دانلود مقاله غیبت مهدی (عج) در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله غیبت مهدی (عج) در فایل ورد (word) دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله غیبت مهدی (عج) در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله غیبت مهدی (عج) در فایل ورد (word)

غیبت مهدی (علیه السلام(  
فلسفه غیبت  
بیم از کشته شدن منجی  
به گردن نداشتن بیعت جباران  
خالص گردانیدن مردم و امتحان الهی  
منابع:  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله غیبت مهدی (عج) در فایل ورد (word)

1-      البرهان فی اخبار صاحب الزمان (علامه گنجی شافعی، متوفی 658)

2-      البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان (عالم شهیر ملا متقی، متوفی 975)

3-      القول المختصر فی العلامات المهدی المنتظر (ابن حجر، متوفی 974)

4-      مهدی آل الرسول (علی بن سلطان محمد الهروی الحنفی)

5-      عقد الدر فی الاخبار الامام المنتظر (شیخ جمال الدین یوسفی الدمشقی، متوفی قرن 7)

6-      مناقب المهدی (علیه السلام) (حافظ ابی نعیم اصفهانی، متوفی قرن 5)

7-      العرف الوردی فی اخبار المهدی (سیوطی، متوفی 911)

8-      کتاب المهدی (ابی داوود)

غیبت مهدی (علیه السلام(

همانطور که ذکر شد، به تدبیر خدای عالم، مهدی (علیه السلام) از چشمهای انسانیان به دور است؛ ولی در این عصر غیبت بر شیعیانش و بر نیکوکاران دیگر ادیان لطف بی‌حساب دارد. او به کرات به شیعیان و دیگر انسانها یاری رسانده است و در این عصر تا بحال صدها تن موفق به دیدارش شده‌اند. او دو غیبت دارد: اولی که مشهور به غیبت صغری است و دیگری که غیبت کبری نام دارد. غیبت صغری ‌(حدود 69 سال) در قرن سوم هـ.ق. رخ داده است، که وی از طریق 4 نفر در این عصر با مردم ارتباط داشته است که این افراد به نواب خاص شهرت دارند، و بعد از مرگ آخرین آنها، موعود برای مدت نامعلومی از چشم‌ها پنهان می‌شود و این غیبت تاکنون همچنان ادامه دارد. مهدی (علیه السلام) در میان مردم می‌باشد و زمانی که او ظهور کند، خیلی‌ها گویند که او را بارها پیش از این دیده‌اند ولی او را نشناخته‌اند. عده‌ای منکر غیبت امام شدند و اصل وجودی او را زیر سئوال بردند ولی یک استدلال کوتاه برای سئوال آنها وجود دارد و آن اینکه: ندیدن چیزی باعث شک در وجود آن نیست و عقل سلیم، هیچ‌گاه نمی‌تواند وجود حقیقتی نامرئی، چون روح را تنها به دلیل ندیدن منکر شود

فلسفه غیبت

تمام آنچه در اسلام بطور مسلم وجود دارد با عقل سلیم تطبیق می‌کند اما ممکن است در دین چیزهایی باشد که عقل در مورد آن ساکت باشد، ولی اگر با مسأله‌ای در شرع روبرو شدیم که عقل انسان و بینش محدود بشری نه قادر به اثبات آن باشد و نه بتواند آن را قطعاً رد کند، پس مجبور به پذیرش این حکم می‌شویم، زیرا که اولاً اصل تشریع بر پایه عقل استوار است و ثانیاً بینش انسان همواره محدود به زمان و مکان است و تنها ذات باری تعالی است که علمش را انتهایی نیست

 این مقدمه از آن جهت ذکر شد که با تعمیم این استدلال در مساله غیبت، می‌توان این ادعا را کرد که این امر و امور مشابه به حکمت خداوندی وابسته است که نزد بشر تمامی ابعادش روشن نیست، و دلایلی چند بر غیبت مترتب است که به اختصار در ذیل ذکر خواهد شد. ولی نباید از نکته اصلی که همان نامشخص بودن حکمت غیبت برای بشر عادی است غافل شویم

بیم از کشته شدن منجی

همانطور که خداوند موسی (علیه السلام) را در کاخ فرعون پرورش داد، در حالیکه فرعون از اصل و نسب و آینده این کودک بی‌خبر بود، و او را حفظ کرد. اراده‌اش بر این قرار گرفت که منجی هم از دست طاغوت‌ها و ظالمین به دور باشد و ذخیره الهی در زمین پاسداری شود که اگر این گونه نبود، حتما مانند پدران بزرگوارش بدست جباران به شهادت می‌رسید

به گردن نداشتن بیعت جباران

این روشن است که او نباید با هیچ ظالمی تعهد و بیعتی داشته باشد و نباید از کسی تمکین کند جز خدا، تا پیروزی نهایی واقع شود. ولی اگر مانند بعضی از اجدادش مجبور به تقیه باشد (تقیه = تظاهر به اطاعت از جبار برای حفظ جان و دین الهی) هیچ گاه به این مهم دست پیدا نخواهد کرد و برای اینکه هیچ تمکین و تسلیمی از فردی (جز خدا) نداشته باشد مجبور به غیبت است

خالص گردانیدن مردم و امتحان الهی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله درباره آگاهى پیامبر از جاودانگى و جهان شمولى اسلام در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله درباره آگاهى پیامبر از جاودانگى و جهان شمولى اسلام در فایل ورد (word) دارای 22 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله درباره آگاهى پیامبر از جاودانگى و جهان شمولى اسلام در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله درباره آگاهى پیامبر از جاودانگى و جهان شمولى اسلام در فایل ورد (word)

چکیده    
شخصیت گلدزیهر    
آثار علمى گلدزیهر    
نقد تاریخى دیدگاه گلدزیهر    
دیدگاه انتقادى برخى اندیشمندان مسلمان درباره «العقیده و الشریعه فى الاسلام»    
ستایش عبدالرحمن بدوى از شخصیت و آثار گلدزیهر!    
مشهورترین و کامل ترین و مؤثرترین تحقیقات گولدزیهر، این دو کتاب معروف اوست:    
دیدگاه گلدزیهر    
نقد و بررسى    
1 آگاهى پیامبر از آینده اسلام    
آگاهى و پیشگویى پیامبر از گسترش جهانى اسلام    
2 اصول کلى و همیشگى، و مقررات متغیر    
کتابنامه    

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله درباره آگاهى پیامبر از جاودانگى و جهان شمولى اسلام در فایل ورد (word)

1 ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن على بن محمد، اسدالغابه فى معرفه الصحابه، تهران، المکتبهالاسلامیه، [بى تا]

2 ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق مصطفى السقا (و دیگران)، قاهره، مطبعه البابى الحلبى، 1355 ق

3 بدوى، عبدالرحمن، فرهنگ کامل خاورشناسان، ترجمه شکرالله خاکرند، چاپ اول، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى، 1375 ش

4 بروکلمان، کارل، تاریخ ملل اسلامى، ترجمه عربى به قلم: نبیه امین فارس و منیر البعلبکى، چ 11، بیروت، دارالعلم للملایین، 1988 م

5 بهى، محمد، الفکر الاسلامى الحدیث، وصلته بالأستعمار الغربى، چاپ ششم، بیروت، دارالفکر، 1973م

6 حسینى طباطبائى، مصطفى، نقد آثار خاورشناسان، تهران، انتشارات چاپخش، 1375 ش

7 طبرى، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالقاموس الحدیث، [بى تا.]

8 غزالى، محمد، محاکمه گلدزیهر صهیونیست، ترجمه سید صدرالدین صدر بلاغى، تهران، حسینیه ارشاد، 1363 ش

9 گلدزیهر، العقیده و الشریعه فى الاسلام، ترجمه (عربى) محمد یوسف موسى و دیگران، چاپ دوم، مصر، دارالکتب الحدیثه، [بى تا]

10 ناصر مکارم شیرازى و جعفر سبحانى، پرسش ها و پاسخ هاى مذهبى، قم، انتشارات نسل جوان، [بى تا]

11 واقدى، محمد بن عمر، کتاب المغازى، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسه الأعلمى للمطبوعات، [بى تا]

چکیده

ایگناتس گلدزیهر (1850 1921م) شرق شناس یهودى الاصل مجارستانى، از مستشرقان مشهور و پرآوازه است که آثار متعددى در باب اسلام دارد. او در دشمنى با اسلام شهره است و در یکى از آثارش که به زبان عربى با عنوان العقیده و الشریعه فى الاسلام ترجمه شده، درباره اسلام نظریاتى مغرضانه و دور از واقعیت مطرح کرده است. در این مقاله، یکى از ادعاهاى او مبنى بر اینکه اسلام تنها محدود به نیازهاى عصر پیامبر بوده است، نقد و بررسى مى شود

واژگان کلیدى: گلدزیهر، محمد غزالى، جهان شمولى اسلام، تطور فقه.

 

 

 

 

شخصیت گلدزیهر

ایگناتس گلدزیهر (Ignaz Goldziher) خاورشناس نامدار مجارستانى به سال 1850 میلادى در شهر استولونیسبورگ زاده شد. خانواده وى یهودى بودند. او تحصیلات ابتدایى خود را در پایتخت مجارستان، و تحصیلات دانشگاهى را در لایپ زیک گذرانید. رشته تحصیلى او در دانشگاه «مطالعات شرق شناسى» بود. گلدزیهر در سال 1870 رساله دکتراى خود را زیر نظر فلایشر به پایان رساند. موضوع رساله وى پژوهش درباره «تنخوم اورشلیمى» بود که از مفسران یهودى تورات در قرون وسطا به شمار مى رفت

گلدزیهر پس از دریافت درجه دکترا به بوداپست بازگشت و در سال 1872 به سمت دانشیار دانشگاه آن شهر برگزیده شد. او پس از یک سال مأموریت در وین و لیدن به شرق سفر کرد: ابتدا به سوریه و سپس به فلسطین و مصر رفت. در سوریه با شیخ طاهر جزایرى عضو مجمع ملى دمشق و مدیر کتابخانه ظاهریه طرح دوستى ریخت و از او بهره هاى فراوان برد. در مصر نیز گاهى به دانشگاه الازهر رفت و آمد مى کرد و از درس هاى استادان و علماى مصر بهره مند مى شد. پس از یک سال و نیم اقامت در شرق اسلامى (از سپتامبر 1873 تا آوریل سال بعد) به مجارستان بازگشت و به فعالیت هاى علمى و تدریس در دانشگاه ها پرداخت. وى سرانجام در سال 1921 درگذشت

این خاورشناس یهودى در تطبیق و مطالعه متون از خاورشناسان سرآمد به شمار مى رفت، ولى متأسفانه پژوهش هاى خویش را با فرضیه سازى و خیال پردازى قرین ساخته و از مخالفت با اسلام خوددارى نورزیده است؛2 به گونه اى که در دشمنى با اسلام شهرت یافته است

گلدزیهر چنان که گذشت از نظر علمى شخصیتى برجسته بود. او افزون بر فعالیت هاى علمى یاد شده، از نویسندگان مقالات دایره المعارف اسلامى بود،4 و این امر بر شهرت علمى او افزوده است. از این روى، چون هنوز هم آثار او کانون مراجعه و استناد است، نقد و بررسى آنها لازم به نظر مى رسد

آثار علمى گلدزیهر

از گلدزیهر، کتاب ها و مقالاتى پرشمار و (از نظر محتوا) گوناگون بر جاى مانده که در میان آنها چند اثرْ مهم بوده، بیشتر کانون توجه و نقد قرار گرفته است. این آثار عبارت اند از

1 گرایش هاى مسلمانان در تفسیر قرآن

این کتاب را دکتر عبدالحلیم نجار، نویسنده مصرى، به عربى ترجمه کرده و حواشى مفیدى بر آن نگاشته است. گلدزیهر در این کتاب روش هاى مسلمانان را در تفسیر قرآن کریم کانون بحث قرار داده است. این کتاب، با وجود غناى علمى، به ویژه در باب تفسیرنگارى شیعه، خالى از نقص و حق پوشى نیست، که در ادامه به آن اشاره خواهد شد

2 ظاهریه، مذهب و تاریخ آن

3 العقیده و الشریعه فى الاسلام

این کتاب در واقع مجموع چند سخنرانى علمى مؤلف درباره اسلام است که آنها را با عنوان سخنرانى هایى درباره اسلام5 گردآورده و در قالب کتابى مستقل انتشار داده است. این کتاب، نخست در سال 1910 در شهر هیدلبرک منتشر گردید و در اروپا به انگلیسى ترجمه و در سال 1981 چاپ شد و در شرق اسلامى نیز کانون توجه قرار گرفت. ابتدا سه تن از مترجمان مصرى، یعنى دکتر محمد یوسف موسى، استاد عبدالعزیز عبدالحق و دکتر على حسن عبدالقادر آن را با عنوان العقیده و الشریعه فى الاسلام به زبان عربى برگرداندند و در ذیل برخى صفحات، تعلیقات کوتاهى آوردند و رأى مؤلف را رد کردند. سپس علینقى منزوى کتاب یاد شده را از عربى به فارسى برگرداند و این اثر با عنوان درس هایى از اسلام انتشار یافت. مترجم، پاورقى هاى مترجمان مصرى را حذف کرده و تعلیقاتى از خود بر کتاب افزوده است. در مقاله حاضر، یکى از دیدگاه هاى گلدزیهر در کتاب اخیر کانون نقد قرار مى گیرد. در ادامه ملاحظه مى شود گلدزیهر افزون بر کتاب هاى مستقل و مقالات پرشمار، برخى کتاب هاى دانشمندان اسلامى را با مقدمه یا دیباچه اى به چاپ رسانده است؛ مانند فضائح الباطنیه، تألیف ابوحامد غزالى و کتاب المعمّرین اثر ابوحاتم سجستانى

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله خودشناسی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله خودشناسی در فایل ورد (word) دارای 45 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله خودشناسی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله خودشناسی در فایل ورد (word)

مقدمه
«بخش اول»
فصل اول: مبانی خودشناسی
برتری انسان بر سایر موجودات
فرمان خداوند به خودشناسی
روایاتی در اهمیت خودشناسی
تأثیر خودشناسی در عمل
فصل دوم: خودشناسی در مرتبه‌ی جسم
چگونگی راه‌بودن نفس
سیر تکاملی جنین
از ناتوانی تا ناتوانی
نیکوترین آفرینش
فصل سوم: خودشناسی در مرتبه‌ی روح
مسیر در مسیر روحانی
هویت اصلی انسان
مفهوم روح در قرآن
روح با نفس از دیدگاه روانکاوی
خودشناسی راه معرفت حضور به پروردگار
«بخش دوم»
فصل اول: تاریخچه و اهمیت خودشناسی
تاریخ فلسفه و شناخت نفس
مقدمه
پیدایش نفس و تجرد آن
ابن سینا و شناخت نفس
ادیان و شناخت (خویشتن)
راز اهمیت خودشناسی در ادیان
فصل دوم: حقیقت خویشتن
نفس
اقوال دانشمندان در حقیقت نفس
معانی نفس در قرآن کریم
مراتب نفس
روح
استعمالات روح در قران کریم
قلب
اقوال مختلف در باب قلب (دل)
وظیفه‌ی اصلی قلب
فصل سوم: خدا در آینه‌ی خودآگاهی
خودشناسی مقدمه‌ی اجتناب ناپذیر«خودشناسی»
خودشناسی شرط لازم هرگونه شناخت
انسان مظهر اسم اعظم «الله»
معرفت‌ نفس با روش «خدا را به خدا شناختن»
چگونگی وصول از خودشناسی به خداشناسی
نفس آیینه‌ی شناخت خدا
خودشناسی شرط لازم هرگونه شناخت
انسان مظهر اسم اعظم «الله»
معرفت‌ نفس با روش «خدا را به خدا شناختن»
چگونگی وصول از خودشناسی به خداشناسی
نفس آیینه‌ی شناخت خدا
اثبات وجود پروردگار
«بخش سوم»
فصل اول: خود را شناس تا خدای خود را شناسی
حقیقت انسان
وجود شهوت و غضب از ضروریات است نباید بکلی آن‌ها را از بین برد
فطرت معرفت تعالی در طبیعت بشر نهفته است
سعادتمند کسی است که خدای تعالی را بشناسد
انسان با تمام عجایب خلقتش در کمال عجز و ناتوانی می‌باشد
مرگ روح حیوانی
تشبیه روح انسان به نور چراغ
چگونه انسان دوباره زنده می‌شود
جواب اشکالتر شبهاتی که راجع به برگشت انسان می‌نمایند
قبل از موت انسان می‌تواند بفهمد که عذاب قبر دارد
منازل سیر روح در عالم ادراکات
حقیقت و روح نماز

– مبانی خودشناسی:

موضوع خودشناسی: خود حقیقی است که مانند امور جسمانی دستخوش تغییر و تقسیم نشده و زمان و مکان را بر نمی‌تابد خود غیر بدن مادی است که اعضاء و اجزایش در بند افکار ماده‌اند به این دلیل که بسیاری از اوقات بلکه غالب وقت‌ها از این که دارای اعضای بد است غفلت کرده و با این‌حال از خود بی‌خبر نیست. اگر هم گاهی در شرایط ویژه می‌گوید از خود بی‌خبر شدم یا از خود غافل و یا خود را از یاد بردم درحقیقت مجازگویی است زیرا در همین تغییرات اقرار می‌کند که فاعل این غفلت کسی است به نام خودم اما از روی نادانی به جای این‌که بگوید از بدن خود و دردهای آن غافل شدم فراموش‌شدن را به خود نسبت می‌دهد و می‌گوید خود را فراموش کردم

به هرحال انسان اگر از دنیا و آرزوهایش کمی جدا شود و کمتر دنبال چیزهای مادی باشد باعث می‌شود که کمی به خودش بیاید و یک جور دیگری به این بدن نگاه می‌اندازد. ولی مادیات مانع از این شناخت شده‌اند

– برتری انسان بر سایر موجودات:

اساس برتری آدمی بر سایر موجودات معرفت‌اندوزی او استوار است. «و لقد کرّمنا بنی آدم ; و فصّلنا هم کثیر ممن خلقنا تفضلا» انسا به خاطر داشتن عقل از سایر موجودات عالم خصوصیتی دارد و حتی در غیر عقل از سایر خصوصیات و صفات هم انسان بر دیگران برتری دارد

به بررسی آیه‌ی 23 از سوره‌ی ملک می‌پردازیم

«قُل هو الذی انشأکم و جعل لکم السّمع و الأبصار و الأَفئده قلیلاً ما تشکرون»

کلمه‌ی انشأ به معنای ایجاد ابتدایی و تربیت هر چیز است و این‌که در انسان شر مجهز‌کردن او به ابزار فکر روحی از نعمت‌های بزرگتر است که با هیچ نسخه‌ای نمی‌توان عظمت آن را اندازه‌گیری کرد

منظور انسان بشر صرف خلقت او نیست بلکه آفرینش بی‌سابقه و بی‌نظیر او نیز منظور است

اما شکری که شایسته نعمت حس و اندیشه است جز این نیست که آن‌ها را در راه شناخت صحیح بکار بگیرد حاصل و ثمره‌ی تکاپو در دست یازیدن به دانش در روایتی از اما حسین (ع) به خوبی بیان شده است

«روزی حسین‌بن‌علی‌(ع) بین اصحاب آمد و فرمودند: خداوند عزّ و جل خلق نیاورد مگر برای این‌که او را بشناسند چون اگر او را بشناسند عبادتش می‌کنند و اگر او را عبادت کنند به وسیله‌ی عبادت او از پرستش غیر او بی‌نیاز می‌شوند» (علل الشرایع باب 9 ص 9 به نقل از المیزان ج 18 ص 583)

– فرمان خداوند به خودشناسی:

« یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم لا بضرّکم مَن ضلّ إذا اهتدیتم إلی الله مرجعکم جمیعاً فینبّنکُم بما کنتم تعملون» (مائده/ 105)

گرچه معنای آیه به ظاهر روشن است و مؤمنین را امر می‌کند به این‌که به خود بپردازند. و اما در عین حال خالی از نکات نیست

در عبارت (یا ایها الذین آمنو علیکم انفسکم لا بضرّ کم مَن ضلّ إذا اهتدیتم;)

لفظ علیکم در این‌جا اسم فعل است و در فارسی به معنای بر شما ترجمه می‌شود

و کلمه‌ی انفسکم مفعول آن است پس خداوند امر می‌فرماید که به خودتان بپردازید و خویشتن و امور و کاوش قرار بدهید

– روایاتی در اهمیت خودشناسی:

رسول خدا (ص) در روایتی که شیعه و سنی آن را نقل کرده‌اند می‌فرمایند

«مَن عَرَف نفسه فقد عرف ربّه» (غررالحکم خوانساری ج 5 ص 194)

بعضی از علما چنین برداشت کرده‌اند که منظور این حدیث یعنی این شناخت نفس محال است درحالی که این سخن ناروا است و اولاً در روایت دیگری هم داریم: «اعرفکم بنفسه اعرفکم بربّه» ثانیاً به دلیل این‌که حدیث مذکور در حقیقت عکس نقیض آیه‌ی شریفه‌ی «ولا تکونوا کَالذین نشو الله و انساهم انفسهم» (حشر/ 19) است (ج 6 ص 250)

امیر مؤمنین علی (ع) بیان کرده‌اند: که از مردم هرکس که خود را بیشتر می‌شناسد از خداوند بیشتر پروا دارد» (همان)

و نیز فرمودند «در شگفتم کسی که برای گمشده‌ی خود جار می‌زند و از این و آن می‌پرسد درحالی که خودش را گم کرده و در پی یافتن خود نیست» (غررالحکم ج 2 ص 442)

و نیز فرمودند: هرکس نفس خود را بشناسد دیگران را بهتر می‌شناسد و هرکس به نفس خو جاهل باشد نسبت به دیگران جاهل‌تر است» (غررالحکم ج 5 ص 405)

– تأثیر خودشناسی در عمل:

انسان در مسیر سیر در آیات انفسی به هیچ جا قدم نمی‌گذارد مگر آن‌که همه‌ی آن‌ها با اعتقادات و امور قلبی دیگر همراه است

و خدای سبحان سرانجام کار آدمی را از جهت سعادت و سقاوت براساس احوال نفس بنا نموده که آن احوال خود مبنی بر اعمالی است که به دو نوع صالح و طالح و باتقوا و مجوز تقسیم می‌شود. و نفس را چنین معرفی کرد: «و نفس و ما سوّاها فأَلهمها فجورها و تقواها قد افلح من زکاها و قد خاب مَن دساها» در کتاب نفس، اعمال صالح و ترک زشتی‌ها، حالات خوب قلبی و معنوی سعادت نزدیکی به خدا و دیدار او نتیجه می‌دهد

«فصل دوم»

– «خودشناسی در مرتبه‌ی جسم»

– چگونگی راه‌بودن نفس:

«گفتیم از آیات استفاده می‌شود که طریق انسان به سوی خداوند همان نفس انسان است زیرا جز خود انسان چیز دیگریی نیست که طریق او باشد

خود اوست که دارای خطراتی گوناگون و درجات و مراحل مختلف است

روزی جنین، روزی کودک، زمانی جوان و زمانی پیر می‌شود و پس از آن در عالم دوزخ ادامه‌ی زندگی می‌دهد. و روزی در قیامت و پس از آن در بهشت و یا در دوزخ به سر می‌برد

– سیر تکاملی جنین:

کلمه‌ی ابتلاء که کلمه نبتلبه از آن مشتق است و به معنای نقل چیزی از حالی به حالی و از طوری به طور دیگری است. مثلاً: طلا را در بوته‌ی ابتلاء می‌کنند تا ذوب شود و به شکلی که می‌خواهند درآید

«خداوند تعالی ابتلاء می‌کند سپس آن نطفه و اعلقه و علقه را مضخه می‌کند تا آخر طوری که یکی پس از دیگری به او می‌دهد تا در آخر خلقی دیگرش می‌بخشد» (ج 17 ص 32)

– از ناتوانی تا ناتوانی:

« الله الذی خلقکم من ضعف جعل من بعد ضعف قوًّ ثم جعل من بعد قوٍّ ضعفاً و شیبه بخلُقُ ما یشاء و هو العلیم القدید»

از متن آغاز که ایمنی شما در ابتدای خلقت ضعیف بودید و مصداق این ضعف اول طفولیت است هرچند که ممکن است که بر نطفه صادق باشد و مراد از قوت بعد از ضعف رسیدن طفل به حد بلوغ است و مراد از ضعف بعد از قوت‌دادن دوران پیری است لذا کلمه‌ی شبیه را برای ضعف عطف کرد تا تفسیر آن باشد و اگر ضعف و قوت را نکره آورد برای این است که دلالت کند بر ابهام و معین‌نبودن مقدار چون افراد در آن اختلاف دارند

– نیکوترین آفرینش:

« و لقد خلقنا الانسان فی احسن تقدیم» (تین /4)

«منظور از انسان جنس انسان است پس جسم انسان برحسب خلقتش دارای قوام است و از هرچه ضامن حفظ اوست برخوردار است و تنها دارای قوام است بلکه برحسب خلقت دارای بهترین قوام است

از این‌جمله و جمله‌ی بعدش که می‌فرماید: «ثمّ ردَدناه اسفل السافلین الّا الذین ;)استفاده می‌شود که انسان برحسب خلقت طوری آفریده شده که صلاحیت دارد به رفیع اعلی عروج کند و به خیاطی خالد در جدار پروردگارش و به سعادتی خالص از شقاوت نائل شود، و این به خاطر آن است که خدا او را به نعمت‌هایی مجهز کرده که می‌تواند با آن علم نافع کسب کند و نیز ابزار عمل صالح را هم به او داده و فرموده: «و نفس و ما سواها فألهمها فجورها و تقواها» (شمس / 7-8) پس هروقت به آن‌چه دانسته ایمان آورد و ملازم اعمال صالح گردید خدای تعالی او را به سوی خود عروج می‌دهد و بالا می‌برد همچنان که می‌فرماید: « الیه یصعد اللکم الطیب و العمل الصالح یرفعه» و نیز فرموده: «یرفع الله الذین آمنو منکم و الذین اوتد العلم درجات» (مجادله / 11) و نیز فرمود: «فأولئکَ لهم الدرجات العلمی» (طه 75)

«فصل سوم»

خودشناسی در مرتبه‌ی روح:

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله آراستگى و زینت در سیره رسول فضیلت صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله آراستگى و زینت در سیره رسول فضیلت صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله در فایل ورد (word) دارای 23 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله آراستگى و زینت در سیره رسول فضیلت صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله آراستگى و زینت در سیره رسول فضیلت صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله در فایل ورد (word)

چکیده    
مقدمه    
اصلاح موى سر و صورت    
شانه‏زدن موها    
مرتب کردن ظاهر    
روغن‏زدن موها    
خضاب کردن    
عطر زدن    
انگشتر به دست‏کردن    
نتیجه‏گیرى و جمع‏بندى    
منابع    

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله آراستگى و زینت در سیره رسول فضیلت صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله در فایل ورد (word)

ـ ابن شعبه حرّانى، حسن بن على، تحف العقول، تحقیق على‏اکبر غفارى، قم، مؤسسه النشر الاسلامى، 1404 ق

ـ ابن شهرآشوب، محمد بن على، مناقب آل ابى طالب، نجف، مطبعه الحیدریه، 1376 ق

ـ ترمذى، محمد بن عیسى، الشمائل المحمدیه، تحقیق سیدعباس الجلیمى، بیروت، مؤسسه الکتب الثقافیه، 1412 ق

ـ حرّ عاملى، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، تحقیق عبدالرحیم ربانى شیرازى، بیروت، داراحیاء التراث العربى، بى‏تا

ـ صدوق، محمد بن على بن بابویه، من لایحضره الفقیه، تحقیق على‏اکبر غفارى، قم، مؤسسه النشر الاسلامى، 1404 ق

ـ طباطبایى، سیدمحمدحسین، سنن النبى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله، تحقیق محمدهادى فقهى، قم، مؤسسه النشر الاسلامى، 1416 ق

ـ طبرسى، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم، منشورات شریف رضى، 1392 ق

ـ طوسى، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق سیدحسن موسوى خرسان، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365 ش

ـ قاضى نعمان مغربى، دعائم الاسلام، تحقیق آصف بن على اصغر فیضى، مصر، دارالمعارف، 1383 ق

ـ کلینى، محمدبن یعقوب، الکافى، تحقیق على‏اکبر غفارى، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق

ـ مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403 ق

ـ نورى، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، به تحقیق و نشر مؤسسه آل‏البیت علیهم‏السلام، قم، لاحیاء التراث، 1409 ق

چکیده

کنکاش و پژوهش در سیره معصومان علیه م‏السلام، به‏ویژه پیامبر اعظم صلى‏الله‏ علیه ‏و‏آله، همواره مورد نیاز بوده و حاصل آن از طراوت و تازگى خاصى برخوردار است؛ زیرا تبیین و تحلیل دقیق سیره معصوم و ارائه اصول مربوط، نقش مستقیم در الگودهى و الگوگیرى در سطوح مختلف جامعه دارد. محور مورد بحث در این نوشتار، سیره نبوى صلى‏الله‏ علیه ‏و‏آله ـ که جامع فضایل قابل دست‏یابى براى بشریت است ـ در زمینه آراستگى و زینت است. این محور، هم به اخلاق فردى مربوط مى‏شود و هم به اخلاق اجتماعى؛ و تلاش بر آن بوده که از مجموع روایات سیره در منابع فریقین که نگارنده به آنها دست یافته، ترسیم و تصویرى درست از اخلاق نبوى صلى‏الله‏ علیه ‏و‏آله در این زمینه ارائه شود. از این رو، عناوینى همچون: توجه به آراستگى، اصلاح مو، شانه زدن و مرتب کردن ظاهر، روغن زدن و خضاب کردن، و استفاده از عطر و انگشتر مورد بحث قرار گرفته است

واژگان کلیدى: آراستگى، زینت، سیره نبوى صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله، اصلاح مو، خضاب، عطر، انگشتر، روغن زدن و شانه کردن.

مقدمه

زیبایى و جمال، از جمله صفات ذات مقدس بارى تعالى است. خداوند خود زیباست و زیبایى را نیز دوست دارد.107 در متون دینى، هم به تلاش براى کسب زیبایى درونى سفارش شده و هم به زینت و زیبایى ظاهرى. قرآن کریم نیز از مؤمنان مى‏خواهد که از زینت و زیبایى ظاهرى غافل نباشند

اى پیامبر! بگو: چه کسى زینت‏هاى الهى را که براى بندگان خود آفریده و روزهاى پاکیزه را حرام کرده است؟ بگو: اینها در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آورده‏اند (اگرچه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند ولى) در قیامت، خالص (براى مؤمنان) خواهد بود. این گونه، آیات (خود) را براى کسانى که آگاهند، شرح مى‏دهیم

در عبادتگاه (مسجد) و به وقت نیایش نیز به طور ویژه، امر به همراه داشتن زینت شده است: «اى فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد همراه بردارید و (از نعمت‏هاى الهى) بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد»

پیامبر اکرم صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله به عنوان بهترین الگو براى همه ابعاد مورد نیاز حیات انسانى، علاوه بر زیبایى درونى، توجه زیادى به زیبایى، زینت و جمال ظاهرى داشتند. بنابر روایات سیره، هرآنچه در آن عصر، به گونه متعارف و معتدل، نشان زینت براى مردان بود، پیامبر اکرم صلى ‏الله ‏علیه و‏آله آن‏ها را رعایت مى‏کردند. براى نمونه، آراسته بودن ظاهر از طریق توجه به لباس، موى سر و محاسن و نگاه به آینه یا آب زلال پیش از خروج از خانه، بهره‏گیرى از شانه و عطر و خضاب و سرمه و روغن و انگشتر از نمودهاى زینت ظاهرىِ آن حضرت بود که در ادامه، در این باره توضیح خواهیم داد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود بررسی آداب و احکام ازدواج در دین های مزدایی و مسیحیت و اسلام در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود بررسی آداب و احکام ازدواج در دین های مزدایی و مسیحیت و اسلام در فایل ورد (word) دارای 240 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود بررسی آداب و احکام ازدواج در دین های مزدایی و مسیحیت و اسلام در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود بررسی آداب و احکام ازدواج در دین های مزدایی و مسیحیت و اسلام در فایل ورد (word)

جایگاه و موقعیت زن
مزدایی
مسیحیت
اسلام
مفهوم ازدواج و اهداف آن
مزدایی
مسیحیت
اسلام
گونه های ازدواج
مزدایی
تک‌همسری
چند همسری
ازدواجهای پنجگانه
ازدواج درون‌دینی
ازدواج با محارم
مسیحیت
ازدواج موقت (محرمانه)
ازدواج بین الادیانی
اسلام
تک‌همسری
چند همسری
ازدواج موقت
فلسفه و هدف
تاریخچه ازدواج موقت
ارکان ازدواج موقت
اختصاصات ازدواج موقت
دیدگاه اهل سنت در باب ازدواج موقت
ازدواج بین‌الادیانی
اسلام آوردن یکی از زوجین
ارتداد افراد مسلمان
احکام ازدواج
مزدایی
شرایط عقد نکاح
موانع ازدواج
احکام زناشویی
تکالیف زن و شوهر
ازدواج های حرام
مسیحیت
ازدواجهای مخفیانه
شرایط عقد نکاح
تکالیف زن و شوهر
احکام زناشویی
ازدواج های حرام
زنا
اسلام
شرایط صحت عقد نکاح
سن ازدواج
شرایط فسخ عقد نکاح ( در مرد)
شرایط فسخ عقد (در زن)
وکالت در عقد
اولیاء عقد
احکام فقهی ازدواج
ازدواج حرام
موانع ازدواج شرعی یا محرمات
2- محرمات سببی
3- محرمات رضاعی
محرمات موقت
تکالیف زن و مرد
1- حقوق معنوی
2- حقوق مادی زنان
تاریخچه مختصر مهریه
شی موضوع مهریه
انواع مهر
مقدار مهر
تملّک مهر
نفقه
حدود نفقه
عدّه
زنا
مجازات زنا
اقسام حدّ زنا
اثبات جرم زنا
آداب ازدواج
مزدایی
آداب و مراسم خواستگاری
آداب نامزدی
انتخاب روز فرخنده
مراسم روز عروسی
1-وکیل پرسان
2- گواه گیران (مراسم عقد)
3- عروس کشان
4- پاتختی
مسیحیت
آداب و مراسم ازدواج
1- رضایت
2- خطبه
3- دادن حلقه یا تبادل حلقه ها
5- زفاف
اسلام
انتخاب همسر
مراسم خواستگاری
خواستگاری از نامزد دیگری
حدود نگاه کردن هنگام خواستگاری
گزینش دختر
خرج بری
شیرینی‌خوران
نشان دادن دختر به قابله
خریدن لباس برای عروس آینده
تهیه جهیزیه
مراسم عقد
فرستادن رقعه (کارت عروسی)
آرایش دختر
حنابندان
مراسم عروسی
عروس بران
شب زفاف
پایتختی
روز سوم عروسی
طلاق وازدواج مجدد
مزدایی
طلاق
ازدواج مجدد
مسیحیت
طلاق
ازدواج مجدد
اسلام
طلاق
اختیار طلاق
جواز و مشروعیت طلاق در قرآن
ارکان طلاق
انواع طلاق
لعان، ایلاء، ظهار
ازدواج مجدد
فهرست منابع
Source

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود بررسی آداب و احکام ازدواج در دین های مزدایی و مسیحیت و اسلام در فایل ورد (word)

1او ستا: کهن ترین سرودها و متنهای ایرانی ، دوستخواه، جلیل،  مروارید، تهران، 1377

2آذر گشسب،اردشیر، مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان، کانون زرتشتیان شریف آباد یزد مقیم مرکز،1352

3 ابراهیمی محمد، ازدواج با بیگانگان، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه

4محمد‌علی‌الرازی، جصاص، مطبعه لاوقاف الاسلامیه، آستانه، 1355 ق

5پرینس، درک، پیمان ازدواج، مترجم: پریسا دادرس، بی ناشر، بی تاریخ

6دامغانی، محمد تقی، احوال شخصیه زرتشتیان ایران، امیرکبیر، تهران،1377

7مزداپور، کتایون، حیات اجتماعی زن در تاریخ ایران، دفتر پژوهشهای فرهنگی وابسته به مراکز فرهنگی، 1369

8مزداپور، کتایون، شایست و لاشایست، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی،

Source

Abrahams, I., »Adultry Christion«, E R E, ed., James Hastings, Charles Scribner’s Sons, EdBendroth, »Marriage Family«, E P, ed., Hans J. Hiller, Brand by Routledge, New York, vol.2,

Bendroth, »Marriage Family«, E P, ed., Hans J. Hiller, Brand by Routledge, New York, vol.2,
Brundage, J. A., »Divorce«, N C E, The Catholic University of America, Washington, vol.4,
Brown, Zigmund, Barbara, »Women Clergy«, E P, ed., Hans J. Hiller, Brand by Routledge, New York, vol.4,
Brundage, J. A., »Divorce«, N C E, The Catholic University of America, Washington, vol.4,
Burrows Miller, Wilday, The Basis of Israelite Marriage, American Oriental Series, ed., Norman Brown,; New Haven Connecticut Baltimore, vol.15,
Cawasgi, Katrak, Jamshid, Marriage in Encient Iran, Printed by S. Krishna Moorthy, Bombay,
Cross, George, »Celibacy(Christian)«, E R E, ed., James Hastings, Charles Scriber’s Sons, Edinburgh, vol.3,
Crichton, J. D., and Geffry Chapman, Christion Celebration the Sacraments, London, 1973, Macmillan Publishers
Darmester, James, The Zend Avesta, S B E, ed., F. Max Muller, Motilal Banarsidass, Delhi, vol.4,
Dhalla Manrckji Nusservanji, »Crimes and Punishments (Parsi)«, E R E, ed., James Hastings, Edinburgh, vol.4,
Fanning, William, H. W., »Widow«, E C, by Robert Applaetion Company, New York, vol.15,
Fanning, William, H. W., »Mix Marriage«, E C, by Robert Applaetion Company, New York, vol.9,
Folly, W. M., »Marriage(Christion)«, E R E, ed., James Hastings, Charles Scribner’s Sons, Edinburgh, vol.1,
Gaynor, H. A., »Concubiage«, E C, by Robert Applation Company, New York, vol.4,
Gray, Louis, H., »Family(Persian)«, E R E, ed., James Hastings, Charles Scribner’s Sons, Edinghburgh, vol.5,
Held, M. L., »Widow in the Bible«, N C E, The Catholic University of America, Washinghton, vol.14,
Heston, E. L., »Non Consummated Marriage Cases«, N C E, The Catholic University of America, Washinghton, vol.9,
Karen, B. and Vest, K. I. D., »Divorce«, E P, ed., Hans J. Hiller, Brand by Routledge, New York, vol.4,
Kelly, G. A., »Marriage«, E R E, ed., James Hastings, Charles Scribner’s Sons, Edinburgh, vol.9,
Lehmkuhl, Aug, »Marriage«, E C, by Robert Applaetion Company, New York, vol.9,
Levis, R. J., »Marriage Canon Law of «, E R E, ed., James Hastings, Charles Scribner’s Sons, Edinburgh, vol.9,
Loftus, W. A., »Marriage Canon Law of, Form of Marriage«, N C E, The Catholic University of America, Washington, vol.9,
Macculloch, J. A., »Adulery«, E R E, ed., James Hastings, Charles Scribner’s Sons, Edinburgh, vol.1,
Marrow, Bone, »Marriage«, E B, Chicago,
Modi, J.J., The Religius Ceremonies and Costoms of Parisees, Jehangir B. K. Arani’s Sons Book-Sellers, Bombay,
Me. Z., »Favor of Faith Cases«, N C E, The Catholic University of America, Washington, vol.9,
Omara, W. A., »Marriage Canon Low of, Inpediments to Marriage«, N C E, The Catholic University of America, Washington, vol.9,
Raghunatha, R. Rao, The Aryan Marriage, Cosmo, Delhi,
Rice, P. W., »Marriage Canon Law of, Preparation of Marriage«, N C E, University of America, Washington, vol.9,
Ropella, C. A., »Marriage Canon Law of, Non Catholic Marriage«, N C E, The Catholic University of America, Washington, vol.9,
Sattler, H. V., »Marriage Canon Law of, Marriage Theology of«, N C E, The Catholic University of America, Washington, vol.9,
Schmidt, J. R., »Marriage Canon Low of, General Principles« , N C E, The Catholic University of America, Washington, vol.9,
Sengupta, Nilakshi, Evelusion of Hindu Marriage, Bomby Popular Prakashan,
Sharon, M. Diane, »Marriage and Singleness in Judaism and Christianity and Islam«, E W W R, ed., Serinity Young, Macmillan Refrence USA, New York, vol.2,
Smith Walter, George, »Divorce«, E C, by Robert Applation Company, New York, vol.5,
Spitzer, A., »Marriage Canon Law of, Marriage«, N C E, The Catholic Univercity of America, Washington, vol.9,
Strahan, James, »Family (Biblical and Christian)«, E R E, ed., James Hestings, Charles Scribner’s Sons, Edinburgh, vol.5,
Thatcher, Adrian, »Marriage«, E P, ed., Hans J. Hiller, Brand by Routledye, New York, vol.3,
Thomassin, Vet, »Widow«, N C E, The Catholic Univercity of America, Washington, vol.15,
Waine Wright, John, B., »Woman«, E C, by Robert Application Company, New York, vol.15,
West, E. W., Pahlavi Text, Part 1, S B E, ed., F. Max muller, Motilal Banarsidass, Delhi, vol.5,

جایگاه و موقعیت زن

 آنچه مسلم است این است که در هیچ یک از ادیان و فرهنگ ها زن از وضعیت و موقعیتی برابر با مرد برخوردار نبوده است. این وضعیت نابرابر در همه شئون زندگی نمود دارد

احکام دینی زنان را مخاطب قرار نمی دهد و مسائل مربوط به ایشان به صورت غیر مستقیم و بواسطه مردان مطرح می شود اما این امر در ادیان بسته به فرهنگ ها متفاوت است به عبارت دیگر دامنه این نابرابری ها در همه ادیان یکسان نیست دراین فصل به بررسی وضعیت زن در ادیان مورد بحث می پردازیم.

مزدایی

در میان اقوام و ملل شناخته شده باستان، هیچ جامعه‌ای وجود ندارد که در آن به اندازه دین مزدایی در میان مرد و زن تعاملی خوب و سازنده وجود داشته باشد. به نظر می‌رسد که زن و مرد در اوستا از حقوقی برابر برخوردارند و نسبت به یکدیگر ارجهیتی ندارند. زن و مرد پرهیزکار معمولاً در کنار هم ذکر می‌شوند. خطابه‌های فلسفی که زرتشت در “گاتاها” نسبت به مردان و زنان ایراد می‌کند نشان‌دهنده وجود زنانی توانا در زمان زرتشت بوده است. وظایف زن در ایران باستان به فعالیتهای اقتصادی درخانواده محدود نمی‌شد، بلکه در پیشبرد معنوی و اخلاقی تمام جامعه نقش مهمی را ایفا می‌کرد او معلم اخلاق به حساب می‌آمد.[1] در اوستا همیشه زن یک جزء مهم جامعه شناخته شده و در همه حقوق اجتماعی حتی در مراسم مذهبی نیز با مرد برابر دانسته شده است. در ادعیه زرتشتیان، هرجا از فروهر در گذشتگان یاد شده، فروهر زنان پارسا نیز ستوده شده است. در ایران باستان زن مقام بسیار ارجمندی داشت و دربسیاری از شئون زندگی با مرد همکاری می‌کرد. درست است که پسر به خاطر شرکت در کارهایی مثل جنگ و شکار و کشاورزی مورد توجه و مهر بیشتر بود، آیات بسیاری دراوستا وجود دارد که در آنها فرد از درگاه خداوند و فرشتگانش خواستار پسر است. با این حال آیاتی در اوستا یافت می‌شود که بر یکسان‌بودن ارزش پسر و دختر دلالت دارد در دعای “اهمائه ریشچه”[2]، فرد درضمن درخواست نعمتهایی مانند تندرستی، شادمانی روانی، زندگی مرفه و آسوده از اهورا خواستار است که فرزندان نامی و مشهور نیز به او عنایت نماید، واژه اوستایی که در این دعا آمده است: “آسنا مچذره زینتم”[3] است که به معنی فرزند نامی و مشهور است و فرزند اعم از دختر و پسر است در اندرزنامه “آذربادمهراسپندان” آمده است زن و فرزند خود را از فرهنگ باز مگیر که تو را تیمار و رنج گران از آن نرسد و پشیمان نشوی. در مورد آموزش اصول اخلاقی و  مذهبی و دیگر دانشها، تربیت دختر و پسر یکسان بود و هر دو به یک اندازه بهره‌مند می‌شدند.[4]

پروفسور”کریستین‌سن”[5] خاورشناس نامی دانمارکی درکتاب خود به نام شاهنشاهی ساسانیان می‌نویسد: دوشیزگان ایران باستان تنها با وظایف خانوادگی آشنا نمی‌شدند، بلکه اصول اخلاقی و قوانین مذهبی اوستا را نیز فرا می‌گرفتند و چه در اجتماع و چه در زندگی خصوصی از آزادی عمل برخوردار بودند. این آزادی عمل به اندازه‌ای بود که اگر دوشیزه‌ای می‌خواست حتی برخلاف میل والدین خود، با پسری زناشویی کند، پدر و مادر او نمی‌توانستند ازاین کار جلوگیری کنند و موبدان بدون رضایت والدین دختر نیز به تقاضای آنها برطبق قانون ترتیب اثر می‌دادند

 شوهر به عنوان “نمانوپئتی”[6] و زن به عنوان “نمانوپتنی”[7] خوانده می‌شد. “گایگر”[8] در کتاب تمدن ایرانیان خاوری می‌نویسد: «زن در صف همسری شوهر قرارمی‌گیرد نه از تابعین او، کنیزش نیست بلکه رفیق و همسر و در کلیه حقوق باید با او شریک و برابر باشد». در ایران باستان زن شخصیت حقوقی داشت و می‌توانست صاحب مال و ملک از خود باشد. بنابه نوشته‌های کتاب “نیرنگستان” زنان می‌توانستند در سرودن “یسنا” و برگزاری مراسم مذهبی با مردان همکاری کنند یا خود به این کار مبادرت کنند. حتی در دوران سالخوردگی هنگامی که عادت زنانگی از آنها رفع  میشد می‌توانستند وظیفه نگهبانی آتش مقدس را به عهده بگیرند. زنان دانشمند بنا به کتاب “مادیکان هزار دادستان” (هزارماده قانون) می‌توانستند به شغل وکالت دادگستری بپردازند و حتی گاهی بر مسند قضاوت بنشینند.[9] درباره جایگاه والای زن در ایران باستان، در متن پهلوی “مادیکان هزار دادستان”، به مطالب جالبی برخورد می‌کنیم: اداره خانواده به صورت عادلانه‌ای میان پدر و مادر خانواده تقسیم می‌شد، مادر در اداره امور داخلی خانواده اختیار تام داشت به گونه‌ای که پدر حق دخالت در کارهای او را نداشت. ایرانیان باستان دختر را مجبور به ازدواج برخلاف میل خود نمی‌کردند. زن در میان ایرانیان باستان، جایگاه والایی داشت. او از موقعیتی برابر با مرد برخوردار بود، البته این مسأله در کتب دینی ایرانیان به طور آشکارا نمودی ندارد. دختر ایرانی نه تنها وظایف مربوط به خانواده، بلکه اصول اخلاقی و دینی اوستا را نیز فرا می‌گرفت. او هم در خانه و هم در بیرون از خانه از آزادی برخوردار بود. در اوستا در فهرست شخصیتهای نامبرده‌ای که به خاطر قداست، خرد، قهرمانی و فداکاری ذکر شده‌اند، نامهای زنان ممتازی به چشم می‌خورد. دختر به شوهری داده می‌شود که جوان، زیبا، سالم، هنرمند، خوش‌خو، فرهیخته و خوش‌بیان باشد. عنوان “مانوپتنی” یعنی بزرگ خانواده که اوستا به زن می دهد، نشان‌دهنده برابری جایگاه مرد و زن است. این مسأله درمتون پهلوی از جمله “دینکرد”، “مینوی خرد” و “دادستان دینیگ” نیز آمده است.[10] زنان ایرانی در دوران باستان در فن تیراندازی، اسب‌سواری، شمشیر‌زنی و دیگر فنون پهلوانی نیز آموزشهایی می‌دیدند و در شکار و جنگ شرکت می‌جستند.[11]

 در دوره هخامنشیان، درصورتی که فرزند می‌دید که مادرش وارد مکانی می‌شود که او در آنجا ایستاده است درحالت ایستاده باقی‌می‌ماند تا مادر به او اجازه نشستن بدهد. حتی شاه نیز برای مادر خود احترام فراوان قائل می‌شد و درهنگام غذاخوردن پایین‌تر از مادر بر سر میز غذا می‌نشست.[12]

زنان در ایران برخلاف زنان در یونان و روم از حق مالکیت برخوردار بودند و نیز بسیاری از زنان جامعه ایران ساسانی که مربوط به طبقه بالای جامعه بودند، از حقوق اجتماعی بهره می‌یافتند. همچنین دوده سالار (بزرگ خانواده) می‌توانست آنان را برخود سالار و صاحب اختیار یا به اصطلاح پادشاه کند. در آن صورت زن می‌توانست شخصاً همسر اختیار کند و نیز برخلاف زنان طبقات پایین، در دادگاه گواه یا داور باشد.[13]

 در درون خانواده زن از ارجمندی و قدرتی برخوردار بود که به نقش او به عنوان مادر خانواده (کدبانو) بازمی‌گشت. در آن دوره اعتقاد بر این بود که “فره‌خانه” با کدبانو پیوند دارد و هرگاه جسد او را از  خانه بیرون برند “فره‌خانه” با وی به در خواهد رفت. فرزندان ملزم بودند که هم از پدر و هم از مادر فرمانبرداری کنند. همسر کدخدا می‌توانست در اموال شوهر شریک او باشد. زن حق مالکیت داشت و می‌توانست درآمد ویژه ای داشته باشد و دستمزد خود را برای خود نگهدارد. وقتی زن و شوهر با هم وام می‌گرفتند، به صورت شریک متضامن با آنها رفتار می‌شد و وام‌دهنده می‌توانست درغیاب شوهر وام را از زن بازپس ‌گیرد.[14]

با این حال از کتابهای پهلوی برمی‌آید که از اعتبار جنسیت مردانه و اقتدار جامعه هند و اروپائیان باستان در دوره ساسانی، چنان اثری بر جای بوده است که پسرزاده شدن‌ امتیاز تلقی می‌شد. مرد هم حرمت و مزایای حقوقی بسیاری را دریافت می‌کرد و هم مسئولیت تأمین معاش زن و فرزندان را برعهده داشت. بدان گونه که زن بیوه مظهر بی‌پناهی و رنجوری بود، اما زن کوشا و هوشیار با سود جستن از حق تملک و دارایی و کار می‌توانست به یاری بخت و دانایی، جایگاه والایی در جامعه بیابد. زن در آن روزگار، توان آن را داشت که مزایایی را با شایستگی ذاتی و کوشندگی از آن خود کند که مردان خودبه‌خود به محض مرد زاده‌شدن امکان بهره‌مندی از آن امتیازات را می‌یافتند. [15]

 در”گاهان” زن از دو دیدگاه مورد توجه قرار می‌گیرد که مکمل یکدیگر‌ند، یکی به عنوان گرونده زرتشتی و دیگر به عنوان یکی از دو جنس بشر که نقش و جایگاهی ویژه در زندگی اجتماعی دارد. در مورد اول وجدان زن مورد خطاب است. وی ولی به مثابه نیمی از گروندگان دین شناخته می‌شود. پیامبر او را فرا می‌خواند تا بیندیشد و خود، دین خویش را برگزیند. در دومین نظرگاه وی نقش خاص خود را باید به عنوان دختر و همسر و مادر در خانواده ایفا کند. در اینجا زن نقش طبیعی و زیستی زایمان و پرورش نوزاد را برعهده دارد که موجب دوام جامعه و بقای نسل و نوع بشر است. وجدان زن آزاد است که بر اساس رأی و خرد و شناخت خود آنچه را بهتر می‌داند اختیار کند اما بنابر گواهی آثار مکتوب، روی هم رفته از برابری جایگاه زن و مرد چنان که در”گاهان” می‌آید بتدریج کاسته می‌شود و هر چه از متنهای کهن فاصله می‌گیریم، جنس مذکر بیشتر به چشم می‌خورد و مقام و منزلت زن تنزل می‌یابد. در متون نیایشی اوستا یعنی بخشهای غیر گاهانی یسنا و نیز “ویسپرد” و “یشتها”، تأکید بیشتری بر ارجمندی زن وجود دارد. [16]

“گاهان” مژده حیات اخروی را به زن و مرد یکسان می‌دهد و هر چند وظایف زندگی را میان آن دو تقسیم می‌کند، نیکی ورزیدن و رستگاری را برای هر دو جنس همانند می‌شمارد. اوستای متأخر نیز تحت‌تاثیر آموزه‌های گاهانی، پیوسته روح بهشتی و جاوید یا “فروهر نیک” و پارسای زن و مرد را در کنار هم می‌ستاید و یا حتی در کتاب “ویدیوداد”، سوگواری را برای هر دو یکسان می‌داند. “یشت کردن”، بر زن و مرد هر دو واجب است، مراسم ویژه در گذشتگان نیز برای هر دو یکسان است و از جزئیاتی ناچیز در این باره می‌توان چشم پوشید.[17]

مسیحیت

از نظر شرع کلیسایی، زن و مرد یکسانند و هر دو مخاطب قانون کلیسایی هستند، گرچه از آنجا که زن به اقتضای جنسیت از عهده انجام بعضی کارها برنمی‌آید و لاجرم از تصدی بعضی مقامات دینی محروم شده است. با این حال در کلیسای اولیه به زنانی (معمولاً بیوه) برمی‌خوریم که دارای مقامات کلیسایی همچون “اسقف”، “کشیش” و “شماس” هستند.[18] این زنان چنانچه بخواهند به این مقامات نائل شوند باید واجد شرایطی باشند: دست کم شصت سال عمر داشته باشند، خود را شب و روز وقف عبادت کنند، درصورت بیوه بودن هیچ توجهی به ازدواج مجدد نداشته باشند، به قدیسان خدمت کنند، مهربان باشند و به فقرا کمک کنند

در دوره پس از رسولان مدارک مستندی دال بر بهبود وضعیت بیوه‌زنان در غرب وجود ندارد شواهد و مدارک نیز در این مورد در شرق نیز مبهم است. اما این امر محتمل به نظر می‌رسد که بیوه‌زنان معمولاً به عنوان “شماس” منصوب می‌شدند.[19]

بااین حال در اول قرنطیان آمده است: زنان در کلیسا ساکت باشند چرا که ایشان مجاز به سخن گفتن نیستند و باید تابع باشند، چرا که شریعت می‌گوید اگر زنان بخواهند چیزی یاد بگیرند باید در خانه از شوهران خود بپرسند زیرا صحبت زنان در کلیسا شرم‌آور است(5-34/ 14). همچنین در اول قرنطیان آمده است: زنان باید در کلیسا خود را بپوشانند(15-14/ 11). زنان اگر چه دربعضی موارد به بعضی مقامات کلیسایی نیز دست یافته‌اند، اما عهده دار منصب قضاوت نبوده‌اند.[20]

 اما زن به عنوان عنصری از نژاد انسانی به همراه مرد مکلف است که در جهت رشد و تعالی انسان در همه ابعاد بکوشد. به گفته “پولس‌رسول” سیطره مرد در جامعه به دلیل ابعاد شخصیتی مرد نیست بلکه به خواست خداوند بوده است پولس دراین باب می‌گوید: مرد صورت و جلال خداوند است و زن جلال مرد. از نظر کلیسای کاتولیک مرد رئیس و حاکم بر خانواده است. زن به منزله تکه‌ای از بدن و قطعه‌ای از استخوانهای مرد است و باید تابع شوهر خود باشد، البته این بدان معنا نیست که زن ملک شوهر است بلکه کامل‌کننده وی به حساب می‌آید، چراکه ریاست و حکومت مرد بر خانواده نمادی از حکومت مسیح بر کلیسا و پیروی زن از شوهر سمبل تبعیت کلیسا از مسیح است. این حکم در ده فوریه 1880 از سوی کلیسا صادر شد البته این دیدگاه همواره مورد توجه کلیسا بوده است و شاید بتوان گفت کلیسا در این حکم این مسأله را دوباره مورد تأکید قرار داده است.[21]

در پروتستانتیزم عقیده بر این است که در مسأله عشق و محبت، زن و مرد از حق مساوی برخوردارند این عقیده در نقطه مقابل نظر کتاب مقدس درباره زن است در عهد عتیق زن همواره تابع مرد بوده است در عهدجدید نیز چنین عقیده‌ای وجود دارد به طوری که در”افسوسیان”، “کولسیان اول”، “پترس اول”، “تیموتائوس” و “تیتوس” بر تبعیت زن از مرد و سیطره مرد بر زن تأکید شده است. اما پروتستانهای لیبرال عمدتاً به “قلاطیان” و “افسوسیان” استناد می‌کنند که به نظر می‌رسد تساوی زن و مرد را مطرح می‌کنند.[22]

دون برونینگ[23] و همکاران وی به طور تأثیرگذاری نقد خانواده‌گرایی و ازدواج را مطرح کردند. مسأله تساوی زن و مرد دیدگاههای مختلفی را به وجود آورد: یک دیدگاه این است که زن و مرد تصویری از خداوند هستند. یکی دیگر از این دیدگاهها مسیحیت تثلیث گرای احیاء شده است که خداوند را در اتحاد افراد در روابط می‌بینند به طوری که روابط شخصی انسانها منعکس‌کننده روابط الهی میان قوم خداوند تلقی می‌شود. یک عقیده دیگر این است که خداوند در مسیح به شکل انسان، نه صرفاً مرد تجسم یافت. بر این اساس، می‌توان گفت پروتستانتیزم معتقد است که در مسأله ازدواج، زن و مرد از برابری برخوردارند و تبعیت و پایین‌تر بودن زن نسبت به مرد نادرست است. [24]

در آغاز قرن نوزده میلادی، پروتستانها این مسأله را مطرح کردند که اگر همگان به خدمت خداوند دعوت شده اند اگر آن گونه که در “قلاطیان” آمده است میان یهودی و یونانی، زن و مرد فرقی وجود ندارد براین اساس چرا زن به انجام خدمات روحانی نپردازد؟ چنانچه پولس رسول گفته است که همه اعضای جامعه مسیحی روحانیانی هستند که به خدمات الهی می‌پردازند، پس زنان بخشی از این روحانیان به حساب می‌آیند. اگر مسیحیت از همگان اعم از زن و مرد می‌خواهد به مطالعه کتاب مقدس بپردازند و به همراه فرزندان خود در شهادت و ایمان مشارکت کنند، پس زنان نیز می‌توانند به چنین کاری بپردازند. اگر هر مسیحی بشارت تعمید روح‌القدس را دریافت کرده است، پس زن نیز چنین بشارتی را دریافت کرده و به اندازه مرد مستعد نجات است. اما کلیسای کاتولیک رومی همچنان به موضع خود دایر بر عدم صلاحیت زنان درتصدی مقامات روحانی، اصرار می‌ورزد.[25]

 بحثها علیه روحانیت زن در پروتستانتیزم به مدت حدود دویست سال جریان داشت و گروههایی که قائل به قابلیت زنان برای روحانی شدن بودند، درحدود نیمه قرن بیستم توانستند به اعتقادات خود جامه عمل بپوشانند. کسانی که معتقد به عدم صلاحیت زنان برای رسیدن به مقامات روحانی بودند، به کتاب مقدس استناد می‌کردند. ایشان می‌گفتند که خداوند در خلقت، زن را تابع مرد آفریده است و در این باره به سفر پیدایش استناد می‌کنند که در آن آمده است: حوا بعد از آدم به عنوان کمک وی خلق شد(18/1). همچنین ایشان به داستان هبوط آدم اشاره می‌کنند که در آن حوا، آدم را اغوا می‌کند و لذا از سوی خدا محکوم شد که همواره تحت سلطه شوهر خود باشد (26-7/ 1) ایشان همچنین در عهدجدید به اول قرنطیان استناد می‌کنند که در آن آمده است: زن باید مرد را تبعیت کند و او را جلال بخشد،(قرنطیان 8-7/11) کسانی که معتقد به قابلیت زنان برای رسیدن به مقامات روحانی بودند به عهد عتیق استناد نکردند. ایشان با رد بعضی فقرات کتاب مقدس بر آن بودند که نحوه نگرش به انسان درگذشته، با رویکرد مترقی نسبت به انسان متفاوت است ایشان به این داستان خلقت در سفر پیدایش استناد می‌کنند که در آن آمده است: زن و مرد با هم و به صورت خداوند آفریده شده و با هم از خلقت بهره‌مند گردیده‌اند(7-26/ 1). ایشان همچنین به نحوه برخورد مسیح با زنان استناد می‌کنند و می‌گویند که او نسبت به زنان احترام فراوانی قائل بود. پولس نیز هنگامی که به قدرت عیسی‌مسیح در تغییر امور اشاره می‌کرد تأکید داشت که در کلیسا تفاوتی میان نژادها و جنسیت‌ها وجود ندارد چرا که همه در عیسی‌مسیح یکی هستند. قلاطیان مخالفان همچنین معتقد بودند چون عیسی‌مسیح مرد بود پس باید روحانیون مرد باشند اما موافقان روحانیت زنان درجواب ایشان می‌گویند پیش از پرداختن به جنسیت عیسی‌مسیح، انسانیت وی مطرح است. از سال 1950 تا دهه 1970 میلادی بیشتر شاخه‌های پروتستان راه را برای رسیدن زنان به مقامات روحانی هموار کردند.[26]

اسلام

زن در دین اسلام جایگاه والایی دارد و از آنجا که در جامعه‌ای که اسلام ظهور کرد زن هیچ قدر و منزلتی نداشت

دادن این امر کافی است نگاهی به آن جامعه افکنده شود. در آن عصر نه تنها در میان جامعه اعراب زن هیچ جایگاهی نداشت بلکه در میان اقوام دیگر نیز وضع بهتر نبود

عرب برای زن نه استقلالی در زندگی قائل بود و نه حرمت و شرافتی، و تنها حرمتی که برای او قائل می‌شد در چارچوب خانه و خاندان بود. زنان در عربها ارث نمی‌بردند، و تعدد زوجات آن هم بدون حدی معین، جایز بود، همچنان که در یهود نیز چنین است، و همچنین در مسأله طلاق برای زن اختیاری قائل نبود. در مواردی دختران را زنده به گور می‌کردند اولین قبیله‌ای که دست به چنین جنایتی زد، قبیله بنوتمیم بود، و به خاطر پیشامدی بود که در آن قبیله رخ داد، و آن این بود که با نعمان‌بن‌منذر جنگ کردند، و عده‌ای از دخترانشان اسیر شدند که داستانشان معروف است، و از شدت خشم تصمیم گرفتند دختران خود را به قتل برسانند، و زنده دفن کنند و این رسم ناپسند به تدریج در قبائل دیگر عرب نیز معمول گردید، و عرب هرگاه دختری برایش متولد می‌شد به فال بد گرفته و داشتن چنین فرزندی را ننگ می‌دانست به طوری که قرآن می‌فرماید: [27] پدر دختر از شنیدن خبر ولادت دخترش خود را از مردم پنهان می‌کرد و برعکس هر چه بیشتر دارای پسر می‌شد (هر چند پسرخوانده) خوشحال‌تر می‌گردید، و حتی پسر زن شوهرداری را که با او زنا کرده بود، به خود ملحق می‌کرد و چه بسا اتفاق می‌افتاد که سران قوم و زورمندان، بر سر یک پسری که با مادرش زنا کرده بود نزاع می‌کردند، و هر یک آن پسر را برای خود ادعا می‌نمودند

البته از بعضی خانواده‌های عرب این رفتار هم سرزده، که به زنان و مخصوصاً دختران خود در امر ازدواج استقلال داده، و رعایت رضایت و انتخاب خود او را کرده باشند، که این رفتار از عرب، شبیه همان عادتی است که گفتیم در اشراف ایرانیان معمول بود، و خود یکی از آثار امتیاز طبقاتی در جامعه است

و به هر حال رفتاری که عربها با زنان داشت، ترکیبی بود از رفتار اقوام متمدن و رفتار اقوام غیرمتمدن، که این اساس ندادن استقلال به زنان در حقوق، و شرکت ندادن آنان در امور اجتماعی از قبیل حکومت و جنگ و مسأله ازدواج و اختیار دادن امر ازدواج به زنان اشراف را از ایران و روم گرفته بودند، و کشتن زنده به گورکردن و شکنجه دادن آنان را از اقوام بربر و وحشی اقتباس کرده بودند[28]

بیشترین شأنی که برای زنان قائل بودند این بود که زنان کالایی بیش نیستند و به زن به عنوان انسان کامل و حتی در برخی موارد انسان نمی‌گریستند. قبل از ظهور دین اسلام زنها در منتهای بدبختی و فلاکت به سر می‌بردند و از هر گونه حقوقی که برای انسانها لازم‌الرعایه بود محروم بودند اسلام در قرآن احیاء کننده حقوق زن است. اسلام به زن، که در طول تاریخ و جوامع بشری از حقوق طبیعی و انسانی خود محروم شده بود. استقلال، شخصیت حقیقی و حقوقی بخشید. و او را همردیف با مردان خلیفه‌الله ‌فی‌الارض نامید. با بررسی دیدگاه اسلام، زنان و مردان جوهره انسانی یکسانی دارند. ایشان در انسانیت خود با دیگران برابر هستند و هیچ فرقی در حدود ماهیت انسانی با یکدیگر ندارند. «در حالی که تمدن اولیه غرب بر این واقعیت که زن انسان کاملی نیست، مبتنی بود و نظر اسلام 1400 سال بیش یک ایده انقلابی بود»[29]

لذا «آنقدری که اسلام به زن خدمت کرده است به مرد نکرده است»[30].اسلام بین زن و مرد از نظر تدبیر شئون اجتماع و دخالت اراده و عمل آن دو در این تدبیر، تساوی برقرار کرده، و علت آن این است که زن نیز مانند مرد می‌خواهد بخورد و بنوشد و بپوشد، و سایر چیزهایی که در زنده ماندن خود به آنها محتاج است به دست آورد، و لذا قرآن کریم می‌فرماید:[31].شما زنان و مردان از جنس همدیگر می‌باشید

پس همانطور که مرد می‌تواند خود در سرنوشت خویش تصمیم بگیرد و خود مستقلاً عمل کند و نتیجه عمل خود را مالک شود، زن نیز بدون هیچ تفاوت چنین حقی را دارد: « سود و زیاد کارش، عاید خودش می‌شود»[32]

پس زن و مرد در آنچه که اسلام آن را حق می‌داند برابرند، و به حکم آیه: «آنچه حق می‌داند، حق واقعی است»[33]

جایگاه زن در قرآن به گونه است که حتی ملائکه و جبرئیل نیز با ایشان ارتباط دارند و حضرت مریم یکی از این زنان است که یکی سوره‌های قرآن کریم نیز به نام اوست[34]

این جایگاه رفیع نشان آن است که اسلام برخلاف برخی مکاتب و ادیان زاهدانه مثل گنوسیسم و مانوی که زن را موجودی شیطانی و اهریمنی می‌دانستند و یا برخی ادیان دیگر که زن را موجب انحراف و گمراهی مردها تلقی می‌کردند شأن والایی را برای زنان قائل می‌شود

[1]. Cf. Cawasji Katrak, Jamshid, Marriage Ancient Iran, p

[2] . Ahmae Rishcha

[3] . Asna Machdhara Zintam

[4] . آذرگشسب، اردشیر، مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان، ص ص.9-

[5] . Christion Sen

[6] . Namanu Paati

[7] . Namanu Patni

[8] . Geiger

[9] .  همان منبع، 2-

[10]. Cawasji Katrak, Jamshid, op.cit., pp.7-

[11] . آذرگشسب، اردشیر، ص

[12]. Cawasji Katrak, Jamshid, op.cit., p

[13] . مزداپور، کتایون، حیات اجتماعی زن در تاریخ ایران، ص

[14] . همو

[15] . همان منبع، ص

[16] . همان منبع، ص ص.3-53 و 9-

[17] . همان، ص

[18]. Heled, M. L., »Widow in the Bible«, vol.14, p

[19]. Cf. Fanning , William, W. H., »Widow«, E C, vol.15, p

[20]. Cf. Waine, Wright and John, B., »Woman«, E C, vol.15, p

[21]. Idem, p

[22]. Cf. Thatcher, Adrian, »Marriage«, E P, vol.3, p

[23]. Don Browning

[24]. Idem, p

[25]. Cf. Brown Zigmund, Barbara, »Women Clergy«, E P., vol.4, pp.2035-

[26]. Idem, p

1.  «یَتَواری مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَبِهِ». سوره نحل آیه

2  علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، جلد 2، ص

[29] . شیخ علی‌التمیمی، نگاهی تطبیقی بر جایگاه تعالی زنان در اسلام و غرب، ص

2- امام‌ خمینی، جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، ص

3- « بَعْضَکُمْ مِنْ بَعْضٍ». سوره آل عمران، آیه

[32] . «لَها م ا کَسَبَتْ وَ عَلَیْها مَا اکْتَسَبَتْ». سوره بقره، آیه

[33] . «وَ یُحِقُ اللّهُ الْحَقَّ». سوره یونس، آیه

[34] . وسائل‌الشیعه جلد 20، حدیث

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود تحقیق بررسى هوش و شخصیت طلاب موفق و ناموفق در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق بررسى هوش و شخصیت طلاب موفق و ناموفق در فایل ورد (word) دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق بررسى هوش و شخصیت طلاب موفق و ناموفق در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود تحقیق بررسى هوش و شخصیت طلاب موفق و ناموفق در فایل ورد (word)

چکیده  
مقدمه  
بیان مسئله  
هدف‌هاى پژوهش  
فرضیه‌هاى پژوهش  
جامعه آمارى و گروه نمونه  
روش نمونه گیرى و حجم نمونه  
ابزار پژوهش  
روش تجزیه و تحلیل داده‌ها  
نتیجه گیرى  
تحلیل نهایى  
منابع فارسى  
منابع لاتین  
پى‌نوشت‌ها  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود تحقیق بررسى هوش و شخصیت طلاب موفق و ناموفق در فایل ورد (word)

1 احمدى، على‌اصغر، روان‌شناسى‌شخصیت از دیدگاه اسلام، تهران، چاپ سوم، انتشارات امیرکبیر، 1374 ه . ش

2 پورافکارى، نصرت‌الله، فرهنگ جامع روان‌شناسى و روان‌پزشکى، تهران، چاپ اول، فرهنگ معاصر، 1373 ه . ش

3 پیاژه، ژان، روان‌شناسى هوش، ترجمه: میرباقر، تهران، چاپ دوم، انتشارات ابجد، 1372 ه . ش

4 دادستان، پریرخ، روان‌شناسى هوش، (جزوه درسى چاپ نشده گروه روان‌شناسى دانشگاه تهران)، 1372 ه . ش

5 دلاور، على، روش‌هاى تحقیق در روان‌شناسى و علوم تربیتى، تهران، دانشگاه پیام نور، 1376 ه . ش

6 سیاسى، على‌اکبر، نظریه‌هاى شخصیت یا مکاتب روان‌شناسى، تهران، دانشگاه تهران، 1374 ه . ش

7 گلشن فومنى، محمدرسول، جامعه‌شناسى آموزش و پرورش، تهران، چاپ دوم، انتشارات شیفته، 1375ه .ش

8 لطف‌آبادى، حسین، سنجش و اندازه‌گیرى در علوم تربیتى و روان‌شناسى، مشهد، انتشارات فردوسى، 1374 ه . ش

9 منصور، محمود و دادستان، پریرخ و راد، م، لغت‌نامه روان‌شناسى، تهران، انتشارات ژرف، 1365 ه . ش

10 منصور، محمود و دادستان، پریرخ، روان‌شناسى ژنتیک(2)، تهران، چاپ اول، انتشارات ژرف، 1369 ه .ش

11 نورى، مهدى، رشد و تکامل شخصیت، تهران، چاپ اول، انتشارات حکمت، 1368 ه . ش

12 هومن، حیدرعلى، شناخت روش علمى در علوم رفتارى، تهران، نشر پارسا، 1374 ه . ش

13 هومن، حیدرعلى، استنباط آمارى در پژوهش رفتارى، تهران، مؤسسه انتشارات پیک فرهنگ، 1374 ه . ش

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود تحقیق بررسى هوش و شخصیت طلاب موفق و ناموفق در فایل ورد (word)

1 testing Psychological, A, Anastasi Macmillan, New York, (1968)

2. Cole / Brooks, Pacific Grove, CA. Personality The Psycholoyy of B.J ,Carducci, (1998)

3. Brace and Wond, Personality and motivation structure and measurement R.B. Cattell, Harcourt, New York, (1957)

4. Institute for Personality and Ability Testing, Culturefree test, R,B, Cattell, World Book Company, New York, (1956)

5. Harper and Co, London. Description and measurement of Personality R.B, Cattell, (1946)

چکیده

مطالعه بنیادى درباره مؤلفه‌هاى شخصیت و تأثیر آن در حوزه‌هاى شناختى، عاطفى و رفتارى افراد مورد توجه فزاینده محققان بوده است

پژوهش حاضر نیز با هدف بررسى مؤلفه‌هاى شخصیتى، به‌ویژه هوش طلاب موفق و ناموفق حوزه علمیه قم انجام شده است. بدین منظور 120 نفر آزمودنى از پایه‌هاى دوم و چهارمِ پنج مدرسه به‌طور تصادفى انتخاب و در دو سطح موفق و ناموفق طبقه‌بندى شدند

پس از اجراى دو آزمون (پرسش‌نامه 16 عاملى شخصیت کتل، فرم A و تست هوش کتل، فرمB ) داده‌هاى به‌دست آمده با استفاده از روش‌هاى آمارى شامل محاسبه ضریب هم‌بستگى، میانگین، انحراف استاندارد و تحلیل واریانس دو طرفه، تجزیه و تحلیل شد و نتایج زیر به‌دست آمد

1 بین طلاب موفق و غیر موفق حوزه علمیه در عامل O (بى‌اعتمادى اضطراب‌آمیز؛ اعتماد توأم با آرامش) از عوامل 16گانه شخصیت کتل، تفاوت معنادار وجود دارد؛ یعنى اینکه طلاب موفق از سطح اضطراب و نگرانى کمترى نسبت به طلاب غیر موفق برخوردارند

2 سطح هوش طلاب موفق بالاتر از سطح هوش طلاب غیر موفق است

کلید واژه‌ها: شخصیت، هوش، موفق، ناموفق

 

مقدمه

روان‌شناسان تعاریف گوناگونى از شخصیت ارائه داده‌اند و «این تکثر و تفاوتى که در تعاریف شخصیت وجود دارد، نامش از اصل موضوع شخصیت نیست. بلکه متوجه مفهومى است که از آن ساخته‌اند و در نتیجه بازتاب ناهم‌گرایى دیدگاه‌هاى نظرى مؤلفان است» (منصور، 1368). ما در پژوهش حاضر قصد بررسى دیدگاه‌هاى نظرى (که هر کدام تعریفى از شخصیت ارائه کرده‌اند) را نداریم، بلکه هدف در اینجا بیشتر ناظر به تأثیر شخصیت بر عملکرد افراد در حوزه شناختى و پیشرفت یا عدم پیشرفت تحصیلى است و از این‌رو هدف اصلى پیشرفت یا عدم پیشرفت تحصیلى این افراد است. بنابراین، در اینجا تنها به یک بیان قرآنى اشاره مى‌کنیم که بر تأثیرگذارى شخصیت بر اعمال و رفتار انسان در حوزه‌هاى گوناگون تأکید دارد. قرآن شخصیت انسان را حاصل کلیه عوامل تأثیرگذار اعم از عوامل ژنتیکى (ارثی) و محیطى مى‌داند و مى‌فرماید

کُـلٌّ یَـعْمَلُ عَلى شاکـِلَتِهِ

هر کس آن‌گونه عمل مى‌کند که شکل گرفته است. (اسراء: 84)

به عبارت دیگر، این آیه شخصیت را متمایز کننده رفتار یک انسان از سایر افراد، در جنبه‌هاى مختلف (اعمال، عواطف، هیجانات و شناخت) و در موقعیت‌هاى گوناگون مى‌داند

طبق این آیه قرآن، حوزه‌هاى تأثیرپذیر از شخصیت به گستردگى تمامى اعمال و رفتارهاى انسان است. یکى از این حوزه‌ها، مسئله تحصیل علم و کسب دانش است. این حوزه، در حقیقت یکى از مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین حوزه‌هاى زندگى بشر به شمار مى‌آید. در کمتر دینى به اندازه اسلام بر مسئله علم و دانش تأکید شده است. در نخستین آیات سوره علق (علق: 1 ـ 5) که اولین سوره‌اى است که بر پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌و‌آله نازل شده و آغاز رسالت آن حضرت را به همراه داشته است، قبل از هر چیز سخن از خواندن و نوشتن و تعلیم انسان به وسیله خداوند متعال است

نکته قابل توجه در این سوره این است که آغاز اولین آیه آن با لفظ «اِقرَء یعنى بخوان» بوده است، آن هم خطاب به کسى که هیچ سابقه خواندن و نوشتن ندارد، و این خود شاهد دیگرى است بر اهمیت و ارزش علم و دانش‌اندوزى از نظر اسلام

پیشوایان دینى ما بعد از پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌و‌آله اهتمام ویژه‌اى به علم و دانش داشته و شاگردان زیادى نیز در رشته‌هاى مختلف داشته‌اند

حوزه‌هاى علمیه وظیفه‌اى بس مهم در جهت حفظ و حراست از آثار گران‌بهاى گذشته و رشد و توسعه و تفسیر و تبیین آن با در نظر گرفتن شرایط امروز جهان به عهده دارند. انجام این وظیفه خطیر و مهم تنها از عهده کسانى ساخته است که توانایى‌هاى علمى لازم را با موفقیت کسب کرده باشند

اگرچه شناسایى و تبیین عوامل مؤثر بر موفقیت و پیشرفت تحصیلى کارى دشوار و پیچیده است. اینکار از یک‌سو نیاز به تحقیقات علمى بیشتر و دقیق‌تر دارد و از سوى دیگر، حوزه‌هاى اثرگذار به حدى متکثر و در هم تنیده‌اند که تمییز آنها و تعیین درجه تأثیرگذارى آنها کار آسانى نیست؛ از جمله عوامل مهم و تأثیرگذار، مؤلفه‌هاى شخصیتى و هوش است که موضوع پژوهش حاضر را به خود اختصاص داده است

 

بیان مسئله

در شرایطى که با توجه به افزایش سریع جمعیت بخصوص در کشورهاى جهان سوم، باید بخش عمده‌اى از درآمدهاى ملى این کشورها به گسترش آموزش و پرورش اختصاص یابد، در بیشتر این کشورها هنوز همه کودکان به مدارس راه نیافته‌اند و همچنان تعداد زیادى از بزرگ‌سالان و جمعیت فعال آنها بى‌سوادند؛ مشکل افت تحصیلى در مدارس نیز به این مشکلات افزوده شده است. (گلشن فومنى، 1375)

بنابر آمار یونسکو در سال‌هاى 1980 که ناظر به 121 کشور است، نرخ مردود شدن یا تکرار پایه تحصیلى دانش‌آموزان به ترتیب زیر بوده است

براى 42 کشور افریقایى 17%، براى کشورهاى امریکاى لاتین و حوزه کارائیب 13%، براى 32 کشور آسیایى و اقیانوسیه 6% و براى کشورهاى اروپایى و اتحاد شوروى 2%. در کشورهاى افریقایى نرخ مردود شدن دانش‌آموزان از صفر تا 47%، در کشورهاى امریکاى لاتین از 4 تا 26% و در کشورهاى آسیا و اقیانوسیه از صفر تا 18% در نوسان بوده است. (همان منبع)

در کشور ما هم به رغم تلاش‌هاى فراوان در جهت ارتقاى سطح علمى دانش‌آموزان و کمک به موفقیت تحصیلى آنها، مسئله افت تحصیلى یکى از مهم‌ترین دغدغه‌ها و مشکلات کنونى نظام آموزش و پرورش است که هر سال ده‌ها میلیارد ریال بودجه کشور را به هدر مى‌دهد و نیروهاى بالقوه انسانى جامعه را یا از چرخه آموزشى کشور خارج مى‌کند و یا آنها را دچار مشکلات عدیده‌اى مانند تکرار پایه تحصیلى، بى‌انگیزشى و بى‌علاقه شدن به ادامه تحصیل، تغییر بعضى حالت‌ها و رفتارهاى مثبت و; مى‌کند

آمارهاى به‌دست آمده از پژوهش‌هاى در مدارس کشور نشان دهنده آن است که نرخ افت تحصیلى به صورت مردودى و یا ترک تحصیل زودرس، بسیار بالاست و به طور چشم‌گیر، تعداد زیادى از منابع مالى و استعدادهاى انسانى جامعه را تلف کرده و آثار جبران‌ناپذیرى بر جاى گذاشته است. از کل 6128231 دانش‌آموز پنج پایه تحصیل دوره ابتدایى در سال تحصیلى 64ـ1363، تعداد 782 هزار نفر، یعنى 74/12درصد آنها مردود شده‌اند و براى مردودى‌ها در سال تحصیلى بعد، 26077 کلاسِ 30نفرى تشکیل شده است. از کل دانش‌آموزان دوره راهنمایى در سه پایه تحصیلى، 525833 نفر، یعنى 84/26درصد مردود شده‌اند و در سال بعد 17527 کلاس مجدداً به وسیله این عده اشغال شده است و نیز از مجموع دانش آموزان متوسطه در پایه‌ها و رشته‌هاى مختلف، 132626 نفر، یعنى 13/15درصد مردود شده‌اند که در سال بعد، 4420 کلاسِ 30نفرى را به خود اختصاص داده‌اند. (گلشن فومنى، 1375)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود رهایی یافته از مرگ، فقر و بیماری در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود رهایی یافته از مرگ، فقر و بیماری در فایل ورد (word) دارای 48 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود رهایی یافته از مرگ، فقر و بیماری در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود رهایی یافته از مرگ، فقر و بیماری در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود رهایی یافته از مرگ، فقر و بیماری در فایل ورد (word) :

دانلود رهایی یافته از مرگ، فقر و بیماری در فایل ورد (word)

فصل 1

نجات از بلای فقر

عیسی مسیح ما را از بلای قوانین طبیعی نجات داده است. بلای قوانین طبیعت چیست؟ تنها راه درك آن برگشتن به قانون است. عبارت “قانون” كه در شواهد جدید یافت شده است معمولاً به تورات موسی، یعنی پنج كتاب اول كتاب مقدس مربوط می شود. وقتی به این كتابها یعنی قانون رجوع می كنیم درمی یابیم كه بلا یا مجازات بخاطر شكستن قانون خداوند به سه قسمت است: فقر، بیماری و مرگ ثانویه.

MOTHY: اول تیموتائوس 8:4

كار بدنی بهره كمی دارد ولی تقوا و پرهیزكاری برای همه سودمند است و وعده زندگی و حیات را میدهد كه اكنون در جریان بوده و بعداً ‌نیز ادامه خواهد داشت.

برخی مردم بر این باورند كه ما وعده رحمت و بركت، به شكل مادی یا شكل های دیگر را نداده ایم ولی این كتاب مقدس قطعاً بیان می كند كه ما این وعده را داده ایم.

همچنین در كتاب تثتیه چنین نوشته شده است. تثنیه 28 : 15-17 و 38-40

بر طبق اظهارات 25:15-17,38-40 Deuteronomy، بلای فقر بر فرزندان خداوند نازل می شود اگر از او سرپیچی كنند. این بلایی است كه به آنها نازل می شود و چون آنها در انجام دستورات و احكام او كوتاهی كرده اند.

پولی در نامه ای به كلیسا در فیلیپیان می گوید (فیلیپیان 19:4) همه نیازهای شما شامل نیازهای مالی، مادی و دیگر نیازهاست. در واقع در این فصا، پولس در باره چیزهای مالی و مادی صحبت می كند.

عیسی مسیح خود می گوید (متی 33:6) ماكوت و این چیزهایی كه به شما اضافه خواهند شد چیزهای مادی در زندگی، چیزی برای خوردن، پوشیدن و غیره است.

خداوند به ما یك توشه اندك را وعده نداده است، بلكه به ما وعده یك توشه و اندوخته غنی را داده است. این به میزان فراوان برای ما فراهم می شود. خداوند را زیاد ستایش كنید.

من چندین سال قبل در یك دهكده كوچك در New Jercey در یك گردهم آیی به كشیش A.A.Swift كه از كلیسای وابسته به فرقه های پندیكاست بود موعظه هایی را بیان كردم. در آن زمان او هفتاد ساله بود. من در راستای این خطوط در آن روزها موعظه نكرده بودم. من در باره آن و موضوعات مربوط به آن موعظه كردم. می دانستم كه حقیقت دارد. ولی هیچ كس دیگری موعظه نكرده بود كه خداوند ما را از بلای فقر نجات داده است بنابراین نمی دانستم كه‌ آیا باید آن را آشكار كنم یا نه.

چون می دانستم كه برادر Swift از خداپرستان (مردان خدا) است و یك مسیحی پندیكاستی، و یكی از سرشناس ترین موعظه كنندگان كتاب مقدس است و از تعالیم در باره برخی از این آیات كتاب مقدس با او صحبت كردم.

فصل 2

رهایی از بلای بیماری

عیسی مسیح (Calua: 3:13) ما را از بلای قوانین طبیعی كه به یك بلا برای ما تبدیل شده است نجات داده است

28:15-22-27-39-35-58-61 DEUTERONOMY

ولی این اتفاق خواهد افتاد اگر تو به صدای پروردگارت گوش نداده ای برای شما مشاهده انجام دستوراتش و قوانینش كه به شما حكم كرده ام، همه این بلاها به شما نازل خواهد شد و بر شما چیره خواهد شد.

بلا درش هر خواهد بود و بلا در مزرعه خواهد بود.

بلا در انبار و در سبد توست. و ………….

دانلود رهایی یافته از مرگ، فقر و بیماری در فایل ورد (word)
فهرست مندرجات

1- نجات از بلای فقر

2- نجات از بلای بیماری

3- نجات از بلای مرگ

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود تحقیق عناوین و اسامی قرآن کریم در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق عناوین و اسامی قرآن کریم در فایل ورد (word) دارای 51 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق عناوین و اسامی قرآن کریم در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود تحقیق عناوین و اسامی قرآن کریم در فایل ورد (word)

پژوهشی درتاریخ قرآن کریم 
عناوین و اسامی قرآن کریم 
وحی الهی 
معنی لغوی وحی: 
کیفیت نزول وحی: 
تاریخچه کوتاهی درباره نزول وحی بر پیامبراسلام (ص): 
نزول قرآن کریم 
تاریخ آغاز نزول قرآن: 
کیفیت نزول کتب آسمانی بر انبیاء و چگونگی نزول قرآن کریم: 
حکمت نزول تدریجی آیات قرآن : 
نخستین آیاتی که بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)نازل شد: 
آخرین آیاتی که بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)نازل گردید: 
بهترین راه حل برای شناسایی آخرین آیه قرآن : 

عناوین و اسامی قرآن کریم

کلام الهی یعنی قرآن کریم به اسامی وعناوین متعددی نامبردار است که از این اسامی نیز در قرآن کریم یاد شده است. میان این اسامی، چند نام دارای شهرت بیشتری می باشد که مورد اتفاق اکثر دانشمندان علوم قرآنی است که می توان آنها را بعنوان اسامی و نامهای قرآن تلقی کرد، و آنها عبارتند از: قرآن، فرقان، کتاب، ذکر و تنزیل[1]

قرآن: از این نام در قرآن حدود پنجاه و هشت مورد یاد شده است مانند «انه لقرآن کریم[2] » و «فاذا قرات القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم[3] » درباره معنی قرآن و مبدأ اشتقاق آن میان علما، اختلاف نظر وجود دارد

شافعی می گوید: قرآن از هیچ مبدئی مشتق نشده است. بلکه ارتجالا و ابتداء برای کلام الهی وضع شده است و بنابراین مشتق از «قرء» نخواهدبود، و الا باید بتوانیم بر هر چیزی که قرائت می شود، لفظ قرآن را اطلاق نماییم. زجاج و لحیانی واژه قرآن را مهموز می دانند با این تفاوت که زجاج گوید: قرآن مشتق از «قرء» بمعنی جمع و گردآوری است، و کلمه قرء در جمله «قرات الماء فی الحوض» بهمین معنی است. و چون قرآن جامع ثمرات کتب پیشین آسمانی است آنرا قرآن نامیده اند. و قتاده نیز دارای همین رای و عقیده بوده است[4]. ولی لحیانی را عقیده بر آن است که قرآن مشتق از قرء بمعنی قرائت و پیروهم آوردن و خواندن می باشد. و چون قاری قرآن بهنگام تلاوت آن حروف و کلمات آنرا بدنبال هم می اورد ، قرآنش نامیده اند. بنابراین قرآن مصدری است. بمعنی مفعول یعنی تلاوت شده و چنانکه کتاب بمعنی مکتوب است قرآن نیز بمعنی مقروء است . ابن عباس نیز همین سخن را تایید کرده است.[5]

اشعری می گوید: کلمه قرآن از ریشه «قرن» بمعنی ضمیمه کردن و پیوستن و یا نزدیک ساختن چیزی به چیز دیگر است. و چون حروف و کلمات و آیات و سور قرآن، مقرون بهم هستند و با کیفیتی خاص با هم ارتباط و پیوستگی دارند آنرا قرآن نامیدند

فراء گوید: قرآن مشتق از قرائن است و قرائن نیز جمع قرینه می باشد از این جهت که هریک از آیات قرآنی، قرینه و مؤید آیات دیگر می باشند آنرا قرآن گویند. بنابراین –طبق دو عقیده اخیر- واژه قرآن مهموز نخواهدبود[6]

فرقان: این کلمه در هفت مورد از قرآن بکار رفته که منظور از آن در دو مورد  ؛ کتاب موسی است (توراه) و در دو مورد دیگر نیز قرآن است چنانکه گوید: «تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا»[7] و در موارد دیگر، معنای دیگری دارد. و چون قرآن، فارق میان حق و باطل است، و آن دو را از هم مشخص می سازد، به فرقان نامیده شد؛ چنانکه ابن عباس همین وجه تسمیه را پذیرفته است[8]. و بعضی را عقیده برآن است که قرآن از آن جهت به فرقان موسوم گشت که این کتاب آسمانی، انسان را به نجات و موفقیت نائل می سازد و آیه «یا ایها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا»[9] نیز موید همین معنی است. زیرا کلمه فرقان در این آیه بمعنی نجات دادن است

کتاب: کلمه کتاب در قرآن حدود دویست و پنجاه و پنج مورد بکار رفته که در موارد بسیاری، منظور از آن قرآن کریم می باشد و کتاب در اصل لغت بمعنی گردهم آوردن است و هر نبشته ای را از آن جهت کتاب می نامند، چون حروف و کلمات در آن گردهم آمده اند و قرآن را هم بدین جهت کتاب نامیدند که انواع آیات و قصص و احکام در آن گردهم آمده است

و ما بعنوان نمونه آیه ای را یاد می کنیم که کلمه کتاب در آن آمده و منظور از آن، قرآن کریم می باشد چنانکه گوید: «الر تلک الکتاب و قرآن مبین».[10] باید یادآور شویم که قرآن در میان منابع فقه اسلام بعنوان کتاب نام بردار است چنانکه گوید منابع فقه اسلام عبارتست از کتاب، (قرآن)، سنت، اجماع، و عقل

ذکر: این کلمه که از واژه های اصیل تازی است در موارد متعددی از قرآن مورد استفاده قرارگرفته که منظور از آن در بعضی از موارد، قرآن کریم می باشد. از قبیل: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»[11] ؛ «هذا ذکر مبارک»[12] و ذکر – بمعنی شرف- نیز در قرآن بکاررفته است چنانکه گوید

«و لقد انزلنا الیکم کتابا فیه ذکرکم»[13]

باری، وجوه تسمیه قرآن به «ذکر» از آن جهت است که خداوند متعال با سخن خود بندگان خویش را به فرائض و احکام یادآور می گردد.[14]

تنزیل: این کلمه که دارای اصالت در زبان تازی است چندین بار در قرآن مورد استفاده قرارگرفته است. مانند آیه »و انه لتنزیل رب العالمین»[15] و قرآن از آن جهت به این کلمه نامبردار است که آیات آن از طریق وحی بتدریج بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نازل گردید. چون کلمه تنزیل غالبا از نزول تدریجی قرآن حکایت می کند و کلمه انزال در اکثر موارد نمایانگر نزول دفعی قرآن می باشد

این اسامی و عناوین از نامهای شایع و معروف قرآن است ولی گروهی ازدانشمندان در تعداد نامهای قرآن دچار مبالغه شده اند. شیخ طاهر جزایری در کتاب «التبیان» خود آورده است که حر الی[16]، اسامی قرآنت را به نود و اندی رسانده است و نیز سیسوطی بنقل از کتاب «البرهان» زرکشی می نویسد: قاضی شیذله[17]، پنجاه و پنج نام برای قرآن یاد کرده است[18] که عبارتند از

کتاب، مبین، قرآن، کریم، نور، هدی، رحمه، فرقان، شفاء، موعظه، ذکر، مبارک، مرفوعه، علی، حکمه، حکیم، مبین، حبل، مطهره، صراط، مستقیم، قیم، قول، فصل، نبأ، احسن الحدیث، مثانی، متشابه، تنزیل، روح، وحی، عربی، بصائر، صحف، بیان، علم، حق، مکرمه، هادی، عجب، تذکره، عروه الوثقی، صدق، عدل، امر، منادی، بشری، مجید، نور، بشیر، نذیر، عزیز، بلاغ و قصص.[19]

بدون تردید همه این عناوین نمی تواند اسامی قرآن باشند. بلکه اکثر آنها اوصاف قرآن هستند که قاضی شیذله و دیگران با اسمها و القاب قرآن خلط نموده اند. البته این اوصاف در آیات قرآن در مورد خود قرآن بکار رفته، ولی صرف استعمال این اوصاف در آبات قرآن نمی تواند دلیل آن باشد که آنها اسامی قرآن باشند

باری، قرآن با هر تعبیری که از آن یاد شود عبارت از کلمات و آیات الهی است که از هر جهت اعجازآمیز بوده و بیانی است که از طریق وحی بر پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله) نازل گردیده و در مصاحف و دفاتر گردآمده و به تواتر به ما رسیده است و قرآن موجود، همان کلام الهی است که مردم، مامور به قرائت و عمل به مضامین آن می باشند و هیچگونه دستبرد و تحریف و زیادت و کاستی در آن راه نیافته است. و تعریف قرآن به این معانی، مورد اتفاق دانشمندان اسلامی می باشد


وحی الهی

معنی لغوی وحی

قبلا یادآور شدیم که قرآن از طریق وحی بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نازل گردیده ولی چون کلمه وحی در قرآن و جز آن، دارای معانی گوناگونی است بهمین مناسبت درباره آن، گزارش کوتاه زیر در توضیح معنای لغوی وحی نگارش می شود

1- الهام فطری به انسان: مانند الهام خداوند به مادر موسی (ع) که به وی شیر دهد و او را در میان صندوقی قرارداده، و به دریا افکند تا از شر فرعون – که دامنگیر اطفال ذکور بنی اسرائیل گردید- مصون ماند، و قرآن کریم نیز به این قضیه اشاره کرده و از کلمه وحی استفاده نموده است

«و اوحینا الی ام موسی ان ارضعیه و القیه فی الیم;»[20]

2- الهام غریزی به حیوان: از قبیل الهام خداوند به زنبور در ساختن لانه خود، چنانکه قرآن می گوید: «و اوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا و من الشجر و مما یعرشون».[21]

3- اشاره سریع و مرموز: چنانکه خداوند درباره زکریای پیامبر (ع) می گوید: «فخرج علی قومه من المحراب فاوحی الیهم ان سبحوه بکره و عشیا»[22]

ضمن این آیه، نوشته اند که زکریا – بدون این که هیچگونه سخنی با قوم خود به میان آورده باشد- مقصد و منظور خود را به آنان تفهیم کرد

4- اشاره با جوارح و اعضاء: چنانکه شاعر می گوید

نظرت الیها نظره فتحیرت                  دقائق فکری فی بدیع صفاتها

فاوحی الیها الطرف انی احبها             فاثر ذاک الوحی فی وجناتها[23]

5- وسوسه و فتنه انگیزی شیطان: چنانکه قرآن در این مورد می گوید

«و کذلک جعلنا لکل نبی عدوا شیاطین الجن و الانس یوحی بعضهم الی بعض زخرف القول غرورا»[24] یا می بینیم که قرآن در جای دیگر می گوید

«; و ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم;»[25]

بدیهی است که وحی خداوند متعال به انبیا (علیهم السلام) بر طبق هیچیک از معانی مذکور نیست بلکه وحی دارای همان رابطه نهانی پیامبر با خداوند می باشد که حقایق مربوط به جهان و مردم را از آن طریق دریافت می کند و رسولان خداوند، آنرا نیز به مردم ابلاغ می نمایند

6- القاء امری به فرشتگان: تا آنرا فورا فرمان برند، قرآن کریم در این مورد می گوید: اذا یوحی ربک الی الملائکه انی معکم فثبتوا الذین آمنوا ;.»[26]

اصولا القاء هر امری به دیگری با کیفیت خاصی که در قرآن مطرح است، مانند القاء آیات کتب آسمانی بوسیله جبرئیل بر پیغمبر (ص) – که از آن به وحی تعبیر شده است- با معنی وحی خداوند متعال به خود پیغمبر (ص) تناسب و ارتباط نزدیکی دارد ، وحی بهردو صورت یعنی وحی به جبرائیل (ع) و وحی به پیامبر، هر دو ایجاد وظیفه و رسالت می نماید یعنی فرشته موظف است با نقلی راستین، وحی الهی را به پیامبر برساند و پیامبر نیز با امانت ویژه خود، آنرا به مردم ابلاغ کند. و ایه «فاوحی الی عبده ما اوحی»[27] ناظر بهمین نکته است ، زیرا منظور این است که خداوند به بنده خود جبرائیل (ع) – که فرشته امین وحی است- همان چیزی را وحی کرده که جبرائیل به پیغمبر رسانده است. و مفهوم وحی در این آیه با مدلول «تنزیل» در آیه «و انه لتنزیل رب العالمین، نزل به الروح الامین، علی قلبک لتکون من المنذرین»[28] جدایی ندارد

7- سخن گفتن خداوند با انبیاء: چون در خود قرآن یادآوری شده است که سخن گفتن باریتعالی با بشر را – جزبعنوان وحی- بگونه دیگری نباید تلقی کرد چنانکه می فرماید: «و ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا;»[29]

باید از ذکر این نکته دریغ نکنیم که اصل معنی لغوی وحی، اشاره سریع و نهانی است و مرحوم محدث قمی می نویسد: وحی در زبان تازی به این معنی است که انسان، مطلبی رابطور نهانی به دیگری القائ نماید. واصل وحی به معنی سخن پوشیده است. ولی بعدا بر هر سخنی اطلاق گردید که بطور پنهانی به دیگری القاء شود و بدو اختصاص یابد به گونه ای که دیگران از آن آگاه نشوند.[30]

این نکته که اساس نخستین مفهوم واژه وحی را تشکیل می دهد با هریک از معانی که قبلا گزارش گردید، مناسباتی دارد و بعبارت دیگر: معنی لغوی وحی نیست به معنای دیگری که از قرآن و یا کلام عرب منظور شده است بیگانه نیست، چون سخن یا اشاره سریع و پنهانی- که معنی اصلی لغت وحی است- در تمام معانی دیگر وحی راه دارد. پس به این نتیجه می رسیم که رابطه غیبی و نهانی میان خداوند و برگزیدگان او – یعنی انبیا و فرشتگان بهر صورتی برقرار شود- وحی نام دارد. و این رابطه منحصر به انزال کتب بر انبیاء نیست بلکه این ارتباط ممکن است به سه صورت زیر برقرار شود

1-                    القاء معنی و مقصود بر قلب پیامبر بدون واسطه فرشته وحی

2-                    سخن گفتن با پیامبر از پس پرده، چنانکه خداوند از وراء شجره، با موسی (ع) سخن گفت و موسی (ع) هم ندای الهی را شنید

3-                    القاء امری به فرشته وحی تا او وحی الهی را از جانب خداوند به یکی از انبیاء ابلاغ نماید؛ و باید آنچه به وی تکلیف شده است بهمان صورت و با حفظ امانت به پیامبر اعلام و القاء کند، اعم از آن که این فرشته بصورت فردی از انسان عادی تجسم یابد و یا بگونه دیگری؛ و القاء فرشته به پیامبر نیز وجی نام دارد

خداوند به این سه گونه وحی اشاره کرده و می گوید: «و ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا، او من وراء حجاب، او یرسل رسولا فیوحی بإذنه ما یشاء، انه علی حکیمٌ»[31]

کیفیت نزول وحی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله اهداف و وظایف کلی دولت در اسلام در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله اهداف و وظایف کلی دولت در اسلام در فایل ورد (word) دارای 25 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله اهداف و وظایف کلی دولت در اسلام در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله اهداف و وظایف کلی دولت در اسلام در فایل ورد (word)

چکیده  
مقدمه  
اهداف دولت اسلامی  
1 تکامل همه‌جانبه انسان  
2 عدالت  
3 آزادی  
1 برقراری و استقرار امنیت  
2 آموزش و پرورش همگانی و توسعه فرهنگی  
3 برقراری عدالت اجتماعی  
نتیجه‌گیری  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله اهداف و وظایف کلی دولت در اسلام در فایل ورد (word)

– نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، تهران، زهد، چ دوم، 1379
ـ نهج البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، تهران، انقلاب اسلامی، چ هشتم، 1369
ـ نهج‌البلاغه، ترجمه سیدعلینقی فیض‌الاسلام، بی‌نا، بی‌جا، بی‌تا
ـ نهج الفصاحه، ترجمه مرتضی فرید تنکابنی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چ شانزدهم، 1385
ـ ارسطو، سیاست، ترجمه حمید عنایت، تهران، انقلاب اسلامی، 1371
ـ ابن اثیر، الکامل، ترجمه عباس خلیلی، تهران، شرکت چاپ و  انتشار کتب ایران، بی‌تا
ـ ابن‌خلدون، مقدمه، محمد پروین گنابادی، تهران، بنگاه ترجمه و نشرکتاب، چ چهارم، 1359
ـ جونز، و.ت، خداوندان اندیشه سیاسی، ترجمه علی رامین، تهران، امیر کبیر، چ دوم، 1371
ـ حرّانی، ابن شعبه تحف العقول، ترجمه احمد جنتی، تهران، امیر کبیر، 1367
ـ امام‌خمینی، تحریر الوسیله، قم، اسماعیلیان، 1390 ق
ـ دهخدا، علی‌اکبر، فرهنگ لغات، مؤسسه دهخدا، نرم‌افزار رایانه‌ای، بی‌تا
ـ روسو، ژان ژاک، قرارداد اجتماعی، ترجمه منوچهر کیا، تهران، گنجینه، چ چهارم، 1369
ـ ملا صدرا، تفسیر القرآن الکریم، به کوشش و تصحیح محمد خواجوی، قم، بیدار، بی‌تا
ـ صدر، محمدباقر، اقتصاد ما، ترجمه محمدکاظم موسوی، قم، جامعه مدرسین، بی‌تا
ـ طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، قم، جامعه مدرسین، 1363
ـ طوسی، خواجه نصیرالدین، اخلاق ناصری، تصحیح مجتبی مینوی و علی‌رضا حیدری، تهران، خوارزمی، 1373
ـ کریشنان، سروپالی، تاریخ فلسفه شرق و غرب، تهران، انقلاب اسلامی، 1367
ـ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چ دوم، 1403 ق
ـ مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، تهران، صدرا، چ ششم، 1370
ـ مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی، تهران، صدرا، 1374
ـ مطهری، مرتضی، گفتارهای معنوی، تهران، صدرا، چ هشتم، 1368
ـ مطهری، مرتضی، بیست گفتار، تهران، صدرا، چ نهم، 1373
ـ مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی، تهران، حکمت، 1403 ق
ـ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، چ دوم، 1374
ـ مکارم شیرازی، ناصر، خطوط اصلی اقتصاد اسلامی، بی‌جا، هدف، بی‌تا
ـ یوسفی‌راد، مرتضی، اندیشه سیاسی شهید مطهری، قم، بوستان کتاب، 1381
ـ یوسفی‌راد، مرتضی، اندیشه سیاسی خواجه نصیرالدین طوسی، قم، بوستان کتاب، 1380
ـ عباسعلی عظیمی، «نقش ولایت فقیه در حفظ ارزش‌ها»، حصول، ش3، سال دوم، بهار 84، ص 118

چکیده

مکتب حیات‌بخش اسلام، بر اساس جهان‌بینی و نگاهی که به انسان و جهان دارد، برای نظام سیاسی و حاکمان جامعه، اهداف و وظایفی در نظر گرفته است، تا بدین سان، نظام سیاسی مورد نظر اسلام، جامعه را به سمت آرمان‌های مطلوب هدایت کند. پرسش اصلی این مقاله این است که «اهداف و وظایف دولت اسلامی کدام‌اند؟» این مقاله با روشی توصیفی و با هدف تبیین اهداف و وظایف دولت اسلامی، درصدد است تا زاویه نگاه اسلام اصیل در زمینه اهداف و وظایف یک دولت را در قبال جامعه روشن کند
حاصل این مقاله اینکه، هدف اساسی اسلام تکامل همه‌جانبه انسان در ابعاد فردی، اجتماعی، مادی و معنوی است و این کمال بدون تحقق عدالت و رهبری صالح در جامعه امکان‌پذیر نیست

کلید واژه‌ها: دولت اسلامی، عدالت، تکامل، آزادی

 

مقدمه

هر نظام سیاسی نگاه مستقل و خاصی به انسان، جهان و جامعه دارد و بر اساس این نگاه، مبانی فکری و فلسفی خود را تحلیل و تنظیم می‌نماید. همین مبانی هستند که اهداف و وظایف هر نظام را تعیین می‌کنند. در نتیجه، نظامات، سیاست‌ها، خط مشی‌ها و رسالتی که برای خود برمی‌گزیند، معمولاً با این اهداف تناسب دارد؛ به همین دلیل، با سایر نظام‌ها در بسیاری از جهات متفاوت هستند. این موضوع درباره اسلام نیز صادق است. اسلام در هدف‌گذاری و تعیین وظایف دولت اسلامی، مبانی اساسی ذیل را مدنظر دارد

1 حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آنِ خداوند متعال است و تشریع نیز به او اختصاص دارد و کل جهان ـ ازجمله انسان ـ تابع اراده تکوینی او می‌باشند؛

2 تشریع الهی از طریق ارسال رسل و انزال کتب صورت می‌گیرد؛

3 عدالت، معیار همه قواعد و نظامات فردی و اجتماعی است؛

4 فقط کسانی حق حاکمیت و ولایت بر انسان را دارند که مؤید به تأییدات الهی باشند و سایرین، طاغوت بوده و انسان، مکلف به اجتناب از تبعیت از آنهاست؛

5 انسان به این جهان آمده تا سیر تکاملی خود را به سوی خدا طی کند. بنابراین، بازگشت همه به سوی خداست و این دنیا مزرعه آخرت است؛

6 به انسان به عنوان موجودی دارای کرامت و در عین حال مسئول نگریسته شده است؛

7 نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود را بر مبنای اصالت فرد و جامعه تعریف و تبیین کرده است؛

8 انسان موجودی مختار است که به او اجازه داده شد، بر سرنوشت خویش حاکم و انتخاب‌گر باشد

با توجه به این مبانی، پرسش اصلی ما این است که اهداف و وظایف اصلی حکومت در اسلام کدام‌اند؟

بر این اساس، دو پرسش فرعی را می‌توان مطرح کرد

ـ اهداف اساسی حکومت در اسلام کدام‌اند؟

ـ وظایف اصلی حکومت اسلامی چه می‌باشند؟

اهداف دولت اسلامی

اسلام، جهان را نظامی قانونمند و هدفمند مبتنی بر اصل «از اویی و به سوی اویی»[0] می‌داند و انسان را نیز جزئی از این نظام هستی تلقی می‌کند که دارای کرامت و شأن فوق‌العاده‌ای است و برای رسیدن به کمال و عبادت خالصانه و آگاهانه خداوند خلق شده است. همه چیز، از جمله نظامات اجتماعی و فردی، اعم از سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و مانند آن، که حکومت و نظام سیاسی نیز جزئی از این نظامات است، بر مبنای همین نگاه تدوین و تنظیم می‌شوند. بر اساس این دیدگاه، حکومتْ ابزاری برای حرکت تکاملی انسان تلقی می‌شود؛ بنابراین، اهداف حکومت نیز باید بر همین مبنا تعریف شوند. بر این اساس، اهداف اساسی حکومت در اسلام را می‌توان در موارد زیر احصا کرد

1 تکامل همه‌جانبه انسان

اولین و مهم‌ترین هدف بعثت انبیا، رشد، کمال و حرکت انسان در هر دو بعد مادی و معنوی به سوی خداوند متعال است؛ پس حاکمیتی که مبتنی بر این آموزه‌ها باشد، باید محوری‌ترین هدف خود را رشد و کمال انسان قرار دهد؛ به‌گونه‌ای که نتیجه قهری برقراری چنین حکومتی، حرکت شتابانِ انسان و جامعه او در همه ابعاد، به سمت توسعه باشد. پس یکی از حقوق مردم بر حکومت، اصلاح و هدایت جامعه آنها در مسیر کمال است؛ از همین‌رو، امام علی† در قضیه جنگ صفین در علت به تأخیر انداختن جنگْ تصریح می‌فرمایند: «آرزو دارم عده‌ای از آنها به ما ملحق شوند و هدایت گردند و در لابه‌لای تاریکی‌ها، نور مرا نگریسته، به سوی من بشتابند».[1]

در خطبه 132 نیز علت جنگ‌ها و درگیری‌های خود را بازسازی و اصلاح در جهان ذکر می‌فرمایند.[2] در این خصوص باید به چند نکته اشاره کرد

الف. کمال انسان بدون وجود حاکمان صالح، امکان‌پذیر نیست: بین برقراری و شکل‌گیری حکومت اسلامی و حرکت رو به کمال جامعه، رابطه متقابل وجود دارد؛ به این معنا که حرکت رو به کمال برای جامعه، جز در سایه حکومت عدل اسلامی محقق نمی‌شود و در مقابل، حکومت عادلانه اسلامی نیز جز زمانی که ارزش‌های اولیه و بنیادین در جامعه، در حال شکوفایی و رشد باشند، برقرار نمی‌شود. امام علی† می‌فرماید: «به درستی که رعیتِ شایسته و نیکوکار، به وسیله امام عادل نجات پیدا می‌کند و رعیت گناهکار، به وسیله امام گناهکار هلاک می‌شود».[3]

تجربه تلخ جامعه اسلامی پس از پیامبر، گواه صادقی بر این امر است که چگونه به دلیل حاکمیت حاکمان ناصالح، حاکمیت الهی از مجرای خود خارج گشت و در مسیری خلاف آنچه خداوند متعال مقرر فرموده بودند، قرار گرفت. ننتیجه آن، افول جامعه و حرکت قهقرایی آن به سمت ضدارزش‌ها و دنیاگرایی بود تا جایی که در زمان خلیفه دوم، ابوسفیان واعظ سپاهیان اسلام می‌شود.[4]

این شرایط، جامعه را به جایی رساند که فرمانداران خلفای دوم و سوم در ملأ عام بدمستی می‌کردند و حتی اصحاب خاص پیامبر نیز قادر به منع آنها نبودند. امام علی† جامعه آن زمان را چنین معرفی می‌فرمایند
جریانی بسیار قوی از دنیاگرایی و مترفان مقدس‌نما در کنار متحجران خشک‌مقدس، که اتفاقاً توسط همان دنیاگرایان تقویت می‌شدند، به عنوان مظهر دین خدا شهرت می‌یافتند. گروهی آشکارا علیه دین شمشیر می‌کشیدند و گروهی دین را وسیله تجارت دنیا قرار دادند و برخی نیز به دلیل دسترسی نداشتن به قدرت، به قناعت و زهد، تظاهر می‌کردند.[5]

با این ترتیب، حکومت صالحان قادر به هدایت جامعه است. امام علی† در این زمینه نیز می‌فرماید
برترین بندگان خدا در پیشگاه او رهبر عادلی است که خودْ هدایت شده و دیگران را هدایت می‌کند، سنت شناخته‌شده را برپا می‌دارد و بدعت ناشناخته را بمیراند. بدترین مردم نزد خدا رهبری ستمگر است که خودْ گمراه و مایه گمراهی دیگران است، که سنت‌های پذیرفته‌شده (ارزش‌های بنیادین جامعه) را بمیراند و بدعت‌های (ضدارزش‌های) ترک‌شده را زنده گرداند.[6]

ب. جامعه‌ای که به سوی کمال حرکت کند، زمینه پذیرش حکومت اسلامی را دارد: کار جامعه اسلامی پس از پیامبرˆ، به دلیل از دست دادن ویژگی‌هایی که با مجاهدت‌های آن بزرگوار به دست آمده بود، به جایی رسید که تحمل حکومت عدل علی† را نداشت و در عوض، قرن‌ها حکومت‌های جور و فساد بنی‌امیه و بنی‌عباس را پذیرا شدند و در شهادت حسین‌بن‌علی‡، در عین آگاهی از حقانیت، عظمت و شخصیت او، شرکت کردند. چنین وضعیتی را امام علی† پیش‌بینی کرده بودند

به خدا سوگند، اگر در پیروی از حکومت و امام (خود) اخلاص نداشته باشید، خدا دولت اسلام را از شما خواهد گرفت، که هرگز به شما باز نخواهد گردانید و دست دیگران قرار خواهد گرفت.[7]
با وجود تلاش 23 ساله پیامبر برای از بین بردن تعصبات قومی و عصبیت جاهلی، این مسائل دوباره در طول خلافت خلفای دوم و سوم آشکار شدند و این حرکت خزنده، در زمان بنی‌امیه به اوج خود رسید
پس می‌توان گفت رابطه تکامل جامعه با حکومت اسلامی، رابطه‌ای هم‌سو است؛ هرقدر جامعه کامل‌تر باشد، زمینه اجرای مقررات اسلام در آن فراهم‌تر می‌شود و هر قدر حاکمیت مقررات اسلامی و حکومت صالحان، استمرار بیشتری داشته باشد، سرعت حرکت جامعه بیشتر خواهد شد. شکل زیر گویای این رابطه است

حرکت جامعه

حرکت روبه کمال

حاکمیت اسلام

سیزده سال طول کشید تا جامعه تربیت‌شده پیامبر، آمادگی پذیرش حاکمیت عدل اسلامی را پیدا کند؛ بنابراین یک جامعه رو به کمال و سالم می‌تواند، رسالت یک حکومت اسلامی را بر دوش گیرد

2 عدالت

الف. مفهوم عدالت و نگاه اندیشمندان به آن: عدالت، به معنای مساوات است؛ به عبارت دیگر «اعطای کل ذی‌حق حقه»؛ به هر کس به میزان لیاقت و حقش عطا شود.[8] این مفهوم مقدس، همواره مورد توجه حکما و فلاسفه، به ویژه آنان که در حوزه سیاست قلم‌فرسایی کردند، بوده است؛ برای مثال، افلاطون آن را سنگ زیرین فضایل، هماهنگ‌کننده اجزای سه‌گانه مدینه و موجب یگانگی و اعتدال آنها تلقی می‌کرد.[9]
در واقع، عدالت از نظر فلاسفه و حقوق‌دانان بشری، یکی از قواعد حقوق طبیعی تلقی شده است، اما هر مکتب و مشرب فکری، با توجه به جهان‌بینی و شناخت خود از جهان و انسان، تعریف و مصادیق خاصی را برای عدالت مطرح ساخته است. ارسطو آن را یکی از اهداف استقرار حکومت بیان می‌کند. از نظر او، عدالت تنها اصلی است که نظم را در جامعه سیاسی مستقر می‌سازد، ولی این نگرش به عدالت، مانع از این نشد که انسان‌ها را متفاوت ببیند و برخی از انسان‌ها را به حکم طبیعت، سزاوار بردگی بداند.[10]و[11]
مونتسکیو نیز در عین ارج نهادن به عدالت و طبیعی دانستن آن و با وجود اینکه بردگی را ماهیتاً امری ناپسند می‌دانست، اما معتقد بود مردم مناطق گرمسیری، به دلیل شرایط اقلیمی خود می‌توانند به بردگی گرفته شوند و بردگی آنها خلاف موازین عقل نیست.[12] ژان ژاک روسو نیز زمانی عدالت را مؤثر می‌دانست که مجازات یا پاداشی به همراه داشته باشد؛ در غیر این‌صورت، به نفع ظالمان و به ضرر نیکوکاران است.[13] حال، این چگونه عدالتی است که می‌تواند به نفع ظالمان باشد؟! که این مسئله جای تأمل بسیاری دارد

به این ترتیب، تفاوت میان نگرش‌ها و دیدگاه‌ها در مفهوم و بسیاری مصادیق عدالت روشن است؛ از این‌رو، در مکتب حیات‌بخش اسلام، عدالت هم جایگاه خاص و هم مفهوم و مصادیق مخصوص به خود دارد
ب. عدالت، هدف برقراری حکومت اسلامی: حکومت اسلامی یکی دیگر از اهداف عالیه خود را برقراری عدالت در جامعه می‌داند. از دیدگاه اسلام، ارسال رسل انزال کتب برای برقراری قسط و عدل بوده است. قرآن کریم می‌فرماید
لَقَد اَرسَلنارُسُلَنَا بِالبَینَاتِ وَاَنزَلنَا مَعَهُمُ الکتَابَ وَالمِیزَانَ لِیقُومَ النَّآسُ بِالقِسط (حدید: 25)؛ به راستی، [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو فرستادیم تا مردم به انصاف برخیزند
عدالت اگرچه خود یک ارزش است، اما به‌گونه‌ای بر جامعه تأثیر دارد که رواج و نهادینه شدن بسیاری از ارزش‌های دیگر را به خود متکی کرده است. جامعه متکی بر روابط ظالمانه، انسجام و هماهنگی خود را از دست داده و به جنگ داخلی می‌انجامد. امام علی† به یکی از فرماندارانش می‌فرماید: «عدالت را بگستران و از ستمکاری پرهیز کن، که ستمْ رعیت را به آوارگی کشاند و بیدادگری، به مبارزه با شمشیر می‌انجامد».[14]
از دیدگاه اسلام، عدالت اکمل فضایل و تنها عامل حفظ نظام است و مقتضای اتحاد اجتماعی است.[15] خواجه نصیرالدین طوسی معتقد است

بر پادشاه واجب است، در حال رعیت نظر کند و بر حفظ قوانین معدلت توفر نماید؛ چه قوام مملکت به معدلت بود.[16]

در حقیقت، عدالت به عنوان فلسفه اجتماعی اسلام مطرح است؛[17] به همین دلیل، عامل بقای نظام اجتماعی اسلام به شمار می‌آید. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَاکانَ رَبُک لِیهلِک القُری وَأَهلِهَا مُصلِحُون» (هود: 117)
در تفسیر این آیه، استاد مطهری معتقدند: خداوند مردم را اگر از نظر روابط و حقوق اجتماعی عادل باشند، به سبب کفر و شرک هلاک نمی‌کند.[18]

در اینجا لازم است، به چند نکته اشاره کنیم

ـ دولت اسلامی باید دو کار اساسی انجام دهد؛ اول اینکه مفهوم و مصادیق عدالت را از طریق تشریع مقررات تعیین کند و در مرحله بعد، چنین مقرراتی را قاطعانه اجرا کند

ـ عدالت، زمینه‌ساز هدایت و رشد فضایل و اخلاقی در جامعه است و اصولاً بین سه عامل حاکمان صالح، کمال انسان و عدالت نمی‌توان تفکیک قایل شد و هر سه مکمل هم هستند. همان‌گونه که پیش‌تر نیز گفتیم، امام علی† فرمودند: جامعه نیکوکار به وسیله امام عادل، نجات پیدا می‌کند؛[19] به عبارت دیگر، حاکمان صالح در بستری از عدالت، قادر به تربیت جامعه و پیش بردن آن به سمت کمال هستند

کمال وتوسعه‌یافتگی مادی و معنوی

حاکمان صالح حرکت تکاملی

عدالت

پذیرش عدالت در جامعه نیز زمانی امکان‌پذیر است که جامعه ظرفیت لازم را برای اعمال آن داشته باشد و این ظرفیت به دلیل نهادینه شدن فضایل اخلاقی و رشد آگاهی‌ها، و در یک کلام، حرکت رو به کمال ایجاد می‌شود، در غیر این صورت، عادلانه‌ترین حکومت‌ها دوام نخواهند آورد. مثال بارز آن، حکومتِ کوتاه امام علی† است. به همین دلیل، جامعه نیکوکار است که به وسیله امام عادل هدایت می‌شود و چنانچه جامعه فاقد چنین ویژگی‌ایی باشد، حتی علی‌بن ابی‌طالب† نیز نمی‌تواند در هدایت آنها موفق باشد. شکایت‌ها و گلایه‌های آن بزرگوار از مردم زمانش، همگی نشان از این امر دارد. همین جامعه نیز به نوبه خود، به وسیله حاکمان ناصالح و زورگو به مهالک سقوط خواهد افتاد

در دیدگاه اسلام، عدالت جزئی از علل قوانین و مقررات به شمار می‌آید که باید در وضع قواعد موضوعه، مد نظر قرار گیرد.[20] امام علی† در این زمینه می‌فرمایند: «عدالت سائس، و اداره‌کننده عموم است و چیزی است که باید مبنای زندگی عمومی و اساس مقررات قرار گیرد».[21]

3 آزادی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله خیارات در مذاهب اسلامی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله خیارات در مذاهب اسلامی در فایل ورد (word) دارای 246 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله خیارات در مذاهب اسلامی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله خیارات در مذاهب اسلامی در فایل ورد (word)

مقدمه
تعریف چند واژه و معنی لغوی و اصطلاحی خیارات در مذاهب اسلامی
1 – تعریف چند اصطلاح
عقد
لزوم حکمی و حقی
تعریف لغوی و اصطلاحی خیار
تعریف خیار
خیار در اصطلاح فقه
انواع و اقسام خیارات مشترک در مذاهب اسلامی
انواع خیار
انواع خیار در مذهب حنفیه
انواع خیار در مذهب شافعیه
خیار در مذهب حنبلیه به شش قسم تقسیم می شود
اقسام خیارات مشترک در مذاهب اسلامی
خیار مجلس در مذاهب اسلامی
خیار مجلس در مذهب امامیه
سند خیار مجلس
خیار مجلس در مذهب حنفی
ازث و خیار مجلس در مذهب حنیفه
خیار مجلس در مذهب شافعیه
ارث در خیار مجلس در مذهب شافعی
خیار مجلس در مذهب حنبلی
خیار مجلس به سه امر ساقط می شود
خیار شرط در مذاهب اسلامی
شرط
معنای اولی حدثی – الزام و التزام
معیوب و هلاکت مبیع در مدت خیار درمذهب امامیه
تلف مبیع در خیار شرط مذهب امامیه
الف » صورت تلف مبیع در دست مشتری
ب – صورت تلف ثمن در دست مشتری
1 – تلف ثمن در دست مشتری ( بعد از رد آن توسط بایع )
2 – تلف ثمن در دست بایع ( قبل از رد به مشتری )
خیار شرط برای اجنبی در مذهب امامیه
اسقاط خیار شرط در مذهب امامیه
قول مخالف
خیار تخلف شرط در مذهب امامیه
1 – خیار تخلف از شرط صفت
خیار تخلف از شرط نتیجه
خیار تخلف از شرط فعل
احکام مشترک خیار شرط در مذهب حنفیه
خیار شرط برای اجنبی در مذهب حنفیه
اسقاط خیار شرط در نزد حیفیه
الف : سقوط خیار شرط بالضروره
ب : اسقاط لفظی به طور صریح
ج : اسقاط خیار به صورت دلالی
2 – اسلام
فسخ خیار در حضور بایع در مذهب حنفیه
خیار شرط در تعدد مشتری و مبیع در مذهب ابو حنیفه
وکالت خیار شرط در مذهب ابو حنیفه
خیار شرط در مذهب ماملکیه
مدت خیار شرط در مذهب مالکیه
خیار شرط برای اجنبی در مذهب مالکی
اسقاط خیار شرط در مذهب مالکیه
خیار شرط در حضور بایع و مشتری در مذهب مالکی
وکالت دو خیار شرط در مذهب مالکی
تملیک مبیع در زمان خیار شرط در مذهب مالکی
تعدد مبیع در خیار شرط در مذهب مالکیه
خیار شرط در مذهب شافعیه
مدت خیار شرط در مذهب شافعی
خیار شرط برای اجنبی در مذهب شافعی
ارث در خیار شرط در مذهب شافعی
تعدد مبیع و مشتری در مذهب شافعی
تلف مبیع در زمان خیار در مذهب شافعی
تملیک مبیع در زمان خیار در مذهب شافعی
نماء و زیادتی در مبیع در مذهب شافعی
خیار شرط در مذهب حنبلی
خیار شرط برای اجنبی در مذهب حنبلی
ارث در خیار شرط در مذهب حنبل
اسقاط در خیار شرط و مذهب حنبل
وکالت در خیار شرط در مذهب حنبلی
اتلاف مبیع در زمان خیار در مذهب حنبلی
نماء و زیادتی در خیار شرط در مذهب حنبلی
خیار عیب در مذاهب اسلامی
تلف مبیع در نزد بایع و مشتری در مذهب امامیه
برائت از عیوب در مذهب امامیه
عیب جدید در مذهب امامیه
ردّ مبیع معیوب بطور فوری یا تراخی در مذهب امامیه
تعدد مبیع و مشتری در مذهب امامیه
اختلاف بایع و مشتری در خیار عیب در مذهب امامیه
چگونگی ردّ مبیع معیوب در مذهب حنفی
همزمانی عیب فعلی با عیب اولیه در مذهب حنفی
نمائات و زیادی در مبیع معیوب در مذهب حنفی
منفصله دو نوع است
صورت اول
صورت دوم
صورت سوم
ارث در خیار عیب در مذهب حنفی
رد مبیع معیوب در مذهب حنفی
عیوب باطنی در مبیع در مذهب حنفی
اختلاف بایع و فروشنده در مذهب حنفی
اسقاط در خیار عیب در مذهب حنفی
خیار تصریه عیب در مذهب حنفی
خیار عیب در مذهب مالکیه
ردّ خیار مبیع عیب در مذهب مالکی
نماء و زیادتی در خیار عیب در مذهب مالکی
تعدد مبیع و مشتری در مذهب مالکی
برائت از عیوب در مذهب مالکی
اختلاف بایع و مشتری در مذهب مالکی
اسقاط خیار در مذهب مالکی
تصریّه در مذهب مالکی
عیوب باطنی در مذهب مالکی
خیار عیب در مذهب شافعیه
عیب جدید در مذهب شافعی
ردّ مبیع معیوب به طور فوری در مذهب شافعی
نماء و زیادتی در مبیع در مذهب شافعی
تعدد مبیع و مشتری در مذهب شافعی
برائت از عیوب در مذهب شافعی
قول اول
قول دوم
اختلاف بایع و فروشنده در مذهب شافعی
حالت اول
حالت دوم
حالت سوم
حالت چهارم
اسقاط خیار عیب از عیوب در مذهب شافعی
حکم تصریه در مذهب شافعی
تلف مبیع در مذهب شافعی
عیوب باطنی در مذهب شافعی
خیار عیب در مذهب حنبلی
عیب جدید در مذهب حنبلی
رد مبیع به طور تراخی و عدم حضور بایع در مذهب حنبلی
تعدد مبیع معیوب و مشتری در مذهب حنبلی
نماء و زیادتی در خیار عیب در مذهب حنبلی
برائت از عیوب در مذهب حنبلی
اختلاف بایع و خریدار در خیار عیب در مذهب حنبلی
صورت اول
صورت دوم
صورت سوم
تلف مبیع در مذهب حنبلی
عیوب باطنی در مذهب حنبلی
خیار عیب در مذهب حنفیه
خیار رؤیت در مذاهب اسلامی
خیار رؤیت در مذهب امامیّه
فوریت و تراخی در مذهب امامیه
فسخ خیار رؤیت برای بایع و مشتری در مذهب امامیه
اسقاط خیار رؤیت در مذهب امامیّه
خرید لباس نیم دوز با شرط اتمام آن در مذهب امامیه
اختلاف بین بایع و مشتری در خیار رؤیت در مذهب امامیه
شرط سقوط خیار رؤیت در عقود مذاهب امامیه
خیار رؤیت در مذهب مالکیه
رؤیت مبیع قبل از عقد در مذهب مالکی
خیار رؤیت در مذهب شافعیه
1 – قول اول ( قدیم )
2 – قول دوم ( جدید )
رؤیت مبیع قبل از عقد در مذهب شافعی
نمونه برداری در خیار رؤیت شافعی
خیار رؤیت در مذهب حنبلی
نمونه برداری در خیار رؤیت در مذهب حنبلی
رؤیت قبل از عقد در مذهب حنبلی
خیار رؤیت در اختلاف بایع و مشتری در مذهب حنبلی
خیار رؤیت در مذهب حنفیّه
رؤیت مبیع قبل از عقد در مذهب حنفی
خیار رؤیت در اختلاف بایع و مشتری در مذهب حنفی
خیار غبن در مذاهب اسلامی
خیار غبن در مذهب امامیه
کاشف شرعی
کاشف عقلی
خیار برای مغبون چگونه ثابت می شود ؟
خیار غبن در مذهب حنفیه
خیار غبن در مذهب مالکیه
خیار غبن در مذهب حنبلی
خیار تأخیر و تبعض صفقه در مذاهب امامیه و حنفیه
بیان چند مسأله در مذهب امامیّه
خیار تأخیر در مذهب امامیه
خیار نقد ( خیار تأخیر ) درمذهب حنفیه
خیار تبعض صفقه در مذهب امامیه
خیار تفریق صفقه در مذهب حنفیّه
اما خیار مجلس
اسقاط خیار در مذهب امامیه
تدلیس ( تصریه ) در مذهب امامیه

مقدمه

حمد و سپاس خدای را که ما را به حقانیّت اسلام آشنا کرد وبه صراط مستقیم هدایت نمود ودرود بر حضرت خاتم المرسلین صلی الله علیه و آله که خدای تعالی او را بر امت اسلامی با شریعت یکتاپرستی مبعوث نمود و درود بر آل او مخصوصاً صاحب الزمان ( عج ) منجی عالم بشریت که هادیان و راهنمایان بشر در طول تاریخ هستند و درود بر شهیدان راه حق و امام شهیدان خمینی روح خدا

اما فقهای نخستین همان محدثان و مفصران و حافظان قرآن بودند که مسائل فقهی را به مردم می آموختند از جمله آنها حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام و عبد الله بن مسعود و ;;;; را می توان نام برد ولی در قرون بعدی ، یعنی در قرن دوم و سوم هجری ، با پیچیده تر شدن مسائل جامعه و رشد فکری جامعه اسلامی پایه های مکاتب کلامی مانند معتزلی و اشعری و همچنین مذاهب فقهی مانند حنفی ، مالکی – شافلی حنبلی به روش معمول و مصطلح آن گذاشته شد و در قرنهای بعدی به سیر خودش ادامه داد

مسلمین از زمان ، رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله بر سر مسأله امامت اختلاف پیدا کردند  واین اختلافات با گذشت زمان بیشتر و عمیق تر گشت و موجب شد تا امت اسلامی به یکی از مذاهب و مکاتب فقهی و عقلی روی بیاورند و در مقابل مذهب دیگری قرار بدهند و مع الاسف این تضارب آراء و افکار مختلف به جای تقویت جامعه مسلمین شود ، باعث تضعیف مسلمین در مسایل سیاسی و فرهنگی و اقتصادی جهان اسلام گردید که هنوز هم سوء استفاده های زیادی از جانب استعمارگران از تفرّق ملل اسلامی می برند ؛ بعنوان نمونه شاید بتوان گفت که تأسیس فرق ضالّه مانند و هابیت ، بهائیت و غیره در راستای اهداف پلید مزوّرانه استعمارگران می باشد

حال با عنایت به مطلب یاد شده اگر بتوان این اختلاف را بررسی کرد و کینه ها و عقده های گذشته را کنار گذاشت و در بین مسلمین با توجه به مصداق آیه شریفه « واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا » [1] اتحاد برقرار کرد ؛ موجب تقویت مسلمین و در نتیجه استقلال آنها و هویت حقیقی آنها که همان « امت واحده اسلامی » می باشد ، خواهد شد

به قول حافظ

زفکر تفرقه باز آی ، تا شوی مجموع                     به حکم آنچه شد اهرمن ، سروش آمد

تأسیس دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه ، بخصوص در حال حاضر بعد از رحلت امام که تحرک بخشیدن این مرکز بزرگ و حساس را همیشه مد نظر داشتند ، پیدا شدن  طلایه ها وحدت را نوید می دهد

امید است ، در آتیه نزدیک ، امت اسلامی فارغ از تعصبات درون مذهبی و گرایشات سرشار از محبت و نوع دوستی امّت اسلامی را بدست آورند


 

تعریف چند واژه و معنی لغوی و اصطلاحی خیارات در مذاهب اسلامی

1 – تعریف چند اصطلاح

می دانیم که هر علمی مقدمه و موضوع و بخشها و قسمتهای مخصوص و مشخصی را داراست که حیطه آن علم را مشخص می نماید

علم فقه نیز به تبع این قانون کلی تعاریف و موضوعات گسترده ای را در بر می گیرد که شناخت و فهم آنها برای درک مفاهیم و قوانین کلی و اساسی لازم و ضروری است

مفاهیم و کلمات مشخصی در متون فقهی معاملاتی وجود دارد که تعاریف مختصری را در اینجا برای هر کدام از مفاهیم ذکر می کنیم

عقد جایز عقدی است که طرفین معامله یعنی خریدار و فروشنده می توانند معامله را به دلخواه خود فسخ کرده و خود را از مقررات عقد انجام شده معاف کنند از جمله عقد هبه . البته لازم به ذکر است که در بین فقها در مورد جواز یا لزوم بعضی از عقود اختلاف نظر وجود دارد

لزوم مقررات خاصی را برای عقود ایجاد می کند که به دلخواه خود و بدون عذر شرعی نمی توانند آن عقود را به هم بزنند مثلاً عقد بیع ، عقد لازمی است که تنها در صورت وجود شرایط خاصی ، این لزوم از بین می رود . مثلاً در عقد بیع خیار مجلس وجود دارد که ضروروت و لزوم بیع را تا حدی تحت الشعاع خود قرار می دهد

اقاله ، به هم زدن معامله و از بین بردن آثار بیع است . مثلاً بعد از انجام عقد ، یکی از طرفین می گوید که عقد را به هم بزنیم و اگر طرف دیگر راضی باشد ، معامله کان لم یکن خواهد بود

اقاله به معنی لغوی گذشت از خطا و رهائی از ابتلا و به معنی اصطلاحی انصراف متعاملین از معامله و انحلال عقد با رضایت طرفین است . به اقاله تفاسخ و تقایل نیز گویند . همچنانکه عقد با توافق طرفین انعقاد می یابد با تفاسخ آنان نیز از بین می رود . قانون این امر را تجویز کرده است

فسخ دارای خصوصیات ذیل است

الف : اثر عقد معین یا ایقاع معین را از بین برده و به حالت زمان حدوث عقد یا ایقاع
( در حدود امکان و قدرت ) بر می گرداند این اختلاف در بین فقها هست که فسخ از حین وقوع عقد مؤثر است یا از حین فسخ به نظر راجح این است که فسخ از حین فسخ مؤثر است

بیع ، انتقال عینی از شخصی به دیگری است در مقابل عوض مقدّر که از روی رضایت طرفین انجام می شود [2]

و به نظر شیخ انصاری انشای تملیک عین به مال است [3]

عقد عبارت است از این که یک یا چند نفر در برابر یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آنها باشد . به تعبیر دیگر عقد از اسباب تملک به شمار می رود زیرا به وسیله عقد می توان مالک عین یک مال یا منافع آن شد

قانون مدنی در تعریف عقد اکتفا به عقد عهدی کرده که به موجب آن شخص انجام امری را که مورد قبول دیگری است به گردن گیرد و عهده دار آن شود که اگر انجام ندهد قانوناً اجبار و الزام می شود و حال آن که عقد تملیکی هم وجود دارد که عین مال از طرف کسی به دیگری انتقال یابد

خیارات کلمه عربی است و جمع مؤنث خیار است . در اصطلاح قانون حقوقی حقی است برای متبایعین یا یکی از آنها که می تواند عقل لازم را به هم زند

عقد

اجرای معامله است بین خریدار و فروشنده که در گذشته با ذکر الفاظ انجام می شد ولی امروزه لفظ استعمال چندانی ندارد

لزوم حکمی و حقی

( فقه – مدنی ) هر گاه طرفین یک عقد لازم نتوانند در آن شرط خیار کنند لزوم آن عقد لزوم حکمی است مانند لزوم عقد نکاح و عقد ضمان . و هر گاه بتوانند در آن عقد ، شرط خیار کنند و به این ترتیب لزوم آن را برای مدتی از بین ببرند لزوم عقد مزبور را لزوم حقی گویند مانند لزوم بیع زیرا در عقد بیع می توان شرط خیار نمود

1 – شرط در عرف به معنای رسم و شیوه نیز استعمال می شود

2 – شرط در اصطلاح به معنای مطلق عهد است . [4]

3 – شرط در علم اصول آنچه از عدم آن ، عدم چیزی دیگر لازم آید . [5]

تعریف لغوی و اصطلاحی خیار

تعریف خیار

برای آشنایی با بحث خیارات و احکام آنها ، لازمست در ابتدا به تعریف خیار بپردازیم

تعاریف مختلفی برای خیار ارائه شده است . صاحب جواهر فرموده اند : خیار به معنی اختیار و انتخاب یعنی ترجیح یکی از دو شق قضیه است

اما در اینجا  ، این معنی مورد نظر نیست بلکه به معنای مالکیت و تسلط پیدا کردن بر اقرار به عقد یا از بین بردن آن است ، که بعد از وقوع عقد به مدت معلومی می تواند عقد را به هم بزند ( معنای اول معنای لغوی و دومی اصطلاح فقهی است ) و شکی نیست که خیار ثابت بلکه ضروری است که وجود داشته باشد

در مکاسب این گونه آمده است : خیار در لغت اسم مصدر است از اختیار . و در نظرات جماعتی از متأخرین به معنای فسخ عقد است . همان گونه که در جایی از الایضاح اشاره شده است که در عقد جائز و فضولی وجود دارد . و در میراث مربوط به زیاده از ثلث می شود

خیار در کتب حقوقی [6] به معنای تسلط بر ازاله اثر حاصل از عقد است . در قانون مدنی ، تعریفی از آن نشده است زیرا ماهیت آن تا اندازه ای بدیهی است و تعریف فقهی بالا نیز از مفهوم عرفی خیار گرفته شده است . بنابراین تسلط قانونی شخص در اضمحلال عقد را خیار گویند . خیار ممکن است ناشی از تراضی طرفین باشد (
مانند خیار شرط ) یا ناشی از حکم قانون باشد مانند خیار مجلس ( ماده 397 ق . م ) عقد خیاری آنست [7] که برای طرفین یا یکی از آنها یا برای ثالثی اختیار فسخ باشد . چنانکه می دانیم در عقد لازم می توان با توافق ، آنرا به عقد خیاری تبدیل کرد و اختیار فسخ را نه تنها برای هر یک از طرفین ، حتی برای شخص دیگری که قبلاً از بین طرفین مشخص است تفویض کرد

به این ترتیب طرفین معامله هر وقت خواستند می توانند با استفاده از اختیار فسخ عقد آن را منحل سازند . می دانیم که عقد اجاره از عقود لازم است و برای مدت معین واقع شده است موجر یا مستأجر برای خود حق فسخ اجاره را مثلاً پس از شش ماه یا فروش یا خرید خانه قائل می شوند که اگر از این حق استفاده کردند عقد انحلال پیدا می کند و اگر استفاده نکردند عقد ادامه می یابد

شرط فسخ یا اختیار فسخ غیر از حق فسخ است که در قانون در موارد معینی بدون ایجاد شرط فسخ برای احد طرفین یا هر دوی آنها قائل شده است . حق فسخ حق قانونی ولی شرط فسخ شرط قرار دادی است

فسخ معامله به موجب خسارات که در قانون مدنی ذکر شده است و هر یک از آنها با حصول و وقوع خود حق فسخ ایجاد می کند به حکم قانون برقرار شده است مثل اختیار فسخ معامله به علت معیب بودن مبیع

اما فسخ عقد به موجب شرط ضمن عقد نتیجه قرار داد و توافق طرفین است مثل این که خریدار خانه در ضمن بیع شرط کند که تا مدت یک ماه حق دارد معامله را فسخ نماید . خیار در اصطلاح عبارت است از ملکیت و تسلط برای فسخ عقد ، به این معنی که صاحب حق خیار ، مالک فسخ عقد باشد یعنی اختیار به هم زدن معامله یا باقی گذاردن آنرا داشته باشد

شیخ انصاری در تعریف خیار به « ملک فسخ عقد » توضیح داده اند که این تعبیر به خاطر یادآوری این نکته است که خیار از حقوق است نه از احکام ، بنابراین اجازه و ردّ فضولی ، تسلط بر فسخ عقود جائزه که از احکام هستند از تحت تعریف خیار خارج اند

حق خیار ، مانند ملکیت از امور اعتباری بوده و دارای ارزش و بهایی است و بر آن آثار و احکامی مترتب می باشد

گاهی خیار را این چنین تعریف کرده اند : مالک بودن کسی اقرار عقد را یا فسخ و ازاله آن را ، و این تعریف متأخیرن است [8]

خیار در اصطلاح فقه

خیار در اصطلاح عبارت است از ملک فسخ عقد ، بدین معنی که صاحب حق خیار مالک فسخ عقد باشد یعنی اختیار بهم زدن معامله یا باقی گذاردن آن را داشته باشد [9]

محقق شیخ انصاری می گوید ؛ در تعریف خیار که به ملک فسخ عقد تعبیر شده است ، شاید به خاطر تنبیه به این نکته باشد که خیار از حقوق است نه احکام ، بنابراین اجازه ورد عقل فضولی ، تسلط بر فسخ عقود جایزه که از احکام هستند از تحت تعریف خیار خارج هستند ، حق خیار مانند ملکیت از امور اعتباری است و دارای ارزش و بهایی است و برآن آثار و احکامی مترتب است

و گاهی خیار را این چنین تعریف کرده اند : کسی که اقرار عقد یا فسخ و از اله آن مالک باشد [10] . و این تعریف در جواهر الکلام نیز آمده است

« خیار ، تملیک اقرار عقد و ازاله آن بعد از وقوع مدت معلوم است و فی الجمله شیک در ثبوت آن نیست بلکه آن مانند ضروریات است هر چند که اصل در بیع لزوم است یعنی بناء آن بر جواز نیست [11]

در بین اهل سنت خیار به معانی زیر تعریف شده است

خیار اسمی از اختیار است و آن طلب بهترین دو امر در امضاء بیع و یا رد آن است ؟

و خیار به معنی برگزیدن و اختیار دادن به فروشنده و خریدار به صحت بیع یا فسخ آن بعد از دانستن صحت بیع و بطلان آن و شارع مقدس حضرت محمد ( ص ) برای رفع حال متعاقدین در هر عقدیکه در مقابل عوض ، صیغه بیع در آن اجراء گردد خیار تجویز نموده ، لکن در هر چیزی که صیغه بیع در آن اجراء نگردد مانند شفعه ، هبه  ، ابراء ، نکاح ، نذر و صداق و مساقات وامثال اینها خیار نیست [12]

خیارات آنچنان رابطه تنگاتنگ با معاملات دارد که کاملاً می توان ادعا نمود از هنگام تشکیل جوامع بشری که انسانها به معامله با یکدیگر پرداخته اند بیگانه با خیار که امری عقلایی است نبوده اند ، اگر چه دو خیار مجلس و حیوان از احکام تأسیس دین مقدس اسلام به شمار می آیند همانطوریکه امام خمینی « ره » فرموده اند « حقیقت خیار یک چیز است و آن حقیقت عرفی است در تمام موارد شرعی بودن و عقلایی نبودن خیار مجلس و حیوان شناخته شده نزد عرف ، شرعاً در این دو مورد قرار داده شده است » بنابراین صرف نظر از دو خیار یاد شده تاریخ خیار در جوامع بشری به دوران ماقبل تاریخ هم می رسد و نمی توان مبدأ معینی برای آن تعیین کرد و از آنجا که امر خیار امر عقلایی است نمی توان هیچ یک از انواع آن را از نظر تاریخی بر دیگری مقدم شمرد

قوم عرب نیز از این امر مستثنی نیست ، اعراب حتّی رسوم دیگر ملل را پذیرا بودند و در دوران جاهلیت از ایرانیان و رومی ها ، قوانینی را اتّخاذ کرده بودند ، که در امر خرید و فروش آنها را به کار می بردند


[1]  – آیه 103 سوره آل عمران

[2] – علامه حسن بن یوسف مطهر حلّی ، تذکره الفقها ، ج 2 ، منشورات المکتبه المرتضویه لاحیاء الاثار الجعفریه ، شیخ ابی جعفر محمد طوسی

[3]  – شیخ مرتضی انصاری ، مکاسب ، چاپ تبریز ، ص

[4]  – لغت نامه ، دهخدا ، جلد 9   ، ص

[5]  – مکاسب ، انصاری ، ص

[6]  – دکترمحمد جعفر جعفری لنگرودی ، ترمینولوژی حقوق ، ص

[7]  – حقوق مدنی ، عقود وتعهدات و الزامات ، دکتر حسینقلی کاتبی ، چاپ دوم

[8]  – دکتر علیرضا فیض ، مبادی فقه و اصول ، تهران ، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران ، ص

[9]  – مبادی فقه اصول ؛ ص

[10]  – کتاب المکاسب ، جلد دوم ، ص

[11]  – جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام ، جلد 23 ، ص

[12]  – المنهاج ، جلد دوم ، ص 43 و الموطاً ص

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید