزنامه دیواری داشتیم و به قصد وارسی کار احزابی که همچو قارچ روییده بودند هر کدام مامور یکیشان بودیم و سرکشی می کردیم به حوزه ها و میتینگهاشان … و من مامور حزب توده بودم و جمعه ها بالای پسقلعه و کلک چال مناظره و مجادله داشتیم که کدامشان خادمند و کدام خائن و چه باید کرد و ازین قبیل … تا عاقبت تصمیم گرفتیم که دسته جمعی به حزب توده بپیوندیم. جز یکی دو تا که نیامدند. و این اوایل سال 1323 دیگر اعضای آن انجمن «امیرحسین جهانبگلو» بود و رضای زنجانی و هوشیدر و عباسی و دارابزند و علینقی منزوی و یکی دو تای دیگر که یادم نیست. پیش از پیوستن به حزب، جزوه ای ترجمه کرده بودم از عربی به اسم «عزاداریهای نامشروع» که سال 22 چاپ شد و یکی دو قران فروختیم و دو روزه تمام شد و خوش و خوشحال بودیم که انجمن یک کار انتفاعی هم کرده. نگو که بازاریهای مذهبی همه اش را چکی خریده اند و سوزانده. اینرا بعدها فهمیدیم. پیش از آن هم پرت و پلاهای دیگری نوشته بودم در حوزه تجدیدنظرهای مذهبی که چاپ نشده ماند و رها شد

در حزب توده در عرض چهار سال از صورت یک عضو ساده به عضویت کمیته حزبی تهران رسیدم و نمایندگی کنگره. و ازین مدت دو سالش را مدام قلم زدم. در «بشر برای دانشجویان» که گرداننده اش بودم و در مجله ماهانه «مردم» که مدیر داخلیش بودم. و گاهی هم در «رهبر» اولین قصه ام در «سخن» درآمد. شماره نوروز 24 که آنوقتها زیر سایه صادق هدایت منتشر می‎شود و ناچار همه جماعت ایشان گرایش به چپ داشتند. و در اسفند همین سال «دید و بازدید» را منتشر کردم؛ مجموعه آنچه در «سخن» و «مردم برای روشنفکران» هفتگی درآمده بود. به اعتبار همین پرت و پلاها بود که از اوایل 25 مامور دشم که زیر نظر طبری «ماهانه مردم» را راه بیندازم. که تا هنگام انشعاب 18 شماره اش را درآورم. حتی ششماهی مدیر چاپخانه حزب بودم. چاپخانه «شعله ور» . که پس از شکست «دموکرات فرقه سی» و لطمه ای که به حزب زد و فرار رهبران، از پشت عمارت مخروبه «اپرا» منتقلش کرده بودند به داخل حزب. و به اعتبار همین چاپخانه ای در اختیار داشتن بود که «از رنجی که می بریم» درآمد. اواسط 1326 حاوی قصه های شکست در آن مبارزات و به سبک رئالیسم سوسیالیستی! و انشعاب در آذر 1326 اتفاق افتاد. بدنبال اختلاف نظر جماعتی که ما بودیم- به رهبری خلیل ملکی- و رهبران حزب که به علت شکست قضیه آذربایجان زمینه افکار عمومی حزب دیگر زیر پایشان نبود. و به همین علت سخت دنباله روی سیاست استالینی بودند که می دیدیم که به چه بواری می‎انجامید. پس از انشعاب، یک حزب سوسیالیست ساختیم که زیر بار اتهامات مطبوعاتی حزبی که حتی کمک رادیو مسکو را در پس پشت داشتند، تاب چندانی نیاورد و منحل شد و ما ناچار شدیم به سکوت

در این دوره سکوت است که مقداری ترجمه می کنم. به قصد فنارسه یاد گرفتن. از «ژید» و «سارتر» و نیز از «داستایوسکی» «سه تار» هم مال این دوره است که تقدیم شده به خلیل ملکی. هم درین دوره است که زن می گیرم. وقتی از اجتماع بزرگ دستت کوتاه شد، کوچکش را در چاردیواری خانه ای می سازی. از خانه پدری به اجتماع حزب گریختن و از آن به خانه شخصی. و زنم سیمین دانشور است که می شناسید. اهل کتاب و قلم و دانشیار رشته زیباشناسی و صاحب تالیف ها و ترجمه های فراوان. و در حقیقت نوعی یار و یاور این قلم. که اگر او نبود چه بسا خزعبلات که به این قلم درآمده بود. (و مگر در نیامده؟!. از 1329 به این ور هیچ کاری به این قلم منتشر نشده که سیمین اولین خواننده و نقادش نباشد. و اوضاع همین جورها هست تا قضیه ملی شدن نفت و ظهور جبهه ملی و دکتر مصدق. که از نو کشیده می شوم به سیاست. و از نو سه سال دیگر مبارزه. در گرداندن روزنامه های «شاهد» و «نیروی سوم» و مجله ماهانه «علم و زندگی» که مدیرش ملکی بود. علاوه بر اینکه عضو کمیته نیروی سوم و گرداننده تبلیغاتش هستم که یکی از ارکان جبهه ملی بود. و باز همین جورهاست تا اردیبهشت 1332 که به علت اختلاف نظر با دیگر رهبران نیروی سوم، ازشان کناره گرفتم. می خواستند ناصر وثوقی را اخراج کنند که از رهبران حزب بود؛ و با همان «بریا» بازیها، که دیدم دیگر حالش نیست. آخر ما به علت همین حقه بازیها از حزب توده انشعاب کرده بودیم. و حالا از نو به سرمان می آمد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله عاشورا و جلوه های آن در ادب معاصر در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله عاشورا و جلوه های آن در ادب معاصر در فایل ورد (word) دارای 21 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله عاشورا و جلوه های آن در ادب معاصر در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله عاشورا و جلوه های آن در ادب معاصر در فایل ورد (word)

مقدمه
غزل مدحی
رباعی
عاشورا
دوبیتی
سنایی غز نوی
قوامی رازی
سیف فرغانی
محمد بن حسام خو سفی
بابافغانی شیرازی
اهلی شیرازی
محتشم کاشانی
صباحی بید گلی
دکتر قاسم رسا
آیتی بیر جندی
ریاضی یزدی
خوشدل تهرانی

غزل مدحی

یکی از موضوعات غزل امروز مدح و ستایش چهره های بزرگ به ویژه معصومین (ع)و شهدا و مصلحان دینی و اجتماعی است

این گونه غزل های مدحی حال و هوایی مذهبی دارندو شاعر در آن هابه یکی از پیشوایان دین ابزار ارادت می کند

غزل های مدحی عموما ترکیباتی با عناصر مدحی ،عاشقان و گاه حماسی دارند

در این نوع غزل شاعر معمولا تنها بر بیان عشق و ارادت اکتفا نمی کند ،بلکه شکوه ها و دردهای روزگار خودرا نیز در میان می گذارد

غزل مدحی از نظر درون مایه به غزل سنتی نزدیک است

اگر چه غزل مدحی مذهبی را می توان در آثار گذشتگان یافت،اما آثار خلق شده در دوره ی معاصر به دلیل بعضی از ویژگیها ،نقطه ی عطف این نوع غزل به شمار می آیند

نمونه ای از غزل های مدحی در دوره ی معاصر:

کنار دل و دست ودریا ،یا ابا لفضل(ع)

تورا دیده ام بارها ،یا ابا لفضل(ع)

تواز آب می آمدی،مشک بر دوش

ومن ـ درتوـ غرق تماشا،یا ابا لفضل

اگر دست می دا،دل می بریدم

به دست تو از هر دو دنیا ،یا ابالفضل

دل از کودکی ـاز فرات آب می خورد

وتکلیف شب :آب،بابا،ابوالفضل

تو لب تشنه ـ پرپرشدی،شبنم اشک

به پای تو می ریزم اما ،ابالفضل

فدک،مادر ی می کند کربلارا

غریبی تو هم مثل زهرا(س)،ابالفضل

ابوالقاسم حسینجانی

تورا هر که دارد،زغم بی نیاز است

وفا ،بعد از این نیست تنها ابالفضل

تو با غیرت و آب و دست بریده

قیامت به پا می کند ،یا ابالفضل

رباعی

رباعی در سال های اول انقلاب اسلامی جانی دوباره گرفت .این قالب از سال 57تا69حضوری چشمگیر در عرصه ی شعر دارد

شاعران این قالب قیصر امین پور ،سید حسن حسینی و سهیل محمودی می باشد که رباعی امروز با رباعی گذشته از جهت مضمون تفاوت هایی دارد.عمده ترین مضمون هایی که به آنها پرداخته شده است عبارت اند:شخصیت های انقلاب اسلامی و شهدای دفاع مقدس ،حماسه،عاشوراو حوادث و شخصیت های مربوط به آن عشق

شهید و شهادت

شهید و شهادت از مهم ترین موضو عات شعر این دوره است.رباعیاتی که به این موضوع پرداخته اند حال و هوای حماسی خاصی دارند

بعضی از زیباترین سوگ سروده های شهدا در قالب رباعی سروده شده اند که بعضی ازآنها به دلیل تحلیل های محکم و برداشت های آرمانی از موضوع شهادت بی نظیر هستند

 سوال

لب تشنه ام از سپیده آبی بدهید

جامی زلال آفتابم بدهید

من پرسش سوزان حسینم ،یاران

با حنجره ی عشق جوابم بدهید .       (سید حسن حسینی)

حماسه

قالب رباعی به دلیل بر خورداری از وزن خاص،با حماسه قرابت دارد.به همین دلیل حماسه های فراوانی در این قالب آفریده شده اند اصولا روح حماسی،روح قالب شعر انقلاب است و به جز رباعیاتی که صرفا حماسی اند،رباعیاتی نیز که به مو ضو عاتی دیگر از جمله شهید و شهادت و… پرداخته اند.از وحیه ی حماسی ملهم از عناصر وباور داشت های معنوی و دینی بر خوردارند

نمونه ای از شعر حماسی

پیکارعلیه ظالمان پیشه ی ماست

جان درره دوست دادن اندیشه ی ماست

هرگز ندهیم تن به ذلت هرگز

در خون زلال کربلا ریشه ی ماست

عاشورا

فرهنگ عاشورا در ادبیات انقلاب ما جایگاهی خاص دارد .شعرها و به ویژه رباعیات فراوانی در این دوره سروده شده است که به طور مستقیم و غیر مستقیم به انقلاب عاشورا شخصیت ها و فر هنگ آن می پردازیم.موضوع بعضی از رباعیات این دوره انقلاب عاشورا شخصیت هاو فر هنگ و حوادث مربوط به آن است

ذوالجناح

بادیدهی اشکبار برمی گردد

شرمنده و شرمسار بر می گردد

ای وای ای وای ذوالجناح از میدان

انگار کم بی سوار بر می گردد          ( سهیل محمودی،دریادر غدیر)

یا حسین(ع)

دیروز اگر رو به قتال آوردیم

در پاسخ تو زبان لال آوردیم

امروز به خیمه گاه آن دعوت ناب      صد علقمه لبیک زلال آوردیم

دوبیتی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله آیین نگارش فارسی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله آیین نگارش فارسی در فایل ورد (word) دارای 42 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله آیین نگارش فارسی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله آیین نگارش فارسی در فایل ورد (word)

مقدمه:  
یادداشت‌برداری، خلاصه نویسی و چکیده نویسی  
انواع یادداشت  
خلاصه نویسی  
راز و رمز نوشتن  
چند نکته مهم درباره آرایش سخن  
واژه شناسی  
درست نویسی  
نشانه‌گذاری  
آشنایی با حرفه‌ی ویراستاری  
ویرایش، ویراستار  
انواع خدمات ویرایشی  
به اعتبار نوع ویرایش  
آیین نگارش و گزارش‌نویسی  
نکته مهم  
مشکلات نگارش  
چند یادآوری به ویراستاران و نسخه‌پردازان  
مراحل چهارگانه نگارش یا گزارش  
نمونه یک طرح ساده  
چند نکته در مورد نگارش و شیوه خط  
فنون نگارش  
شیوه نوشتن:  
تعریف پاراگراف:  
مراحل ساخت یک جمله:  
تعریف واژه:  
فواید نظام پاراگراف:  
توضیح در رابطه با پاراگراف:  
نشانه‌گذاری چیست:  
نشانه‌گذاری در زبان فارسی:  
فواید نشانه‌گذاری:  
فرم اداری:  
نکاتی که باید یک نوشته خوب داشته باشد دارای مشخصات زیر است:  
تاریخچه مختصری از پیشرفت زبان فارسی:  
مراحل پیدایش خط و تکوین آن:  
دلایل اهمیت نوشته:  
اهمیت و نقش مکاتبات اداری:  
شناخت نامه‌های اداری:  
آیین نگارش  
آرایش کلام (کاربرد آرایه‌های ادبی در نگارش)  
استعاره  
مجاز:  
کنایه  
ایهام  
تلمیح (اشاره)  
نکاتی پیرامون نگارش  
منابع:  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله آیین نگارش فارسی در فایل ورد (word)

نام کتاب: آیین نگارش و ویرایش – محل انتشار: تهران- مؤلف احمد سمیعی – ناشر: نشر سمت- سال انتشار

نام کتاب: آیین نگارش و روش آموزش- چاپ از مرکز چاپ و نشر ایران- سال اول: مراکز چاپ و تربیت معلم

نام کتاب: آیین نگارش و سخنوری- مؤلف: دکتر احمد محمدی (ملایری) – چاپ: قیام

نام کتاب: آیین نگارش اداری- محل انتشار: تهران – مؤلف: جمشید غلامی نهاد – ناشر: نیایش، سال انتشار

 نام کتاب: انواع خدمات ویرایشی: محل انتشار: تهران: ناشر: احمد سمیعی سال

نام کتاب: فارسی و نگارش (برگزیرده‌ی نظم و نثر فارسی) به اهتمام: مهدس ماحوزی-           چاپ اول: 1369- چاپ : صنوبر

نام کتاب: شیوه‌ی نگارش

تألیف: دکتر مرتضی کافی

چاپ و صحافی: چاپخانه سپهر- تهران

نام کتاب: نگارنده متون فارسی- مؤلف: محمدرضا باقری- ناشر: انتشارات مشاور توس – صفحه‌آرایی: کمال مظلوم

نام کتاب: چشمه‌ی خورشیدها- مؤلف: عباسعلی حلامی – ناشر: شهر فیروزه

 نام کتاب: گزیده‌ی متون ادب فارسی و آیین نگارش- تدوین‌کننده: دکتر حسین بهزادی اندوهجردی- ناشر: انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی- واحد تهران مرکزی- چاپ: آذروش

مقدمه

نگارش از جمله هنرهای ظریفی است که دارنده هر نوع ذوق و استعداد خداوندی به دانستن این هنر ظریف نیازمند است. ورود به دقایق سخن و خروج از مضایق و تنگناهای آن، مستلزم علم و اطلاع از فوت و فن سخندانی است و این نکته‌ای است که از عهده هر کس بر نمی‌آید. مسلم است که نوشتن، قلم به چشم زدن است و به قول قدما «دود چراغ خوردن». تجربه‌ها در پناه همین ریاضیت‌ها و تحمل مشقات فراچنگ می‌آیند و هر علمی، باید فراگیری نیز داشته باشد تا تجربه فراهم آید. در کار نوشتن امن و آسایش بلا است و نگارنده، باید به ترک امن و آسایش بپردازد تا آرامش روحی و امنیت خاطر و نشاط دل برایش میسر گردد

بر همه مسلم است که شاعری و نویسندگی، صنایعی نیستند که فردی بتواند در کلاس درس به دانش کامل آن دست یابد


یادداشت‌برداری، خلاصه نویسی و چکیده نویسی

برای یادداشت‌برداری باید از یک روش دقیق و منظم پیروی کرد تا بتوان مجددا آنها را برای مقاصد اصلی تحقیق و به مناسبتهای دیگر، مرور کرد. اکنون به بیان چند نکته در این زمینه می‌پردازیم

1- در یادداشت‌برداری و خلاصه‌نویسی، تشخیص نویسنده برای مفید بودن مطالب قابل اهمیت است تا بداند چه مطلبی را خلاصه و یادداشت کند و از چه مطالب اضافی بگذرد

2- برای یادداشت‌برداری بهتر است از یک دسته فیش با اندازه استاندارد استفاده کرد. اگر هنگام مطالعه یا مشاهده در آزمایشگاه و طبیعت و جامعه، برداشتهای خود را در دفتری به صورت جنگ درآوردیم و جود اختلاط و پراکندگی در ثبت مطالب سبب می‌شودکه دستیابی سریع به یک مطلب مشخص مقدور نباشد یا بسیار دشوار و وقت‌گیر باشد و اگر از کاغذهای پراکنده با اندازه‌های مختلف استفاده شود، کار طبقه‌بندی یادداشتها دشوار می‌شود. اندازه‌های متعادلی که در بیشتر موضوعها مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از: 20 15، 1510 و 5/125

3- هنگام یادداشت‌برداری بهتر است یادداشتها را با دقت نوشت تا به بازنویسی آن نیاز نباشد

4- هر موضوع را باید روی یک طرف برگه نوشت تا امر طبقه‌بندی یادداشتها ممکن باشد

5- در جریان یادداشت‌برداری تا آنجا که ممکن است باید مطالب مفصل را خلاصه کرد و شرط آن، درک درست نکته‌ها و تشخیص مفید بودن مطال قابل اهمیت است. یک نگاه کلی به مطالب موردنظر پیش از انتخاب برای ثبت، امکان درک درست مطالب را بهتر فراهم می‌کند

6- حاشیه برگه‌های تحقیق را باید بازگذاشت تا محلی برای توضیحات شخصی نویسنده وجود داشته باشد

7- یادداشتها را باید رسا، کامل و قابل فهم نگاشت

8- تاریخ نگارش یادداشت را باید در برگه یادداشت ذکر کرد تا یادداشتها، اعتبار خود را حفظ کند

9- در جریان یادداشت‌برداری باید از علامتهایی که نشانه «نقل قول مستقیم» یا «نقل قول مضمون» یا «خلاصه» یا «مطلب ناتمام» باشد استفاده کرد مثل «ق» برای «نقل قول مستقیم»، «خ» برای «خلاصه کردن» «ن» برای «مطلب ناتمام». همچنین باید علائم نقطه‌گذاری مثل نقطه، ویرگول، پرانتز و جز آن را در متن یادداشت به کار برد تا یادداشتها در هنگام بهره‌گیری روان، و درست خوانده شود

10- در برگه‌های یادداشت، باید مآخذ یادداشت را با دقت نوشت تا آن را مستند و با اعتبار کند و امکان مراجعه به اصل منابع را هر زمان که لازم باشد میسر گرداند

مشخصات منبع: شامل نام منبع، نام مؤلف، شماره جلد، تاریخ نشر و شماره صفحه است. در صورتی که منبع مشاهده باشد ذکر محل مشاهده، تاریخ مشاهده و موضوع مشاهده لازم است و چنانچه منبع، مصاحبه باشد نام مصاحبه شونده، تاریخ مصاحبه، موضوع مصاحبه، محل مصاحبه؛ و در صورتی که منبع، سخنران باشد قید نام سخنران، موضوع سخنرانی، محل سخنرانی و زمان سخنرانی؛ و در صورتی که منبع، مطبوعات باشد درج عنوان مقاله، نام جریده، سال، دوره، شماره مسلسل و شماره صفحه الزامی است

11- برای یادداشتها باید عنوان تعیین کرد تا استفاده کننده از یادداشت، امکان یابد با ورق زدن ساده یادداشتها، موضوع موردنظر را که به ترتیب الفبایی عناوین، نظام یافته است، جستجو و استخراج کند

12- یادداشتها را باید طبقه‌بندی کرد تا در موقع مناسب قابل استفاده باشند. طبقه‌بندی یادداشتها بر حسب نوع نیاز نویسنده، انجام می‌گیرد. بهترین شیوه، طبقه‌بندی موضوعی است

برای طبقه‌بندی جزئی یادداشتها، از بند پلاستیکی یا لفاف کاغذی استفاده می‌شود و برای طبقه‌بندی کلی از برگه دانهای مخصوصی که عنوان کلی مجموعه برگه‌ها را روی آن می‌نویسد استفاده می‌شود. برگه‌دان، محفظه چندکشویی و محل نگهداری و طبقه‌بندی برگه‌هاست. برگه‌دانهای از جنس پلاستیک یا مقوا حجم کوچکی دارند و در کیفهای دستی قابل حمل و نقل‌اند  اما برگه‌دانهای چوبی یا فلزی که گنجایش و وزن بیشتری دارند فقط برای نگهداری در منزل یا کتابخانه یا محل کار مورد استفاده قرار می‌گیرند

13- برای تفکیک برگه‌های مربوط به هر موضوع، بهتر است از طلق شفاف یعنی برجستگیهای پلاستیکی شفاف و میان‌تهی استفاده کرد و آن را به قسمت بالای یک برگه معمولی چسباند و اطلاعات لازم نظیر عنوان اصلی یا فرعی و یا حروف الفبا را روی کاغذ کوچکی نوشت و از میان دو لایه آن عبور داد

انواع یادداشت

یادداشت به یکی از صورتهای زیر نوشته می‌شود

1- خلاصه‌نویسی: در این نوع یادداشت، فشرده‌ای از یک بند یا یک صفحه یا فصلی از منبع مورد مطالعه که برای منظور نویسنده کافی باشد در برگه نوشته می‌شود. نویسنده با حذف کلمات و جملات طولانی و انتخاب جملات کوتاهتر و گزینش مهمترین جزء یا مفهوم اصلی در این امر توفیق می‌یابد

2- نقل مستقیم: در این صورت، عین جملات و عبارات مأخذ اصلی بازنویسی می‌شود و درون علامت نقل قول «     » قرار می‌گیرد

3- نقل مستقیم با تغییر: در این نوع یادداشت، عین جملات و عبارات مأخذ اصلی نقل می‌شود اما به ضرورت با سه نقطه، مطلب زاید یا نامربوط به موضوع، حذف می‌گردد و یا ضمائر به نام تبدیل می‌شوند و یا زمان فعلها تغییر می‌یابند که در این دو مورد از قلاب ]        [ استفاده می‌شود

گاه در نقل مستقیم با تغییر، خواننده، واکنش خود را نسبت به مطلبی ثبت می‌کند و در مواردی، مطلب نویسنده را تفسیر می‌کند و به این ترتیب اظهارنظرهای انتقادی و سازنده‌ای پدید می‌آید که در این صورت به آن، یادداشت ارزشیابی می‌گویند

4- تفسیر یا ترجمه آزاد: نوعی از یادداشت‌برداری است که خواننده، مطالب نویسنده یا گفتار گوینده را به زبان خودش می‌نویسد به نحوی که متوجه است معنی را تغییر ندهد و یادداشتش، بیان معانی نویسنده یا گوینده باشد

خلاصه نویسی

مقصود از خلاصه نویسی، استخراج جوهر مطالب یک اثر است به نحوی که با درک درست محتوای اثر و تشخیص مفید بودن مطالب قابل اهمیت، نکته‌های اساسی و موضوع اصلی سخن از میان نرود. یادداشت و تنظیم چکیده مضمون یک کتاب، تهیه یک مقاله تحقیقی از محتوای یک کتاب، کوتاه‌نویسی متن یک سخنرانی یا یک مصاحبه یا یک رویداد و گزارش یک خبر، و همچنین چکیده یک پرونده قطور حقوقی، قضایی، اداری، سیاسی، مالیاتی، بیان خطوط اصلی موضوع یک فیلم، نمایش و همانند اینها که در یک یا چند برگ منظم می‌شوند، خلاصه‌نویسی را تشکیل می‌دهند و برای هر منظوری که باشد بهره‌برداری می‌شوند

تلخیص کتابهای گوناگون در زمینه‌های مختلف علوم و دانش بشری و خلاصه کردن و منتشر ساختن آثار کلاسیک بویژه داستانها در بسیاری از کشورها مرسوم است و موجب صرفه‌جویی در وقت خوانندگان و جذب گروه بیشتری به سوی مطالعه و همچنین کاهش هزینه‌های زیاد چاپ و نشر می‌شود و نیز درک مطالب متون را که به سبک نگارش و زبان امروز نوشته و چاپ می‌شوند، بویژه برای غیراهل زبان، آسان می‌گرداند

خلاصه‌نویسی به دو طریق انجام می‌شود: نخست مطالعه موضوع و بازنویسی آن به صورت کوتاهتر و در معیار کوچکتر؛ و دیگر، استخراج مفاهیم یک اثر و بررسی جنبه‌های آن، ضمن نوشتن خطوط اصلی و مهم آن. دقت کامل برای درک مطالب، کوشش دریافتن نکته‌های برجسته، پرهیز از هر گونه تحریف در متن و رعایت قواعد درست‌نویسی در خلاصه‌نویسی به هر روش که انجام گیرد بسیار اهمیت دارد. اگر در جریان مطالعه و یادداشت‌برداری درباره برخی نکات، نظری داریم باید آن را در حاشیه توضیح دهیم و با ذکر دلیل بیان کنیم

برای کسانی که در خلاصه‌نویسی از تجربه لازم برخوردار نیستند باید علاوه بر صرف وقت و نشان دادن حوصله لازم، متن را به کراتع مرور کنند تا موضوع سخن به تعریف آید و مقصود نویسنده درک شود و مضمون و نکات دقیق مطالب فهمیده شود. در غیر این صورت ممکن است تلخیص مطالب، فاقد اعتبار لازم شود و گاه زیانهایی پدید می‌آورد که جبران آن دشوار و بلکه غیرممکن باشد


راز و رمز نوشتن

نوشتن برای خواندن

خواندن نیمه دوم نوشتن است. در آغاز خواندن شفاهی بود. آدمی نخست رمز گفتاری کلام را آفرید و سپس رمز نوشتاری آن را. به همین سبب راه تفهیم و تفاهم و اساس همه یادگیریها زمانی بس دراز زبان سمعی یعنی گفتن و شنیدن بود هنگامی که آدمی رمز نوشتاری کلام را آفرید، تفهیم و تفاهم و یادگیری از راه زبان بصری، یعنی نوشتن و خواندن، نیز برایش امکان‌پذیر شد. در زبان بصری همان نشانه‌های زبان سمعی به صورت نشانه‌های بصری الفباء که جانشین نشانه‌های صوتی هستند، به کار می‌روند

در ادبیات شفاهی، یا خواندن از راه گوش، هنگامی که گوینده و شنونده رودرروی یکدیگر باشند، ارتباطی مستقیم میان آن دو برقرار می‌شود. برای مثال، در صحنه تئاتر این ارتباط میان بازیگر و بیننده شنونده دوجانبه است. بازیگر احساسات و معنی و مقصود نویسنده را درک کرده است و آن را بازگو و مجسم می‌کند. در همان زمان احساسات و برداشت بیننده و شنونده را هم در می‌یابد و نسبت به آنها واکنشی پیدا می‌کند و به آنها پاسخ می‌دهد

وقتی که نوشته به زندگی اجتماعی ما راه یافت، دیگر ارتباط گوینده و شنونده به صورتی که پیش از آن بود امکان‌پذیر نشد. هرگز نمی‌توانیم یقین داشته باشیم که آنچه خواننده می‌خواند همان قصد نویسنده است. هر خواننده از آنچه می‌خواند برداشتی خاص خود دارد. نویسنده‌ای را موفق می‌دانیم که این برداشت متفاوت را تا آنجا که می‌تواند به حداقل برساند. به همین سبب است که می‌گوئیم خواندن نیمه دوم نوشتن است. نوشتن وسیله‌ای است برای فرستادن و دریافت پیام. نوشته‌ای که آسانتر خوانده شود، درست فهمیده شود، و بیشتر خوانده شود، به هدف نزدیکتر است

 برای اینکه به اهمیت و راز و رمز نوشتن پی ببریم، ناگزیر باید بدانیم نیمه دوم آن یعنی خواندن، چگونه صورت می‌گیرد و کمی دقیقتر و از دیدی علمی هنگام نوشتن به خواندن توجه داشته باشیم

منظور از خواندن و مطالعه چیزی جز درک مطالب نوشته شده و شناخت ارزشها و معانی و مفاهیم کلمه‌ها و عبارتها و جمله‌ها و دریافت دانستنیها و معنی و مقصود و پیامی که نویسنده با رمز کلام نوشته است، نیست. قصد این است که خواننده به اندیشه‌ای که در نوشته پنهان است پی ببرد. اگر هنگامی که مشغول مطالعه هستید کتاب یا نوشته را کنار بگذارید و اندکی به آنچه سبب شده است بتوانید مطالعه کنید بیندیشید، بهتر در خواهید یافت که چگونه بنویسید

هنگامی که مشغول مطالعه هستید، کاری بس پیچیده انجام می‌دهید که حاصل سالها تجربه و دانش‌اندوزی است

1- با یک نگاه واژه‌ها را باز می‌شناسید. چرا؟ چون هر یک را صدها بار پیش از آن شنیده‌اید، دیده‌اید، و شناخته‌اید. شکل آن واژه در ذهنتان به صورت آوای واژه شناخته می‌شود. زیرا با قراردادهای رمز گفتاری زبان از پیش آشنا بوده‌اید و رمز نوشتاری، که در زبان بصری به جای رمز گفتاری به کار می‌رود، برایتان بیگانه نیست و ذهنتان به آسانی کشف رمز می‌کند

2- معنی هر واژه از ذهنتان می‌گذرد. چرا؟ چون معنی آن واژه را پیش از آن می‌دانسته‌اید

3- از مجموعه معانی واژه‌هائی که خوانده‌اید معنی تازه‌ای از ذهنتان می‌گذرد. چرا؟ چون تجربه‌ها و دانشهای قبلی شما برای یافتن این معنی تازه، که در ضمیر عبارت یا جمله است، به شما کمک می‌کند تا پیام نویسنده را از مجموعه واژه‌هائی که برای بیان اندیشه‌ای بکار برده است دریابید

4- درباره آنچه خوانده‌اید واکنشی نشان دهید. چرا؟ چون تجربه‌ها و دانشهای قبلی شما را به تفکر وا می‌دارد تا درباره آنچه خوانده‌اید اندیشه کنید و به داوری برخیزید

این گونه خواندن پیشرفته‌ترین نوع مطالعه است، و نوشته‌ای ارزش خواندن دارد که سرانجام خواننده را به اندیشیدن و تفکر برانگیزد. اگر نوشته‌ای دست‌انداز و دشواری خواندن و فهم و درک نداشته باشد، و اگر خواننده‌ای راه درست خواندن را از کودکی آموخته باشد، و به تندخوانی- یعنی مهارت در خواندن- خو گرفته باشد، با میدان دید وسیعتری گروهی از واژه‌های یک جمله را یکجا خواهد دید و خواهد توانست همه یک جمله یا قسمتی از یک جمله را ببیند و بخواند. چنین مهارتی در تندخوانی یکسویه نمی‌تواند باشد. سوی دیگر دستیابی به این گونه خواندن نوشته نویسنده است که راه را با دشواریهای نوشته بر خواننده نبندد

 گفتار تبدیل اندیشه است به نشانه‌های صوتی برای انتقال به دیگری. نوشتار هم تبدیل اندیشه است به نشانه‌های بصری برای انتقال به دیگری. آنها که نوشتن را دشوار می‌دانند، اگر ریزه‌کاریهای تبدیل اندیشه به کلام مکتوب را بیاموزند، امکان دارد که جرئت نوشتن را از دست بدهند، ولی دیگر می‌دانند که در تاریکی قدم بر نمی‌دارند. نوشتن هم، چون گفتن، آن قدر لذتبخش است که کمتر می‌توان پس از پیروز شدن در نخستین نوشته دست از نوشتن برداشت. نوشتن گونه‌ای از خلق کردن است و انسان همیشه از خلق کردن لذت می‌برد

تفاوت میان اندیشیدن و گفتن، اندیشیدن و نوشتن، همان نشانه‌هائی است که برای بیان و تجسم اندیشه به کار می‌بریم. اگر نوشتن را دشوارتر از گفتن می‌دانیمع به این سبب است که این دو عمل را از دو مقوله جداگانه می‌دانیم. حال آنکه نوشتن همان گفتن است


چند نکته مهم درباره آرایش سخن

نثر نوشتاری از مرسل ساده شروع می‌شود و در مسیر کمال خویشع به جانب شعر، به نثر مرسل عالی و سپس به نثر فنی (هنری) می‌رسد، و نیز گفتیم که نثر فنی یا هنری «نثری است که هدف آن ایجاد تناسب لفظی و آرایش کلام و گسترش فضای معنا باشد، با استفاده از آرایه‌های سخن و ارکان زینتی.» این آرایه‌ها و ارکان‌ زینتی همان است که در اصطلاح علوم ادبی بدان صناعات بدیعی نام نهاده‌اند به اضافه مباحث و نکاتی که به فن بیان و فن معانی ارتباط دارد

این صناعات و فنون عبارت است از وسایل زیبایی و آرایشی سخن که در کلام فصیح و بلیغ به کار می‌رود

فصاحت چیست: فصاحت به معنی گشاده‌زبانی و روشن گفتاری است، اما در اصطلاح علوم ادبی فصاحت، یا صفت کلمه است، یا صفت کلام (سخن) و یا صفت متکلم (سخنور)

فصاحت کلمه: آن است که لفظ از عیوبی چون تنافر حروف، غرابت و مخالفت قیاس لغوی خالی باشد

 تنافر حروف: یعنی؛ آنکه حرفهای کلمه چنان با یکدیگر ترکیب شوند، و یا در پی هم بیایند که هم بر زبان راندن آن کلمه دشوار باشد، همه به گوش سنگین آید. چنین کلمه‌هایی در زبان عربی فراوان یافته می‌شود، اما خوشبختانه در زبان اصیل فارسی این گونه کلمات نادر است و جای بحث درباره آنها باقی نمی‌ماند

غرابت کلمه: یعنی؛ دور بودن صورت و معنای کلمه از ذهن و نامأنوس بودن آن. و آن چنان است که نویسنده یا گوینده کلمه‌یی را به کار ببرد که در اثر گذشت زمان، دیگر مورد استعمال نداشته و متروک شده باشد، و بنابر قول زبانشناسان جزو کلمات مرده به شمار آید، و اگر امروز آن را به کار ببریم نامفهوم و نامأنوس خواهد بود. مانند به کار بردن «نخجل» به جای نیشگون (نشگون) و «نشکنج» و یا «چشم آغیل» (چشماغیل) به جای خیره در کسی نگریستن یا با خشم به کسی نگاه کردن و یا «آزفنداک» و «سرکیس» به جای قوس قزح و جز آنها

گاه از گویشهای محلی کلمه‌یی ناشناخته را وارد زبان معیار می‌کنند که لفظ و معنای آن برای غیربومیان ناشناس و مهجور است

مخالفت قیاس لغوی: در صورتی است که ساختار کلمه با فرنهادهای دستور زبان موافقت نداشته باشد. مانند: ترکیب اسم خاص با پسوند مصدری «یدن» برای ساختن مصدر و فعل، مثل «مکیدن» یعنی؛ مکه رفتن، «پلنگیدن» یعنی؛ خوی پلنگی داشتن

فصاحت کلام: آن است که کلمات (جمله، عبارت) از سه عیب خالی باشد؛ یکی تنافر کلمات، دوم ضعف تألیف و سوم تعقید

تنافر کلمات: آن است که جمله از کلماتی ترکیب شده باشد که ترکیب آنها موجب سختی تلفظ شود و گوینده در ادای پی در پی آنها دچار اشکال گردد، اگر چه تلفظ هر یک از این کلمات به تنهایی بسیار ساده باشد. مانند

«خواجه تو چه تجارت کنی». یا «در لرستان نه لر است و هر یکی نه نره لر»

یا این بیت

آن شاه شجاع گر بکشد تیر و کمان را               در یک کششش ششصد و شش تیر بدوزد

ضعف تألیف: آن است که در ساختار جمله رعایت فرنهادهای دستور زبان نشده باشد.  مانند اینکه فعل مفرد برای فاعل جمع بیاورند و بگویند: «حاضران از آن مجلس به اعتراض برخاست». یا آنکه اجزائ و ارکان جمله در جای خود قرار نگیرند مانند: «خواند دانشجو درسش را» یا «آن زن آزادی شوهرش از زندان را تقاضا کرد»

تعقید: به معنای گره خوردن، پیچیدن، پیچیدگی و کلام پیچیده و غیرقابل فهم گفتن است. در جمله‌های پیچیده و دور از فهم گاه مفردات جمله یعنی کلمه‌ها تعقید دارند، و گاه تمامی جمله از نظر ترکیب لفظی دچار تعقید است، و آن را «تعقید لفظی» گویند، و گاهی می‌شود که جمله از نظر معنی پیچیده است، و آن را «تعقید معنوی» گویند

واژه شناسی

یکی از عوامل غلط نویسی، عدم شناخت و تشخیص صحیح واژه‌هاست. برخی کلمات مثل هم تلفظ می‌شوند؛ ولی شکل مکتوب و معنای آنها متفاوت است. همین سبب می‌شود تا نویسنده‌ی کم دقت به شکل املائی واژه‌ای توجه نکند و آن را غلط بنویسد

«هم اکنون که من مشغول نوشتن ستور مزبور میباشم چندین عکس از آزمایشات مورلی مارتین مقابل چشمم نهاده است

قطعا منظور مترجم محترم از «ستور»، «سطرها» بوده که باید «سطور» نوشته می‌شد؛ اما به هر دلیل ستور نوشته شده که واژه‌ای منفرد و به معنی چارپا (= اسب، استر، الاغ) است. قرینه‌ی موجود در جمله نیز همین را اثبات می‌کند؛ زیرا آنچه را که می‌نویسد «سطور» است و «ستور» را می‌چرانند! نمونه‌های مشابه این غلط املائی فراوان است و هر روز در کتاب‌ها، روزنامه‌ها و نامه‌ها دیده می‌شود و گاه سبب رسوایی نویسنده می‌گردد

«… الا و لله که امروز باید نها را با ما صرف کنی …»

«نهار» را صرف نمی‌کنند؛ زیرا «نهار» واژه‌ای عربی و به معنای «روز» است؛ بلکه آنچه که صرف می‌شود «ناهار» است که اصلا کلمه‌ای فارسی و به معنی غذائی است که وسط روز (= نهار) می‌خورند

 درست نویسی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله بررسی آثار محمود دولت آبادی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله بررسی آثار محمود دولت آبادی در فایل ورد (word) دارای 56 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله بررسی آثار محمود دولت آبادی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله بررسی آثار محمود دولت آبادی در فایل ورد (word)

مقدمه

تاریخچه

شناخت آثار او

بخش اول

ته شب

ادبار

پای گلدسته امامزاده شعیب

بند

هجرت سلیمان

سایه های خسته

بیابانی

مرد

تحلیل

1-1- داستانها و کنشهای آن

1-2- روایت

1-3- شخصیت ها

نتیجه گیری

منبع

مقدمه

ادبیات هر سرزمینی،بخشی است جدایی نا پذیر از تا ریخ آن کشور،و تردیدی نیست که یکی از راههای نفوذ به روح هر کشوری ،مرور اد بیات آن است0این ادبیات،در حقیقت ثمره فعالیت آفرینشی ادبی است که در فضای اجتماعی و فرهنگی دوران خود رشد کرده،ومتحول می شود 0گاه اتفاق می افتد که این فضا،مبدل به صحنه چالشی می شود روزافزون،ما بین سنت ادبی معا صر و کهن. با تلاقی بی وقفه این دو ،و همچنین برخورد مابین پاره ای از خط سیرهای ادبی ،تحولات اندک اندک آشکار شده وخطوطی که در این میان برجسته ترند ،به گونه ای محسوس تثبیت می شوند0تعادلی که در این میان بر قرار می شود ،هر اندازه که شکننده باشد،از دو عامل تشکیل شده است نخست ،تحسین وسپس،تکذ یب

 تاریخچه

ادبیات مدرن ایران لحظاتی حساس از تاریخ ایران چشم گشوده است ،باز تابی است روشن از این تنشها و چالشها، از این پیشرفتها ویا تثبیتهای شکننده و نا پایدار0نا بجاست اگر بپنداریم که می توانیم در چهار چوب صرفا این مقدمه،به تشریح تمامی ویژگی های ادبیات مدرن ایران بپردازیم0 اما این نکته بر همگان آشکار است ،که با ارزشترین و پر افتخارترین ثمره این بر خوردها در ادبیات ایران معاصر،پیدایش نوع رما ن است0رمان،ازهمان بدو ظهور در عرصه های ادبی – فرهنگی ایران (مقارن با نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی )، بلافاصله با استقبال فراوان روبرو شد ،و به رغم مشکلات نخستینی که پاره ای از نویسندگان ،به منظور وفق ساختارنوشتاری وروایی خود با این نوع ادبی داشتند ،جای خود را در جامعه نویسندگان ایران باز کرد . اینگونه بود که نثر معاصر ایران، به کنکاش در حیطه رمان پرداخت، و به تدریج خود را از بند سبک پر طمطراق و متکلف حاکم بر ادبیات کلاسیک در حوزه نثر رهانید و از آن فاصله گرفت. در این میان، شاعران بیش از همه با ظهور این پدیده و یا به عبارت صحیح تر با تجدد ادبی به مخالفت پرداختند . چرا که آنان در حقیقت خود را مدافعان اصلی و مسئولان به حق نگاهبانی و صیانت و پاسداری از سنت هزار ساله شعر فارسی تلقی می کردند

 هنگامی که در اوایل قرن حاضر، نیما یوشیج نظام عروض را دگرگون کرد و ساختار و وزنی نوین برای شعر فارسی عرضه نمود همین مدافعان سرسخت شعر کلاسیک او را از هر حیث به باد انتقاد گرفته و از عملکرد او به منزله بدعتی نابجا در سنت ادبی یاد کردند

بدینسان نوع رمان که ورودی پیروزمندانه به گستره ادبی ایران داشت با مرور ایام اندک اندک با موانع و مشکلات متعددی روبرو شد. از همان اواخر قرن نوزدهم میلادی بسیاری از نویسندگان بر آن شدند تا قابلیت های خود را با بایسته ها و الزامات رمان وفق دهند. اما رقیب اصلی رمان یعنی داستان کوتاه در ابتدای قرن بیستم به عرصه رسید و به صورتی جدی وارد صحنه شد. داستان کوتاه تاخیری را که از حیث زمان ظهور در عرصه ادبیات نسبت به رمان داشت با ارائه شاهکارهای ادبی جبران نمود، و باید اعتراف کرد که در این زمینه با توفیق زیادی مواجه شد. نخستین نویسندگانی که به داستان کوتاه پرداختند- از قبیل محمد علی جمال زاده و یا صادق هدایت – بلافاصله از سوی تازه کاران و نوآموزان به عنوان پیش کسوتان این سبک در ایران معرفی و برگزیده شدند

مقارن با این دوره بود که داستان کوتاه عهده دار ایفای نقشی بارز شد. این نقش عبارت بود از قابلیت داستان کوتاه در هموار سازی راه برای پرداختن به رمان . در میان نویسندگان ابتدای قرن بیستم بسیاری پیش از پرداختن به رمان و داستان بلند به صورت خود آگاه یا ناخودآگاه به داستان کوتاه روی آوردند. برای این دسته از نویسندگان این مرحله در حقیقت بوته آزمایشی بود که در صورت سرافراز در آمدن از آن امکان گذر به مرحله بعدی یعنی نوشتن داستان بلند و یا به عبارتی “رمان” مهیا می شد.بسیاری از این نویسندگان در همین مرحله گذر توقف کرده و در حیطه داستان کوتاه نویسی به کمال مطلوب دست یافتند. برخی دیگر توانستند از تجربه ای که از نگارش داستان کوتاه کسب کرده بودند بهره برده و به نوشتن نخستین رمان خود بپردازند. در این میان می توان از نویسندگانی همچون صادق هدایت بزرگ علوی و همچنین صادق چوبک یاد کرد. این امر در نیمه دوم قرن بیستم نیز به جز پاره ای موارد واقعاً استثنایی در مورد جمیع نویسندگان صادق است. مقارن با این دوره است که شاهد پای در صحنه گذرادن نخستین رمان نویسان حقیقی ایران می شویم . نام آورترین آنها از داستان کوتاه به مثابه تجربه ای استفاده کردند که راهشان را در رسیدن به تبحر و مهارت کافی برای پرداخت به رمان و ساختارهای پیچیده روایی آن هموار می کرد. نویسندگانی از قبیل : سیمین دانشور (سو و شون)،احمد محمود (همسایه ها) ،هوشنگ گلشیری (شازده اصتجاب) ، اسماعیل فصیح (دل کور) ، شهر نوش پارسی پور (سگ و زمستان بلند) و محمود دولت آبادی (جای خالی سلوچ). از میان نامهایی که برده شد تعدادی همچون دانشور، محمود و یا دولت آبادی، تا پیش از انقلاب اسلامی سال 1357 تنها یک رمان نوشته اند. این رمان نویسان بی آنکه بتوانند از چیزی به نام “سنت رمان نویسی در ایران بهره بجویند، و یا از تجربه پیشگسوتان این نوع ادبی بهره بگیرند، به نوشتن رمان روی آورند و در این راستا نخستین و در حقیقت انگشت شمارترین شاهکارهای رمان نویسی در ایران را به جامعه ادبی معاصر عرضه کردند

محمود دولت آبادی که ما در اینجا به بررسی و تحلیل آثار او می پردازیم به نسل اخیری که نام برده شد تعلق دارد. با این وجود در آثار این نویسنده نکته ای دیده می شود که او را از باقی نویسندگان هم نسلش متمایز می کند. اگر بپذیریم هر هنرمندی که اقدام به آفرینش اثری هنری می کند در وجود خود اندوخته ای از گذشته فرهنگی و به همان میزان معاصر کشورش را همراه دارد محمود دولت آبادی نمونه برجسته نویسنده ای تلقی می شود که در آثارش هم می توان رد پای جدالهایی را که بر سر تجدد و نوآوری در فن داستان نویسی سرگرفته شده مشاهده کرد و هم میراث گذشته ای دوردست را. در حقیقت تحول در زمینه فعالیت های آفرینشی این نویسنده مبین خط سیری است که همزمان با مواجه شدن و پیروی از روند تغییراتی که در رمان دهه چهل و پنجاه ایران تحقق پذیرفت با ادبیات کلاسیک ایران نیز تلاقی کرد. آنچه دولت آبادی را از باقی نویسندگان هم نسلش متمایز می کند همین نکته اخیر است

از جانب دیگر، دولت آبادی برخلاف بسیاری دیگر از نویسندگان و روشنفکران معاصر همچون هدایت و جمال زاده و ; که خیلی زود با ادبیات و فرهنگ غرب آشنا شده و بدان انس گرفتند چنین خط سیری را در پیش نگرفت و در نتیجه تا حد زیادی از عواقب تضادهای فرهنگی، که گریبانگیر پیشینیان او شده بود در امان ماند. همانگونه که در صفحات آتی شاهد خواهیم بود دولت آبادی به تدریج و گام به گام از سویی با ادبیات غرب، و از دیگر سو با ادبیات فارسی آشنا شد. علاوه بر این دولت آبادی همزمان با آشنایی با این دو گستره وسیع آموخته هایش را از ادبیات فارسی عامیانه و کهن در ذهن خود می پروراند

به منظور شناخت بهتر دولت آبادی و آثار او و هچنین به منظور تعیین جایگاه شایسته و بایسته او در کوران ادب فارسی بهتر آن است تا به نحوی مختصر به بازبینی خطوط اصلی محیط سیاسی – فرهنگی ای که این نویسنده در آن زندگی کرده و شکوفا شده و نخستین تجربه های خود را در زمینه داستان نویسی کسب کرده است بپردازیم

در همین راستا به منظور تبیین بهتر شرایط اجتماعی سیاسی حاکم بر ایران در نیمه دوم قرن بیستم میلادی، شایسته تر آن است تا نقطه آغاز را کودتای 1332 در نظر بگیریم . در پی وقوع کودتا که به عزل دکتر مصدق از مقام نخست وزیری انجامید نویسندگان و روشنفکران نیز به نوبه خود از هر سو مورد تهاجم لایه های گوناگون عوامل فشار قرار گرفتند. نبرد مصدق با انگلیسی ها که پیش از آن از هر حیث بر استخراج و پالایش نفت تسلط کامل داشتند به ملی شدن صنعت نفت در سال 1329 ختم شد. پیامد این جنبش همه جانبه و فراگیر که در مقیاسی گسترده در سطح کل کشور به وقوع پیوست این بود که روشنفکران و هواداران اکثر قریب به اتفاق احزاب گوناگون و فعال وقت با یکدیگر اتفاق نظر پیدا کردند و این مطلب باعث شد تا روزنه امیدی در فضای تیره و تار سیاسی آن دوره پدید آید و نویدی باشد برای دستیابی به اهدافی گسترده تر و آینده ای درخشان تر. دخالت امریکایی ها و وقوع کودتای 1332 که به باز پس گیری قدرت از سوی محمدرضا پهلوی منجر شد امکان هرگونه رشدی را در این زمینه از بین برد و مقدمه ای شد برای بازگشت به دوران سیاه اختناق . از همان فردای کودتا نظام سلطنتی که بار دیگر احیا شده بود به منظور تثبیت پایه های خود با تکیه بر دیکتاتوری و خشونت محیط خفقان آوری را بازسازی کرد که تا انقلاب اسلامی سال 1357 به درازا کشید. با این وجود حوالی سالهای 1340 ایران گرفتار بحرانی اقتصادی شد که تداوم آن می رفت تا حاکمیت وقت را با مشکلات عدیده ای مواجه سازد. تورم ،فقر عمومی ،بیکاری و مهاجرت گسترده از روستا به شهر و فساد سیستم اداری از یک سو و افزایش بی رویه بودجه های نظامی و تسلیحاتی از سوی دیگر باعث شد تا از استواری نظام حاکم تا میزان زیادی کاسته شود. بعلاوه به این مواردی که ذکر شد می باید مبارزات گسترده و بی امان مخالفان رژیم شاهنشاهی را نیز اضافه کرد. محمد رضا پهلوی به منظور نجات سلطنت وعده آزادی و انتخابات مردمی مبتنی بر آراء عمومی را داد. این وعده ها منجر به ایجاد برنامه ای شد در مقیاسی گسترده و با هدف تغییر پاره ای ساختارهای اجتماعی که شخص شاه بعدها بر آن نام انقلاب سفید نهاد. این برنامه نقطه آغازی بود بر بروز تغییری اساسی و سابقه در ساختار جمعیتی ایران آن دوره . اصلاحات ارضی که بخشی از این برنامه را تشکیل می داد، به سلطه زمین داران و فئودالها خاتمه داده، و در نتیجه منجر به بروز آشفتگی در بسیاری از روستاها شده، و تعادل حاکم را بر هم زد. این چنین بود که بسیاری از رعیتها و کارگران فصلی روستا را ترک کرده و به حاشیه شهرهای بزرگ کوچ کردند . این حرکت گسترده مبدل به جانمایه بسیاری از رمانها و داستانهای کوتاه آن دوره شد و بانی پدید آمدن ادبیاتی نوین با مضمون “روستا” شد، که محمود دولت آبادی یکی از چهره های برجسته آن است. در واقع باید معترف شد که مضمون مهاجرت از زمره اصلی ترین مضامینی است که در آثار این نویسنده به چشم می خورد. دولت آبادی همان گونه که در طول این تحقیق شاهد آن خواهیم بود تلاش می کند تا در سیر تکاملی داستان نویسی خود از این موضوع به عنوان جوهر و هسته داستانهای خود استفاده کند

از دیدگاهی صرفا جامعه شناختی سالهای پس از کودتا از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ چرا که در واقع نمایانگر بحران فرهنگی بی مانندی است که در تاریخ ایران حادث شده است. در سالهای 1340 و 1350 اکثر قریب به اتفاق دانش آموختگان ایرانی از گذشته های دوردست کشور خود و همچنین سنتهای آن بی اطلاع بودند. ثمره این بیگانگی بنیادین بروز ناهمگنی عمیقی است که در زمینه فرهنگ به وقوع می پیوندد. هواداران تجدد به سبک و سیاق غرب در فضای زندگی می کردند که ایرانیان پایبند به سنت را بدان راهی نبود. این بیگانگی فرهنگی نزد جوانترها به صورت بحرانی هویتی عیان شد و همین بحران هویت به نوبه خود در بسیاری از آثار معاصر آن دوره اعم از داستان کوتاه و رمان منعکس شد. غالب این داستانها به نقل زندگی شهرنشینهایی می پردازد که گرفتار پوچی و سرگردانی شده و در فضای مسموم شهرهای بزرگ در پی آنند تا به زندگی خود معنی و مفهومی ببخشند. در این زمینه می توان به عنوان نمونه به آثاری چون”بره گمشده راعی” نوشته هوشنگ گلشیری یا شب “هول” نوشته هرمز شهدادی اشاره کرد. البته باید متذکر این نکته نیز شد که آثار دولت آبادی چندان بر حول محور بحران فرهنگی شهرنشینان دور نمی زند و تنها در داستان از خم چنبر است که این نویسنده به نقل داستان مدیر مدرسه ای می پردازد که قادر نیست میان احساسات و مقضیات زندگی خود تعادل برقرار کند و باید اعتراف کرد که در تبیین و توصیف این شخصیت آنچنان موفق نبوده است

 شناخت آثار او

شناخت بهتر این آثار و همچنین برای بررسی چند و چون شکل گیری و به عرصه رسیدن این نویسنده و کناره گیری او از سنتهای رایج مجموعه آثار او را به سه دسته اصلی تقسیم کرده ایم

1-   داستانهای کوتاه

2-   داستانهای نیمه بلند

3-   رمانها

داستانهای کوتاه نخستین بخش نوشته های دولت آبادی محسوب می شود داستانهای نیمه بلند در حقیقت در حد فاصل داستانهای کوتاه و رمان جای داشته و به منزله حلقه زنجیری است که این دو را به هم پیوند می دهد . دولت آبادی در دورانی که به نوشتن داستانهای نیمه بلند مشغول بود تنها یک داستان کوتاه نوشت که مرد نام داشت. در نهایت در مرحله سوم دولت آبادی به مقطعی می رسد که در خود توانایی پرداختن به رمان راباز می بیند

در بررسی آثاری که به پیش از جای خالی سلوچ مربوط می شود آنچه بیش از همه مد نظر قرار خواهد گرفت تامل بر ساختار داستان است. چرا که در داستانهای کوتاه و نیمه بلند نویسنده بیشتر به پرداخت و توصیف شخصیت ها تاکید ورزیده و به ساختار فضا – زمان داستان توجه چندانی نشان نمی دهد. همانگونه که شاهد خواهیم بود تعادل میان پرداخت به ساختار فضا – زمان از یک سو و توصیف شخصیت ها از سوی دیگر در جای خالی سلوچ و کلیدر است که به نقطه اوج خود می رسد در نتیجه هر یک از این دو در روند شکل گیری داستان عهده دار نقشی کاملا تبیین شده می شوند

بخش اول

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله سیاوش در شاهنامه در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله سیاوش در شاهنامه در فایل ورد (word) دارای 23 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله سیاوش در شاهنامه در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله سیاوش در شاهنامه در فایل ورد (word)

پیشگفتار :  
مقدمه :  
سیاوش  
فهرست منابع :  

پیشگفتار

سخن گفتن از فردوسی اگر چه گاهی آسان گرفته می شود آسان نیست چون او شخصیتی پایاب و آسان یاب نیست. این خردمند ژرف نگراین نماد و نمود فرهنگ آزادگی و ستم ستیزی این وجدان بیدار قوم ایرانی و این پاسدار ارزشهای انسانی در هر کیش و کسوت برتر از حد هر وصفی است

گروهی او را حامی توده رنجبر خوانده اند و معدودی هم بر عکس وی را همسوی ارباب زر و زور دانسته اند وضحاک وی را تطهیر فرموده اند! برخی او را شعوبی افراطی و دین گریز انگاشته و برخی دیگروی را بر کنار از گرایش شعوبی یا سخت متدین قلمداد کرده اند

با وجود همه گونه گفتار و جستاری در هرباره وبا هر دیدگاهی تا آنجا که نگارنده به یاد  دارد تا کنون هیچ بحث مبسوط و بسامانی  در باب او از دید هنر داستان پردازی صورت نگرفته و آن چه در این زمینه وجود دارد دست بالا چیزی فراتر از بحثهای کلی یا مقالاتی در اینجا و آنجا نبوده گو که برخی از آنها گوشه هایی از کار و کمال فردوسی را روشن کرده اند

داستان های شاهنامه و همچنین الگوهای داستانی و سنخ های باستانی شاهنامه مطرح شده و در بیان انها سعی بر آن بوده تا دیدی پیوسته از تحولات و رویدادها و پدیدارهای درون شاهنامه بدست داده شود

مقدمه

سیاوش چهره همیشه مغموم شاهنامه با اختر بد میزاید رستم که بیم دارد محیط دربار کاوس و شاید خلق و خوی او روح سیاوش را تباه کند می آید و به کاوس میگوید

چو دارندگان تو را مایه نیست              به گیتی مراو را چومن دایه نیست

و اورا به زابلستان میبرد و وقتی پهلوانی تمام عیار از او میسازد وی را به در بار باز میفرستد. پیداست بخشی از جنبه های مثبت شخصیتی اش را از رستم و محیط او دارد که دلیری و شرم و سبوری و نیک عهدی از آن جمله است

سیاوش

رستم سیاوش را ناخود آگاه به جای پسر مقتولش دوست میدارد و به اصطلاح قسم راست او سیاوش است . او با وجود جوان سالی در خردمندی یگانه است

بدان اندکی سال و چندان خرد                  تو گفتی روانش خرد پرورد

پیران بعدها نزد افراسیاب علاوه بر ستایش از نژادگی میگوید

هنر با خرد نیز بیش از نژاد                    زمادر چنو شاهزاده نزاد

همه از زیباییش حیرانند. او یوسف شاهنامه است و روحیات وی و برخی از جنبه های زندگی او از جمله عشق ممنوع و هوسبازانه زن شوهردار به او و پاکی وی در این ماجرا شبیه یوسف است جز در مورد عاقبت که سیاوش از عزت به ذلت می افتد و یوسف برعکس

پدر هفت سال می آزمایدش و به هر کار جز پاک زاده نبود . تا حدودی مایه های زن گریزی دارد چنان که وقتی کاوس ساده لوح به القای سودابه می خواهد پسر را به شبستان بفرستد سیاوش در مخالفت با او میگوید

چه آموزم اندر شبستان شاه ؟                  به دانش زنان کی نماینده راه؟

سخت درون گرا و تودار است . در بدو ورود به دربار پدر

نخست آفرین کرد و بردش نماز              زمانی همی گفت با خاک راز

سیاوش با خاک چه کار دارد چه رازی میگوید؟احساسش در آن لحظه چیست؟ آیا بویی غریب از ان خاک شنیده؟ به هر حال به کمانم باید روی راز با خاک گفتن تامل کرد . معمولا کسانی که خود را تنها حس میکنند با خاک یا چاه رازونیاز میکنند. زیا دبر خود می پیچد از جمله وقتی پدرش وی را به رفتن به  شبستان ترغیب میکند : بپبچید و بر خویشتن راز کرد

گاهی به وضوح نشان میدهد که قاطعیت چندانی ندارد و از این لحاظ به اسفندیار می ماند . مثلا با علم به  این که جایش در شبستان نیست پس از استدلال مخالفت آمیزش تسلیم پدر میشود و با رفتن او به شبستان رشته رویدادهای منجر به واژگونگی بخت وی آغاز میگردد و این در حالی است که میداند کار کار سودابه است

وقتی سودابه با حیله گری دختران خود را بر او عرضه میدارد تا یکی را از آنان برگزیند

سیاوش فرو ماند و پاسخ نداد                      چنین آمدش بر دل پاک یاد

که من بر دل پاک شیون کنم                       به آید که از دشمنان زن کنم

اوماجرای ناجوانمردی پدر سودابه با کاوس را شنیده اما همچنان با دل در گفتگوست . هنگامی که سودابه او را بر میگیرد و جامه چاک میدهد و از او کام میطلبد وی که خیانت به پدر را روا نمیداند همچنان از خدعه گری سودابه و تسلیم کاوس در برابر او آگاه است ولی راه نرمی و مدارا بر میگزیند در حالی که همان وقت می توانست نزد کاوس رود و با مطلع کردنش از قضایا دست پیش را بگیرد. به زن می گوید : بیا میخت با جان تو مهر من و

تو این رازمگشای و باکس مگوی                      مرا جز نهفتن همان نیست روی

اما زیرکانه به او یادآور میشود

سر بانوانی و هم مهتری                                من ایدون گمانم که تو مادری

بدین سان با سخنی دو پهلو هم میگوید تو برای من حکم مادر را داری و هم بدین وسیله مادر بودن سودابه را که منافی با این گونه هوسهای ممنوع است به او یاداور میشود . در هر صورت او اهل سازش است و یکسره از خشونت یا برندگی بی بهره . ولی مگر میشود با کسی چون سودابه نرمی کرد چرا که وقتی کام وی بر نمی آید آن سلیطه گریها را از خود بروز میدهد . کاوس در این میان تلون و تذبذبی را دارد که همیشگی اوست . نخست تصمیم به کشتن سودابه میگیرد ولی از بیم شورش ها ماوران و نیز با یاد آوردن یاری سودابه به وی در محبس شاه هاماوران منصرف میشود . او همیشه رعد و برق بی باران است! پس از چند بار حیله گری سودابه   کاوس حیران و متزلزل رای موبدان را مبنی بر گذشتن سیاوش ازآتش می پسندد .سیاوش خلیل وار با شهامت و اطمینان به نفسی عجیب  لبخند زنان با جامه سپید و اسب سپیدش که هر دو نماد پاکی است از میان کوه آتش آنچنان میگذرد ( که گفتی  سمن داشت اندر کنار) صحنه ای با شکوه و تصویری است . وقتی کاوس بار دیگر عزم کشتن سودابه میکند آن بزرگواری که در خواست بخشش او را از کاوس میکند کسی جز سیاوش نیست . ضمنا او فکر میکند که اگر شاه سودابه را بکشد ممکن است با آن تلون طبع پشیمان شود و آن را از چشم پسر ببیند هنگامی که سیاوش برای مصون ماندن از شر سودابه راهی مقابله با سپاه افراسیاب می شود و پدر و پسر وداع میکنند دی آگاهی میدهد که دیگر دیداری در پی نخواهد بود . سیاوش به یاری رستم بر سپاه توران پیروز میشود و از کاوس اجازه می خواهد تا وارد خاک توران شود که کاوس در پاسخ او را این کار باز می دارد به این دلیل که اگر سپاه بیش از حد در جایی پراکنده شد خطر هم بیشتر می شود و میگوید

همی از لبت شیربوید هنوز                       که زد بر کمان تو از جنگ توز؟

افراسیاب به دنبال خوابی وحشت زا که دیده میکوشد تا با آشتی جویی و باژ دادن قضا را از مسیر خود بگرداند بدین سان که نه سیاوش کشته شود و نه عواقب آن دامنگیر

سیاوش به عنوان شروط صلح از افراسیاب می خواهد تا صد تن از همخونان خود و دلاوران تورانی را به رسم گروگان نزد وی فرستد و هر شهری را هم که بدان دست یافته تخلیه کند . کاوس بیخرد این بار به رستم که به عنوان پیام آور سیاوش نزد شاه آمده میتازد که او و سیاوش به مال تطمیع شده و محافظه کاری پیشه کرده اند  گویی این آن کاوس نبوده که سیاوش را اندکی پیش به صراحت از ادامه جنگ و پیشروی  باز داشته بود! سیاوش را به پیشروی در توران تا کاخ افراسیاب و کشتن و غارت و سوختن فر مان میدهد و این که گروگان ها را برای اعدام نزد خود او بفرستد . رستم میگوید

وقتی سیاوش در رزم دلیری و جانبازی میکرده کاوس جز به بزم و گنج نمی اندیشیده وانگهی سیاوش ممکن نیست پیمان بشکند در حقیقت او مظهر درست پیمانی هم هست . کاوس رستم را با گفتن سخنانی تند می آزارد از این دست

تو اینها را به سیاوش آموخته ای تو همین جا بمان و سیاوش باز گردد و طوس سپاه داری را بر عهده گیرد. رستم بر سر کاوس بانگ میزند و به قهر باز میگردد

کاوس در نامه ای به سیاوش همین سخنان را تکرار و انواع اهانت ها را به وی می کند و حتی به ناروه میگوید که اومعاشر زنان و زن صفت است

سیاوش با خود می اندیشد که فرستادن گروگانها نزد کاوس جنگیدن با افراسیاب کاری پیمان شکنانه است که خداوند آن را هیچ گاه نخواهد بخشود

اگر هم نزد پدر رود ممکن است آسیبی به او از جانب پدر برسد زیرا فتنه گری به نام سودابه در آنجاست

سیاوش درضمن درد  دل کردن و بیان این مسائل برای بهرام و زنگه شاوران که شوربخت است . سیاوش این ایرجی تبار و اسطوره پاکی و مظلومیت معتقد است

به کین بازگشتن بریدن زدیدن                       کشیدن سر از آسمان و زمین

چنین کی پسندد زمن کردگار؟                      کجا بر دهد گردش روزگار

و تصمیم میگیرد

شوم کشوری جویم اندر جهان                      که نامم زکاوس ماند نهان

او توصیه بهرام وزنگه را که از وی میخواهند نامه ای به کاوس بنویسد و پیلتن را بخواهد و به فرمان او عمل کند نمی پذیرد و میگوید نمی خواهد از پدر نافرمانی کند ولی اگر فرمان او با فرمان خداوند در تضاد باشد سر از کردگار نخواهد تافت

تصمیم میگیرد به دشمن پناه ببرد گاو او به چرم اندر است و رفتن نزد افراسیاب هنوز اول ماجراست!

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله پروین اعتصامی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله پروین اعتصامی در فایل ورد (word) دارای 17 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله پروین اعتصامی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله پروین اعتصامی در فایل ورد (word)

پیشگفتار :  
مقدمه:  
زندگی شاعر:  
شعرای هم عصر:  
جوانی شاعر:  
وفات شاعر:  
شعر : اشک یتیم  
منابع :  

پیشگفتار

این شاعره نامدار, در سالی چشم به جهان گشود که در همان سال, بر اثر مجاهدات ملت ایران، فرمان مشروطیت صادر شده بود و در آن روزها, مردمان شهر زادگاهش تبریز, خود را برای رویاروئی با استبداد آماده میکردند, و در این راستا, برای تاسیس نهادهای دموکراتیک, بسط آزادی و استقرار حاکمیت قانون، شب و روز در حال مجاهدت بودند و بالاخره بر اثر کودتای محمد علی شاه و سقوط مجلس شورای ملی در دوم تیرماه 1287, تبریز قهرمان به پا میخیزد و پس از یازده ماه نبردهای بی امان رهائی بخش, آزادی پویا و مشروطیت را از اضمحلال حتمی نجات میدهد

 

مقدمه

 خانم رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی از شاعران بسیار نامی معاصر است. پروین اعتصامی، این بزرگ بانوی شعر معاصر ایران, زاده و پرورده شهر هنرپرور تبریز است. درباره این بانوی هنرمند, مطالب مختلفی نوشته شده و یادنامه های متعددی منتشر گردیده

پروین در 25 اسفند ماه 1285 شمسی, در یک خانواده اصیل آذربایجانی در محله ششگلان تبریز پا به عرصه وجود گذاشت

 

زندگی شاعر

پروین, در یک همچو حال و هوائی, در یک خانواده ادب دوست و معارف پرور رشد مییابد. از یک طرف فضای انقلابی و جو شورآفرین آذربایجان و شرایط سیاسی- اجتماعی تاریخی آن روزگار, ادبیات را متحول میکند, چرا که به قول حسین صفاری دوست:‹‹ هر دگرگونی سترگ در شکل و مضمون ادبیات, مشروط به دگرگونی عظیمی در زندگی اجتماعی است›› و از طرف دیگر, نجابت و اصالت فرهنگی خانواده او این امکان را برای این هنرمند مستعد فراهم میآورد که وی فرزند صالح زمان خود باشد

تاکنون از پدر نام آور او یوسف اعتصام الملک و تاثیری که در فرزند هنرمندش داشته, زیاد صحبت شده است, ولی از مادر نجیب و اصیل وی و نقشی که در تربیت این شاعره افتخارآفرین داشته کمتر سخن گفته شده است. در صورتی که تاثیر تربیت مادر در فرزند، به ویژه دختر بیش از پدر است. وی در دامان مادری پرورش یافته و از او تاثیر پذیرفته که میتوان گفت نماد یک زن بافرهنگ آذربایجانی است. پروین خود, چنان تحت تاثیر مادرش و شخصیت نجیب او قرار گرفته که اشعار متعددی درباره مقام والا و عظمت شخصیت مادر سروده است, مادر پروین اعتصامی خانم ‹‹اخترالملوک››, دختر ‹‹میرزا عبدالحسین شوری بخشایشی››, ملقب به ‹‹قوام العداله››, از منشیان و سخنوران عهد ناصرالدین شاه بود. شوری تحصیلات خود را در تبریز و تهران انجام داد. او دارای طبع روان و خط خوب بوده است در سال 1316 در تبریز درگذشت. از وی دو پسر به نام های غلامعلی خان و حسن خان و دو دختر یکی خدیجه سلطان و دیگری بانو اخترالملوک باقی ماند

نسخه ای از دیوان شوری بخشایشی, با خط نستعلیقش در کتابخانه ملی تبریز, تحت شماره 3661 موجود است که شامل ((9 قصیده و 193 غزل و چهار مسمط و یک ترجیع بند و سه تضمین و سه مثنوی و یازده رباعی و یک ساقی نامه است)) شوری در دو جا قوام تخلص کرده

مرحوم قوام العداله در محله ششگلان تبریز سکونت داشت و شخص فوق العاده متدین و به نزدیکان مخصوصا به زیردستان خود نهایت درجه لطف و مهربانی داشته است

اوقات استراحت خود را صرف مطالعه وسرودن اشعار مینمود و در نوشتن خط به اندازه ای ظرافت و زیبائی داشت که قطعات و نمونه های خط آن مرحوم, یکی از شاهکارهای خطوط فارسی به شمار میآید

این ادیب گرانقدر, مورد احترام شعرا و فضلای هم عصر خود بود بدین ترتیب میبینیم, مادر پروین که یک دختر روستائی زاده بود, خود در یک خانواده ادب دوست آذربایجانی, بزرگ شده و پدرش از شعرا و ادبای عصر خود بوده و پروین, قریحه شاعری را از جد مادری خود به ارث برده و صنعت شعر مردمی را به اوج رسانده است

یوسف اعتصام الملک, پدر صاحب ترجمه نیز در سال 1253 شمسی در تبریز زاده شد و در محیط هنرپرور این شهر به یک شخصیت برجسته ادبی- فرهنگی تبدیل شد. زبان فرانسه, ترکی و عربی را در حد تسلط کامل ممیدانست و در زبان و ادبیات فارسی چیرگی عالمانه داشت. بیست سال از عمرش نرفته بود

که کتاب‹‹قلائد الادب قی شرح اطواق الذهب›› عربی او را مصریان، جزو کتب درسی قرار دادند, و دیری بر آن نگذشت که ادبای ساحل نیل بر کتاب عربی دیگر او ‹‹ ثوره الهند›› تقاریض غرا نگاشته و مطابع بولاق (از محلات قاهره) و قاهره در خرید حق طبع آن بر یکدیگر پیشی جستند. و به قول دکتر مهدی مجتهدی:‹‹ معلوم شد که خاک تبریز از پروردن مردانی نظیر خطیب عاجز نیست››. وی میافزاید:‹‹ با توجه به این که او به خارج ایران مسافرت نکرده, هرچه یاد گرفته در تبریز یاد گرفته است, مترقی بودن محیط تبریز قبل از مشروطیت, از حیث معلومات قدیمه و جدیده, برای ما روشن خواهد شد. به

جد میتوان گفت که او شعرای مشهور دنیا از قبیل شکسپیر, گوته, شیلر, هوگو, میلتون, تریلو ایتالیائی, تولستوی و ماکسیم گورکی را به ایران شناسانیده است

در نثر او تاثیر نویسندگان وادبای ترک از قبیل(( نامق کمال)) ((وتوفیق فکرت)) و ادبای معاصر مصروشام وشیوه منشیان قاجار کاملا مشهود است. چنان که به نظر می رسد, وی فرانسه را از طریق زبان ترکی یاد گرفته است

طبیعی است که یک کودک مستعد و نابغه ای مثل پروین دریک همچومحیط هنرپرور و در یک چنین خانواده بافرهنگی چنان تربیت میشود که به یک چهره جهانی تبدیل میشود. وی از دوران نوباوگی در پیش پدرش, با آثار شاعران و نویسندگان بزرگ آشنا شد و خود از کودکی سرودن شعر را تجربه نمود و آخر سر در آن عمر کوتاه پرثمرش عنوان “اشعر شعرای قرن چهاردهم هجری” را از آن خود ساخت. به قول پدرش یوسف اعتصامی

“خانم پروین توانسته است با اسلوب و شخصیت و آرای فلسفی و کلمات اخلاقی خویش, از سایرین متمایز باشد. شعر پروین, شعر اوقات و احوال و اشخاص نیست: شعر تربیت و تهذیب و تعمیم اخلاق کریمه است, ترانه روحفزای مهر و عطفت و فضیلت است, تغمه جذاب سعی و عمل و همت و اقدام است, سرود بیداری و پرهیزکاری و رستگاری است

خانم پروین, پنداری بر سریر نفوس متکی است, با عواطف و احساسات انسان نجوا کرده، قلب اندوهگین را تسلیت میدهد و خاطر دردمند را آرامش میبخشد

این که گفته اند به توالی زمان, شعر بر ناحیه معنوی زندگانی بشر مستولی شده و پس از آن صور و اشکال ملل را حکایت کرده و در پایان کار, آن را روح جامعه شمرده اند, این اوصاف بر شعر چند تن از سخن سرایان بزرگ منطبق میشود و شعر پروین در این ردیف است”

شعرای هم عصر

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقایسه مبانی فکری و سنت شعری رودکی (پدر شعر فارسی) و نیما یوشیج (پدر شعر نو) در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقایسه مبانی فکری و سنت شعری رودکی (پدر شعر فارسی) و نیما یوشیج (پدر شعر نو) در فایل ورد (word) دارای 250 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقایسه مبانی فکری و سنت شعری رودکی (پدر شعر فارسی) و نیما یوشیج (پدر شعر نو) در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقایسه مبانی فکری و سنت شعری رودکی (پدر شعر فارسی) و نیما یوشیج (پدر شعر نو) در فایل ورد (word)

مقدمه و پیشگفتار
نخستین شناسندگان رودکی
نخستین شناسندگان نیما یوشیج
عقاید و افکار رودکی
1- عقاید و افکار حکیمانه و اندرزگویی
2- رقیق القلب و باهوش بودن رودکی
3- حس بی‌نیازی
4- نیکنامی
5- مذهبی بودن
عقاید و افکار نیما یوشیج
1- مهربانی و دلسوز بودن
2- اجتماعی و سیاسی بودن نیما
3- پند و اندرزگویی
4- پایبندی نیما به زادگاه و طبیعت و مظاهر آن
5- استواری و پایبندی به عقاید
6- اصول عقاید نیما در باب نظم و نثر
7- عقاید مذهبی نیما
معلومات رودکی و بازتاب آن در اشعارش
1- قرآن و حدیث
2- اشاره به داستانهای قرآن و اساطیر سامی
3- بهره‌گیری از مضامین شعر عرب و اشاره به سرایندگان آنها
4- اشاره به اساطیر ایرانی و داستانهای پهلوانی
5- اشارات علمی و فلسفی
معلومات نیما یوشیج و بازتاب آن در اشعار وی
1- آشنایی و تسلط بر زبان فرانسه
2- یاد‌گیری زبان عربی
3- تسلط بر سبک و اوزان اشعار قدما
4- آشنایی با هنر موسیقی
5- تدریس زبان فارسی و عربی
6- توانایی بر نویسندگی و داستان نویسی و نمایشنامه نویسی
7- آشنایی با نقد ادبی
8- تسلط بر سبک رمانتیسم و سمبلیسم
9- آشنایی نیما با فقه و اصول و حکمت
رودکی پدر شعر فارسی و علل و دلایل آن
نیما پدر شعر فارسی و علل و دلایل آن

نکات دستوری و صنایع ادبی در اشعار رودکی
1- ویژگیهای صرفی
1-1) افعال
2-1) اسمها
3-1) حروف
– استعمال حروف ربط یا اضافه مرکب
4-1) پیشوندها
استعمال و حذف به قرینه پیشوند « بـ » تاکیدی
استعمال پیشوند‌های کهن
استعمال پسوند (ومند) به جای مند
استعمال فراوان کاف تحبیب، تصغیر، تلطیف
ابدال حروف
2) ساختار نحوی
2-1) جمله
2-2) ضمایر
3-2) تکرار کلمه
نکات دستوری
اضافه تشبیهی
کاربرد دو حرف اضافه برای یک متمم
صفت جانشین موصوف
صفت فاعلی
صفت بیانی
صفت مفعولی
بدل
قید شک و تردید
قید تنبیه
صوت (شبه جمله تأسف)
ضمیر ملکی
پسوند دارندگی و اتصاف
انواع الف
الف ندا
الف زاید
الف تاکید
الف اطلاق
اسم مصدر
ی مصدری
فعل دعایی
جمله معترضه
اضافه استعاری
واو حالیه
که حالیه
قید حالت
کاربرد می برای تاکید
استفهام تقریری
حرف ربط برای تسویه
نمونه‌‌هایی از صنایع ادبی در اشعار رودکی
تشبیه
استعاره
استعاره کنائی (از نوع تشخیص)
کنایه
ایهام
تضاد، طباق
غلو
مجاز
ردالمطلع
جناس زاید
طرد و عکس
تمثیل
هجویه
ذو وزنین
حشو
نکات دستوری و صنایع ادبی در شعر نیما
استعاره
کنایه
مجاز
تشبیه
سمبل
صفت‌ مفعولی مرکب
کنایه
صفت فاعلی مرخم
تاثیر گذاری رودکی و کلام وی بر گویندگان پس از خود
1- سعدی
2- مسعود سعد- قطران تبریزی- ابوالمظفر مکی پنجدهی- سنایی- سعدی-
ادیب‌الممالک
3- سنایی
4- کسایی مروزی- رشید و طواط
5- دقیقی
6- سعدی
7- وزیر ابی‌طیب مصعبی
8- عنصری بلخی
9- ابوشکور بلخی- فردوسی
10- ابوطاهر خسروانی
11- ابوشکور بلخی
12- فردوسی
13- ازرقی هروی
14- رابعه- عنصری- سنایی غزنوی- قطران تبریزی- امیر معزی نیشابوری- رشید و طواط- ظهیر‌الدین فاریابی- فریدالدین عطار نیشابوری- خواجوی کرمانی- اوحدی مراغه‌ای
15- سنایی- ابن‌یمین
تأثیرگذاری نیما و کلام وی بر گویندگان پس از خود
1- شهریار
دو مرغ بهشتی
2- ضیاء هشترودی
3- میرزاده عشقی
4- اسماعیل شاهرودی
5- شین پرتو
6- فروغ فرخ زاد
7- نصرت رحمانی
گستردگی انواع قالب‌های شعری در شعر رودکی
گستردگی انواع قالب‌های شعری در اشعار نیما یوشیج
رودکی و مدیحه‌سرایی در اشعار او
نیما یوشیج و مدیحه‌سرایی
ویژگیهای اشعار رودکی
ویژگیهای اشعار نیما
مضامین اشعار رودکی
مدح
تغزل
توصیف
خمریات
مرثیه
هجو
زهد و پند
مضامین اشعار نیما یوشیج
طبیعت گرایی
شب
انسان دوستی
نمادگرایی (سمبولیسم)
راز و رمز جانوران در شعر نیما
1- آواز قفس
2- پرنده منزوی
3- توکا
4- خریت
5- خروس
6- داروگ
7- روباه
8- سیولیشه
9- شب‌پره‌ ساحل نزدیک
10- غراب
11- ققنوس
12- قو
13- کاکلی
14- کبک
15- کرم ابریشم
16- کک کی‌ (گاو نر)
17- گاو
18- گرگ
19- لاشخورها
20- مرغ شکسته‌پر
سبک اشعار رودکی
بررسی سبکی نمونه‌هایی از اشعار رودکی
شعر زندگانی و مرگ
شعر عصا بیار که وقت عصا و انبان بود
نتیجه‌گیری
سبک اشعار نیما
نمونه‌ای از شعر آزاد نیما «شعر مهتاب»
نتیجه‌گیری
فهرست منابع و مآخذ

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقایسه مبانی فکری و سنت شعری رودکی (پدر شعر فارسی) و نیما یوشیج (پدر شعر نو) در فایل ورد (word)

1- ابوعبدالله رودکی و آثار منظوم، عبدالغنی میرزایف، استالین آباد، 1958 م
2- از صبا تا نیما، یحیی آرین پور، انتشارات زوّار- تهران، 1376
3- استاد شاعران رودکی، گزینش دکتر نصرالله امامی، انتشارات جامی، تهران، 1383
4- اسنادی درباره نیما یوشیج، علی میرانصاری، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، تهران 1375
5- اشعار پراکنده قدیمی ترین شعرای فارسی زبان، ژیلبر لازار، انجمن ایران شناسی فرانسه، تهران 1361
6- المعجم فی معاییر اشعار العجم، شمس الدین محمد قیس رازی به تصحیح محمد قزوینی و مدرس رضوی، تهران 1338
7- امثال و حکم دهخدا، علی اکبر دهخدا، جلد اول، انتشارات مرکز دهخدا، چاپ پنجم، تهران 1361
8- اندیشه و هنر در شعر نیما، دکتر بهروز ثروتیان، مؤسسه انتشارات نگاه، تهران، 1375
9- با کاروان حله، دکتر عبدالحسین زرین کوب، ابن سینا، تهران، 1347
10- بحثی در اشعار و افکار رودکی، هادی حائری، مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ج 6، شماره 3-4
11- بدایع و بدعتهای نیما، مهدی اخوان ثالث، انتشارات بزرگمهر، تهران 1369
12- برگزیده آثار نیما یوشیج، سیروس طاهباز، انتشارات بزرگمهر، تهران 1368
13- برگزیده اشعار رودکی و منوچهری، دکتر اسماعیل حاکمی، انتشارات اساطیر، تهران 1373
14- برگزیده شعرهای نیما یوشیج، سیروس طاهباز، نشر دانشیار، تهران 1374
15- بوی جوی مولیان، دکتر کاظم دزفولیان، انتشارات طلایه، تهران 1374
16- پیشاهنگان شعر فارسی، محمد دبیر سیاقی، شرکت کتابهای جیبی، چاپ سوم، تهران 1370
17- تاریخ ادبیات ایران، دکتر ذبیح الله صفا، جلد اول، انتشارات ققنوس، تهران 1374
18- تاریخ ادبیات ایران، دکتر رضازاده شفق، تهران، 1356
19- جستجوی مفاهیم بهره وری در ادب پاسی، دفتر اول: دوره رودکی، محمدعلی چراغی، مؤسسه فرهنگی و انتشارات رسائل تهران، 1377
20- چشمه روشن، دیداری با شاعران، دکتر غلامحسین یوسفی، انتشارات علمی،‌ چاپ سوم تهران
21- خانه ام ابری است، شعر نیما از سنت تا تجدد، تقی پورنامداریان، انتشارات سروش، تهران 1381
22- خانه ام ابری است، نیما یوشیج، منتخب اشعار، انتشارات سخن، تهران 1378
23- دانشوران خراسان، غلامرضا ریاضی، چاپ مشهد، 1336
24- دنیا خانه‌ی من است، مجموعه 50 نامه از نیما یوشیج، سیروس طاهباز، انتشارات زمان تهران 1352
25- دیوان شعر رودکی، دکتر جعفر شعار، نشر قطره، تهران 1378
26- دیوان ناصرخسرو، حکیم ناصر بن خسرو بن حارث القبادیانی البلخی المروزی، مؤسسه انتشارات نگاه، تهران 1373
27- سبک خراسانی، محمد جعفر محجوب، انتشارات سازمان تربیت معلم تهران 1345
28- سبک شناسی شعر، دکتر سیروس شمیسا، انتشارات فردوس، تهران 1382
29- سبک شناسی نثر، محمدتقی بهار، چاپ سوم، کتابهای پرستو، تهران 1349
30- ستاره ای در زمین، مجموعه 50 نامه، نیما یوشیج، سیروس طاهباز، انتشارات طوس، تهران 1350
31- سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر، با تصحیح و مقدمه و حواشی و تعلیقات سعید نفیسی، تهران 1334
32- سخن و سخنوران، بدیع الزمان فروزانفر، خوارزمی، تهران 1350
33- سیری در شعر فارسی، دکتر عبدالحسین زرین کوب،‌ انتشارات نوین، تهران 1367
34- شاعران همعصر رودکی، احمد اداره چی گیلانی، موقوفات افشار، تهران 1370
35- شعر العجم شبلی نعمانی، جلد اول، ترجمه فخرداعی گیلانی، چاپ دوم، تهران 1362
36- شعر و ادب فارسی، زین العابدین مؤتمن، تهران 1332
37- شعر و شاعری رودکی (مقاله) بدیع الزمان فروزانفر، مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ج 6، شماره 3-4
38- شهر شب، شهر صبح، نیما یوشیج، انتشارات فیروزه، تهران 1375
39- صور خیال در شعر فارسی، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، انتشارات نیل، تهران 1350
40- عروض رودکی، ضمیمه مجله خرد و کوشش، دفتر سوم شیراز، آبان ماه 1349
41- عطا و لقای نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، انتشارات زمستان، تهران 1376
42- فرهنگ فارسی معین، دکتر محمد معین، انتشارات امیرکبیر،‌ تهران 1375
43- فریادهای دیگر و عنکبوت رنگ، نیما یوشیج، انتشارات جوانه، تهران 1350
44- کلیات دیوان شمس تبریزی، مولانا جلال الدین محمد مولوی، مطابق نسخه تصحیح شده استاد بدیع الزمان فروزانفر، انتشارات نگاه و نشر علم، تهران 1371
45- کلیات سبک شناسی، دکتر سیروس شمیسا، انتشارات فردوس، تهران 1378
46- گزیده اشعار رودکی، دکتر جعفر شعار، دکتر حسن انوری، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، تهران 1367
47- گزینه سخن پارسی، رودکی، دکتر خلیل خطیب رهبر، انتشارات صفی علیشاه، تهران 1378
48- لباب الالباب، محمد عوفی، تصحیح سعید نفیسی، تهران 1335
49- لغات و ترکیبات رودکی، دکتر عسکر حقوقی، ضمیمه مجله دانشکده ادبیات تهران، جلد 6، شماره 3-4
50- لغت نامه دهخدا، علی اکبر دهخدا، انتشارات دهخدا، مجلدات گوناگون، تهران 1324 تا 1359
51- مثنوی و مثنوی گویان، محمدعلی تربیت، مجله مهر سال پنجم،‌ شماره سوم 1316
52- مجالس النفایس، در تذکره شعرای قرن نهم، تالیف میرنظام الدین علیشیر نوایی به سعی و اهتمام علی اصغر حکمت تهران 1323
53- مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران سال ششم 1338
54- مجله موسیقی، تیرماه سال 1319
55- مجموعه آثار نیما یوشیج، دفتر اول شعر، سیروس طاهباز، نشر ناشر، تهران 1364
56- مجموعه‌ی کامل اشعار نیما، فارسی طبری، تدوین سیروس طاهباز، انتشارات نگاه، چاپ اول، تهران 1370
57- محیط زندگی و احوال و اشعار رودکی، سعید نفیسی، انتشارات اهورا، تهران 1382
58- مرثیه سرایی در ادبیات فارسی، نصرالله امامی، انتشارات دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی، تهران 1369
59- ناقوس، نیما یوشیج، انتشارات مروارید، تهران 1363
60- نامه های نیما به همسرش عالیه، سیروس طاهباز، انتشارات آگاه، تهران 1350
61- نخستین کنگره نویسندگان ایران، نشریه انجمن روابط فرهنگی ایران با اتحاد جماهیر شوروی، تهران،‌ تیرماه
62- نیما یوشیج و زندگانی و آثار، ابوالقاسم جنتی عطایی، بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه، تهران 1334
63- یادمان نیما یوشیج، محمدرضا لاهوتی، مؤسسه فرهنگی گسترش هنر، تهران 1368

مقدمه و پیشگفتار

سالهاست که نام رودکی پیوسته با عنوان «پدر شعر فارسی» و نام نیما یوشیج (علی اسفندیاری) با عنوان «پدر شعر نو فارسی» همراه بوده است و گاه خواننده بدون آنکه علت واقعی این وجه تسمیه را بداند آن را به خاطر سپره و بارها ذکر نموده است

شاعران بزرگواری که هر کدام در اعتلای فرهنگ و ادب غنی ایرانی بسیار کوشیده‌اند و تأثیرگذار بوده‌اند و هرکدام تحولات بسیار عظیمی را در زمانه و عصر خویش حاصل کرده‌اند

افراد بسیاری نیز در معرفی آنان و توضیح و گزارش آثارشان گام نهاده‌اند

در این تحقیق کوشیده شده است تا بین مبانی فکری و سنت شعری این دو شاعر، مقایسه‌ای انجام دهم و در ضمن به علل و دلایلی که باعث شده است از میان خیل عظیم شاعران و گویندگان فارسی از دیرباز تاکنون این دو را به عنوان پدران‌ شعر فارسی برگزیده‌اند، اشاره نمایم

به نظر محقق برای یک مقایسه‌ی اصولی و صحیح، نخست باید به بررسی و شناخت جزئیات مطالب مورد قیاس پرداخت و سپس نتیجه‌گیری نمود. البته قابل ذکر است که اگر بخواهیم یک مقایسه‌ی نسبتاً اصولی انجام دهیم؛ باید با توجه به آنکه تعداد ابیات بر جای مانده از این دو شاعر بسیار از لحاظ کمیت با هم اختلاف دارند و چون تعداد ابیات بر جای مانده از رودکی کمتر از هزار بیت است ولی در مورد نیما یوشیج این تعداد چندین برابر می‌باشد؛ لذا به ذکر پاره‌ای از آنها می‌پردازیم تا بدین وسیله یک توازن تقریباً منطقی بین شمار ابیات این دو شاعر از لحاظ ارزیابی برقرار گردد

لازم به ذکر است که در تذکره‌ها و کتب تاریخ ادبیات درباره‌ی شمار اشعار رودکی سخن بسیار گرفته‌اند: برخی آن را متجاوز از یک میلیون بیت می‌دانند و برخی دیگر بر آن‌اند که 700 هزار بیت بوده، و نیز آورده‌اند که شعر رودکی در صد دفتر گردآوری شده بوده که بی‌گمان این ارقام مبالغه‌آمیز است. آنچه مسلم است آن است که رودکی پر شعر بوده و اکنون همان‌طور که ذکر شد مقدار اندکی از سروده‌های او در دست است.[1]

در این مجموعه تلاش شده است که با بررسی و تفحص بر روی اکثر آثار و تحقیقاتی که در باب این دو شاعر شده است و در کنار هم قرار دادن آن مطالب به نتیجه‌ای که مورد نظر است، دست یافته شود. در باب رودکی و نیما یوشیج تحقیقات و کتب فراوانی به انجام رسیده و تألیف شده است؛ اما آنچه اکنون پس از سالها می‌تواند انگیزه‌ای برای تأمل و تألیفی دوباره در شعر و زندگی این دو شاعر باشد، یکی همان مقایسه‌ی مبانی فکری و سنت شعری این دو است و نیز شاید با این روش پاره‌ای از ابهامات با این روش از میان برداشته شود و دیگر آن که شاید در کنار هم قرار دادن مطالب به صورت مقایسه‌ای راه تازه‌ای را در نقد و تحلیل اشعار این دو گوینده‌ی شهیر ایرانی به همراه داشته باشد

مجموعه‌ی حاضر به هر حال کوششی است برای آشنایی و باز آشنایی که از منابعی بسیار با ارزش در این زمینه مدد جسته است

نخستین شناسندگان رودکی:

درباره‌ی چند تن از بزرگان ادب و سخن سرایان ایران دشواری بسیار بزرگی که در پیش ماست این است که درباره‌ی نام و نسب و تاریخ در گذشت و جزییات زندگی ایشان آگاهی درست و دقیق در کتاب‌های رایج نیست. گویی شهرت ایشان وانتشار فوق‌العاده‌ی آثارشان چنان در میان مردم ایران درگرفته است که در پی این گونه جزئیات که درباره‌ی ایشان بسیار اهمیت دارد نرفته‌اند و در حقیقت شهرتشان، زندگیشان را تحت‌الشعاع قرار داده است. چنانکه درباره‌ی فردوسی هنوز مجهولات فراوان در پیش داریم. یکی از آن گویندگان شهیر رودکی است که زندگی و آثار و افکار او پیوسته در ابهام مانده است و نخستین کسی که بحث درباره این مرد بزرگ را به جایی رسانده است که برخی جزییات زندگی او را از زیر پرده استتار روزگار بیرون کشیده مرحوم محمد قزوینی در حواشی چهار مقاله نظامی عروضی است.[2]

اینک باید آن چه درباره‌ی رودکی در کتاب‌های رایج آمده است به ترتیب تاریخ نقل کرد

1)  نخستین کسی که ذکر از رودکی کرده نظامی عروضی سمرقندی در کتاب معروف چهار مقاله است که آن را در حدود سال 550 تألیف کرده‌ است

2)     پس از او، محمد عوفی در لباب‌الالباب که آن را در حدود سال 618 تألیف کرده است

3)     حمدالله مستوفی در کتاب تاریخ گزیده که آن را در سال 730 تألیف کرده است

4)     دولتشاه‌بن علاء‌الدوله بختیشاه غازی سمرقندی در تذکره‌الشعرا که آن را در سال 892 به پایان رسانیده است

5)     جامی در بهارستان که آن را در سال 892 تألیف کرده است

6)  حکیم‌شاه محمدبن مبارک قزوینی در ترجمه مجالس‌النفایس علیشیرنوایی[3] که از سال 927 تا 929 مشغول ترجمه آن بود

7)     غیاث‌الدین‌بن‌همام‌الدین هروی خوندمیر در کتاب معروف حبیب‌السیر

8)     محمدعارف لقایی در مجمع‌الفضلا

9)     امین احمد رازی در هفت اقلیم

10) شیخ ابوالقاسم بن ابوحامدبن نصر بلیانی انصاری کازرونی در کتاب سلم السماوات

11) محمدصادق ناظم تبریزی در نظم گزیده

12) میرحسین دوست سنبهلی در تذکره حسینی

13) امیر شیرعلیخان لودی در مرآه الخیال

14) حاج لطفعلی بیک آذر بیکدلی در آتشکده

15) میرغلامعلی آزاد بلگرامی در خزانه عامره

16) محمد قدره ‌الله‌خان گوپاموی در نتایج الافکار

17) رضاقلی‌خان هدایت درمجمع‌الفصحا

18) تامس ویلیم بیل در مفتاح‌التواریخ

19) امیرالملک سید محمد صدیق حسن‌خان در شمع‌ انجمن

20) مولوی آغااحمدعلی احمد در هفت آسمان

21) میرزا محمدناصر طبیب دیلمی متخلص به ادیب

22) مولانا محمد عبدالغنی‌خان غنی موفرخ آبادی در تذکره‌الشعرا

23) صدرالدین عینی مؤلف تاجیکستان

24) مولانا محمدحسین آزاد در کتاب سخندان فارس

25) میرزاده و سهیلی و جلال اکرامی و بزرگ‌زاده در کتاب نمونه‌های ادبیات تاجیک

26) غلامرضا ریاضی در کتاب دانشوران خراسان

این افراد در کتب و یا تذکره‌های خود از رودکی و نسب و نام و لقب و زادگاه و اشعار وی به گونه‌های مختلف سخن گفته‌اند.[4]

نخستین شناسندگان نیما یوشیج

آنچه را که در ابتدای این بحث در باب رودکی و فردوسی بیان کردیم در مورد زندگی و احوال نیما یوشیج صدق نمی‌کند و دلیل آن هم موقعیت و عصر زندگی وی می‌باشد؛ هر چند هنوز ابهاماتی در فهم بعضی از اشعار او وجود دارد اما در مورد زندگی و احوال او نویسندگان و گویندگان بسیاری قلمفرسایی کرده‌اند که به نام پاره‌ای از آنان می‌پردازیم

1)  مهدی اخوان ثالث در کتب معروف خود «بدایع و بدعتهای نیما» و «عطا و لقای نیما» و در مقالات و سخنرانیهای متعدد خود

2)     سیروس طاهباز در چاپ و تکثیر بسیاری از مجموعه‌های اشعار و نامه‌های نیما

3)     یحیی آرین‌پور در کتاب از صبا تا نیما (تاریخ ادب فارسی معاصر)

4)     محمد ضیاء هشترودی در مقالات و سخنرانی‌ها

5)     لئون سرکیسیان در مقالات خود

6)     محمدحسین شهریار در مقالات و اشعار خود.[5]

7)     جلال آل ‌احمد در مقالات و سخنرانی‌های خود

8)     حبیب یغمایی در مقالات و سخنرانی‌های خود

9)     شین پرتو (دکتر علی‌ پرتو) در سخنرانی و مقالات

10) اسماعیل شاهرودی (آینده) در سخنرانی و مقالات

11) فروغ فرخ‌زاد

12) ابراهیم ناعم

13) نصرت رحمانی در شعر الرثاء که در مرگ نیما سرود.[6]

14) دکتر تقی‌ پورنامداریان در کتاب خانه‌‌ام ابری است

15) دکتر بهروز ثروتیان در کتاب اندیشه و هنر در شعر نیما

عقاید و افکار رودکی

در تذکره‌ها آورده‌اند که ابوعبدالله جعفربن محمد رودکی، در رودک سمرقند چشم به جهان گشود و در موسیقی او را مهارتی عظیم بود و بربط را نیکو نواختی و دارای هوش و قریحه‌ای بالا بود و در هشت سالگی قرآن به تمامت بیاموخت و …

اما آنچه در این جا مورد نظر است، بررسی عقاید و افکار رودکی است که تنها آنها را با بررسی اشعار بر جای مانده از وی می‌توان تشخیص داد

1) عقاید و افکار حکیمانه و اندرزگویی:

یکی از ویژگیهای اشعار رودکی که از عقیده و فکر وی نشأت می‌گیرد ممتاز بودن اشعار وی به افکار حکیمانه و پند و اندرزگویی می‌باشد

زمانه پندی آزادوار داد مرا
به روز نیک کسان گفت تا تو غم نخوری
زمانه گفت مرا: خشم خویش‌دار نگاه

زمانه را چو نکو بنگری همه پند است
بسا کسا که به روز تو آرزومند است
که را زبان نه به بند است، پای دربند است
(دیوان، ص 16[7])

نیک‌بخت آن کس که داد و بخورد

شوربخت آن که او نخورد و نداد
(دیوان، ص 17)

از دوست به هر چیز چرا بایدت آزرد؟

کین عیش چنین باشد گه شادی و گه درد
(دیوان، ص 18)

مهتران جهان همه مردند
زیرخاک اندورن شدند آنان
از هزاران هزار نعمت و ناز

مرگ را سر همه فرو کردند
که همه کوشک‌ها برآوردند
نه به آخر به جز کفن بردند؟!
(دیوان، ص 21)

بساکسا که بره‌ست و فرخشه[8] بر خوانش
مبادرت کن و خامش مباش چندینا

بساکسا که جوین نان همی نیابد سیر
اگرت بدره رساند همی به بدر[9] منیر
(دیوان، ص 27)

آنچه با رنج یافتیش و به ذل
خود بیگانه گردد از پی سود

تو به آسانی از گزافه مدیش
خواهی آن روز؟ مزد کمتردیش
(دیوان، ص 30)

کسان که تلخی زهر طلب نمی‌دانند
تو را که می‌شنوی، طاقت شنیدن نیست

ترش شوند و بتابند روز اهل سؤال
مرا که می‌طلبم خود چگونه باشد حال؟
(دیوان، ص 32)

گاه زبر زیر گردد از غم و، گه باز

زیر زبر، همچنان ز انده جوشان
(دیوان، ص 33)

همانطور که با شواهد و مثال‌های فوق دیده شد «رودکی یکی از شعرایی است که در شعر خویش افکار حکیمانه و اندرزها را وارد نموده است و در بیشتر قطعاتی که از وی مانده اشعار وزین در حکم و معارف دارد و در میان شعرای پارسی زبان بدین صفت مخصوص و ممتاز است.»[10]

2) رقیق القلب و باهوش بودن رودکی:

اصولاً یکی از خصایص اصلی شاعری دارا بودن قلب رقیق و روحی حساس است و تا قلب رقیق نباشد کسی را به شاعری راهبری نمی‌کند. هر قلب حساس احساساتی را از خود می‌تراود؛ چون، رحم و اغماض و بزرگواری و امثال آن. رودکی هم در این احساسات شریک است و می‌گوید

این تیغ نه از بهر ستمکاران کردند

انگور نه از بهر نبیدست به چرخشت
(دیوان، ص 108)

و هوش تیز با قلب حساس مصاحب شاعر است و به همین جهت در کار جهان‌ نگران و در پند و عبرت گرفتن از روزگار پیشرو است. چنانکه گوید

این جهان پاک خواب کردار است

آن شناسد که دلش بیدار است
(دیوان، ص 16)

و در جای دیگر

جهان همیشه چو چشمیست گرد گردانست
همان که درمان باشد به جای درد شود
کهن کند به زمانی همان کجا نو بود
بسا شکسته بیابان که باغ خرم بود

همیشه تا بود آیین گرد گردان بود
و باز درد همان کز نخست درمان بود
و نوکند به زمانی همان که خلقان بود
و باغ خرم گشت آن کجا بیابان بود[11]
                   (دیوان، ص 22، 23)

3) حس بی‌نیازی:

رودکی گوید

چون تو طمع از جهان بریدی

دانی که همه جهان کریمند
(دیوان، ص 55)

و بی‌نیازی او را از آن باز می‌دارد که بر نعمت کسان رشک برد و او را راه می‌نماید که بگوید

به روز نیک کسان گفت تا تو غم نخوری

بسا کسا که به روز تو آرزومند است
(دیوان، ص 16)

یا در جای دیگر گوید

خدای را بستودم که کردگار من است

زبانم از غزل و مدح بندگانش نسود
(دیوان، ص 21)

4) نیکنامی:

یکی از عقاید رودکی که از آثارش پیداست آنست که فرد باید نام و اثر نیک از خود باقی گذارد

اندر بلای سخت پدید آرند

فضل بزرگ مردی و سالاری
(دیوان، ص 42)

و یا در جای دیگر این عقیده را توضیح می‌دهد

چهار چیز مر آزاده را ز غم بخرد

تن درست و خوی نیک و نام نیک و خرد
(دیوان، ص 110)

5) مذهبی بودن:

از جمله افکار و اعتقادات وی می‌توان به اعتقادات مذهبی او نیز اشاره نمود. اشارات متعددی که در اشعار رودکی در گرایش به تشیع دیده می‌شود این احتمال را قویاً مطرح می‌سازد که او دارای مذهب تشیع بوده است. از آن جمله


[1] . دیوان شعر رودکی (حاوی همه اشعار مستند بر پایه تازه‌ترین یافته‌ها با بیت نما و نمایه عام)، دکتر جعفر شعار، ص 5

[2] . محیط زندگی و احوال و اشعار رودکی، سعید نفیسی، ص 257

[3] . مجالس‌النفایس در تذکره شعرا قرن نهم تألیف میرنظام‌الدین علیشیر نوایی، به سعی و اهتمام علی اصغر حکمت تهران 1323

[4] . برای اطلاع بیشتر رجوع شود به کتاب «محیط زندگی و احوال و اشعار» سعید نفیسی، صفحات 257 تا 300

[5] . محمدحسین شهریار، در تیرماه سال 1323، شعر بلند و زیبای «دو مرغ بهشتی» را سرود که مرادش از دو مرغ، نیما یوشیج و خودش بود و شرح سفرش برای دیدار نیما و آن را به نیما تقدیم نمود

[6] . برای اطلاع بیشتر از متن مقالات و سخنرانی‌ها و اشعار به کتاب یادمان نیما یوشیج مراجعه شود

[7] . دیوان شعر رودکی، پژوهش، تصحیح و شرح دکتر جعفر شعار

[8] . فرخشه: نوعی شیرینی ساخته از آرد، شکر، روغن و مغز بادام، لوزینه

[9] . در کار و کوشش بشتاب … اگر چه کیسه زر و سیم تو را به آسمان رساند

[10] . محیط زندگی و احوال و اشعار رودکی، سعید نفیسی، ص 410

[11] . ابیاتی از قصیده «عصا بیار که وقت عصا و انبان بود»

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله تحلیل کلام در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله تحلیل کلام در فایل ورد (word) دارای 84 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله تحلیل کلام در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله تحلیل کلام در فایل ورد (word)

مقدمه

فصل اول

کلیات تحقیق

1-1 مقدمه

1-2 طرح مسئله و بیان سئوالات تحقیق

1-3 فرضیه تحقیق

1-4  اهداف و کاربرد تحقیق

1-4- 1  اهداف

1-4-2 کاربردهای تحقیق

1-5- پیشینه‌ی تحقیق

1- 6 روش تحقیق

فصل دوم

مروری بر تعاریف تحلیل کلام

2-1 مقدمه

2 -2 مروری بر تعاریف تجزیه و تحلیل کلام

2-3  نظریه‌های موثر در شکل گیری تحلیل کلام

2-3-1  نقش گرایی در مکتب پراگ

2-3-2 نقش گرایی در مکتب کپنهاگ

2-3-3 نقش گرایی در مکتب لندن

2-3-4 نظریه کنش گفتار و گفتمان

2-3-5 منظور شناسی

2-3-5-1 نظریه استنباطی گرایس;

الف)اصل کیفیت

ب)اصل کمیت

ج) اصل ارتباط

د)اصل روش;

2-3-6 نظریه دل هایمز

2-4 رویکرد نقش گرای مایکل هلیدی

2-4-1جایگاه معنا و دستور در این رویکرد

2-5 از تحلیل کلام به تحلیل کلام انتقادی

فصل سوم

مبانی نظری تحلیل کلام انتقادی

3-1 مقدمه

3-2 مبانی فلسفی تحلیل کلام انتقادی

3-3 فوکو و گفتمان

3-4 تحلیل کلام انتقادی

3- 4- موضوعات پیشنهادی برای تحقیق

3- 5- خلاصه و نتیجه تحقیق

3-5  مفاهیم نظری در تحلیل کلام انتقادی

3-5-1 ایدئولوژی

3-5-2 نشانه شناسی اجتماعی

3-5-3کنترل

3-5-4طبقه بندی

3-5-5 روش تحقیق و تحلیل متن

3-5-6 گزینش و محدودیت ها

3-6  تحلیل کلام انتقادی از دیدگاه فرکلاف

فصل چهارم

قطعیت و معرفی شاخص‌های زبانی آن

4-1- مقدمه

4-2- میزان قطعیت/وجهیت

4-3 متغیرهای زبانی نمایانگر وجهیت

4-4 نظام وجهی درکی یا بینشی

فصل پنجم

تحلیل داده ها و نتایج تحقیق

5-1 مقدمه

5-2 روش تحقیق

5-2-1 تفسیر یافته ها

2-1 مقدمه

در این فصل ادبیات تحلیل کلام معرفی می گردد . تحلیل کلام در هر دوره ای از زندگی اجتماعی انسان در چارچوب رویکردی خاص تعریف شده و مورد تحلیل قرار گرفته است . هر یک از رویکردها نقش مهمی در آنچه که امروز بهعنوان رشته تحلیل کلام و تحلیل کلام انتقادی مطرح است . داشته اند . تحقیقات جان سینکلر و مالکم کولت هارد و آراء زبان شناسان نقش گرایی چون رومن یاکوبسون ، تروبتسکوی و ویلم متسویس از حلقه زبان شناسان پراگ ، رایزلف از مکتب زبان شناسی کوپنهاگ ، ماسینوفسکی ، فرث ، جین آستین ، سرل ، گرایس ، دل هایمز همگی در زایش و ;. تحلیل کلام نقش داشته اند که به طور خلاصه در این فصل به بررسی آن ها پرداخته خواهد شد . سپس به بررسی مطالعات هلیدی می پردازیم که دوران شکوفایی زبان شناسی متن و تحلیل کلام با وی شروع شد و زبان شناسان دیگر عموما متأثر از دستور نقش گرای وی بوده اند

2 -2 مروری بر تعاریف تجزیه و تحلیل کلام

کلام به قطعه ای پیوسته از زبان مخصوصاً زبان گفتاری اطل اق می شود که از جمله بزرگتر باشد. در واقع کریستال به نقل از لوینسون گفتمان را یکسری پاره گفتار [1]  میداند که بدون توجه به ساخت زبانی آن تشکیل یک واقعه گفتاری [2] مشخص می دهد.مثل یک مکالمه، لطیفه ، سخنرانی یا مصاحبه (کریستال، 1991 ، 106 ). یارمحمدی ( 1372 ، 261 ) در تعریف کلام، آن را واحدی مرکب از جملات مرتبط به هم می داند

لطفی پور (1371،23) معتقد است که کلام فرایندی است که طی آن کلیه عوامل حاکم برکاربرد زبان در بین انسان ها شامل عوامل متنی، اجتماعی، فرهنگی، بین شخصی و غیره برای تبلور و شکل گیری پیام به تعامل می پردازند

اصطلاح کلام ظاهراً اولین بار در مقاله “تحلیل کلام” نوشته زلیک هریس [3] بکار رفته است. هریس در این مقاله  دیدی صورت گرایانه و ساخت گرایانه از سازه های بزرگتر از جمله دارد و می گوید: « تحلیل کلام نگاهی صرفاً صورت گرایانه به متن است» او معتقد است بحث راجع به گفتمان را از دو بعد می توان سامان داد

1-    بسط روالها و روش های معمول در زبان شناسی توصیفی وکاربرد آنها در سطح فرا جمله (متن)

2-     رابطه بین اطلاعات زبانی و غیر زبانی مانند رابطه زبان ، فرهنگ ، محیط و اجتماع

 در بعد اول صرفاً اطلاعاتی زبانی مدنظر است ولی در بعد دوم اطلاعات غیرزبانی مثل فرهنگ، محیط و غیره که در خارج از حیطه زبانشناسی است. (زلیک هریس، 1952 ، 28 )

باغینی پور ( 1375 )[4] معتقد است “به هر حال با تسلط بلامنازع دستور گشتاری چامسکی برزبان شناسی و با توجه به برداشت چامسکی از گشتار به عنوان ویژگی درون جمله ای، کوشش‌های هریس راه به جایی نبردو قطعات بزرگتر از جمله مورد بحث قرار نگرفت و در دهه هفتاد قرن بیستم مطالعه کلام به‌عنوان شعبه ای مجزا و جا افتاده از زبان شناسی مقبولیت یافت”

آدام جا ورسکی و نیکلاس کاپلند(1998 ،106 ،98 )در مبحث گفتمان و تحلیل کلام می گویند که اصطلاح تحلیل کلام را اولین بار زلیگ هریس در سال 1952 به عنوان روش بر تحلیل زنجیره کلام یا نوشتار بکار گرفت. به نظر هریس (1952 ،1) ، تحلیل کلام یعنی ادامه رویکرد زبان شناسی توصیفی اما در حد فراتر از جمله و همچنین ارتباط و همبستگی بین فرهنگ و زبان تلقی می شود. او ازروش توزیعی ای که بر اساس آن چگونگی به دنبال هم و یا درکنار هم قرار گرفتن عناصرزبانی مشخص می شود واینکه چگونه عناصر زبانی درمحیط مشابه دنبال هم قرار می گیرند، حمایت می نمود. او معتقد بود که بدین گونه طبقات معادل یا هم سنگ به وجود می آیند وترکیب طبقات در متن را سبب می شود. او برای بسط مفهوم معادل یا هم سنگ از اصطلاح گشتار دستوری استفاده می کنند که البته این اصطلاح درنزد دستوریان زایشی بعد از چندی مفهومی آشنا گردید او به کمک این مفهوم می گوید : ” جمله معلومی چون (A) دارای معادل ساخت

مجهولی چون جمله(B) است.”

I)           Casals plays the cello

II)        The cello is played by casals

 زیرا هر ساخت معمولی دارای یک ساخت مجهول معادل خود است (هریس ،1952،19)

 کاربرد گشتار در نظریه هریس برای کاهش طبقات هم سنگ در یک متن بوده است

اما با مطرح شدن مفهوم گشتارها به عنوان یک ویژگی درون جمله ای توسط چامسکی و دیدگاه غالب او در زبان شناسی که به طرح زبان شناسی زایشی – گشتاری منجر گردید ،تلاش های اولیه هریس در خصوص متن به عنوان واحد زبانی ادامه نیافت و رویکرد های گفتمانی ( تجزیه و تحلیل کلامی )را نمی توان به عنوان توسعه و تکامل مدل هریس دانست

تامپسون (1985،99-98) معتقد است که تحلیل کلام قبل از هر چیز و هر کس به جان سینکلر،ملکم (1975،1) و دیگر اعضاء گروه مرکز تحقیقات زبان انگلیسی دانشگاه بیرمنگام  ارتباط دارد

مدل تحقیقات تحلیل کلام بیرمنگام بر مبنای جنبه های زبان شناختی تعامل بین معلم و دانش آموز استوار است که این مدل را سینکلر و کولت هارد ارایه کردند

تامپسون در مورد تحلیل کلام معتقد است

« گسترش و بسط سریع پیکره ی مطالب به مطالعه موقعیت اجتماعی ای که در آن موقعیت کلام به کار می رودبستگی دارد. اگر چه مرزبین مطالعه گفتار و مطالعه متن نوشتاری چندان قاطع و روشن نیست » تامپسون(74،1984)

مالم کایر (101،2000)معتقد است که در زمینه گفتمان سه رویکرد اصلی وجود دارد

1رویکردی که بنیاد زبان شناختی دارد و تحت تاثیر آراء مایکل هلیدی است

2رویکردی که بیشتر بر بنیاد جامعه شناختی استوار است و تحت آراء هارولدگارفنیل قرار دارد

3رویکرد سومی وجود دارد که توجه خاصی به رابطه بین زبان و ایدئولوژی دارد که تحت عنوان زبان شناسی انتقادی مشهور است

شفرین ( 1994 ، 34- 23 )سه رویکرد نسبت به کلام معرفی می نماید که این رویکردها عبارتند از: دیدگاه ساختاری نسبت به گفتمان، دیدگاه نقش گرایی و دیدگاه کلام به عنوان پاره گفتارها [5] 

1در”دیدگاه ساختاری” کلام عبارت است از مجموعه سازه هایی که رابطه خاصی با هم دارند و فقط می توانند در آرایه های [6] محدودی رخ دهند . در این دیدگاه بر نحوه‌ی نقش گذاری واحدهای زبانی در رابطه بایکدیگر تاکید شده و نقش یا بافت موقعیتی که کلام جزئی ازآن است و بطور کلی فرایند ارتباط زبانی نادیده گرفته‌شده است

2در “دیدگاه نقش‌گرایی” مطالعه کلام یعنی مطالعه همه جنبه های زبان در کاربرد.  در اینجاکلام را یک  نظام می انگارند که از طریق آن نقش های خاصی تبلور می یابند. اگر چه در این دیدگاه ممکن است قاعده‌مندی‌های صوری به خوبی مورد بررسی قرار گیرند اما توصیف نقش گرایانه کلام در نهایت توجه تحلیل گر را از مبنای ساختاری این قاعده مندی ها به انگاره‌های گفتاری که برای استفاده در مقاصد خاص ودربافتی خاص به کار می روند جلب می کند (شفرین 1994 ، 32-31)

3رویکرد سوم به کلام به مجموعه ای از پاره گفتارها نظر می کند. به کارگیری عنوان « مجموعه ای از پاره گفتارها » بیانگر این نکته است که در این رویکرد، کلام واحدی بزرگتر از دیگر واحدهای زبانی است و در نتیجه از چند واحد کوچکتر به نام پاره گفتار و  تشکیل شده است. همچنین استفاده از اصطلاح «پاره گفتار» به جای جمله نشان دهنده این است که کلام مجموعه ای از واحدهای بافت مند زبان است و مجموعه ای از واحدهای بافت زدایی شده ساخت زبان نمی باشد. (همان)

با بررسی سه رویکرد فوق نسبت به موضوع کلام، به نظر می رسد نگرش سوم میان دو نگرش نقش گرایی که برکاربرد زبان در بافت تکیه دارد ونگرش ساختاری که برالگوهای گسترده تکیه دارد تعادل برقرار می کند. (شفرین، 1994 ،40)

صرف نظر از وجود اختلاف نظر در تعریف تحلیل کلام، بیشتر زبان شناسان بر این مطلب اتفاق نظر دارند که تحلیل کلام مطالعه نظام مند نحوه آرایش جمله ها در متن اعم از گفتاری یا نوشتاری و ارتباط آن با بافت غیر زبانی1 و شرکت کنندگان2است

با توجه به تنوع آراء در چگونگی زایش و بالندگی تحلیل کلام در ادامه این فصل از پایان نامه ،آراء مکتب ها و نظریه هایی که در این امر تاثیر گذار بو ده اند به اختصار بررسی خواهد شد

2-3  نظریه‌های موثر در شکل گیری تحلیل کلام

2-3-1  نقش گرایی در مکتب پراگ

زبان شناسی نقش گرا ابتدا با پژوهش‌های زبان شناسان مکتب پراگ همچون رومن یاکوبسون3 نیکولای تروبتسکوی4 و ویلم متسیوس همزمان با تشکیل حلقه زبان شناسان پراگ در سال 1926آغاز گردید (سیمپسون،1980، 103). این زبان شناسان اگرچه در برخی موضوعات چون زبان شناسی همزمانی و در زمانی، همچنین یکپارچگی نظام زبان با سوسور 5 اختلاف نظر داشتند اما پژوهشگران این مکتب همواره خود را مرهون زبان شناسی ساخت گرای سوسور می دانستند(لاینز1984،224). یکی از دستاوردهای مهم زبان شناسی نقش گرای مکتب پراگ که ارتباط نزدیکی با موضوع تحلیل کلام دارد عبارت از این است که این زبان شناسان چگونگی شکل گیری مفاهیم دردرون ساخت جمله های زبان و همچنین میزان بار معنایی نهاد و گزاره و بخش های سازنده آنها را نیز از دیدگاهی نقش گرایانه و روان شناختی مورد توجه قرار دادند. بعلاوه آنان درباره روند تغییر ارزش معنایی واژه ها، با  کاربرد آنها در بافتی خاص نیز نقطه نظرات قابل توجهی ارائه نموده اند

ویلم متسیوس مسأله « نمای نقشی جمله » در ارتباط با ساخت زبان را مطرح می نماید. او معتقد است که صورت بی نشان جمله تحت تاثیر عواملی همچون اطلاعات کهنه ونو، برجسته سازی،ساخت اسنادی، ساخت شبه اسنادی و مجهول سازی می تواند تغییر کند. یعنی عنصری که در یک جمله جزء مبتدا است و از نوع اطلاعات تازه یا نو محسوب می شود در جمله ای دیگر جز اطلاع کهنه قلمداد می گردد. به سخن دیگر در برخی از زبان‌ها از لحاظ ترتیب ، موقعیت ارتباطی گوینده‌وشنونده ساخت نحوی جمله را مشخص می کند. همچنین ساخت جمله به ویژه از راه آنچه اطلاعات پیش زمینه 1 و آنچه به عنوان اطلاعات نو به شنونده داده می‌شود مشخص می گردد ( سیمپسون 1980 ، 103 ).  همه نقش گرایان ‌به‌حالت چند نقشی بودن زبان اعتقاد داشتند و علاوه بر نقش توصیف گری، نقش عاطفی، نقش های اجتماعی و ترغیبی را مورد تاکید قرار می دادند. نقش های گوناگونی که زبان شناسان نقش گرا همچون مارتینه، هالیدی و یاکوبسون معرفی نمودند کامل کننده یکدیگرند و اینگونه به نظر می رسدکه طرح یاکوبسون از انسجام‌بیشتری برخوردار است (لاینز، 1984 ، 224)

 

2-3-2 نقش گرایی در مکتب کپنهاگ

لوئی یلمزلف از مکتب زبان شناسی کوپنهاک ، از دیگر زبان شناسانی است که در شکل گیری و رشد تحلیل متن نقش داشته است (هالیدی،1994 ، xxii).یلمزلف بر خلاف سنت زبان شناسی حاکم که واژه را در مرکز توجه قرار داده بود با اتخاذ روش شناسی جدید یعنی قیاس، از متن شروع کرد و متن‌های زبانی مناسب برای توصیف زبان برگزید او در کتاب « در آمدی بر نظریه ای درباره زبان » برای توصیف دقیق زبان ، روش قیاس یعنی حرکت از کل یا طبقه به جزء را بر گزید. همچنین ، توجه به اصول منطقی یعنی جامعیت ، سادگی و خالی از تناقض بودن توصیف را مورد تاکید قرار داد. او زبان را به عنوان یک طبقه کلی و به صورت نظامی به هم بافته درنظرمی گیرد که تمامی متن های زبانی راشامل می شود (یلمزلف، 1934 ، 11 )

 به عقیده یلمزلف (1943 ، 13 ) متن های زبانی واقعیت های انتزاعی هستند که از طریق به کار گیری قضایا و نظرات منطقی سودمند  و آزمون پذیربر توده ای از گفتار مربوط به زبانی خاص استنتاج می شوند. بر این اساس نظام روابط ساختی زبان از تجزیه طبقه ای متن های زبانی از راه تحلیل یا تجزیه نقشی به دست می آید، بدین ترتیب که هر بار متن به بخش های کوچکتر تجزیه می شود و این کار ادامه می یابد تا تجزیه کامل گردد و سرانجام عناصر بنیادین و تجزیه ناپذیر زبان مشخص شود. یلمزلف این گونه زبان شناسی را که بر پایه توصیف مشخصه های بنیادی قراردارد زبان شناسی مشخصه های بنیادی می نامد .( یلمزلف ، 1943 ، 80 – 70)

 

2-3-3 نقش گرایی در مکتب لندن

در مکتب زبان شناسی لندن در دهه های 1930 تا 1950 نظریه ای توسط جان فرث مطرح گردید که درآن معنا شناسی و واج شناسی اهمیت اساسی داشتند. بطور کلی فرث نظریه خود را بر پایه توجه به دو زمینه‌ی ویژه بررسی زبان یعنی توصیف معنی بر پایه « بافت موقعیت و واج شناسی نوایی» ارائه نمود.( سیمپسون، 1980 ، 225  )

اصطلاح « بافت موقعیت»نخست بوسیله براون مالینوفسکی (1884) مردم شناس لهستانی تبار که بیشتر عمر خود را در انگلستان گذراند، بکارگرفته شد. وی در این مورد معتقد بود که زبان های زنده نباید همانند زبان های مرده جدا از بافت موقعیتی شان مورد پژوهش قرار بگیرند بلکه باید در متن رویدادهایی که از آن ها استفاده می شود ، مثل شکار، کشاورزی ، ماهیگیری و غیره مطالعه شوند. دلایل مالینوفسکی عمدتاً بر مبنای مشاهدات وی از روشی بود که مردم مورد نظر وی با استفاده از آنها زبان را در چارچوب فعالیت های روزانه شان به کار می‌بردند و بنابراین جزء لاینفک رفتار آنها به شمار می رفت(سیمپسون ، 1980 ، 220 )

پس به اختصار می توان گفت که مالینوفسکی با مطرح کردن بافت موقعیت نظریه ای ویژه در خصوص معنی و زبان ارائه نمود و در بررسی معنی، بافت موقعیت اساس بینش او را تشکیل می داد. او جمله را داده اصلی زبان و نیز ابزار اجتماعی بسیار مهم می دانست، از این رو او زبان را به عنوان پدیده ویژه رفتاری در نظر می گرفت . علاوه براین او معنی هر گفتار را بر پایه مجموعه ای از شرایط و نیز چگونگی تاثیر بر آن ها توصیف می کرد. به این ترتیب مالینوفسکی معتقد بودکه معنی هر گفتار   تنها در بافت موقعیت آن مشخص می شود و بنابراین معنی را با کاربرد برابر می دانست .( فرانسیس دنین [7]، 1967 ، 300)

ج . آر. فرث برخلاف دیگر زبان شناسان که جمله را داده اصلی در بررسی زبان می دانستند متن زبانی را در بافت موقعیت به عنوان داده و واحد بررسی در نظر گرفت و به ویژه بر تحلیل نوایی متن تاکید داشت. (مالم کایر ، 2000 ، 314 )

فرث بافت موقعیتی را تنها ابزار بیانگر معنی نمی دانست بلکه آن را به عنوان یکی از ابزارها یا  روش های توصیفی زبان تلقی می کرد،همچنان که دستور را نیز ابزار دیگری، البته با شکلی متفاوت ولی با ماهیت  انتزاعی مشابه، برای توصیف زبان می دانست. زیرا در نظر او زبان شناسی سلسله مراتبی متشکل از چنین روش هایی است که همگی بیانگر مسئله معنی متن هستند ( فرانسیس دنین ، 1967 ، 306)

فرث تاکید می کند که بررسی زبان بر پایه بافت موقعیت مستلزم این است که بافت موقعیت همراه با متن زبانی مورد نظر تحلیل شود

در تحلیل درونی متن زبانی، فرث سطح یا سطوح تحلیل آوایی، تحلیل واژگانی ، تحلیل دستوری و  تحلیل موقعیتی را مطرح می نماید. به عقیده فرث “معنی” ترکیبی از روابط بافتی است که علاوه بر محیط اجتماعی و بافت موقعیتی خاص نقش های آوایی ، صرفی و نحوی را نیز شامل می شود( فرث، 1957 ، 20-19)

2-3-4 نظریه کنش گفتار و گفتمان

نظریه کنش گفتار یکی از نظریاتی است که در تکوین و تکامل تحلیل کلام نقش به سزایی داشته است. جین آستین فیلسوف دانشگاه آکسفورد نخستین کسی بود که این نظریه را در دهه 1930 ارائه نمود و به نقش های فعل و به تبع آن جملات در فرایند کلام اشاره کرد. به گفته وی “فعل” در بسیاری موارد فقط مبادله اطلاعات نمی کند بلکه با خود عمل معادل است . برای مثال وقتی شخص می گوید «معذرت می خواهم» عمل معذرت خواهی درست موقعی به وقوع می پیوندد که شخصی  این جمله را به زبان می آورد و نه قبل از آن، در چنین مواردی گفتن برابر با “کنش” است و گوینده با به زبان آوردن این جمله کاری را انجام میدهد. آستین این فعل ها را کنشی نامیده وآنها را از جمله های قطعی [8] که بیانگر واقعیتی یا توصیف کننده وضعیتی هستند متمایز نموده است. (آستین1962،5-3)

سرل در سال 1975 در مقاله ای تحت عنوان کنش های گفتاری غیر مستقیم [9] بین معنای مورد نظر گوینده. و معنای جمله تمایز قائل می شود. در استعاره ها، طعنه ها، کنایات ، اشارات ، این دو معنا به گونه ای مختلف از یکدیگر باز شناخته می شوند. به عنوان مثال در یک گفته تحت اللفظی منظور گوینده  دقیقاً همان معنای جمله است بنابراین منظور با معنای جمله  منطبق است. در حالی که در یک گفته استعاری گوینده می گوید که s همان p است اما از لحاظ استعاری منظورش این است کهs باRبرابراست .بنابراین درک معنای این گفته وابسته به درک معنای منظور گوینده جمله است (سرل ، 1979 ، 22 )

اینکه هر کس به جای استفاده از کنش مستقیم مایل به استفاده از کنش غیر مستقیم می باشد ناشی از ملاحظات رعایت ادب است، با بیان عبارتی نظیر ”  can you” در حالت در خواست غیر مستقیم هدف گوینده ، آگاهی یافتن از توانایی های مخاطب نیست بلکه وی را در پذیرفتن و یا رد کردن تقاضا آزاد می گذارد. (همان)

خلاصه اینکه معرفی نظریه کنش گفتار منجر به افزودن بعد جدیدی در مطالعات زبانی شد و معنا شناسی دو بعدی را تبدیل به منظور شناسی سه بعدی کرد که در آن بررسی مقبولیت عناصر زبانی در چهارچوب معنا شناسی دو بعدی منتزع از شرایط و اوضاع اجتماعی و محیطی ممکن نبوده و تنها در چهار چوب منظور شناسی سه بعدی است که می توان درباره مقبولیت این عناصر نظر داد. در واقع افزودن این بعد جدید به مطالعات زبانی است که عمده ترین ره آورد نظریه کنش زبانی به تحلیل کلام محسوب می شود. ( لطفی پور ، 1373 ، 15 )

2-3-5 منظور شناسی

پیرامون منظور شناسی صاحب نظرانی همچون گرایس (1975،1978) ، سرل (1969)، وندایک (1980)، کاپلند(1999)، دیوید کریستال (1992) سخن گفته اند. این مرحله نیز یکی دیگر از مراحل سیر تکاملی تحلیل کلام می باشد. منظور شناسی عبارت است از مطالعه اصول و قوانین حاکم بر زبان در شکل کاربردی آن، و به عنوان نقطه مقابل دیدگاهی است که زبان را پدیده‌ای انتزاعی حاوی قوانین ذهنی شده، مانند قوانین دستور زبان و روابط موجود بین نظام های انتزاعی و ذهنی زبان از یک طرف و کاربرد زبان از طرف دیگر می داند. (لوینسون ، 1983 ، 100 )

براون ویول (1998 ، 91) بررسی معنای مورد نظر سخنگو را منظور شناسی می نامند. مالم کایر (2000 ، 355 ، 354 ) معتقد است که تحقیقات پیرامون منظور شناسی اولاً ریشه در فلسفه زبان طبیعی یا همان نظریه کنش گفتار سرل و آستین و ثانیاً در نظریه تلویحی[10] گرایس دارد

 کار اصلی منظور شناسی عبارت است از مطالعه ارتباط بین نشانه ها و کاربرد آن‌ها و جدا کردن  منظور شناسی از روان شناسی و علوم اجتماعی، اطلاعات کمی در خصوص هدف نهایی توصیف و تفسیر در اختیارمان قرار می دهد (وندایک، 1989 ، 189 )

2-3-5-1 نظریه استنباطی گرایس

این نظریه نقش ارتباطی جمله ها و چگونگی کاربرد زبان در ارتباط با انسان ها را مورد بررسی قرار می دهد و از این نظر در منظورشناسی و تحلیل کلام جایگاه ویژه ای دارد. بر اساس این نظریه دلیل پیشرفت جریان مکالمه، تبعیت انسان از قراردادهایی است که به قصد همکاری هر چه بیشتر صورت می گیرد. گرایس (1975) این قرار داد را آئین همکاری می نامد .وی آن را در چهار اصل تحت عنوان راه‌کارهای مکالمه‌معرفی می نماید. این چهار اصل عبارتند از

الف)اصل کیفیت

گوینده در یک مکالمه باید راست بگوید. آنچه را فکر می کند دروغ است نگوید و در باره آنچه اطلاعات کافی ندارد سخن نگوید

     ب)اصل کمیت

گوینده باید اطلاعاتی بدهد که برای مکالمه لازم است نه زیاد و نه کم

     ج) اصل ارتباط

آنچه گوینده می گوید باید به موضوع مربوط باشد

     د)اصل روش

گوینده باید واضح، منظم و خلاصه سخن بگوید و از هرگونه ابهام دوری کند (یول ، 1988 ، 119 – 107)

با توجه به اطمینان هردو طرف به رعایت همکاری، هرگونه تخلف ظاهری از هریک از اصول فوق، نشانه طفره رفتن گوینده یا گریز وی تلقی می شود که مخاطب را به دنبال استنباط پیام و معنایی به جز آنچه که در صورت جمله ادا شده است، هدایت می کند. در چنین حالتی مخاطب با توجه به شرایط محیط و عوامل حاکم بر بافت سخن به سوی پیام مورد نظر گوینده هدایت می شود. چنین پیامی که خارج از محدوده معنا شناسی عناصر زبانی به کار رفته در کلام گوینده و غیر از آنچه به طور مستقیم به زبان وی جاری شده شکل می گیرد، “تلویح” نامیده می شود (لطفی پور، 1371 ، 19 )

نظریه گرایس به لحاظ اینکه نحوه پیدایش پیامهاو معانی را خارج از چارچوب معنی شناسی محض و با توجه به اصول کلام و شرایط برون زبانی حاکم بر بافت موقعیتی، اجتماعی و محیطی مورد بررسی قرار می دهد در شکل گیری تحلیل کلام نقش به سزایی داشته است. (همان)

2-3-6 نظریه دل هایمز

یکی دیگر از دیدگاههایی که در پیدایش تحلیل کلام نقش موثری داشته است، آراء دل هایمز است .(لطفی پور، 1372 ، 23 ). هایمز (1974) مردم شناس آمریکایی برای اولین بار اصطلاح ارتباط قوم نگارانه [11]را مطرح کرد. ارتباط قوم نگارانه به بررسی این موضوع می پردازد که افراد جامعه باآنکه به طبقات خاصی با فرهنگ خاص خود تعلق دارند چگونه با یکدیگر گفتگو می کنند و چگونه روابط اجتماعی حاکم بر افراد بر انتخاب گونه زبانی که به کار می برند تاثیر می گذارد و یا موضوعاتی همچون، روابط بین کودکان و بزرگسالان، مصاحبه ها، مکالمات تلفنی، رعایت نوبت سخن گفتن چگونه بین گوینده و شنونده تنظیم می شود. (لطفی پور، 1372 ، 23 )

در دهه های 1960 و 1970 نوام چامسکی رویکرد صورتگرایی را به عنوان عکس العملی در مقابل رویکرد ساختگرایی بلومفیلد [12] اتخاذ نمود. نوام چامسکی (1965) مفهوم توانش زبانی را به عنوان دانش درونی شده قواعد یک زبان همراه با تبلور آن ، که او آن را کنش زبانی می نامد، در مقابل هم مطرح نمود. دل هایمز نیز زبان را به عنوان دانش معرفی نمود، اما جنبه محسوس آن را به جنبه های جامعه شناسی زبان که بر خاسته از توانش ارتباطی است دادو مفهوم توانش ارتباطی را مطرح نمود. هایمز(1972، 277) معتقد است: کسی که دارای توانش ارتباطی است باید بداند که یک صورت زبانی تا چه حد مناسب یک بافت اجتماعی معین است و نیز از میزان بسامد و تازگی یا کاربرد یک صورت زبانی و میزان احتمال وقوع آن با اطلاع باشد. از نظر او تعریف توانش زبانی انسانها به صورتی که در زندگی روزمره آن ها مورد استفاده قرار می گیرد باید از توصیف جمله های دستوری فراتر رود. او اذعان می‌دارد که ما باید این واقعیت را توجیه و تبیین نمائیم که کودک در شرایط عادی و طبیعی دانش جمله های زبان را نه تنها از نظر دستوری بودن ، بلکه از نظر مناسب بودن نیز کسب می نماید. کودک این توانش را کسب می کند که چه وقت در باره چه کسی ، کجا، کی و چگونه صحبت نماید. کودک صاحب توانایی ای می شود که بتواند مجموعه ای از کنشهای زبانی را اجرا کند. در این رویدادهای زبانی شرکت کند و اجرای این کنشها و رویدادها توسط دیگران را مورد ارزیابی قرار دهد

علاوه براین ، این توانش با نگرش ها، ارزش ها و انگیزه های مرتبط با زبان و ویژگی ها و کاربردهای آن رابطه نزدیکی داشته و با توانش در مورد رابطه بین زبان و سایر ابزارهای رفتار ارتباطی و موضع گیری در مقابل این رابطه مرتبط است

بدین ترتیب هایمز بابسط زبانی، صحت یک صورت زبانی را تنها به صورت دستوری کافی ندانسته بلکه کاربرد صحیح آن را در چارچوب قوانین و قراردادهای اجتماعی و فرهنگی نیز ضرورری می داند. این روش بررسی و توصیف کاربرد صورت های زبانی وتوانش ارتباطی روش « قوم نگاری گفتار » نام گرفته است. در چار چوب این روش واحد بررسی و تحلیل زبان تنها جمله نیست بلکه رویداد گفتاری [13] است. از نظر هایمز(1972) رویداد گفتاری یک تعامل اجتماعی است که در آن زبان نقشی عمده ایفا می کند . البته در اکثر فعالیت های انسانی گفتار یا زبان به کار می رود، ولی تنها درپاره ای از آن ها گفتار و یا قوانین تعامل زبانی تعیین کننده خود تعامل به حساب می آیند. در یک محاکمه، سخنرانی، دفاع از، پایان نامه دانشگاهی ، مصاحبه و یا مکالمه تلفنی نقش زبان و گفتار حیاتی است و بدون وجود آن رویداد یا تعامل موجودیت خود را از دست می دهد. در پاره ای دیگر از تعاملات اجتماعی مانند رویدادهای ورزشی یا رفتن به گردش، زبان نقش چندان عمده ای ایفا نمی کند. هایمز  این گونه تعاملات را موقعیت های گفتاری می نامد. در واقع رویداد گفتاری که ریشه در عوامل و شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد، تعیین کننده قوانین حاکم بر تعاملات زبانی است. واحد زبانی در هر رویداد، کنش زبانی است نه جمله. البته نحوه‌ی اجرای هر کنش زبانی و نیز آرایش کنش های زبانی در چارچوب رویداد گفتاری مربوطه تعیین می گردد.(فیگوئرا، 1994 ، 67-64 )

  2-4 رویکرد نقش گرای مایکل هلیدی

     با توجه به این نکته مهم که بخش اعظم مفاهیم و ابزارهای تجزیه و تحلیل کلام مورد استفاده در تحقیق حاضر، از ابزارهای معرفی شده در روش هالیدی می باشد و با توجه به نقش موثر این زبان شناس برجسته در تجزیه و تحلیل کلام ، در این قسمت از تحقیق به معرفی رویکرد وی می پردازیم

برجسته ترین نظریه پرداز رویکرد نقش گرایی، مایکل هلیدی با الهام از مفهوم بافت موقعیت و نیز نظریه نظام ساختی جی. آر . فرث، زبان شناسی سازگانی یا نظام مند _ نقشی را معرفی کرد که به رویکردی موفق در عرصه تحلیل متون تبدیل شد

زبان شناسی نظام مند نقشی به اعتقاد روبینز دستور هر زبانی را مجموعه پیچیده ای از نظام هایی به شمار می آورد که سخنگویان  هر زبان باید در درون آنها به انتخاب بپردازند. این نظام ها برخی متوالی و برخی همزمان هستند. سخنگو از طریق این نظامها، گفته ای را تولید میکند وشنونده گفته را در می یابد(روبینز، 1378 ، 464)

در این رویکردزبان شناختی دو مفهوم بنیادین مستتر است که نام این رویکرد از آنها گرفته شده است : نظام و نقش (هلیدی، 1985 ، xiii )

در مورد “نظام” توضیح اینکه هر زبان نظامی از معانی است که با صورت همراه می شود و در واقع با کمک صورت، معانی تظاهر پیدا می کنند.  در مورد “نقش” اینکه هلیدی دو مفهوم از آن در نظر دارد: الف) نقش های دستوری ب) نقش های زبانی او همه نقش های زبان را نقشهای اجتماعی می داند.(همان)

هلیدی دستور خود را دستور نقش گرا می داند زیرا چهار چوب مفهومی آن بیشتر نقش گراست تا صوری. اودر تفسیر سه مفهوم ، متن ، نظام ،   وعناصر ساختار زبان شناختی، نقش را مد نظر دارد (هلیدی، 1985 ، xiii)

2-4-1جایگاه معنا و دستور در این رویکرد

از نظر هلیدی (1994 ، xvii) زبان به عنوان یک نظام معانی به همراه صورت هایی است که از طریق آن صورت ها، معانی تشخیص داده می شوند. از نظر او زبان نظامی برای ساختن معانی است که دستور و معنی شناسی در نزد او صرفاً به معانی واژگان محدود نمی شود بلکه یک نظام کامل از همه معانی موجود در یک زبان است و این معانی همانقدر بوسیله دستور زبان تعیین می شود که به وسیله واژگان . در حقیقت در این رویکرد معانی در قالب عبارت پردازی [14] رمز گذاری می شوند. به عبارتی دیگر رشته ای از عوامل دستوری و یا واحدهای نحوی شامل عناصر واژگانی چون افعال و اسامی و عناصر دستوری مانند حروف تعریف if, of, the ودر تعیین معنا نقش دارند. در رویکرد نقش گرای هلیدی رابطه بین معنی و عبارت پردازی یک امر قرارداری نیست بلکه صورت های دستوری به طور طبیعی با معانی که رمزگذاری می شوند، ارتباط دارند

هلیدی (1994، xviii) رابطه بین دستور و معنا شناسی را طبیعی می داند نه قرار دادی. بدین صورت که ارتباط بین معنا و کلام در مرحله صورت اولیه یا صورت فرضی زبان قرار دادی بوده است. به عبارتی هیچ ارتباط طبیعی بین معنای جمله ای مانند « من آن را می خواهم »ویا « آن را به من بده » یا آواهایی چون «ماما» یا «نانا» که اغلب به وسیله کودک ده ماهه تولید می شود وجود ندارد. برای شروع و تکامل نظام زبان ، این گونه قراردادهای اولیه ضروری است . در غیر این صورت، مسئله ارتباط تنها به تعداد اندکی معانی که برای آنها، نشانه های طبیعی وجود دارد محدود می شد. بنابراین دستور واژگان شامل یک نظام نشانه ای طبیعی است و این تفکر در دیدگاه نقش گرایی هلیدی به خصوص تجزیه و تحلیل کلامش نقش بنیادین دارد. دستور نظام مند- نقشی هلیدی به معنا اهمیت و اولویت می بخشد و آن را در راس مدل سطحی خود قرار می دهد که این سه سطح عبارتند از 1) معنی[15] 2) بیان[16] 3) نظام آوایی زبان[17]  (هلیدی ، 1985 ، xiii)

    مفهوم معنا در نظریه، نظام مند – نقشی در سه فرا نقش[18] تجلی می یابد: فرا نقش اندیشگانی [19] فرا نقش بینا فردی [20] و فرا نقش متنی.[21] هلیدی ایفای نقش فرا نقش ها را در بند محقق می داند. از نظر او” بند” واحد تجزیه و تحلیل متن است. فرا نقش بینا فردی به مفاهیمی چون “نمود”، “وجهیت” و” ارزیابی” می پردازد و همه انتخابهایی را که در بیان معانی بینا فردی داریم، توصیف می کند. فرا نقش اندیشگانی شامل مفاهیمی چون “شرکت کننده” ،” فرایند “و” موقعیت” می شود و چگونگی ارجاع به موجودیت ها و وقایع را توصیف می کند. فرا نقش متنی شامل مفاهیمی چون” مبتدا” ،” خبر” و” انسجام” می شود وترتیب گروهها و عبارات را در بند باز می نمایاند( هلیدی ، 1985 xiii)

 تامپسون (1996 ، 35 ) از فرا نقش چهارمی به نام «فرا نقش منطقی»سخن به میان می آورد که مجموعه ای از بندها را به هم ربط می دهد در حالی که سه فرا نقش اول درون یک بند ایفای نقش می کنند. در این رویکرد، هر عنصری از زبان با ارجاع به نقش آن در سیستم کلی زبان تعریف و تبیین می شود. بر این اساس دستور نقشی، چیزی است که همه واحدهای زبان (بندها، عبارت، واژگان و;) را به عنوان عنصری که در قالب و شکل دهی نقش ها دخالت دارند با هم می بینند و در ارتباط با یکدیگر تفسیر می کنند.( هالیدی 1985،xiii  )

     هلیدی خود در توضیح این دستورچنین می گوید : این دستور یک دستور نقش گراست زیرا براساس چگونگی کاربرد زبان طراحی شده است

 هر متنی فراگفتاری یا فرانوشتاری، دربافت کاربردی، مفهوم خود را باز می یابد. علاوه بر این، کاربرد بیش از ده ها هزار نسل در طی اعصار تاریخ است که  نظام زبان را به وجود آورده است و در طی این اعصار، زبان برای ارضاء نیاز انسان بتدریج رشد کرده است و بر اساس نقشی که در ارتباط با نیازها ایفا می کند سازماندهی شده است(هالیدی، 1985، xiii)

2-5 از تحلیل کلام به تحلیل کلام انتقادی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله چارلز دیکنز در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله چارلز دیکنز در فایل ورد (word) دارای 13 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله چارلز دیکنز در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله چارلز دیکنز در فایل ورد (word)

مقدمه  
نوع نگارش آثار دیکنز  
شرح حال زندگی چارلز دیکنز  
در مسیر زندگی  
زندگی جدید  
نتیجه گیری  
منابع و مآخذ  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله چارلز دیکنز در فایل ورد (word)

– چارلز دیکنز اثر یونا پاپ هنسی Una – pope – Hennessy

– مقدمه ی کتاب آرزوهای بزرگ اثر دیکنز

– حاشیه ی کتاب داستان دوشهر اثر دیکنز

–  نظریه ی سیروس پرهام

مقدمه

تحقیق حاضر گریزی است به زندگی و دوران کودکی و نوجوانی نویسنده ای بزرگ و مردم پذیر که  در دوران کودکی اش شاید لحظه ای روی آرامش و آسودگی را به خود ندید و این ناآرامی ها بود که از وی مردی ساخت بسیار بزرگ که در آثارش ژرف ترین و دردناک ترین عواطف بشری را برمی انگیزاند و هیچ نویسنده دیگر انگلیسی نتوانسته است به اندازه او بی شمار شخصیت هایی بیافریند که برای همیشه در ذهن و خاطره خواننده باقی بماند و از جمله قهرمانان دنیای عاطفی او شوند

نوع نگارش آثار دیکنز

چارلز دیکنز ( 1870 – 1812 ) از بزرگترین نویسندگان انگلستان و مقبول ترین داستان پردازان روزگار خود بود که در آثارش تصویری واقعی از روابط اجتماعی انگلستان قرن نوزدهم، دوران اوج شکوفایی صنعتی و استعماری انگلستان، ترسیم می کند و به ویژه به وضع فلاکت بار و غیر انسانی قشرهای پایین جامعه در آن روزها می پردازد. بیشترین توجه دیکنز به گزندهایی است که وجود نازک کودکان چنین قشرهایی را می آزارد و دیکنز، چون خود کودکیِ سختی را گذرانده بود، در شرح مشقت های زندگی آنان چیره دست است

از جمله بزرگ ترین ویژگیهای قهرمانان آثار دیکنز، حالت بسیار زنده و واقعی آنان و پیوند بسیار نزدیکشان با زندگی همه ی انسانهاست. فعالیت یک نفر در بطن جامعه پر تلاطم قرن نوزده انگلیس، حرفه ی روزنامه نگاری و به ویژه نوشتن داستان به صورت پاورقی در نزدیک کردن داستان های او به فضای زندگی واقعی بسیار مؤثر بوده است. نوشتن پاورقی به او این امکان را می داد که پیاپی با واکنش های خواننگان خویش و نظر آنان درباره ی جنبه های مختلف کارش آشنا شود و آن واکنش ها را در نوشتن آثارش در نظر داشته باشد

                                              

       شرح حال زندگی چارلز دیکنز

 و « این هم حقیقتی است تلخ که حتی اشخاص بزرگ نیز اقوام تهیدست دارند. » حقیقت این است که چارلز دیکنز، این مرد بزرگ نیز جز اقوام تهیدست چیزی در جهان نداشت، آن هم در روزگاری که بر خلاف عصر حاضر موقعیت اجتماعی خانواده و سوابق آن تعیین کننده وضع اجتماعی طفل بود. پدرش جان دیکنز در اطاق خدمتکاران یکی از خانواده های بزرگ آن روز پرورش یافت و شاید همین امر است که دیکنز را نسبت به طبقه اشراف که هیئت حاکمه ی آن روز از میانشان بر می خاست و همچنین نسبت به حمایتشان بدبین می سازد

درباره ی جان دیکنز و احوال شخصی وی گزارش های جامعی در دست نیست. یکی از زنان دوست خانواده از او به عنوان آدم « خوش پُز » یاد می کند که خوب می پوشید. چارلز بعدها به لحنی بسیار محبت آمیز، لحنی که هرگز شامل مادرش نشد، از وی سخن می دارد ولی اغلب از دست ناراحتی ها و گرفتاری های مالی او می نالد، زیرا جان دیکنز به ظاهر آدمی است بی مسلک که در مسائل مالی درک و شعور چندانی ندارد و بیشتر پولش را صرف خرید مشروبات گرانقیمت الکلی می نماید و بعد ها هم به علّت بدهی ای که به یک مشروب فروش داشت به زندان « پرت سی » افتاد

به هر حال، لحظه ای در زندگی چارلز وجود نداشت که در خانواده صحبت گرفتاری و ناراحتی مالی نباشد و لحظه ای نبود که به آینده ی خویش امیدوار باشد و شاید همین روزها بود که بعد ها او را بر آن داشت که به هر قیمت که هست آینده محکم و قابل اعتمادی برای خود تأمین کند

زمانی که چارلز هشت ساله بود، درآمد سالانه خانواده در حدود 350 لیره و یا مبلغی معادل 700 لیره امروز بود. چارلز و خواهرش « فانی » در چاتهام به مدرسه می رفتند. پرستارشان خانم « مری ولر » می گوید: « چارلز کرم کتاب بود و در اوقات فراغتی که داشت آنی کتاب را از دست نمی نهاد. » در همین اوان، جان دیکنز به رغم بی پولی و گرفتاری مالی که داشت چند مجلد کتاب ارزان قیمت خرید. از جمله دن کیشوت، تام جونز، رابینسون، هزار و یکشب و ; اما باید گفت که ترجم « اسمولت » از جیل بلاس بود که دنیای داستان های پیکارسک را بر روی دیکنز گشود

دیکنز داستان دوستی خود را با این دوستان عزیز در یکی از بخش های دیوید کاپرفیلد به تفصیل شرح می دهد و می گوید

« این دوستان تخیل و امیدم را در قلمروی ورای زمان و مکانی که در آن می زیستم زنده نگه می داشتند، اینان در دوران سختی مای تسکین و تسلّای خاطرم بودند;. به مدت یک هفته تمام خویشتن را « تام جونز » می پنداشتم و خاطر « رودریک راندم » به مدت یک ماه تمام لاینقطع ذهنم را به خود مشغول می داشت. »

بعدها نیز هر وقت به این کتاب ها می اندیشید، صحن جالبی در پیش روی دید باطنش جان می گرفت و بر می خاست. صحنه ای از بعد از ظهری تابستانی

«کودکان دیگر در حیاط کلیسا بازی می کردند و من روی تختخوابم نشسته بودم و می خواندم تو گویی تا ابد خواهم خواند. » و همین خواندن ها بود که درِ دنیای بیکرانی از ماجرا و تخیّل را به روی این کودک حساس گشود.

 در مسیر زندگی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله بررسی سروده های امیران اموی در آندلس در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله بررسی سروده های امیران اموی در آندلس در فایل ورد (word) دارای 93 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله بررسی سروده های امیران اموی در آندلس در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله بررسی سروده های امیران اموی در آندلس در فایل ورد (word)

مقدمه
فصل اول : تا ریخ آندلس
1-1 آندلس
1-2 فتح آندلس
1-3 از فتح تا برپایی حکومت اموی
1-4 حکومت اموی از برپایی تا سرنگونی
1-4-1 عصر امارت
1-4-2 عصر خلافت
فصل دوم : شعر آندلسی
1-2 شعر آندلسی
2-2 ویژگی های شعر آندلسی
2-2-1 شعر موشح
2-2-2 شعر زجل
فصل سوم : شعر امرای اموی در آندلس
3-1 عبدالرحمن الداخل (صقر قریش)
3-1-1 اشعار غنایی (احساسی)
3-1-2 اشعار سیاسی
3-1-3 ویژگی شعری
3-2 هشام بن عبد الرحمن الداخل
3-2-1 ویژگی شعری
3-3 الحکم بن هشام (الربضی)
3-3-1 اشعار حماسی
3-3-2 غزلیات
3-3-3 ویژگی شعری
3-4 عبدالرحمن الثانی بن الحکم المعروف بالاوسط
3-4-1 غزلیات
3-4-2 شعر حکمی
3-4-3 ویژگی شعری
3-5 محمدبن عبدالرحمن الثانی
3-5-1 غزل
3-5-2 ویژگی شعری
3-6 عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن الثانی
3-6-1 غزلیات
3-6-2 زهدیات
3-6-3 هجو
3-6-4 ویژگی شعری
3-7 عبدالرحمن الثالث بن محمد الملقب بالناصر
3-7-1 ویژگی شعری
3-8 الحکم الثانی بن عبد الرحمن الناصر (المستنصر)
3-8-1 غزلیات
3-8-2 ویژگی شعری
3-9 محمدبن هشام بن عبد الجبار بن الناصر (المهدی)
3-9-1 ویژگی شعری
3-10 سلیمان بن الحکم الثانی بن الناصر (المستعین بالله)
3-10-1 شعر سیاسی
3-10-2 غزلیات
3-10-3 ویژگی شعری
3-11 عبدالرحمن بن هشام (المستظهر بالله)
3-11-1 غزلیات
3-11-2 ویژگی شعری
نتیجه گیری
فهرست منابع و ماخذ
ملخص الاطروحه

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله بررسی سروده های امیران اموی در آندلس در فایل ورد (word)

1-قرآن کریم

2-ابن ابار،ابی عبدالله محمدبن عبدالله ابی بکرالقضاعی،الحله السیراء،حققه وعلق حواشیه الدکتورحسین مونس،

1963 م،الجزءالثانی،الطبعه الاولی،دارالمعارف

3- ابن اثیر،عزالدین أبی الحسن علی بن ابی الکرم الشیبانی، الکامل فی التاریخ ،1994م ،الجلدالرابع والخامس و السابع ، الطبعه الرابعه،بیروت،داراحیاءالتراث

4-ابن بسام،ابوالحسن علی الشنترینی ، الذخیره فی محاسن اهل الجزیره ،تحقیق سالم مصطفی البدری، 1998م، الجزءالاول،الطبعه الاولی،بیروت،دارالکتب العلمیه

5-ابن خطیب،لسان الدین ،اعمال الاعلام فیمن بویع قبل الاحتلام من ملوک الاسلام و مایتعلق بذلک من الکلام ، تحقیق سید کسروی حسن ، 2003م،الجزءالثانی،الطبعه الاولی،بیروت،دارالکتب العلمیه

6-ابن خطیب،لسان الدین،الاحاطه فی أخبارغرناطه،حقق نصه ووضع مقدمته وحواشیه محمدعبدالله عنان، 1975م ، المجلد الاول ، الثانی ، الثالث ، الطبعه الاولی،القاهره،مکتبه الخانجی

7-ابن خلدون ، عبدالرحمن بن محمد ، العبر،1366، ترجمه عبدالمحمدآیتی ، جلدسوم ،چاپ اول،موسسه مطالعات وتحقیقات فرهنگی

8-ابن خلدون ، عبدالرحمن بن محمد ، المقدمه ،1981 م،المجلدالثانی ، الطبعه الاولی ، بیروت،دارالفکر

9-ابن خلکان،ابی العباس شمس الدین احمدبن محمدبن ابی بکر،وفیات الأعیان وانباءابناءالزمان،1364،المجلدالرابع،الطبعه الثانیه،قم،منشورات شریف رضی

10-ابن سعیدالمغربی،علی بن موسی،المغرب فی حلی المغرب،حققه وعلق علیه الدکتورشوقی ضیف، 1964م،الجزءالثانی،مصر،دارالمعارف

11-ابن عبدربه ، احمدبن محمدالاندلسی ، العقدالفرید ، تحقیق محمدسعیدالعریان ،1953 م ، المجلدالرابع ، بیروت

12-ابن عذاری المراکشی،ابوعبدالله محمد،البیان المغرب فی الأخبارالاندلس والمغرب ، نشر و تحقیق ج.س کولان لیقی پروقنسال ،1951 م ، الجزءالثانی ،بیروت ، دارالثقافه

13-ابن قوطیه ، ابوبکرمحمد ، تاریخ افتتاح الاندلس ، تحقیق ابراهیم الأبیاری ، 1982 م،بیروت دارالکتاب اللبنانی

14-ابن کردبوس ، ابومروان عبدالملک ، تاریخ الاندلس ،1971 م ، معهدالدراسات الاسلامیه

15-ابن منظور،الامام العلامه ابی الفضل جمال الدین محمدبن مکرم،لسان العرب،بی تا،المجلدالحادی العشر،بیروت،دارصادر

16-آیتی،محمدابراهیم،آندلس یاتاریخ حکومت مسلمین دراروپا،1367،انتشارات دانشگاه تهران

17-بدر،احمد،تاریخ المغرب والاندلس،1980م

18-بستانی ، بطرس ، ادباءالعرب فی الاندلس وعصرالانبعاث ، 1988م ، المجلدالثالث ، طبعه جدیده منقحه،دارنظیرعبود

19-بستانی ، بطرس ، دائره المعارف وهوقاموس عام لکل فن ومطلب ، بی تا ، المجلدالرابع ، بیروت،دارالمغرقه

20-بلاذری،احمدبن یحیی بن جابر،فتوح البلدان،1959م،قاهره ، المکتبه التجاریه الکبری

21-بیضون ،  ابراهیم ، الامراءالامویون الشعراءفی لأندلس ،  1987، بیروت ، دارالنهضه العربیه

22-جیوسی ، سلمی خضراء ، الحضاره العربیه الاسلامیه فی الاندلس ،1998 م ، المجلدالاول ،الطبعه الاولی،بیروت

23-حجی ، عبدالرحمن علی ، التاریخ الاندلس من الفتح الاسلامی حتی سقوط

غرناطه،1997،الطبعه الخامسه،دمشق ، دارالقلم

24-حلو،سلیم،الموشحات الاندلسیه نشاتها وتطورها،قدم له الدکتوراحسان عباس،1965م،الطبعه الاولی،بیروت،منشورات دارمکتبه الحیاه

25-حمیدی،ابوعبدالله محمدبن فتوح،جذوه المقتبس فی تاریخ علماءالاندلس ، تحقیق ابراهیم الأبیاری،1989م،الجزءالاول،الطبه الثانیه،قاهره،دارالکتب المصری

26- حمیری،ابوعبدالله محمدبن عبدالمنعم،صفه جزیره الاندلس،1937،القاهره

27-خفاجی ، محمدعبدالمنعم ، الادب الاندلسی التطوروالتجدید ،1992 م،الطبعه الاولی،بیروت،دارالجیل

28-دایّه ، محمدرضوان ، تاریخ النقدالادبی فی الاندلس ،1981 م،الطبعه الثانیه ، موسسه الرساله

29-دوزی،رینهرت،المسلمون فی الاندلس،1998م،ترجمه وتعلیق حسن حبشی،الهیئه المصریه للکتاب

30-دینوری،ابن محمدعبدالله بن مسلم ابن قتیبه،الامامه والسیاسه وهومعروف بتاریخ الخلفاء،تحقیق الدکتورطه محمدالزّینی،1967م،الجزءالثانی

31-رافعی ، مصطفی صادق،تاریخ آداب العرب،راجعه واعتنی به دکتردرویش الجویدی،2000م،الجزءالثالث،الطبعه الاولی،المکتبه المصریه

32-رکابی،جودت،فی الادب الاندلسی ،1980م،مصر،دارالمعارف،مکتبه الدراسات الادبیه

33-زبیب ، نجیب ، الموسوعه العامه لتاریخ المغرب والاندلس ، 1995م ، الجزءالثانی ، الطبعه الاولی ، بیروت،دارلأمیر

34-زرکلی ، خیرالدین ، الاعلام قاموس التراجم لاشهر الرجال والنساء ،1992 م ، الجزءالرابع ، الطبعه العاشره،دارالعلم للملایین

35-سالم ، عبدالعزیز ، قرطبه الحاضره الخلافه فی الاندلس ،1971 م، الجزءالاول،بیروت،دارالنهضه العربیه

36-سالم ، عبدالعزیز ، تاریخ المسلمین وآثارهم فی الاندلس ،1962 م ، بیروت،دارالنهضه العربیه

37-سعدون ، نصرالله ، تاریخ العرب السیاسی فی الاندلس ، 1998م،الطبعه الاولی،بیروت،دارالنهضه العربیه

38-شامی ، یحیی ، موسوعه شعراءالعرب ،1999 م ، الجزءالثانی ، الطبعه الاولی ، بیروت،دارالفکرالعربی

39-صاعد ، قاضی ابوالقاسم ، ترجمه التعریف بطبقات الأمم ، تحقیق دکترغلامرضاجمشیدنژاداول ،1383،چاپ اول

40-صفدی ، صلاح الدین خلیل بن أیبک ، الوافی بالوفیات ، تحقیق واعتناءالأرناودواترکی مصطفی ، 1991م ، المجلدالثامنه عشره ، بیروت ، داراحیاءالتراث العربی

41-ضبی،بغیه الملتمس فی تاریخ رجال اهل الاندلس ، تحقیق ابراهیم الأبیاری ،1989 م،الجزءالاول،الطبعه الاولی

41-ضیف ، شوقی ، تاریخ الادب العربی عصرالدول والامارات الاندلس ،1960 م ، الطبعه الثالثه،دارالمعارف

42-ضیف ، شوقی ، الفن ومذاهبه فی الشعرالعربی ، بی تا ، الطبعه الثانیه عشره ، دارالمعارف،مکتبه الدراسات الادبیه

44-طیبی ، أمین توفیق ، دراسات وبحوث فی تاریخ المغرب والاندلس ،198 م ، الجزءالثانی ، الدار العربیه للکتاب

45-عبادی،احمدمختار،فی تاریخ المغرب والاندلس،1978م،بیروت،دارالنهضه العربیه

46-عباس ، احسان،تاریخ الادب الاندلسی،عصرسیاده قرطبه ،1985 م،الطبعه السابعه ،بیروت،دارالثقافه

47-عتیق ، عبدالعزیز ، الادب العربی فی الاندلس،1976م،دارالنهضه العربیه

48-عریس ، محمد ، موسوعه شعراءالعصرالاندلسی ،2005 م ، الطبعه الاولی ، بیروت ، دارالیوسف

 49-عنان ، محمدعبدالله ، تاریخ دولت اسلامی دراندلس ،1366،ترجمه عبدالمحمدآیتی ،جلداول،چاپ اول،انتشارات کیهان

50-فاخوری،حنا،الموجزفی الادب العربی وتاریخه،1991م،المجلدالثالث ، الطبعه الثانیه،بیروت،دارالجلیل

51-فاخوری،حنا،تاریخ الادب العربی،1383،چاپ سوم،تهران،انتشارات توس

52-فروخ ، عمر ، تاریخ الادب العربی ، الادب فی المغرب والاندلس ،1992 م،الجزءالرابع،الطبعه الثالثه،دارالعلم للملایین

53-قرطبی،ابن حیان،المقتبس من أبناءاهل الاندلس،حققه وقدم له وعلق علیه الدکتورمحمودمکّی،1973م،بیروت، دارالکتاب العربی

54-گوستاولوبون فرانسوی،تمدن اسلام وعرب،1334ش،ترجمه فخرداعی،چاپ چهارم

55-مراکشی ، عبدالواحدبن علی ، المعجب فی تلخیص أخبارالمغرب ، تقدیم للدکتورممدوح حقّی ، بی تا،دارالکتاب،الدارالبیضاء

56-مصری ، علی،تاریخ ملوک العرب الشعراء ،2001 م ، الجزءالخامس ، الطبعه الاولی،دارالکتاب العربی

57-مصطفی،قیصر،حول الادب الاندلسی،بی تا،موسسه الأشرف

58- مقری ، احمدبن محمد ، نفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب ، تحقیق الدکتوراحسان عباس،1968م،المجلد الثالث والاول،بیروت،دارصادر

59- موسوعه العربیه ، غریزه مریدون ، و دیگران،احمدیوسف داوود،1998م، المجلدالاول،الطبعه الاولی

60-مونس،حسین،موسوعه تاریخ الاندلس،بی تا،الجزءالاول،مکتبه الثقافه الدینیه

61-مونس،حسین،فجرالاندلس،1959م،القاهره

62-مؤلف مجهول ، أخبارمجموعه فی فتح الاندلس وذکرامرائهارحمهم الله والحروب الواقعه بمابینهم،تحقیق ابراهیم الأبیاری،1989م،بیروت،دارالکتاب اللبنانی

63-نویری،شهاب الدین احمدبن عبدالوهاب،نهایه الأرب فی فنون الأدب،تحقیق عبدالمجیدترحیینی،2004م ، الطبعه الاولی ، بیروت ، منشورات محمدعلی بیضون ، دارالکتب العلمیه

مقدمه

یکی ازراههایی که برای شناخت یک کشور ویژگی های آن وجودداردبررسی تاریخ آن سرزمین ومطالعه ادبیات آن است.وقتی سخن ازاندلس پیش می آید،لزوم بررسی تاریخ وادبیات آن درذهن خطورمی کند.اندلس تاریخی گسترده وپرآشوب دارد.دسته های مختلفی چون بربرها،گوتها،مسیحیان ومسلمانان درآنجاحکومت وقدرت نمایی کرده اند. ازاین روی برآن شدیم که تحلیلی ازدوره حکومت مسلمانان دردوره امویان داشته باشیم.مسلمانان تقریباًهشت قرن دراندلس زندگی کردندوتوانستندباتکیه برقوای نظامی وارداین کشورشوند.آنان دراین مدت پایه های تمدنی درخشان راپایه ریزی کردندودرزمینه های علمی وفرهنگی به پیشرفتهای چشمگیری دست یافتند.درنتیجه این سرزمین یکی ازمراکز مهم انتقال تمدن اسلامی به اروپاوهمچنین پل ارتباطی میان شرق وغرب درزمینه های مختلف فرهنگی شد.دراین مدت حکومت های مختلفی دراندلس حکمرانی کردند که یکی ازآنهاحکومت اموی است.حکومت اموی دراندلس،حکومتی مقتدربوده وویژگیهایی داشته است.دراین دوره دامنه ادب گسترش یافت وبرتعدادشاعران وادیبان افزوده شد.وبسیاری ازعلمای شرق رابه خودجذب کرند.ودانشمندان بزرگی راپرورش دادندکه هرکدام ازآنهاآثاربسیار ارزنده علمی وفلسفی راداشتند.خودامراء هم اهل شعروادب بودندوشعردرنزدآنهاجایگاه خاصی پیداکرد

اکثرتحقیقات پیشین تنها اشاره ای گذرا به این موضوع داشتند.لذاانگیزه من ازانتخاب این موضوع ، جمع آوری و بررسی شعرامرای اموی بوده وبرای اینکه بحث تازه ای درزمینه تاریخ امویان دراندلس انجام شودسبب شدتابه این موضوع بپردازم وبرای انجام این پژوهش ازکتابها ومنابع موجوددرکتابخانه های ایران استفاده کردم

توجه به شعرامرای اموی چیزجدیدی نبوده،درباره پیشینه چنین موضوعی بایدگفت که درزمان مستنصرهم یک چنین کاری انجام شده.همانطورکه حمیدی درکتاب جذو المقتبس به این نکته اشاره کردکه:اوازهرفرصتی برای تشویق به تالیف استفاده می کرد.گویندکه وقتی برای یکی ازنبردهایش از قرطبه بیرون می رفت(325ق/963م)،ابن صفارخواست که به دلیل ضعف جسمی ازهمراهی بااوخودداری کند،حکم به این شرط پذیرفت که تعهدکنداشعارامراء وخلفای اموی رادرکتابی گردآورد؛درست مانندکاری که صولی درزمینه اشعارعباسیان انجام داده است.ابن صفارهم پذیرفت وچنین کتابی راتالیف نمود.جالب اینکه احمدبن نصر،پیش ازبازگشت مستنصر،کتاب رادرطلیطله از داوبر دو مستنصرازدیدنش بسیارشادمان شد.(951،1/394).امامتاسفانه این کتاب بدست مانرسیده است.وبعدازآن هم کارمستقلی دراین زمینه انجام نشده بود.تااینکه من درمیانه کاربه کتابی برخوردکردم به نام الامراء الامویون الشعراء فی اندلس نوشته ابراهیم بیضون.نویسنده دراین کتاب برخی ازاشعارامراءراگردآوری کرده وبه نقدوتحلیل آنهاپرداخته.اماتفاوت کارمن بااین کتاب دراین است که علاوه برگردآوری همه اشعاربه دسته بندی وبررسی ویژگی های شعری آنها پرداختم ودرانتهای اشعارهریک ازامراءبه نکات بلاغی آن اشاره ای داشته ام

دراین پژوهش سعی نموده ام که باتکیه برآثارارزشمندمورخانی همچون ابن ابار،مقری،ابن عذاری،ابن بسام،وبامراجعه به منابع کهن وبااستفاده به مصداق های تاریخی مسلم درتاریخ وادب اندلس به جمع آوری وبررسی اشعاربپردازم

این رساله ی شامل یک مقدمه،سه فصل ونتیجه گیری است.هرفصل ازبخشهایی تشکیل شده،نخستین فصل شامل تاریخ اندلس است.باتوجه به اینکه موضوع رساله من بررسی شعرامرای اموی است لازم بوددرموردتاریخ پیش ازامراءهم بحثی داشته باشیم.لذابخش اول درموردفتح اندلس است وبخش دوم که دنباله بحث پیشین است اختصاص داردبه دوره ی حکومت والیان وبخش سوم شامل روی کارآمدن دولت اموی تاسرنگونی آنان است

فصل دوم شامل شعراندلسی وویژگیهای آن است.شعراندلسی درزمان حکومت اموی آئینه تمام نمای شعرشرقی بود.اندلسی هادائماًبامشرق زمین ارتباط داشتندوازهمان موضوعات شرقی اتخاذ می کردندوساختاروقالب شرقی رابه کارمی بردند.ازآنجاکه طبیعت اندلس بسیارزیبا وجذاب بودبرروح شاعرتاثیری عمیق می گذاشت.ازاین روی ذوق وقریحه اوشکوفامی شدوآنان طبیعت رامانند یک انسان زنده تصورمی کردندوبااوسخن می گفتندوزیبایی هایش راتوصیف می کردند

فصل سوم،شعرامرای اموی دراندلس رادربرمی گیرد.دراین فصل ابتداتاجائیکه درمنابع ذکرشده بوداشعارامراءراجمع آوری کردم،بعدبه دسته بندی ابیات پرداختم وباتوجه به اینکه کارم بررسی ابیات بوده پیش ازآوردن هرقطعه معنای کلی ابیات را به گونه ای آوردم که به ترجمه نزدیک است.واگرنکته خاصی دربرخی ازشعراءبوده به آن اشاره کرده ام ونکاتی ازویژگی شعری آنهاراذکرکرده ام.درآخرهم به نتیجه گیری آن پرداخته ام

درپایان اذعان می دارم رساله ی حاضرعاری از لغزش وکاستی نیست؛اماامیدوارم که این پژوهش فتح بابی برای پرداختن به موضوعاتی ازاین قبیل باشد

  1-1آندلس

آندلس ، نامی است که عرب ها به شبه جزیره ایبریا، واقع در جنوب اروپا اطلاق کردند. این سرزمین در نزد یونانیان به نام ایبریا ودر نزد رومیان به اسم اسپانیا خوانده می شد. (بدر، 1980، 95)

 گمان می رود که این کلمه،تحریف شده کلمه واندالیسیا باشدکه این نام از مهاجمین واندال گرفته شده است.آنان مردمی از نژاد ژرمن ویا اصل اسلاوی بودند که پس از استقرار در شبه جزیره ایبریا،دولت خود را به شمال آفریقا توسعه داده وبر آن منطقه نیز حکومت کردند. (بستانی، بی تا، 472-471)

از این رو نخستین قومی که در دوران کهن در این سرزمین ساکن شدند،اندلوش (اندلس،فندلس) نامیده شد. (حجی،1997، 37)

شبه جزیره ایبریه در جنوب غربی قاره اروپا واقع است،که به وسیله کوه های برانس از قاره اروپا، وتنگه جبل الطارق از شمال قاره آفریقا جدا شده است. از شمال غربی تا جنوب غربی آن در امتداد آبهای اقیانوس اطلس واز شرق تا جنوب شرقی آن در امتداد دریای مدیترانه است. (مقری، 1968،1/152،حجی،1977، 35). بدین ترتیب اندلس ناحیه ای است آباد وخرم که دارای کوه ها وآب های روان ومعادنی از زر وسیم وبناهایی سنگی داشته است؛ مورخان اسلام وغرب از آن به نام “بهشت سرزمین های اسلامی” یاد کرده اند. (حمیری، 1937، 162)

1-2  فتح اندلس

هنگامی که نیروهای مسلمان در کناره های نزدیک و جزیره های همسایه اسپانیا گسترش می یافت[1] این سرزمین تحت حکومت گوت ها بود. (ابن قتیبه، 1967 ،2/86-85). مسلمانان، مغرب دور راگشوده وبر شهر طنجه دست یافته بودند وبرای سیطره کامل بر مغرب، کافی بود شهر سبته اگر در مقابل طنجه ودر سوی دیگر زبانه مغربی قرار داشت، به تصرف خود در آورند. تصرف این شهراز آن جهت برای مسلمانان دشوار بود که فرمان روای شهر-کنت جولیان- با تمام توان به دفاع از آن پرداخت وهر گونه حمله ای را که به منظور فتح آنها آن جا رخ می داد، دفع می کرد. با این وصف، موسی پسرنصیر[2]، مشتاق دستیابی بر این شهر مستحکم شد وسرانجام به آن چه می خواست، رسید.(مونس، 1959، 52)

مسلمان زمانی که مغرب را به طور کامل فتح کردند، طبیعی بود که موج کشور گشایی شان آرام نگیرد ولذا طارق[3]با سپاهیان عرب همراه خود، در کنار طنجه اردو زد. (بلاذری، 1959، 232)

موسی نیز نوزده هزار سپاهی از بربرهای به اسلام گرویده رابا سلاح وذخیره کامل در اختیار طارق قرار داد. با گذشت زمان وپس از انتشار اسلام درمغرب، مردم آن سرزمین برای پیش بردن پرچم آیین نو، جرأت وآمادگی پیدا کردند. بدین ترتیب اندیشه فتح اندلس یا اسپانیای اسلامی به اذهان آنان خطور کرد. (مقری، 1968، 1/107، 111، 117)

در این هنگام نامه ای از کنت جولیان به موسی رسید که در آن مسلمانان را به فتح اندلس فراخوانده و وعده داده بود که سنگرهای خود را به ایشان خواهد سپرد. موسی از طریق منابع اطلاعاتی کنت جولیان وهم پیمانانش با خبرشد که اوضاع داخلی اسپانیا سخت دچار آشفتگی واختلاف سیاسی است واز این روی، به ندای وی پاسخ مثبت داد. (ابن عذاری، 1951، 4/2؛ مؤلف مجهول، 1981، 5)

در پی پیشنهاد جولیان مبنی براین که سبته وپایگاه های دیگرش را در اختیار مسلمانان گذاشته وگشتی های خود رابرای حمل لشکر اسلام در اختیار آنان قرار داده ولشکر خود رابه موسی سپرده واورا در تمام مراحل راهنمایی کند، موسی از خلیفه اموی ولید بن عبدالملک برای شروع عملیات نظر خواست وخلیفه موافقت خود رابا این شرط اعلام کرد که نخست، قدرت اندلس را با اعزام گروه هایی برای حمله های کوچک وگذارا بیازمایند. (مؤلف مجهول، 1989،5 عنان،1366، 1/37)

بدین منظور در رمضان 91 ق. برابر با 710 م نیروی کوچکی مرکب از پانصد تن از جنگجویان که صدتن از ایشان سواره بودند با گذر از تنگه به شبه جزیره ایبریا در آمدند. این حمله به فرماندهی ابوزرعه بن مالک معافری انجام شد. این گروه در جزیره ای مقابل سبته که بعدها به نام فاتح آن، “طریف” نام گذاری شد، فرود آمدند وحملات خودرا آغاز کرده، با انبوهی از غنایم به دست آمده به سلامت باز گشتند. موفقیت آمیز بودن این یورش، مسلمانان را به فتح اندلس امیدوارساخت وآنان را تشویق کرد به فرماندهی طارق به حمله ای بزرگ تر بپردازند. (عنان؛ 1366، 1/38-37)

بدین ترتیب طارق در ماه رجب 92ق. برابر با آوریل 711م از تنگه عبور کرد ودر کنار کوهی لنگر انداخت که با انتساب به وی، “جبل الطارق” نام گرفت. (حجی، 1997، 46) طارق در مدتی کوتاه، شهرهای استجه سپس قرطبه، غرناطه، البیره وطلیطله را تصرف کرد، به طرف شمال رفت وپس از عبور از قشتاله ولیون و کوه های آستوریاس، بر سواحل جنوبی اندلس دست یافت ودر مدت یک سال از جنوب تا شمال اندلس را تصرف کرد. (ابن قوطیه، 1982، 35-34)

طارق، اخبار پیشروی ها را به اطلاع موسی رسانید وچون از موسی بن نصیر کمک خواست، او نیز در رمضان 93ق/ ژوئن 712م. با سپاهی مجهز حمله ی خود را آغاز کرد وپس از گذشت یک سال از شروع حمله ی موسی، دو فرمانده در شهر طلبیره واقع در شمال غربی طلیطله، به هم رسیدند وپس از مدتی اندلس به دست مسلمانان فتح شد. آنان از دورترین نقطه جنوبی تا کوهساران پیرنه و سواحل شمالی را از مالقه و طرکونه و در شرق تا اشبونه در غرب را گشودند و از دشت های جنوبی تا ارتفاعات قشتاله را تصرف کردند واز هیچ شهربزرگ یا دژ استواری نگذشتند؛ مگر اینکه برفرازش پرچم اسلام را برافراشته، آنان سرزمین را تحت قلمرو وسیع دولت بزرگ اسلامی درآوردند. (مؤلف مجهول، 1989،15)

سرانجام در سال 95ق. طارق و موسی بن نصیر از سوی ولید بن عبدالملک به دمشق فراخوانده شدند و پیشروی ها متوقف شد

در برخی منابع آمده است که ولید بعد از باخبرشدن ازفتح وپیروزی موسی بن نصیر به او بدگمان شده و پنداشت که او قصد دارد وی را از خلافت خلع وخود در آن جا حکومت کند. نامه های موسی هم به علت درگیری ها مدتی به تأخیر افتاده بود واین امر بربدگمانی خلیفه اموی افزود. اما موسی چنین فکری درسرنداشت؛ بلکه می خواست سپاه اسلام را پس ازفتح کامل اروپا از طریق قسطنطنیه وآسیای صغیر به شام، پایتخت خلافت اسلامی برساند وبه این ترتیب تمامی حوزه مدیترانه را تحت اختیار دولت اسلامی درآورد. اما اصرار ولید به آمدن اوبه دمشق وی را از هدفش بازداشت. (ابن عذاری، 1951، 2/20؛ مؤلف مجهول، 1989، 19)

به هرحال، موسی در سال 95ق. برابر با 714م اندلس را ترک کرد وهنوز در راه بازگشت به شام بود که ولید بن عبدالملک درگذشت وبرادرش سلیمان به مدت دوسال جانشین او شد. موسی بن نصیر هم درحالی که فرزند خود عبدالعزیز رابه عنوان والی به حکومت اندلس گماشته بود، خود در مدینه درگذشت. (سالم، 1962، 112)

1-3 از فتح تابرپایی دولت اموی

همان گونه که درفصل پیش اشاره شد عبدالعزیزبن موسی بن نصیر از همان زمان که پدرش موسی در صفر سال 95ق. خاک اندلس راترک گفت، عهده دار امارت این سرزمین شد

یکی از کارهای عمده ی عبدالعزیز به عنوان نخستین حکم ران اندلس درعصر والیان، ادامه وتکمیل فتوحات این سرزمین ود. اونقاطی از اندلس راکه درزمان پدرش ناگشوده بود، گشود؛ به خصوص درطول ساحل شرقی اندلس وتاشهر بارسلون پیش رفت. دراین منطقه بایکی از نجبای گوت به نام تدمیر پیمان بست وبه مقتضای این پیمان، قلمرو اوتحت نظارت مستقیم حکومت مسلمان درآمد. (مراکشی، 1963، 35؛ سالم، 1971، 31)

سپس برای آرامش اوضاع، سیاست مسالمت وآشتی رادر پیش گرفت. اومردی خیرخواه وبا فضیلت بود. به حکومت نوپا واداره ی آن سامان بخشید وبرای اجرای احکام قانونی وتنظیم اصول مدنیت اسلامی، دیوان تأسیس کرد. تا احکام واصول را به تناسب اوضاع رعایای جدید تنظیم کند.    ( ابن اثیر، 1944، 5/8). وشهر اشبیلیله را پدرش موسی به پایتختی حکومت برگزید و او( عبدالعزیز) با همسرش دردیر (سانتا روفینا) ساکن شد واز دیر به عنوان مسجد برای برگزاری شعائر اسلامی استفاده کرد. (مؤلف مجهول، 1989، 20). عبدالعزیز به رقم سیاست مسالمت طلبانه خود؛ نتوانست میان قبیله های گوناگون، وفاق ودوستی پدید آورد وحتی به فروخواباندن شورش های سپاه خود موفق نشد؛ زیرا که بیش از حد مطیع همسرش بود وبه آئین ها وتشریفات سلطنت علاقه مند بود ودر اهداف خودثابت قدم نبود. چنان که برخی مورخان گفته اند: ((وی به سان شاهان گوت، افسر گوهرنشانی برسرمی نهاد وبه یارانش درهنگام باریابی فرمان می داد که برایش به خاک بیفتند.)) هم چنین گفته اند که اوبه مسیحی شدن متهم شده بود وبرای استقرار حکومتی مستقل در اندلس تلاش می کرد. به همین دلیل گروهی از سپاه به تحریک سلیمان – خلیفه اموی – درسال 97ق . درحالی که عبدالعزیز درمسجد اشبیلیه درحال نماز بود، او راپس از یک سال ودو ماه حکومت، به قتل رساندند. (مؤلف مجهول، 1989، 20؛ ابن اثیر، 1994، 5/9)

سپاه اندلس پس از ترور عبدالعزیز و بعد از مدتی که اندلس بدون والی بود ایوب – پسر حبیب لخمی – خواهر زاده ی موسی بن نصیر را به حکومت اندلس برگزیدند او مردی صالح و پرهیزگار بود . (عنان ، 1366 ، 1 / 73)

مهمترین اقدامی که از جانب وی انجام گرفت ، انتقال مرکز حکومت از اشبیلیه به قرطبه بود ؛ زیرا که این شهر از مرکزیت بیشتری برخوردار بود و برای پایتخت مناسب تر بود . اما دوران حکومت او کوتاه بود و فقط شش ماه دوام داشت . (سعدون ، 1998 ، 27 )

اما ازآن جایی که حکومت اندلس تحت اختیار کارگزار آفریقا قرار داشت محمدبن یزید – حاکم وقت آفریقا – پس از مرگ عبدالعزیز بن موسی، اقدام سپاهیان درانتخاب ایوب بن حبیب به امارت اندلس را تأیید نکرد و بلافاصله درذیحجه سال 97ق. حربن عبدالرحمن بن ثقفی رابه امارت آنجا فرستاد (ابن خلدون، 1366، 169)، حربه همراه چهارصد نفر از سران افریقیه وارد اندلس شد. این فرمانروای جدید درآغاز به سرکوبی فتنه هاومنازعاتی که میان عرب ها وبربر درگرفته بود پرداخت ولشکر را اصلاح کرد واوضاع را به نظم درآورد وسراسر کشور را امنیت بخشید. سپس لشکری را آماده کرد ورهسپار شمال شد تا شهرها ودژهای شمالی راکه مسلمانان پیش ازاین تصرف کرده بودند وبار دیگر به دست مسیحیان افتاده بود، باز پس گیرد؛ اما به علت اغتشاشاتی که در قرطبه به وجود آمدلشکر راباز پس خواند. وی مرد ستم کار وسخت گیربود وبه مدت دوسال وهشت ماه دراین کشور حکومت کرد.(عنان، 1366، 1/74- 73)

سلیمان بن عبدالملک در دهم صفر سال 99ق. درگذشت وعمربن عبدالعزیز به جای وی به خلافت رسید واو سمح بن مالک خولانی را برای اداره اندلس برگزید. (مؤلف مجهول، 1989 ، 30 ) وی مقرر داشت که اندلس به خاطراهمیتی که دارد ایالتی مستقل از افریقیه، بی واسطه، تابع دستگاه خلافت باشد. (عنان، 1366، 1/74) سمح درجنگاوری ومملکت داری مهارت بسیار داشت وبه اصطلاحات جدید مالی وعمرانی پرداخت. پل رومی قرطبه برروی نهر وادی الکبیر که آن رابه نواحی جنوبی اندلس وصل می کرد ویران شده بود؛ به طوری که مردم فقط با قایق، قادر به عبور ازرودخانه بودند. عرب ها برای رفتن از جنوب به پایتخت خود، نیاز شدیدی به یک پل مستحکم داشتند. سمح طی نامه ای به عمربن عبدالعزیز از وی اجازه تعمیر این پل راخواست. خلیفه نیز به وی این اجازه راداد وسمح موفق گردید پل رومی قرطبه را به نحو زیبا ومستحکمی احداث کند. ( مؤلف مجهول، 1989، 31-30). وی علی رغم تلاش هایی که درجهت اصلاح امور کشور انجام داد به سرکوبی یاغیان پرداخت وفتوحات خودرا ادامه داد وشهرهای شمالی اندلس همچون: قرقشونه، وسپتمانیا ونارین را تصرف کرد ودامنه متصرفات راتاجنوب فرانسه ادامه داد وبه علت علاقه ای که به جهاد داشت، طولی نکشید که در روز عرفه سال 102ق پس از پیشروی دردل سرزمین گالیا وپس از نبرد با مسیحیان آن سوی رشته کوه های پیرنه در نزدیکی دروازه های تولوز به شهادت رسید. (ابن عذاری، 1951، 2/26) دراین جنگ بسیاری از مسلمانان کشته شدند وارتش اسلام درپرتو تلاش یکی از بزرگان سپاه به نام عبدالرحمن بن عبدالله غافقی توانست عقب نشینی کند. عبدالرحمن که سپاهیان، وی رابه ریاست وفرماندهی خود انتخاب کرده بودند – تمام توان خود رادرراه جمع آوری سپاه پراکنده ی مسلمانان وعقب نشاندن آن ها به کارگرفت تا آن که به اندلس بازگشت ونخستین دوره حکومت او از همین جا آغاز شد.(مونس ، بی تا، 252). اما بیش از چند ماه دوام نیاورد تا آن گاه که  عنبسه بن سحیم الکلبی آمد. اورا بشربن صفوان الکلبی – والی افریقیه – برای حکومت اندلس انتخاب کرده بود. وی درماه صفر سال  103 ق. به اندلس آمد وبه تنظیم امور واصلاح سپاه وآماده کردن آن برای غزوات تازه پرداخت ودر اواخر سال 105ق. برابر با 724م. به شهرهای شمالی حمله کرد وبار دیگر از کوه های پیرنه گذشت وبسیاری از دژها را تصاحب کرد ودرسال 107ق. برابر با 725م درهنگام نبرد، به سختی مجروح شد ودیده از جهان فروبست. (عنان، 1366، 1/83). پس از او عزره بن عبدالله الفهری به حکومت رسید وتنها دوماه درآن منصب باقی ماند وپس از یحیی بن سلمه الکلبی به حکومت رسید. وی درماه شوال سال 107وارد اندلس شد ودوسال ونیم درآن کشور حکومت کرد ودرایام او اتفاق یا جنگی که قابل ذکر باشد واقع نشد. ( ابن خلدون، 1366، 3/169؛ عنان، 1366،1/83) این سه نفر مجموعا هفت سال براندلس حکومت کردند ودراین مدت به جانب داری از قبایل کلبی – یمنی برخاستند. حمایت این حکام از یمنی ها طبیعتا نارضایتی وخشم قبایل قیسی رابه دنبال داشت. قیسی ها هم به دنبال فرصتی بودند تا انتقام خودرا از قبایل رقیب بگیرند. این انتظارچندان به طول نیانجامید وبا انتخاب عبیده بن عبدالرحمن سلمی به عنوان حکم ران آفریقا اوضاع حکومت به نفع قیسی ها تغییر یافت. (ابن اثیر، 1994، 5/56) از این به بعد اندلس سال ها شاهد فرمانروایی قیسیان بود. دراین مدت یمنی ها با رنج ها ومصائب سختی مواجه شدند. در خلال این سال ها عثمان بن ابی سعید الحثعمی (شعبان 110- محرم111)، حذیفه بن الاخوض القیسی(ربیع الاول 110 – شعبان 110)،هیثم بن عفیر الکنانی (محرم 111- ذیقعد111)ومحمدبن عبدالله اشجعی (ذیقعده 111- محرم 112) براندلس حکومت کردند. (مؤلف مجهول، 1989، 31). از این عده هثیم چنان بریمنی ها سخت گرفت که موجبات خشم آنان را فراهم آورد وسخت گیری او به حدی رسید که هشام به رقم قیسی بودن خود ، کار هثیم رازشت شمرد وپس از عزل او به شدت کیفرش کرد. (مؤنس، 1959، 170)

[1] در این هنگام موسی پسر نصیر جزیره سردانیه وشهر های آن را گشود وعلاوه بر زر وسیم بسیار سه هزار نفر را به اسارت گرفت وبه گشودن سوس اقصی پرداخت ودر جزیره میورقه پیاده شد وآن جارا گشود. وطارق، غلام خود راکه به فتح وشهرها ودژهای بربردر افریقا مشغول بود به فتح طنجه واطراف آن فرستاد. (ابن قتیبه، 1967، 2/87-85)

[2] موسی، فرزند نصیربن عبدالرحمن بن زید کبری در سال 19هجری در زمان خلافت عمربن خطاب بدنیا آمد ودر مدینه در گذشت. (ابن الکردبوس،1971، 44)

[3] طارق، فرزند زیادبن عبدالله بن رفهو بن ورفجوم بن نیز غانس بن ولهاص بن یطوفت بن نفران، پیش از فتح اندلس از کارگزاران موسی، پسر نصیر بود. (ابن عذاری، 1951، 2/5)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید