دانلود مقاله رابطه دموکراسی و ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی (ره) در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله رابطه دموکراسی و ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی (ره) در فایل ورد (word) دارای 26 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله رابطه دموکراسی و ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی (ره) در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله رابطه دموکراسی و ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی (ره) در فایل ورد (word)

مقدمه    
نظریه ولایت فقیه امام خمینی    
1ـ مفهوم ولایت فقیه    
2ـ ماهیت ولایت    
3ـ دلایل ولایت فقیه    
الف: دلایل نقلی بر ولایت فقیه    
ب: دلایل عقلی بر ولایت فقیه    
1ـ جایگاه آزادی در نظریه ولایت فقیه    
الف: آزادی مطلق    
ب: آزادی در محدوده قانون    
1-انتخاب ولی فقیه    
2ـ جایگاه برابری سیاسی در نظریه ولایت فقیه    
برخورداری از حق انتخاب مناصب و مقامات    
برابری در برابر قانون    
3ـ سیستم نمایندگی و تفکیک قوا در نظریه ولایت فقیه    
1ـ قوه مقننه «قانونگذاری»    
2ـ قوه مجریه    
3ـ قوه قضائیه    
منابع    

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله رابطه دموکراسی و ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی (ره) در فایل ورد (word)

1 مجموعه آثار امام خمینی، صحیفه امام، ج 10، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، 1378، ص 95

2 همان، ج 11، ص 22

3 همان، ج 10، ص 58

4 عبدالحسین امینی، الغدیر من الکتاب و السنته و الادب، ج 1 قم: مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، 1416 ق، صص 649 ـ 609

5 سوره مائده، آیه 55

6 امام خمینی، ولایت فقیه، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص51

7 احمد واعظی، حکومت اسلامی، سی و دو درس در زمینه اندیشه سیاسی اسلام، قم: دفتر تألیف و نشر متون درسی حوزه، 1380، ص 118

8 علیرضا رجالی تهرانی، ولایت فقیه در عصر غیبت، چاپ اول، قم: نبوغ، 1379، ص 127

9 سوره نساء، آیه 6

10 حر عاملی، وسائل‌الشیعه، ج 18، تهران: المکتبه الاسلامیه، بی‌تا، ص 98، کلینی، اصول کافی، ج 1، بیروت، دارالاضداء، بی‌تا، ص 67

11 امام خمینی، شئون و اختیارات ولی فقیه، ترجمه کتاب البیع، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بی‌تا، ص 24ـ 23

12 علیرضا رجالی تهرانی، پیشین، صص 248 ـ 247

13 علیرضا رجالی تهران، پیشین، ص 248

14 امام خمینی، صحیفه امام، ج 7، ص 535

15 علی خاتمی، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، چاپ اول، قم: نشر بلاغت، 1376، ص 58

16 امام خمینی، صحیفه امام، ج 17، ص 113

17 علیرضا رجالی تهرانی، پیشین، ص 216

18 محمد محمدی اشتهاردی، ولایت فقیه ستوان خیمه انقلاب، چاپ اول، تهران: مطهر، 1379، ص 53

19 امام خمینی، کتاب البیع، ج 3، قم: انتشارات اسماعیلیان، بی‌تا، ص 461

20 امام خمینی، ولایت فقیه، ص 50

21 امام خمینی، ولایت فقیه، ص 123

22 سوره مائده، آیه 1

23 صالحی نجف‌آبادی، ولایت فقیه ـ حکومت صالحان، چاپ اول، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1362، ص 209

24 امام خمینی، ولایت فقیه، ص 43

25 همان، ص 45

26 امام خمینی، شئون و اختیارات ولی فقیه، صص 30 ـ 29

27 صالح صبحی، نهج‌البلاغه، خطبه 173، قم: انتشارات دارالهجره، بی‌تا، ص 247

28 امام خمینی، ولایت‌ فقیه، ص 47

29 امام خمینی، صحیفه امام، ج 21، ص 289

30 ابوالقاسم پانیده، نهج‌الفصاحه، مجموعه کلمات قصار حضرت رسول الله، تهران: جاویدان، 1374، ص 424

31 امام خمینی، صحیفه امام، ج 21، ص 178ـ 177

32 علیرضا رجالی تهرانی، پیشین، ص 179

33 علی خاتمی، پیشین، ص 60

34 اسلام ناب در کلام و پیام امام خمینی، تبیان آثار موضوعی، دفتر پنجم، چاپ دوم، قم: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374، ص 119

35 امام خمینی، صحیفه امام، ج 21، ص 419

36 صحیفه امام، ج 9، ص 357

37 همان، ج 12، ص 277ـ278 و 168

38 همان، ج 12، ص 156

39 همان، ج 17، ص 392

40 همان، ج 17، ص 393

41 همان، ج 13، ص 413

42 همان، ج 11، ص 292ـ291

43 سیف‌اله صرامی، حقوق مردم در حکومت از دیدگاه امام خمینی، چاپ اول، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1380، ص 195 به نقل از شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 4، قم: جامعه مدرسین، بی تا، ص 279

44 سوره حجرات، آیه 13

45 امام خمینی، صحیفه امام، ج 14، ص 221

46 همان، ج 6، ص 463

47 همان، ج 4، ص 418

48 عباسعلی عمید زنجانی، فقه سیاسی، ج 1، چاپ چهارم، تهران: امیرکبیر، 1377، ص 192

49 محمدتقی مصباح، پرسشها و پاسخها، ج 1، چاپ دوم، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1379، ص 21

50 مصطفی ناصص، ولایت فقیه و تفکیک قوا، چاپ اول، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1378، ص 65

51 عباسعلی عمید زنجانی، پیشین، ص 289

52 محمد هاشمی، حقوقی اساسی جمهوری اسلامی، ج 1، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، 1374، ص 90

مقدمه

مهمترین شاخص‌های دموکراسی یعنی آزادی، برابری سیاسی، سیستم نمایندگی و تفکیک قوا در اندیشه امام خمینی وجود دارد و با توجه به تفاوت برداشت امام از این شاخصها مفهوم مورد نظر امام نسبت به دموکراسی نیز متفاوت می‌گردد

اکنون برای روشن‌تر شدن دیدگاه امام نسبت به دموکراسی، رابطه آن با نظام سیاسی مطلوب امام (جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه) را مورد بررسی قرار می‌دهیم

با توجه به اینکه، سؤالاتی که از امام در مورد نوع حکومت می‌پرسند و با توجه به اختلاف نظری که بین امام و سایرین نسبت به عنوان جمهوری اسلامی یا جمهوری دمکراتیک اسلامی اتفاق می‌افتد و امام فقط عنوان جمهوری اسلامی را انتخاب می‌کنند سؤالی که مطرح می‌شود این است که: آیا حذف واژه دموکراتیک از عنوان جمهوری اسلامی از سوی امام به مفهوم طرد دموکراسی است؟

جواب سؤال منفی است. امام معتقد است که در خود نظام سیاسی اسلامی، شاخص‌های دموکراسی وجود دارد. در همین زمینه امام خمینی می‌فرمایند قید دموکراسی چیزی نیست که ما بخواهیم به حکومت اسلامی اضافه کنیم بلکه حکومت اسلامی ذاتاً بر مبنای دموکراسی استوار است. از این رو امام در پاسخ به اینکه چرا با آوردن کلمه دموکراتیک در کنار جمهوری مخالفت کردید، می‌فرمایند

«این توهم این را در ذهن می‌آورد که اسلام محتوایش خالی است از این، لذا احتیاج به این است که یک قیدی پهلویش بیاورند و این برای ما بسیار حزن‌انگیز است که در محتوای یک چیزی که همه چیزها به طریق بالاترش و مهمترش در آن هست. حالا ما بیاییم بگوییم که ما اسلام می‌خواهیم و اما با اسلاممان دموکراسی باشد. اسلام همه‌چیز است مثل این است که شما بگویید که ما اسلام را می‌خواهیم و می‌خواهیم که به خدا هم اعتقاد داشته باشیم. ولی به شرط این که به خدا هم معتقد باشیم این برای ما خیلی ناراحت‌کننده است که کسی یک همچو خیالی داشته باشد.»

بنابراین در این بحث به بررسی میزان سازگاری نظریه حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه و دموکراسی و شاخص‌های آن می‌پردازیم. با توجه به ضرورت توجه به مؤلفه‌های اصلی نظریه ولایت فقیه برای مقایسه با دموکراسی اشاره گذرا به این مؤلفه‌ها لازم به نظر می‌رسد

نظریه ولایت فقیه امام خمینی

امام خمینی نظریه ولایت فقیه را به عنوان نظریه نظام سیاسی مطلوب خود ارائه کرده‌اند. در اینکه چرا امام این نظریه را به عنوان نظریه نظام سیاسی مطلوب طرح می‌کند می‌توان گفت که از نظر وی تنها حکومتی که شبیه به حکومت پیامبر(ص) و معصومین(ع) باشد همان نظام سیاسی مطلوب است که جلوی دیکتاتوری و استبداد را می‌گیرد. ایشان در همین رابطه می‌فرمایند

«; در صورتی که ولایت فقیه هست [است] که جلوی دیکتاتوری را می‌گیرد اگر ولایت فقیه نباشد، دیکتاتوری می‌شود; آن است که می‌خواهد این دیکتاتوریها را بشکند و همه را به زیر بیرق اسلام و حکومت قانون بیاورد»

و در جای دیگر می‌فرمایند

«ولایت فقیه آنطور که اسلام مقرر فرموده است و ائمه ما نصب فرموده‌اند به کسی صدمه وارد نمی‌کند؛ دیکتاتوری به وجود نمی‌آورد. کاری که برخلاف مصالح مملکت است انجام نمی‌دهد، کارهایی که بخواهد دولت یا; برخلاف مسیر ملت و برخلاف مصالح کشور انجام دهد، فقیه کنترل می‌کند، جلوگیری می‌کند.»

بنابراین، توضیح چند نکته ضروری است

1ـ مفهوم ولایت فقیه

برای «ولایت» معنای متعددی ذکر کرده‌اند ولی معنای که با ولایت فقیه مناسب است و اراده می‌شود عبارتند از: «تصدی و سرپرستی و تصرف»

آیه 55 سوره مائده هم دلالت بر همین معنا می‌کند: «انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکاه و هم راکعون»

ولایت فقیه بر معنای آن است که در زمان غیبت، فقیه عادل، سزاوار تصدّی و سرپرستی جامعه اسلامی است و او را به این موقعیت شرعی و اجتماعی نصب شده است

2ـ ماهیت ولایت

ولایت به دو صورت تکوینی و اعتباری وجود دارد. ولایتی که فقیه از آن برخوردار است و از ادله استنباط می‌شود. ولایت اعتباری است. ولایت از سنخ تکوینی یک فضیلت و مقام معنوی است. امام خمینی در این‌باره چنین می‌فرماید

«وقتی می‌گوییم ولایتی را که رسول‌ اکرم(ص) و ائمه (ع) داشتند بعد از غیبت فقیه عادل دارد، برای هیچ‌کس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها همان مقام ائمه(ع) و رسول اکرم(ص) است. زیرا این‌جا صحبت از مقام نیست، بلکه صحبت از وظیفه است. ولایت یعنی حکومت و اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس، یک وظیفه سنگین و مهم است، نه اینکه برای کسی شأن و مقام غیرعادی به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرد. به عبارت دیگر، ولایت مورد بحث، یعنی حکومت و اجرا و اداره، برخلاف تصوری که خیلی از افراد دارند، امتیاز نیست، بلکه وظیفه‌ای خطیر است. ولایت فقیه از امور اعتباری عقلایی است و واقعیتی جز جعل ندارد.»

پس مشخص می‌شود که رسول‌الله(ص) و امامان معصوم(ع) از هر دو قسم ولایت برخوردار بوده‌اند. ولایت به دوگونه تقسیم می‌شود که عبارتند از

الف: ولایت از نوع تصدی و سرپرستی و اداره امور مؤمنین یعنی همان ولایتی که بعد از رسول خدا(ص) و ائمه معصومین(ع) فقیه عادل از آن برخوردار است و آیه ذکر شده، دلالت بر همین قسم ولایت دارد

ب: ولایت یعنی ناظر به تصدی امور کسانی است که به سبب قصور در فهم و شعور و یا عدم حضور نمی‌توانند حق خود را استیفا کنند و لازم است که ولی، از طرف آنان به کارهای این اشخاص اقدام کند مانند ولایت پدر بر اولاد صغیر یا سفیه.7 و ولایت فقیه از این سنخ نیست بلکه از سنخ اول می‌باشد و نباید این دو معنا را یکی دانست

3ـ دلایل ولایت فقیه

دلایل ولایت فقیه عبارتند از

الف: دلایل نقلی بر ولایت فقیه

دلایل نقلی، عبارت از روایاتی که دلالت بر ارجاع مردم به فقها برای رفع نیازهای حکومتی دارد یا فقها را به عنوان «امنا» یا «خلفا» و «وارثان» پیامبران و امامان معرفی کرده است.»

یکی از روایاتی که در خصوص اثبات ولایت فقیه واجد شرایط وجود دارد و بدان استدلال می‌شود «مقبوله» عمر بن حنظله است که از ذکر خود حدیث خودداری می‌شود اما معنای حدیث می‌گوید

«از امام صادق(ع) سؤال کردم که اگر دو نفر از شیعیان شما در مورد مسأله‌ای چون قرض یا ارث به یکدیگر نزاع کنند و برای رفع نزاع و داوری میان خود به پادشاه وقت و یا قضات رسمی مراجعه کنند، آیا این کار درست است؟»

حضرت فرمودند

«هر کسی از آنان در امری که حق باشد یا باطل، داوری بخواهد، به یقین متوسل به طاغوت شده است و هر چند چنان حاکمی به نفع او حکم کند، اگرچه حق مسلم او باشد، حرام است؛ زیرا حق خود را به حکم طاغوت گرفته است، حال آنکه خداوند متعال فرمان داده است که به طاغوت کفر ورزند، آنجا که می‌فرماید: «یریدون ان یتحاکمو الی الطاغوت و قد امرو ان یکفرو به»

عرض کردم، پس می‌فرمایید این دو نفر چه کنند؟

امام خمینی، نظریه ولایت فقیه را به عنوان نظریه نظام سیاسی مطلوب خود ارائه کرده‌اند که جلوی دیکتاتوری و استبداد را می‌گیرد

«ولایت یعنی حکومت و اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس، یک وظیفه سنگین و مهم است نه اینکه برای کسی شأن و مقام غیرعادی به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرد»

حضرت فرمود

«بنگرند که کدام یک از شما راوی حدیث ماست، و در حلال و حرام، صاحب‌نظر است و احکام ما را به خوبی می‌شناسد، پس حکم خود را به او واگذار کنند و به نتیجه داوری او خشنود باشند، زیرا من چنین شخصی را بر شما حاکم قرار داده‌ام. هرگاه چنان حاکمی میان شما حکم کرد و سخن او پذیرفته نشد، به یقین، حکم خدا کوچک شمرده شد و فرمان ما رد شده است و کسی که ما رد کند گویی خدا را رد کرده است و چنین کسی در حد شرک به خداست.»

امام خمینی نیز می‌فرمایند: این روایت از جمله روایات مورد قبول است

ب: دلایل عقلی بر ولایت فقیه

محکم‌ترین دلیل بر ولایت فقیه این است که قانون الهی و شریعت اسلامی، بدون گرداننده و مجری و ولی امر بی‌اثر و لغو و بیهوده می‌باشد

امام خمینی درباره ضرورت عقلی وجود ولایت فقیه می‌نویسد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله اصول تربیت دینی از منظر آیات و روایات در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله اصول تربیت دینی از منظر آیات و روایات در فایل ورد (word) دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله اصول تربیت دینی از منظر آیات و روایات در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله اصول تربیت دینی از منظر آیات و روایات در فایل ورد (word)

چکیده  
مقدمه  
1 جوان‌گرایی  
2 تفرد  
3 تفاوت‌های اجتماعی  
4 خانواده‌گرایی  
5 فطرت‌گرایی  
6 گزیده‌محوری  
نتیجه‌گیری  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله اصول تربیت دینی از منظر آیات و روایات در فایل ورد (word)

ـ نهج‌البلاغه، ترجمه صبحی الصالح، قم، دارالهجره

ـ پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، چ چهارم، دنیای دانش، تهران، 1382

ـ الاحسائی، ابن‌أبی‌جمهور، عوالی اللئالی، تحقیق مجتبی العراقی، [د.م]: [د.ن]، 1403ق/1983م

ـ البرقی، احمد‌بن‌محمد‌بن‌خالد، المحاسن، تحقیق السید جلال‌الدین الحسینی، قم، دارالکتب الاسلامیه، چ دوم، 1371ق

ـ برنجکار، رضا، معرفت فطری خدا، تهران، مؤسسه نبأ، 1374

ـ تمیمی آمدی، عبدالواحد‌بن‌محمد، غررالحکم و دررالکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، 1366

ـ الحرانی، ابومحمد الحسن‌بن‌علی‌بن‌الحسین‌بن‌شعبه، تحف العقول، تحقیق علی‌اکبر غفاری، مؤسسه النشر الاسلامی، چ دوم، 1363/1404ق

ـ حسینی راوندی، سیدابوالرضا ضیاء‌الدین فضل‌الله‌بن‌علی‌بن‌عبیدالله، النوادر (للراوندی)، قم، مؤسسه دارالکتاب

ـ الحلوانی، الحسین‌بن‌محمّد‌بن‌الحسن‌بن‌نصر، نزهه الناظر وتنبیه الخاطر، تحقیق مدرسه الإمام المهدی، قم، مدرسه الإمام المهدی، 1408ق

ـ الصدوق، ابی‌جعفر محمد‌بن‌علی‌بن‌حسین، الأمالی، ترجمه کوه‌کمره‌ای، قم، کتابخانه اسلامی، چ چهارم، 1362ش

ـ الصدوق، ابی‌جعفر محمد‌بن‌علی‌بن‌حسین، الخصال، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه، 1403ق

ـ الصدوق، ابی‌جعفر محمد‌بن‌علی‌بن‌حسین، علل الشرایع، [د.م] المکتبه الحیدریه، 1386 ق

ـ الطبرسی، أبی‌نصر الحسن‌بن‌الفضل، مکارم الأخلاق، [د.م]: مشهد، منشورات الشریف الرضی، چ ششم، 1392ق/1972م

ـ الطوسی، ابی‌جعفر محمد‌بن‌الحسن، الأمالی، قم، دارالثقافه، 1414ق

ـ الطوسی، ابی‌جعفر محمد‌بن‌الحسن، إختیار معرفه‌ الرجال، مشهد، دانشگاه مشهد، 1348

ـ الطوسی، ابی‌جعفر محمد‌بن‌الحسن، الغیبه، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1411ق

ـ فلسفی، محمدتقی، الحدیث (روایات تربیتی از مکتب اهل‌بیت(ع))، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1368

ـ القمی، ابی‌الحسن علی‌بن‌ابراهیم، تفسیر القمی، قم، مؤسسه دارالکتاب، چ سوم، 1404ق

ـ الکلینی، محمد‌بن‌یعقوب، الکافی، [د.م]: دارالکتب الاسلامیه، چ سوم، 1388ق

ـ المجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، چ دوم، 1403ق/1983م

چکیده

در این مقال، پس از بیان معنای لغوی و اصطلاحی «اصل» تربیتی، مجموعه‌ای از مهم‌ترین اصول تعلیم و تربیت دینی را بررسی می‌‌کنیم. این اصول با بهره‏گیری از آیات قرآن کریم و روایات پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) استخراج و کاوش می‌شوند

اصول تربیتی استخراج‌شده و معرفی‌شده عبارت‌اند از: جوان‌گرایی، تفرد، تفاوت‌های اجتماعی، خانواده‌گرایی، فطرت‌گرایی و گزیده‌محوری. برخی از این اصول، مورد توجه عموم فیلسوفان و دانشمندان تعلیم و تربیت بوده‌اند. اما در اینجا با استفاده از آیات و روایات، با نگاهی جدید به آنها پرداخته و یا جزئیات بیشتری از آن بحث می‌شود. برخی دیگر نیز از ویژگی‌های نظام تعلیم و تربیت اسلامی محسوب می‌شوند و به‌طور خاص مورد توجه فیلسوفان مسلمان هستند

کلید واژه‌ها: تربیت، تربیت دینی، اصول تربیتی، اهل‌بیت(ع)، نظام تعلیم و تربیت

مقدمه

فعالیت‌های تربیتی، از جمله فعالیت‌های اساسی است که در حیات فردی و جمعی انسان، تأثیری انکارناپذیر دارد. این فعالیت‌ها برای تحقق اهداف مورد نظر، تابع اصل یا اصولی هستند. مشخص‏کردن اصول تربیت در هر حیطه‌ (دینی، اجتماعی، اخلاقی، عقلانی و غیره) که باشد، از جمله اقدامات اساسی است که باید قبل از هر فعالیت تربیتی انجام پذیرد. این اصول از هر منبعی اخذ شون ـ‌فلسفه، دین، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و سایر رشته‌های معرفتی و علمی‌ـ باید پاس داشته و به رعایت آنها اهتمام ورزیده شود؛ در غیر این صورت، جریان تربیت، در فرایند خود تا رسیدن به هدف نهایی دستخوش مخاطره خواهد شد

مفهوم اصل:[272] به‌منظور برداشت یکسان از مفهوم «اصل» و بهره‌گیری از آن در اصول نام برده شده، ارائه تعریفی روشن از «اصل» ضروری می‌نماید. این نوشتار درصدد تحلیل و دقت‌های موشکافانه در تبیین و تعریف مفهوم «اصل» و کاربردهای آن نیست؛ زیرا نوشتار حاضر گنجایش چنین بررسی‌ای ندارد و این مهم مجالی ویژه و وسیع‌تر می‌طلبد

در لغت، به بیخ، بن و ریشه هر چیز «اصل» می‌گویند. این مفهوم در درون خود، اضافه و نسبت را به همراه دارد و همیشه در مقایسه با یک شیء دیگر سنجیده و مقایسه می‌شود؛ ولی مجازاً می‌تواند به‌طور مستقل در مورد هر امر مهم و اساسی‌ای که حکم بنیان برای چیزها و کارهای دیگر دارد، به کار رود

متناظر با مفهوم لغوی «اصل»، اصول تربیتی به دستورها و قواعد کلی‌ای اطلاق می‌شود که حکم ریشه و بنیان تدابیر، تصمیمات و فعالیت‌های تربیتی دارند و با هدایتگری‌های خود، درستی فرایند تربیت را از ابتدا تا انتها تضمین می‌کنند. با این نگاه، اصول تربیتی، همه جریان و کلیه بخش‌های تربیت شامل سیاست‌ها، اهداف، برنامه‌ها، روش‌ها، محتوا، ارزشیابی و; را تحت سیطره و نفوذ خویش دارند. این امر در حالی است که قید «راهنمای عمل» یا «راهنمای مربی» برای عبارت «دستورها و قواعد کلی» که در تعریف‌های گوناگون از سوی بسیاری از متخصصان ذی‌ربط به کار برده شده است، دامنه آن را به فعالیت‌های مربیان و معلمان محدود می‌کند و اقدامات سیاست‌گذاران تربیتی، برنامه‌ریزان تربیتی، تدوینگران محتوای آموزش‌ و دیگر دست‌اندرکاران تربیت را خارج از شمول وضع اصول تربیتی قرار می‌دهد. همچنین این قید، اصول را فقط برای روش‌ها لازم می‌داند و به‌طور تفریط‌آمیزی قلمرو نظارت و حکومت آنها را به روش‌های تربیتی تقلیل می‌دهد

ما به پیروی از دیدگاه خود درباره حوزه اصول، در این جستار به اصول ناظر بر روش‌ها محدود نمی‌شویم و در ذیل، به اصولی از تعلیم و تربیت دینی می‌پردازیم که بخش‌ها و جنبه‌های گوناگونی از موضوع تربیت را تحت پوشش قرار می‌دهند؛ بخش‌هایی مانند سیاست‌ها، اهداف، برنامه‌ریزی‌ها، روش‌ها و محتوا

1 جوان‌گرایی

اسلام دامنه سنی آموزش را از مهد تا لحد قرار داده است. در خصوص تربیت نیز اسلام گرچه تا قبل از چهل‌سالگی را مهم شمرده است، محدودیتی قایل نشده است. با این‌همه، اسلام به همه مراحل رشد و تکامل انسان به یک چشم ننگریسته است؛ برخی دوران را بر برخی مقدم داشته و آن را از نظر تعلیم و تربیت حائز اهمیت ویژه دانسته است. در این میان، دوران جوانی برای تعلیم و تربیت دینی حساب جداگانه‌ای دارد

اساساً جوانی در اسلام، به‌طور ویژه مورد توجه قرار گرفته است و برای جوان در زمینه‌های گوناگون، ‌احکام و دستورهای ویژه و مستقیم قرار داده شده است. به‌عنوان نمونه در باب نیکی به جوانان، پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: اوصیکم بالشّبّان خیرا؛[273] «من به همه شما مسلمانان توصیه می‌کنم که با جوانان با نیکی و نیکوکاری رفتار کنید (و شخصیت آنان را گرامی و محترم بدارید)»

به دلیل کثرت عنایت اسلام به جوانان، در روایات برحسب مورد، الفاظ متعددی برای آنان به کار گرفته شده است: «حدث»، «شاب»، «مراهق»، «یتیم»، «غلام»، «فتی»، «صغیر»، «ابن»، «بالغ»، «رشید»، «محتلم» و;

همان‌گونه که گذشت، یکی از زمینه‌هایی که جوانی در آن مورد توجه خاص قرار گرفته است، تعلیم و تربیت است. در این دوره درباره تعلیم و تربیت سفارش ویژه شده است. امام صادق(ع) در مقام اهمیت آموزش جوانان می‌فرماید: لَسْتُ أُحِبُّ أَنْ أَرَی الشَّابَّ مِنْکمْ إِلا غَادِیاً فِی حَالَیْنِ إِمَّا عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً;؛[274] «دوست ندارم از شما مسلمانان جوانی را ببینم که به غیر از یکی از این دو حالت صبح کند: یا عالم باشد یا جوینده علم»

در روایتی دیگر، همان امام بزرگوار برای تأکید بر فراگیری معارف دینی توسط جوانان می‌فرماید: لَوْ أُتِیتُ بِشَابٍّ مِنْ شَبَابِ الشِّیعَهِ لَا یَتَفَقَّهُ لأَدَّبْتُهُ؛[275] «اگر جوانی از جوانان شیعه را به نزد من بیاورند که وظیفه خود را در شناخت دین انجام نمی‌دهد، او را تأدیب خواهم کرد»

در این روایت دو تعبیر شایسته تأمل است: یکی «تأدیب» که در گزاره‌های دینی کمتر به کار رفته است؛ و دیگری «تفقّه» در دین که نشان‌دهنده لزوم درک عمیق دین (و نه صرفاً علامت ضرورت عمل به مناسک دینی) است

«جوانی» در اصطلاح رایج حدود 14 تا 29 سالگی را دربرمی‌گیرد؛ ولی در این مبحث، در مقابل پیری استعمال شده است و دامنه وسیع‌تری از سال‌های عمر را شامل می‌شود، و درحقیقت بخشی از بزرگ‌سالی و به‌خصوص قسمتی از کودکی را شامل می‌شود. تعیین دقیق دامنه جوانی از نظر اسلام، مستلزم تحقیق لغت‌‌شناختی در خصوص واژگان مأخوذ از روایات است، که پیش از این به آنها اشاره شد

به هر روی، جوانان ارزش سرمایه‌گذاری ویژه برای تربیت دارند؛ آنان به دلیل آنکه ذهنی خالی و نامشوش دارند، سریع فرامی‌گیرند و نیز آموخته‌هایشان پایدارتر است. پیامبر گرامی(ص) فرموده است: مَنْ تَعَلَّمَ فِی شَبَابِهِ کانَ بِمَنْزِلَهِ الرَّسْمِ فِی الْحَجَرِ وَمَنْ تَعَلَّمَ وَهُوَ کبِیرٌ کانَ بِمَنْزِلَهِ الْکتَابِ عَلَی وَجْهِ الْمَاءِ؛[276] «آن‌کس که در جوانی بیاموزد، آموزشش به منزله نقش در سنگ است (ثابت و پایدار می‌ماند) و آن‌کس که در بزرگ‌سالی بیاموزد، آموزشش به منزله نوشتن روی آب است»

تربیت‌پذیری جوانان، استثنایی است. آنان آمادگی فراوان برای تربیت دارند. امام علی(ع) در نامه 31 نهج البلاغه به فرزند خود می‌فرماید: إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ کالْأَرْضِ الْخَالِیَهِ مَا أُلْقِیَ فِیهَا مِنْ شَیْ‏ءٍ قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُک بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ یَقْسُوَ قَلْبُک؛ «دل جوان نوخاسته، مانند زمین خالی از گیاه و درخت است؛ هر بذری در آن افشانده شود می‏پذیرد و در خود می‌پرورد. من در آغاز جوانی‌ات به ادب و تربیت تو مبادرت کردم، پیش از آنکه عمرت به درازا بکشد و دلت سخت شود»

رهبران دینی توجه مربیان و دست‌اندرکاران تربیت دینی را به‌ این نکته مهم جلب کرده‌اند که در فعالیت خود، جوانان را محور قرار دهند و برای آنان سرمایه‌گذاری ویژه انجام دهند و نیز سیاست و برنامه مخصوص آنان تدارک ببینند. آن بزرگواران این نکته اصولی را به شکل‌‌های گوناگون به گوش متولیان رسانده‌اند؛ گاهی مستقیماً به تربیت دینی جوانان سفارش کرده‌اند، گاهی از تجربه خود در این زمینه سخن گفته‌اند، و گاهی حضور چشمگیر جوانان را در عرصه‌های ایمانی برشمرده‌اند

در روایتی اسماعیل‌بن‌عبدالخالق حکایت کرده است

امام صادق(ع) به ابی‌جعفر احول درحالی‌که من می‏شنیدم فرمود: به بصره رفته‌ای؟ پاسخ داد: آری. فرمود: شتاب مردم را در مورد ولایت و دخول در مذهب شیعه چگونه دیدی؟ در پاسخ گفت: به خدا سوگند که جمعیت شیعه اندک و با آنکه فعالیت هم می‌کنند ولی آن هم کم است. فرمود: شما بیشتر به جوان‌ها توجه کنید؛ زیرا جوانان به هر خیر و خوبی شتابان‏ترند.[277]

رسول اکرم(ص) در مورد تجربه تربیت دینی خود چنین گفته‌ است

به شما درباره نیکی کردن به جوانان سفارش می‌کنم؛ زیرا آنها دلی رقیق‌تر و قلبی فضیلت‌پذیرتر دارند. خداوند مرا به پیامبری برانگیخت، تا مردم را به رحمت الهی بشارت دهم و از عذابش بترسانم. جوانان سخنانم را پذیرفتند و با من پیمان محبت بستند؛ ولی پیران از قبول دعوتم سر باز زدند و به مخالفتم برخاستند. سپس این آیه‏ از قرآن را (که درباره کهن‌سالان و قساوت و سخت‌دلی آنان است) تلاوت کرد: سپس زمانی طولانی بر آنها گذشت و دچار قساوت و سخت‌دلی شدند.[278]

قرآن کریم داستانی مشابه را نیز درباره حضرت موسی‌بن‌عمران(ع) بیان می‌کند. زمانی که حضرت موسی(ع) به امر خدا قیام کرد و مردم را به آیین حق دعوت کرد، جز جمعی از ذراری و فرزندان قوم بنی‌اسرائیل، یعنی نوبالغان و جوانان، کسی از پدران و بزرگ‌ترها به وی ایمان نیاورد. آنان از ترس فرعون، از ایمان به موسی سر باز زدند. فَمَا آمَنَ لِمُوسَی إِلاَّ ذُرِّیَّهٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَی خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن یَفْتِنَهُمْ;؛ (یونس، 83) «سرانجام کسی به موسی ایمان نیاورد، مگر فرزندانی (جوانان) از قوم وی در‌حالی‌که (بزرگ‌ترها) بیم داشتند از آنکه مبادا فرعون و سران آنها به ایشان آزار رسانند»

امام علی(ع) در‌باره اصحاب حضرت مهدی چنین می‌فرماید

یاران حضرت مهدی همگی جوان‌اند و پیری در میان ایشان نیست، مگر به‌اندازه سرمه در چشم یا به‌قدر نمک در توشه راه، که کمترین چیز در توشه راه نمک است.[279]

چگونه از کنار دو پیام دینی زیر به ‌سادگی عبور کنیم و هیچ نتیجه اصولی تربیتی از آنها نگیریم: «فَبَادَرْتُک بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ یَقْسُوَ قَلْبُک؛ فرزند عزیزم، من در آغاز جوانی‌ات به ادب و تربیت تو مبادرت کردم، پیش از آنکه عمرت به درازا بکشد و دلت سخت شود»

فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ؛ «زمان [عمر] درازی بر آنها گذشت [بزرگ و پیر شدند]‏ و دل‌هایشان سخت شد»

بنابراین، آیا شایسته نیست جوان‌گرایی را به‌منزله اصلی تربیتی در تعلیم و تربیت دینی بپذیریم؟

2. تفرد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود پاورپوینت نبوت وامامت از دیدگاه قران در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 دانلود پاورپوینت نبوت وامامت از دیدگاه قران در فایل ورد (word) دارای 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در Power Point می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل پاور پوینت دانلود پاورپوینت نبوت وامامت از دیدگاه قران در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل مي باشد و در فايل اصلي دانلود پاورپوینت نبوت وامامت از دیدگاه قران در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود پاورپوینت نبوت وامامت از دیدگاه قران در فایل ورد (word) :

کوتاه از متن

مباحث دین شناسی از ضروری ترین بحثهایی است كه با جوانب مختلف زندگی انسان ارتباط می یابد برخی از دانشجویان عزیز در مورد مسائل گوناگون دین شناسی شبهات از سویی و عطش روز افزونی برای درك حقایق و معنویات داشته باشد لذا با مطالعه این اثر می تواند به بخشی از سؤالاتش پاسخ دهد
مباحث مختلف دین پژوهی موجود در این اثر به تعمیق باورهای دینی دانشجو از طریق مطال …

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله توصیه امام خمینی (ره) به جوانان در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله توصیه امام خمینی (ره) به جوانان در فایل ورد (word) دارای 26 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله توصیه امام خمینی (ره) به جوانان در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله توصیه امام خمینی (ره) به جوانان در فایل ورد (word)

جوانان و دام منافقان  
وظیفه جوانان مسلمان  
جوانان و خطر اندیشه‏ های وارداتی  
امام خمینی رحمه ‏الله و چشم امید به جوانان  
جوانان و مقوله آزادی  
جوانان و اصلاح نفس  
تهذیب نفس جوانان در نگاه امام رحمه ‏الله  
جوانان و شناخت حقیقت قرآن  
جوانان و رابطه با روحانیان متعهد  
وظیفه مسئولان در مورد جوانان حزب‏ اللهی  
جوانان و توجه به ورزش  
توصیه امام خمینی(ره)  به ورزشکاران  
•        قرآن، سرلوحه ورزشکاران  
•        فداکاری ائمه، سرمشق ورزشکاران  
•       حضور در صحنه های انقلاب  
•       هوشیاری نسبت به توطئه ها  
اندرزهای امام خمینی(ره) به دانشجویان  
دخالت در امور سیاسی  
جلوگیری از نفوذ عناصر انحرافی به دانشگاه ها  
استقبال از حکومت اسلامی  
اعتلای پرچم اسلام در دانشگاه ها  
تحصیل علم با کمال جدیت  
التزام به احکام اسلام  
خودیابی و خودباوری  
استفاده از کتب استاد مطهری  
رمز محبوبیت امام خمینی در نزد جوانان  
فهرست منابع:  

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله توصیه امام خمینی (ره) به جوانان در فایل ورد (word)

کتاب ورزش و ورزشکاران در اندیشه امام خمینی ( ره )

مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)؛ صحیفه امام؛ 22 ج،چ1 ، تهران

جوانان و دام منافقان

تفسیرهای شیطانی و تحمیل خواسته‏های خود بر مفاهیم نورانی مانند قرآن و نهج‏البلاغه، یکی از شیوه‏های گمراه‏سازیِ منافقان بوده و هست. بر این اساس حضرت امام خمینی رحمه‏الله پس از پیروزی انقلاب، به تمامی جوانان هشدار دادند: «جوانان عزیز دبیرستانی و دانشگاهی توجه کنند که سران و سردمداران گروه‏ها که می‏خواهند به اسم اسلام پایه‏های آن را سست کنند و جوانان را به دام اندازند، هیچ اطلاعی از اسلام و اهداف قوانین آن ندارند، و با خواندن چند آیه از قرآن و چند جمله از نهج‏البلاغه و تفسیرهای جاهلانه و غلط، نمی‏شود اسلام‏شناس شد. در حقیقت تمسک به قرآن و نهج‏البلاغه، برای کوبیدن اسلام و قرآن است تا راه را برای رهبران غربی و شرقی خود باز کنند و شما جوانان عزیز و سرمایه‏های کشور را بر ضد مصالح کشور خودتان بسیج نمایند. ای جوانان عزیز! هوشیار باشید [و] با تفکر و تعقل، فعالیت این منافقینِ بلندگوی غرب و منحرفین; را بررسی نمایید»

وظیفه جوانان مسلمان

راهزنی فرهنگی و انحراف فکری انسان‏ها، جنایتی بزرگ و جبران‏ناپذیر است. این عمل ناجوانمردانه، با هجوم اندیشه‏های شوم و هجوم سپاه نامرئی دشمن، به صورت ویروس‏های فکری و شبهه‏های ویرانگر عقیدتی پدید می‏آید؛ شبیخونی که تنها راه رهایی از آن، فراگیری دانش‏های دینی و قوی ساختن بنیان‏های اعتقادی است. حضرت امام رحمه‏الله در این باره فرموده است: «توجه نسل جوان به شناسایی و شناساندن چهره واقعی اسلام، موجب تقدیر است. ما امروز قبل از هر چیز وظیفه داریم تبلیغات اجانب و عمال استعمار را خنثی کنیم. شما نسل جوان موظف هستید غرب زده‏ها را از خواب بیدار کنید و فجایع حکومت‏های ضد انسانی آن‏ها و عمال آن‏ها را برملا نمایید». ایشان در جای دیگری می‏فرماید: «در شناسایی اسلام بیشتر جدیت کنید. تعالیم مقدسه قرآن را بیاموزید و به کار بندید. با کمال اخلاص در نشر و تبلیغ و معرفی اسلام به ملل دیگر و پیشبرد آرمان‏های بزرگ اسلام بکوشید»

جوانان و خطر اندیشه‏های وارداتی

هدف دشمنان اسلام و استقلال ما آن است که افق نگاه جوانان را به سوی خواسته‏ های شیطانی خویش تنظیم کنند و با عناوین فریبنده، جوانان را منحرف سازند. حضرت امام خمینی رحمه‏الله با اشاره به این نکته مهم فرموده است: «عوامل و ایادی استعمار که می‏دانند با آشنایی ملت‏ها، به خصوص نسل جوان تحصیلکرده به اصول مقدسه اسلامی، سقوط و نابودی استعمارگران وقطع دست آنان از منافع ملت‏ها و کشورهای استعمار شده قطعی خواهد بود، به کارشکنی پرداخته و می‏کوشند که با سمپاشی و آلوده ساختن اذهان و افکار جوانان، از جلوه‏گر شدن چهره تابناک اسلام جلوگیری نمایند و با عناوین فریبنده و مکتب‏های رنگارنگ، جوانان ما را منحرف سازند»

جوانان؛ نقطه امید

جوانان متعهد و دین‏باور ایران اسلامی، نقشی اساسی در پیروزی انقلاب اسلامی و حفظ استقلال و آزادی ملت رشید ایران داشته، در صحنه‏های مختلف از کیان اسلام و انقلاب دفاع و پاسداری کرده‏اند. بر همین اساس، امام خمینی رحمه‏الله جوانان را نقطه امید و پاسدار مکتب معرفی کرده، چنین فرموده است: «این‏جانب در این نفس‏های آخر عمرم، امیدم به طبقه جوان، عموما دانشجویان خارج و داخل، اعم از روحانی و غیره می‏باشد. امید است دانشمندان و متفکران روشن‏ضمیر، مزایای مکتب نجات‏بخش اسلام که کفیل سعادت همه جانبه بشر و هادی سُبُل خیر در دنیا و آخرت، و حافظ استقلال و آزادی ملت‏ها، و مربی نفوس و مکمل نقیصه‏های نفسانی و روحانی و راهنمای زندگی انسانی است، برای عموم بیان کنند»

امام خمینی رحمه‏الله و چشم امید به جوانان

امام خمینی رحمه‏الله حکیمی ژرف‏اندیش بود که از آغاز نهضت اسلامی، با نگاه اندیشمندانه خود، موجب بیداری دینیِ قشر عظیم جوانان این مرز و بوم شد. ایشان در آغاز حرکت الهی خود در نجف اشرف، تمامی جوانان روحانی و دانشجو را با نگاهی نو، همه سویه، ژرف و جامع به دین فراخوانْد و فرمود: «حس مسئولیت نسل جوان و کوشش‏های بی‏شائبه آنان در راه دفاع از اسلام و نوامیس قرآن مجید، در خور تقدیر و امیدواری است. این جانب در این تبعیدگاه ثانوی، چشم امیدم به جوانان روحانی و دانشگاهی مسلمان بوده و انتظار دارم که با تهذیب نفس و اخلاص، مطالعات و تحقیقات وسیع و دامنه داری را در زمینه شناخت احکام اسلامی و مبانی نورانی قرآن آغاز نمایند؛ اسلام واقعی را بشناسید و بشناسانید»

جوانان و مقوله آزادی

در نگاه اسلام، آزادی، مایه کمال و رشد جامعه است. البته اسلام، استفاده‏های خیانت‏آلود از واژه آزادی را مجاز نمی‏داند؛ زیرا در این صورت، جامعه دچار انحطاط و انحراف شده، به سقوط کشیده می‏شود. بر همین اساس است که امام راحل رحمه‏الله با هوشیاری، جوانان را از آزادی غربی که به بی‏بند و باری و لجام گسیختگی می‏انجامد، منع فرموده است: «این‏ها که آزادی می‏خواهند، این‏ها که می‏خواهند جوان‏های ما آزادباشند، قلم‏فرسایی می‏کنند برای آزادی جوان‏های ما، چه نحو آزادی را می‏خواهند؟ می‏خواهند جوانان ما آزاد بشوند، قمارخانه‏ها باز باشد، به طور آزاد مشروب‏خانه‏ها باز باشد، به طور آزاد عشرت خانه‏ها باز باشد. این چیزی است که از غرب دیکته شده است;. باید همه بدانیم آزادی به شکل غربی آن که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می‏شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانی‏ها و کتب و مجلاتِ بر خلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور، حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آن‏ها واجب است و از آزادی‏های مخرب باید جلوگیری شود»

جوانان و اصلاح نفس

تربیت و تهذیب جوانان، یکی از موضوعات کلیدی در بهبود جامعه اسلامی است. توجه به اصلاح نفس جوانان، برگرفته از معارف وحیانی و آموزه‏های عقلانی است که همواره در آسمان ذهن پیشوایان دینی ما می‏درخشد؛ از جمله امام صادق علیه‏السلام فرموده است: «جوانان را دریابید؛ زیرا آنان سریع‏تر از دیگران به کارهای خیر روی می‏آورند». حضرت امام خمینی رحمه‏الله هم باتوجه به این ویژگی جوانان چنین فرمود: «شما جوان‏ها بهتر می‏توانید تحصیل نفس کنید، شما به ملکوت نزدیک‏تر هستید از پیرمردها، در شما آن ریشه‏های فساد کمتر است;. یک پیر بخواهد اصلاح بشود، بسیار مشکل است؛ جوان زودتر اصلاح می‏شود;. نگذارید برای ایام پیری، حالا که جوان هستید سیر خودتان را بکنید، شروع کنید الان»

تهذیب نفس جوانان در نگاه امام رحمه‏الله

امام راحل و روشن‏اندیش که خود پیروز میدان مبارزه با هوای نفس بود، به خوبی از آموزه‏های آسمانی مکتب اسلام در مورد تهذیب نفس آگاهی داشت و بهترین دوره چنین مبارزه پی‏گیری را «ایام جوانی» می‏دانست و می‏فرمود: «اسلام آن‏قدر که به تهذیب این بچه‏های ما و جوان‏های ما کوشش دارد، به هیچ چیز کوشش ندارد. اسلام اصلاً برای آدم ساختن آمده است و این مکتب‏های انحرافی، آدم را از آدمیتش بیرون می‏کند;. مهم‏تر چیزی که برای کشور ما لازم است، تعهد اسلامی و تهذیب اسلامی است»

جوانان و شناخت حقیقت قرآن

قرآن، عهدنامه الهی برخلق خداست. شناخت، معرفت و عشق به این صحیفه همیشه سبز و سترگ الهی، روشنی اندیشه و نورانیت دل و دیده به آدمی می‏بخشد و او را به اوج دانایی و بینایی دیده‏ها ونادیده‏ها پرواز می‏دهد، به گونه‏ای که همچون روح خدا حضرت امام خمینی رحمه‏الله ، قرآن را آنگونه که بایسته و شایسته است می‏شناسد و همگان، به ویژه جوانان آرمان‏گرا، حقیقت‏طلب، پُر احساس و عدالت‏خواه را به شناخت، بینش، انس و هوشیاری در این عرصه دعوت می‏کند. رهبر فقید انقلاب در این‏باره چنین فرموده است: «مجاهدات و کوشش‏های خستگی‏ناپذیر شما جوانان روشن ضمیرِ مسلمان در راه درک صحیح اسلام و شناسایی حقیقت قرآن کریم، موجب امیدواری وخرسندی مسلمانان بیدار است. بر شما جوانان مسلمان لازم است که; اصالت‏های اسلامی را در نظر گرفته، مبادا قرآن مقدس و آیین نجات‏بخش اسلام را با مکتب‏های غلط و منحرف کننده‏ای که از فکر بشر تراوش کرده است خلط نمایید»

جوانان و رابطه با روحانیان متعهد

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله حقیقت انسان و تأثیر آن در تبیین حیات پس از مرگ؛ از نگاه سید مرتضی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله حقیقت انسان و تأثیر آن در تبیین حیات پس از مرگ؛ از نگاه سید مرتضی در فایل ورد (word) دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله حقیقت انسان و تأثیر آن در تبیین حیات پس از مرگ؛ از نگاه سید مرتضی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله حقیقت انسان و تأثیر آن در تبیین حیات پس از مرگ؛ از نگاه سید مرتضی در فایل ورد (word)

چکیده  
مقدمه  
1 دیدگاه سید مرتضی درباب حقیقت انسان  
1ـ1 دیدگاه سید مرتضی درباره روح و نفس  
2ـ1 ادله دیدگاه سید‌مرتضی  
استدلال مستقیم و استدلال غیرمستقیم  
1-2-1 استدلال‌ مستقیم  
2ـ2ـ1 استدلال‌ غیرمستقیم (استدلال از طریق نقد دیگر دیدگاه‌ها)  
نقدهای سید مرتضی بر دیدگاه شیخ مفید  
2 دیدگاه سید مرتضی در تبیین حیات پس از مرگ  
21 حقیقت مرگ  
2ـ2 عالم برزخ و کیفیت آن  
3ـ2 حیات اخروی و کیفیت معاد  
جمع‌بندی  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله حقیقت انسان و تأثیر آن در تبیین حیات پس از مرگ؛ از نگاه سید مرتضی در فایل ورد (word)

ابن‌زهره حلبی، ابوالمکارم (1417ق)، غنیه النزوع الی علمی الاصول و الفروع، قم، موسسه امام صادق(ع)

ابن‌شهر ‌آشوب، محمدبن ‌علی (1328)، متشابه‌القرآن و مختلفه، قم، بیدار

ابن‌فورک، محمدبن‌حسن (1987م)، مجرد مقالات الشیخ ابی‌الحسن الاشعری، بیروت، دارالمشرق

ابن‌مرتضی، احمدبن یحیی (بی‌تا)، طبقات المعتزله، بیروت، دار المکتبه الحیاه

ابن‌میثم بحرانی، میثم‌بن علی (بی‌تا)، قواعد المرام فی علم الکلام، تحقیق سیداحمدحسینی، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی

ابن‌نوبخت، ابواسحاق ابراهیم‌ (1413ق)، الیاقوت، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی‌نجفی

اسعدی، علی‌رضا (1389)، «نفس و معاد از دیدگاه سیدمرتضی»، نقد و نظر، ش60، ص170-180

اشعری، ابوالحسن علی‌بن اسماعیل (1929م)، مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، استانبول، مطبعه الدوله

بحرانی، سیدهاشم بن سلیمان (1416ق)، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، بنیاد بعثت

بریدی آبی، اشرف الدین صاعد (1970م)، الحدود و الحقائق، تحقیق حسین‌علی محفوظ، بغداد، مطبعه المعارف

پهلوانیان، احمد (1387)، رابطه نفس و بدن از منظر ملّاصدرا، قم، بوستان کتاب

حلّی، جعفربن حسن (1414ق)، المسلک فی اصول الدین، تحقیق رضا استادی، مشهد، آستان‌قدس‌رضوی

حلّی، حسن‌بن یوسف (1363)، انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، مقدمه محمد نجمی زنجانی، قم، شریف الرضی

ـــــ (1413ق)، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، تحقیق حسن حسن‌زاده‌آملی، قم، دفتر انتشارات اسلامی

ـــــ (1415ق)، مناهج الیقین، تهران، دارالاسوه

ـــــ (1426ق)، تسلیک النفس الی حضیره القدس، تحقیق فاطمه رمضانی، قم، مؤسسه امام صادق(ع)

حمصی رازی، سدیدالدین (1414ق)، المنقذ من التقلید، قم، تحقیق و نشر موسسه النشر الاسلامی

خدایاری، علی‌نقی (1390)، «نظریه‌های نفس‌شناسی متکلمان امامی سده‌های میانی و کارکرد آنها در تبیین آموزه معاد»، نقد و نظر، ش61، بهار 1390، ص69-108

دغیم، سمیح (1998م)، موسوعه مصطلحات علم الکلام، بیروت، مکتبه لبنان ناشرون

شریف مرتضی، علم‌الهدی (1250ق)، تنزیه الانبیاء، قم، شریف‌الرضی

ـــــ (1374ق)، طیف الخیال، مصر، طبعه عیسى الحلبی

ـــــ ‌(1387ق)، جمل العلم و العمل، نجف، مطبعه الآداب

ـــــ (1411ق)، الذخیره فی علم الکلام، قم، مؤسسه النشر الاسلامی

ـــــ (1415ق)، رسائل الشریف المرتضی، قم، دارالقرآن الکریم

ـــــ (1998م)، أمالی المرتضی، قاهره، دارالفکر العربی

صدوق، محمدبن علی (1414ق)، الاعتقادات، قم، الموتمر العالمی للشیخ المفید

طبرسی، فضل‌بن‌حسن (1415ق)، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات

طوسی، خواجه نصیرالدین (1405ق)، نقد المحصل، بیروت، دارالاضواء

ـــــ (1416ق)، قواعد العقائد، تحقیق علی‌ ربانی‌ گلپایگانی، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه

طوسی، محمدبن حسن (1362)، تمهیدالاصول فی علم الکلام، تهران، دانشگاه تهران

ـــــ (1430ق)، الاقتصاد فی‌ما یجب علی العباد، تحقیق سیدمحمد کاظم موسوی، قم، دلیل ما

فاضل مقداد، مقدادبن‌عبدالله (1405ق)، ارشاد الطالبیین الی نهج المسترشدین، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی

فیاضی، غلامرضا (1389)، علم النفس فلسفی، تحقیق محمدتقی یوسفی، قم، مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی(ره)

قاضی الفرّاء، ابویعلی محمدبن‌الحسین (1974م)، کتاب المعتمد فی اصول الدین، تحقیق ودیع زیدان حداد، بیروت، دارالمشرق

قاضی عبدالجبار (جمعه‌بن متویه) (بی‌تا)، المجموع بالمحیط بالتّکلیف، قاهره، الدار المصریه للتألیف و الترجمه

قاضی عبدالجبار المعتزلی (1981م)، المجموع فی المحیط بالتکلیف (جمعه ابن متویه)، بیروت، دارالمشرق

کلینی، محمدبن یعقوب‌ ( 1407ق)، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى، تهران، دارالکتب الإسلامیه

مجلسی، محمدباقر (1403ق)، بحارالانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی

مصباح، محمدتقی (1377)، آموزش فلسفه، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی

مفید، محمدبن نعمان (1413ق الف)، المسائل السرویه، قم، الموتمر العالمی للشیخ المفید

ـــــ (1413ق ب)، اوائل المقالات، قم، الموتمر العالمی للشیخ المفید

ـــــ (1413ق ج)، تصحیح الاعتقادات الامامیه، قم، الموتمر العالمی للشیخ المفید

مقری نیشابوری، ابوجعفرمحمدبن‌حسن (1385)، التعلیق، تحقیق محمود یزدی مطلق(فاضل)، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی

ملاحمی خوارزمی، محمودبن محمد، (1386)، الفائق فی اصول‌الدین، تهران، مؤسسه حکمت و فلسفه ایران

ـــــ، (1387)، تحفه المتکلمین فی الرد علی الفلاسفه، تهران، موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

ملّاصدرا (1383)، شرح اصول کافی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى

نباطی العاملی، علی‌بن‌محمد (1431ق)، الباب المفتوح الی ماقیل فی النفس و الروح، قم، مکتبه العلامه المجلسی

یوسفی، محمدتقی (1391)، رابطه نفس و بدن از دیدگاه ملّاصدرا و کتاب و سنت، پایان‌نامه دکتری، رشته فلسفه، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)

چکیده

تبیین حیات پس از مرگ و معاد، مبتنی بر شناخت حقیقت انسان و ساحت‌های وجودی اوست. اندیشمندان با ارائه رویکردهای گوناگون در این زمینه، تبیین‌های متفاوتی را ارائه کرده‌اند، که عمدتاً مبتنی بر رویکرد فلسفی در این زمینه‌اند؛ اما بسیاری از متکلمان مسلمان، دیدگاهی مادی‌انگارانه از انسان دارند و اصل وجود نفس یا غیرمادی بودن آن را نمی‌پذیرند. با این‌ حال، ایشان به معاد باور دارند و درباره حیات پس از مرگ تبیین ویژه خود را ارائه می‌دهند. سید مرتضی نخستین متکلم شیعی است که این رویکرد را در مباحث انسان‌شناختی متکلمان مطرح ساخته است. ادله‌ای که وی بر این مطلب اقامه کرده، اغلب مبتنی بر مادی بودن ادراک و عدم معقولیت پذیرش ساحتی غیرمادی در انسان‌‌اند. براین اساس وی از حقیقت مرگ، عالم برزخ و آخرت نیز تبیینی متفاوت ارائه می‌دهد. این مقاله، با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی دیدگاه سید مرتضی را بررسی می‌کند

کلیدواژه‌ها: حقیقت انسان، بدن، روح، نفس، مرگ، برزخ، آخرت، سید مرتضی.

مقدمه

مسئله حقیقت و ساحت‌های وجودی انسان، که به‌بررسی ساختار تشکیل‌دهنده وجود انسان (بدن، روح، نفس و;) و نحوه وجود (مادی، مثالی یا مجرد) هریک از آنها می‌پردازد، یکی از مهم‌ترین مسائل مطرح‌شده در تاریخ اندیشه بشری است، که ‌به‌علت داشتن ارتباط وثیق و مستقیم با بسیاری از آموزه‌های دینی، از اهمیت بسیار والایی برخوردار است. در زمره مهم‌ترین آموزه‌های دینی، بحث حیات پس از مرگ و معاد است، که تبیین آن مبتنی بر شناخت حقیقت و ساحت‌های وجودی انسان است؛ به‌‌گونه‌ای ‌که گزینش هر رویکردی در این مسئله، موجب ارائه تبیینی متفاوت از حیات پس از مرگ و معاد خواهد شد

شاید بتوان بیشترین تلاش‌ها را در این‌باره از آنِ فلاسفه دانست، که با پذیرش ساحتی غیرمادی در انسان، به ارائه دیدگاه‌هایی درباره تبیین حیات پس از مرگ و نیز چگونگی معاد جسمانی پرداخته‌اند. برخی از متکلمان امامیه در قرون نخستین و میانه مانند هشام‌بن حکم (ر.ک: مفید، 1413ق‌الف، ص58)، شیخ صدوق (صدوق، 1414ق، ص47) شیخ مفید (مفید، 1413ق‌الف، ص58 و 1413ق ب، ص77) و محقق طوسی (طوسی، 1405ق، ص379 و 1416ق، ص464) نیز از این دیدگاه طرف‌داری می‌کردند. این دیدگاه در قرون متأخر و با ظهور فیلسوف ـ متکلمان امامی‌مذهب آنچنان گسترش یافت که دیگر رویکردها در این زمینه به فراموشی سپرده شدند

البته باید گفت برخلاف تصور رایج و همسو با دیدگاه فلاسفه، که مدعی است انکار تجرد نفس لزوماً به انکار معاد می‌انجامد، بسیاری از متکلمان مسلمان، به‌رغم آشنایی با مباحث عقلی و آرای فلسفی، دیدگاهی مادی‌انگارانه از انسان دارند و اصل وجود نفس یا غیرمادی بودن آن را نمی‌پذیرند. با این‌همه ایشان به اصل معاد باور دارند و درباره حیات پس از مرگ تبیین‌هایی متفاوت با رویکرد‌های فلسفی به‌دست داده‌اند

متکلمانی مانند ابوالهذیل (ر.ک: اشعری، 1929م، ص329)، اصم (ر.ک: همان، ص335)، ابوالحسین خیاط (ر.ک: ملاحمی، 1387، ص158)، ملاحمی (ملاحمی، 1386، ص225)، قاضی عبدالجبار (قاضی عبدالجبار، 1981م، ج2، ص241)، ابوالحسن اشعری (ر.ک: ابن فورک، 1987م، ص146) و قاضی الفراء (قاضی الفرّاء، 1974م، ص101) بر این باورند که انسان، مجموعه همین بدن محسوس مشاهده‌پذیر است. این رویکرد در میان متکلمان شیعی نیز طرف‌دارانی دارد. نخستین متکلم شیعی که این رویکرد را اختیار کرد و آن را در مباحث کلامی به‌کار گرفت، سید مرتضی (436ـ355) بود. با اینکه شیخ مفید و قاضی عبدالجبار هر دو از استادان سید مرتضى بوده‏اند (ابن‌المرتضی، بی‌تا، ص117)، در بحث حقیقت انسان، وی متأثر از استاد معتزلی خود بوده و دیدگاه وی را پذیرفته است. چنین باوری درباره انسان، سالیانی متمادی در کلام شیعه مورد پذیرش قرار گرفت و متکلمانی همچون شیخ طوسی (طوسی، 1362، ص164ـ169؛ همو، 1430ق، ص135-139)، ابواسحاق ابراهیم‌بن‌نوبخت (ا‌بن‌نوبخت، 1413ق، ص54)، ابوعلی فضل‌بن‌حسن طبرسی (طبرسی، 1415ق، ج7، ص181)، ابوجعفر محمدبن‌حسن مقری نیشابوری (مقری نیشابوری، 1385، ص108-109)، ابن‌شهر آشوب (ابن‌شهر ‌آشوب، 1328، ج1، ص7؛ ج2، ص101)، سدیدالدین محمود حمصی (حمصی‌رازی، 1414ق، ج1، ص291-296)، قاضی اشرف‌الدین ‌صاعد بریدی‌آبی (بریدی‌آبی، 1970م، ص15-19) و ابن‌زهره (ابن‌زهره، 1417ق، ج2، ص112) به آن باور داشته‌اند. همچنین این دیدگاه زمینه را برای متکلمان قرون بعدی، مانند محقق حلی (حلّی، 1414ق، ص106 و 109)؛ ابن‌میثم بحرانی (بحرانی، بی‌تا، ص139-144)، علّامه حلی (حلّی، 1426ق، ص124؛ همو، 1413ق، ص406) و فاضل مقداد (فاضل مقداد، 1405ق، ص386) فراهم کرد، تا رویکرد مادی بودن نفس (نظریه اجزای اصلیه) را درباب حقیقت انسان بپرورانند

بنابراین با توجه به اینکه بیشتر آثار متأخر و معاصر کلامی و فلسفی که در باب تبیین حیات پس از مرگ و معاد نوشته شده‌اند، به دلیل غلبه دیدگاه فلسفی درباره ساحت‌های وجودی انسان، دیدگاه این متکلمان را کم‌اهمیت جلوه داده و از آن غفلت ورزیده‌اند، توجه به این عرصه و بازشناسی زوایای علمی آن، امری شایسته و بایسته به نظر می‌رسد. در این مقاله برآنیم تا با بررسی دیدگاه سید مرتضی به‌منزله یکی از مهم‌ترین متکلمانِ امامی مذهب، و نخستین متکلم شیعی که به تبیین این رویکرد پرداخته‌ است (ر.ک: حلّی، 1363، ص 2)، به این امر مهم دست‌یابیم

درباره دیدگاه سید مرتضی درباب حقیقت انسان و تبیین حیات پس از مرگ، دو مقاله نوشته شده است

علی‌رضا اسعدی، «نفس و معاد از دیدگاه سیدمرتضی»، نقد و نظر، ش60

علی‌نقی خدایاری، «نظریه‌های نفس‌شناسی متکلمان امامی سده‌های میانی و کارکرد آنها در تبیین آموزه معاد»، نقد و نظر، ش61

هر دو مقاله به‌دلیل اختصار، به‌بررسی تفصیلی ادله سید مرتضی نپرداخته‌اند، و دیدگاه وی را درباب حیات برزخی به‌درستی تبیین نکرده‌اند. براین‌اساس در این مقاله ابتدا به بررسی حقیقت و ساحت‌های وجودی انسان از نگاه سیدمرتضی می‌پردازیم، و برای این منظور همه ادله‌ای را که وی بر مدعای خود اقامه کرده است، به‌تفصیل بررسی می‌کنیم. در ادامه بر اساس این رویکرد، نخست به بررسی معنا و حقیقت مرگ از نگاه وی می‌پردازیم. سپس نظر او را درباره وضعیت انسان، پس از مرگ و عالم برزخ مورد بررسی قرار می‌دهیم و سرانجام به این مسئله می‌پردازیم که او با توجه به دیدگاهش درباره حقیقت انسان، چه تبیینی از حیات اخروی و مسئله این‌همانی انسان دنیوی و اخروی ارائه می‌دهد

1. دیدگاه سید مرتضی درباب حقیقت انسان

سیدمرتضی در مباحث تکلیف، ‌هنگام تعریف مکلف، به بیان حقیقت انسان می‌پردازد و آن را همان «حی» (زنده) می‌شمارد

لما أحوجنا الکلام فی التکلیف الى بیان ما هو المکلّف لتعلقه به وجب بیانه. والمکلّف هو الحیّ، ویسمّى الحیّ منا انسانا وان یسمّى الحی من الملائکه والجنّ بأسماء اخر، [وکذلک الحی من البهائم یسمى بأسماء آخر] موضوعه لذلک الجنس، والفلاسفه یسمّون الحی الفعّال بأنه نفس. والحیّ على المذهب الصحیح هو هذه الجمله التی نشاهدها دون أبعاضها، وبه تعلقت الأحکام من أمر و نهی ومدح وذم (شریف مرتضی، 1411ق، ص113-114)

از نگاه وی، انسان، یکی از موجودات زنده است و بنابراین «حی» عنوان عامی است که بر انسان و برخی موجودات دیگر، همانند چهارپایان (که هر یک نامی ویژه خود دارند)، فرشتگان، جن و; اطلاق‌پذیر است. بدین‌ترتیب می‌توان این عنوان را به‌منزله جنس (در اصطلاح منطق) در تعریف انسان قرار داد. برای تبیین این مطلب باید به دو پرسش پاسخ دهیم: حیات و زنده بودن، از نگاه سید مرتضی چیست و چگونه تعریف می‌شود؟ ماهیت «زنده از ما» که انسان نامیده می‌شود، چیست؟

سید‌مرتضی در پاسخ به چیستی حیات، آن را به اعتدال مزاج یا قوت حس تعریف می‌کند و برای موجود زنده (حیّ) تعریفی به این شکل ارائه می‌دهد: «زنده موجودی است که خصوصیتی دارد که به سبب آن، محال نیست بداند و بتواند و ادراک کند» (شریف مرتضی، 1415ق، ج2، ص268). بدین‌ترتیب می‌توان گفت که احتمالاً منظور وی از آن خصوصیتی که موجب امکان داشتن علم، قدرت و ادراک در موجود زنده می‌شود، همان اعتدال مزاج یا قوت حس باشد؛ اما باید گفت آنچه در زنده بودن یک موجود نقشی بنیادین دارد، همان ادراک است؛ به‌گونه‌ای که سید مرتضی نیز در مواردی به رکن بودن ادراک برای موجود زنده تصریح کرده است (همان، ج1، ص360-361). همچنین این مطلب از ادله‌ای که وی بر دیدگاه خود در باب حقیقت انسان مطرح می‌کند برمی‌آید؛ چراکه عمده این ادله حول مسئله ادراک دور می‌زنند

ازآنجاکه ویژگی‌های ادراک و قدرت هر دو تشکیکی و دارای مراتب‌اند، پس موجودات زنده نیز دارای مراتب خواهند بود. بنابراین مراتب گوناگونی از حیات (مانند نباتی، حیوانی و انسانی) می‌توان برشمرد؛ اما بر اساس تعریف وی از حیوان، می‌توان گفت که انسان نیز نوعی از حیوان است. به اعتقاد سیدمرتضی، حیوان هر موجود زنده‌ای است که از اجزایی ترکیب شده و دارای اعراض ویژه است. با وجود این، او از اینکه آن اعراض ویژه چیستند، سخنی به میان نیاورده است. چه‌بسا مراد او از این ویژگی‌ها همان حرکت ارادی و احساس باشد (همان، ج2، ص268)

بنابراین حیات، ویژگی‌ خاصی در برخی موجودات است که موجب امکان علم، ادراک و قدرت در متعلق آن می‌گردد و موجودی که دارای این ویژگی باشد، حیّ (زنده) نامیده می‌شود و انسان یکی از انواع حیوانات است که از حیات برخوردار است

سید ‌مرتضی در پاسخ به پرسش دوم (چیستی و ماهیت انسان) می‌گوید: «زنده» همین مجموعه مرکبی است که مشاهده مى‏شود و تصریح می‌کند که مراد از «حی»، نه برخی از اجزای این مجموعه، بلکه کل آن چیزی است که ما می‌توانیم به‌منزله تشکیل‌دهنده حقیقت انسان مشاهده کنیم و همه احکام (اعم از مدح، ذم، امر و نهى) نیز به آن تعلق مى‏گیرد (شریف مرتضی، 1411ق، ص114و نیز ر.ک: همو، 1387ق، ص33)

براین‌اساس باید پذیرفت از دیدگاه سید‌مرتضی، انسان حقیقتی تک‌ساحتی (بدن مادی و جسمانیِ مشاهده‌پذیر) است؛ اما به‌رغم این تصریح، مشاهده می‌کنیم که در برخی عبارت‌ها سید مرتضی از نفس و روح انسان نیز سخن گفته است. بنابراین بایسته است نفس و روح و ویژگی‌های آن دو را نیز از نگاه سید مرتضی بررسی کنیم

1ـ1 دیدگاه سید مرتضی درباره روح و نفس

سید‌مرتضی در پاسخ به پرسشی از معنای نفس در آیه «تَعْلَمُ ما فِی نَفْسِی وَ لا أَعْلَمُ ما فِی نَفْسِکَ» (مائده: 116)، به بیان معانی نفس می‌پردازد

النفس فى اللغه لها معان مختلفه، ووجوه فى التصرّف متباینه؛ فالنفس نفس الإنسان وغیره من الحیوان، وهى التى إذا فقدها خرج عن کونه حیّا، ومنه قوله تعالى: «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَهُ الْمَوْتِ» (آل‌‌عمران: 185); (شریف مرتضی، 1998م، ج1، ص324 و نیز ر.ک: همو، 1250ق، ص102-103)؛ نفس در لغت دارای معانی مختلف و وجوه کاربردی گوناگونی است. [یکی از معانی] نفس، نفس انسان و حیوان است، و نفس انسان و حیوان همان است که اگر آن را از دست بدهد از زنده بودن خارج می‌شود و این گفته خداوند که «هر نفسی چشنده مرگ است» ناظر به همین معناست

در این عبارت سید مرتضی تعریفی از نفس ارائه داده است که متکلمان (نباطی العاملی، 1431ق، ص85) آن را به‌منزله لازمه ذاتی نفس می‌شناسند و براین‌اساس در برخی موارد نفس را به «ما یفوت الحیاه بفواته»؛ «آنچه زندگی به واسطه از بین رفتن آن از بین می‌رود» تعریف می‌کنند. بر اساس این عبارت باید گفت که سید مرتضی معتقد است که انسان (و حیوان) دارای نفسی است که قابلیت از دست دادنِ آن را دارد. این نفس هنگامی که به همراه انسان است موجب حیات اوست و با از بین رفتن آن، مرگ وی فرامی‌رسد. بنابراین نفس چیزی است که موجب حیات انسان می‌شود

البته با توجه به دیگر آثار وی که در آنها تصریح می‌کند «حی فعال»، که فلاسفه آن را «نفس» می‌نامند، همین مجموعه مشاهده‌پذیر (مجموعه بدن و اجزای آن) است (شریف مرتضی، 1411ق، ص114)، و آنچه را فلاسفه درباره نفس گفته‌اند، نمی‌پذیرد و نقد می‌کند (شریف مرتضی، 1374ق، ص39؛ همو، 1998م، ج2، ص395)، نمی‌توان گفت که سید مرتضی به «نفس» به‌منزله ساحتی وجودی در انسان اعتقاد داشته؛ بلکه نهایت چیزی که می‌توان به وی نسبت داد این است که نفس عرضی است در انسان، که موجب حیات وی می‌شود. البته سید مرتضی از دیدگاه فلاسفه درباره نَفْس با خبر است و آن را در عبارت‌های مختلفی غیرمعقول و غیرمضبوط برشمرده است (ر.ک: شریف مرتضی، 1374ق، ص39؛ همو، ‌1998م، ج2، ص395)

سید ‌مرتضی در برخی عبارات دیگر از «روح» نیز نام می‌برد و ویژگی یادشده برای نفس را به آن نسبت می‌دهد

ما تقول فی الروح؟ الجواب: الصحیح عندنا أن الروح عباره عن: الهواء المتردد فی مخارق الحی منا، الذی لا یثبت کونه حیا الا مع تردده، ولهذا لا یسمى ما یتردّد فی مخارق الجماد روحا، فالروح جسم على هذه القاعده. (شریف مرتضی، 1415ق، ج1، ص130؛ ج4، ص30)؛ دیدگاه شما درباره روح چیست؟ پاسخ: دیدگاه صحیح به نظر ما این است که روح همان هوایی است که در منفذهای بدن هریک از ما که موجودی زنده‏ایم (در بدن زنده از ما) رفت‌وآمد دارد؛ به‌گونه‏اى که زندهبودن منوط به تردد آن است. بنابراین آنچه در منفذهای جماد (موجودات بی‌جان) رفت و آمد دارد، روح نامیده نمی‌شود. بر اساس این قاعده روح جسم است

بنابراین به نظر می‌رسد که از نگاه سید مرتضی روح و نفس به یک معنا هستند و این مجموعه مشاهَد که حقیقت انسان را تشکیل مى‏دهد، دربردارنده روح و بدن است. بر اساس این تبیین، وی درباره حقیقتِ روح دیدگاهی همانند دیدگاه منقول از معتزله (حلّی، 1415ق، ص‌74) برگزیده است و بر اساس آن، تبیینی جسمانی از روح ارائه می‌دهد که همان هوای موجود در منفذهای بدن است و شرط زنده بودن را وجود همین هوا در بدن می‌داند

البته وی در عبارتی دیگر، روح را به هواى سردى در قلب، ماده نفس و شرط حیات تعریف کرده است: «الروح: هواء بارد فی القلب، وهو ماده النفس، وهو شرط الحیاه، وقیل جسم رقیق منساب فی بدن الحیوان، وهو محل الحیاه والقدره» (شریف مرتضی، 1415ق، ج2، ص‌271). در این تعریف، وی «قلب» را محل استقرار روح دانسته است، با اینکه در عبارت‌های گذشته تصریح می‌کند که مستقر روح، مخارق حی است: «; و الروح روح واحده، وقد قلنا انها عباره عن الهواء المتردد فی مخارق الحی، وإذا لم یکن فی مخارق حی فهو هواء وروح. وقوله: وأین مستقرها، فقد قلنا: مخارق الحی» (شریف مرتضی، 1415ق، ج4، ص31). افزون بر این، او در اینجا روح را ماده نفس می‌داند، درحالی‌که در موارد دیگر چنین تعبیری ندارد. در این عبارت شباهت دیدگاه وی با دیدگاه منقول از معتزله، بیشتر است

البته می‌توان به‌نحوی این عبارت را نیز در ردیف عبارت‌های پیشین و هم‌‌افق با معنای آنها دانست؛ به این صورت که ما واژه «النفس» در عبارت یادشده را به‌صورت «النَفَس» بخوانیم. در این صورت معنای عبارت این خواهد بود که این هوای سرد موجود در قلب، موجب تنفس می‌گردد و وجود این هوا و انجام عمل تنفس شرط حیات است. در هر حال از نگاه سید مرتضی «روح»، ساحتی وجودی در انسان به‌شمار نمی‌آید؛ بلکه همان‌گونه که گفته شد، وی تبیینی جسمانی از روح ارائه می‌دهد که همان هوای موجود در منفذهای بدن است و شرط زنده بودن را وجود همین هوا در بدن می‌داند. بنابراین وی روح را یا عرضی در انسان می‌داند که موجب حیات می‌گردد، و یا اینکه روح انسان به‌منزله عضوی از اعضای بدن همچون گوشت، خون، رگ‌ها و اعصاب است که وجودش برای انجام تنفس و رسیدن هوا به سایر اعضا لازم است و این موجب ادامه حیات انسان می‌گردد. البته تبیین دوم با عبارت‌های وی درباره روح سازگارتر است

بنابراین علی‌رغم اینکه سید مرتضی در برخی آثار خود از روح و نفس سخن گفته است. باید پذیرفت که وی انسان را حقیقتی تک‌ساحتی (بدن مادی و جسمانی مشاهده‌پذیر) می‌داند و ساحتی وجودی به نام نفس یا روح را برای انسان قبول ندارد و در عین آشنایی با دیدگاه فلاسفه، آن را نمی‌پذیرد و آنچه را که ایشان نفس نامیده‌اند، همین مجموعه مُشاهَد (بدن) می‌داند

2ـ1 ادله دیدگاه سید‌مرتضی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود بررسی دیدگاه شهید مطهری درباره حقوق زن دراسلام در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود بررسی دیدگاه شهید مطهری درباره حقوق زن دراسلام در فایل ورد (word) دارای 41 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود بررسی دیدگاه شهید مطهری درباره حقوق زن دراسلام در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود بررسی دیدگاه شهید مطهری درباره حقوق زن دراسلام در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود بررسی دیدگاه شهید مطهری درباره حقوق زن دراسلام در فایل ورد (word) :

دانلود بررسی دیدگاه شهید مطهری درباره حقوق زن دراسلام در فایل ورد (word)

عناوین:

شهید مطهری و حقوق زن در اسلام
زن و مرد, داراى حقوق برابر یا همانند
زن و مرد, داراى سرشتى یگانه
وجود زن, مایه آرامش مرد
مهریه در نظام حقوق قرآنى
منابع

………………………………………………..

چکیده ای از بخشهایی ازمتن:

شهید مطهری و حقوق زن در اسلام

زن و مرد یكدیگر را از انحراف ها نگاه مى دارند, نارسایى هاى یكدیگر را مى پوشانند و وسیله آسایش یكدیگرند. از این رو هریك زینت دیگرى به شمار مى آید. این تعبیر آیه نهایت ارتباط معنوى زن و مرد و نزدیكى و مساوات آنها را روشن مى سازد. همـان تعبیر كه دربار ه مردان آمده درباره زنان نیز بدون كم و كاست آمده است. زن, به عنوان نیمى از بشریت و عضوى جدّى و غیرقابل چشم پوشى در كانون بزرگ جامعه انسانى و نیز به عنوان یكى از دو ركن پدیدآورنده بنیان خانواده, در طول تاریخ, داورى هاى گوناگونى را نسبت به خود دیده است و شرایط بسیار ناهمگون و نامساعدى را پشت سر نهاده است. نگاهى گذرا به تاریخ چنین مى نماید كه زن در بیشتر مقاطع و در بیشتر جوامع از نوعى محرومیّت رنج برده است و حقوق انسانى او تحت سلطه و سیطره مردان و فرهنگ مردسالارى تضییع شده است. این برداشت, اگر همه جانبه و دقیق نباشد, امّا با آنچه رخ داده است یكسره ناسازگار نیست. چنان كه مانند این تضییع حقوق را در مورد كودكان و نیز طبقات ضعیف اجتماعى نیز مى توان مشاهده كرد.


الف: جایگاه زن در آفرینش

به نظر استاد مطهرى, قرآن با تفسیر آفرینش, زیربناى مقررات امور اجتماعى از قبیل مالكیّت, حكومت, حقوق خانوادگى و… را بیان داشته است. قرآن كریم برخلاف دیگر منابعى كه امروز به عنوان كتب آسمانى معرفى شده اند, سرشت و خلقت نخستین زن را احترام آمیز مى داند و سرشت زن و مرد را دوگانه ندانسته است. قرآن با كمال صراحت در آیات متعدّدى مى فرماید كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظیر سرشت مردان آفریده ایم:4
(یاایها الناسُ اتّقُوا ربّكم الّذى خلقكم من نفس واحده وخلق منها زوجها وبثّ منهما رجالاً كثیراً ونساءً…) نساء / 1 اى مردم, از پروردگارتان پروا كنید, آن كه شما را از یك نفس (جنس) آفرید و از آن (نَفس واحد) همسر او را و از آن دو مردان و زنان بسیار پدید آورد. یعنى آفرینش انسان چه مرد و چه زن از یك جنس و به یك گونه بوده است. خداوند زن (حوّا) را از همان جنس (گل) آدم آفریده است. جنس آدم و حوّا یكى است و آفرینش آن دو از خاك است. در آیات دیگر نیز به صراحت اشاره شده كه زن و مرد در آفرینش یكسانند و هیچ یك بر دیگرى امتیازى ندارند. این درحالى است كه تورات موجود, زن را از ماده اى حقیرتر از سرشت مرد, معرفى كرده است و معتقد است كه وجود زن, طفیلى وجود مرد است و از دنده چپ مرد آفریده شده است: (خداوند خوابى گران بر آدم مستولى گردانید تا جفت و یكى از دنده هایش را گرفت و گوشت جایش پر كرد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله هدف آفرینش در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله هدف آفرینش در فایل ورد (word) دارای 33 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله هدف آفرینش در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله هدف آفرینش در فایل ورد (word)

هدف چیست؟
زندگی چیست؟
انواع انگیزه‌های پرسش از هدف زندگی
نوع یکم: زمینه منفی حیات
نوع دوم: زمینه مثبت حیات
نوع سوم: زمینه های عارضی و ثانوی حیات
نوع چهارم:زمینه بی طرف
تحقیق اجمالی درباره هدفهای موجود در تاریخ تفکرات بشری
سه مقدمه برای بررسی هدف زندگی از دیدگاه مذهب
مقدمه اول: نادرستی سوال از هدف پس از وصول به واقعیات عینی
مقدمه دوم: ریشه عینی حیات واقعی در مجموعه سیستماتیک جهن هستی
مقدمه سوم: ریشه درونی حیات واقعی
حیات در افق قرآن
جنبه های مخلتف حیات از دیدگاه قرآن
ویژگیها و مختصات زندگی هدفدار
1 تعهد برین
2 شناخت ارزش حیات
3 برخورداری از روشنایی و سعادت
4 جدی گرفتن جهان هستی
5 به دست آوردن آزادی برین
6‌ آزاد ساختن انسان از مطلق تراشیها

«مقدمه»

به یک معنا، پرسش از فلسفه و هدف حیات به هیچ وجه تازگی ندارد و از دورانهای قدیم در هر جامعه ای افراد فراوانی با اشکال گوناگون از موضوع مذبور پی‌جویی کرده اند و با عقاید و اعمالی که از آن دوران به یادگار مانده است، پاسخ قانع کننده ای درباره آن موضوع فراهم آورده اند

به طور کلی می توان گفت در گذرگاه تاریخ، هر فرد هوشیاری که در پهنه تلاقی خطوط ماده و حیات برای کمترین لحظات توانسته است «من» خود را از غوطه ور شدن در شادی و اندوه و کششهای ضروری حیات بالاتر بکشد و حیات را برای خود بر نهد، فوراً سوال از هدف و فلسفه زندگی برای او مطرح شده است

بنا به ملاحظات فوق سوال از فلسفه و هدف حیات از نظر تاریخی مساوی با تاریخ هوشیاری آدمیان است

پاسخهایی که در دورانهای قدیم، به سوال از هدف زندگی گفته می شد، متین و با شکوه بازگو می گشت، زیرا جهان هستی برای آنها عظمت و شکوه و جلالی داشت که آنان را واداربه احتیاط در بحث می نمود. در صورتی که در دورانهای اخیر به علت باز شدن برخی از رموز طبیعت و پیشرفتهای چشمگیر، به غلط چنین گمان رفته است که هستی دارای آن ابهت و عظمت نیست و لذا سوال مزبور با اینکه جدی است، سبکتر و بی اهمیت تر مطرح می گردد و متقابلاً پاسخهایی نیز که به آن داده می شود، عامیانه تر است

نکته دوم که موجب افزایش و شیوع سوال مزبور شده است، دگرگون شدن چهره حیات به وسیله غوطه ور شدن در عربده های ناخود آگاه ماشین است که از اواخر قرن 18 به این طرف رو به گسترش گذاشته است. در نتیجه متفکر نماهایی که یا بیماری روانی شکنجه شان می داد و یا برای ارضای حس شهرت پرستی زمینه مناسبی برای خود می دیدند، به جای اینکه در جهت برداشتن سنگی که روی منبع حیات آدمیان افتاده است بکوشند، فریاد برآوردند که منبع آب ندارد و یا آب منبع تمام شده است، و پوچی حیات را نتیجه گرفتند


«هدف چیست؟»

هدف عبارت است از آن حقیقت منظور که آگاهی و اشتیاق به دست آوردن آن، محرک انسان به سوی انجام دادن حرکات معینی است که آن حقیقت را قابل وصول می‌سازد. به طور کلی هر هدفی چهار جنبه داد

1- جنبه درون ذاتی که مربوط به یکی از جهات ملایم با طبیعت انسانی است و مورد آگاهی و اشتیاق او قرار می گیرد

2- جنبه برون ذاتی که وجود واقعی هدف است و وصول به آن، مطلوب آدمی است. کار و حرکات یک انسان هدف گیر در میان دو جنبه فوق صورت می گیرد، یعنی هر کار هدفدار از آگاهی و اشتیاق به هدف آغاز می شود و پس از انجام کارهای مربوط، در وصول به هدف واقعی که در برون از ذات انسانی وجود دارد، پایان می پذیرد

3- هدف در همه موارد حقیقتی است خارج از موقعیت فعلی انسانی که شی مفروضی را برای خویشتن هدف قرار داده است

4- دو جنبه جبری و اختیاری وصول به هدف

الف- هدف منظور در خارج از موقعیت فعلی انسانی از یک جهت در مجرای قوانین طبیعی یا اعمال دیگر انسانها قرار گرفته که خارج از اختیار آدمی است

ب- به دست آوردن همان هدف در موقع معین

پس هر هدفی جنبه جبری دارد و جنبه اختیاری. باید در نظر داشت که قرار گرفتن یک شی به عنوان هدف برای انسان، از جنبه اختیاری انسان است نه از جنبه جبری او

«زندگی چیست؟»

برای توضیح معنای زندگی عینکهای مختلفی لازم اند تا بتوان به کمک آن ها این پدیده بدیهی‌تر از همه چیز و تاریکتر از همه پدیده ها را دید. ممکن است گفته شود که این پدیده بدیهی را برای چه مورد کاوش قرار داده اید؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت که چون بحث ما هدف زندگی است، شناخت هدف زندگی به بررسی اجمالی خود زندگی نیازمند است. بدون این بررسی، زندگی ارزش ادامه دادن را ندارد، چنانکه سقراط گفته است: «زندگی بررسی نشده ارزش زیستن ندارد»

برای موضوع سوال ما یعنی فلسفه و هدف زندگی، همان جنبه بدیهی حیات کفایت می کند که عبارت است از اینکه انسان پدیده ای را دارا می باشد که بوسیله آن حرکت می کند، احساس دارد، لذت می برد، درد می کشد، عضوی از اجتماع می شود و;

کیفیت سوال از هدف و انگیزه آن با چگونگی تفسیر زندگی رابطه مستقیم دارد

  تحقیق و تصفیه هر سوال مانند پاک کردن گرد و غبار از روی جواب آن سوال است

سوالی که برای یک فرد یا جامعه مطرح می شود به منزله علامت «ایست» است که در موقع گم شدن راه به سوی مقاصد، در مقابل دیدگان آدمی نمودار می گردد: سطحی بودن و عمیق بودن یک سوال رابطه مستقیم با موقعیت مخصوص سوال کننده دارد

برای یافتن پاسخ یک پرسش، تحقیق و تصفیه منطقی لازم است تا نقطه واقعی «ایست» که سوال کننده را متوقف ساخته است، آشکار گردد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله نقش آموزه های اخلاقی مورد حمایت اسلام در فرآیند توسعه اقتصادی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله نقش آموزه های اخلاقی مورد حمایت اسلام در فرآیند توسعه اقتصادی در فایل ورد (word) دارای 24 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله نقش آموزه های اخلاقی مورد حمایت اسلام در فرآیند توسعه اقتصادی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله نقش آموزه های اخلاقی مورد حمایت اسلام در فرآیند توسعه اقتصادی در فایل ورد (word)

چکیده

مقدمه

توسعه  و معیارهای آن

معیارهای توسعه

1- معیارهای اقتصادی عبارت است از

2- معیارهای توسعه اجتماعی عبارت است از

3- معیارهای توسعه سیاسی و اداری

2- مواد و روشها

ارتباط عقیده با سیستم اقتصاد اسلامی

2-2 انفاق

3-2 ترغیب به فعالیت

4-2 اهتمام به امور مسلمانان

5-2 سود رساندن به مردم

6-2 منع از حبس مال

7-2- توسعه کشاورزی

8-2 توسعه صنایع و بازرگانی

9-2 زیانهای فقر و ناداری

10-2 فقر مطلق، فقر نسبی و وظیفه دولت

فقر مطلق

فقر نسبی

11-2 توسعه علمی

3- عوامل توسعه نیافتگی

1-3- اهمیت بهره وری در توسعه

4- نتیجه گیری و پیشنهادها

منابع

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله نقش آموزه های اخلاقی مورد حمایت اسلام در فرآیند توسعه اقتصادی در فایل ورد (word)

1-قرآن کریم

2-نهج البلاغه

3-احمد، خورشید (1374)، مطالعاتی در اقتصاد اسلامی، ترجمه محمد جواد مهدوی، چاپ اول، انتشارات آستان قدس رضوی

4-بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، شاخصهای اقتصاد کلان، 1385 (سالهای مختلف)

5-جهانیان، ناصر (1378)، نقش دولت در توسعه از دیدگاه امام خمینی، فصلنامه تحقق اقتصاد اسلامی شماره 3

6-صدر، محمدباقر (1350) اقتصاد ما، ترجمه محمدکاظم موسوی، ج1، موسسه انتشارات اسلامی

7-صدر، محمدباقر (1357)، اقتصاد ما، ترجمه عبدالعلی اسپهبدی، ج2، چاپ پیام

8-طاهری، شهنام (1384)، بهره روی و تجزیه و تحلیل آن در سازمانها، چاپ دهم، نشر هستان

9-عاملی، حر(1412ق) وسایل الشیعه، موسسه آل البیت

10-العسل، ابراهیم (1378)، توسعه در اسلام، ترجمه عباس عرب، انتشارات آستان قدس رضوی

11-علی اکبری، حسن (1384)، تعریف اسلام از توسعه، مجموعه مقالات همایش اسلام و توسعه اقتصادی، موسسه فرهنگ و توسعه مشاوران

12-فریدمن، میلتون و فریدمن رز(1378)، آزادی انتخاب، ترجمه حسین حکیم زاده جهرمی، نشر و پژوهش فرزان روز

13-قره باغیان، مرتضی (1370)، اقتصاد رشد و توسعه، ج1، نشر نی

14-کلینی، محمد بن یعقوب (1348)، اصول کافی، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت

 چکیده

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کاربرد آموزه های اقتصاد اسلامی در توسعه اقتصادی جامعه مورد توجه جدی قرار گرفته است. مطالعه نظریات دانشمندان اقتصاد وتوسعه نشان می دهد که هر یک از آنها تحت تأثیر شرایط جامعه خودشان نظریاتی را ارائه کرده اند که لزوماً به طور قطعی مطابق با شرایط حال حاضر ایران نمی باشد

در این مقاله با استفاده از روش مطالعه اسنادی و توصیفی، تحلیلهای اقتصادی ارائه و در پایان راهکارهایی پیشنهاد شده است. تحقیق حاضر نشان می دهد که متون اسلامی سرشار از آموزه های اخلاقی است که عمل به آنها کشور را به سوی توسعه اقتصادی- اجتماعی رهنمون خواهد ساخت عواملی مثل کار و تلاش، تجارت، انفاق، کسب دانش، توسعه کشاورزی و سود رساندن به مردم از مواردی است که در اسلام به آنها توصیه شده است

 مقدمه

یکی از بحث انگیزترین و جالب ترین شاخه های علم اقتصاد، اقتصاد توسعه است. طبیعی است که هدف تمام کشورها رسیدن به مدارج بالای توسعه اقتصادی و اجتماعی است. اما سؤال این است که راه رسیدن به توسعه کدام است؟ کدام الگو صحیح است و کدام راه را باید پیمود تا به هدف رسید. با نگاهی به نظریات دانشمندان اقتصاد از آدم اسمیت گرفته  تا ریکاردو، مارشال، کینز، مالتوس، شومپیتر، لوئیس، مارکس، روستو، نورکس، نلسون، هیرشمن و دیگران، در
می یابیم که حتی این اقتصاد دانان مختلف راه یگانه ای که همه روی آن توافق داشته باشند برای رسیدن به توسعه ارائه نداده اند. بدیهی است که هر اقتصاددانی با توجه به ویژگی های جامع خود نظریاتی را بیان کرده است به طور مثال در زمان آدام اسمیت که جامعه بیشتر به صورت کشاورزی و شرایط نزدیک به رقابت کامل بوده، نظام بازار آزاد کارایی داشته است. یا در زمان ریکاردو که مسئله زمین و کمیابی آن مطرح شد بدون شک شرایط ویژه اروپا و جزیره بودن بریتانیا که این کشور را به محدودیت زمینهای حاصلخیز مواجه کرده بود در بدبینی ریکاردو موثر بود

 بنابراین اگر کشوری مایل به پیشرفت و توسعه است باید الگوهای متناسب با شرایط خود بیابد. طبیعی است که شرایط کنونی اقتصاد ایران شبیه هیچ کشوری نیست نه نظام اقتصادی و نه اجتماعی و نه سیاسی. با گذشت نزدیک به سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، باید اعتراف کرد هنوز مبانی اقتصاد اسلامی بطور کامل در اقتصاد جامعه بکار گرفته نمی شود و آنطور که شایسته است آمیزه های اسلامی برای رشد جامعه معرفی نشده است

 توسعه  و معیارهای آن

توسعه بطور خلاصه عبارت است از یک حرکت برنامه ریزی شده و رو به جلو در جهت تامین نیازهای هم مردم و بهبود مداوم آن. به عقیده فریدمن توسعه عبارت است از یک روند خلاق و نوآور در جهت ایجاد تغییرات زیر بنایی در سیستم اجتماعی (فریدمن، 1972: 11)

 معیارهای توسعه

معیارهای توسعه را در سه رشته اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و اداری می توان به شمار آورد

1- معیارهای اقتصادی عبارت است از

–       تولیدناخالص ملی

–       درآمد سرانه

–       نرخ پس انداز و سرمایه

–       درصد نیروی کار در بخشهای کشاورزی، صنعت و خدمات

–       نسبت صادرات به واردات

–       نا برابریهای اقتصادی بین مردم

–       نرخ بهره وری

–       وضعیت تغذیه ومیزان کالری مصرفی روزانه هر فرد

–       ساختار اقتصادی (قره باغیان، 1370: 20-10)

علاوه بر شاخصهای فوق می توان به شاخصهای دیگری نیز اشاره کرد. نکته مهم در مورد ایران ساختار اقتصادی مریض و ناموزون آن است بطوریکه تعداد بسیار زیادی از افراد جامعه به فعالیتهای دلالی، سوداگری و غیر مولد اشتغال دارند. به نظر میرسد در حال حاضر اقتصاد ایران یک اقتصاد سوداگری است. در این اقتصاد افراد و منابع اقتصادی از جمله منابع پولی بیشتر در خدمت معاملات سوداگری از قبیل خرید و فروش زمین و ساختمان، طلا و ارز است

 از طرف دیگر هر سال شاهدیم که سهم نفت در بودجه دولت به جای کاهش در حال افزایش است و اقتصاد ایران کماکان تک محصولی و وابسته به این ثروت خدادادی است. بنابراین بررسی روشهایی که ما را به طرف توسعه اقتصادی با استفاده از آموزه های اسلامی رهنمون کند اهمیت زیادی دارد

 2- معیارهای توسعه اجتماعی عبارت است از

درصد افراد با سواد
درصد مدارک دانشگاهی
تعداد نخبگان
نسبت پزشک به جمعیت
نسبت پرستار به جمعیت
وضعیت خدمات بهداشتی
آب سالم
حمل و نقل(العسل، 1378 : 7-35)
مسکن
پوشاک
میانگین عمر
درصد مرگ کودکان
سطح اشتغال
نرخ رشد جمعیت
امنیت اجتماعی

بر طبق آمارهای ارائه شده توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، کشور از نظر درصد افراد باسواد، درصد مدارک دانشگاهی میانگین عمر و نرخ رشد جمعیت طی 20 سال گذشته وضعیت مساعدی را طی نموده است. اما از لحاظ افزایش نرخ اشتغال و کنترل تورم زیاد موفق نبوده ایم

کشورهایی که معیارهای فوق در آنها از مرز معینی بیشتر محقق شده باشد از آنها به عنوان کشورهای توسعه یافته، آنهایی که تحقق این معیارها از مقدار معینی کمتر محقق شده باشد، توسعه نیافته و ما بین آنها را کشورهای در حال توسعه می نامند. اندازه گیری هیچیک از این معیارها بطور دقیق امکان پذیر نیست، لکن بدون شک حرکت به طرف بهبود این معیارها، حرکت در جهت توسعه است لازم به یادآوری است که معیارهای توسعه به موارد فوق محدود نمی شود و ممکن عوامل دیگری نیز وجود داشته باشد که نشانه توسعه باشد

در زمینه توسعه اقتصادی در چارچوب اسلامی افراد مختلفی تحقیق کرده اند که در ادامه  به نظریات برخی از آنها اشاره شده است. یکی از افرادی که در زمینه توسعه در اقتصاد اسلامی مطالعات بسیاری انجام داده است خورشید احمد دانشمند پاکستانی است به عقیده وی کشورهای اسلامی دچار توسعه نیافتگی گسترده ای هستند: یعنی دچار عدم استفاده یا استفاده اندک از منابع انسانی، فیزیکی و فقر، رکود و عقب ماندگی حاصل از آن. به عقیده وی در اقتصاد کشورهای مسلمان نا هنجاریهای ساختاری عظیمی وجود دارد و اکثر کشورهای اسلامی نتوانسته اند موتور رشد را بومی کنند. (احمد، 1374: 234)

علی اکبری شاخص های توسعه اسلامی را در هشت مورد خلاصه کرده است که اولین آن عبودیت است
(علی اکبری، 1384 : 58). ابراهیم العسل دانشمند لبنانی معتقد است رژیمهایی که بر بیشتر کشورهای جهان سوم، از جمله جهان عرب و اسلام حکومت می کنند، در حقیقت یا رژیمهای عقب افتاده از نظر فکری و تشکیلاتی هستند، یا رژیمهایی پوچ و فاسد و یا رژیمهایی سرکوبگر. بنابراین اعتماد به نفس ندارند و همواره احساس پستی می کنند. این گونه رژیمها پستهای کلیدی را در بیشتر موسسات دولتی به افرادی نالایق می سپارند (العسل، 1378 : 218). جهانیان نقش دولت در توسعه را از دیدگاه امام خمینی (ره) بررسی نموده است از دیدگاه ایشان، مشکل اصلی توسعه غرب و شرق غفلت از معنویات و عدم اعتقاد واقعی به خداست (جهانیان، 1378: 4)

 مقاله حاضر به دنبال آن است که تا ضمن مروری دیگر بر راه های رسیدن به توسعه، با استفاده از آموزه های اسلامی که در آیات قرآن و روایات معصومین (ع) وجود دارد راهکارهایی برای رسیدن به توسعه اقتصادی ارائه نماید. قسمت دوم مقاله به بررسی متون اسلامی که در توسعه کاربرد دارند می پردازد و قسمت سوم اختصاص به علل عقب ماندگی اقتصادی دارد. قسمت چهارم مقاله به نتیجه گیری و ارائه راهکارها می پردازد

2- مواد و روشها

در این قسمت با استفاده از متون اسلامی، راههای رسیدن به توسعه اقتصادی بررسی شده است. عمده متون مورد استفاده از قرآن، نهج البلاغه، اصول کافی و وسائل الشیعه انتخاب شده است. بدیهی است که موارد ذکر شده در مقاله حاضر تنها قطره ای از اقیانوس است و موارد مرتبط با توسعه اقتصادی بسیار زیاد و گسترده است

ارتباط عقیده با سیستم اقتصاد اسلامی

اگر برای مسلمانان دستورات شارع مقدس در ارتباط با عوامل موثر بر اقتصاد تبیین شود بطور مسلم در اقتصاد کشورهای اسلامی تاثیر بسزایی خواهد داشت محمد باقر صدر  می گوید: «; ارتباط عقیده با سیستم اقتصاد اسلامی باعث می شود که «سیستم» رنگ اعتقادی و ارزشی ذاتی به خود بگیرد. بنابراین نیروی ضمانت اجرا و جنبه ایمان معنوی و اطمینان روحی،‌ خصوصیاتی است که اقتصاد اسلامی را از نظر عقیده اساسی که بر آن پی ریزی شده است ودر چهار چوب آن به وجودآمده مشخص می کند. به همین علت وقتی شناخت ما نسبت به اقتصاد اسلامی کامل می شود که آن را بر اساس عقیده و مقدار اثری که عقیده در تکوین آن دارد  بررسی کنیم» (صدر، 1350 : 374)

بر این اساس در این بخش تعدادی از آیات و احادیث معصومین  که بخوبی در توسعه اقتصادی اثر دارد بیان شده است، و امید ا ست ترویج و عمل به آنها در توسعه اقتصادی کشورهای مسلمان موثر باشد

 2-2 انفاق

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله حقوق زوجه بر زوج در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله حقوق زوجه بر زوج در فایل ورد (word) دارای 21 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله حقوق زوجه بر زوج در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله حقوق زوجه بر زوج در فایل ورد (word)

عنوان

صفحه

مقدمه

1- ازدواج

2- مهر

3- نفقه

4- حدود نفقه

5-برخورد نیکو و شایسته

6- خوش اخلاقی

7- تعاون و همکاری در امور خانواده

8- نظافت و پاکیزگی

9- حفظ عفت و پاکدامنی

10- غیرت ورزی و نگهداری از ناموس

11- تحصیل علم و سواد آموزی

12- معاشقه و زناشویی

13- ارث

سخن آخر

منابع و مآخذ

 چکیده

 قسمت اول تحقیق را کلیات تشکیل می دهد که در آن از اهداف و ضرورت تحقیق بحث می شود ومشکلاتی که برسر راه این تحقیق وجود داشته را بیان می کند

با توجه به اینکه این تحقیق یک بحث حقوقی است این تحقیق را درشش محور مورد برسی قرار داده و نکات مربوطه به هر بحث را بیان می کنیم

بحث اول درباره ازدواج است .ازدواج یکی از سنت های موکد در دین اسلام است ودر سایر ادیان هم به آن سفارش شده است ازدواج یکی مهمترین غریزه های انسانی را به نام غریزه جنسی را مهار می کند .در اسلام دو نوع عقد ازدواج وجود دارد : 1ازدواج دائم 2ازدواج موقت . در ازدواج موقت صیغه عقد ،برای مدتی معینی خوانده می شود که به این ازدواج (متعه) هم گفته می شود .ازدواج دارای اهداف بسیار مهمی است از جمله این اهداف می توان به یافتن آرامش و سکون زن ومرد در کنار هم اشاره کرد ازدواج باعث می شود که نسل آدمی حفظ شود

بحث دوم درباره مهر است.مهر از زمان های قدیم مرسوم بوده است مرد در هنگام ازدواج چیزی به همسرش تقدیم می کند که در اصطلاح به آن مهر یا صداق می گویند.مهر از آنجایی قرار داده شد که نقش هر یک از زن ومرد در عشق مغایر با دیگری است .ضعف زن را در مقابل نیرومندی مرد بدینوسیله تعدیل می شود .هر چیزی که مالیت و ارزش داشته باشد می تواند بعنوان مهر قرار بگیرد و مقدار آن بستگی به توافق طرفین دارد

بحث سوم درباره نفقه می باشد.نفقه یک نهاد حقوقی در اسلام است و در سایر ادیان وجود داشته است اسلام پرداخت نفقه را بر عهده مرد گذاشته است چون زن از نظر نیرومندی و قدرت جسمانی از مرد ضعیف تر است،نفقه تمام لوازم زندگی را

 

شامل می شود از جمله:غذا ، پوشاک ،مسکن ; در طلاق رجعی زن حق نفقه دارد اما با فوت مرد چنین حقی ساقط می شود

بحث چهارم درباره ارتباط متقابل می باشد .بر خورد نیکو وشایسته وخوش اخلاقی از مواردی است که همیشه مورد توجه همه ادیان بوده و یکی از نموده های خوش اخلاقی اظهار محبت و دوستی می باشد که این اظهار محبت و دوستی می تواند در صدا زدن ، سلام و خداحافظی کردن جلوه پیدا کند .از جمله مواردی که در اسلام از آن نهی شده است تنبیه و توهین به همسر است .همیشه از مردان خواسته شده است که از اشتباهات ولغزش های زنان بگذرد تا خدا از آن ها بگذرد .تعاون و همکاری می تواند عدالت را در سطح خانواده به اجرا در آورد  وبا قدر دانی و سپاسگزاری از زحمات همسرتان قلب او را همیشه برای خود داشته باشند

بحث پنجم درباره روابط است، در اسلام به نظافت و آراستگی اهمیت بسیار داده شده و پیامبر همیشه امت خود را به مسواک کردن تشویق نمی نمودند عفت و پاکدامنی مرد می تواند عفت وپاکدامنی زن را به همراه داشته باشد .لزوم غیرت برای مردان از نشانه های ایمان است .در دین اسلام تمام نکات برای اینکه یک رابطه عاشقانه و رمانتیک داشته باشند وبه ارضاء کامل برسند بیان شده است

بحث ششم درباره ارث است .یکی از حقوق زن که بر اثر عقد دائم بوجود می آید حق ارث است.در گذشته به زن ارث نمی دادند ولی با ظهور اسلام این قانون ملغی شد سهم الارث زن   از اموال شوهر است اگر شوهر فرزند نداشته باشدو از اموال مرد است اگر او فرزند داشته باشد

مقدمه

 حقوق از جمله مقوله هایی است که در همه اعصار مورد توجه انسان بوده است. در مورد آن سخن های بسیاری گفته شده و درباره موضوع آن کتاب های بسیاری نوشته شده است

در ادیان آسمانی و دین اسلام به حقوق، توجه خاصی شده است مانند حق الناس، حق همسایه، حق همسر و ; اسلام به حقوق زن توجه خاصی نشان داده است و تمام ننگ های دوران گذشته را از چهره زن پاک کرده است. البته اسلام برای تمام ابعاد زندگی انسان برنامه دارد. مخصوصا برای خانواده، خانواده اولین اجتماع کوچک از جامعه بزرگ است، اساس جامعه همین خانواده است. اگر حقوقی که اسلام برای خانواده بیان کرده از طرف افراد رعایت شود، اجتماع بزرگ نیز حقوق همه افراد را رعایت خواهد کرد

در این تحقیق سعی شده است بخشی از حقوق زن به صورت مختصر بیان شود. امید است توانسته باشم حق مطلب را ادا کنم و شما با مطالعه این تحقیق تا حدودی با حقوق زن آشنا شوید. انشاء الله مورد قبول حضرت حق باشد

1- ازدواج

 ازدواج از کلمه زوج می باشد که به معنای با هم جفت شدن و زن گرفتن می‌باشد.[1] ازدواج برای انسان یک نیاز طبیعی است که از آفرینش ویژه آن ها سرچشمه می گیرد. چنانکه انسان به آب و غذا نیاز دارد در سنین خاصی به ازدواج نیاز پیدا می کند

ازدواج به عنوان یک خواسته طبیعی، مورد تأیید همه ادیان آسمانی بوده است مخصوصا دین اسلام. اسلام پیروان خود را به ازدواج دعوت نموده و از عروبت[2]بر حذر می دارد. ازدواج نه تنها منفور نیست، بلکه از دیدگاه اسلام اهدی مستحب و در بعضی موارد واجب می باشد

قالَ اَبوُ عَبْدِ اللهِ (عَلیهِ السلامْ) : « رُکْعَتانِ یُصَلِّیها المُتَزَوَّجُ أفْضَلَ مِنْ سِبْعینُ رُکْعَهً یُصَلِّیها أعْزَبُ.

اما صادق(علیه السلام) فرمود: دو رکعت نمازی که انسان متاهل می خواند ثوابش بیش از هفتاد رکعتی است که انسان مجرد می خواند.»[3]

در اسلام برای انتخاب همسر معیارهای خاصی بیان شده است از جمله؛

1 ایمان: ایمان یک عامل درونی است و از مهمترین و ضروری ترین اموری است که باید در انتخاب همسر مورد عنایت قرار گیرد

2 اصالت خانواده: منظور از اصالت خانواده، امور مادی و ظاهری نیست. بعضی از خانواده ها شریف و بزرگوار و آبرومند هستند گرچه فقیر باشند و بعضی از خانواده ها ذاتاً پست و فرومایه هستند گرچه دارای مقام و ثروت باشند. اصالت بعد تربیتی دختر و پسر را در بردارد. یعنی آیا دختر و پسر در یک محیط سالم تربیت یافته اند یا نه؟

3 اخلاق: اخلاق نیک یکی از مهمترین و ضروری ترین اموری است که در انتخاب همسر باید مورد توجه قرار گیرد زن و شوهر باید یک عمر با هم زندگی کنند. اگر اخلاق خوش باشد زندگی آن ها شیرین و دلپذیر و گرم و با صفا خواهد بود و با تفاهم مشکلات زندگی را حل و فصل خواهند کرد

 2- مهر

 مرد در هنگام ازدواج هدیه ای را به همسرش تقدیم می کند که در اصطلاح مهر یا صداق نامیده می شود. در قرآن از آن به عنوان نحله(هدیه، پیشکش) هم تعبیر شده است و به نوعی مرد خود را مدیون همسرش می کند هر چیزی که مالیت و ارزش داشته باشد می تواند مهر واقع شود. مانند آموزش قرآن یا احکام، طلا و سکه و ; در ادیان آسمانی گذشته نیز مهر وجود داشته است. مهر از آنجایی قرار داده شده است که نقش هر یک از زن و مرد در عشق مغایر بادیگری است. زیرا نوع احساسات زن و مرد نسبت به یکدیگر متفاوت است. قانون خلقت بی نیازی و غرور را در جانب زن قرار داده است و طلب و نیاز را در جانب مرد قرار داده است. همچنین از لحاظ طبیعت چیزی برعهده مرد نیست و زن مجبور است بارداری، زایمان و عادت ماهیانه و ; را تحمل کند. بنابراین اگر مشکلی بعداً پیش بیاید این مهر می تواند مقداری از مشکلات را حل کند

یکی از حقوقی که در قبل از اسلام کمتر به آن بها داده می شد و یا اصلاً نادیده گرفته می شد همین مسأله بود که، زن را مالک مهر نمی دانستند و پدران و مادران مهر را به عنوان «حق الزحمه» و «شیربها» حق خود می دانستند. درست است که اسلام اصل مهر را قبول دارد. اما همیشه به خانواده ها سفارش می کند که مقدار مهر را زیاد قرار ندهید زیرا زیاد قرار دادن مهر، باعث کینه و دشمنی می شود و یکی از عوامل تزلزل خانواده، همین زیاد قرار دادن مهر است

قالَ عَلَی (علیه السلام): «لا تُغالوُا بِمُهُورِ النِّساء فَتَکُونَ عَداوَهً ;

حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: « مهریه زن ها را زیاد نکنید زیرا این عمل ایجاد دشمنی می کند.»[4]

بلکه زنان را تشویق می کند که مهریه خود را بخشند تا بعضی گمان نکنند با زیاد قرار دادن مهر، نوعی وثیقه مالی برای جلوگیری از تزلزل خانواده بدست آورده اند

 3- نفقه

 نفقه یک نماد حقوقی و مورد قبول در اسلام است. از مسائل مسلم و اساسی در نفقه اسلامی می باشد و مرد موظف است تمام نیازهای مادی زن را تهیه کند. پیش از اسلام در پاره ای از ادیان و اعصار وجود داشته است

مسئولیت پرداخت نفقه برعهده مرد است. ممکن است این سوال در ذهن مطرح شود که چرا اسلام مسئولیت پرداخت نفقه را برعهده مرد گذاشته است؛ علت قرار دادن پرداخت نفقه برعهده مرد، برای این است که مردها همیشه خواستار وصال هستند. یعنی مردها مظهر نیاز و طلب هستند و زن ها مظهر بی نیازی. بنابراین در اینجا مرد به عنوان مشتری و زن به عنوان صاحب کالاست. و مرد اگر بخواهد چیزی بخرد باید چیزی پرداخت کند

علت دیگر برای قرار دادن نفقه این است که مسئولیت تولید نسل از لحاظ طبیعت به عهده زن گذاشته شده است و این زن است که باید بیماری ماهانه را تحمل کند، مشکلات دوران بارداری و بیماری مخصوص این دوره را بر عهده بگیرد. اگر با این حال قرار باشد دوش به دوش مردان در تحصیل معاش و تأمین زندگی تلاش کند زود رنجور و فرتوت می شود.[5]

 4- حدود نفقه

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله محبت از دیدگاه اسلام در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله محبت از دیدگاه اسلام در فایل ورد (word) دارای 51 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله محبت از دیدگاه اسلام در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله محبت از دیدگاه اسلام در فایل ورد (word)

دیباچه  
محبت از دیدگاه قرآن  
محبت راستین و دروغین  
محبت، محور تربیت  
عناصر اصیل تهذیب اخلاق  
محبت به بندگان خدا  
محبت خداوند  
محبت و مودّت در اسلام  
عشق و محبت از دیدگاه ملاصدرا  
محبت به وجود حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)  
وظائف ما نسبت به آن حضرت  
نقش محبت و قاطعیت در تربیت فرزندان  
الگوی تربیتی محبت و عدم قاطعیت  
الگوی تربیتی بیمحبتی و عدم قاطعیت  
خودت را دوست داشته باش  
راز خوشبختی  

منابع

 

دیباچه

محبت ودیعه ای الهی است که خداوند نزد انسان قرار داده است . و افراد از این موهبت در طرق گوناگون استفاده می نماید . و برخی این نعمت را صرف عشق ورزیدن به عترت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می نمایند

عیاشی در کتاب ” تفسیر” از برید بن معاویه عجلی نقل کرده است که گفت: نزد امام باقر (ع) حاضر بودم که ناگاه شخصی که از خراسان پیاده برای ملاقات آن حضرت سفر کرده بود وارد شد، دو پای خود را که ترکیدگی و شکاف برداشته بود برای نشان دادن بیرون آورد و عرض کرد: به خدا قسم چیزی جزمحبت شما اهل بیت مرا به این کار وانداشت، و دوستی شما باعث شد که این راه طولانی را پیاده بپیمایم

امام باقر (ع) فرمود

“به خدا قسم اگر سنگی ما را دوست بدارد خداوند تبارک و تعالی او را با ما محشور گرداند، و آیا دین چیزی جز محبت است؟”

همچنین کلینی در کتاب ” کافی” از حکم بن عتبه نقل می کند

در خدمت امام باقر (ع) بودم و خانه پر از جمعیت بود که ناگاه پیرمردی که برعصای خود تکیه می کرد آمد تا آنکه کنار در اتاق ایستاد و رو کرد به امام باقر (ع) و گفت:” السلام علیک یابن رسول الله و رحمه الله و برکاته” ، ای فرزند رسول خدا! درود و رحمت و برکات خداوندی بر شما باد. سپس ساکت شد و منتظر جواب ماند

امام(ع) سلام او را به همان گونه پاسخ داد، آنگاه پیرمرد روی خود را به اهل مجلس کرد و به آنها سلام نمود و ساکت ماند تا آنکه جمعیت همگی سلام او را پاسخ گفتند

سپس رو کرد به امام باقر(ع) و عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! مرا نزدیک خود جای بده، خدا مرا فدایت گرداند. به خدا قسم ! به راستی من شما را دوست دارم و هر کس شما را دوست داشته باشد دوست دارم، و به خدا قسم این دوستی ام به خاطر طمع دنیوی نیست، و من به راستی با دشمنان شما دشمنم، و از آنها بیزارم ونفرت دارم، و به خدا قسم این دشمنی و نفرت به خاطرانتقامجوئی یا کدورتی شخصی که بین من و او باشد نیست، و به خدا قسم حلال شما را حلال می دانم و حرام شما را حرام می دانم، و منتظر امر شما و دولت کریمه شما هستم، آیا امیدوار باشم و شما نسبت به من امیدی دارید؟ خداوند مرا فدای شما گرداند

امام باقر(ع) فرمود

به سوی من بیا، بسوی من بیا، پس او را کنارخود نشانید سپس فرمود

ای پیرمرد! شخصی خدمت پدرم علی بن الحسین (ع) رسید و از آن حضرت همین سئوال تو را پرسش نمود، پدرم به او فرمود

اگر با این حال از دنیا رفتی بر رسول خدا، امیرالمؤمنین ، امام مجتبی، امام حسین و علی بن الحسین(ع) وارد میشوی و دلت آرام می گیرد ، قلبت خشنود و چشمانت روشن می گردد و هنگامی که جان به حلقومت می رسید فرشتگان با آغوش باز و با دسته های گل به استقبال تو می آیند

و اگر زنده ماندی آنچه باعث روشنی چشمان تو است ، خواهی دید و در مقامات عالی بهشت با ما خواهی بود

پیرمرد که گویا از شنیدن گفتار امام باقر (ع) شوق زده شده بود عرض کرد: ای ابوجعفر! چه فرمودید؟

امام (ع) بار دیگر مطالبی را که فرموده بود تکرارکرد

پیرمرد شگفت زده گفت: الله اکبر، ای ابوجعفر! اگر بمیرم بر رسول خدا ، امیرالمؤمنین ، امام حسن ، امام حسین و علی بن الحسین(ع) وارد می شوم ; و همان مطالبی را که امام (ع) فرموده بود تکرار کرد. سپس پیرمرد صدا را به گریه بلند کرد و گریه راه گلویش را گرفته هق هق می کرد تا نقش زمین گردید، اهل مجلس از مشاهده حال این پیرمرد و گریه های او همه ناله کردند

امام باقر(ع) با انگشتان مبارک اشک از گوشه های چشم پیرمرد پاک کرد و آنها را فرو ریخت

پیرمرد سر بلند کرد و به امام باقر (ع) عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! دست مبارک خود را بده تا ببوسم خداوند مرا فدای شما گرداند. آنگاه دست امام(ع) را گرفت و بوسید وبر چشمان و صورت خود نهاد، سپس پیراهن خود را بالا زد و سینه و شکم خود را برهنه نمود و دست امام(ع) را بر آن گذاشت و بعد از آن از جا برخاست و خداحافظی کرد. امام باقر(ع) از پشت سرش به او نگاه می کرد و او می رفت، سپس رو به اهل مجلس کرد و فرمود

هر که دوست دارد یکی از اهل بهشت را ببیند به این شخص نگاه کند

محبت از دیدگاه قرآن

قرآن کریم در مورد محبت می فرماید

«و من الناس من یتخذ من دون الله أندادا یحبونهم کحب الله و الذین امنوا اشد حبا لله» (1)

مؤمنان، به خدا دل بسته اند و دوستان او هستند، ولی مشرکان و کافران، دوستان بتهایند؛ اما محبت مؤمنان به خدا از محبت بت پرستان به بتها بیشتر است؛ چون هیچ زیبایی به اندازه خدا جمیل نیست و هیچ معرفتی به اندازه معرفت او کمال نیست و هیچ انسانی نیز به اندازه مؤمن، عارف نیست؛ از این رو، هیچ انسانی به اندازه مؤمن، عاشق و محب نیست. محبت شدت پذیر است و اگر چه کمیت ندارد ولی دارای کیفیت است؛ محبت «وزن» ندارد ولی شدت وجودی دارد و «وزین» است

علت برتری محبت مؤمن، به خدا از محبت مشرک به بت، این است که بت اگر چه زیبا باشد زیبایی بصری و سمعی یا زیبایی خیالی و وهمی دارد و درک این زیباییها به وسیله گوش و چشم و تأثیر این محبوبها در حد وهم و خیال است؛ چون انسان نا آگاه، می پندارد از بتان و به طور کلی از غیر خدا کاری ساخته است. بنابراین، معرفت بتپرستها در حد توهم و تخیل و زیبایی شناسی آنها هم در حد خیال، وهم، سمع و بصر است و به همین دلیل، محبت و عشق آنها از محدوده چشم و گوش از یک سو و از محور وهم و خیال از سوی دیگر نمی گذرد؛ ولی مؤمن نه تنها از راه چشم و گوش، آثار طبیعی و از راه وهم و خیال، آثار مثالی و برزخی مطلوب و محبوب حقیقی را می نگرد، بلکه از راه عقل، کمال معقول و اسمای حسنای الهی را می نگرد و قهرا درک او قویتر است و چون درک قویتر است مدرک هم قویتر است و چون مدرک قویتر است در نتیجه محبت هم بیشتر است

در نبردهایی که بین مردان با ایمان و مشرکان و کافران در طول تاریخ، اتفاق افتاده است مؤمنان، همواره پیروز بودهاند و این بدان دلیل است که ایستادگی و مقاومت در سایه علاقه، همان ایستادگی در پرتو معرفت است و چون معرفت مؤمنان کاملتر است، علاقه آنها نیز کاملتر است و چون محبت و اشتیاق و علاقه آنها کاملتر است، ایستادگی آنها نیز کاملتر و بیشتر است؛ و چون مقاومت و ایستادگی آنها کاملتر و بیشتر است، قهرا پیروزی هم از آن آنهاست

«کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره بإذن الله» (2)

البته امدادهای غیبی، نقش سازنده ای دارد، ولی زمینه ساز حصول آن امدادهای غیبی همین محبتها، معرفتها، عشقها و شوقهای وافر سالکان کوی حقیقت و معنویت است، و در هر موردی که چنین ثمری از نبرد با کافران به دست نیامده، بر اثر ضعف معرفت، نقص ایمان و قصور محبت بوده است

محبت راستین و دروغین

محبت بر دوگونه است: محبت صادق و محبت کاذب

محبت صادق آن است که انسان کمال را درست تشخیص بدهد و البته وقتی به کمال آگاهی پیدا کند، به آن دل میبندد مانند محبت به خداوند، متقابلا کمال هم جاذبه دارد و محب را به سمت خود جذب می کند و در حقیقت محبت صادق، دو جانبه است؛ اما محبت کاذب آن است که انسان، نقص را کمال بپندارد و بر اساس چنین پندار باطلی به آن کمال موهوم علاقمند گردد؛ مانند محبت غیر خدا، مخصوصا محبت عالم طبیعت، محبت کاذب و جاذبه ای است که عین دافعه است؛ چنانکه افعیها با نفس کشیدن، برخی از حشرات را جذب می کنند؛ اما نه برای پرورش و کمال بلکه برای هضم و نابود کردن. بنابراین، جذب آنان، جذب کاذب است

زرق و برق دنیا نیز چنین است. انسان اگر به دنیا دل ببندد، دنیا جاذبه دارد و او را به سوی خود جذب می کند؛ اما برای این که او را درهم بکوبد و نابود و سپس به صورت زباله دفع کند، ولی ذات اقدس خداوند نه تنها محبوب مؤمنان است بلکه محب آنان نیز هست و آنان را به سمت خود جذب می کند تا آنها را بپروراند و احیا کند. از اینرو، همان گونه که گفته شده

ألا کل شی ء ما خلا الله باطل

و کل نعیم لا محاله زائل (3)

در مورد محبت نیز باید گفت هر محبتی غیر از محبت خدا باطل و دروغین است

امیرالمؤمنین ( علیه السلام) می فرماید

دنیایی که شما را ترک می کند، پیش از این که شما را ترک کند، شما آن را ترک کنید: «و آمرکم بالرفض لهذه الدنیا التارکه لکم» (4)

در مثلها نیز آمده است: «عزل» از مقام به منزله طلاق مردان و حیض کارگزاران است: «العزل طلاق الرجال و حیض العمال» (5). انسان هم سرانجام روزی از دنیا و لذایذ و مقامهای آن عزل و محروم می شود؛ از این رو قرآن دنیا را خانه فریب و نیرنگ معرفی می کند

البته منظور از دنیا آسمان و زمین نیست؛ زیرا اینها آیات الهی و نعمت خداست. ذات اقدس خداوند دنیا را چنین معرفی کند: مثل دنیا این است که بارانی ببارد و سرزمینی، سبز و خرم شود، ولی پس از مدتی خزانی در پی آن بیاید و آن را به صورت کاهی زرد در آورد و از بین ببرد

«کمثل غیث أعجب الکفار نباته ثم یهیج فتریه مصفرا ثم یکون حطاما» (6)

چون «مثل» غیر از «ممثل» است، معلوم می شود امور طبیعی مانند فصول چهارگانه، «دنیا» نیست. اینها آیات منظم و خوب است؛ یعنی پاییز در جای خود به همان اندازه خوب و زیباست که بهار در جای خود؛ چون اگر پاییز و زمستانی نباشد، هرگز بهاری نخواهد بود، ولی آن «من» و «ما» که چند صباحی خرمی و آنگاه پژمردگی را به دنبال دارد، «دنیا» است و چنین چیزی جاذبه ای دروغین دارد و هر محبتی که در کنار جاذبه دروغین باشد و یا محبت آن محبوبی که انسان را خوب جذب می کند تا از بین ببرد، محبتی کاذب است و اصولا هر محبتی که به غیر خدا تعلق بگیرد چنین است، ولی در محبت الهی خدای سبحان لطف و فیض منبسط خود را گسترده است تا محب خود را به فضای باز درآورد و به او پروبال بدهد تا پرواز کند. از این رو قرآن کریم می فرماید

«و الذین آمنوا أشد حبا لله» (7)

بنابراین، اگر محبت کسی به دنیا و آخرت یا به خدا و غیر خدا یکسان باشد، او به این معنا، مؤمن نیست؛ زیرا معرفتش تام نیست و از همین جا معلوم می شود که محور بحثها معرفت است، نه محبت چنانکه در مرحله بعد تبیین می شود. چون خود محبت از فروعات بحثهای محوری معرفت است

نظامی گنجوی در پایان داستان «لیلی و مجنون» می گوید: لیلی در اواخر عمر بیمار شد و طراوتش از بین رفت. او به مادرش وصیت کرد: پیام مرا به مجنون برسان و به او بگو اگر خواستی محبوبی برگزینی، دوستی مانند من مگیر که با یک تب، همه طراوت خود را از دست بدهد و با یک بیماری، همه نشاط او فرو بنشیند؛ دوستی بگیر که زوالپذیر نباشد. بنابراین، معرفت، محبت حقیقی می آورد و غفلت، محبت کاذب. در قرآن کریم در باره محبت کاذب آمده است

«کلا بل تحبون العاجله و تذرون الاخره وجوه یومئذ ناضره إلی ربها ناظره و وجوه یومئذ باسره تظن أن یفعل بها فاقره» (8)

شما متاع زودگذری را دوست دارید و کسانی که چنین متاعی را به عنوان محبوب، برگزیده اند، در روز قیامت، چهره آنها افسرده است، ولی کسانی که خدا را به عنوان محبوب راستین پذیرفته اند، در آن روز چهره ای شادمان دارند

نیز می فرماید

«و تحبون المال حبا جما» (9)

شما مال را خیلی دوست دارید. کسی که به مال، خیلی علاقه مند باشد، در هنگام مرگ فشار بیشتری می بیند؛ زیرا باید هنگام مرگ همه علاقه های دنیوی را رها کند. گاهی ممکن است اصل مال کم باشد، ولی علاقه به آن زیاد باشد. آنچه در این آیه آمده، این نیست که شما مال زیادی را دوست دارید، بلکه می فرماید شما به مال، خیلی دل بسته اید. آنچه که مربوط به جمع مال و «اکتناز» است در سوره «توبه» و بعضی از سور دیگر آمده است. در سوره توبه می فرماید

«و الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب ألیم» (10)

در سوره «همزه» نیز می فرماید

«ویل لکل همزه لمزه الذی جمع مالا و عدده یحسب أن ماله أخلده» (11)

او مالی را جمع و شمارش کرده است و هر روز کوشیده تا بر ارقام ثروت اندوخته اش در بانکها، افزوده شود. او از داشتن مال وافر لذت می برد؛ بدون این که بتواند از آن استفاده کند و در حقیقت، انباردار دیگران است. چنین انسانی تلاش می کند و مشکل قیامت را خودش تحمل می کند ولی لذت بهره وری از مال را عده ای دیگر می برند و این، خسارت بزرگی است. انسانی که اهل معرفت نباشد در انتخاب محبوب، خطا می کند

محبت، محور تربیت

رسیدن به مقام «محبت» محصول سیر و سلوک و پیمودن راه در مراحل پیشین است و انسان بر اثر آن «حبیب الله» میشود. انسان بر اثر تمرین و فاصله گرفتن از هرگونه فریب و امر ناپایدار و دل نبستن به غیر خدا، «حبیب الله» میشود

یکی از مبانی مهم تعلیم و تربیت در اسلام، «محبت» است. قرآن کریم که معلم و مربی اخلاق است مهمترین محور فضایل اخلاقی را محبت می داند و امام صادق (سلام الله علیه) می فرماید : خدای سبحان پیامبر خود را با محبت الهی تأدیب و تربیت کرده است

«إن الله عز و جل أدب نبیه علی محبته» (12)

کار خدا تادیب است و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم مودب او و مدار تادیب آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم نیز، محبت است

هستی و همه کمالات آن نخست از مولا شروع می شود نه از بنده، یعنی این انسان نیست که در عبادت خدا، سه راه دارد بلکه این خداست که براساس مصلحت با سه راه، انسانها را می پروراند . خدا عده ای را براساس ترس، عده ای را براساس بشارت و نشاط و گروهی را براساس محبت، تربیت می کند

همان گونه که اصل رسالت بر اساس

«الله أعلم حیث یجعل رسالته» (13)

است رزق موجودات نیز بر اساس حکمت است

«الله یبسط الرزق لمن یشاء و یقدر» (14)

 «نحن قسمنا بینهم معیشتهم» (15)

چنانکه می فرماید

«یهب لمن یشاء إناثا و یهب لمن یشاء الذکور أو یزوجهم ذکرانا و إناثا و یجعل من یشاء عقیما» (16)

خداوند، بر اساس مشیت حکیمانه به برخی پسر، به برخی دختر و به برخی هم پسر و هم دختر می دهد و به بعضی نیز فرزندی عطا نمی کند، در زمینه تعلیم و تربیت نیز چنین است

خداوند گروهی را براساس ترس از جهنم می پروراند؛ آنها به گونه ای تربیت می شوند که فعل واجب و ترک حرام را برای این که در قیامت نسوزند انجام می دهند؛ برخی را براساس شوق به بهشت می پروراند که آنها فعل واجب و ترک حرام را برای رسیدن به بهشت انجام می دهند و برخی را نیز فارغ از خوف و بشارت می پروراند. از این رو بر اساس

«ألا إن أولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» (17)

می توان گفت: «ألا إن أولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یبشرون» و چنین انسانهایی اولیاء الله هستند و خداوند آنان را بر اساس محبت می پروراند؛ چنانکه پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم را نیز برمدار محبت پروراند. از این رو عبادت پیغمبر و اهل بیت ( علیهم السلام) عبادت شاکرانه و محبانه بود. البته بشارت بر مدار محبت و نشاط بر محور مودت غیر از بشارت و نشاط بر مدار جنت حسی است

چون ادب پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم بر محور محبت است و آن حضرت اسوه ماست، ما موظفیم هم در ارتباط با خدای سبحان و هم در ارتباط با خلق، برمدار محبت حرکت کنیم، مثلا برای بسیاری از نوآموزان در طلیعه امر، پیمودن راه سوم یعنی مدار محبت، دشوار است؛ ولی نباید همه همت اولیای منزل یا مدرسه، این باشد که فرزندان و نوآموزان را بر مدار ترس و تشویق یا تنبیه، تربیت کنند. البته باید عده ای را بترسانند که اگر در امتحان یا سایر برنامه ها، موفق نشوید، تنبیه، مردود یا اخراج می شوید و عده ای را نیز باید تشویق کنند که اگر در امتحان یا برنامه های کلاس کامیاب شدید، هم جایزه می گیرید و هم آینده سازان خوبی خواهید بود و;. این کارها، سودمند است اما کار نهایی نیست و باید دانش آموز را بر محور محبت، تربیت کرد تا دوستدار علم شود و برای مدرک، نمره، شهرت در جامعه، چاپ عکس در مطبوعات و; درس نخواند

مسئله «تخویف» و «تبشیر» در قرآن و روایات اهل بیت ( علیهم السلام) فراوان است؛ اما نسبت به افراد ضعیف، مرحله نهایی و نسبت به افراد متوسط، مقدمه و وسیله است، تا انسان در اوایل، از راه تنبیه و تشویق و کم کم بر اساس تحبیب حرکت کند

عناصر اصیل تهذیب اخلاق

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید