دانلود مقاله نماز در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله نماز در فایل ورد (word) دارای 42 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله نماز در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله نماز در فایل ورد (word)

مقدّمه
نقش نماز در شخصیت جوانان
روح و حقیقت نماز
اهمیت دوران جوانی
انعطاف پذیری روحیه جوانان
نیازهای غریزی و فطری جوانان و پاسخ آن
نقش نماز و تعالیم دینی در شخصیت جوانان
یاد و ذکر خدا مایه آرامش دلها
نماز بارزترین مصداق ذکر خدا
آیا نماز انسان را از زشتی باز میدارد؟
آفات و موانع آثار نماز
الف ـ اکتفا به صورت و ظاهر نماز
ب ـ عدم اخلاص و حضور قلب
ج ـ استخفاف و سبک شمردن نماز
د ـ عدم مداومت در نماز

مقدّمه

بر همه جوانان معزّز و مکرّم، معرفت به این نکته لازم است که در دین مبین اسلام، نماز لبیک همه ذاکران، عمل آزادگان، طواف عارفان، میقات کعبه عاشقان، سعی وصفای پاکدلان، پرواز بیدار دلان مقصد سالکان، داروی دلهای مجروح، شفای قلبهای محزون و تسکین دلهای مفتون است. نماز کمال عابدان و معراج عالمان، معبد عاشقان و گل خوشبوی بوستان قلب پاک جوانان است

جوان چون واجد قلب پاک و فاقد و فارغ از هرگونه ارزشهای ناپاک است میتواند با نماز، پلّههای کمال را طی کند و به قلّه جمال باریابد. با برپایی نماز به مقام سروری و سیادت راه یابد و دعای اللهم اجعلنی للمتقین اماماً (خدایا مرا پیشوای پرهیزکاران قرارده) را ورد کلام خود سازد

چون که هیچ عملی مثل نماز بینی شیطان را به خاک مذلّت نمی ساید و توجهات الهی را نصیب انسان نمیسازد و هیچ بندهای جز از طریق نماز به مقام قرب نمیرسد. بسیار زیبا فرمودهاند آن رهبر فرزانه که: «مبتدیترین

انسانها رابطه خود را با خدا به وسیله نماز آغاز میکنند. برجستهترین اولیاء خدا نیز بهشت خلوت اُنس خود با محبوب را در نماز میجوید. این گنجینه ذکر و راز را هرگز پایانی نیست و هر که با آن بیشتر آشنا شود جلوه و درخشش بیشتری در آن مییابد»

پس بیائیم همّت نمائیم که با تمسک به نماز به مقام قرب، راه یابیم و جوانی خویش را با سیره مردان الهی گره زنیم تا شاید در جهان جاودانی در منزلگه صادقان و صالحان منزل گزینیم که طوبی لهم و حسن مآب

برای جوانان عزیز باید مسلّم باشد که هر چه در بهار جوانی کاشتند در پائیز پیری درو خواهند نمود و به سنین بعد از جوانی عبادت را موکول نمودن از وسوسههای شیطانی است

جوانا ره طاعت امروز گیر***که فردا جوانی نیاید ز پیر

 

 نقش نماز در شخصیت جوانان

برای پرداختن به این موضوع که نماز در ساختار شخصیت جوان، موجد چه آثاری بوده و نقش و تأثیر آن تا چه حدی است به نظر میرسد که تبیین و توضیح چند مطلب در این باب لازم و ضروری باشد. نخست حقیقت و روح نماز است و دیگری اهمیت دوران نوجوانی و جوانی و نیز روحیه انفعالی و تأثیر پذیری این نسل (نسل جوان) در مقابل عوامل خارجی است

به نظر میرسد تا وقتی که مطالب و مسائل مزبور روشن نشود و جایگاه خود را پیدا نکنند فواید و آثار این امر عبادی یعنی نماز در زندگی جوانان در پردهای از ابهام خواهد ماند و قطعاً موضوع مورد بحث، موضع و جایگاه حقیقی خود را پیدا نکند. لذا به همین خاطر ابتدا به مطالب مزبور پرداخته، سپس ارتباط نماز با تعدیل و تکامل شخصیتی و ایفای نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی جوانان را بیان خواهیم کرد

روح و حقیقت نماز

نماز لفظ و واژهای است که در متون دینی ما بعنوان «صلاه» از آن یاد شده و دارای معانی متعدّدی بوده که یکی از آن معانی، همین عمل مخصوصی است که به نام «نماز» در دین اسلام تشریع شده است. این لفظ در برخی از آیات به معنای سلام و تحیت آمده است آنجا که خداوند در قرآن میفرمایند

إنَّ الله وملائکته یصلّون علی النّبی یا ایّها الذین آمنوا صلّوا علیه وسلّموا تسلیماً

«همانا خداوند و فرشتگان بر پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) درود می فرستند شما هم ای اهل ایمان بر او صلوات و درود بفرستید و با تعظیم بر او سلام گوئید»(1)

و در آیه دیگر با اشاره به همین معنی میفرمایند: هو الذی یصلی علیکم وملائکته «اوست خدایی که هم او و هم فرشتگانش بر شما تحیت و رحمت میفرستند»(2)

وبه معنای دعا هم در برخی از آیات آمده است. آنجا که به پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)دستور گرفتن زکات داده میشود خداوند می فرماید بعد از گرفتن زکات برای آنها و در حقشان دعا کن. خذ من اموالهم صدقه تطهّرهم وتزکیهم بها وصلّ علیهم إنّ صلواتک سکن لهم

«ای رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگیر تا بدان واسطه نفوس آنان را پاکیزه سازی و آنها را به دعای خیر یاد کن همانا دعای تو در حق آنان، موجب تسلی خاطرآنهاست»(1)

«صلاه» به هر دو معنای مزبور که در حقیقت به معنای واحد بر می گردند که همان دعا باشد مورد بحث ما نیست بلکه مراد از «صلاه» همان معنایی است که با طریق مشخص و با ارکان مخصوص و جزئیات معین از طرف شارع مقدس، حقیقت پیدا کرده است و پیامبر خاتم(صلی الله علیه وآله وسلم)آن حقیقت نازله را در عمل تشریع و خود، آن را تحقق عملی بخشید. نه تنها شخص پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پای بند بود بلکه همه مسلمین موظف بودند که آن را شبانه روز پنج بار بجای آورند. اَقم الصلاه لدلوک الشمس الی غسق اللیل

«نماز را از زوال خورشید تا نهایت تاریکی شب برپا دار»(2)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله جستاری در کلام قرائیمی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله جستاری در کلام قرائیمی در فایل ورد (word) دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله جستاری در کلام قرائیمی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله جستاری در کلام قرائیمی در فایل ورد (word)

چکیده  
مقدمه  
خاستگاه قرائیم  
عصر طلایی نهضت قرائیمی  
قرائیمی‌ها از نگاه حاخام‌ها  
دلایل مخالفت قرائیمی‌ها با سنت یا تورات شفاهی  
تمسک به معنای ظاهری  
اصول عقاید قرائیمی‌ها  
یعقوب قرقسانی  
دلایل قرقسانی بر وجوب استدلال و نظر  
تبیین اوصاف انسان انگارانه کتاب مقدس  
یافث‌بن علی  
منابع شناخت  
پیامبری  
معجزات  
فرشتگان  
یوسف البصیر  
صفات خدا  
نتیجه‌گیری  
پی‌نوشت‌ها:  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله جستاری در کلام قرائیمی در فایل ورد (word)

(2002) کتاب مقدس ( ترجمه قدیم)، چ سوم، بی‌جا، ایلام

آنترمن، آلن (1385)، باورها و آیین‌های یهودی، ترجمه حمیدرضا فرزین، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب

اپستاین، ایزیدور (1385)، یهودیت: بررسی تاریخی، ترجمه بهزاد سالکی، تهران، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

المیسری، عبد الوهاب (1999)، دایرهالمعارف یهود، یهودیت و صهیونیسم، 8 جلدی، قاهره، دارالشروق

کلاپرمن، ژیلبرت و لیبی (1347)، تاریخ قوم یهود، ترجمه مسعود همتی، 3 جلد، تهران، انجمن فرهنگی اوتصرهتورا گنج دانش ایران

کوستلر، آرتور (1361)، خزرها، ترجمه محمدعلی موحد، تهران، خوارزمی

شرباک. دن کوهن (1383)، فلسفه یهودی در قرون وسطا، ترجمه علی‌رضا نقدعلی، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب

فیوحی، یعیدبن یوسف (1880)، الامانات و الاعتقادات، Brill

ولفسون، هَری اوسترین (1387)، باز تاب‌های کلام اسلامی در فلسفه یهودی، ترجمه علی شهبازی، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب

اپستاین، ایزیدور (1388)، یهودیت: بررسی تاریخی، ترجمه بهزاد سالکی، چ دوم، تهران، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

Yaqub Alqirqisani,(1939) Kitab Al-Anwar Wal-Maraqib,5 vols,(ed)Leon Nemoy,New York,The Alexander Kohut Memorial Foundation

Daniel H. Frank, (2000) The Jewish Philosophy Reader, olivr leaman and Charles H. Manekin (ed), London and New York, Routledge

Daniel H. Frank, oliver leaman, (1997) Routledge History of world philosophies, vol 2, History of Jewish philosophy, Routledge,

Graetz, Heinrich, (1974) History of The Jews, 3 vols, Philadelphia, The Jewish Publication Society of America

Steven Nadier, T. M. Rudavsky, (2009) The Cambridge Jewish philosophy:From Antiquity throughthe seventeenth century, Cambridge university press

Husik,issac , (1918) A History of Mediaval Jewisn Philosophy, the Macmillan company

SIrat, Colette, (1996) A History of Jewish philosophy in the Middle Ages, Cambridge university press

Ho, “Karaite Printing”, (1996a), Encyclopedia Judaica, vol. 10, Israe, Keter Publishing House Jerusalem

Jo. H. /L. N, “Karaite Doctrine”, (1996b), Encyclopedia Judaica, vol. 10, Israe, Keter Publishing House Jerusalem

چکیده

در طول قرون وسطی جریان‌های فکری مختلفی در میان یهودیان پدید آمد. جریان کلامی قرائیمی و حاخامی از جمله جریان‌های مطرح در آن دوره است که با تأثیرپذیری از معتزله بصره درصدد توجیه و تبیین آموزه‌های یهودی برآمد. به رغم زبان و منبع الهام مشترک حاخام‌ها و قرائیمی‌ها، اختلاف اساسی آنها به انکار سنت از سوی قرائیمی‌ها برمی‌گردد. قرائیمی‌ها تنها به مرجعیت کتاب مقدس قائل بودند و برای سنت یا تورات شفاهی، که به زعم حاخام‌ها به لحاظ اعتبار و قداست همچون تورات مکتوب است، هیچ‌گونه اعتباری قائل نبوده، و آن را برساخته ذهن حاخام‌ها می‌دانستند. هرچند نام قرائیمی‌ها بیشتر از نام رقیبشان با علم کلام تداعی می‌شود، اما آثار چندان زیادی از ایشان در دسترس نیست. نظر به اینکه تاکنون تحقیق مستقلی در این زمینه صورت نگرفته است، این پژوهش با ارائه گزارش اجمالی از برخی آراء و افکار چند شخصیت مطرح فرقه فوق و نیز در مواردی میزان وام‌داری آنها به معتزله، می‌تواند راه را برای بحث‌های جدید، هموار سازد

کلیدواژه‌ها: کلام قرائیمی، کلام معتزلی، عنان‌بن داود، یعقوب قرقسانی، یافث‌بن علی.

 

مقدمه

فرقه قرائیم در نیمه دوم قرن هشتم در بابل پدید آمد. عنان یا عانان‌بن داود، بنیان‌گذار فرقه قرائیم در عهد منصور خلیفه عباسی می‌زیست. وی در مصر، فلسطین و ایران پیروانی پیدا کرد. درباره عنان اطلاعات زیادی در دسترس نیست. وی پسر رأس‌الجالوت بغداد بوده و هرچند از شانس بالایی برای رسیدن به این مقام برخوردار بوده، اما به دلایلی به این مقام بار نیافت. گرایش ضدحاخامی وی در تمام رخدادها بر همگان معلوم بود. عنان تسلط زیادی بر تلمود داشت و در موارد زیادی بر بشری بودن احکام آن تأکید داشت. وی مجبور جلای به وطن شد و در فلسطین سکنی گزید و در آنجا کنیسه‌ای برپا کرد که تا زمان جنگ‌های صلیبی رونق داشت. وی مخالف سرسخت حاخام‌ها بود و معتقد بود حاخام‌ها احکام بسیاری بر تورات افزوده‌اند. عنان همواره به پیروانش توصیه می‌کرد که «کتاب مقدس را با سخت‌کوشی جست‌وجو کنید.» (Graetz, 1974,vol. 3, p. 130) تنها منبعی که کم و بیش به آرا و افکار خاص او پرداخته، کتاب الانوار و المراقب قرقسانی است. (Alqirqisani, 1939, v 1, p. 53-54) شاگردان و پیروان عنان در تعریف و تمجید از او، جانب افراط را در پیش گرفته‌‌اند تا جایی که درباره او گفته‌اند: «اگر عنان در دوران معبد زندگی می‌کرد، موهبت پیامبری به او عطا می‌شد.» (Graetz, 1974, v. 3, p. 129)

نهضت فوق به اعتبار موسسش، فرقه عنانیه نام گرفت. از زمان بنیامین نهاوندی به فرقه قرائیمی تغییر نام یافت. به عبارت دیگر، تا قرن نهم عنوان «قرائیم» بر این فرقه اطلاق نمی‌شد. «قرائیم» از واژه عبری بنی میقرا یا بعلی هامقرا،1 یعنی اهل کتاب2 گرفته شده است. نظر به اینکه قرائیمی‌ها به شریعت شفاهی یا شنیداری اعتقاد نداشتند و تنها تورات را معتبر می‌دانستند، به این نام خوانده شده‌اند. قرائیمی به معنای مبلغ و داعی، دقیقاً به معنای دعات اسماعیلی، نیز آمده است. قرائیمی‌ها، سنت را به طور مطلق طرد نمی‌کردند، بلکه آنان با سنت حاخامی، که آن را به لحاظ اعتبار و مرجعیت با کتاب مقدس برابر می‌دانستند و همچون کتاب مقدس آن را تقدیس می‌کردند، مخالفت داشتند وگرنه قرائیمی‌ها نیز سنت خاص خود را داشتند و آن را «سلطه موروثی3» یا به تعبیر مسلمانان اجماع می‌خواندند. (Jo. H. /L. N, 1996b, v. 10, p. 762). قرائیمی‌ها، سنت گرایان یهودی یا سنت تلمودی را «پیروان مرجعیت» لقب داده‌اند. (Graetz, 1974,v. 3, p. 134)

خاستگاه قرائیم

در باب پیدایش این فرقه، نظرات گوناگونی ارائه شده که به اختصار به آنها اشاره می‌گردد. یهودیان حاخامی علت پیدایش فرقه فوق را دلایل شخصی بنیانگذار فرقه و نزاع او با حلقه‌های تلمودی و حاخامی می‌دانند. به زعم آنان، ابن‌داود، پسر رأس‌الجالوت4 عراق بود و قاعدتاً پس از پدر باید به عنوان جانشین وی انتخاب می‌شد. این اتفاق بنابر صلاحدید گائون‌های مدرسه سورا و پومبدیتا درباره او نیفتاد. از این‌رو، او مخالفت خود را با تأسیس فرقه جدیدی آشکار ساخت که در آن هیچ‌گونه مرجعیتی، به‌ویژه مرجعیت حاخامی به رسمیت شناخته نمی‌شد. در واقع، هر کس می‌توانست فارغ و آزاد از هرگونه مرجعیت بیرونی، فهم و دریافت خاص خود را از کتاب مقدس داشته باشد. از جهات گوناگون جریان اعتراضی فوق، به جریان پروتستانتیزم در مسیحیت شباهت دارد؛ زیرا آنان نیز بر بسندگی و محوریت کتاب مقدس تأکید داشتند و مرجعیت پاپ‌ها در تفسیر کتاب مقدس را برنتافتند. از نظر ایشان، هر مسیحی حق برداشت و تفسیر از کتاب مقدس را دارد، هرچند با تفسیر پاپ‌ها مخالف باشد. (Ibid, p. 128-130)

قرائیمی‌ها زمان پیدایش فرقه قرائیمی را هم‌زمان با اعطای تورات به موسی(ع) می‌دانند. بر اساس این دیدگاه، یهودیت قرائیمی را باید یهودیت اصیل دانست. به عبارت دیگر، بحث درباره حجیت و اعتبار تورات شفاهی، پس از بازگشت از اسارت بابلی و تشکیل فرقه فریسی مطرح گشت. این دیدگاه، دو نتیجه در پی دارد: یکی اینکه، یهودیت حاخامی چون ریشه در فریسی‌ها دارد، به لحاظ زمانی بعد از یهودیت اولیه به وجود آمده است. دوم آنکه، یهودیت قرائیمی به همان صورت اولیه یهودیت و بدون هرگونه تغییری باقی مانده است. دیدگاه دیگر، دیدگاه مورخان است. آنها معتقدند گرایش قرائیمی ریشه در جریان ضدحاخامی صدوقی‌ها دارد. تاریخ این فرقه به پایان دوره معبد دوم، یعنی هفتاد سال پیش از میلاد برمی‌گردد. بنابراین، فرقه قرائیم ظهور مجدد تفکر صدوقیان است. ناگفته نماند هرچند قرائیمی‌ها شباهت‌هایی با صدوقی‌ها دارند، اما تفاوت‌هایی نیز میان آنها وجود دارد. علاوه بر دیدگاه‌های فوق، تأثیر بیرونی یعنی گسترش اسلام با محوریت توحید را نباید دست‌کم گرفت؛ چراکه مسلمانان اندیشه‌ها و آموزه‌های حلولی یهودیت را نشانه رفته بودند و به جای آنکه خدا را همچون کسی که در طبیعت، تاریخ و انسان حلول کرده در نظر بگیرند، او را متعالی و به تعبیری، کاملاً دیگر در نظر می‌گرفتند. هرچند در آغاز، خاستگاه و حوزه نفوذ قرائیمی‌ها شرق جهان اسلام به‌ویژه عراق بود، اما دنباله آنان را باید در مناطقی به جز عراق از جمله در مصر و روسیه و اروپای شرقی ردیابی کرد

در قرن هشتم بولان، پادشاه خزر، به همراه قوم خزر با انگیزه سیاسی یا به روایتی، از باب حقیقت‌جویی و پس از تحقیقات فراوان در ادیان ابراهیمی، یهودیت را برگزیدند. یهودی‌شدن خزرها، به صورت تدریجی گرفت. به باور دانلوپ، در فاصله میان بولان و عوبدیا (تقریباً از سال 740 تا800 م) تفکر قرائیمی در بین خزرها حکم‌فرما بوده است. آنان به سنت شفاهی و نیز تعالیم تلمودی وقعی نمی‌نهادند تا اینکه در زمان عوبد یا پس از اصلاحات یک نوع گرایش حاخامی در میان ایشان به وجود آمد. (کوستلر، 1361، ص 90) مکاتبات حسدای شپروت با یوسف پادشاه خزرها و مفاد کتاب خوزری یهودا هلوی، موید این نکته است که یهودیان ساکن در منطقه خزر به حاخام‌ها گرایش پیدا کردند. یهودیان خزر هسته مرکزی یهودیان در اروپای شرقی به شمار می‌روند؛ زیرا آنان پس از فروپاشی پادشاهی خزرها در شرق اروپا پراکنده شدند و دقیقاً به همین دلیل یهودیان روسیه و لیتوانی و کریمه به زبان ترکی، که زبان رایج قوم خزرها بود، سخن می‌گفتند. کوتاه سخن آنکه، به گفته پولیاک، استاد تاریخ قرون میانه یهود در دانشگاه تل ابیب، اکثریت عظیم یهودیان جهان ریشه در منطقه خزر دارند. (همان، 19-20)

قرائیمی‌ها از صدوقی‌ها، عیسوی‌ها (پیروان ابوعیسی اصفهانی) و پیروان یودغان تأثیر پذیرفته‌اند. یعقوب قرقسانی در کتاب الانوار و المراقب، به تفصیل در این خصوص سخن گفته است

(Alqirqisani, 1939,v 1, p.51-53). عنان‌بن داود در کلام، متأثر از متکلمان اسلامی و در فقه تحت تأثیر مذهب حنبلی بود؛ زیرا او در زندان هم‌بند ابوحنیفه بود. (میسری، 1999، ج 5، ص 330) تأکید بر عقلانیت و برخورداری از روح آزاد را می‌توان مهم‌ترین ویژگی او دانست. قرائیمی‌ها تحت تأثیر معتزله بر توحید تأکید زیادی داشتند و با اوصاف انسان‌انگارانه و گرایش حلولی مخالفت کردند. اعتقاد به رستاخیز، ثواب و عقاب، آزادی اراده برای انسان و باور به فناناپذیری نفس و اعتقاد به ماشیح یا مسیح موعود، (البته در بین قرائیمی‌های کهن چنین گرایشی وجود نداشت) از جمله عقاید محوری ایشان است

عصر طلایی نهضت قرائیمی

معمولاً حد فاصل سده نهم تا یازدهم را عصر طلایی این نهضت می‌دانند. در این دوره، آثار قرائیمی‌ها به سرعت در شرق و غرب جهان اسلام منتشر شد. آنها موفق شدند در جهان اسلام از یهودیت حاخامی استقلال پیدا کنند و نهاد‌ها و مؤسسات خالی خود را بر پا کنند. یهودیان قرائیمی در جهان اسلام به مشاغل و مناصب علمی و اجتماعی خوبی دست پیدا کردند. آنان در پیدایش مکتب فلسفی، که به کلام یهودی مشهور است، پیشگام بودند. قرائیمی‌ها در این دوره زمانی، بیش از چهل درصد یهودیان جهان را تشکیل می‌دادند. به هر حال، هرچند قرائیمی‌ها در بیشتر اوقات جمعیتی به مراتب کمتر از بقیه فرقه‌ها داشتند، اما تأثیر آنها و نیز رشد و بالندگی یهودیت توسط آنان غیرقابل انکار است. تلاش‌هایی به منظور آشتی دادن دیدگاه‌های قرائیمی‌ها و حاخام‌ها صورت گرفته است، ولی هیچ یک از آنها قرین توفیق نبود. سعد‌بن کمونه قبل از سال 1284 در کتاب الفرق بین الربانیین و القرائین و نیز نیم قرن بعد از آن دانشمندی از جزیره کرت ایتالیا، کتابی در این خصوص تدوین کرد. (sh. Ho , 1996a, v. 10, p. 782)

قرائیمی‌ها از نگاه حاخام‌ها

ابن‌میمون کسانی را که منکر سنت هستند، در زمره بدعت‌گذاران قرار داده است. وی در همان زمان، می‌گوید: منکران سنت بر خطا رفته‌‌اند و چون این خطا از ناحیه والدین ایشان به آنها منتقل شده است، حکم کودک و انسان مجبور را دارند. در کل، ابن‌میمون برخورد توأم با رأفت و رحمت را در مقابل قرائیمی‌ها در پیش گرفت تا بلکه از این طریق، زمینه جذب ایشان به سنت راست‌کیشی فراهم آید. برخی از حاخام‌ها معتقدند: از آنجا که قرائیمی‌ها احکام طلاق و ازدواج را طبق سنت حاخامی رعایت نمی‌کنند، حتی اگر به سنت حاخامی بگروند، ازدواج با آنها حرام است. جمعی بر این باورند که قرائیمی‌ها از هر جهت حکم بیگانگان و غیریهودیان را دارند

دلایل مخالفت قرائیمی‌ها با سنت یا تورات شفاهی

از نظر قرائیمی‌ها، کتاب مقدس تنها منبع عقاید و شریعت قرائیمی است؛ چراکه تمام احکام در تورات آمده و چیزی بر آن افزوده نشده است. از این‌رو، علاوه بر ردّ مجموعه‌هایی نظیر میشنا و تلمود، هر یهودی باید تورات را قرائت کند و معنای حقیقی را خود بیابد. به عبارت دیگر، قرائیمی‌ها مرجعیت حاخام‌ها را در تفسیر شریعت برنتافتند. از نظر ایشان، همه می‌توانند کتاب مقدس را تفسیر کنند. در این میان، هیچ دیدگاه و تفسیری بر دیگری ترجیح ندارد. قرائیمی‌ها، تلمود و سنت شفاهی را تفسیری بشری می‌دانستند. از نظر آنها تورات مکتوب، در مقابل تورات شفاهی یا میشنا قرار داشت. به معنای دقیق کلمه، قرائیمی‌ها برای مخالفت خود با حاخام‌ها مبنای کلامی بسیار قویی داشتند. از نظر آنها، معتبر شمردن میشنا و تلمود شفاهی مبتنی بر یک نوع گرایش حلولی است؛ به این معنا که حاخام‌ها معتقدند خداوند در آنها حلول کرده و در نتیجه، اجتهاد آنها با وحی بشری هم‌وزن و یکسان گشته است. ناگفته نماند که قرائیمی‌ها سنت یا گرایش تفسیری خاص خود را داشتند، ولی هیچ‌گاه به‌سان حاخام‌ها برای تفاسیر خود تقدس و حجیت قائل نبودند. برای نمونه، عنان‌بن داود، مؤسس فرقه قرائیمی، خطاب به شاگردش یافث‌بن علی بر این نکته تأکید داشت که «در کتاب مقدس تأمل و جست‌وجو کن و به نظر من بسنده نکن.» (Jo. H. /L. N, 1996b, v. 10,p. 765) از این‌رو، با اینکه برخی قرائیمی‌ها از شریعت شفاهی کمک می‌گرفتند، هیچ‌گاه برای آن قداست قائل نبودند. قرائیمی‌ها اجتهاد در مقابل نص را به هیچ‌وجه برنتابیدند. اگر نص صریح و روشنی وجود داشته باشد، نباید سراغ تفسیر رفت و تفسیر و برداشت خود را بر کتاب مقدس تحمیل کرد

چنان‌که گذشت، اختلاف مبنایی قرائیمی‌ها با حاخام‌ها در موضوع شریعت، شفاهی است و ظاهراً اختلاف اساسی دیگری باهم ندارند. مبنای فلسفی دیدگاه قرائیمی‌ها درباره شریعت شفاهی را هارون‌بن ایلیا، اهل نیکومدیا در کتاب درخت زندگی(عص حییم) آورده است. کتاب فوق برای قرائیمی‌ها، منبع معتبری محسوب می‌شود. در اینجا، به برخی از دلایل مخالفت آنان می‌پردازیم

میشنا حاوی عقاید متعارض بسیار زیادی است

میشنا در برخی موضوعات عقیده درست را بیان نمی‌کند. گاهی با یک دیدگاه موافقت می‌کند و گاهی با دیدگاه مخالف آن

اگر تورات شفاهی به موسی منسوب می‌بود، ما شاهد احکام و قوانین متعارض در آن نبودیم

میشنا از زبان موسی سخن نمی‌گوید

حتی یک بار در تورات مکتوب سخنی از تورات شفاهی ذکر نشده است

خداوند به موسی(ع) گفت: «نزد من به کوه بالا بیا، و آنجا باش تا لوح‌های سنگی و تورات و احکامی را که نوشته‌ام تا ایشان را تعلیم نمایی، به تو دهم.» (خروج 12:24) از این عبارت، مکتوب بودن احکام استفاده می‌شود و سخنی از تورات شفاهی به میان نیامده است

بنابر گزارشی، تورات مکتوب به مدت پنجاه سال مفقود شد و کاملاً به فراموشی سپرده شد تا اینکه توسط کاهنان معبد دوباره کشف شد

کلمات میشنا و تلمود، کلمات کسانی است که در فاصله قرن دوم تا پنجم زندگی می‌کردند؛ چراکه به صراحت می‌گوید: فلان حاخام این مطلب و دیگری مطلب دیگری را گفت. در حالی که، در تورات مکتوب یهوه با موسی یا بنی اسرائیل سخن می‌گوید

در سفر تثنیه نسبت به افزایش و کاهش اوامر الهی هشدار داده شده است تا از این طریق اوامر الهی حفظ شوند. (تثنیه 2:4)

آیه 34 تا 38 کتاب یوشع، حکایت از این دارد که یوشع، تمام اوامر الهی را که در تورات نوشته شده بود، برای بنی‌اسرائیل خواند. لازمه این سخن این است که خدا تورات شفاهی به موسی(ع) نداده است. نکته دیگری که از این آیات برمی‌آید، این است که حکمی افزون بر تورات مکتوب وجود ندارد. در کتاب یوشع نیز آمده است: «این کتاب تورات از دهان تو دور نشود، بلکه روز و شب در آن تفکر کن تا بر حسب هر آنچه در آن مکتوب است متوجه شده، عمل نمایی.» (یوشع 8:1) نظر به اینکه نظام دینی قرائیمی‌ها، بر تفسیر کتاب مقدس مبتنی است و این تفسیر دستخوش تغییرات قرار می‌گیرد، در پاره‌ای از موارد، احکام دینی آنان به مراتب بیشتر از حاخام‌هاست. همچنین در برخی از موارد، چون روش حاخام‌ها را در تفسیر به کار می‌بندند، احکام ایشان خاستگاه کتاب مقدسی ندارد و دقیقاً همان ایرادی که به حاخام‌ها می‌گرفتند، متوجه خودشان می‌شود

قرائیمی‌ها با تفسیر و بسط هلاخا مخالفتی نداشتند؛ زیرا آنان تفسیر‌های زیادی بر کتاب مقدس نوشته‌‌اند که اکنون در اختیار ما نیست، بلکه مخالفت آنان بیشتر به این دلیل بود که در پاره‌ای موارد، مطالب تلمود و میشنا بر تورات ترجیح داده می‌شد و بسیاری از سنت‌ها و عادات رایج مخالف نص صریح تورات بود. قرائیمی‌ها نیز سنت خاص خودشان را داشتند. امروزه برخی قرائی‌ها، به نهضت قرائیمی جهانی معتقدند. به زعم آنان، یهودیان باید به عادات و سنت‌های کشوری که در آن زندگی می‌کنند، پایبند باشند. البته این امر به انزوا و کوچک‌تر شدن جمعیت ایشان کمک کرده است

در دوره اولیه بسط و گسترش قرائیم (قرن 8 تا 9)، گرایش فردگرایانه غالب بود که نتیجه‌ای جز آنارشیسم و بی‌نظمی را به همراه نداشت. این وضعیت سبب شد عقاید گوناگونی تا اواسط قرن دهم در فرقه قرائیم به وجود آید؛ زیرا نظام دینی قرائیمی‌ها بر تفسیر کتاب مقدس استوار بود. آنان هر روز به تبیین جدیدی دست پیدا می‌کردند، به گونه‌ای که در پاره‌ای از موارد امر مشروعی با گذشت زمان به امر نامشروع از نظر ایشان تبدیل می‌گشت. از این‌رو، نباید از آنان دیدگاه‌های ثابت و نظام‌مند انتظار داشت. نکته دیگری که درخور توجه ویژه است اینکه، عنان و پیروانش برای توجیه مخالفت خود با تلمود، حضرت عیسی(ع) و پیامبر اسلام(ص) را نیز با خود همراه می‌دانند. برای نمونه، او در مورد حضرت عیسی(ع) می‌گوید: عیسی هیچ‌گاه ادعای پیامبری نکرد. او انسان خداترس و مقدسی بود و در پی تأسیس دین جدید در مقابل یهودیت نبود. عیسی(ع) احکام و فرامین تورات را تأیید می‌کرد و تنها از قوانین بشری و بر ساخته ذهن حاخام‌ها به نام «حکم خدا» بر مردم تحمیل می‌گشت، ناخرسند بود. در واقع، کار عیسی(ع) بیشتر جنبه اصلاحی داشت. عنان پیامبر اسلام(ص) را نیز به رسمیت می‌شناخت. اما این باور را که با آمدن عیسی(ع) و محمد(ص) تورات منسوخ شده باشد، قبول نداشت. (Graetz, 1974, v. 3, p. 133-134) یعقوب قرقسانی نیز با اتکا به اصل برداشت آزاد از کتاب مقدس، بر پایه عقل آدمی، سعی در تبیین و توجیه کتاب مقدس داشت. سرانجام، اندیشه قرائیمی به فرایند نظام‌مندسازی و وحدت‌سازی تن داد. این فرایند در اصول و مبانی قرائیمی در زمان یهودا، هدسی (اواسط قرن دوازدهم) و صورت نهایی آن توسط ایلیا بشیاصی (اواخر قرن 15) بسط یافت

اصول زیر به عنوان قواعد تفسیر شریعت از سوی قرائیمی‌ها پذیرفته شده است

معنای لفظی عبارات کتاب مقدس؛ 2 اجماع؛ 3 نتایج برآمده از کتاب مقدس از راه قیاس منطقی؛ و 4 علم مبتنی بر عقل و خرد آدمی

به هر حال، این اصل اخیر را همه قرائیمی‌ها نپذیرفته‌اند. قیاس منطقی نیز معنای گسترده‌ای دارد و شامل قیاس مبتنی بر کلمات، استقراء و مفاهیم می‌شود. یهودا هدسی هشتاد قاعده هرمنوتیکی مختلف را ذکر می‌کند که شامل قواعد به کار رفته در تلمود می‌شود. قواعد هرمنوتیکی با بیشترین کاربرد، بخصوص در مورد قوانین ازدواج از این قرارند: 1 تفسیر تمثیلی کلمات و عباراتی که کنار هم هستند. 2 تفسیر یک اصل کلی بر پایه موارد و نمونه‌های جزیی 3 تفسیر همه‌جانبه یک مفهوم 4 تنوع قواعد برای تفسیر کلمات خاص و 5 موارد خاص دستوری. (Jo. H. /L. N, 1996b ,v. 10,p. 778)

تمسک به معنای ظاهری

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود تحقیق روانشناسی منافقان از دیدگاه قرآن و روایات در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق روانشناسی منافقان از دیدگاه قرآن و روایات در فایل ورد (word) دارای 173 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق روانشناسی منافقان از دیدگاه قرآن و روایات در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود تحقیق روانشناسی منافقان از دیدگاه قرآن و روایات در فایل ورد (word)

پیشگفتار 
سئوال های تحقیق 
پیشینه ی تحقیق : 
روش تحقیق : 
هدف تحقیق : 
فصل اول: 
کلیاتی در خصوص موضوع روانشناسی و نفاق 
1-1- تعریف روانشناسی 
1-2-معنای لغوی نفاق 
1-3-معنای اصطلاحی نفاق 
1-4-وجه تسمیه ی منافق 
1-5-تفاوت نفاق با دروغ و ارتباط آن دو با یکدیگر 
1-6-تفاوت «نفاق»  با «تقیه» 
1-7-نفاق از مختصات انسان است 
1-8-ضرورت و اهمیت شناخت منافقان 
1-9-تاریخچه ی پیدایش نفاق 
1-10-آغاز نفاق در تاریخ اسلام 
1-11-بررسی آماری سور و آیاتی که در شأن منافقان نازل شده، به ترتیب مصحف: 
فصل دوم: 
ویژگیهای روانی منافقان 
2ـ1ـ فرافکنی 
2ـ2ـ خودبزرگ‌بینی 
2ـ3ـ هوی پرستی 
2ـ4ـ ترس و وحشت 
2ـ5ـ سستی در عبادت 
2ـ6ـ حسادت و بدخواهی 
2ـ7ـ بی‌میلی نسبت به انجام کارهای خیر 
2ـ8 ـ شک و تردید و دودلی 
2ـ9ـ بیماردلی 
الف. قلب سلیم 
ب. قلب مریض 
2ـ10ـ سوءظن 
فصل سوم: 
ویژگیهای سیاسی منافقان 
3ـ1ـ ولایت ستیزی 
3ـ2ـ ترور رهبران دینی 
3ـ3ـ جاسوسی برای دشمنان اسلام 
3ـ4ـ دوستی با بیگانگان و روابط پنهانی با دشمنان 
3ـ5ـ ایجاد تنگناهای اقتصادی برای مؤمنان 
3ـ6ـ کارشکنی در دفاع و جهاد 
3ـ6ـ1ـ عدم همراهی با مسلمانان در جنگ احد و احزاب 
3ـ6ـ2ـ فرصت‌طلبی منافقان 
3ـ6ـ3ـ ایجاد جنگ روانی با شایعه پراکنی 
3ـ6ـ4ـ فتنه‌گری 
3ـ6ـ5ـ توجیه گناه 
3ـ6ـ6ـ ساختن لانه‌ی جاسوسی به نام مسجد 
فصل چهارم: 
ویژگیهای اجتماعی منافقان 
4ـ1ـ امر به منکر و نهی از معروف 
3ـ2ـ استهزاء و عیب‌جویی 
4ـ3ـ بخل 
4ـ4ـ کینه‌توزی 
4ـ5ـ تهمت و افترا 
4ـ6ـ خود را عزیز و دیگران را ذلیل دانستن 
4ـ7ـ شعار اصلاح، ولی عمل به افساد 
4ـ8 ـ عدم حضور در برخی از اجتماعات 
4ـ9ـ عامل تفرقه 
فصل پنجم: 
ویژگیهای فرهنگی منافقان 
5ـ1ـ سفاهت و نادانی 
5ـ2ـ دروغ‌گویی و سوگند دروغ 
5ـ3ـ پیمان‌شکنی 
5ـ4ـ ظاهرسازی و ریاکاری 
5ـ5ـ توجیه گناه 
5ـ6ـ شبهه افکنی 
5ـ7ـ فراموش کردن خداوند 
5ـ8 ـ تملق و چاپلوسی 
5ـ9ـ جعل حدیث 
فصل ششم: 
روشهای برخورد با منافقان 
6ـ1ـ مدارا با منافقان 
6ـ2ـ ارشاد و انذار منافقان و دعوت نمودن آنها به توبه 
6ـ3ـ برخورد شدید با منافقان، طرد نمودن و اعلان جنگ با آنان: 
6ـ3ـ1ـ طرد کردن و منزوی نمودن منافقان از جامعه 
6ـ3ـ2ـ تهدید منافقان به قتل 
فصل هفتم: 
نتیجه‌گیری و پیشنهادها 
7ـ1ـ عوامل و زمینه‌های بروز نفاق 
7ـ1ـ1ـ وراثت: 
7ـ1ـ2ـ محیط 
7ـ2ـ مراتب و وجوه معانی نفاق 
7ـ3ـ ملاکها و معیارهای شناخت منافقان و راههای مقابله با آنها 
7ـ2ـ پیشنهادها 

 1-1- تعریف روانشناسی

برای واژه ی روانشناسی که در علوم اسلامی از آن به عنوان «علم النفس» یاد می شود ، تعاریف متعددی شده است که ما فقط به سه تعریف اکتفا می کنیم

1-                        روانشناسی عبارت است از مطالعه ی جنبه های مختلف رفتار و ارتباط آنها با یکدیگر[1]

2-                        روانشناسی علمی است که به شناخت ، توصیف ، پیش بینی و تأثیر رفتار بویژه رفتار انسانی مبادرت می ورزد.[2]

3-          روانشناسی به مفهوم علمی و امروزین خود ، رشته ای است جوان و کم سابقه متکی به روش علمی که موضوع آن مطالعه و بررسی رفتار انسان است با همه ی نمودها و جلوه های بارز و نهان رفتار به مفهوم عام خود در روان شناسی موضوع پژوهش و بررسی است.[3]

با توجه به این تعاریف از روانشناسی ، موضوع و هدف از مبحث روان شناسی ، منافقان کاملاً مشخص و آشکار می شود که در پی این هستیم که رفتار منافقان را از زوایای مختلف با توجه به آیات قرآن مورد نقد و بررسی قرار دهیم

1-2-معنای لغوی نفاق

لغت شناسان برای ریشه ی واژه ی نفاق (نفق) معانی متعددی را ذکر کرده اند که تعاریف آنها خیلی به هم نزدیک است و ما به چند تعریف مشهور به شرح ذیل اکتفا می کنیم . نفاق از ریشه های «نفق»  یعنی «خرج کردن» «رواج یافتن» ، «تمام شدن» ، «پنهان کردن چیزی» ، «مردن» و ; همچنین راغب می گوید : «نفق الشیئ مضی و نفد ، یعنی شیئی رفت و تمام شد.[4]

1-3-معنای اصطلاحی نفاق

ابن اثیر ، لغت شناس مشهور در کتاب نهایه چنین نوشته است (المنافق) «و هو اسم لم یعرفه العرب بالامعنی المخصوص و هوالذی یستر کفره و یظهر ایمانه»

«یعنی منافق اسمی است که عرب (قبل از اسلام) نمی شناخته است در حالیکه (بعد از اسلام) منافق به کسی گفته می شود که کفرش را پنهان می کند و ایمانش را اظهار می نماید.[5]

همچنین در کتابهای لغت آمده است که «لانه ی موش صحرایی در زیر زمین ، یک راه آشکار برای داخل شدن دارد که «قاصعاء»  نا میده می شود و راه خروجی مخفی نیز در جای دیگر دارد که «نافقا» نامیده می شود و این حیوان هنگامی که احساس خطر کند از طریق راه پنهانی ، از لانه اش خارج شده و خود را نجات می دهد و با توجه به این معنا ، نفاق به معنی «دخول در دین از دری و خروج از آن از در دیگر» می باشد. [6]

1-4-وجه تسمیه ی منافق

دلیل نامگذاری منافق هم از این جهت است که شخص منافق کفر خود را در دل پنهان کرده ولی به زبان اظهار ایمان می کند

بعضی در وجه تسمیه منافق می گویند: منافق به سوی مؤمن ، با ایمان و به سوی کافر، با کفر خارج می شود و از این جهت قرآن کریم ، منافقان را فاسق می شمارد ، چونکه از شرع خارج شده اند و می فرماید

«ان المنافقین هم الفاسقون» [7]

صاحب تفسیر التبیان نیز در تعریف «منافق» چنین می گوید

«هوالذی یظهر الاسلام بلسانه و یکفر بقلبه» [8]

وقتی ماده ی «نفق»  را به باب مفاعله ببریم معنای «پنهان نمودن» و «مخفی کردن» شدت و دقت بیشتری می یابد زیرا که باب مفاعله معنای مبالغه و شدت و استمرار نیز می دهد و منافق به کسی گفته می شود که پرده ای از ایمان بر کفر خودش کشیده است و به عبارتی نفاق یعنی کفر زیر پرده.[9]

1-5-تفاوت نفاق با دروغ و ارتباط آن دو با یکدیگر

برای اینکه به تفاوت نفاق با دروغ پی ببریم ، اول باید دروغ را تعریف کنیم ، در کتاب «تفاوت های فردی یا روانشناسی اختلافی»  آمده است : «دروغگویی در واقع به منظور فریفتن دیگری و قبولاندن گفتار و رفتاری است که با حقیقت مطابقت ندارد.»[10]

هر چند که یکی از مهمترین یا می توان گفت بدترین صفت منافق دروغگویی است اعم از دروغ در گفتار ، دروغ در نیت و اراده و دروغ در اعمال، سوگند دروغ، شهادت دروغ ، و ; ولی تفاوت نفاق با دروغ در این است که نفاق ، معمولاً کذب مخبری است زیرا منافقان درصدر اسلام نوعاً به زبان ، اعتقادات درستی را ابراز می کردند و کلام و بیان آنها معمولاً ظاهری جذاب و مسلمان پسند داشت و به عبارت دیگر خبر آنها خبر صدق بود اما آنچه را که بر زبان می آوردند به آن اعتقاد نداشتند ، نتیجه اینکه خبر صدق ، ولی مخبر کاذب بود که خداوند پیامبر اکرم (ص) و مؤمنان را از این واقعیت مطلع نموده و چنین می فرماید

«اذا جاءک المنافقون قالوا نشهد انک لرسول الله و الله یعلم انک لرسوله والله یشهد ان المنافقین لکاذبون.»[11]

بنابراین منافق سخنی می گوید که به آن ایمان ندارد ، حال این سخن راست باشد مثل رسالت پیامبر اکرم (ص) یا اینکه سخن دروغ باشد که بارزترین آن ادعای ایمان در نزد مؤمنان و اظهار همراهی با شیاطینشان در خلوت است. [12]

در حالیکه مورد بحث در «کذب» اختلاف سخن با واقع است. یعنی کلام مطابق واقعیت نیست . حال خود گوینده به این موضوع توجه داشته باشد یا اینکه توجه نداشته باشد . به عبارت دیگر نفاق و کذب در این جهت مشترکند که یک نوع دوگانگی و اختلاف در هر دو وجود دارد ولی اختلاف نفاق، همان تضاد ظاهر انسان با باطن اوست و در آیات قرآن هم هر کجا درباره ی نفاق و منافق سخن به میان می آید ، آنچه که بیشتر محسوس است «تخالف لسان با قلب» می باشد در حالیکه در مورد دروغگویان اینگونه نیست که به عنوان مثال به دو آیه اشاره می کنیم

خداوند در مورد «تخالف لسان با قلب» اینگونه می فرماید: «ولیعلم الذین نافقوا ;. یقولون بافواههم ما لیس فی قلوبهم والله اعلم بما یکتمون.» [13]

همانطور که از محتوای آیه مشخص است ، معرفی چهره های نفاق و بیان دوگانگی زبان با قلب می باشد در حالی که در قرآن هر موقع در مورد »صدق و کذب» سخن می گوید : موضوع را از دریچه‌ی تطابق آن با واقع یا عدم آن می نگرد مثلاً داستان مباهله ی پیامبر اکرم (ص) با سران نجران که برای حضرت عیسی (ع) به مقامی مانند الوهیت معتقد بودند مسأله ی دورویی و نفاق را مطرح نکرده و چون صحت گفتار طرفین مطرح است ، لفظ «کذب» را به کار برده است[14] و می فرماید

«;.. ثم نبنهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین».[15]

1-6-تفاوت «نفاق»  با «تقیه»

احادیث و روایات متعددی در خصوص تقیه وارد شده است از جمله حدیث مشهور امام صادق (ع) که فرمود : «التقیه جنه المؤمن» «تقیه سپر مؤمن است.»[16]

 همچنین آن حضرت در حدیث دیگر می فرماید «اصحاب کهف » ایمان را پنهان و شرک را اظهار کردند و از این جهت دارای دو پاداش گردیدند.[17]

با بیان این دو حدیث متذکر می شویم که نفاق و تقیه از یک مقوله نبوده و نه تنها در حکم «تجویز و تحریم» با هم متفاوتند بلکه تفاوت «جوهری» نیز با یکدیگر دارند . توضیح اینکه لفظ «نفاق»  یک اصطلاح اسلامی است که قرآن برای نخستین بار به جهت مناسبت با معنای اصلی آن (دورویی) به کار برده است و پیش از نزول قرآن کریم چنین اصطلاحی وجود نداشته است. همچنان که عبدالفتاح لاشین در کتاب «لغه المنافقین فی القرآن» در صفحه 21 اینگونه توضیح داده است که «نفاق اسمی اسلامی است که در دوره ی جاهلیت استعمال نمی شد و از الفاظی است که با ظهور اسلام در دایره‌ی لغات وارد شد مانند الفاظ کفر و صلاه» بنابراین فرد منافق، کفر باطنی خویش را پنهان نموده و ایمان را که در قلب او هیچ جایگاهی ندارد آشکار می نماید و شخص منافق اهداف و انگیزه های متعددی دارد که خداوند در قرآن کریم ، منافق صفتان را اینگونه توصیف می فرماید

«و من الناس من یعجبک قوله فی الحیوه الدنیا و یشهدالله علی ما فی قلبه و هو الد الخصام و اذا تولی سعی فی الارض لیفسد فیها و یهلک الحرث و النسل و الله لا یحب الفساد.» [18]

از این آیات نتیجه می گیریم که نفاق ، نوعی دورویی و تلون است که «هدف» از آن ، سودجویی و کسب مقام و ریاست  و یا آسیب رسانی و فساد در جامعه می باشد ، اما اگر فردی از این «دورویی » برای حفظ جان و ناموس و حتی مقام شرعی خود و با هدف جلب رضایت و خشنودی خداوند ، بهره بگیرد نه تنها نکوهیده نیست بلکه در مواردی از نظر عقل و شرع لازم و واجب هم می باشد چنان که در قرآن کریم آمده است ، مؤمن آل فرعون برای حفظ جان حضرت موسی (ع) «تقیه» می کرد.  یعنی هدف او از کتمان ایمان به حضرت موسی (ع) و اظهار ایمان ظاهری به فرعون ، حفط جان خود و حفظ جان حضرت موسی (ع) بود که خداوند در این مورد چنین می فرماید

«و قال رجل مؤمن من آل فرعون یکتم ایمانه اتقتلون رجلا ان یقول ربی الله و قد جائکم بالبینات من ربکم.»[19]

آیه ی دیگر بنا بر نقل روایات به تقیه ی عمار یاسر اشاره دارد که عملکرد این صحابی بزرگ رسول خدا به عنوان تقیه مورد تأیید خداوند و پیامبر اکرم (ص) قرار گرفته

«و من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان;; »[20]

از مضمون روایات استفاده می شود که بعد از مهاجرت پیامبر اکرم (ص) از مکه به مدینه تعدادی از مسلمانان از جمله عمار و پدر و مادرش (یاسر و سمیه)  و چند نفر دیگر که هنوز در مکه بودند ، توسط مشرکین قریش مورد شکنجه قرار گرفتند تا از دین اسلام دست بردارند ، یاسر و سمیه زیر شکنجه ، شهید شدند اما عمار از راه تقیه و با اظهار کفر ظاهری نجات پیدا کرد ولی از این کار خود خیلی ناراحت بود و در فرصتی مناسب جریان را برای پیامبر اکرم (ص) تعریف نمود که پیامبر در جواب فرمودند : «اگر بار دیگر به تو چنین کردند تو هم همان کار را تکرار کن که خدا در معذور بودنت این آیه را نازل کرد»

زیرا عمار قلبش مطمئن به ایمان بود و تنها به خاطر رهایی از دست مشرکان و از روی اکراه به ساحت مقدس پیامبر (ص) توهین کرده بود.[21]»

نکته ی دیگر در مورد تفاوت نفاق با تقیه این است که در بعضی از روایات «ذولسانین» مورد نکوهش قرار گرفته است و منظور از «ذولسانین» کسی است که زبان ظاهری او با زبان باطنی اش مخالف باشد ، در این صورت تقیه را چگونه می توان توجیه نمود زیرا فرد تقیه کننده نیز به عبارتی «ذولسانین» می باشد؟

پاسخ این سئوال روشن است ، زیرا آن «ذولسانینی»  بدونکوهیده است که هدف او سودجویی و کسب مقام و یا آسیب رسانی به دیگران باشد در حالیکه دورویی و یا «ذولسانین» که از روی تقیه باشد هدف او حفظ جان و ناموس و اصلاح ذات بین و از همه مهمتر اجرای احکام الهی و کسب رضایت خشنودی خداوند، همانگونه که خدوند دستور داده است ، می باشد.[22] و شیخ طوسی هم در مورد تفاوت «نفاق» و «تقیه» اینگونه می فرماید

«ان المنافق یظهر الخیر و یبطن الشر و المتقی یظهر القبیح و یبطن الحسن» [23]

محققاً منافق نیکی را آشکار و بدی را پنهان می کند و تقیه کننده زشتی را آشکار و نیکی و خوبی را مکتوم می دارد

1-7-نفاق از مختصات انسان است

یکی از خصوصیات رفتاری را که فقط می توان به انسان نسبت داد همین رفتار و برخورد ملون و نفاق آمیز است که در حیوانات به ندرت دیده می شود . ولی از آنجایی که انسان دارای قوه ی تفکر و تعقل می باشد می تواند با این قدرت خدادادی آنچه را که در باطن دارد کتمان نموده و ظاهری کاملاً متفاوت نمایان سازد ، در صورتیکه سایر حیوانات اینگونه نیستند مثلاً اگر حیوانی خشمگین است تمام وجود آن حیوان سراپا خشم است و اینطور نیست که مثلاً خشمگین و ناراحت و عصبانی باشد ولی در برخورد با دیگر حیوانات یک قیافه ی مهربانانه از خود به نمایش بگذارد ، حال آنکه انسان قادر است چهره و قیافه ی متفاوت از خود به نمایش بگذارد و البته ، این رفتار به طورمطلق مورد نکوهش و سرزنش قرار نگرفته است ، چرا که خداوند در قرآن کریم در خصوص نیازمندان و فقرای آبرومند که نمی خواهند کسی به فقرمادی آنها پی ببرد می فرماید : «یحسبهم الجاهل اغنیاء من التعفف ; » [24]

بنابراین می توان گفت که یکی از پیام های این آیه این است که برخی از فقیران مؤمن به قدری بزرگ منش هستند و مناعت طبع دارند که نیاز مادی خود را آشکار ننموده بلکه بر عکس از روی تعفف خود را بی نیاز از دیگران جلوه می دهند تا کسی از فقر آنها آگاه نشود و قرآن کریم این رفتار را می ستاید و حضرت علی (ع) هم می فرماید : «المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه»[25]

بنابراین، این نوع دورویی از نظر اسلام مذموم و نکوهیده نیست بلکه مورد تأیید و حتی سفارش پیامبر و ائمه معصومین(ع) هم می باشد ، و شاید یکی از دلایل آن هم این باشد که این نوع دو چهرگی و دورویی آسیب و زیانی به کسی نمی رساند در حالی که نفاق و تلون به دیگران آسیب می‌رساند و به همین دلیل اسلام از یک نفر مسلمان ، صراحت و صداقت می خواهد ، نه کذب و نفاق و مثل معروفی هست که می گویند «جو فروشی و گندم نمایی»[26]

1-8-ضرورت و اهمیت شناخت منافقان

مولای متقیان ، امیر مؤمنان حضرت علی (ع) در نهج البلاغه نقل قولی دارند از پیامبر اکرم (ص) که فرمود

«انی لا اخاف علی امتی مؤمنا و لا مشرکا ، اما المؤمن فیمنعه الله بایمانه و اما المشرک فیقمعه الله بشرکه و لکنی اخاف علیکم کل منافق الجنان ، عالم اللسان ، یقول ما تعرفون و یفعل ما تنکرون.»[27]

«بر امت اسلام ، نه از مؤمن و نه از مشرک هراسی ندارم ، زیرا مؤمن را ایمانش بازداشته و مشرک را خداوند به جهت شرک او نابود می سازد ، من بر شما از مرد منافقی می ترسم که درونی دو چهره ، و زبانی عالمانه دارد ، گفتارش دلپسند و رفتارش زشت و ناپسند است.»

شناخت منافقان و بر حذر داشتن اهل ایمان از صفت رذیله ی نفاق، در جامعه ی اسلامی به حدی حائز اهمیت است که در سوره های متعددی از قرآن ، پیرامون اوصاف و احوال این دون صفتان بحث و گفتگو شده است و حتی سوره ای مستقل در خصوص این گروه نابخرد نازل شده است و همانگونه که در مقدمه ذکر شد ، در سوره ی مبارکه‌ی بقره خداوند فقط دو آیه به «مشرکان» اختصاص داده است ولی «اهل نفاق» و برخی خصوصیات و صفات رذیله ی اخلاقی آنان را در سیزده آیه ترسیم می کند ، و این نشانده ی این مطلب مهم است که خطر اهل نفاق از مشرکان به مراتب بیشتر و بزرگتر است که می توان دلایل آنرا اینگونه برشمرد

1-     منافقان در متن جامعه‌ی اسلامی زندگی می کنند و در میان مردم هستند بنابراین از تمام اسرار باخبرند

2-     به دلیل اینکه خود را در لباس دوست نشان می دهند شناخت آنها کار آسانی نیست

3-     چون چهره ی اصلی آنها برای بسیاری از مردم ناشناخته است درگیری مستقیم و مبارزه‌ی صریح با آنها کار مشکلی است

4-  آنها پیوندهای مختلفی با مردم دارند (پیوندهای سببی و نسبی و غیر اینها) و وجود همین پیوندها مبارزه با آنها را پیچیده تر می کند

5-     آنها از پشت خنجر می زنند و ضرباتشان غافلگیرانه است.[28]

و در طول تاریخ اسلام ، یکی از مشکلات بزرگ مسلمانان ، همین حضور منافقان در جامعه ی اسلامی بوده است که می توان گفت در عصر حاضر و در دوران شکل گیری انقلاب اسلامی و حتی بعد از آن ، منافقان ، ضربات زیادی را بر جامعه ی اسلامی وارد کردند و تعدادی از متفکران و اندیشمندان دینی ، به دست منافقان به شهادت رسیدند در دوران دفاع مقدس و در اسارتگاههای رژیم بعث عراق ، (که خود این حقیر افتخار تحمل بیش از 90 ماه اسارت را دارم) ما شاهد گمراه شدن و حتی پناهنده شدن تعدادی از رزمندگان ، توسط این دشمنان دوست نما بودیم . و اگر نبود توسل به اهل بیت و تمسک به قرآن و آشنایی با آیات نفاق، قرآن قطعاً تعداد رزمندگان اسیر ایرانی که به دشمن پناهنده می شدند خیلی بیش از اینها بود

به هر حال «شناخت چهره های نفاق با ملاک و معیار آیات قرآن و احادیث ، و روایات اهل بیت علیهم صلوات الله اجمعین بسیار لازم و ضروری است و بر مسلمانان آگاه و بیدار است که درباره ی این گروه مرموز و خطرناک تعمق کرده و در شناسایی این چهره های خبیث و پلید ، دمی نیاسایند و همانگونه که ذکر شد ، در این امر مهم می توان از رهنمودهای قرآن برای افشای نیات پلید منافقان و شناخت ماهیت تاکتیها و روشهای تخریبی آنها بهره مند گردید چرا که در هیچ مکتب و کتابی ، آن هم قبل از شیوع و بروز آثار سوء آنان آن طور که قرآن کریم مطرح می کند و هشدار می دهد به موضوع نفاق در مفهوم اعم ، عنایت نشده است.» [29]

1-9-تاریخچه ی پیدایش نفاق

می توان گفت که پیدایش نفاق به طور عام ، ریشه در تاریخ بشریت دارد و در همان ابتدای خلقت آدم ابوالبشر ، خداوند ، شیطان را به عنوان دشمن آشکار انسان معرفی می کند.[30] و به حضرت آدم و حوا دستور می دهد که مواظب باشند تا فریب شیطان را نخورند ، ولی شیطان برای اغواء و وسوسه ی آندو از راه دوستی وارد شده و با سوگند ، خود را از خیر خواهان و ناصحان آنان معرفی می نماید[31] و به همین دلیل ما می توانیم شیطان را به عنوان مؤسس و بنیان گذار نفاق معرفی کنیم ولی از دیدگاه  جامعه شناسی ، نفاق یک پدیده ی انسانی و اجتماعی است که غالباً با یکی از انقلابهای تکاملی بزرگ بشر همراه بوده است و در طول تاریخ هر کجا که شخصی یا گروهی بر جامعه حاکم شدند و زمام امور را به دست خود گرفتند. در این راستا مخالفانی پیدا شدند که برخی از آنان به طور علنی و با اعلان دشمنی با دستگاه حاکم به مبارزه پرداختند و برخی دیگر در لباس دوست و به اصطلاح با چهره‌ی نفاق وارد عرصه‌ی مبارزه شدند. موضوع نفاق و پیدایش منافقان در قرآن کریم بیشتر از دیگر کتابهای آسمانی مورد توجه و بحث قرار گرفته است.[32] زیرا این گروه در جامعه مسلمانان به مقیاس وسیع و به طور گسترده پا به عرصه‌ی اجتماعی گذاشته و سعی در تخریب جامعه‌ی نوپای اسلامی داشتند و این موضوع بعد از گذشت قرنها از نزول قرآن، در جوامعی مثل اروپا آن هم بعد از رنسانس مورد توجه قرار گرفت و نویسندگان اروپایی بعد از رنسانس به انتقاد از ریاکاران اجتماع پرداخته‌اند و در مکاتب فلسفی و حزبی جدید نیز تحت عنوان «اپورتونیستها» و سازشکاران و فرصت‌طلبان، به این مسأله توجه شده است اما هیچ یک از این احزاب و مکاتب مانند قرآن، با برجسته کردن حالات و جنبه‌های روحی و نفسانی آنان، و شیوه‌های برخورد صحیح با این گروه، چندان وسیع و عمیق به حل این معضل نپرداخته‌اند. شهید مطهری در این خصوص می‌فرمایند: «حالا چگونه است که قرآن این همه روی مسأله‌ی نفاق و منافقین تکیه کرده است؟ خصوصاً که در کتب آسمانی پیشین یا اسمی از منافقین نیست یا اگر هست بسیار کم است. این تکیه و تأکید برای این است که بشر هر چه بدوی‌تر بوده است و هر چه که به اصطلاح از تمدن دورتر بوده است و هر چه که در درجات پایین‌تر زندگی می‌کرده است از صراحت بیشتری برخوردار بوده است. یعنی آنچه که در درون داشته است از فکر و احساسات و عواطف، از رغبتها و بی‌میلیها، از مهربانی‌ها و خشم‌ها، از ایمان‌ها و بی‌ایمانی‌ها، هر چه داشته است همان را ظاهر می‌کرده است ولی هر چه بشر پیش رفته است و تکامل پیدا کرده است، قدرتش بر تصنع همان تصنعی که نفاق نوعی از آن است، افزایش پیدا کرده است چنان که اگر ما هم اکنون مردم عصر خودمان را با صدر اسلام بسنجیم، نفاق هزاران درجه بیشتر شده است.»[33]

همچنین مهندس بازرگان در این خصوص اینگونه می‌نویسد

«تحولات اجتماعی بشریت شاهد اعجاز قرآن است که این چنین به پدیده عالمگیر نفاق عنایت ورزیده و پیشاپیش توصیف و تنذیر کرده است».[34]

1-10-آغاز نفاق در تاریخ اسلام

در مورد بدو پیدایش نفاق سؤالی مطرح است که آیا نفاق در مدینه پیدایش یافت و یا در مکه هم بود؟ در میان مفسران دو نظریه وجود دارد و برهر یک ادله‌ای اقامه گشته: نظریه‌ی اول این است که نفاق در مدینه آغاز گشت به این دلیل که نفاق زمانی به وجود می‌آید که یک مکتب حاکمیت پیدا کرده و نیرومند باشد تا مخالفانش را تاب اظهار مخالفت و ستیز نبوده و به نفاق و; نفوذ و ضربه‌ی داخلی دست یا زند و اگر دین و مکتبی از نیرو و قدرت و حاکمیت بهره‌ای نداشته باشد دلیلی برای نفاق یافت نمی‌شود و می‌دانیم که اسلام در مکه قدرتی نداشت و پیامبر و مسلمانان در مکه در شرایطی سخت و تحت فشارهای ظالمانه می‌زیستند و از اینرو نفاق در مکه بروز نکرد و در مدینه که پیامبر به اسلام حاکمیت بخشید و مسلمانان نیرومند گشتند آنگاه بود که نفاق بروز پیدا کرد.[35] بنابراین نظر سیدقطب این است که ملاک بروز نفاق قدرت حاکمیت اسلام است که این حاکمیت در مدینه به وجود آمد نه در مکه و به همین دلیل تاریخ شروع نفاق هم به مدینه برمی‌گردد: نه مکه

و اما نظریه‌ی دوم از صاحب تفسیر المیزان است که نظریه‌ی نخست را نقد نموده و پس از آن چنین اظهار نظر می‌نمایند که: تنها عامل و زمینه‌ی نفاق قوت و قدرت اسلام نیست تا گفته شود که چون در مکه این عامل و زمینه نبوده است، پس نفاق نیز نبوده است زیرا احتمال دارد که یکی از عوامل و زمینه‌های نفاق نوعی «آینده‌نگری» افراد زیرک باشد، بدین، که کسانی که دارای شم سیاسی و اندیشه‌ی قوی آینده‌نگری بوده‌اند، در مکه تشخیص دادند که دین پیامبر (ص) و مکتب اسلام از چنان معنویت و توانی برخوردار است که بن بستها را گشوده و امواج مخالف را در هم شکسته، به ساحل پیروزی و فتح می‌رسد و اینان آرزوی ریاست و حکومت را در سر می‌پروراندند و بر این اساس آنها خود را در سلک مسلمین وارد نمودند و در انتظار دست یافتن به اغراض شیطانی خود بودند. این گونه نفاق که از این نوع عامل و انگیزه سرچشمه می‌گیرد ممکن است حتی قبل از قدرت ظاهری اسلام پیدا شود و نیز امکان دارد کسانی از سر صدق ایمان آوردند ولی پس از آن، در باطن کفر ورزیده و فقط ایمان ظاهری خود را حفظ کرده‌اند که در سوره توبه هم به آن اشاره شده است»[36] «لاتعتذروا قد کفرتم بعد ایمانکم;»[37]

«عذر و بهانه نیاورید شما بعد از ایمانتان کافر شده‌اید.»

همچنین در تأیید نظریه علامه طباطبایی می‌توان گفت که در برخی سوره‌های مکی نیز صریحاً واژه «منافقین»[38] یا وصف حال آنان آمده است[39] که می‌توان نتیجه گرفت که در مکه هم موضوع نفاق مطرح بوده است و قطعاً منافقینی ولو معدود وجود داشتند که خداوند آنان را در چندین آیه از آیات مکی توصیف می‌کند. بنابراین نظریه علامه بیشتر مورد قبول است تا نظریه سید قطب

فصل دوم

ویژگیهای روانی منافقان

قبل از اینکه ویژگیهای روانی منافقان را مورد نقد و بررسی قرار دهیم باید این نکته را متذکر شویم که آیاتی که در قرآن کریم برای شناخت منافقان آمده است را به چهار گروه تقسیم کرده‌ایم و به عبارتی از چهار زاویه یا منظر ویژگیهای منافقان را بررسی می‌کنیم که عبارتند از

الف) ویژگیهای روانی منافقان

ب) ویژگیهای سیاسی منافقان

ج) ویژگیهای اجتماعی منافقان

د) ویژگیهای فرهنگی منافقان

2ـ1ـ فرافکنی

یکی از خصوصیات و ویژگیهای روانی منافقان «فرافکنی» می‌باشد

روانشناسان تعاریف متعددی را از این واژه ارائه نموده‌اند ولی تمامی آنها بر این بخش از تعریف اتفاق نظر دارند که «فرافکنی» یعنی، نسبت دادن چیزی که در واقع در درون شخص است به جهان خارج»[40]

و به عبارت دیگر «فرافکنی نوعی حیله‌ی عقلی است که فرد، با نسبت دادن حالتهای نفسانی و انگیزه‌ها وعیوب و اشتباهات خود به دیگران، از آن استفاده می‌کند، یعنی او این مقوله‌ها را به جای خود در دیگران احساس می‌کند.»[41]

در کتاب روانشناسی از دیدگاه دانشمندان اسلامی آمده است: «برای کشف رفتار و تحلیل و کنشهای آدمی می‌توان از راههای گوناگون مدد جست که احتمالا هر یک از آنها گوشه‌ای از واقعیت را بیان می‌کند» بنابراین می‌توانیم بگوییم که فرافکنی هم نوعی رفتار است که بیانگر ویژگیهای منفی و صفات بد منافق می‌باشد.[42]

پس از آشنایی با تعریف فرافکنی، به قرآن مراجعه کرده و می‌بینیم که خداوند در مورد این خصوصیت منافقان چه زیبا فرموده است: «و اذا قیل لهم امنوا کما امن الناس قالوا انؤمن کما امن السفهاء الا انهم هم السفهاء ولکن لایعلمون»[43]

«و چون به آنها گویند ایمان آورید چنانکه دیگران ایمان آوردند، پاسخ دهند که چگونه ما ایمان آوریم مانند بی‌خردان، آگاه باشید که آنان خود سخت بی‌خردند ولی نمی‌دانند.»

بنابراین در این آیه‌ی کریمه منافقان، با فرافکنی مؤمنان را بی‌خرد و سفیه می‌دانند. در حالیکه خداوند به طور مؤکد خودشان را سفیه و بی‌خرد معرفی می‌کند، «الا انهم هم السفهاء» و در جای دیگر خداوند می‌فرماید: «; یحسبون کل صیحه علیهم;»[44]

«(منافقان) هر صدایی که بشنوند بر زیان خویش پندارند»

منافقان گمان می‌کنند که مسلمانان قصد حمله به آنان را دارند و این ناشی از احساس دشمنی آنها نسبت به مسلمانان است که آن را به مسلمانان نسبت می‌دهند. و اگر ادامه‌ی آیه را ملاحظه کنیم می‌بینیم که پس از عبارت «یحسبون کل صیحه علیهم»[45] خداوند می‌فرماید: «; هم‌العدو فاحذرهم;»[46]. یعنی «آنها دشمند، از آنان دوری کن.» و این نشان می‌دهد که در حقیقت این منافقان هستند که با مؤمنان دشمنند یا به عبارت دیگر شروع و آغاز دشمنی از جانب آنان می‌باشد و این که صداهای شنیده شده را علیه خود احساس می‌کنند چیزی جز توهمشان نیست که ناشی از همان خصیصه «فرافکنی» آنها می‌باشد

2ـ2ـ خودبزرگ‌بینی

یکی دیگر از خصوصیات و ویژگیهای روانی منافقان خودبزرگ‌بینی یا تکبر است، آنهم نه تنها در برابر مؤمنان، بلکه در برابر دستورات خدا و پیامبر اکرم (ص) هم تکبر ورزیده و آنجا که خداوند می‌فرماید: «و اذا قیل لهم تعالو یستغفرلکم رسول‌الله لووا رؤسهم و رایتهم یصدون و هم مستکبرون.»[47]

«وقتی به آنان (منافقان) گفته می‌شود: بیایید تا پیامبر خدا برایتان استغفار کند، سرهای خود را متکبرانه گردانده و آنان را می‌بینی که با تکبر روی گردان می‌شوند» افراد مؤمن و متواضع، اگر مرتکب خطا یا گناهی شوند، به فکر چاره افتاده و وسیله‌ی مغفرت و آمرزش خود را فراهم می‌آورند. ولی افراد متکبر یا بهتر است بگوییم، منافقان به دلیل اینکه اعتقاد قلبی به مبدأ و معاد ندارند و همچنین اعتقاد واقعی به نبوت پیامبر اکرم (ص) ندارند، حاضر، نیستند که حتی شخص پیامبر اکرم (ص) با آن مقام و عظمت، برای آنها طلب آمرزش کند. و حال آنکه خداوند در چند جای قرآن به استغفار پیامبرانی چون حضرت یعقوب (ع) و حضرت ابراهیم (ع) اشاره کرده است که البته حضرت یعقوب (ع) به فرزندان خودش، بعد از آنکه از گذشته‌ی خود پشیمان شده و اظهار ندامت کردند وعده استغفار می‌دهد[48] و سخن حضرت  ابراهیم (ع) را در مورد استغفار اینگونه بیان می‌کند

«; لاستغفرن لک;»[49]

مقصود اینکه پیامبران خواهان آمرزش افراد امت هستند، البته به شرط اینکه افراد عاصی هم خواهان آمرزش بوده و در برابر دستور خداوند و خواسته‌ی پیامبرش، تکبر نورزیده و خودبزرگ‌بین نباشند.[50]

بنابراین، تکبر و خودبزرگ‌بینی منافقان موجب می‌شود که آنان هر چه بیشتر از رحمت و مغفرت خداوند دور شده و البته این یک امر طبیعی است چرا که خداوند در مورد آنان فرمود: «صم بکم عمی فهم لایرجعون»[51]

و در جای دیگر فرمود: «ذلک بانهم امنوا ثم کفروا فطبع علی قلوبهم فهم لایفقهون»[52]

2ـ3ـ هوی پرستی

یکی دیگر از ویژگیهای روانی منافقان، هوی پرستی یا پیروی از هواهای نفسانی می‌باشد که ما برای آشنایی هر چه بیشتر با این موضوع، لازم است، ابتدا «نفس» و بعد «هوی» را تعریف کنیم

«در قرآن کریم از کلمه‌ی نفس همان معنای لغوی اراده شده است با این تفاوت که به مناسبت موارد مختلف ویژگیهایی به آن اضافه می‌شود که کلمه نفس، به لحاظ آن ویژگی، بار ارزشی مثبت یا منفی پیدا می‌کند، البته اگر کلمه‌ی نفس از آن ویژگیها خالی باشد در همان معنای لغوی استعمال می‌شود»[53] مانند آیه‌ی شریفه‌ی: «; علیکم انفسکم ;»[54] و اما کلمه‌ی «هوی» در اصل به معنای سقوط از بلندی است که معمولاً نتیجه‌ی آن نابودی است. همچنین به معنای متمایل شدن ]میل و خواهش نفسانی[ که بیشتر در میل به باطل و آنچه برخلاف حق است استعمال می‌شود.[55]

با تعریفی که از هوای نفس ارائه شد، و با توجه به آیات و روایاتی که در این خصوص است می‌توانیم بگوییم که سرآغاز و مبدأ تمامی رذایل پیروی از هواهای نفسانی است و به همین دلیل مولای متقیان امیر مؤمنان حضرت علی (ع) می‌فرمایند «ایها الناس، ان اخوف علیکم اثنان: اتباع‌الهوی، و طول الامل»[56] یعنی: «ای مردم، همانا بر شما از دو چیز می‌ترسم: هواپرستی و آرزوهای طولانی» و حضرت دلیل آنرا اینگونه ذکر فرموده‌اند که «پیروی از خواهش نفس، انسان را از حق باز می‌دارد، و آرزوهای طولانی آخرت را از یاد می‌برد.»[57]

و همچنین خداوند تبارک و تعالی در ذم پیروی از هوای نفس فرموده است: «و لاتتبع الهوی فیضلک عن سبیل‌ا;»[58]

و همینطور امام صادق (ع) می‌فرمایند: احذروا اهوائکم کما تحذرون اعدائکم، فلیس شیء اعدا للرجال من اتباع اهوائهم و حصائد السنتهم.»[59]

خداوند تبارک و تعالی درباره‌ی منافقان اینگونه فرموده است که: «; اولئک الذین طبع الله علی قلوبهم و اتبعوا اهوائهم.»[60]

این آیه نشان می‌دهد که یکی از مشخصات مؤمنان، داشتن آگاهی کافیست، آری این علم است که هم سرچشمه‌ی ایمان است و هم زائیده و محصول ایمان

ولی قرآن در پایان آیه پاسخ دندان‌شکنی به آنها گفته می‌فرماید: سخنان پیامبر اکرم (ص) نامفهوم نبوده و پیچیدگی خاصی ندارد. بلکه کسانی هستند که خداوند بر قلبهایشان مهر نهاده و از هوی و هوسهایشان پیروی کرده‌اند لذا چیزی از آن نمی‌فهمند.»[61]

بنابراین قرآن کریم دلیل تمسخر منافقان و عدم پذیرش آیات قرآنی را و همچنین مسخره کردن پیامبر اکرم (ص) را چیزی جز، مهری که بر قلبهایشان نهاده شده و پیروی از هواهای نفسانی نمی‌داند.[62]

2ـ4ـ ترس و وحشت

وضع زندگی منافقان و ترس و وحشت مداوم آنها در چندین آیه‌ی قرآن مورد توجه قرار گرفته است. از جمله سوره‌ی مبارکه‌ی بقره با تمثیلی زیبا، منافقان را اینگونه توصیف می‌نماید:«شبی است تاریک و ظلمانی و پر از وحشت، باران به شدت می‌بارد برق در آسمان می‌جهد، صدای هولناک و غرش رعد، پرده‌های گوش را پاره می‌کند، در این شب ظلمانی و وحشت‌زا، انسانی بی‌پناه و سرگردان در حال حرکت است، نه راه نجاتی در تاریکی شب دارد و نه پناهگاهی، گامی چند برمی‌دارد ولی تاریکی شب بر او مستولی شده او را از حرکت باز می‌دارد و شدت برق، نزدیک است که چشم‌های او را از کار بیندازد و هر آن خطر را برای خود نزدیک می‌بیند که او را به خاکستر تبدیل سازد».[63]

منافقان نیز همانند چنین انسانی هستند که عامل ترس آنها عظمت و گسترش روزافزون اسلام بوده و چون خود، در صف مؤمنان قرار نگرفته تا پناهگاهی داشته باشند، از سیطره‌ی اسلام در وحشت و اضطراب بودند که مبادا پرده از راز آنها برافتد و اموال و اولاد آنان قربانی زندگی نفاق‌گرانه‌ی آنها شده و رسوا گردند.[64]

عامل دیگر ترس منافقان این است که مبادا سوره‌ای بر پیامبر اکرم (ص) نازل شود و کفر و نفاق و استهزاء و خیانتهای آنان نسبت به مؤمنین را آشکار کند

«یحذر المنافقون ان تنزل علیهم سوره تنبئهم بما فی قلوبهم قل استهزؤا ـ ان‌الله مخرج ماتحذرون.»[65]

«منافقان بیم دارند از اینکه ]مبادا[ سوره‌ای درباره‌ی آنان نازل شود که ایشان را از آنچه در دلهایشان هست خبر دهد، بگو ریشخند کنید، بی‌تردید خدا آنچه را که ]از آن[ می‌ترسید برملا خواهد کرد.»

با توجه به معنا و مفهوم آیه‌ی فوق امکان دارد سؤال یا به عبارت دیگر شبهه‌ای مطرح شود مبنی بر اینکه منافقان که اعتقاد خالص به نبوت پیامبر اکرم (ص) و وحی نداشتند پس چطور ممکن است از نازل شدن سوره‌ای که برملاکننده‌ی اسرار آنان باشد بترسند؟

مرحوم علامه طباطبایی (ره) در تفسیر آیه‌ی فوق اینگونه مرقوم فرموده‌اند

منافقان این معنا را می‌دیدند که آنچه و یا بیشتر آنچه که از اسرار خود از رسول خدا (ص) پنهان می‌دارند و در فاش نشدنش سعی بلیغ به کار می‌برند و کفر و نفاق و حرفهای مفت و خرده‌گیریها و استهزاءها که به خیال خود پنهانش می‌دارند به رسول خدا (ص) می‌رسد و آن جناب از آن اسرار خبر دارد و در ضمن آیات قرآن به مردم هم می‌رساند، چیزی که هست رسول خدا (ص) آنرا وحی آسمانی می‌داند ولی منافقین که قطعاً ایمان به وحی نازل شده توسط روح‌الامین نداشتند پیش خود می‌گفتند در میان ما جاسوسی وجود دارد که حرفهای ما را برای او نقل می‌کند و او هم به صورت کتابی آسمانی برای مردم می‌خواند و مردم را از اسرار شبکه‌ی ما خبردار می‌کند و به همین جهت از نفاق و کفری که در دلهای ناپاک خود پنهان می‌داشتند بسیار بیمناک بودند و می‌ترسیدند روزی اسرارشان فاش شود و در آن صورت، رسوایی و هلاکتشان حتمی است، چون رسول خدا (ص) بر آنان حکومت دارد و هر امری درباره‌ی آنان صادر کند قابل اجرا خواهد بود

پس منافقین می‌ترسیدند رسول خدا (ص) کلامی را به عنوان سوره‌ی نازل شده و مربوط به منافقین بر مردم بخواند و اسرارشان را برای همه فاش ساخته، کفر و نقشه‌های خائنانه و خطرناک را که به زحمت در زیر روپوشها پنهان داشته بودند همه را برملا نماید، پس در حقیقت از این برملا شدن می‌ترسیدند».[66]

سؤال دیگری که  احتمال دارد مطرح شود این است که آیا به طور کلی ترس و وحشت خوب است یا خیر؟ یا به عبارت دیگر آیا انسانی وجود دارد که اصلاً نترسد و با واژه‌ی ترس و وحشت بیگانه باشد؟ جواب این سؤال واضح است، و آن این که آن ترس و وحشتی مورد نکوهش و مذمت است که خارج از حوزه‌ی دیانت و تقوای الهی باشد و آن ترسی که از روی تقوای الهی باشد نه تنها مورد مذمت نیست بلکه آیات قرآن و روایات هم بر آن تأکید دارند و معمولاً از این نوع ترس تحت عنوان «خوف و خشیه» تعبیر می‌شود. مثلاً حضرت امام صادق علیه‌السلام به یکی از اصحاب به نام اسحاق فرمودند: «یا اسحاق: خف‌الله کانک تراه، و ان کنت لاتراه فانه یراک;»[67]

و همچنین در برخی کتب اخلاق در خصوص انواع «خوف» که مورد تأکید است اینگونه تقسیم‌بندی شده است

1ـ خوف از گناه 2ـ خوف از غفلت و کوتاهی 3ـ خوف از عاقبت بد  4ـ خوف از جهان پس از مرگ 5ـ خوف دوری از خدا[68]

با توضیح فوق، نتیجه‌گیری می‌کنیم که خوف و ترس و وحشت منافقان مرتبط با هیچکدام از موارد فوق نمی‌باشد و دلیل آنهم روشن است و آن اینکه آنان به مبدأ و معاد اعتقادی ندارند که از گناه یا عاقبت بد و یا جهان پس از مرگ بترسند

2ـ5ـ سستی در عبادت

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله زندگانی حضرت محمد (ص) در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله زندگانی حضرت محمد (ص) در فایل ورد (word) دارای 43 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله زندگانی حضرت محمد (ص) در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله زندگانی حضرت محمد (ص) در فایل ورد (word)

ازدواج عبدالله با آمنه در چهارده قرن پیش  
تولد حضرت محمد ( ص)  
تاریخ تولد حضرت محمد (ص)  
نسبت محمد (ص)  
مدفن عبدالله  
خواب دیدن آمنه  
به دایه سپردن محمد (ص)  
احترام محمد (ص) در بزرگی نسبت به حلیمه  
مرگ مادر  
مرگ عبدالمطلب  
محمد (ص) همیشه تفکر بود  
قیافه محمد (ص)  
حرکت بشام  
پیشگوئی راهب نصرانی  
چوپانی محمد (ص)  
تجارت کردن محمد (ص)  
خواب دیدن خدیجه  
تعبیر خواب  
افکار خدیجه  
برگشت محمد (ص) از سفر شام  
جشن ازدواج محمد (ص) با خدیجه  
رفتار خدیجه نسبت به محمد (ص)  
نظریه ورقه بن نوفل  
دعوت پیامبر علنی شد  
رفتار مخالفان نسبت به مسلمانان  
رفتار ابوجهل نسبت به محمد (ص)  
تبلیغ محمد (ص)  
شهرت محمد (ص) به اطراف رسیده بود  
وفات ابوطالب  و خدیجه  
اسلام در مدینه نشر یافت  
علی (ع) در رختخواب محمد (ص) خوابید  
روش و اخلاق و خصوصیات محمد (ص)  
خوراک محمد (ص)  
جدیت و رفتار و حرکات محمد (ص)  
اتفاقات بعد از هجرت  
در اثبات نبوت محمد (ص)  
نظریه دانشمندان و فلاسفه غرب راجع به محمد (ص)  
فرزندان محمد (ص)  
از سخنان محمد (ص)  

 ازدواج عبدالله با آمنه در چهارده قرن پیش

بیست و چهار سال از سن عبدالله بن عبدالمطلب گذشته بود که با آمنه ازدواج کرد، چند روزی نگذشته بود که از نوعروس زیبا و همسر مهربانش خداحافظی و برای تجارت بشام مسافرت کرد هنگامیکه بمکه برمی گشت در یثرب ( مدینه)  وفات یافت و خبر اندوهبار مرگ وی زن جوان و باردار و عزیزش را داغدار و غمگین ساخت، ارثیه عبدالله کنیزی بنام برکه ( ام ایمن) و پنج شتر و چند تکه اسباب خانه بود

تولد حضرت محمد ( ص)

دوران حمل آمنه با کدورت ورنج بسر آمد و پسری جذاب نیکو روی، مشگین موی. درشت چشم پا بسرای هستی نهاد. جد بزرگوارش عبدالمطلب او را ( محمد) یعنی ستوده آری این همان مولود مسعودی بود که خدای بزرگ بر سر او تاج نبوت و لباس خاتمیت بر اندام رسایش زیبنده ساخت

تاریخ تولد حضرت محمد (ص)

 تولد با سعادتش بروایت عامه بتاریخ 13 فروردینماه شمسی مطابق 20 آوریل سال 569 میلادی و 12 ربیع الاول سال عام الفیل و بنظر اکثریت امامیه در روز جمعه هنگام طلوع فجر 5 اردیبهشت شمشی- 25 آوریل 569 میلادی- 17 ربیع الاول درشهر مکه در خانه محمد بن یوسف و در زمان سلطنت پادشاه ایران یکی از شاهان ساسانی بوده است

نسبت محمد (ص)

آمنه دختر وهب بن عبد مناف از خاندان زهره و عبدالله بن عبدالمطلب از خاندان هاشم و هاشمی بود

مدفن عبدالله

شهر مدینه را آنزمان یثرب می گفتند و عبدالله در آن شهر مدفون شد و محمد (ص) یتیم بدنیا آمد

خواب دیدن آمنه

 آمنه در دوران حاملگی خوابهای نیکو می دید، شبی در خواب دید که نوری درخشان از وجودش تابیدن گرفت و تمام کشورهای دور و نزدیک را روشن ساخت


به دایه سپردن محمد (ص)

ثروتمندان مکه برای اینکه کودکانشان از آب و هوای بهتری استفاده کنند آنها را بخارج از شهر مکه بدایه می سپردند و دایگان بیشتر بیابان نشین و بدوی بودند و در چند فرسخی شهر مکه سکونت داشتند و پس از دوران شیرخواری فرزندان را بپدر و مادرشان باز پس می دادند و پاداشی نیکو می گرفتند و همه عمر در ازای این خدمت از مزایائی برخوردار بودند

آمنه در طلب پرستاری پاک سرشت بود و دایه ای مهربان و دلسوز را جستجو می کرد که محمد (ص) را باو بسپارد و عده ای او را نمی پذیرفتند چون می گفتند او یتیم است و پاداشی که قابل توجه باشد بآنها نمی دهند

بیخبران غافل بودند که این وجود مقدس مایه مباهات و افتخار جهان و جهانیان خواهد شد

حلیمه او را قبول کرد

حلیمه زنی بی چیز و فقیر بود که کسی کودکش را باو نمی داد برای اینکه نزد دیگران سرافکنده و شرمسار نگردد محمد را قبلو کرد و با خود به بیابان برد

حلیمه سعدیه به او شیر می داد و محمد جز از پستان راستش شیر نمی نوشید و مانند کسی که بداند شیر پستان چپ حق برادر رضاعی اوست از نوشیدن شیر آن پستان خودداری می کرد

شیما دختر حلیمه از محمد پرستاری می کرد و با او همبازی بود، تا اواخر سن چهار سالگی بخوشی و شادمانی بین طایفه بنی سعد پرورش یافت و از برکت وجود محمد برکت و وسعتی در آن طایفه پدید آمد که مورد توجه همه قرار گرفت

احترام محمد (ص) در بزرگی نسبت به حلیمه

 این طفیل گفت روزی پیغمبر را دیدم که گوشت قربانی بمردم می داد، ناگاه زنی وارد شد از جای برخاست و ردای خود را بر زمین انداخت و آنزن را بر رویش نشاند، از حاضرین پرسیدم این زن کیست؟ گفتند حلیمه مادر رضاعی محمد (ص) است

مرگ مادر

شش سال از سن شریفش نگذشته بود که بهمراه مادر برای دیدار بستگان مادری و زیارت قبر پدرش بسمت یثرب (مدینه) حرکت کرد

هنگام بازگشت بمکه آمنه بیمار شد و با تنی رنجور و چشمی گریان، آن زن داغدیده و افسرده در جلو دیدگان نورد دیده اش محمد (ص) چشم از جهان فرو بست و آن طفل در سن شش سالگی از پدر و مادر یتیم شد، کنیز مادرش برکه (ام ایمن) پرستاریش را پذیرفت و با حالی پریشان ودلی سوزان محمد (ص) را نزد جدش عبدالمطلب آورد


مرگ عبدالمطلب

هشت ساله بود که عبدالمطلب هم بسرای جاودانی شتافت و سرپرستی او بوصیت جدش بعموی گرامیش ابوطالب محول شد

محمد (ص) همیشه تفکر بود

آن کودک یتیم روی پدر را ندیده بود مادر مهربان و عزیزش را از دست داده بود مرگ جدش عبدالمطلب بر خاطرات حزن آور زندگیش افزوده بود، در قبیله فقیری پرورش یافته و دعوای کودکان را برای بچنگ آوردن مشتی خرما تماشا کرده بود، این صحنه ها او را مغموم و متفکر و افسرده می ساخت و اغلب اوقات در تنهائی می نشست و باندیشه فرو می رفت. او از کودکی با کودکان دیگر فرق بسیار داشت و اعمال و رفتارش را همگان می ستودند

قیافه محمد (ص)

 چهره ای صاف و ساده و بی آلایش داشت، آثار شکوه و وقار از سیمایش هویدا بود سرش بزرگ، مویش بلند و زیاد، پیشانیش پهن، چشمانش سیاه و جذاب، مژه هایش بلند، دندانهایش سفید و قیافه اش دارای جذابیتی خاص بود که هر کس او را می دید فریفته اش می شد، گاهی لبخندی نمکین بر لب داشت و سخنانش شیرین بود، گفتاری ملایم و آرام و حافظه ای قوی داشت، آهنگ صدایش محکم و موزون بود، بیشتر اوقات را به تفکر می گذارند

حرکت بشام

عمویش ابوطالب باو علاقه شدیدی داشت و در سن دوازده سالگی او را با خود برای تجارت بشام برد، محمد (ص) خواندن و نوشتن را نیاموخت و لیکن « بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد»

 پیشگوئی راهب نصرانی

در سفر شام بین راه راهبی بود مسیحی که نامش بحیرا و از علوم متداوله زمان با اطلاع بود و ازاسرار کتب آسمانی آگاهی داشت، محمد (ص) را دید و در قیافه تابناک و ناصیه بلندش دقیق شد، به ابوطالب گفت از این پسر مواظبت کن روزی می آید که برای خدا کارهای بزرگ انجام می دهد، شأن او بزرگ است و پیغمبر این امت است که با شمشیر خروج خواهد کرد. نام بحیرا جرجیس بی ابی ربیعه بوده است

چوپانی محمد (ص)

محمد (ص) چون بسن بلوغ رسید برای تأمین معاش به شبانی مشغول شد، روزها و شبها در بیابان وسیع و لم یزرع عربستان. درباره خدا به تفکر می پرداخت و در کمال نجابت و شرافت و امانت بسر می برد، مردم داری و بزرگواری و قدرت روحی و معنوی و وسعت اندیشسه داشت و بهمین مناسب ( محمد امین) لقب یافت

تجارت کردن محمد (ص)

به تشویق عمویش ابوطالب شبانی را ترک و نمایندگی بازرگانی خدیجه سیده قریش را پذیرفت و با کاروان تجارتی از مکه بجانب شام رهسپار شد و با سودی کلان بسوی خدیجه برگشت، آنزن بزرگوار از لیاقت و کاردانی و تدبیر و فراست و کیاست محمد در کار تجارت خشنود شد و این دوستی جنبه معنوی بخود گرفت و آن علاقه بحدی رسید که از آن دو وجود مقدس دودمان رسالت و خاندان طهارت و تقوی و معنویت و فضیلت پدید آمد و فروغ ایزدی آنها عالم و عالمیان را روشن ساخت

خواب دیدن خدیجه

پیش از وصلت محمد (ص) با خدیجه، آن بانوی عالیقدر شبی در خواب دید قرص آفتاب چرخ زنان بپایین آمد تا نزدیک زمین رسید و بسوی سرایش فرود آمد و از پرتو تابناکش از خواب بیدار شد

تعبیر خواب

خدیجه شتابان نزد عمویش ورقه بن نوفل که دانشمندی روشندل بود رفت و خوابش را گفت، ورقه گفت: مردی بزرگ ترا بهمسری بر می گزیند که بر آسمان دین آفتابی تابان باشد

افکار خدیجه

 خدیجه خوابش را فراموش نمی کرد و درباره آن رؤیا و تعبیرش همیشه اندیشناک بود و درباره بزرگان و جوانان قریش و صفات و حالاتشان بررسی و مطالعه می کرد و هر کس که بخواستگاریش می آمد دل روشنش او را نمی پذیرفت

برگشت محمد (ص) از سفر شام

سفری که محمد (ص) از شام مراجعه نمود وارد خانه خدیجه شد و گزارش مسافرتش را بیان کرد، آفتاب مهر و الفت و محبت وجود محمدی در کانون قلب خدیجه و خلوتخانه ضمیرش تابید و آن شعشعه‌ی سرمدی سراسر وجودش را تسخیر کرد، خدیجه شور و احساس، عشق و محبتش را نسبت به محمد (ص) با نفیسه و رازدارش در میان گذاشت

نفیسه نزد محمد (ص) آمد

نفیسه نزد محمد (ص) رفت و چنین گفت: چرا آسمان زندگانیت را به ستاره تابناک آرایش نمی دهی؟ من آمده ام بپرسم اگر زنی فرزانه و از حیث مال و کمال و جمال یگانه باشد و بخواهد با تو وصلت و ازدواج کند می پذیری؟

محمد (ص) پرسید آیا آن زن کیست؟

 نفیسه گفت : خدیجه بانوی مهربان

محمد (ص) با الهام قلبی و توجه باطنی قبول کرد، در این هگام محمد (ص) 25 سال داشت و خدیجه چهل ساله بود

جشن ازدواج محمد (ص) با خدیجه

جشنی باشکوه در خانه اشرافی خدیجه برپاشد ابوطالب پیشوای قریش و عموی محمد (ص) خطبه پیمان زناشوئی آنها را خواند و چنین گفت

برادرزاده من محمد (ص) اگرچه از هرگونه ثروتی تهی دست است ولیکن مال و ثروت سایه ایست فانی و پارسائی و اصالت دودمان نوریست باقی که هیچ مال و مکنتی هم تراز آن نیست. محمد (ص) 25 سال با آرامش خاطر و همکاری و همفکری با خدیجه زندگی کرد

محمد (ص) بوضع آینده می اندیشد

محمد (ص) از فساد اخلاق جامعه و اختلاف طبقاتی و استغراق مردم در منجلاب پستی و رذالت و ربا خواری و مادیگری و تعدی بحق دیگران و تجاوز زورمندان به بیچارگان رنج می کشید و غم می خورد و در فکر علاج و چاره بود

انزوای محمد (ص)

او همیشه در جائی خلوت و بیشتر در کوه حرا به تفکر و عبادت و ریاضت، زمان را پشت سر می گذارد و بتفکر و مراقبت ساعاتی را می گذراند

حالات روحی خاصی برایش پیش می آمد و اتصالش از مبدأ غیب مطلقاً قطع نمی شد و امواج نیروی غیبی در اندیشه اش رسوخ می کرد و میدانست که هدایت این گمراهان و نجات این سرگشتگان وادی جهالت باید به دست توانای پرقدرت معنوی او انجام گیرد

محمد (ص) به نبوت مبعوث شد

نگاه بارقه حقیقت سراسر وجودش را منور کرد و هاتفی در گوش دل و جانش سرود آسمانی و نغمه غیبی را ساز کرد

ای محمد (ص) هدایت گمراهان را از خدا بخواه

رفتار خدیجه نسبت به محمد (ص)

خدیجه پس از ازدواج با محمد (ص) تمام ثروتش را به او بخشید و عنانمال و دارائیش را در اختیار شوهر بزرگوارش گذاشت

این مرد آسمانی  و ملکوتی غلامان را آزاد کرد و عملاً نشان داد که بدون غلام هم می شود کار و زندگی کرد آنهم در محیطی که غلامی و بردگی از ضروریات اولیه زندگانیشان بود

بشارت پیامبری محمد (ص)

حالات محمد (ص) پس از رسیدن اولین وحی و الهام و بشارت پیامبری

در یکی از شبهای ماه رمضان سال چهلم زندگانی پر افتخارش سال 609  میلادی در غار حرا جبرئیل آنسروش غیبی پیام آورد و از آیه 1 تا 5 سوره 96 قرآن مجید ( اقراء باسم) نازل شد

 از نزول وحی دگرگونی عجیبی در محمد (ص) ظاهر شد گوئی تمام بدنش سرد و سنگین شده است، رخوتی جسمش را فرا گرفته بود بخانه رفت و تمام جزئیات را برای همسر مهربانش خدیجه شرح داد، خدیجه که او را بخوی می شناخت او را دلداری داد و گفت بدون تردید خدا برایت بد نمی خواهد زیرا تو نسبت بخانواده ات مهربان و به بینوایان مددکار و نسبت به میهمانان خوش برخورد و بکسانیکه دچار رنج و زحمتند یار و یاوری. این بود قضاوت خدیجه نسبت بسرور عالم و عالمیان، محمد (ص)

نظریه ورقه بن نوفل

خدیجه نزد عمویش ورقه که مردی کور و بینادل و بصیر و مطلع بود رفت و او را راجه به کتابهای مذهبی عهد عتیق اطلاعاتی عمیق داشت، خدیجه جریان حال شوهرش محمد (ص) را برایش بیان کرد او بمراقبه و حالت خلسه فرو رفت بعد گفت: قسم بکسیه جان ورقه در دست قدرت اوست اگر آنچه را گفتی راست ودرست باشد شوهرت برگزیده خدا شده و ناموس اکبر بر او تجلی کرده است

ملاقات ورقه از محمد (ص)

چند روز بعد ورقه در کعبه با محمد (ص) ملاقات کرد و از او پرسشهای نمود و گفت نگران مباش خدا بتو وحی فرستاد و تو هم مانند موسی و عیسی برگزیده خدائی و فرق سرمحمد (ص) را بوسید و بسخنانش ادامه داد. بسیار متأسفم که پیر شده ام ایکاش زنده می ماندم و روزی که خدا ترا براهنمائی بشر مأمور ساخته می دیدم ولی همین ملت ترا از خانه و زادگاهت براند برای اینکه هر که از جانب خدا برانگیخته شد و به نبوت رسید ملت او قبولش نکردند و ایمان نیاوردند و بنای بدرفتاری گذاردند

چند ماه گذشت باز وحی و الهام به پیامبر رسید

پس از چند ماه باز وحی و الهام به محمد (ص) رسید شبنم عرق برگل رخسارش نشست لرزه بدنش را فرا گرفت همان جذبه‌ی ملکوتی و روحانی تار و پود جانش را لرزاند، دانست که باید رفتارش را نسبت به مردم تغییر دهد و آنها را بسوی خدای یگانه و خالق یکتای توانا دعوت کند سه سال در پنهانی به تبلیغ گذشت و بعد مأموریت پیدا کرد رسالت و نبوتش را آشکار کند چون ندایش بلند شد که بگویید « نیست خدائی جز خدای یگانه رستگار شوید، منم فرستاده او» اکثریت ببدرفتاری پرداختند و بآزار و اذیت آن منجی عالم بشریت قیام نمودند

کسانیکه دعوت پیغمبر را پذیرفتند

چند نفر پیوسته با محمد (ص) همراه بودند و به او ایمان آوردند و از بذل مال و جان مضایقه نداشتند خدیجه، علی بن ابوطالب پسر عم بزرگوارش ، زید که در آغاز امر غلامش بود، جعفر بی ابوطالب، ابوذر غفاری، خالدبن سعید، عمربن عتبه، ابوبکر، آنها می گفتند غیر ممکن است اگر محمد (ص) پیامبر نبود دروغ بگوید اواز جانب خدا مأمور برای ارشاد خلق است

چگونه ابوبکر مسلمان شد

روزی ابوبکر در خانه یکی از اشراف و ثروتمندان مکه نشسته بود دختری وارد شد و گفت شنیدم که خدیجه می گوید شوهرم محمد (ص) پیغمبری است مانند موسی (ع) اهل مجلس استهزاء کردند و گفتند شاید خدیجه و محمد (ص) دیوانه شده اند و خندیدند

ابوبکر برخاست و نزد محمد (ص) رفت و پرسید آیا تو ادعای پیغمبری کرده ای؟

محمد (ص) جواب داد: من را خدا مأمور کرده راهنمای مردم باشم و بآنها تعلیم دهم که بیک خدا ایمان داشته باشند و از بت پرستی دست بردارند. ابوبکر مسلمان شد

دعوت پیامبر علنی شد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود بررسی اسماء و صفات الهی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود بررسی اسماء و صفات الهی در فایل ورد (word) دارای 29 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود بررسی اسماء و صفات الهی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود بررسی اسماء و صفات الهی در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود بررسی اسماء و صفات الهی در فایل ورد (word) :

دانلود بررسی اسماء و صفات الهی در فایل ورد (word)

چکیده ی بخشهایی از متن:

مقدمه

اشتیاق و آرزوی عمیق انسان در شناخت آفریننده و پروردگارش به آرامش و مقصد میرسد.

ولی خدا کیست؟

سیرت و شخصیت خاص خدا چیست؟

آیا مجاز است که چنین سؤالات را طرح کنیم چه رسد به آنکه آنهارا بر زبان هم بیاوریم؟

طبیعی است از اینکه هر انسان موجد عقیده خاصی در مورد خدا و سیرتش میباشد.

بسیاری از مردم كه خودشان را ایماندار تشخیص میدهند مقید به تصورهائی هستند كه هیچ رابطه ای را با اكتشاف خود خدا در کتاب مقدس ندارند.
سرچشمه برداشت معنی خدا، خلاصه یک تقوا و خداترسی همگانی و یک
آمال و ذهنیات شخصی یا یک عقیده القائی از پدران است.
عقایدی را كه به نسبت خدا رواج میدهند از این قبیل هستند:
خدا ـ به شکل پلیس با چوب و صورت مجازات؛ یا به شکل سرور و آقای ریش سفید و خوش برخورد؛

خدا ـ بصورت اهل جلیلی رنگ پریده؛ یا بعنوان مدیر مخلوقات خود و مثل اینها.
این قبیل شناختها هیچ گونه ربط و هماهنگی با خدای زنده و جاودان که سیرت و صورت خودرا در کتاب مقدس به ما افشاء میکند ندارند. تا اینکه خدارا عملاً و بصورت شخصی در مراحل فردی زندگی تجربه کنیم ما بایستی جوابهائی را برای سؤالات فوق الذکر پیدا کنیم که فقط با رجوع کردن به کلام خدا حاصل شوند….

تقسیم بندی صفات الهی

بعضی از صفات خدا صفاتی است كه معنای ثبوتی را افاده می كند، از قبیل علم و حیات، و اینها صفاتی هستند كه مشتمل برمعنای كمالند، و بعضی دیگرآن صفاتی است كه معنای سلبی را افاده می كند، مانند سبوح و قدوس و سایر صفاتی كه خدای را منزه از نقایص می سازد، پس از این نظر می توان صفات خدا را به دو دسته تقسیم كرد: یكی ثبوتیه و دیگری سلبیه.

پاره ای از صفات خدا آن صفاتی است كه عین ذات او است نه زاید بر آن . مانند حیات و قدرت و علم به ذات، و اینها صفات ذاتی اند. و پاره ای دیگر صفاتی هستند كه فایلشان محتاج به این است كه ذات قبل از تحقق آن صفات محقق فرض شود، مانند خالق ورازق بودن كه صفات فعلی هستند، و اینگونه صفات زاید برذات و متنزع از مقام فعلند.

همچنین خلق و رحمت ومغفرت و سایر صفات و اسماء فعلی خدا كه برخدا اطلاق می شود، و خدا به آن اسماء نامیده می شود بدون این كه خداوند به معانی آنها متلبس باشد، چنان كه به حیات و قدرت وسایر صفات ذاتی متصف می شود، چه اگر خداوند حقیقتاً متلبس به آنها می بود می بایستی آن صفات، صفات ذاتی خدا باشند نه خارج از ذات، پس از این نظرهم می توان صفات خدا را به دو دسته تقسیم كرد: یكی صفات ذاتیه و دیگری صفات فعلیه.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله بررسی تاریخی حنفا و آیین حنیف در دوران جاهلیت قبل از اسلام در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله بررسی تاریخی حنفا و آیین حنیف در دوران جاهلیت قبل از اسلام در فایل ورد (word) دارای 35 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله بررسی تاریخی حنفا و آیین حنیف در دوران جاهلیت قبل از اسلام در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله بررسی تاریخی حنفا و آیین حنیف در دوران جاهلیت قبل از اسلام در فایل ورد (word)

چکیده  
مقدمه  
مفهوم شناسی حنیف  
1) لغت شناسی حنیف  
2)کاربردهای حنیف  
الف) حنفیت، دین یا جنبش  
دیدگاه‌ها درمورد احناف  
عقاید و تفکرات حنفا  
1 اعتقاد به توحید  
2 اعتقاد به معاد  
3 اعتقاد به ارزش‌های اخلاقی  
4 ایمان به خداوند ونبوت حضرت ابراهیم  
ج) رفتارها وعملکردهای حنفا  
1 تلاش برای اصلاح جامعه  
2 اعتکاف  
3 حج توحیدی و عاری از رسومات جاهلی و شعائر شرک آلود  
4 پرهیز از غذاها و آشامیدنی‌های حرام و مسکر30  
5 پرهیز از شرکت در اعیاد قریش  
6 دعوت به یکتاپرستی  
7 داشتن سواد خواندن و نوشتن  
8 دعوت به تفکر درنظام آفرینش34  
د)محدوده زمانی ومکانی حنفا  
1 محدوده زمانی حنفا  
2 محدوده جغرافیایی و مکانی حنفا  
ه‍ ) مصداق شناسی حنفا  
و)دین وعقاید نیاکان پیامبر(ص)  
2 قصی  
3 عبد مناف  
4 هاشم  
5 عبدالمطلب  
دیدگاه‌ها درمورد ایمان عبدالمطلب  
وصیت‌های عبد‌المطلب به ابوطالب  
ز) عصیان از بت‌پرستی زمینه ظهور اسلام در منابع  
ح) رابطه صابئین و حنفا  
1 تشابه  
2 تمایز حنفا وصابئین  
رابطه پیامبراکرم با حنفاء و حنفیت با اسلام  
ی) موضع رسول خدا(ص) درباره حنفا  
1 موضع پیامبر(ص)درباره امیه ی بن اباصلت  
2 موضع پیامبر نسبت به ابا عامر بن صیفی  
3 موضع حضرت پیامبر نسبت به مسیلمه بن حبیب حنفی  
جمع‌بندی وتحلیل یافته‌ها  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله بررسی تاریخی حنفا و آیین حنیف در دوران جاهلیت قبل از اسلام در فایل ورد (word)

ابن منظور، لسان العرب، بیروت دارالحیإ التراث العربی، 1408ق

ابن هشام، السیره النبویه، تحقیق گروهی از محققین بیروت، داراحیإ التراث العربی، 1415ق

آلوسی، سیدمحمود، بلوغ الارب فی معرفه احوال العرب، چ دوم، بیروت، دارالکتب العربیه، بی‌تا

جعفریان، رسول، تاریخ سیاسی اسلام (سیره رسول خدا)، بی‌جا، سازمان چاپ وانتشارات، 1373

دهخدا، علی‌اکبر، لغت نامه، تهران، دانشگاه تهران، 1338

ربانی، زهرا، «صابعین در قرآن»تاریخ اسلام، ش 6، تابستان 80، ص 3 ـ 24

زرگری نژاد، غلام حسین، تاریخ صدر اسلام، (عصرنبوت)، تهران، سمت، 1378

سالم، عبدالعزیز، تاریخ عرب قبل ازاسلام، ترجمه باقرصدری نیا، تهران علمی فرهنگی، 1380

صباغ، عماد، الاحناف، دمشق، دارالحصاد، 1998

طباطبائی، سیدمحمدحسین، المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، «نرم افزار نور جامع التفاسیر»

طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، چ دوم، بیروت، دار المعرفه، 1406ق

طبری، جریر بن محمد، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، روائع التراث العربی، بی‌تا

طبری، جریر بن محمد، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا

علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، چ دوم، بیروت، دارالعلم للملایین، 1970م

فخررازی، تفسیر الکبیر، بیروت، دارالکتب العلمیه،‌1411ه.-1990م

مسعودی، حسن علی، مروج الذهب، بیروت، دارالاندلس، 1973م

مونس، حسین، تاریخ قریش، قاهره، دارالرشاد للنشر و التوزیع، 2007

نصرحامد ابوزید، معنای متن، تهران، طرح نو، 1380

نیچه فردریک ویلهم، دجال، ترجمه عبدالعلی دستغیب، تهران، آگاه، 1352

واثقی‌راد، محمدحسین، نگرش نو به تاریخ اسلام، قم، آفاق غدیر، 1383

چکیده

پیش از ظهور اسلام و بعثت پیامبر اکرم(ص)، که در جزیرهالعرب آیین شرک و بت پرستی حاکم بود، جنبش خود انگیخته‌ای ظهور کرد که بعدها نام «آیین حنیف» شهرت یافت و گروندگان به آن را «احناف» نامیدند. احناف انسان‌های پاک و بصیری بودند که با بصیرت و هدایت درونی خویش از بت پرستی دوری کرده و به خداجویی و خدا پرستی نایل آمدند. در اینکه مبنا و خاستگاه مشی اعمال دینی و رفتاری حنفا، دستورات بقایای شریعت ابراهیم بوده یا صرفاً فطرت نیالوده وخدادادی خود آنها و یا هردو عامل وجود داشته است، احتمالات مختلفی وجود دارد. قطع نظر از مبنا و منشأ آیین حنیف، حنفا کارکرد‌های مهمی در دوران جاهلی داشتند. آنها نه تنها از بت‌پرستی، ظلم، و خرافات اجتناب نموده، بلکه دیگران را نیز ازآن نهی می‌کردند. باری نقطه اوج احناف، اجداد پیامبر(ص) است که طبق شواهد تاریخی هرگز به بت‌پرستی و شرک گرایش نداشته‌اند یا دست کم بنا بر باور برخی مذاهب و محققان، از بت‌پرستی و شرک دست برداشتند

کلیدواژه: حنفاء، آیین حنیف، صابئی، شرک، توحید، اجداد پیامبر، شریعت ابراهیم فطرت و اسلام.

مقدمه

درمورد عقاید آیین حنیف و حنفاء اطلاعات زیاد و موثقی در دست نیست، چون در مکتوبات جاهلیت یا یونانی و; چیزی که ما را در این مورد یاری کند وجود ندارد. بنابراین، آشنایی ما از این دوران متوقف برتألیفات اسلامی وخصوصاً آیات و اخبار قرآنی است. آنچه مسلم است آیین حنیف در فراهم ساختن زمینه تحول اعتقادی عرب پیش از اسلام، تضعیف مبانی دینی جاهلی، گرایش به ترک و طرد بت‌پرستی، و توجه به توحید و یگانه‌پرستی تأثیر آشکاری داشته است

 

مفهوم شناسی حنیف

1) لغت شناسی حنیف

حَنَف بمعنای میل است. «الحَنَفُ هو میل عن الضلال الی الاستقامه؛ حنف، یعنی خروج و عبور از گمراهی به سوی درستی و صراط مستقیم است». «الحنف میل عن الاستقامه الی الضلال؛ حنف، عبور از راه درست و مستقیم به سوی گمراهی است». «الحنیف بمعنی مایل».2 هم چنین لفظ «حنف» در نصوص عربى به معناى «صبأ» (میل عن شیء و ترکه) آمده است3 که معناى خروج از دینى به دین دیگر را افاده می‌کند

دهخدا در تعریف حنیف می‌گوید: حنیف، یعنی «مایل از هر دین باطل به سوی دین اسلام;»؛ « دین راست بدون اعوجاج» و «برگشته از ملت‌های باطل». وی حنفاء را به «مسلمان راست دین، پاک دین و مستقیم» تعریف کرده است

2)کابردهای حنیف

کسی که به سوی حق گرایش و تمایل دارد

حنیف کسی است که حج بیت‌الله الحرام انجام می‌دهد یا ختنه می‌کند. دهخدا دراین مورد می‌نویسد: هرگاه در قرآن حنیف با مسلم به کار رفته به معنای حاجی است، مانند: «و لکن کان حنیفا مسلماً»، و هرگاه به تنهایی به کار رفته است، به معنای مسلم است، مانند: « حنیفاً لله»

حنیف کسی است که تسلیم امر خداوند باشد

لفظ «حنیف» ده مرتبه و «حنفا» دو بار در قرآن به کار رفته است

علاوه بر موارد فوق، گفته شده حنیف به کسی گفته می‌شود که در دین و ملت ابراهیم و در تبعیت از آن مستقیم باشد. برخی دوری از بت و انجام غسل جنابت را نیز شرط کرده‌اند. چون اگرصرفاً حج و ختنه کردن معیار حنفیت باشد باید مشرکان که در جاهلیت این دو فریضه را انجام می‌دادند نیز از حنفاء شمرده شوند.8 درحالی‌که آیات قران این معیار را رد می‌کنند: «ولکن کان حنیفا مسلما و ما کان من المشرکین»

فخررازی و طبرسی ذیل آیه «و قالوا کونوا هوداٌ او نصاری تهتدوا، قل بل مله ابراهیم حنیفا و ما کنت من المشرکین»(بقره: 135) اقوالی را در مورد حنفیت ذکر کرده‌اند

حج بیت‌الله الحرام؛ 2 تبعیت از حق؛ 3 تبعیت از شریعت ابراهیم؛ 4 اخلاص برای خداوند یکتا و اقرار به ربوبیت و اذعان به عبادت و عبودیت؛ 10 5 حنیف به معنای صابئی. دکتر جواد علی می‌گوید: حنیف به معنای خارج ازکیش وآیین قوم و تارک عبادت آنهاست. درادبیات عرب جنوبی نیز حنیف به معنای «ملحد»، «منافق» و «کافر» به کار رفته است. همچنین اهل مکه بر پیامبر و اصحابش «الصابئی» و «الصباه» اطلاق می‌کردند

در کتاب‌های تفسیری و تاریخی، تصویر روشنی از حنفاء وجود ندارد، چون آنها می‌گویند حنفاء کتاب‌های تورات و انجیل را ‌خوانده و به تحریف آنها آگاه بودند، از این رو به سوی دین حنیف گرایش یافته، کتاب ابراهیم را خوانده و به عباداتشان مقید می‌شدند

اینکه کتاب ابراهیم چیست و عبادت آن چه بوده، روشن نیست. بنابر این، ارائه تعریف روشن از حنیف و حنفاء مقدور نیست، چون سندی تاریخی از دوران جاهلیت و همچنین کتاب دین ابراهیم و عقاید و عباداتشان وجود ندارد. تنها ازطریق تجزیه و تحلیل اشعار می‌توان برآن واقف شد

در قرآن حنیف به دین فطرت و مستقیم و نیز به دین حضرت ابراهیم‌(ع) به کار رفته است. بنابراین، حنیف کسی است که در برابر شرک، ایستادگی کرده و به حق و توحید ابراهیمی تمایل دارد

الف) حنفیت، دین یا جنبش

آیین حنیف مثل یهودیت و مسیحیت دین جدیدی نبود، بلکه جنبش دینی و اصلاحی بود که مبلغان آن به نام حنفیان پیرو دین ابراهیم توصیف می‌شدند. حنفاء درآیین شرک و بت پرستی تشکیک کرده و از آن دوری می‌گزیدند، برای عبادت و تفکر به غارها پناه می‌بردند و مردم را به راه آیین کهن ابراهیم دعوت می‌کردند. این‌اندیشه‌ها تأثیر شگرفی در تزلزل و ویران کردن بنیان‌های بت‌پرستی در شبه جزیره عربستان برجای گذاشت و کم‌کم به خود آگاهی مردم منجر ‌شد، ازاین‌رو مخالفت و مبارزه با خدایان دروغین در سال‌های قبل ازاسلام شدت گرفت

درسده نخست قبل ازبعثت پیامبراکرم(ص) باتأثیرپذیری ازفرهنگ همسایه‌گان و خود آگاهی فطری، عصیان علیه بت‌پرستی آغاز شد، منتها سیر این تحول، بسیارکند وآهسته بود و نباید تصور کرد که اگراسلام ظهور نمی‌‌کرد تحول عظیم و سریعی در جامعه حجاز پدید می‌آمد و بت پرستی نابود می‌شد

بنابراین، حنفیت جنبش انفرادی افرادی بود که در تاریکی شرک در جست‌وجوی خود و خدای بودند

دیدگاه‌ها درمورد احناف

احیاگر دین ابراهیم: قرآن در مورد حضرت ابراهیم می‌گوید

«و ما کان ابراهیم یهودیا و لا‌ نصرانیا، ولکن کان حنیفا مسلما، و ما کان من المشرکین».15 حنفا از یک‌سو عبادت بت‌ها را کنار گذاشته بودند، از این‌رو مشرک نبودند و از سویی به توحید خالص روی آورده بودند که فوق توحید یهودیت و نصرانیت بود و نیز براساس فطرت خود مشی می‌کردند؛ نه خود شریعتی داشتند و نه ازشریعت یهودیت و مسیحیت پیروی می‌کردند، لذا یهودی و مسیحی نیز نبودند. ازا‌ین‌رو می‌شود آنها را احیاگر دین ابراهیم نامید. «ان الحنفا لم یکونوا یهودا ولا نصاری واِنُّهم ینتمون فی عقیدتهم الی ابراهیم»

مشی بر اساس فطرت: بسیاری ازمحققان برآنند که حنفا نه از دین حضرت ابراهیم چیزی زیادی می‌دانستند و نه از ادیان دیگر. به جز افراد معدودی ازآنان همچون امیه بن ابی‌صلت و قس بن ساعده و;که با مسیحیان و صابئیان ارتباط برقرار کرده و از آنها چیزهای آموخته بودند، عمدتاً بر اساس فطرت خود، زندگی زاهدانه و مؤمنانه‌ای برای خود سامان داده بودند و بر دو مبنای فطرت و بقایایی از دین ابراهیم، اموری را حلال و حرام می‌شمردند.البته این کلیت در مورد برخی حنفا صدق نمی‌‌کند، چون برخی تاریخ‌نگاران ازکسانی به عنوان حنفا یاد می‌کنند که به مسیحیت روی آورده بودند

نصرانی: برخی مستشرقان حنفا را به این دلیل که برخی از آنها مسیحی بوده‌اند، آنها را نصرانی یا از پیروان مسیحیت شمرده‌اند

مصلحین: دکتر جواد علی نتیجه می‌گیرد که آنچه که ما می‌توانیم بر حنفا اطلاق کنیم عنوان مصلح است، چون آنها با درک عدم نفع و ضرر از سوی خدایان سنگی و چوبی، به فرهنگ جاری جاهلی معترض بودند؛ برخی به نصرانیت گرایش پیداکردند، البته نه نصرانی زمانه که به صلیب و عبادت خاص تمسک می‌کردند، بلکه به نصرانیتی که با عقل و فطرت سازگاری داشت. و برخی نیز توقف کرده و به هیج دینی گرایش نداشتند و فقط به حکم عقل و فطرت عمل می‌کردند.البته برخی نیز به نصرانیت خاص ( نصرانیت زمانه) گرویدند و تا آخر با همان دین مردند، ولی آنها را باید نصرانی بدانیم، نه ازحنفا(حج: 31ـ31)

عقاید و تفکرات حنفا

1 اعتقاد به توحید

حنفا از شرک و بت‌پرستی روی برتافته و از دین ابراهیم تبعیت می‌کردند: «و من احسنُ دینا ًممن اسلم وجهه لله و هو محسن واتبع مله ابراهیم حنیفا و اتخذاللهُ ابراهیم خلیلا»(نساء: 125) «;. بل مله ابراهیم حنیفا و ماکان من المشرکین»(بقره: 135)

قرآن درمورد حنفا می‌گوید توحید خالص داشتند که فوق توحید یهود و نصاراست

«حُنَفاءَ لِلَّهِ غَیْرَ مُشْرِکِینَ بِهِ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَکَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّیْرُ وتهوی به الرّیحُ فی مکانٍ سِحیقٍ»(حج: 31ـ31) آیه شریفه، کسی که به خداوند شرک ورزد را مانند کسی دانسته است که ازآسمان سقوط کند و مرغ شکارى آن را به سرعت بگیرد. در این آیه، سقوط انسان از درجات انسانیت بر اثر شرک ورزیدن و در دام شیطان افتادن، به کسی تشبیه شده است که دارد از آسمان سقوط مى‏کند و عقاب لاشخور، او را به سرعت می‌گیرد.21 و معناى اینکه مردمى‌براى خدا حنفاء باشند این است که از اغیار (یعنى آلهه و بت‌ها) به سوى خدا مایل گردند. از‌این‌رو، این جمله و جمله «غَیْرَ مُشْرِکِینَ» یک معنا را افاده مى‏کند

این دو جمله، یعنى جمله «حُنَفاءَ لِلَّهِ» و جمله «غَیْرَ مُشْرِکِینَ بِهِ» هر دو حال از فاعل «فاجتنبوا» (که درآیه قبل است) می‌باشند، و آن را چنین معنا مى‏دهند: شما از اوثان و قربانى کردن براى آنها اجتناب کنید، در حالى که از غیر خدا مایل به سوى خدا باشید و در حج خود به او شرک نورزید. البته نمی‌توان گفت توحید حنفا کامل بوده است و به توحید با تمام خصوصیات آن اشراف داشته است، بلکه آنها عقاید بسیط و مبهمی از خدا و دین ابراهیم داشتند برای مثال، امیه بن ابی صلت خداوند را جسم معرفی می‌کرد

2. اعتقاد به معاد

حنفا اعتقاد به معاد نیز داشتند. علاوه بر نیاکان پیامبر که از عبدالمطلب مشخصاً اعتقاد به معاد ذکرشده است، 23 از برخی حنفای دیگر نیز اشعاری وجود داردکه بر اعتقاد آنها به معاد دلالت می‌کند

«هر دینی به جز دین حنیف ابراهیمی نزد خداوند درقیامت باطل ومردود است».24 البته این احساس شخصی شاعراست وگرنه دین معتبر زمانه دین مسیحت بود، هرچند که تحریف شده بود

آنچه از اشعار ایشان به دست می‌آید عقاید و تفکرات نزدیک به اسلام درتمام زمینه‌هاست، مانند توحید، معاد، ثواب و عقاب، جهنم و بهشت، قصص انبیا و; که معلوم نیست آرایی به این گستردگی را قبل از اسلام داشتند یا بعد ازاسلام از اسلام آموختند

3. اعتقاد به ارزش‌های اخلاقی

ازبسیاری ازحنفا اجتناب و نهی از قتل دختران، خوردن شراب، قمار، خوردن ذبیخه بت‌ها، ظلم و;حسن انفاق، عبادات، تحنث، اعتکاف، صله رحم و; حکایت شده است

4. ایمان به خداوند ونبوت حضرت ابراهیم

حنفا به خداوند یکتا، خالق و مدبر اعتقاد داشتند و نیز به نبوت و مقام شامخ و منحصر به فرد حضرت ابراهیم ایمان داشتند، ازا‌ین‌رو برخی ازحنفا برای آگاهی از شریعت، آداب و عقاید دین حضرت ابراهیم فرسنگ‌ها راه را طی می‌کردند. امیه و زید بن عمرو نمونه آنهاست که هریک تا بحرین، شام و موصل پیش رفتند

ج) رفتارها وعملکردهای حنفا

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله مروری بر دو دیدگاه در مورد ذبیح ابراهیم (ع) در سنّت اسلامی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله مروری بر دو دیدگاه در مورد ذبیح ابراهیم (ع) در سنّت اسلامی در فایل ورد (word) دارای 26 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله مروری بر دو دیدگاه در مورد ذبیح ابراهیم (ع) در سنّت اسلامی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله مروری بر دو دیدگاه در مورد ذبیح ابراهیم (ع) در سنّت اسلامی در فایل ورد (word)

چکیده  
طرح مسئله  
جریان قربانی در قرآن کریم  
پیشینه ی بحث در سنّت اسلامی  
ادلّه ی قائلان به ذبیح بودن اسماعیل و نقد مخالفان  
ذبیح حضرت ابراهیم(ع) از دیدگاه اهل‌بیت(ع)  
شواهدی بر ذبیح‌بودن حضرت اسماعیل(ع)  
أ‌. قرائن لفظی موجود در آیات قربانی  
ب) فرزند قربانی تنها فرزند ابراهیم(ع)  
نتیجه‌گیری  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله مروری بر دو دیدگاه در مورد ذبیح ابراهیم (ع) در سنّت اسلامی در فایل ورد (word)

ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1419ق

ابن کثیر، قصص الأنبیاء، مصر، دارالکتب الحدیثه، 1388ق،

ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، چ سوم، 1414ق

ابن‌خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن‌خلدون، بیروت، مؤسسه ی أعلمی، 1391ق،

آلوسی، سیدمحمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1415ق

ثعالبی، عبدالرحمن بن محمد، جواهر الحسان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء الثراث العربی، 1418ق

جزائری، سیدنعمت‌الله، قصص الأنبیاء، قم، شریف رضی، بی‌تا

زمخشری، محمود، الکشّاف عن حقائق التنزیل، بیروت، دارالکتب العربی، چ سوم، 1407ق

سیوطی، جلال الدین، در المنثور فی تفسیر المأثور، قم، کتابخانه ی آیت‌الله مرعشی نجفی، 1404ق

شلبی، احمد، مقارنه الأدیان الیهودیه، قاهره، مکتبه النهضه المصریه، چ دهم، 1998م

شیخ صدوق، خصال، قم، جامعه مدرسین،

شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، بیروت، مؤسسه اعلمی ،

شیخ صدوق، معانی الأخبار، قم، جامعه ی مدرّسین، 1338ش

شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، قم، جامعه ی مدرّسین، چ2: 1404ق

طباطبائی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت،‌مؤسسه اعلمی، 1403 ق

طبرسی، مجمع البیان، بیروت، مؤسسه ی اعلمی، 1415ق

طبرسی، مکارم الأخلاق، نشر شریف رضی، 1392ق

طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفه، 1412 ق

طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، بیروت، مؤسسه اعلمی، 1403ق

طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تهران، کتابفروشی مرتضوی، چ سوم،

علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، قم، دار الکتاب للطباعه و النشر، چ سوم، ، 1404 ق

فخر رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دار إحیاء تراث العربی، چ3: 1420ق

کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، اسلامیه،

مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت، مؤسسه ی الوفاء، 1403ق

محمد بن عمر بن عبد العزیز، اختیار معرفه الرجال (رجال کشی)، مشهد، دانشگاه مشهد،

هاکس،جیمز، قاموس کتاب مقدس، تهران، اساطیر،

Chauri, Abdus Sattar and Hauri, lhsanur Rahman, The Only offered for Sacrifice, Isaac or Ishmael, India: Gyan Publishing House,

Noort, Edward and Tigchelaar, Eibert(eds), The Sacrifice of Isaac, Boston

Feiler, Bruce, Abraham, A Journey to Heart of Three Faiths, Canada: HarperCollins publisher,

Chliton, Bruce, Abraham’s Course, New York: The Doubleday Broadway Publishing,

Moberly, R. w. l. The Bible, Theology and Faith, Cambridge University Press,

چکیده

امتحان الاهی حضرت ابراهیم(ع) در قربانی کردن فرزند خویش، که از فرازهای بلند زندگی این پیامبر بزرگ الاهی است، در قرآن کریم مورد اشاره قرار گرفته است. به دلیل اجمال موجود در آیات مربوط به داستان ذبح و عدم بیان فرزند قربانی و محلّ ذبح، از صدر اوّلیه ی اسلام در تعیین نام ذبیح در بین مفسّران اسلامی اختلاف نظر وجود داشته است، اما این اختلافات از قرن هفتم هجری به بعد فروکاسته و نام اسماعیل(ع) به‌عنوان نامزد قربانی در سنّت اسلامی به ثبت رسیده است. امروزه برخی مستشرقان مدّعی‌اند که منابع اوّلیه ی اسلام و شخص پیامبر(ص)، حضرت اسحاق(ع) را به‌عنوان ذبیح الله معرّفی کرده‌اند و ذبیح الله خواندن اسماعیل(ع)، قرن‌ها بعد به دلایلی از جمله رقابت با یهودیت در متون و تفاسیر اسلامی وارد شده است. این تحقیق بر آن است تا با مرور این مسئله در سنّت اسلامی و با استناد به کلام معصومان(ع)، به بررسی مصداق ذبیح‌الله در قرآن کریم بپردازد

کلید واژه‌ها: ذبح، ذبیح، قربانی، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق

طرح مسئله

از جمله فرازهای زندگی حضرت ابراهیم(ع)، که در قرآن مورد اشاره قرار گرفته، جریان امر الاهی به وی مبنی بر ذبح فرزند خویش است. بنا بر آنچه در سوره ی صافات بیان شده، خداوند در عالم رؤیا به پیامبر خویش دستور داد تا فرزند خود را به نشانه ی تبعیت از خواست و مشیت الاهی قربانی کند. ابراهیم(ع) نیز این مسئله را با فرزند خویش در میان گذاشت. او با رضایت خاطر تمام، خود را تسلیم امر الاهی کرد. با این حال، در آیات مربوط به جریان این داستان، ذکری از نام فرزند قربانی و نیز محل ذبح به میان نیامده و اجمال بدوی موجود در این آیات، موجب شد تا گروهی از مفسّرین قرون اولیه با استناد به شواهد و احتمالاً رجوع به پیشینه ی این جریان در یهودیت، به این نتیجه برسند که نامزد قربانی، حضرت اسحاق(ع) بوده است. امّا با گذر زمان و تعمّق بیشتر در شواهد درون متنی و تاریخی، شاهد تغییر برداشتی در بین مفسّران اسلامی هستیم

این تغییر نگرش و به تعبیر دقیق‌تر، قوّت یافتن قول به ذبیح خواندن اسماعیل(ع) موجب شد تا برخی مستشرقان ادّعا کنند که ذبیح خواندن حضرت اسماعیل(ع)، از پیرایه‌های دین اسلام و در نتیجه ی عمل مفسّران قرون بعدی است و دیدگاه قرآن و شخص پیامبراکرم(ص) چیزی غیر از آن بوده و ذبیح دانستن اسماعیل، قرن‌ها بعد در سنّت اسلامی وارد شده است. به طور مثال، در کتابی با عنوان قربانی کردن اسحاق پس از بررسی دیدگاه مفسّران اسلامی در این زمینه، به نقل از دو پژوهشگر آمده است

گلدزیهر به این نتیجه رسید که محمد(ص) خود احتمالاً اسحاق(ع) را به عنوان نامزد قربانی قلمداد می‌کرد و مفسّرین اوّلیه نیز در این مورد شکی نداشتند; فایرستون نیز بر اساس بررسی فراوان مفاد آثار اسلامی، به این نتیجه رسید که منابع اوّلیه، که مورد استناد آنها قرار می‌گرفت، تمایل داشتند که اسحاق(ع) را به عنوان نامزد قربانی به حساب آورند

همچنین مؤلّف کتاب مقدّس؛ الاهیات و ایمان پس از مقایسه ی نقل داستان در قرآن و تورات و برشمردن سه مؤلفه 1ـ الاهی بودن عمل قربانی؛ 2ـ تسلیم تمام و کمال حضرت ابراهیم(ع) در مقابل مشیت الاهی و 3ـ برکت یافتن نسل ابراهیم(ع)، به عنوان نقاط مشترک این دو گزارش و سکوت قرآن در مورد نام قربانی و محل ذبح، می‌نویسد

با اینکه در سنّت اوّلیه اسلامی، هویت فرزند، مورد نزاع بود. در طی دوره­ای توافق عمومی حاصل شد که اسماعیل(ع) به جای اسحاق(ع) فرزند مورد بحث است. همچنین در حالی‌که در قرآن مکانی برای وقوع این داستان نقل نشده، سرانجام سنّت اسلامی آن‌ را در مکه قرارداد. این نمونه، خود به اندازه ی تلاش برای یافتن براهین آشکار برای اثبات این مسئله می‌تواند مفید باشد که سمبل­های محوری مختّص یک دین چگونه هویت خود را توسعه و تعمیق می­بخشند

در این نوشتار سعی بر آن است که با نگاهی به پیشینه ی این بحث در آثار و تفاسیر اسلامی و بررسی دیدگاه­های مختلف مفسّران و دانشمندان اسلامی در این زمینه، ادلّه و شواهدی، که برای تعیین مصداق حضرت ابراهیم وجود دارد، مورد ارزیابی و نقد قرار گیرد

جریان قربانی در قرآن کریم

جریان قربانی حضرت ابراهیم(ع) در قرآن کریم ضمن آیات 99ـ111 سوره ی صافات بدین صورت مورد اشاره گرفته است، گفت

من به سوی پروردگارم می‏روم، او مرا راهنمایی خواهد کرد ای پروردگار من، مرا فرزندی صالح عطا کن. پس او را به پسری بردبار مژده دادیم. چون با پدر به جایی رسید که باید به کار بپردازند، گفت: ای پسرکم، در خواب دیده‏ام که تو را ذبح می‏کنم. بنگر که چه می‏اندیشی. گفت: ای پدر، به هر چه مأمور شده‏ای عمل کن، که اگر خدا بخواهد مرا از صابران خواهی یافت. چون هر دو تسلیم شدند و او را به پیشانی افکند، ما ندایش دادیم: ای ابراهیم، خوابت را به حقیقت پیوستی. و ما نیکوکاران را چنین پاداش می‏دهیم. این آزمایشی آشکارا بود. و او را به ذبحی بزرگ بازخریدیم. و نام نیک او را در نسل‌های بعد باقی گذاشتیم. سلام بر ابراهیم. ما نیکوکاران را این چنین پاداش می‏دهیم. او از بندگان مؤمن ما بود

همان‌گونه که در این آیات مشاهده می‌شود، تنها به کلیت جریان اشاره شده و به نحوِ مستقیم، نامی از فرزندی، که نامزد این امتحان بزرگ الاهی بوده به میان نیامده است. همچنین به محل وقوع این جریان و محل ذبح نیز اشاره‌ای نشده است. تنها این نکته قابل برداشت است که فرزند قربانی، همان فرزندی است که بشارت تولّد او به ابراهیم(ع) داده شده بود

پیشینه ی بحث در سنّت اسلامی

از آنجاکه قرآن کریم از بیان نام فرزند قربانی خودداری کرده، مفسّران سده ی اوّل برای فهم جزئیات این جریان، بر آن شدند تا با کنجکاوی فراوان و با رجوع به شواهد درون متنی و نیز برخی روایات موجود در این زمینه، نام فرزند ذبیح را کشف کنند. در نهایت، نتیجه ی برخی از این تلاش‌ها معرّفی حضرت اسحاق(ع) بود. اینکه دلائل این ادّعا چه بوده و آنان با استناد به چه قرائن و شواهدی به این قول رسیده‌‌اند، احتیاج به پژوهش جداگانه‌ای دارد،3 امّا به هر حال، نباید از نفوذ اسرائیلیات و مرجعیت یافتن یهودیان تازه‌مسلمانی، که سعی در وارد کردن باورها و اسطوره‌های یهودی در سنّت اسلامی داشتند، چشم پوشید. همچنان‌که ابن کثیر در این زمینه می‌نویسد

جمع زیادی از گذشتگان قائل بودند که ذبیح اسحاق(ع) است و آن را از کعب الأحبار یا از صحف اهل کتاب اخذ کرده بودند. این کار در حالی صورت گرفت که خدا بهتر می­داند در آنها حدیث صحیحی از معصوم وجود ندارد تا به واسطه ی آن، از ظاهر قرآن کریم دست بکشیم و این معنا از قرآن کریم فهمیده نمی‌شود، بلکه مفهوم یا منطوق بلکه نص قرآن حاکی از آن است که ذبیح اسماعیل بوده است

در بین مفسّران و مورّخان اسلامی، محمد بن جریر طبری از جمله افرادی است که به صراحت دیدگاه خود را در مورد ذبیح بودن اسحاق ابراز کرد. وی پس از اینکه به وجود روایاتی در مورد ذبیح‌بودن هر یک از اسحاق و اسماعیل اشاره کرده و همه ی آنان را صحیح می­داند، اینگونه نتیجه می­گیرد: «دلیل قرآنی که صحّت روایات وارده از ناحیه ی پیامبر اکرم(ص) در مورد ذبیح بودن اسحاق را ثابت می­کند، واضح­تر و مبین­تر است»5 علاوه بر طبری، که با صراحت به ذبیح بودن اسحاق فتوا می­دهد، برخی دانشمندان دیگر با لحن ملایم­تری در این باره اظهار نظر کرده­اند. به طور مثال، ابن ‌خلدون در ابتدا با ذکر احتمال هر دو طرف، به شواهدی که قائلان به اسماعیل به آن معتقدند اشاره کرده و آنگاه آنان را نقد می­کند و سپس، با بیان اسامی صحابی و مفسّرینی که قائل به ذبیح‌بودن اسحاق هستند، بدون اینکه نظر خود را بیان کند، به نقل کلام طبری می‌پردازد که قائل است «اسحاق ذبیح‌الله» است.6 و سرانجام، گروه دیگری نیز با رعایت جانب احتیاط، از اظهار نظر و اتّخاذ موضع امتناع ورزیده و متوقّف شده­اند. همانند جلال‌الدین سیوطی که در مورد او چنین گفته شده است: «از جمله ی علماء کسانی بودند که ادله ی هر دو طرف را قوی می‌دیدند و یکی را بر دیگری ترجیح نمی‌دادند. لذا توقّف کردند همانند جلال‌الدین سیوطی که می‌گوید: «من قبلاً به این قول، که ذبیح اسحاق است، تمایل داشتم. امّا اکنون در قبال آن متوقّفم.»

با گذر زمان و دستیابی به شواهد بیشتری در این زمینه و انجام تأملات بیشتر در قرآن کریم و مرور شواهد تاریخی، دانشمندان اسلامی به این نتیجه رهنمون شدند که مصداق آیات سوره ی صافّات و بشارت به «غلام حلیم» باید اسماعیل باشد و نه اسحاق. شاید بتوان از جمله پیشگامان خرق فضای حاکم و اصلاح اندیشه ی کتاب مقدّس، ذبیح بودن اسحاق(ع) در بین اهل سنّت را ابوالفداء، اسماعیل بن عمر معروف به ابن کثیر(م774) دانست. وی با اختصاص فصلی از تفسیر خود به بررسی آرای علمای سلف در مورد تعیین نام ذبیح، به ذکر نام مفسّران و برخی احادیثی که از آنان وارد شده پرداخته و در نهایت، قول به ذبیح بودن اسماعیل(ع) را قول صحیح و یقینی می‌داند. وی پس از نقل روایاتی، که اسحاق را ذبیح‌الله دانسته‌اند، می‌نویسد

این اقوال همگی از کعب الأحبار گرفته شده است. او زمانی‌که در دولت عمر اسلام آورد، عمر از کتب گذشته ی او نقل روایت کرد، پس گاهی اوقات خود به گفته او گوش فرا می­داد و مردم را نیز به استماع سخنان او رخصت می­داد و از او روایات ضعیف و قوی را با هم نقل می­کرد. در حالی‌که خدا بهتر می­داند، این امّت حتّی به یک حرف از آنچه نزد وی بود، نیازی ندارد

اینکه چه عاملی موجب این تغییر نگرش و یا به تعبیر صحیح­تر، قوّت یافتن دیدگاه طرفی که اسماعیل(ع) را ذبیح می­دانست شده، مسئله­ای است که برای مستشرقان جذابیت کافی برای پرسش و پژوهش را داشته است. هرچند استنتاجات عجولانه و بعضاً مغرضانه آنان تا حدّ زیادی از ارزش علمی این پژوهش­ها کاسته است. هم‌چنان‌که بعضاً ادّعا شده «برخورد و رقابت با یهودیت، یکی از دلائلی است که مفسّران مسلمان اصرار داشتند که فرزند قربانی در جریان امتحان حضرت ابراهیم(ع)، اسماعیل(ع) بوده است.»9 آنگاه برای اثبات این ادّعا، به روایتی استناد شده است که شخص یهودی تازه­مسلمانی ادّعا کرده یهودیان خود از حقیقت امر ذبح آگاهند، ولی برای رقابت با اعراب و مسلمانان و انتساب این فخر به فرزندان اسحاق و بنی اسرائیل، از پذیرش آن سرباز می­زنند

توصیف دیگری از این طیف پژوهش‌ها را، که به منظور کشف انگیزه ی گرایش مسلمانان به تفّحص در مورد مصداق آیات مربوط به قربانی حضرت ابراهیم صورت گرفته، می‌توان در گزارش زیر مشاهده کرد

قرآن در قرن هفتم میلادی در سپهر ادیان نمایان گشت؛ زمانی که اسلام، یهودیت و مسیحیت در حال شروع نزاعی درباره ی ستایش و تمجید از فرزندان ابراهیم با یکدیگر بودند. در نتیجه مفسّران اسلامی احساس نیاز کردند که ابهامات موجود در حکایت قرآن از این جریان را روشن کنند. بحث­ها به سرعت شروع شد. اکثر مفسّران متن قرآن را مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که، فرزند قربانی باید اسحاق باشد. آنان به این حقیقت استناد کردند که جریان قربانی در زندگی حضرت ابراهیم، قبل از مهاجرت وی به مکه به همراه اسماعیل واقع شده است. همچنین هرگاه خداوند ابراهیم را به فرزندی بشارت می‌دهد، او اسحاق نام می­گیرد. از این رو، زمانی که ابراهیم در آغاز قصه از خداوند طلب فرزند می­کند، او در حال دعا برای اسحاق بوده است

اینکه تا چه اندازه تعصّبات فرقه‌ای و رقابت­های مذهبی زمینه‌ساز و پیش­برنده ی تلاش­های پژوهشی و تأملات تفسیری پیرامون این آیه و سایر آیات قرآن بوده، خود احتیاج به تحقیق و پژوهش مستقل و عمیق‌تری دارد، امّا آنچه در این مجال مقدور است، بازبینی ادلّه و شواهدی است که دو طرف این نزاع به آن استناد کرده و یا از اظهار نظر صریح درباره آن سرباز زده‌اند

در ادبیات مربوط به بحث و کتبی که مستقلاً و یا در خلال بحث­های تفسیری به این مسئله پرداخته­اند، فخر رازی گزارشی را از اسامی مفسّران در هر دو گروه و نیز ادلّه و براهین هر یک ارائه کرده و تلاش او مبنای نقد و بررسی برخی کتب دیگر قرار گرفته است.12 وی افرادی مانند عمر، عباس بن عبدالمطلب، علی(ع)، ابن مسعود، کعب الأحبار، قتاده، سعید بن جبیر، مسروق، عکرمه، الزهری، السدی و مقاتل را در گروه اوّل، که قائل به ذبیح بودن اسحاق بودند، جای می­دهد و افرادی مانند ابن عباس(دو نقل از ابن عباس وجود دارد)، ابن عمر، سعید بن المسیب، الحسن، الشعبی، مجاهد و الکلبی را در شمار کسانی که قائل به ذبیح بودن اسماعیل بودند، بر می‌شمرد. 13 اگرچه این استقراء وی قابل نقد و خدشه است14 و قرار دادن اسامی مفسّران و شخصیت­ها در گروه فوق از دقّت کافی برخوردار نیست، امّا به منظور ارائه ی گزارشی از ادلّه ی دو طرف، در این قسمت با مبنا قرار دادن قول رازی، به بیان ادله ی کسانی که به ذبیح بودن اسماعیل(ع) قائلند، اشاره کرده و با نقد آنها با استناد به ادله ی طرف مقابل، تصویری از نزاع جاری پیرامون تعیین نام ذبیح ارائه می­کنیم

ادلّه ی قائلان به ذبیح بودن اسماعیل و نقد مخالفان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود شناخت گناه ، آثار و ارزیابی گناه اندیشه و عمل در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود شناخت گناه ، آثار و ارزیابی گناه اندیشه و عمل در فایل ورد (word) دارای 53 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود شناخت گناه ، آثار و ارزیابی گناه اندیشه و عمل در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود شناخت گناه ، آثار و ارزیابی گناه اندیشه و عمل در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود شناخت گناه ، آثار و ارزیابی گناه اندیشه و عمل در فایل ورد (word) :

دانلود شناخت گناه ، آثار و ارزیابی گناه اندیشه و عمل در فایل ورد (word)
فهرست :

شناخت گناه
گناه و اندیشه 1
گناه و عمل 2
گناه و توجیه اقتصادی 4
گناه و توجیه روانی 5
گناه و توجیه فرهنگی 6
گناه و توجیه سیاسی 7
گناه و تشخیص حق و باطل 8
گناه وراثت 11
گناه و تربیت خانوادگی 14
گناه و تغذیه 16
گناه و اقتصاد 17
گناه و محیط نا پاك 20
كناه و دوستان بد 22
گناه و جهل 24
گناه و فرهنگ جامعه 25
گناه و تداوم گناه 27
گناه و آیات 28
گناه و روایات 28
گناه از دیدگاه سایر ادیان و مكاتب 34
گناه و عرفیات 35
گناه و خود شناسی 35
گناه و یاد خدا 36
گناه و تفكر 38
گناه و عبادت 41

=================

بخشهایی از متن:

ارزیابی گناه از دیدگاه اندیشه و عمل

گناه و اندیشه:

در قرآن آیاتی یافت می شود كه اندیشه گناه را گناه می داند مانند: «ان الذین یحبون ان تشیع الفحاشه فی الذین امنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الاخره» [1]؛ كسانی كه دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناكی برای آنها در دنیا و آخرت می باشد.

قابل توجه اینكه آیه نمی گوید: كسانی كه رواج زشتیها دهند، بلكه می گوید: دوست دارند كه چنین كاری را انجام دهند، همین دوست داشتن، گناه است كه عذاب دردناكی است، پس اندیشه گناه هم، گناه می باشد.

امام صادق (ع) می فرمایند: «اینكه دوزخیان در دوزخ جاودانه اند، بدان جهت است كه نیاتشان در دنیا این بوده، كه اگر تا ابد در دنیا بمانند نافرمانی خدا را بكنند، و بهشتیان نیز در بهشت جاودانه اند، بدان جهت است كه نیاتشان در دنیا این بوده كه اگر تا ابد زنده بمانند، اطاعت خدا را بنمایند. هر دو دسته به خاطر نیت های خود در دوزخ و بهشت جاودانند.» [2]

حضرت مسیح به پیروان خود می فرمود: «موسی بن عمران به شما دستور داده كه زنا نكنید و من به شما امر می كنم كه، فكر زنا را نیز در خاطر نیاورید، تا چه رسد به عمل زنا، هر كه فكر زنا كند، مانند كسی است كه در عمارت زیبا و رنگ آمیزی شده، آتش بیفروزد كه با این عمل دود آتش، رنگ خانه را تباه می كند، اگر چه خانه هم نسوزد.» [3] با این بیان روشن شد كه، اندیشه گناه، گناه محسوب می شود. زیرا اندیشه به گناه بستر را برای به فعلیت درآمدن آن می گستراند.


[1] نور، آیه 19.

[2] وسائل الشیعه، 36/1

[3] بحارالانوار، 331/14

شناخت گناه

شناخت گناه بیماریها اولین گام در پیشگیری و درمان آنها می باشد . قدر مسلم نقش پیشگیری بسیار مهمتر از درمان است ، و آنان که بیماری و آثارش را می شناسند ، خود را در معرض ابتلا به آن قرار نمی دهند . با توجه به این مسئله ، شناخت « بیماری گناه » که از تمام امراض مهلکتر می باشد ، برای همه ضرورت تام دارد . این شناخت شامل پیشگیری از ابتلا انسان و جامعه و روش درمان آن می باشد .

گناه سم خطرناکی است که سلامت جسم ، روح و هستی اجتماعی و سرانجام زندگی مادی و معنوی انسان را تباه می کند و سرنوشت دنیا و آخرت او را برای همیشه تیره و تار می سازد . لذا با ید گناه و آثارش را بشناسیم و خود را از آلوده شدن به آن حفظ نمائیم .

از سوی دیگر کسانی هستند که با علم و آگاهی ، راه خلاف را می پیمایند و تجربیات روزمره هم موید این واقعیت می باشد . …

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله توحید و شرک در معرفت و علوم انسانی با تکیه بر آثار و اندیشه‌های استاد شهید مرتضی مطهری در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله توحید و شرک در معرفت و علوم انسانی با تکیه بر آثار و اندیشه‌های استاد شهید مرتضی مطهری در فایل ورد (word) دارای 48 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله توحید و شرک در معرفت و علوم انسانی با تکیه بر آثار و اندیشه‌های استاد شهید مرتضی مطهری در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله توحید و شرک در معرفت و علوم انسانی با تکیه بر آثار و اندیشه‌های استاد شهید مرتضی مطهری در فایل ورد (word)

چکیده  
مقدمه  
1 مروری بر جهان‌بینی توحیدی در قرآن کریم  
1-1 شناخت ذات،‌ صفات و افعال الهی  
1-2 نگاه توحیدی به تمام مخلوقات یا ماسوی الله  
2 شاخص «از اویی» در توحید نظری  
2-1 نظام معارف خداشناسی  
2-2 شناخت جهان طبیعت (ابطال توهم انگاری عالم وجود)  
2-3 شناخت از اویی نسبت به حدوثِ موجودات (ابطال مادیگرایی)  
2-4 شناخت از اویی نسبت به شرور (ابطال ثنویت)  
2-5 شناخت از اویی نسبت به بقایِ موجودات (ابطال تفویض)  
2-6 شناخت نظام علیت و انکار جبر  
2-7 شناخت از اویی نسبت به (انکار استقلال در تأثیر)  
2ـ8 چند نکته  
3- شاخص «به سوی اویی» در توحید عملی  
3-1 بت‌پرستی قدیم  
3-2 بت‌پرستی جدید و آشکار  
3-3 بت‌پرستی جدید و پنهان  
3-4 خودپرستی و اومانیسم  
3-5 طاغوت  
نقد جامع انواع بت‌پرستی  
3-6 ارزش‌های یک بعدی  
3-7 عدالت  
3-7-1 عدالت، ارزشی ظاهری و خادم خودپرستی  
3-7-2 عدالت، هدف اصلی پیامبران  
3-7-3 عدالت، هدف دوم پیامبران (در عرض توحید)  
3-7-4 عدالت، هدف دوم و اجتناب‌ناپذیر پیامبران (مقدمه‌ای بی‌ارزش)  
عدالت، هدف دوم پیامبران (مقدمه‌ای ‌ارزشمند)  
4 جهت‌گیری توحیدی در علوم انسانی  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله توحید و شرک در معرفت و علوم انسانی با تکیه بر آثار و اندیشه‌های استاد شهید مرتضی مطهری در فایل ورد (word)

افلاطون، جمهور، ترجمه فؤاد روحانی، تهران، علمی و فرهنگی، 1379

ـــــ ، مجموعه رسائل افلاطون، ترجمه محمد حسن لطفی، تهران، خوارزمی، 1380

آملی، سیدحیدر، جامع الاسرار و منبع الانوار، به انضمام رساله نقد النقود فی‏معرفه ‏الوجود، تصحیح و مقدمه هانری کربن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران، علمی و فرهنگی و انجمن ایران‏شناسی فرانسه، 1368

پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، تهران، طرح نو، 1383

جونز، ویلیام تامس، خداوندان اندیشه سیاسی، ترجمه علی رامین، تهران، امیرکبیر، 1358

جهانگیری، محسن، محیی‏الدین ابن‏عربی، تهران، دانشگاه تهران، 1375

سعدی شیرازی، مصلح الدین، کلیات سعدی، تصحیح محمد علی فروغی، تهران، امیر کبیر، 1369

سیوطی جلال‌الدین، الدرالمنثور فی تفسیر المأثور، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی، 1404ق

طاهرزاده، اصغر، گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی، اصفهان، گروه فرهنگی المیزان، 1387

طباطبایی، سید محمدحسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، تهران، صدرا، 1374

عزیزی، سید مجتبی، «لیبرالیسم، فلسفه اجتماعی سقط جنین»، در: درآمدی بر علوم انسانی اسلامی، تهران، دانشگاه امام صادق(ع)، 1389

عفیفی، ابوالعلاء، شرح فصوص الحکم، تهران، الزهراء، 1366

فارابی، محمد، «ارزش عدالت»، حکومت اسلامی، ش 31، بهار 1383، ص99-126

فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر صافی، تحقیق سید محسن حسینی امینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه،

قمی، شیخ عباس، کلیات مفاتیح الجنان، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1373

کاشانی، کمال‏الدین عبدالرزاق، اصطلاحات الصوفیه، تحقیق و تعلیق محمد کمال ابراهیم جعفر، قم، بیدار، 1370

کلینی، محمد، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365

لاریجانی محمدجواد،‌ نقد دینداری و مدرنیسم (مجموعه مقالات)، تهران، اطلاعات، 1383

لاهیجی، محمود، شرح گلشن راز، بی‌جا، محمودی، بی‏تا

مجتبایی، فتح‌الله، «بت»، در: دائره المعارف بزرگ اسلامی، نسخه اینترنتی. (http://www.cgie.org.ir/)

مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1362

مطهری، مرتضی، امامت و رهبری، تهران، صدرا، 1364

ـــــ ، تکامل اجتماعی، تهران، صدرا، 1372

ـــــ ، مجموعه آثار، ج 1 (عدل الهی، انسان و سرنوشت، علل گرایش به مادیگری)، نسخه الکترنیکی

ـــــ ، مجموعه آثار، ج 13 ( مقالات فلسفی، مسأله شناخت، نقدی بر مارکسیسم)، نسخه الکترنیکی

ـــــ ، مجموعه آثار، ج 15 (فلسفه‌ تاریخ) نسخه الکترنیکی

ـــــ ، مجموعه آثار، ج 2 (مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، انسان و ایمان، جهان‌بینی توحیدی، وحی و نبوت، انسان در قرآن، جامعه و تاریخ)، نسخه الکترنیکی

ـــــ ، مجموعه آثار، ج 22 (حکمت‌ عملی، حکمت‌ها و اندرزها، فلسفه‌ اخلاق، تعلیم و تربیت در اسلام)، نسخه الکترنیکی

ـــــ ، مجموعه آثار، ج 23 (عرفان، انسان کامل، عرفان حافظ، آزادی معنوی، تقوا، ‌احترام حقوق و تحقیر دنیا، شداید و گرفتاری‌ها، ‌فواید و آثار ایمان، عقل و دل، دعا)، نسخه الکترنیکی

ـــــ ، مجموعه آثار، ج 25 ( الغدیر و وحدت اسلامی،‌حج، نهضت‌ آزادی بخش اسلام، مسأله نفاق، عدالت از نظر علی(ع) ، نقش حادثه کربلا در تحول تاریخ اسلام، خطابه و منبر، لزوم تعظیم شعائر اسلامی، احیای تفکر اسلامی، تکامل اجتماعی انسان در تاریخ)، نسخه الکترنیکی

ـــــ ، مجموعه آثار، ج 26 (جلد اول از بخش تفسیر: شناخت قرآن، ‌تفسیر سوره‌های حمد، قسمتی از بقره، انفال، توبه، نور، ‌زخرف، دخان، جاثیه،‌ فتح، قمر)، نسخه الکترنیکی

ـــــ ، مجموعه آثار، ج 27 (جلد دوم از بخش تفسیر: ‌تفسیر سوره‌های الرحمن، واقعه، حدید، حشر، ممتحنه،‌ صف، جمعه،‌ منافقون، تغابن، ‌طلاق، تحریم، ملک، قلم، حاقه، معارج، نوح، ‌جن)، نسخه الکترنیکی

ـــــ ، مجموعه آثار، ج 3 (جهان ‌بینی الهی و جهان‌بینی مادی، کلام، ختم نبوت، پیامبر امی، ولاءها و ولایت‌ها، مدیریت و رهبری در اسلام، امدادهای غیبی در زندگی بشر، درسی که از فصل بهار باید آموخت، خورشید دین هرگز غروب نمی‌کند، نبرد حق و باطل، فطرت)، نسخه الکترنیکی

ـــــ ، مجموعه آثار، ج 6 (اصول فلسفه و روش رئالیسم)، نسخه الکترنیکی

هابز،‌ توماس، لویاتان، ترجمه حسین بشیریه، ‌تهران، نی، 1380

هاکسلی آلدوس، « بت‌پرستی»، در: سیری در سپهر جان، ترجمه مصطفی ملکیان، ‌تهران، نگاه معاصر، 1381

چکیده

پرسش اصلی این مقاله این است که چگونه می‌توان اندیشه‌های موحدانه و مشرکانه را در معرفت، به ویژه علوم انسانی شناخت؟ با روش بازخوانی، تحلیل و طبقه‌بندی اندیشه‌های استاد شهید مرتضی مطهری، و به منظور دستیابی به شاخصی برای تعیین تعالیم اسلامی از غیراسلامی، در این مقاله بر اصل‌الاصول «توحید» تکیه شده و از این اصل، دو شاخص استخراج گردیده است: اول شاخص، «از اویی»، که مرز توحید و شرک در تعالیم نظری است و از آن طریق، انحراف‌های بزرگ فکری زیر قابل‌شناسایی و نقد خواهد بود: توهم‌انگاری عالم وجود، مادی‌گرایی، ثنویت، تفویض، جبر، انکار علیت و ; . آثار ناخودآگاه این نظریات، که در ذهن و ضمیر بیشتر افراد رسوب کرده، ‌در تمام عرصه‌های معرفتی، از جمله در علوم طبیعی و علوم انسانی، قابل پیگیری است

اما شاخص دوم، «به سوی اویی» است که مرز توحید و شرک در تعالیم عملی می‌باشد و از طریق آن می‌توان اندیشه‌های مشرکانه زیر را شناسایی و نقد کرد: بت‌پرستی، خودپرستی (آشکار و نهان)، پذیرش طاغوت، انواع ارزش‌های یک‌بعدی، به ویژه نظریه‌های انحرافی در عدالت

کلید واژه‌ها: توحید، از اویی، به سوی اویی، مطهری، نقد، معرفت.

مقدمه

این ادعا که تفکر توحیدی مبنای تمام معارف است، یا اینکه اصول و فروع دین بر اصل توحید استوار است، و تعابیر مشابه، فراوان مطرح می‌شود. اما این مدعا نزد اندیشوران نادری صورت روشن و تقریر نظام‌مندی به خود گرفته که استاد شهید مرتضی مطهری یکی از آنهاست

ضرورت پرداختن به این موضوع، به ویژه از حیث تأثیر این نگاه در سلسله نقدهای مبناگرایانه بر اندیشه‌های دینی و همچنین تدارک سازوکاری برای نظریه‌پردازی یا تولید علم یا اصطلاحاً «اجتهاد اسلامی» در عرصه‌های مختلف معرفتی است

با توجه به توفیق فراوان استاد مطهری در دو رویکرد سلبی و ایجابی فوق، این سؤال پیش می‌آید که روش استاد شهید مطهری در بهره‌وری از تفکر توحیدی در عرصه معرفت چگونه بوده است؟ در این مقاله می‌کوشیم دیدگاه توحیدی استاد مطهری را، به ویژه از حیث آثار آن در شناخت اندیشه‌های مشرکانه در عرصه معرفت و علوم انسانی، بازخوانی کنیم

استاد علامه مطهری سلسله شاخص‌ها و معیارهایی را مشخص و تصریح می‌کند که «می‌توان با این معیارها تشخیص داد که فلان تعلیم، از اسلام هست یا نیست.»

وی با الهام از آیات قرآن کریم در همان سلسله معیارها، به دو شاخص «از اویی» و «به سوی اویی» اشاره می‌کند2 و در جای دیگر، اهمیت این دو شاخص را بیشتر کرده، می‌گوید: مرز توحید و شرک در توحید نظری «از اویی» است (انالله)3 و «مرز توحید و شرک در توحید عملی»، «به سوی اویی» « انا الیه راجعون»4 است

این مقاله تقریری ابتدایی است از این مطلب که اگر خداوند را اصل الاصول بدانیم، ‌از یک سو، مبدأ المبادی بودن او چه آثاری خواهد داشت و چگونه خواهیم توانست با شاخص «از اویی»، بسیاری از اندیشه‌های نظری نادرست را تشخیص دهیم و از سوی دیگر، مقصد المقاصد بودن او نیز به چه معناست و چگونه می‌توانیم با شاخص «به سوی اویی»، نظام‌های ارزش‌گذاری باطل را شناسایی نماییم

1 مروری بر جهان‌بینی توحیدی در قرآن کریم

1-1 شناخت ذات،‌ صفات و افعال الهی

خداوند، وجود متعال یا حقیقت اعلی است. عبارات قرآن کریم در این باب چنین است

ـ‌ «هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ» (حج: 62؛ لقمان: 30؛ سبأ: 23)؛

ـ «إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیًّا کَبِیراً» (نساء: 34)؛

ـ «الْکَبِیرُ الْمُتَعالِ» (رعد، 9)؛

ـ‌ «فَذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمُ الْحَقُّ» (یونس: 32)؛

ـ‌ «ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ» (لقمان: 30)

ذات الهی کمال مطلقی است که متعلق شناخت انسان قرار نمی‌گیرد. عبارت «الکبیر المتعال» نیز ناظر به همین حقیقت است. برخی دیگر از آیات قرآن کریم بر این امر تأکید مضاعفی دارد

ـ «تَعالَی اللَّهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ» (نمل: 63)؛

ـ «سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یَقُولُونَ عُلُوًّا کَبِیراً» (اسراء: 43)

امام باقر(ع) می‌فرماید

هر آنچه شما در دقیق‌ترین معانی در ذهن تصور می‌کنید، پدیده‌ای ساخته و پرداخته شده مانند خودتان است که به شما برمی‌گردد و چه بسا مورچه‌های کوچک هم گمان می‌کنند که خداوند هم دو شاخک دارد و این امر کمال اوست و نداشتن شاخک برای کسی که متصف به آن نیست، نقصانی به حساب می‌آید،‌ و حالت انسان‌های عاقل در آنچه خدا را به آن وصف می‌کنند نیز چنین است

پس از مرتبه وجودی ذات خداوند، مرتبه اسماء و صفات الهی قرار دارد که ظهور همان وجود مطلق و تجلی کمال لایتناهی است

ـ «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی» (طه: 8)؛

ـ «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنی» (اعراف: 180)

این آیه شریفه به این معنا نیست که خداوند دارای اسماء حسنی است، بلکه از دو حیث باید چنین فهمید که اسماء حسنی از خداست: اولاً، همان‌طور که انسان‌ها‌ی موحد می‌گویند «ما از خداییم»: انا لله (بقره: 156)، زبان حالِ اسماء و صفات الهی نیز همین است که ما از خداییم. ثانیاً، اینکه خداوند آراسته به این صفات است، به این معنا نیست که دارای صفاتی باشد؛ چون صفات الهی عین ذات و نه زائد بر ذات اوست. مثلاً خداوند علیم است، اما نه به معنای دارای علم، چنانکه خود قرآن کریم می‌فرماید: «وَ فَوقَ کلّ ذی عِلمٍ عَلیمٌ» (یوسف: 76) و خداوند علیم است و نه دارای علم. اگر خداوند دارای علم می‌بود، طبق این آیه، باید فوق او هم علیمی وجود می‌داشت، لذا آیه شریفه می‌فرماید: برتر از هر صاحب دانشی، دانایی هست، و نفرمود برتر از هر دانایی، داناتری هست. از این آیه برمی‌آید که علیم واقعی خداوند است و دیگران، دارای علم هستند؛ ‌یعنی علم، ذاتی آنها نیست و با تسامح به آنها علیم گفته می‌شود

پس از مرتبه صفات، مرتبه افعال الهی قرار دارد که هر فعلی، ظهور یک یا چند صفات از صفات الهی است. مؤید قرآنی این نکته، اسماء حسنای الهی است که در پایان آیات بیان می‌شود و مضمون آیه، چه افعال تکوینی الهی و چه افعال تشریعی، ‌به آن اسماء، استناد داده می‌شود؛ مانند

ـ «کذلِک یُبَیِّنُ اللهُ لَکمُ الایات وَ اللهُ عَلیمٌ حَکیم» (نور: 58)؛

ـ «إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ» (بقره: 173)

در تعالیم معصومان(ع) بر نکته مذکور، فراوان تأکید صورت گرفته که از جمله می‌توان به موضوع سؤال و استعانت از اسماء الهی اشاره کرد که در ادعیه‌، فراوان مشاهده می‌شود: «اللهمّ اِنّی اَساَلُک بِرَحمَتِک الّتی وَسِعَت کلَّ شَئ وَ بِاَسمائِک الَّتی مَلَاَت اَرکانَ کلِّ شَیء ;»

نکته بسیار مهم در باب افعال الهی این است که نباید گمان کرد خداوند فعلی را انجام می‌دهد و مثلاً موجودی را خلق می‌کند و آن موجود از خدا جدا می‌شود و وجود مستقلی می‌یابد. این همان مفهوم تولید است که قرآن کریم به شدت از خداوند نفی می‌کند

ـ «سُبْحانَهُ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ» (نساء:171)؛

ـ «أَنَّی یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ صاحِبَهٌ وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ» (انعام: 101)؛

ـ «لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ» (توحید: 3)

بنابراین، فعل الهی،‌ خلق مخلوقات به معنای تولید آنها نیست، بلکه به تعبیر استاد شهید مطهری، مخلوقات، همان افعال الهی‌اند

حاصل آنکه ذات الهی در صفات الهی و صفات الهی در افعال الهی تجلی می‌یابد. حال اگر از این سو بنگریم، آنچه متجلی و ظاهر است،‌ افعال الهی می‌باشد که باطن آن، صفات الهی و باطن باطن آن، ذات الهی است

1-2. نگاه توحیدی به تمام مخلوقات یا ماسوی الله

افعال الهی را می‌توان به سه دسته کلی تقسیم کرد

الف. کلام الهی، که ظاهر آن دارای بطن و بطونی است: «ان للقرآن ظَهراً وَ بطناً وَ لِبَطنِهِ بطنٌ اِلی سَبعَهِ اَبطن»

ب. جهان آفرینش که طبیعت، ظاهر آن است، و باطن آن از یک جهت غیب، و عالم مجردات، و از یک جهت آخرت است: «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ» (بقره: 3)؛ یعنی ایمان دارند که فراتر از طبیعت و عالم ماده، مجرداتی هم وجود دارند، برخلاف منکرانی که در آیه دیگر درباره آنها می‌فرماید: «یَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَهِ هُمْ غافِلُونَ» (روم: 7)

ج. انسان که بدن او ظاهر،‌ و نفس و روح او باطن است: «هُوَ الَّذِی یَتَوَفَّاکُمْ بِاللَّیْلِ» (انعام: 60)

تعبیر قرآن کریم این است که خداوند آیات و نشانه‌های خود را در این سه عرصه آشکار می‌کند

ـ «الر تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ الْمُبِینِ» (یوسف: 1)؛

ـ‌ «وَ کَأَیِّنْ مِنْ آیَهٍ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (یوسف: 105)؛

ـ «سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ» (فصلت: 53)

آیت بودن قرآن، طبیعت، ‌و انسان به این معنی است که هر پدیده در این سه عرصه،‌ راهی برای شناخت صفات خداوند است و برای شناخت خداوند اولاً، باید به آیات این سه عرصه مراجعه کرد و ثانیاً، برای نیل به معرفت هر چه کامل‌تر به خداوند، باید معارف حاصل از این سه عرصه را با هم لحاظ کرد

2. شاخص «از اویی» در توحید نظری

آنچه بیان شد، خطوط کلی جهان‌بینی توحیدی است که التزام به آن تأثیر شگرفی در تمام شاخه‌های معرفت خواهد داشت. این جهان‌بینی در واقع پاسخی است به پرسش‌های بنیادین در باب نظام هستی. در تقریر مطالب فوق سعی شد از ادبیات قرآنی استفاده شود، اما این تقریر از جهان‌بینی، در تفکر فلسفی و به ویژه عرفانی سابقه طولانی دارد که مخصوصاً باید به نظریه تجلیات نزد عرفا اشاره کرد که خلاصه آن چنین است

بر اثر تجلی ذات الهی بر ذات خود، که تعبیر به فیض اقدس می‏شود، اسماء و صفات و لوازم آنها (اعیان ثابت) ظهور می‏یابد و در مرحله بعد، فیض مقدس بر فیض اقدس ترتب دارد و از آن وجود خارجی اشیا پدید می‏آید9 در توضیح اصطلاحات مذکور باید گفت که مراد از فیض، همان تجلی است

برخی از شارحان آثار ابن‏عربی معتقدند اعیان ثابت در جهان‏بینی عرفانی، همان ماهیات نزد حکماست.11 برخی نیز اعیان ثابت را به مُثُل افلاطونی تشبیه کرده‏اند

بنابر نظریه تجلیات حق تعالی، نخست ‏به وسیله فیض اقدس یا تجلی ذات به صورت اسماء و صفات و به تبع به صورت اعیان ثابت که همان استعداد‌ها و قابلیات‌اند، متجلی می‏شود. این امر در مرتبه علم حق تعالی صورت می‏گیرد. سپس به وسیله فیض مقدس به احکام و آثار اعیان ثابت، برابر با استعداد و قابلیت آنها، هستی بخشیده می‏شود. بنابراین، فیض اقدس، تجلی ذاتی حق است که موجب ظهور اسما و صفات و تطفلاً موجب ظهور اعیان ثابت می‏شود. ظهور اسما و صفات در مرتبه و احدیت، موجب فیض مقدس می‏گردد که باعث وجود احکام و آثار اعیان در خارج است.13 اما تقریر فلسفی و کلامی توحید نظری چنین است که معمولاً‌ ذیل آن به سه شاخه زیر اشاره می‌شود

ـ توحید ذاتی: یعنی شناختن خداوند به وحدت و یگانگی (نفی ثانی و نفی مثل و مانند برای خداوند)

ـ توحید صفاتی: یعنی شناختن ذات خداوند به یگانگی عینی با صفات و یگانگی صفات با هم (نفی هرگونه کثرت و ترکیب)؛

ـ توحید افعالی: یعنی شناختن اینکه جهان با تمام علل و معلولات،‌ فعل خداوند هستند (نفی وجود از غیر خداوند)

بیان دیگر در باب موضوع توحید این است که یگانگی خداوند چند جنبه دارد

توحید در وجوب وجود، یعنی فقط الله تبارک و تعالی است که وجودش ذاتاً ضروری است. توحید در خالقیت، یعنی خالق و آفریننده‌ای جز الله وجود ندارد. توحید در ربوبیت تکوینی، یعنی علاوه بر خلقت، تدبیر و اداره جهان هم فقط به دست الله است. توحید در ربوبیت تشریعی، یعنی جز الله کسی حق فرمان دادن و قانون وضع کردن ندارد. توحید در الوهیت، یعنی کسی جز الله سزاوار پرستش و بندگی بی‌چون و چرا نیست. همین‌طور ابعاد دیگری از توحید مانند توحید در استعانت، توحید در محبت، توحید در خوف و خشیت

نگاه‌های مذکور به توحید و شاخه‌های آن، به‌رغم درستی کامل، نقصان یا ضعفی دارد و آن اینکه اولاً، همراه با نوعی تکثر است که برای افراد ناآشنا، به راحتی به وحدت برنمی‌گردد و ثانیاً، به عنوان یک یا چند فقره اطلاعات در کنار دیگر اطلاعات در نظر گرفته می‌شود. به این ترتیب، باورمندان به آن از نقش زیربنایی آن محروم می‌شوند، و این امر بر خلاف آن ‌چیزی است که انتظار می‌رود اندیشه توحید، نقش ریشه‌ای در تمام معارف را ایفا کند و بتوان بر اساس آن، تفکرات موحدانه و مشرکانه‌ را باز شناخت

چنان‌که اشاره شد، استاد علامه مطهری در این ارتباط سخن مهمی دارد و می‌گوید

مرز توحید و شرک در توحید نظری، «از اویی» است (انا لله). هر حقیقتی و هر موجودی مادام که او را در ذات و صفات و افعال با خصلت و هویت «از اویی» بشناسیم، او را درست و مطابق با واقع و با دید توحیدی شناخته‌ایم ; (و از آن سو) اعتقاد به وجود موجودی که موجودیتش «از او» نباشد، مشرک است، ‌اعتقاد و به تأثیر موجودی که مؤثریتش «از او» نباشد،‌ باز هم شرک است

سخن مذکور استاد مطهری عمق فراوانی دارد و مستعد است تا به یک مبنای بسیار مهم در نظریه‌پردازی تفکر اسلامی تبدیل شود که در ادامه به مصادیقی از آثار به‌کارگیری این شاخص در توحید نظری می‌پردازیم

2-1. نظام معارف خداشناسی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله طراحی حاکمیت سیاسی پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و جانشینان آن حضرت و آسیب های فراروی آن در سورة «ص» در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله طراحی حاکمیت سیاسی پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و جانشینان آن حضرت و آسیب های فراروی آن در سورة «ص» در فایل ورد (word) دارای 28 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله طراحی حاکمیت سیاسی پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و جانشینان آن حضرت و آسیب های فراروی آن در سورة «ص» در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله طراحی حاکمیت سیاسی پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و جانشینان آن حضرت و آسیب های فراروی آن در سورة «ص» در فایل ورد (word)

چکیده  
مقدمه  
طرح مسائل سیاسی در قرآن مکی  
دیدگاه مفسران درباره اهداف و اغراض سوره ص  
سبب و فضای نزول سوره ص  
مضمون سوره ص: استقرار و تثبیت حکومت دینی  
مؤلفه های قدرت و حکومت دینی در این بخش از قصه عبارتند از:  
آسیب های فراروی حکومت دینی در سوره ص  
1 شتاب در داوری  
2 غرور قدرت  
3 لغزش همه قدرتمندان جز بندگان مخلَص  
4 شایستگان قدرت و حکومت  
نتیجه گیری  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله طراحی حاکمیت سیاسی پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و جانشینان آن حضرت و آسیب های فراروی آن در سورة «ص» در فایل ورد (word)

آلوسى، سیدمحمود، 1415ق، روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دار الکتب العلمیه

ابن کثیر، اسماعیل بن عمرو، 1419ق، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دار الکتب العلمیه

بحرانی، سیدهاشم، 1416ق، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، بنیاد بعثت

بنت شاطی، عایشه، 1376، اعجاز بیانی قرآن، ترجمه حسینی صابری، تهران، علمی و فرهنگی

تیجانی، عبدالقادر حامد، 1389، مبانی اندیشه سیاسی در آیات مکی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

حسینی استرابادی، سیدشرف الدین علی، 1409ق، تأویل الایات الظاهره، قم، دفتر انتشارات اسلامی

حویزی، عبدعلی بن جمعه، 1415ق، نور الثقلین، قم، اسماعیلیان

خالدی، صلاح عبدالفتاح، 1418ق، التفسیر الموضوعی، چ دوم، اردن، دار النفائس

خامه گر، محمد، 1386، ساختار هندسی سوره های قرآن، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی

دراز، محمد عبدالله، 1404ق، مدخل الی القرآن الکریم، کویت، دار القلم

دروزه، محمدعزت، 1383ق، التقسیر الحدیث، قاهره، دار احیاء الکتب العربیه

زمخشرى، محمودبن عمر، 1407ق، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل‏، چ سوم، بیروت، دار الکتاب العربی‏

سخاوی، علی بن محمد، 1419ق، جمال القراء و کمال الاقراء، بیروت، مؤسس الکتب الثقافیه

سید قطب، 1412ق، فی ظلال القرآن، چ هفدهم، بیروت، دار الشروق

طباطبائی، سیدمحمدحسین، 1417ق، المیزان فی تفسیر القرآن، چ پنجم، قم، دفتر انتشارات اسلامی

طبرسى، فضل بن حسن، 1372، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو

طبرى، محمد بن جریر‏، 1412ق، جامع البیان فى تفسیر القرآن‏، بیروت، دار المعرفه

فضل الله، سیدمحمدحسین، 1419ق، تفسیر من وحی القرآن، چ دوم، بیروت، دار الملاک للطباعه و النشر

فیض کاشانى، ملامحسن‏، 1415ق، الصافی، تحقیق حسین اعلمی، تهران، صدر

قرشی، سیدعلی اکبر، 1377، تفسیر احسن الحدیث، چ سوم، تهران، بنیاد بعثت

قرطبی، محمدبن احمد، 1364، الجامع لاحکام القرآن، تهران، ناصرخسرو

قمی، علی بن ابراهیم، 1367، تفسیر قمی، چ چهارم، قم، دار الکتاب

کلینی، محمدبن یعقوب، 1407ق، الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه

لک زایی، نجف، 1386، مستندات قرآنی فلسفه سیاسی امام خمینی ره، قم، بوستان کتاب

معرفت، محمدهادی، 1379، تفسیر و مفسران، قم، مؤسسه فرهنگی التمهید

مکارم شیرازی، ناصر، 1374، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه

واعظی، احمد، 1385، حکومت اسلامی، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم

چکیده

قرآن مجید به عنوان کتاب دین خاتم و جاودان الهی، از اندیشه ای منسجم درباره ابعاد زندگی سیاسی و دینی برخوردار است. شمار قابل توجهی از مستشرقان به پیوند تاریخی و نه ذاتی قرآن و سیاست اعتقاد دارند و بر همین اساس نیز توجه قرآن به سیاست را صرفاً مختص آیات مدنی می دانند؛ رویکردی که با دیدگاه مقاله حاضر در تضاد است. درواقع، در آیات مکی قرآن نیز به سیاست و حکومت توجه جدی شده و این موضوع به نوبه خود، نشان دهنده پیوند ذاتی قرآن و فراتر از آن، اسلام و سیاست است. بر این اساس، مقاله حاضر به بررسی موضوع حکومت پیامبر صل الله علیه و آله در سوره ص می پردازد. طرح مسائل سیاسی در این سوره، که جزو سور مکی قرآن است، نشان دهنده امتزاج بنیادین اسلام سیاسی نه تنها در شرایط وجود دولت آنگاه که در اختیار پیامبر صل الله علیه و آله قرار دارد، بلکه در شرایطی است که اسلام به لحاظ اجتماعی در اقلّیت قرار دارد و پیامبر صل الله علیه و آله هنوز موفق نشده اند دولت تشکیل دهند. مقاله حاضر درصدد بررسی سوره ص به عنوان سوره ای مکی، که در سال های میانی بعثت پیامبر صل الله علیه و آله ـ یعنی قریب سال ششم تا نهم بعثت ـ نازل شده، اثبات کند موضوع اصلی و محوری این سوره تأکید بر استقرار و ثبات قدرت سیاسی پیامبر صل الله علیه و آله و تثبیت حکومت دینی آن حضرت و معرفی دو چالش عمده فراروی آن است. همچنین از این سوره استفاده می شود که همواره در جامعه اسلامی، افرادی شایسته برای اداره حکومت دینی وجود دارند؛ کسانی که شیطان هیچ راه نفوذی به اندیشه و روحشان ندارد

کلیدواژه ها: سوره ص، حکومت، دین، چالش، سیاست، آیات مکی، آیات مدنی

 

مقدمه

یکی از مباحث مهم در زمینه مطالعات قرآنی، بحث سیاست و حکومت در قرآن است. بحث حکومت در قرآن، از آن نظر اهمیت فراوانی دارد که زیربنای بسیاری از نگرش ها و آموزها در زمینه رویکرد اسلام به سیاست است. درواقع، اگر معتقد باشیم قرآن کریم توجه چندانی به مسائل مربوط به سیاست و حکومت نداشته است، اقدامات سیاسی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در زمینه تشکیل حکومت را فعالیت هایی به شمار خواهیم آورد که جدای از رسالت ایشان بوده و شرایط تاریخی و اجتماعی، ایشان را به سمت دخالت در سیاست و تشکیل دولت کشانده است. در نتیجه چنین رویکردی، پیوند میان دین و سیاست یک پیوند تاریخی و بشری در نظر گرفته می شود که خارج از ذات اسلام قرار دارد. اما اگر در مقابل، معتقد باشیم قرآن کریم در کنار بسیاری از مسائلی که به آنها توجه کرده، در زمینه سیاست و حکومت نیز آموزه های بنیادینی را مطرح نموده و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر اساس رسالت الهی خویش موظف بوده اند قدرت سیاسی را در اختیار گیرند و در زمینه تأسیس حکومت اقدام کنند، رویکرد ما نسبت به جایگاه سیاست در اسلام و پیوند میان این دو کاملاً متفاوت خواهد بود. بر اساس رویکرد دوم، ارتباط میان دین و سیاست ارتباطی ذاتی و نه صرفاً تاریخی و بشری در نظر گرفته می شود (واعظی، 1385، ص80)؛ به این معنا که سیاست و امور مربوط به آن، جزئی غیر قابل انفکاک از دین است و شرایط تاریخی نقشی در این ارتباط و پیوند ندارد

اهمیت این موضوع آنگاه برجسته تر می شود که بدانیم نگرش صرفاً تاریخی به ارتباط سیاست و دین در میان مستشرقان، طرف داران قابل توجهی دارد. بر اساس این دیدگاه، طرح مسائل سیاسی در قرآن، عمدتاً در سوره های مدنی صورت گرفته است و علت آن هم تغییر شرایط تاریخی مسلمانان بوده است. طبق این دیدگاه، آیات مکی نه تنها به مسائل اجتماعی و سیاسی توجهی نداشته، بلکه اساساً نسبت به زندگی اجتماعی به عنوان زیربنای طرح مقوله سیاست بدبین است. اندیشه سیاسی نیز به تبع آن، در اواخر دوران حضور پیامبر صلی الله علیه و آله در مکه به تدریج، مطرح شده و در نتیجه هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله

(یا همان تغییر در اوضاع و شرایط تاریخی مسلمانان بوده) که قرآن به مسائل سیاسی توجه کرده است (تیجانی، 1389، ص29)

رویکرد مقاله حاضر در تضاد با دیدگاه این دسته از مستشرقان است که معتقد به پیوند تاریخی و غیرذاتی اسلام و سیاست هستند. فرضیه ای که نوشتار حاضر در پی اثبات آن است عبارت است از اینکه در آیات مکی قرآن نیز به سیاست و حکومت توجه جدی شده و این موضوع به نوبه خود، نشان دهنده پیوند ذاتی قرآن و فراتر از آن، اسلام و سیاست است. بر این اساس، مقاله حاضر به بررسی موضوع حکومت پیامبر صلی الله علیه و آله در سوره ص می پردازد که بر اساس نظر بیشتر محققان، جزو سوره های مکی قرآن است. طرح مسائل سیاسی در این سوره، نشان دهنده امتزاج بنیادین اسلام سیاسی نه تنها در شرایط وجود دولت آنگاه که در اختیار پیامبر صلی الله علیه و آله قرار دارد، بلکه در شرایطی است که اسلام به لحاظ اجتماعی، در اقلّیت قرار دارد و پیامبر صلی الله علیه و آله هنوز موفق نشده اند دولت تشکیل دهند

رویکرد پژوهش حاضر در بررسی سوره ص پی روی از نظریه وحدت موضوعی سوره ها است. در این نظریه، موضوع بحث این است که هر سوره از قرآن دارای هدف و غرض خاصی است که همه آیات آن سوره بر محور آن غرض شکل گرفته است. غرض هر سوره درواقع، موضوع اصلی آن سوره را تشکیل می دهد. امروزه این نظریه طرف داران بسیاری دارد و از آن به وحده سور القرآن یا وحدت موضوعی سوره ها تعبیر می شود (دراز، 1404ق، ص118). از همین موضوع، در تفسیر موضوعی قرآن نیز به عنوان تفسیر موضوعی سوره ای قرآن یاد می شود (خالدی، 1418ق، ص239)

وحدت موضوعى سوره‏هاى قرآن به این معناست که باید پیام سوره‏ها را اساس فهم آیات آن تلقّى کرد، و از این رو، لازم است موضوع سوره به عنوان محور و مدار فهم آیاتى مدّ نظر باشد که آن آیات حول همان موضوع نازل شده است (معرفت، 1379، ج2، ص499؛ خامه گر، 1386، ص20)

پژوهش حاضر می کوشد از طریق تأمّل در سیاق آیات سوره، به علاوه بهره گیری از روایات، سبب نزول موضوع اصلی و محوری این سوره را کشف کند و رابطه بخش های این سوره را با آن موضوع واحد و غرض اصلی تحلیل نماید

طرح مسائل سیاسی در قرآن مکی

قرآن مجید ـ به اعتراف غالب پژوهشگران در عرصه قرآن پژوهی ـ دربر گیرنده عناصر و مفاهیمی است که کنار هم قرار دادن آنها، می تواند اندیشه ای منسجم درباره سیاست و زندگی سیاسی مؤمنانه ارائه دهد. در زمینه جایگاه سیاست در قرآن، پرسش های گوناگونی را می توان مطرح کرد؛ پرسش هایی از این قبیل: آیا به مسائل مربوط به زندگی سیاسی در قرآن توجه شده است؟ مباحثی از قبیل دولت، قدرت، حاکمیت، سلطه، آزادی، عدالت، مشروعیت، مشارکت، بیعت، نظارت بر قدرت، تمرکز یا توزیع قدرت و روابط میان دولت ها و ملت ها از چه جایگاهی در قرآن برخوردار است؟ (لک زایی، 1386، ص15)

یکی از مباحثی که به میزان قابل توجهی در زمینه جایگاه سیاست در قرآن اهمیت دارد بحث پرداختن به امر سیاست و حکومت در آیات مکی و مدنی است؛ به این معنا که در کدام دسته از سوره های قرآن به سیاست توجه جدی تری صورت گرفته است؟ البته طرح چنین پرسشی به علت رویکردهای خاصی است که برخی مستشرقان مطرح کرده اند؛ به این معنا که برخی محققان غربی معتقدند در سوره های مکی، اندیشه سیاسی وجود ندارد و اساساً طرح اندیشه سیاسی در قرآن، مربوط به سوره های مدنی است. علت این امر را نیز باید در مسائل و موضوعاتی خارج از متن قرآن، یعنی در تغییرات و تحولات تاریخی و اجتماعی جست وجو کرد. این دسته از محققان غربی تأکید دارند بر اینکه قرآن در آیات مکی، رویکردی منفی به سیاست و اجتماع داشته است و اساساً اندیشه سیاسی در اواخر دوره مکی پیدا شد و نتیجه تحوّلات تاریخی بود که پس از مهاجرت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه رخ داد (تیجانی، 1389، ص29)

چنین رویکردی موجب شده است برخی از مستشرقان برخلاف دیدگاه عمومی مسلمانان، که هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله را گسترش و ادامه روند دعوت مکی می دانند، معتقد شوند هجرت تغییری ماهوی در رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و محتوای دعوت ایشان ایجاد کرد. پرچمدار این عقیده شرق شناسی به نام گلدزیهر (1850- 1920م) است. او به ویژه، در کتابش با عنوان عقیده و شریعت در اسلام؛ تاریخ تکامل عقیده و شریعت در دین اسلام، این نظر را مطرح می کند. البته مستشرقانی مانند بوهل، اندره و مونتگمری وات نیز بر همین نظر تکیه کرده و در بررسی های خود، چنین رویکردی را نسبت قرآن و فراتر از آن، نسبت به دین اتخاذ نموده اند (تیجانی، 1389، ص31-32)

بر خلاف چنین رویکردی، تأمل در سور و آیات مکی قرآن نشان می دهد که سیاست در این دسته سور و آیات نیز همچون سور و آیات مکی از جایگاه برجسته ای برخوردار بوده و چنین نیست که قرآن در سور مکی به مسائل مربوط به اجتماع و سیاست بی توجهی کرده باشد. بر این اساس، می توان گفت: آیات و سور مکی قرآن از ظرفیت مناسبی برای فهم بنیان های نظری اندیشه سیاسی اسلام برخوردار است (تیجانی، 1389، ص11). بدین روی، بررسی پژوهش حاضر بر سوره ص متمرکز است. تأمل در آیات سوره ص به صورت یکپارچه و با در نظر گرفتن تناسب میان آیات آن، نشان می دهد که موضوع اصلی این سوره تأکید بر تثبیت دین اسلام در زمین و تشکیل حکومتی عادلانه و مقتدر در سایه این دین الهی در آینده است. علاوه بر آن، بعضی از آسیب ها و تهدیدهایی را، که فراروی حاکمان اسلامی است، گوشزد می کند

دیدگاه مفسران درباره اهداف و اغراض سوره ص

سوره ص در ترتیب مصحف، سی و هشتمین سوره قرآن است که پس از سوره صافّات و قبل از سوره زمر قرار گرفته است. در ترتیب نزول نیز مطابق روایت مشهور عطای خراسانی از ابن عباس، که موثق ترین روایت در این باره معرفی شده و طبرسی در مجمع البیان (طبرسی، 1372، ج10، ص613) آن را نقل کرده است، این سوره در همین رتبه قرار دارد و پس از سوره قمر و پیش از سوره اعراف نازل شده است. البته دیدگاهی نیز مبنی بر مدنی بودن سوره ص نقل شده که دیدگاهی ناصحیح و برخلاف اجماع شناخته شده است (آلوسی، 1415ق، ج12، ص154). این سوره دارای 88 آیه، و غالباً آیاتش کوتاه و نسبتاً آهنگین و با فاصله (=سجع) هایی آمده است (طبرسی، 1372، ج8، ص 596؛ سخاوی، 1419ق، ج1، ص455). شانزده آیه نخست سوره مستقیم کفار مکه را مخاطب ساخته است. از آیه 17 تا 29 قصه حضرت داود پیامبر علیهم السلام را بیان کرده و از آیه30 تا 40 به شرح قصه حضرت سلیمان علیهم السلام پرداخته است. از آیه 41 تا 44 قصه حضرت ایوب علیهم السلام را و از آیه 45 تا 48 از پیامبرانی همچون حضرت ابراهیم، اسحاق، یعقوب، اسماعیل، یسع و ذالکفل علیها السلام یاد کرده است. از آیه 49 تا 64 از بهشت و جهنم و برخی نعمت ها و عذاب های الهی در عالم دیگر سخن به میان آورده و سرانجام، در بخش پایانی سوره، قصه حضرت آدم علیهم السلام و شیطان و سوگند وی برای فریب بنی آدم آمده است. سوره ص به اتفاق نظر مفسران، مکی است. قرشی نزول آن را در سال های 5 و 6 بعثت حدس زده (قرشی، 1377، ج9، ص195)؛ اما ابن عاشور نزول آن را در سال آخر حیات حضرت ابوطالب علیهم السلام یعنی قریب حدود سال دهم بعثت تخمین زده است (ابن عاشور، بی تا، ج23، ص107)

پیش از مطالعه و بررسی غرض سوره ص از طریق تأمّل در روایات اسباب نزول و سیاق منسجم و یکپارچه سوره ص بجاست دیدگاه برخی از مفسرانی را که به بیان غرض و موضوع اصلی سوره ص پرداخته اند بررسی کنیم. شاید نخستین اظهار نظر در این باره از سید قطب باشد. وی می نویسد: این سوره همانند سایر سوره های مکی، به مسئله توحید و وحی به حضرت محمد صلی الله علیه و آله و نیز حساب در آخرت پرداخته است. بیان قضیه توحید و وحی در بخش نخست سوره، نشان دهنده تعجب و غریب شمردن آن توسط سران مشرک مکه و مواجهه ناگهانی آنان با این دعوت پیامبر است؛ همچنان که نشان دهنده استهزا و رد و تکذیب مشرکان نسبت به تهدیدها و عذاب الهی هم هست (سید قطب، 1412ق، ج‏5، ص3005). روشن است که مسئله توحید و وحی بر بسیاری از سوره های قرآن، به ویژه سور مکی آن، حاکم است و این موضوع عام چندان نمی تواند موجب تمایز این دسته سوره ها از یکدیگر باشد. توضیحات بعدی سید قطب درباره بخش های دیگر سوره نیز رابطه روشن و قابل قبولی را از بخش های این سوره با یکدیگر و نیز با غرض و هدف اصلی سوره به دست نمی دهد (همان)

علّامه طباطبائی درباره غرض سوره می نویسد: در سوره، سخن بر محور منذر بودن پیامبر صلی الله علیه و آله با ذکر (قرآن) نازل شده از جانب خدا بر ایشان و دعوت به توحید و اخلاص در بندگی خدای تعالی دور می زند. ایشان نیز معارف سوره ص را در چهار بخش دیده است: در بخش نخست، سخن با یادکردی از سرسختی کافران و سر برتافتن از پی روی پیامبر صلی الله علیه و آله و ایمان به آن حضرت و بازداشتن مردم از ایمان و سخن باطل بر زبان راندن آغاز شده است. در بخش دوم سوره، با ذکر قصه هایی از پیامبران گذشته، پیامبر صلی الله علیه و آله را به صبر امر کرده است. در بخش سوم، عاقبت پرهیزگاران و طغیانگران را به تصویر کشیده است. در نهایت، در فصل چهارم به پیامبر صلی الله علیه و آله امر می کند انذار و دعوتش به توحید را به مردم ابلاغ و بیان کند که عاقبت پیروان شیطان آتش است (طباطبائی، 1417ق، ج17، ص181)

تفسیر نمونه نیز با بیان اینکه این سوره مکملى براى سوره صافات است و چارچوب مطالبش شباهت زیادى با چارچوب سوره صافات دارد و از این نظر که سوره مکى است، تمام ویژگی هاى این سوره‏ها را در زمینه بحث از مبدأ و معاد و رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دربر دارد، محتوای سوره را در پنج بخش گزارش کرده است. دیدگاه این تفسیر در سه بخش نخست، نزدیک به دیدگاه علّامه طباطبائی است، و بخش آخر را با تفصیل بیشتر و اندکی متفاوت بیان کرده است (مکارم شیرازی، 1374، ج19، ص204)

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید