دانلود مقاله جایگاه اجتماعی زنان از دو دیدگاه حجاب در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله جایگاه اجتماعی زنان از دو دیدگاه حجاب در فایل ورد (word) دارای 27 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله جایگاه اجتماعی زنان از دو دیدگاه حجاب در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله جایگاه اجتماعی زنان از دو دیدگاه حجاب در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله جایگاه اجتماعی زنان از دو دیدگاه حجاب در فایل ورد (word) :

جایگاه اجتماعی زنان از دو دیدگاه حجاب
آسیب شناسی جایگاه شغلی زنان ایرانی بررسی موانع فرهنگی و قانونی مشاركت زنان علی رغم چندگانگی وظائف و تعدد نقش های زنان در جامعه منزلت این نقش برابر نیست چرا كه نقش زن به عنوان همسر ، مادر ، و كدبانو در كفه تراز و سنگین تر به نظر رسیده و یا با ارج تر شمرده می شود .
در حقیقت اگر در مورد استقلال مردان عوامل جمعیتی مثل ساختار سنی جمعیت ، روند مهاجرت ، میزان رشد جمعیت و میزان عرضه و تقاضای نیروی كار تعیین كننده است ، در علمی اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی است .

در بین عمده موانعی كه پیرامون مشاركت زنان وجود دارد چند عاول را به اختصار مورد اشاره قرار می دهیم.

عوامل تبلیغاتی:
1- نگرش های سلطه جویانه نسبت به زن ، مشاغل تراز بالای علوم مدیریتی و ; را در انحصار مردان درآورده است . علی رغم اینكه افزایش میزان مشاركت و تصحیح الگوی مشاركت زنان ضمانت اجرایی نیافته است . بطوری كه زنان در جامعه امروزی الگوی جذابی از زنان مدیر و مدبر در اختیار ندارند تا در پی خودسازی و كسب موفقیت های برتر بشتابند جداسازی زنان و مردان در محیط كاری تحت عنوان یا بهانه حفظ عفت ، پاكی و تقدس محیطی را باعث می شود تا امكانات لاز برای افزایش سطح تخصصی و دانش حرفه ای و اجتماعی زنان به صفر برسد در حالی كه رشد فرهنگی در نظر باشد باید با كار فرهنگی و اعمال حداقل فشار بر زنان ، محیط را پاكیزه نگاه داشت.

در طی سال های اخیر ، تأثیرات و تبلیغات گسترده ای بر نقش غیر اقتصادی زنان انجام شده است . این تبلیغات با توجه به ذهنیت ها و باورهای همسویی كه ریشه های عمیق و دیرینه دارد ، باعث شده مسئولان و مدیران تا آنجا كه می توانند از بكارگیری زنان به تعبیر سلیقه ای از قوانین و مقررات خودداری ورزند . ضمناً خود زنان تحت تأثیر انواع تبلیغات در رفتار اجتماعی خود به شدت گرفتار وسواس و تردید شده اند و برای حضور ، آمادگی لازم ندارند . آنها حتی نمی دانند درجه وقار و متانت زن در شرایطی كه زن و مرد باید در محیط علمی و تخصصی آموزش ، تشریك مساعی كنند ، چگونه ارزیابی می شود و این باعث می شود كه زنان غالباً در محافل علمی ، آموزشی شغلی ساكت نشسته و از ترس خدشه دار شدن متانت و وقار در بحث ها مشاركت نكنند و تابع بی چون و چرای سلیقه ها و عقاید مردانه باشند

.
حجاب :
از دیرباز زنان ایرانی از لحاظ نوع لباس ، پوشش كامل و اراسته ای داشته اند . تصویر لوح ها و كتیبه هایی كه از زمان هخامنشیان ، اشكانیان و ساسانیان بر جای مانده است ، لباس زنان و مردان پوشیده و نسبت به یكدیگر یكسان بوده است .لباس آنها گشاد و بلند و آستین دار و پایین لباس بعضی از خانم ها چین دار بوده است . زنان و مردان دارای شلوار بوده اند . خانم ها از پوششی مانند روسری بهره می جسته ا ند . پس پوشیدگی زنان و مردان ایرانی به گسترش اسلام در ایران بستگی نداشته و به گذشته های كهن ما بر می گردد .

حد پوشش از نظر برخی مراجع :
قرآن آیه 31 ، 30 سوره نور به مردان مومن بگو : دیدگان فرو بخوابانند . دامن ها حفظ كنند این برای شما پاكیزه تر است .
خدا به آنچه می كنید آگاه است . به زنان مومنه بگو : دیدگان فرو خوابانند و دامن های خویش را حفظ كنند و زیور خویش را آشكار نكنند مگر آنچه پیداست . سر پوش های خویش را بر گریبان بزنند زیور خویش را آشكار نكنند مگر برای شوهران یا پدران یا پدر شوهران یا پسران یا پسر شوهران یا برادران یا بردادرزادگان یا خواهر زادگان یا زنان یا پدرشوهران یا برادران یا بردارزادگان یا خواهرزادگان یا زنان یا مملوكاتشان یا مردان طفیلی كه حاجت به زن ندارند . پای بر زمین نكوبند كه زیورهای مخفی شان دانسته شود .

امام خمینی پوشش تمام بدن بحز وجه و كفین برای زنان واجب است .
آیت صانعی ( مسأله 2437 ) زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند .
كیفیت پوشش :
زنان عرب معمولاً پیراهن هایی می پوشیدند كه گریبانهایشان باز بود . دور گردن و سینه را نمی پوشانید و روسری هایی كه روی سر خود می انداختند ، از پشت سر می آویختند قهراً گوش ها و گوشواره ها و جلو سینه و گردن نمایان می شد . این آیه دستور می دهد كه باید قسمت آویخته همان روسری ها را از اطراف روی سینه و گریبان خود بیفكنند تا این قسمت را بپوشاند .

ابن عباس در تفسیر این جمله گفته است : زنان مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشانند .
در تفسیر كافی نیز به این جمله اشاره شده است .
كشورهای عربی به علت اینكه در نواحی گرمسیری زمین واقع شده اند استفاده از رنگ سفید در آنها شایع است اما ایران سرزمین چهار فصلی بوده كه هر فصل سال آن لباس متناسب خود را می طلبد .

نوع فرهنگ و سنت بومی ایران نیز با سایر اقوام متفاوت بوده است و در نتیجه لباس این قوم نیز با سایر اقوام فرق داشته است .
همان طور كه گفتیم لباس ایرانیان گشاد و بلند و متناسب با بافت جغرافیایی و زندگی آن زمان بهترین پوشش بوده است . ولی امروزه شهرها و كشورهایی كه خود را با زندگی ماشینی همسان ساخته اند . لباسشان نیز تغییر كرده است و متناسب با نیازهای امروزی بشری شده است . ( اگر جامعه خود را در نظر بگیریم دیگر مردان همگی عبا نمی پوشند . ولی در این میان لباس زنان ایرانی بر سر چند راهی گرفتار مانده است .

بالاخره مردم نمی دانند كدام یك ارزش و كدام یك ضد ارزش است نمی دانند به چه رنگی لباس بپوشند یا چه مدلی را بر گزینند كه نه وصله بی ایمانی به آن بچسبد و نه وصله غرب زده بودن و جزو دارو دسته ای بودن ! عده ای از خانم ها چادر و عده ای مانتو می پوشند . البته استفاده از چادر مشكلات زیادی دارد كه می توان به چند نمونه از آنها اشاره كرد . دست و پا گیر ، نامناسب برای آب و هوای ایران و رنگ چادر ، چرا رنگ چادر سیاه است مگر نه این است كه رنگ لباس عباسیان است ؟

ایرانیان در گذشته نه چندان دور تنها در مراسم عزا و سوگوری ائمه معصومین و یا فوت بزرگی از بزرگان و رجال از این رنگ در پوشش استفاده می كردند و دستور و آئین نامه هایی بر پوشیدن لباس های تیره تأكید دارد معلوم نیست چه كسی پایه این گفته نامعقول را بنیان نهاده كه وقتی سؤال می شود این قانون بر اساس چه دلیل منطقی است . كسی نه پاسخی می گوید و نه صاحب این نظریه را معرفی می كنند كه به مردم جواب دهد .

چادر سیاه در شب خطر آفرین است به عنوان نمونه در سال 1371 در شام غریبان در یكی از شهرهای آذربایجان یك كامیون تعدادی از خانم ها را زیر گرفت كه منجر به كشته شدن 16 تا 17 نفر از آنان گشت . این راننده نه مست بود و نه خواب رفته بود . بلكه چشم او عزادارن را كه همگی چادر بر سر داشتند ندیده بود . این مشكل برای تمام خانواده های ایرانی وجود دارد . چه چادر مشكی و چه مانتو مشكی .

البته بیشتر خانواده ها افراد عادی و معمولی هستند و اینكه چادر می پوشند یا مانتو ، فرقی برایشان نمی كند و انتخاب یكی از آنها بیشتر بر حس عادت به شمار می رود . اما در این میان بعضی از آنها كه چادر می پوشند دیگران را قبول ندارند و برعكس . برخی كه مانتو می پوشند چادر را قبول ندارند از همه بدتر زمانی است كه این مردم برای انجام امور كاری و اداری به سازمان ها و ادارت دولتی و خصوصی رفت و آمد می كنند زیرا بر حسب ظاهرشان كه چه نوع پوششی دارند

با عكس العمل های متفاوتی روبرو می شوند . انسان می ماند كه باید چگونه با آنها برخورد كند واقعیت این است كه پوشش برای بانوان ایرانی باید ضمن اینكه مانع فعالیت ها و زندگی او نباشد دارای زیبایی نیز باشد . اگر در میان كشورهای اسلامی نگاهی گذرا داشته باشیم ، كشورهایی كه سعی در پیشرفت تكنولوژی داشته اند مانند مالزی ، اندونزی ، و لبنان بانون ضمن حفظ شئونات اسلامی و زیبایی و رنگ متنوع ، دست و پا گیر نمی باشد

به طور مثال در لبنان حجاب زنان به شكل های مختلفی از جمله پیراهن بلند در رنگ های مختلف با روسری ، كت و دامن با روسری یا حتی كت و شلوار گشاد با روسری می باشد . همچنین در مالزی و كشورهای جنوب شرقی آسیا حجاب زنان به صورت بلوزی بلند با شلوار و روسری بلند یا بلوز دامن و روسری می باشد . این نوع پوشش ها زندگی در پناه شرع را برای بانوان به ارمغان می آورد .

عوامل جنسیتی :
1- بنا بر سنت های خاص این جامعه كه بر طبق آن زن فقط برای خانه تربیت شده و مرد برای بیرون از خانه ، از ابتدا پسر و دختر از هم متمایز می شوند و هر یك ارزش خاص می یابند . این امر باعث می شود جامعه ای دوگانه آفریده شود كه در آن زن و مرد بودن با خصایلی بسیار جدا شكل گرفته شود كه نتیجه طبیعی آن دور ماندن از جامعه ، خانه و عرصه های اجتماعی خواهد بود و در نهایت به پیدایش دو انسان حاكم و محكوم منجر می شود .

زنان در طی سالهای اخیر ، شاهد شدت یافتن رفتار و بینش مرد سالار در محیط های كاری بوده اند و یقین حاصل كرده اند كه در این جامعه احراز مسئولیت ها از فنون مطلقه مردان است ، انگیزه و متانت و خودیابی در وجودشان مرده است و فقط برای امرار معاش و استفاده از حقوق بازنشستگی در دوران پیری كار می كنند و آنها رشد شخصیتی و علمی را در میدان كار از برنامه خود حذف كرده اند و در نتیجه اعتماد به نفس خود را از دست داده اند و در واقع زنان و مردان بر این عقیده اند كه بهتر است نان خانه داری كنند بنابراین تحت این شرایط فرهنگی كه زنان نیز تابع طرز فكر مردسالاری هستند مشاركت خود انگیخته زنان در امور ، دشوار و بلكه محال است .

2- نحوه استخدام ، وقتی كه فرصتهای برابر شغلی وجود دارد . تنها آن دسته از زنانی استخدام می شوند كه واجد تحصیلات و دانش بالاتر از مردان همكار خود هستند . این در حالی است كه زنان از ورود به بسیاری از رشته های دانشگاهی محرومند .

3- ارتقای مقام مدیران : مدیران به جای آنكه مبنای گزینش نیروری انسانی را استعدادها ، توانایی ها و لیاقت افراد و تجربه و هوشمندی و در یك كلمه شایسته سالاری قرار دهند . اساس كار را بر جنسیت قرار می دهند و زنان فراتر از حد چارچوب كاری اشان اجازه رشد نمی یابند و اساساً به مجریان صرف امور تبدیل شدند . كاهش مأموریت های عملی زنان در داخل و خارج كشور طی سال های اخیر ، بالا بردن دستمزد و پاداش و مزایای مردان در ازای كار برابر با زنان از عواملی است كه زنان را نسبت به ادامه كارشان دلسرد می كند . عامل مهمتر این كه در مواقع بحران و ركود . این زنان هستند كه زودتر اخراج می شوند .

4- وجود برخی قوانین كه بیشتر عرفی هستند تا شرعی آیا زن باید برای فعالیت های اجتماعی از مرد اجازه بگیرد ؟ به گفته فریبا ابطحی مفسر در قرآن نیامده كه زن برای برقراری روابط اجتماعی و انسانی خود نیاز به اجازه مرد دارد و این عرف تفسیر های شخصی افرادی است كه طی سالیان آن را به صورت حكم درآورده اند و دست و پای قانونمندان را بسته اند .

تبصره یك ماده سه قانون اعزام به خارج از كشور می گوید : « زنان لیسانس و بالاتر با توجه به ضوابط مندرج در این قانون تنها در صورتی كه ازدواج كرده باشند و در معیت همسر خویش باشند می توانند داوطلب اعزام شوند » این قانون زنان را در درجه اول مجبور به ازدواج و در درجه دوم مجبور به همراهی همسر می كند .

عوامل آموزشی و تحصیلی :
گرایش بیشتر والدین به ادامه تحصیل پسران در سطوح عالی و میزان بالای بی سوادی در زنان نسبت به مردان در ایران . وجود الگوی جنسی در كتب درسی و برنامه های آموزشی برداشت های سنتی را در اذهان تقویت می كند و به ذهن دختر بچه ها اینطور القا می كند تا زنان جوان آینده هم مثل گذشته نیروی خود را دست كم بگیرند و به سوی پذیرش كارهای كم مهارت ، كم درآمد و با وجهه اجتماعی پایین گرایش پیدا كنند . در كتاب های درسی ،

زنان فاقد صلاحیت و اعتماد به نفس هستند كه بتوان به اتكای حضور آنان ، خلاء مشاركت را در جامعه پر كرد . و به مفهوم توسعه همه جانبه دست یافت . در كتب درسی ، 7/89 درصد مشاغل خارج از خانه برای مدیران و فقط 3/10 درصد آنان به زنان شاغل و كلیه مشاغل داخل خانه هم بر عهده زنان است . در دوران دبیرستان هم تقسیم كار بین زن و مرد در جریان « طرح كاد » مشخص و روشن بود . ممنوعیت تحصیلی در برخی رشته ها ی دانشگاهی كه البته در سال های اخیر كم شده است .

78 رشته از كل رشته های تحصیلی در سال 74 در انحصار مردان قرار داشت و اختصاص درصد كمی به دختران در برخی از رشته های تحصیلی ، مخالفت والدین با استقلال اجتماعی دانشجوی دختر و كار كردن او در كنار تحصیل ، دور شدن از خانواده ، تنها زندگی كردن ، كمبود خابگاه مناسب و ; از موانع آموزش در سطح عالی از دختران زنان است . آنچه در پی می آید نقدی است كه متوسط یكی از خوانندگان مطرح شده است .

حجاب ، مشاركت و فعالیت زنان :
نویسنده مطلب فوق با سیری در تاریخ و پیشینه « حجاب » در تمدن ایران زمین و جایگاه آن در قرآن ، حدیث و فتاوی مراجع ، چنین نتیجه می گیرد كه : پوششی به نام چادر بخصوص چادر سیاه در شأن زن نیست . چرا كه این پوشش و آن رنگ ، حتی مانتوی سیاه ، مانع شكوفایی استعداد زنان و فعالیت های آنها در عرصه های مختلف زندگی است و زنان در طول تاریخ مظلوم واقع شده اند و « مردسالاری » همچنان حرف اول را می زند و مسئولان نظام نیز علی رغم شعار ها و وعده ها هنوز گره ای از مشكلات جامعه زنان را نگشوده اند »

در حالی كه اگر با دیدی واقع بینانه بنگریم و در قضاوت كردن غرض خاصی را مد نظر نداشته باشیم درخواهیم یافت كه این گونه كه ادعا شده است چادر مانع شكوفایی استعداد زنان و مانع فعالیت های آنها در عرصه های مختلف زندگی نشده است . حضور انبوه زنان محجبه در دانشگاه ها و مشاغل كثیره نشان دهنده آن است كه نظام و مسئولان آن تنها به شعار و وعده های پوچ اكتفا نكرده بلكه تا جایی كه در توان داشته اند برای شكوفایی استعدادهای این قشر عظیم كوشیده اند .

اثبات حجاب از دیدگاه عقل و شرع :
نویسنده محترم موانعی را كه پیرامون مشكلات زنان وجود دارد مورد توجه و بررسی قرار داده است و چادر به خصوص چادر سیاه را به عنوان یكی از موانع مورد حمله خود قرار داده است . در ابتدا توجه به یك نكته ضروری است و آن اینكه نویسنده با وجودی كه مقاله خود را به آیات و روایات و فتوا دو آیه یك روایت از ابن عباس و دو فتوا از امام ( ره ) و آیت الله صانعی مستند كرده ، اما منابع مورد نظر را در انتهای مقاله ذكر نكرده است و حال آنكه از اصول « نگارش و پژوهش » این است كه منابع و مدارك مورد استفاده را هر چند از منابع مشهور برای عام باشد .

ذكر كند تا اولاً مستند معلوم شود و ثانیاً اگر خواننده مایل است در این زمینه اطلاعات بیشتری داشته باشد به آن منابع رجوع كند . نویسنده عوامل تبلیغاتی را یكی از موانع مشاركت و پیشرفت زنان شمرده و می گوید : « طی سال های اخیر تأثیرات و تبلیغات گسترده ای بر نقش غیر اقتصادی زنان انجام شده است. » حال سؤال این است كه این تبلیغات گسترده به چه نحو بوده است ؟

وی هیچ مثالی برای ملموس شدن این تبلیغات بیان نكرده است حال اگر سالهای اخیر را مورد بررسی قرار دهیم وجداناً در می یابیم كه برخلاف نظر نویسنده نقش زنان در فعالیت های فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی بسیار هم افزایش یافته است . برای نمونه مجلس شورای اسلامی را از نظر بگذارانیم حضور زنان نماینده در طی سالهای اخیر نسبت به اوایل انقلاب و حتی دو سه سال بعد از جنگ ، تا چه اندازه افزایش یافته است ؟ 

اینگونه اظهارات كه ( تبلیغات گسترده بر نقش غیر اقتصادی زنان و خودداری مسئولان و مدیران از به كار گیری زنان ، باعث شده كه این قشر به شدت دچار وسواس شده و برای « حضور » آمادگی لازم نداشته باشند ) در حقیقت توهین مستقیمی است به جامعه بانوان شاغل كه در عرصه های مختلف ، اعم از پزشكی ، مهندسی ، مدیریتی و سیاسی مشغول به فعالیت هستند .

نویسنده در قسمت دیگر از مقاله ، حجاب و نوع لباس و پوشش زنان را مطرح می كند و با سیری در تاریخ گذشته ایران چنین نتیجه می گیرد كه حجاب را اسلام نیاورده بلكه حجاب پیشینه قبل از اسلام دارد .
اینكه حجاب به گذشته های كهن باز می گردد قابل قبول چرا كه به گواهی تاریخ ، هنگامی كه شاهدخت ها و زنان ایرانی را به نزد خلیفه دوم آوردند و دستور دادند تا نقاب از چهره آنان بردارند . تا پول بیشتری برای خرید آنان از سوی مسلمانان داده شود . شاهزادگان ایرانی از برهنه كردن صورت خودداری ورزیدند و اجداد خود را لعن كردند .

اگر حجاب پیشینه ای قبل از اسلام داشته و اسلام آن را نیاورده ولی آن را هم انكار نكرده و دلیلی برای انكار آن از جانب اسلام وجودندارد سوای اینكه ادله بر امضاء و تأیید آن زیاد است ثانیاً اینكه اسلام آن را نیاورده دلیل نمی شود كه سنت و رویه بدی بوده است . ثالثاً خلیفه دوم دستور داد نقاب از چهره آنان بردارند نه چادر از سرشان و این خود دلیلی است برای اینكه حجاب منشاء دینی هم دارد .

رابعاً آنچه از همان لوح ها و كتیبه های به جا مانده از دوران هخامنشیان و اشكانیان و ; بدست می آید . این است كه لباس ها یكسان نبوده است و بر فرض یكسان هم بوده باشد. با توجه به تفاوت های فیزیكی خلقت زن و مرد . این یكسان بودن مورد پذیرش اسلام نیست و اسلام برای هر یك از زن و مرد پوشش مخصوصی قرار داده است .

نویسنده كه به آیات 30 و 31 سوره مباركه نور برای حد پوشش استدلال می كند ، چرا به آیه 59 سوره مباركه احزاب كه واژه « جلابیب » در آن به كار رفته است استناد ننموده است ؟ آیه می فرماید : ای پیامبر ! به زنان و دختران خود و زنان مومنه بگو كه خویشتن را به چادر فرو پوشند كه این كار برای اینكه آنها (به حریت و عفت ) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت هوسرانان آزار نكشند ، بسیار بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است .

« انوار التنزیل »، « المیزان » و « مجمع البیان » به « ملاحف » تفسیر شده است و ملاحف جمع «ملحفه » پوشش فراگیری است كه سراسر بدن را می پوشاند و كارایی چادر را دارد . در كتابهای لغت قرآنی همچون « السان التنزیل » كه در قرن چهار و پنج ه ق نگاشته شده است واژه « جلابیب » به چادر معنا و تفسیر شده است .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله جمعیت دراروپا در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله جمعیت دراروپا در فایل ورد (word) دارای 71 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله جمعیت دراروپا در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله جمعیت دراروپا در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله جمعیت دراروپا در فایل ورد (word) :

جمعیت دراروپا

بررسی كلّی
000/600/9 كیلومتر مربع ( بجز جزیره های منطقه 15 )
نخستین اروپاییان ـ شكاچیان عصر پارینه سنگی ـ هیچ گاه در بهترین وضعیت، تعدادشان به 000/100 نفر نرسید. در بدترین وضعیّت ـ بویژه در طول دوره های سرد واپسین عصر یخبندان ـ تعداد آنها به طور چشمگیری كمتر از این بود. در پایان عصر یخبندان، تحوّلی در رهایی از این كاهش جمعیّت پدید آمد. در طول بهتر شدن آب و هوا در دوران میانه سنگی ( 10 هزار تا 6 هزار سال پیش از میلاد ) تعداد جمعیّت آنها همچون بهترین شرایط آب و هوا در گذشته، افزایش یافت و سرانجام اندك اندك به 000/250 نفر رسید. سپس در انقلاب نوسنگی، در 5 هزار سال پیش از میلاد افزایش چشمگیری در تعداد جمعیّت آنان رخ نمود. مجموع جمعیّت در این زمان بیش از یك میلیون نفر بود.

این عصر همچنین موجب پیدایش نخستین تمایز مهمّ بین شیوه های سكونت بود، چون تراكم جمعیت یا بندگان غذا در عصر پارینه سنگی ندرتاً به 1/0 نفر در هر كیلومتر مربع می رسید. در حالی كه تراكم تعداد تولید كنندگان غذا در عصر نوسنگی معمولاً یك نفر در هر كیلومتر مربع بود تا زمانی كه این كشاورزان، مهاجرتشان را از پهنه های جنوبی و غربی اروپا به پایان رسانند ( بنابر برآورده های در حدود 3000 سال قبل از میلاد )، جمعیّت این قاره به بیش از 2 میلیون نفر رسید.

در طول هزار سال بعدی كه جامعه ، وارد عصر مفرغ شد، افزایش ناهمگون جمعیّت با مهاجرت از خاور نزدیك به اروپا آغاز شد. منطقه ورودی جمعیت، یونان بود كه مهاجران از راه دریا وارد اروپا می شدند. پیامد نهایی این مهاجرت علاوه بر افزایش دیگری در تعداد جمعیت، تغییر در شیوه توزیع آن بود. گر چه روند افزایش تعداد جمعیّت یكنواخت بود، امّا بر مبنای معیارهای جدید كند می نمود: در 2000 ق.م . مجموع جمعیّت اروپا به 5 میلیون نفر رسید و تا 1000 ق . م . این تعداد به 10 میلیون نفر افزایش یافت.

تغییر در توزیع جمعیّت مربوط به میزان افزایش چشمگیر غیر متناسب جمعیّت در كشورهای مدیترانه ای بود. احتمالا افزایش جمعیّت در این كشورها بازتابی از بهبود وضعیّت كشاورزی در خاور نزدیك از آغاز تاریخ بوده است. این فزونی در هر سرزمینی كه از آب و هوایی مشابه برخوردار بود، به چشم می خورد پیشرفت كشورهای مدیترانه ای كه به منزله گذرگاه بزرگ طبیعی بود نیز می توانست به طور مؤثری موجب افزایش این مقدار جمعیّت باشد. به هرعلّتی كه بود تا پایان عصر مفرغ در 1000 ق . م . تراكم جمعیت بیش از حد متوسط جمعیّت اروپا، با ضریب 3 در یونان و بیش از ضریب 2 در ایتالیا بود ( تصویر 1ـ3 ) . این امر ، زمینه جمعیّت نگاری در زمان پیدایش جامعه باستان است.

در زمانی كه اسكندر به سوی شرق پیشروی می كرد، مركز قدرت اروپا از شرق این قاره به سوی سرزمینهای غربی تر آن، یعنی ایتالیا در حال جابجایی بد. با تسلط بر شبه جزیره ایتالیا و جمعیّت 4 میلیونی آن، رم تشكیلات سیاسی را پی ریخت كه به طور كامل بر تمامی كشورهای اروپایی تسلّط داشت.
پیامد سریع آن، جنگ با تنها قدرت عظیم مدیترانه غربی یعنی كارتاژ بود. پیامد نهایی این جنگ، تشكیل امپراتوری روم بود كه در نهایت با گسترش قلمرو خود، تمامی كشورهای حاشیه دریای مدیترانه را در بر می گرفت. این موفقیت باعث موفقیتهای دیگری شد: در حالی كه خراج 48 ایالت به سوی پایتخت گسیل می شد ، تراكم جمعیت ایتالیا بالاترین حدّ‌ جمعیّت یونان را پشت سرگذاشت . در حالی كه تمام جمعیت اروپا تنها 31 میلیون نفر بود، 7 میلیون نفر در ایتالیا زندگی می كردند.

تا 2000 میلادی امپراتوری روم قدرتمند تر شد و تا این زمان 46 میلیون نفر تبعه داشت كه 28 میلیون از 36 میلیون نفر جمعیّت اروپا را در بر می گرفت ( تصویر 1ـ5 ) . این امر پیشرفت خوبی محسوب می شد. در پی آن جمعیّت كاهش یافت و در چهار سده بعد نیز وضعیّت وخیم تر شد. تعداد جمعیّت با كاستی اقتصاد، كاهش یافت. مجموع كاهش جمعیّت اروپا تا سال 600 میلادی به 26 میلیون نفر رسید، 25%‌ كمتر از بیشترین میزان جمعیّت در سال 2000 میلادی. كاهش جمعیّت عمومی بود و ردر اوّلین نگاه اینچنین می نمود كه به علّت بدی آب و هوا پدید آمده است.

این مساله احتمالی پیش نبود. مشخص است كه كاهش جمعیّت در كشورهای مدیترانه بیش از كشورهای شمالی اروپا به چشم می خورد. در صورتی كه هوا سردتر می شد این كاهش برخلاف آنچه بود كه انتظار آن می رفت. با آن كه جامعه باستان بیش از اندازه توسعه یافته بود، این كاهش بسیار زیاد به نظر می رسید و كاهش قدرت نتیجه آن بود. علّت آن هر چه كه بود روند جدید كاهش نتایج جالبی در پی داشت. قدرت امپراتوری روم رو به كاستی گذاشت و در نهایت به سقوط آن منجر شد. تمدّن باستان فرو پاشید و به جای آن جامعه ای جدید فئودالی سده های میانه به وجود آمد.

اروپا در سده هشتم میلادی، دستیابی به شیوه ای جدید را آغاز كرد و بار دیگر جمعیّت آن افزایش یافت. جمعیّت از 26 میلیون در پایین ترین سطح در سده های میانه به 30 میلیون تا سالهای اولیّه سده نهم میلادی و به 36 میلیون نفر تا سال 1000 . ـ بهترین وضعیّت دوران باستان ـ رسید. از این زمان روند رشد جمعیّت رو به افزایش گذاشت و میزان آن شتاب بیشتری یافت. در سده یازدهم میلادی جمعیّت به بیش از یك پنجم افزایش یافت. در سده دوازدهم این عدد به بیش از یك چهارم و در سده سیزدهم میلادی ـ اوج قرون وسطی ـ تا بیش از یكم سوم رو به فزونی گذاشت. در آغاز قرن چهاردهم كلّ جمعیّت به رقم بی سابقه 80 میلیون نفر رسید.

جمعیّت اروپا در این زمان به شكلی بس متفاوت نسبت به جمعیّت دوران باستان در سرتاسر قاره پراكنده شد. مركز جهان باستان كشورهای مدیترانه ای بود كه در كناره محدوده اتصال یونان و ایتالیا قرار داشت، در حالی كه مراكز اروپای نوین تمام قاره بود و شامل كشورهای قدرتمند می شد كه به مناظق همسایه ایتالیا و بلژیك تقسیم شده بودند. كشورهای بالكان به طور كلّ ی و بویژه یونان از مركزیت كمتری برخوردار بودند.

روشن است كه روند رشد جمعیّت كشورهای اروپای شمالی و غربی بیش از كشورهای مدیترانه ای است. جمعیّت اروپای شرقی نیز دارای چنین وضعیّتی بود، هر چند به علّت آن كه تراكم جمعیّت آنها بسیار پایین مانده بود، در نقشه تراكم جمعیّت ناپیداست. تصویر 1ـ7 كه افزایشهای درصدی را از دوران باستان نشان می دهد، این موضوع را آشكار می كند .

حدّ متوسط جمعیّت منطقه مدیترانه ( برای تعیین آن نگاه كنید به نمودار 1ـ10 ) تنها 36% بود. رقم قابل مقایسه آن با شمال غربی 185% و برای شرق بیش از 285% است. در صورتی كه این میزانهای متفاوت رشد جمعیّت در طول یك یا دو سده بعدی حفظ می شد، جمعیت اروپای مدیترانه ای به طور قابل توجّهی محدودتر می شد.
روند رشد جمعیّت ثابت نماند. جوامع روستایی در صورتی می تواند این رشد را حفظ كن كه زمین بیشتری را به زیر كشت برد و یا از همان زمینها بهره برداری بهتری كند. تا سال 1300 م اروپا قادر نبود هیچ یك از این دو را انجام دهد. چرخهای صنایع این قارّه بكندی در حال بهبود بود تا اینكه بتواند در كوتاه مدّت كمكی باشد. در تمام سرزمینهای اروپا جمعیّت وجود داشت. اثرات آن بزودی در سده چهاردهم نمایان شد . قیمت غذا افزایش یافت، كیفیت تغذیه مردم رو به بدی گذاشت و مرگ و میر فزونی یافت . افزایش زاد و ولد از بین رفت و نمودار جمعیّت كه روند رشد آن طی 500 سال گذشته به مقدار بسیاری افزایش یافته بود، ناگهان رو به كاستی گذاشت. این مسایل خوشحال كننده نیود، توقف رشد جمعیّت تنها ناشی از فقر و مكنت بود. با این وجود اتفاقات بعدی بسیار ناراحت كننده تر بودند.

در 1347 م . طاعون فراگیری در كریمه شیوع یافت. این بیماری از مغولستان كه بومی آن منطقه بود، توسط یكی از كاروانهایی كه از جاده قدیم ابریشم عبور می كرد انتقال یافت. این بیماری، جان اروپاییانی را كه در برابر انواع بیماریها مقاومت كمی داشتند، به مخاطره انداخت و تقریباً هیچ كس از طاعون در امان نماند. هر چند در گذشته، اروپا از تهاجمهای طاعون خیاركی رنج برده بود، اكنون مدّت درازی بود كه یقیناً اثری از آن نبود و فقدان فشار جایگزینی در طول سده های بینابین، جمعیّت اروپا رااز نظر ژنیتكی بی دفاع رها كرده بود. پیامد آن تجربه ای بود كه تاریخ نگاران آن زمان ، آن را « مرگ عظیم » نامیدند و مورخان امروزه از آن به « مرگ سیاه » یاد می كنند.

بین یك چهارم تا یك سوم جمعیّت اروپا به علّت بیماری مسری سالهای 1347 م . تا 1353 م .
جان باختند . این رویداد تراكم جمعیّت راكاهش داد و موجب شد آنان كه زنده باقی مانده بودند از عوامل مؤثر مالتوسی كه باعث جلوگیری از رشد جمعیّت در طول سده‌ چهاردهم میلادی شده بود رهایی یابند. با آنا كه وضعیّت بهتر شد، بیماریهای واگیر دیگری مانند طاعون موجب از بین رفتن مردم و در نتیجه كاهش جمعیّت در سده های میانه بود، یعنی در حدود 60 میلیون كه كمتر از 80 میلیون در گذشته است و تنها در این زمان بود كه روند رشد جمعیّت بار دیگر ثابت باقی ماند.

حتی در بسیاری از كشورها كاهش ناگهانی جمعیّت بیش از فاجعه كاهش 25% بود. چون بیشتر مناطق پرجمعیّت همچون ایتالیا، فرانسه، انگلستان و هلند كاهش بیش از 25% یعنی 33% را تحمل كردند. در مقابل مناطقی كه جمعیت پراكنده ای داشتند ـ در شرق ویستول ـ از كاهش كمتری برخوردار بود و بزودی این كاهش جبران شد.

در سده پانزدهم میلادی، وضعیّت تمام اروپا بهتر شد: تا پایان این سده مجموع تعداد جمعیّت بار دیگر تقریباً در تمام مناطق اروپا به سطح سال 1300 میلادی رسید. از 80 میلیون نفر در 1500 م رشد جمعیّت ادامه داشت و به حدود 100 میلیون نفر در 1600 م . و بعد از یك نقصان بین سالهای 1620 تا 1650 به 120 میلیون نفر در 1700 م . ( به اندازه معمولی ) افزایش یافت. این افزایش به تعداد بسیار زیادی بیش از پیشرفت ناگهانی جمعیّت در سده های میانه بود.

وضعیّت اقتصادی ـ به كمك صنایع رو به رشد و وسعت زمین كه توسط كشف راههای دریایی به آسیا و امریكا افزایش یافت ـ قوی تر و سودمند تر شد و بیشتر به حالت اولیّه خود بازگشت. به علاوه، دست كم بعضی از توانائیهایی كه مازاد بر نیاز مناطق اطراف شهری بود، موجب به كارگیری سودمند در رشد سریع جمعیّت شهرها شد. در این زمان تحوّلی به وجود آمد: اروپا به قاره ای سرمایه داری و استعمارگر تبدیل شد به طور روزافزونی رد صدد بدست آورن ثروت و آماده برای دست یازیدن به تمام جهان به منظور چنگ زدن بر منافع آن برای خود بود.

در سده های میاه تعادلی نسبی بین كشورهای تجارت كننده مدیترانه ای كه در رأس آنها ایتالیا قرار داشت با جوامع كشورهای اقیانوس اطلس كه ریاست آنها راهلند بر عهده داشت، به وجود آمد. این تعادل طی بحرانهای نیمه اول سده 17 م . از بین رفت. بحران یك مسأله عمومی بود: جنگ خانمانسوز اروپا كه قرنها ادامه داشت، جنگ سی ساله بین سالهای 1618 تا 1648 ، شیوع مزمن طاعون و تغییر فاحش و ناگهانی كه از زمان واردات شمس از قاره امریكا به وجود آمده بود و به سطح قابل توجّهی در دهه 1550 م . رسید.

تمام كشورهای اروپایی درگیر فشارهای اقتصادی و جمعیّت بودند. در نتیجه شكافی در نمودار جمعیّت در 1625 تا 1650 به وجود آمد ( تصویر 1ـ2 ) مرحله ترقّی و بهتر شدن وضعیت ، پیروزمندان را از شكست خوردگان تفكیكم و در طبقه ای مجزا جای داد. بهبودی وضعیت در ایتالیا بسیار ضعیف بود، به گونه ای كه تقریباً می توان آن را نادیده انگاشت.

موقعیت این كشور به عنوان كشوری كه در راس بازار اقتصادی قرار داشت دائماً در حال فروپاشی بود. در مقابل، هلند، مجمع الجزایر بریتانیا و فرانسه به سطح جدیدی از موفقیت گام بر می داشتند و كالاهایشان، بازارهایی را در سراسر قاره اروپا بدست آورد.
در اروپا تغییر وضعیّت به نفع شمالی پروتستان نشین بود. آلمان به نقطه‌ بالایی جدول تراكم جمعیت، یعنی به سطح كشورهای انگلستان، ویلز ، هلند، بلژیك و لوكزامبورگ رسید. در همین زمان جمعیّت ایتالیا كاهش یافت ( تصویر 1ـ 13 ( الف ) ) . از نظر افزایش درصد جمعیّت بیشتر كشورها به میزانی قابل توجّه دست یافتند . بجز دو كشور، همگی در دو سوی میانگین تصویر 1 ـ13 ( ب ) قرار دارند. این دو استثنا ، ایرلند وفرانسه بودند كه در این بین ایرلند، نمونه واضحی محسوب می شد.

جمعیّت ایرلند تا 50% كاهش یافت؛ چون میزان مهاجرت به طور مداوم خارج از افزایش معمولی بود. فرانسه نیز از افزایش جمعیّت برخوردار بود ـ افزایشی اندك در حدود 17%‌ كه موجب شد فرانسه از دومین كشور پر جمعیّت اروپا به پنجمین كشور در بین قدرتهای اروپایی تنزل پیدا كند.
تلاشهای آلمان برای مقابله با این حوادث ، دوران اخیر ( 1975ـ 1914 م . ) راهمراه با زمینه اصلیش شكب می دهد .

در راستای واهمه از میزان رشد صنعتی روسیه ، آلمان ، اروپا را رد سال 1914 به جنگ جهانی اول كشاند. نبرد 4 ساله به بهای از دست رفتن جان 8 میلیون نظامی و مرگ شمار زیادی از مردم غیر نظامی انجامید. آمار این چنین بود: در مناطق شمالی و غربی اروپا ، آلمان 000/700/1 نفر ، فرانسه 000/300/1 نفر، انگلستان 000/750 نفر و مجموع كشته شدگان این منطقه 000/750/3 نفر بود. در منطقه شرقی اروپا، روسیه 000/700/1 نفر ، اتریش ـ مجارستان 000/250/1 نفر، رومانی 000/300 نفر و مجموع جان باختگان این منطقه 000/250/3 نفر بود و كشورهای مدیترانه ای تقریباً صدمه ای ندیدند ( ایتالیا 000/65و مجموع 000/75 نفر ) .

امّا تلفات و مجروحان جنگ اطلاعات قابل توجّهی برای جمعیّت نگاران محسوب نمی شود. بسیار مهمتر از آن، مرگ و میر ناشی از سوء تغذیه ، بیماری و كم باروری به علّت بی نظمی اجتماعی و اقتصادی بود. در این زمان مناطق شمالی و غربی اروپا وضعیّت نسبتاً بهتری داشتند . از سوی دیگر در روسیه، در سال 1917 م . اقتصاد فروپاشید و این اضمحلال اقتصادی قیامی انقلابی را به دنبال داشت كه طی آن قحطی و بیماری فرا گیر به طور جدی میلیونها انسان را نابود كرد. آثار دقیق مرگ و میر نامعلوم است. امّا آنچه كه یقیناً می توان گفت كاهش ناگهانی 10 میلیون نفر در شرق اروپا به طور كلی بود و همین مسأله كافی است كه بار دیگر شمال و غرب اروپا را در رأس هرم جمعیّت این قاره قرار دهیم.

شرق اروپا، رد طول جنگ داخلی زیان دید و تا سالهای آغازین جنگ جهانی دوّم مجدداً پیشتاز شد. در این زمان زیانهای كشورهای شرقی اروپا از هر جهت سنگین تر از دیگر مناطق بود. 17 میلیون سربازی كه در جنگ كشته شدند اغلب از مناطق شرقی اروپا بودند ( روسیه 10 میلیون، ایالتهای شرقی آلمان و مناطق تابع آن 5/1 میلیون لهستان 500 هزار و مجموع 12 میلیون نفر ) .

در مناطق شمال غربی اروپا تعداد كشته شدگان نسبتاً كمتر بود. ( آلمان 3 میلیون ، انگلستان 300 هزار، فرانسه 200 هزار ومجموع 4 میلیون نفر ). تعداد بسیار كمتری سرباز از كشورهای مدیترانه ای جان باختند. ( ایتالیا 300 هزار ، یوگسلاوی 300 هزار و مجموع 800 هزار نفر ). مرگ افراد غیر نظامی حختی بی تناسب تر بود. كشته شدگان غیر نظامی در شرق اروپا 10 میلیون نفر بودند ( این تعداد شامل 5/4 میلیون از 5 میلیون نفر یهودی بودند كه توسط نازیها قتل عام شدند ).

در مقابل یك میلیون نفر در كشورهای شمالی و غربی اروپا كشته شدند( 500 هزار نفر آلمانی و 300 هزار نفر فرانسوی ) . 5/1 میلیون نفر غیر نظامی دركشورهای مدیترانه ای جان خود رااز دست دادند ( كه 000/200/1 نفر از آنها یوگسلاو بودند ). همچنین شرق اروپا جمعیّت را از دست داد و بر جمعیّت غرب اروپا افزوده شد؛ بدین ترتیب كه 15 میلیون در روزهای پایانی جنگ و بلادرنگ پس از جنگ جهانی از شرق به غرب گریختند یا به زور خارج شدند. علاوه بر كاهش میزان زاد و ولد كه افزایش طبیعی جمعیّت را به طور كامل متوقف كرد، 35 میلیون نفر از جمعیّت شرق اروپا كاهش یافت. در مقابل، هیچ تغییر و یا افزایش اندكی در دو منطقه دیگر اروپا ، مناطق شمالی و غربی و كشورهای مدیترانه ای، پیش نیامد. این مساله موجب شد كه غرب اروپا بار دیگر از شرق پیشی گیرد ( نمودار 1ـ10 ) و با وجود اندك كاهشی در جمعیت موقعیتی كه منطقه غرب اروپا داشت حفظ شد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله چرا غرب با وجود فساد همیشه در حال پیشرفت علمی است ؟ در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله چرا غرب با وجود فساد همیشه در حال پیشرفت علمی است ؟ در فایل ورد (word) دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله چرا غرب با وجود فساد همیشه در حال پیشرفت علمی است ؟ در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله چرا غرب با وجود فساد همیشه در حال پیشرفت علمی است ؟ در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله چرا غرب با وجود فساد همیشه در حال پیشرفت علمی است ؟ در فایل ورد (word) :

چرا غرب با وجود فساد همیشه در حال پیشرفت علمی است ؟
پیشرفتی که امروزه در غرب وجود دارد، اوّلاً پیشرفت در علم و صنعت و تکنولوژی بوده، نه در تمام جنبه های انسانی؛ ثانیاً غرب پیشرفت خود را مدیون تلاش و کوشش پیشینیان خویش است، نه ره آورد انسان غربی امروزی. دانشمندان بزرگی که در طی چندین قرن در جهان غرب با بهره گیری از آثار و نوشته های دانشمندان پیش از خود، قافله علم را به جلو راندند ، و امروزه به جهان غرب عرضه داشتند، انسان های غیر اخلاقی نبودند؛ یعنی اگر چه غرب امروزه با پیشرفت در علم و صنعت روبرو است،

اما پیشرفت را مدیون انسان های تلاشگر و دانشمندان پیشین است و آن ها اهل فساد نبودند. حتی امروزه کسانی که در وادی دانش و کشف رموز هستی و اختراع قرار گرفته اند، کسانی نیستند که به دنبال جنبه های فساد آور در غرب بروند. مطمئناً دانش و کشف رموز هستی با صرف کردن عمر و وقت در فساد سازگاری ندارد. بسیاری از آنان به ارزش های اخلاقی احترام می گذارند.

و چنین نیست که همه جهان غرب و مردم آن به فساد آلوده باشند. اگر غالباً با جنبه های فاسد آن روبرو هستیم، به این خاطر است که برای کشورهای دیگر این جنبه ها را بیشتر به نمایش می گذارند، یا برای این است که از جنبه های مثبتی که در آنجا وجود دارد، آگاهی نداریم. یکی از چیزهایی که موجب پیشرفت آن ها شده و متأسفانه ما کمتر آن را در زندگی به کار می گیریم، رعایت نظم و انضباط و قانون است. مورد دیگر مدیریت صحیح در جامعه است. مدیریت صحیح موجب جذب نیروهای علمی و فکری از سراسر جهان به غرب شده است.

مطمئناً امروزه غرب بسیاری از پیشرفت ها و دست آوردهای علمی خود را مدیون دانشمندان و نوابغ جهان سوم و کشورهای عقب نگه داشته شده یا عقب مانده است. هم چنین باید توجه داشت که برخی امور از نظر اعتقاد دینی و فرهنگی در جامعه فساد تلقی می شود و به آن ها باور داریم، اما برای مردم در جهان غرب به عنوان فساد نیست،

مانند روابط زن و مرد. اگر چه این امور وقتی از حد خود بگذرد، موجب تباهی و فساد یک تمدن می شود. به همین خاطر برخی از اندیشمندان جامعه غرب از این جهت هشدار داده اند جامعه غرب دچار سقوط و تباهی نشود. برخی از اندیشمندان برای آینده جهان غرب این فرو پاشی و افول را پیش بینی کرده اند. مانند اشپینگر در کتاب افول غرب. یکی از دلایل پیشرفت غرب در علم و تکنولوژی، همت و تلاش آنان است. آن ها برای چیزی که اعتقاد و باور دارند، همت بسیاری به خرج می دهند.

آن ها بر این باورند که باید زندگی دنیوی را به سوی خوشبختی و رفاه کامل به پیش برد و تمام چیزهایی که در عالم طبیعت وجود دارد، باید برای زندگی پُرسود به خدمت گرفت. با این نگرش به تلاش و کوشش همت گماشتند. اما این که چرا مسلمانان و به خصوص ایرانیان با بهره مندی از فرهنگ و میراث غنی اسلامی و تأکیدات بسیار دین برای تحصیل دانش و فرهنگ و پیشرفت، عقب مانده شده اند، عوامل گوناگونی در آن نقش دارد، که به آن ها اشاره می کنیم:

چرا ملل فاقد ایمان، زندگی مرفّه‏تری دارند؟
هرگز چنین نبوده است که همواره ملل و افراد فاقد ایمان، غرق در رفاه و ثروت باشند و ملل و افراد با ایمان غریق گرداب فقر و فلاکت. در آیه 32 سوره زحزف آمده است: (أَهُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعیشَتَهُمْ فِی الْحَیوِْ الدُّنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ;)؛ «آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم میکنند؟! ما معیشت آنان را در حیات دنیایشان تقسیم کردیم و برخی را نسبت به برخی دیگر برتری دادیم». در آیه 36 سوره سبأ نیز آمده است: (قُلْ اِنَّ رَبّی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشأُ وَ یَقْدِرُ وَلکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ)؛ «بگو: مطمئناً پروردگارم روزی را برای هر کس بخواهد، وسیع یا تنگ میکند؛ ولی بیش‏تر مردم نمیدانند» از امام صادق نقل شده است:

«خداوند دنیا را هم به کسانی که دوستشان دارد، میدهد و هم به کسانی که مبغوضند؛ ولی ایمان را جز به دوستانش نخواهد داد». در ضمن روایت دیگری از آن حضرت آمده است: «; خداوند در میان مؤمنان ثروتمندانی و در میان کافران، فقرایی قرار داد؛ آن گاه آنان را با امر و نهی، و صبر و رضا امتحان فرمود». بنابراین طبق منطق قرآن و روایات شیعه، روزی هر فرد و جامعه‏ای به دست خداوند است. اوست که روزی را طبق مصلحت و حکمت بیپایانش میان بندگانش – اعم از مؤمن و غیر مؤمن – تقسیم میکند. اکنون به گونه‏ای دیگر، سؤال بالا را مورد ارزیابی قرار میدهیم.

این ادعا که تمامی افراد و ملت‏های فاقد ایمان، مرفه‏تر از ملل با ایمان هستند، قابل اثبات نیست؛ زیرا ظاهراً مقصود از ملل فاقد ایمان، جوامع غربی و آمریکاست؛ در حالی که بسیاری از آنان به خداوند و برخی از عقاید حقه مؤمن هستند و اعمال عبادی را نیز انجام میدهند؛ اما اگر منظور سؤال کننده از ملل فاقد ایمان، ملل غیر مسلمان است،

باید گفت که این گونه نیست که تمامی ملل غیر مسلمان در رفاه باشند. گرچه برخی از کشورها، در شرق و غرب جز کشورهای صنعتی و پیشرفته هستند و بسیاری از مردم آن کشورها در رفاه به سر میبرند. ولیکن در این کشورها هم فقر و بیکاری و مشکلات اقتصادی فراوان است. برای نمونه مدیر عامل صندوق بین‏المللی پول، هورست کوهلر، در سخنرانی خود در 16 ژوئیه 2001 در ژنو، خطاب به شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد اظهار داشت: «روند رشد در سراسر دنیا رو به کاهش گذاشته است.

این امر ممکن است برای اقتصادهای پیشرفته، کشورهای توسعه یافته و ثروتمند، ناراحت کننده باشد؛ لکن برای بسیاری از بازارهای در حال ظهور و کشورهای در حال توسعه، کشورهای فقیر و توسعه نیافته، منشأ دشواری فراوانی بوده است» آری، آنچه به وضوح مشاهده میشود، آن است که درصد افراد مرفه در کشورهای پیشرفته بیش از درصد چنین افرادی در کشورهای به اصطلاح جهان سوم یا در حال توسعه است؛ اما نباید از یاد برد که مردم کشورهای به اصطلاح جهان سوم، اعم از افراد با ایمان و بیایمان میباشند؛ همچنان که ساکنان کشورهای پیشرفته، اعم از افراد بیایمان و با ایمانند.

بنابراین به نظر میرسد که ایمان یا عدم ایمان افراد و حتی سران حکومت، نقشی در توسعه یا عدم توسعه ندارد. ولی باید گفت که این استنتاج، سطحی و غیر دقیق است؛ زیرا بیش‏تر قوانین و مقرراتی که محور سیاست، اقتصاد و فرهنگ بوده و در اسلام و ادیان الهی بدان‏ها اشاره شده است، دستوراتی ارشادی است که عقل و اندیشه آدمی نیز به طور مستقل توانایی کشف آن‏ها را دارد. به همین دلیل در سراسر جهان حکومت‏هایی را مشاهده میکنیم که به ظاهر با مبانی غیر دینی، کشورهای خود را اداره میکنند؛

اما در واقع خاستگاه و منشأ بسیاری از قوانین و مقرراتشان، در عرصه فرهنگ، سیاست و اقتصاد، دین و مذهب است؛ بدون آن که خود بدان توجه داشته باشند. وانگهی کشورهای توسعه یافته و بالاخص کشورهای سرمایه‏داری، کشورهای ضعیف، و کشورهای اسلامی را برای سالیانی مدید و طولانی استعمار کرده و با استفاده از منابع و ذخایر طبیعی و نیروی انسانی آنان، ثروت‏هایی عظیم ملل جهان ظالمانه غصب و به نفع خود مصادره کرده‏اند.

اصولاً از علل عمده ضعف و عقب‏افتادگی اقتصاد کشورهای جهان سوم، نفوذ و سیطره همه جانبه دولت‏های آمریکا، انگلیس، فرانسه و نظایر آن‏ها بر این کشورها بوده است. از سوی دیگر میبینیم که کشورهای سرمایه‏داری و پیشرفته تا جایی که توانایی دارند، اندیشمندان و طراحان سیاسی و اقتصادی و نیروهای متخصص و کارآمد سایر کشورها، اعم از مسلمان و غیر مسلمان را جلب و جذب میکنند و با این عمل از یک سو، بهترین نیروها و متخصصان را در بعد تئوری و عملی در عرصه‏های کلان و گوناگون سیاست‏گذاری، در اختیار میگیرند، و از سوی دیگر زیان‏های غیر قابل جبرانی به کشورهای دیگر وارد میسازند. با اعمال چنین راهبردهایی طبیعی خواهد بود که مشاهده کنیم در مجموع، رفاه نسبی در کشورهای به اصطلاح پیشرفته و توسعه یافته بیش از دیگر کشورهاست

چرا با وجود منابعی چون قرآن، نهج البلاغه و ; ما مسلمانان این قدر در علم و تکنولوژی عقب مانده ایم، ولی امریکایی ها این قدر رشد کرده اند؟
نقل است که سال ها پیش از انقلاب، یکی از نشریات همین سؤال را از خوانندگان خود پرسید و برای بهترین پاسخ جایزه ای در نظر گرفت.

آن جایزه با وجود پاسخ های بی شمار رسیده به دفتر نشریه، به طلبه ای رسید که از مدرسه فیضیه پاسخ آن را فرستاده بود. او نوشته بود: “علت اصلی عقب ماندگی ما تا زمان حاضر و پس از این چهارده چیز است: کَذبَ کَذبتْ کذَبتَ کذبت کذبتُ کَذبا کذبتا کذبتما کذبتما کَذبوا کذبنَ کذبتُم کذبتنُّ کَذبْنا این که بپذیریم داستان بالا واقعیت دارد یا خیر، چندان مهم نیست. مهم واقعیتی است که در طی صرف این چهار صیغه فعل “کذب” وجود دارد.

حقیقت این است که ما مسلمانان با وجود داشتن دینی کامل و منابع عظیم فرهنگی مانند قرآن، نهج البلاغه و ; به واسطه عدم ثبات و پایداری در اعتقاداتمان عقب مانده ایم و پس از این نیز خواهیم ماند. همه ما به نوعی در بی اعتقادی و بی صداقتی، در این دروغ سازی بزرگ سهیم هستیم. فهم این مشکل چندان سخت نیست. فقط کافی است نگاهی با تأمل به خود و محیطمان بیاندازیم. مگر کسب علم از دستورهای اکید اسلام بر مسلمانان نیست؟ مگر علم به قول سعدی سلاح جنگ با شیطان نیست؟

مگر دین ما بهترین دستورها را برای زیستن بهتر ندارد؟ مشکل این جا است که در یادگیری علم به کسب مدرک تحصیلی جهت رسیدن به رفاه و پست و مقام بسنده کرده ایم. تنبلی و خستگی را پیشه خود کرده ایم و به جای ایستادگی و صبر در برابر مشکلات و به منظور دستیابی بر موفقیت، خود را از درد سر اندیشه و عمل بیرون کشیده و “کنجی و دلی ز محنت آزاد” را برگزیده ایم. سید جمال الدین اسد آبادی جمله زیبایی در این باره دارد، او می گوید: “غرب با علم و عمل نهضتی پدید آورد و شرق با جهل و سستی از بین رفت”.

اگر دنیای غرب هر روز در حال رشد است، دلیلش این است به کاری که می کند، گرچه باطل ترین اعمال باشد، اعتقاد راسخ دارد. برای همین شب از روز و روز از شب نمی شناسد. تلاش و تحقیق می کند، زحمت می کشد و به مقصود می رسد. باید هم برسد چون به قول گذشتگان “عاقبت جوینده یابنده است”. امام علی(ع) خطاب به مردم کوفه در زمان خلافت خویش، با اندوه تمام می گوید: “آنان (سپاهیان معاویه) در باطل خود پایدارند اما شما در حق خود متفرق و مضطرب”.

بیهوده نیست که علی(ع) می گوید: “ای کاش شما را ندیده بودم و نمی شناختم”. آرزو می کند: امیدوارم خدا مرا از شما و شما را از من بگیرد و به جای من حاکمی بد بر شما بگمارد و به جای شما افرادی پسندیده تر نصیبم کند”.(1) دوست عزیز! تلاش، کوشش، پیگیری، جستجو، عزم جزم و ; کلماتی تقریباً برابرند که همگی از “خواستن و توانستن” حکایت می کنند اما مسلمانان متأسفانه هم در بُعد خواستن و هم در توانستن دچار ضعف و سستی شگفتی هستیم. افزون بر این در خصوص علل عقب ماندگی مسلمانان مطالبی به پیوست ارسال می گردد.
علل عقب ماندگی کشورهای اسلامی از لحاظ علمی و صنعتی از دیگر کشورها چیست؟

بررسی علل واماندن مسلمانان از پیشرفت در تکنولوژی و پیش افتادن دیگران در این عرصه، از موضوعات بسیار مهمی است که بررسی آن نیازمند تحقیق گسترده تاریخی و اجتماعی است. مسلماً یک سری عوامل دراین زمینه دخیل بوده‏اند که بایستی آن‏ها را شناخت و ارزیابی کرد. الف) در آموزه‏های دینی اسلام تکیه بسیار زیادی بر عقل و تعقل، تفکر و تدبر شده است. در قرآن مجید این کلمات و مفاهیم به اشکال گوناگون به کار رفته است:

1- چهل و نه مرتبه ریشه “عقل” به صورت‏های مختلف (تعقلون، یعقلون، یعقلها، تعقل و عقلوه)، 2- هجده مرتبه ریشه “فکر” (تفکرون، یتفکرون و فکر)، 3- هشت مرتبه ریشه “دبر” (به معنای تدبّر)، 4- چندین بار ریشه “نظر” (به معنای نگریستن و تأمل)، 5- ده‏ها مرتبه ریشه “رأی” (به معنای مشاهده)، 6- عقل از دیدگاه اسلام اولین مخلوق الهی و با شرافت‏ترین آن‏ها قلمداد شدهاست. ب) مسلمانان با تکیه بر تعالیم وحی – به ویژه بر عقل و اندیشه و دیگر آموزه‏های آسمانی قرآن – در طول ده قرن بلکه بیشتر پرچمدار پیشرفت و ترقی در جهان بوده‏اند.

اگر اندکی تاریخ علم و تمدّن را مطالعه کنیم، در خواهیم یافت که تحولات اروپا و نوگرایی علمی و فکری آن (رنسانس) در قرن شانزدهم به بعد عمیقاً تحت تأثیر تمدن اسلامی بوده است. مطالعه تاریخ جنگ‏های صلیبی و روابط اروپا و مسلمانان به روشنی این حقیقت را نشان می دهد. ج) تردیدی نیست که اگر مسلمانان از تعالیم وحی فاصله نمیگرفتند و قوام سیاسی و وحدت اجتماعی خود را حفظ می کردند، اکنون نیز می توانستند از هر نظر جلوتر از غرب باشند چرا که اگر به جای درگیریهای بیهوده واتلاف منابع خود، دست وحدت به یکدیگر بدهند و به ریسمان الهی چنگ بزنند

، می توانند قدرتی بزرگ با امکاناتی وسیع در سطح جهان باشند و با چند برنامه و استفاده از استعدادها، از نظر فن آوری نیز به رقابت با دیگران بپردازند. د) آنچه که موجب عقب ماندگی صنعتی و سیاسی مسلمانان گشته فاصله گرفتن آنان از اسلام و برداشت‏های بدون دلیل از دین بوده است. برداشت غلظ از زهد، دنیا، دعا و قدرت موجب عقب ماندگی شده وگرنه همین مفاهیم در صدر اسلام و حتی در غرب، موجب پیشرفت شده است.

بلی، باید اعتراف کرد که رواج اندیشه‏های صوفی گرانه و برخی انحرافات دیگر فکری – که معلول التقاط است – نقش مؤثری در جاماندن مسلمانان از قافله صنعت و پیشرفت داشته است. نکته دیگری که باید به آن توجه کنید، بحث اعتقاد و عدم اعتقاد به نیروی ماورای طبیعی است. غرب هیچ گاه به طور عام وگسترده منکر ماوراء الطبیعه نبوده و اکنون نیز نیست. بیشتر یا تمامی دانشمندان اروپا – که از قرن شانزده به بعد پایه گذاران پیشرفت علمی در اروپا بوده‏اند – معتقد به خداوند و ادیان الهی بوده‏اند.

علل پیشرفت غرب چیست ؟ آیا این فرضیه که ترک دین باعث پیشرفت آنها شده درست است ؟
عوامل بسیاری میتوانید موجب پیشرفت و رکود شود. گفتنی است که اساسیترین علت آن، تلاش و فعالیت درجهت شناخت سنن و قوانین حاکم بر جهان هستی و استفاده درست از امکانات میباشد که خداوند در اختیار بشرنهاده است. اما این که علت پیشرفت غرب دین‏گریزی است سخنی نا به جا میباشد؛ بلکه بسیاری از دانشمندان غرب نیز دین‏گرا میباشند

. از طرف دیگر دین‏گریزی در واقع یکی از خلأها و نواقص تمدن غرب میباشد و متفکران واندیشمندان غربی به سرعت متوجه این خلأ گردیده و کوشیده‏اند گرایش به دین را همواره زنده نگه دارند، لیکن مشکل اساسی جهان غرب این است که دین حاکم بر آن از جامعیت و فردپذیری کافی برخوردار نیست و راه یافتن تحریف در آن مشکلات بسیاری را پدید آورده است.

اگر دین برای پیشرفت، جوامع انسانی و کمال بشریت است، به ویژه در مورد دین اسلام که ما آن را دین کامل و پیشرفته می دانیم، پس چرا کشورهای اسلامی عقب مانده اند؟ و بر عکس کشورهای توسعه یافته و جهان اول، همه غیر دینی و سکولار هستند؟

نخست باید به این پرسش جواب دهیم که آیا اصلاً دین میتواند مانع از پیشرفت شود یا نه؟ در اینجا لازم است میان دین اصیل و ناب و خالص _که از طرف خداوند به عنوان برنامه‏ای کامل برای زندگی بشر آمده است_ با عقاید موهوم و خرافات _که ساخته دست بشری بوده و به عنوان دین معرفی میگردیده، (مانند عقاید موهوم ارباب کلیسا درباره خداوند و تعالیم آنها درباره علم و نحوه زندگی مردم)_ تفکیک قائل شد؛ زیرا نفس دین که در جهت رشد و تعالی و تکامل و پیشرفت بشر در ابعاد مختلف زندگی باشد و بر علم، دانش، کار و تلاش نیز توصیه و تأکید دارد؛ هرگز نمیتواند عامل عقب‏ماندگی و انحطاط باشد و شواهد و دلایل بسیاری را میتوان برای اثبات این موضوع اقامه نمود که بعضی از آنها عبارت است از: 1 پیشینه تمدن مسلمانان در طی قرون متمادی و صدور آن به کشورهای دیگر _از جمله کشورهای اروپایی_ نشان میدهد

نه تنها دین موجب عقب ماندگی نمیشود، بلکه اعتقاد به دین در کنار عمل به آن سبب درجات بالایی از پیشرفت و رشد میگردد. 2 تنها مسلمانان و کشورهای اسلامی نیستند که به این گرفتاری مبتلایند؛ بلکه کشورهای غیر اسلامی و غیردینی و سکولار بسیاری نیز به دلایلی _از جمله سلطه استعمار_ در فقر مطلق یا نسبی باقی مانده‏اند. 3 در کشورهای پیشرفته نیز به رغم در اختیار داشتن منابع فراوان و دسترسی به ارقام بالایی از رشد اقتصادی، رفاه همگانی تحقق نیافته است و به طور معمول گروه خاصی از ره آورد توسعه بهره میگیرند و عده زیادی در فقر زندگی میکنند.

4 به رغم رشد و ترقی تمدن غرب در بعضی از زمینه‏ها، از دیگر سو انحطاطات و بحران‏های جدی دیگری در کنار آن پدید آمد که بشریت را در ورطه خطرناکی قرار داده و فریاد متفکران و اندیشمندان را بلند کرده است. 5 بسیاری از دانشمندان غربی و پدید آورندگان تمدن جدید غرب نیز دین‏گرا میباشند، هر چند تمدن نوین بر پایه دین‏گرایی بنیان نهاده نشده است. پس مشخص میشود که نه دین سبب عقب‏ماندگی است و نه پیشرفت غرب محصول دین‏گریزی است. برعکس رگه‏هایی از دین‏گریزی _که در اوان پیدایش تمدن نوین غرب رخ نمود_

یکی از آسیب‏های جدی و نواقص تمدن غرب میباشد که متفکران و اندیشمندان غربی به سرعت متوجه این خلأ گردیده و کوشیدند گرایش به دین را همواره زنده نگه دارند؛ لیکن مشکل اساسی جهان غرب این است که دین حاکم بر آن، از اصالت، جامعیت، وثاقت و خردپذیری کافی برخوردار نیست و راه یافتن تحریف در آن، مشکلات بسیاری را پدید آورده است. اما در مورد اینکه چرا کشورهای اسلامی به ‏رغم برخورداری از دین مبین اسلام، عقب افتاده‏اند؛ باید گفت:

این مسأله علل و ریشه‏های تاریخی مختلفی دارد و بررسی جامع و همه جانبه آن نیازمند تحقیقاتی ژرف و گسترده است. که به صورت اختصار به بعضی از آنها اشاره میشود: 1 تردیدی نیست که اگر مسلمانان از تعالیم وحی فاصله نمیگرفتند و قوام سیاسی و وحدت اجتماعی خود را حفظ میکردند، هم‏اکنون نیز میتوانستند از هر نظر جلوتر از غرب باشند؛ چرا که اگر به جای درگیریهای بیهوده و اتلاف منابع خود، دست وحدت به یکدیگر بدهند و به ریسمان الهی چنگ بزنند، اینک نیز میتوانند قدرتی بزرگ با امکاناتی وسیع در سطح جهان باشند و با چند برنامه و استفاده از استعدادها، از نظر فن‏آوری نیز به رقابت با دیگران بپردازند. 2 آنچه که موجب عقب‏ماندگی صنعتی و سیاسی مسلمانان گشته

، فاصله گرفتن آنان از اسلام و برداشت‏های بدون دلیل از دین بوده است. برداشت غلط از زهد، دنیا، دعا و قدرت موجب عقب‏ماندگی شده؛ وگرنه همین مفاهیم در صدر اسلام و حتی در غرب، موجب پیشرفت شده است. بلی، باید اعتراف کرد که رواج اندیشه‏های صوفیگرانه و برخی انحرافات دیگر فکری _که معلول التقاط است_ نقش مؤثری در جاماندن مسلمانان از قافله صنعت و پیشرفت داشته است. 3 مسلمانان بر اساس انگیزش و هدایت‏های دینی، مسیر رشد تعالی را پوییدند و بر اثر انحراف از دین و آلودگی به مفاسد، دنیاپرستی،

سستی و کاهلی، به انحطاط و عقب ماندگی گراییدند. 4 وجود نظام‏های سیاسی فاسد و استبدادی که به جای همت در جهت رشد و پیشرفت مسلمانان، فقط به فکر حفظ قدرت خویش و صرف هزینه‏های عمومی مسلمانان در جهت خوش‏گذرانی و; بودند، وجود این نظام‏ها و حاکمان فاسد خود ناشی از انحرافات سیاسی صدر اسلام پس از رحلت پیامبر عظیم‏الشأن و انحرافات اعتقادی و اجتماعی بعد از آن بود. این نظام‏های سیاسی، در شخصیت و منش انسان‏ها و فرهنگ این جوامع نیز آثار زیان‏باری داشتند. 5 هجوم بیگانگان و استعمارگران و تلاش آنها برای عقب نگاه داشتن کشورهای جهان سوم برای استثمار منابع انسانی و طبیعی و تداوم سلطه غرب بر این کشورها. 6 سرگرم شدن مسلمانان به تفرقه و جنگ‏های داخلی و جانشین ساختن شعارهای استعماری همچون،

ناسیونالیزم، پان‏عربیسم و به جای تکیه بر اصولگرایی و اتحاد بین الملل اسلامی. باید دانست؛ کشورهای غربی هرگز بعد از کنار گذاشتن دین به این همه رشد و; دست نیافته‏اند؛ بلکه عوامل بسیاری میتواند موجب پیشرفت و رکود شود که اساسیترین آنها تلاش و فعالیت در جهت شناخت سنن و قوانین حاکم بر جهان هستی و استفاده درست از امکانات میباشد که خداوند در اختیار بشر نهاده است. علت پیشرفت غرب هرگز دین‏گریزی نبوده؛ بلکه در آنجا خرافات در لباس دین آنان را به عقب‏ماندگی وا‏میداشت و پشت پا زدن به آنها نقش مانع‏زدایی در جهت رشد و ترقی را ایفا نمود. لذا پیشرفت علمی و صنعتی غرب مرهون عوامل بسیاری است که بررسی تمام موارد آن مجالی وسیع میطلبد؛

ولی مختصرا به برخی از آنها اشاره میشود: 1 آشنایی غربیها با تمدن اسلامی و شرقی در طول جنگ‏های صلیبی و نیز مسافرت‏های جهانگردان (مانند مارکوپولو)؛ 2 رنسانس فکری در اروپا (با توجه به مجموعه عواملی که این تحول فکری را ایجاد کرد) و مبارزه با خرافات و عقاید موهومی که در بین مردم آن دیار رایج بود؛ 3 کنار گذاشتن کلیسا از اداره امور جامعه و به وجود آوردن نهادهای جدیدی برای اداره آن. گفتنی است که اروپا در قرون وسطی، غرق در تاریکی جهل و خرافه‏ها بود.

ارباب کلیسا با تلقین بعضی از عقاید موهوم، اجازه رشد علم و دانش را نمیداد؛ در حالی که در همان قرون دانشمندان اروپایی تحت تأثیر تمدن اسلامی قرار داشتند که تا قلب اروپا پیش رفته بود (آندلس یا اسپانیای امروزی و شبه جزیره بالکان) و; خواهان تحول اروپا و نگرش جدید به علم و دانش شده بودند. ارباب کلیسا با تفتیش عقاید حتی اظهار نظر درباره پدیده‏های جهان را گمراهی تلقی میکردند، چنان‏که گالیله در همین رابطه محاکمه شد و صدها دانشمند به همین دلیل محکوم گردیدند. این وضعیت در حالی بود که مراکز علمی جهان اسلام در آن زمان، محل فراگیری دانش و ساخت ابزارهای دقیق (مانند ساعت و لوازم جراحی و;) بود. ده‏ها دانش پژوه اروپایی در این مراکز مشغول به تحصیل بودند.

تعالیم اسلامی همگان را به علم و دانش و تفکّر در آفرینش دعوت میکرد و آیات قرآنی، خود پیشگام در بیان حقایق هستی و چگونگی رخدادهای آن بود. همین شرایط بود که اروپا تحت تأثیر قرار گرفت و خیزشی علمی در آن سامان شکل داده شد. آنچه گفتیم ادعا نیست، شما میتوانید در این زمینه به کتاب‏های «تمدن اسلام و غرب» نوشته گوستاولوبون فرانسوی و «تاریخ تمدن» ویل دورانت و ده‏ها اثر دیگر مراجعه کنید. غرض از همه این مقدمات آن است که، آنچه مورد انکار پیشقراولان رنسانس در اروپا قرار گرفت،

عقاید موهوم ارباب کلیسا درباره خداوند و تعالیم آنها درباره علم و نحوه زندگی مردم بود؛ وگرنه اصل خدای جهان کمتر مورد انکار دانشمندی فرهیخته قرار گرفته است. در هر صورت، اندیشه و تمدن اسلامی امروزه جانمایه نیرومندی برای احیا دارد؛ برعکس تمدن غرب به شدت گرفتار انحطاط فرهنگی و زوال‏پذیری شده است. در این فرصت اگر مسلمانان بخواهند جایگاه شایسته خود را دریابند، رعایت نکات زیر ضروری است: 1 بالا بردن سطح شناخت و بینش‏های دینی در همه ابعاد آن، 2 تقویت روح ایمان، تقوا، استواری در دین و مبارزه با کژیها، 3 ارتقای دانش و سطح علمی، 4 ارتباط وثیق و همدلی در سطح بین‏الملل اسلامی و تعاون و همکاری گسترده و همه جانبه، 5 از میان برداشتن نظام‏های فاسد، 6 تلاش همه جانبه و همگانی در جهت ایجاد و احیای تمدن عظیم و مدینه فاضله اسلامی، 7 اعتماد به نفس و دوری از خودباختگی.

چرا فساد اخلاقی در جوامع غربی موجب ضعف و انحطاط تمدن آنان نشده است ؟
اگر براساس بینش مادی به جوامع غربی و تمدنهای آنان نگاه کنیم، در قضاوت مادی گرایانه تمدنهای آنان را پیشرفته و خالی از نقاط ضعف خواهیم دید؛ ولی در اینکه آیا تمدن دارای نقاط ضعف هست یا نه و اینکه چه تمدنی به انحطاط و سقوط نزدیک و چه تمدنی راه ترقی و پیشرفت را طی کرده است، تنها نباید از دیدگاه مادی بدان نگریست، بلکه باید ارزشهای اخلاقی و معنوی هم به عنوان معیار در نظر باشد .

باید توجه داشت که انسانیت انسان به کمالات روحی و معنوی او است و اگر انسان منهای ارزشهای اخلاقی و معنوی مطالعه شود، ملاکی برای تقدم و برتری وجود نخواهد داشت. با این وصف، روشن میشود که در تمدنهایی که ارزشهای اخلاقی در سطحی نازل وجود دارد و فساد اخلاق در آنها شایع میباشد ضعف و انحطاط وجود دارد و پیشرفت در صنعت و تکنیک دلیلی بر این نیست که تمدن آنها به طور مطلق پیشرفته است.

علت عقب ماندگی علمی و فرهنگی مسلمانان چیست؟ اگر عدم پایبندی به اصول اسلامی است، چرا غرب دچار عقب ماندگی نشده است؟
در ابتدا یاد آوری این نکته ضروری است که دین ناب به ویژه دین ناب محمدی (ص) نه تنها مانع از پیشرفت نیست بلکه رشد همه جانبه انسان را عهده دار است. زیرا نفس دین که برنامه ای کامل برای زندگی بشر است هم از رشد و تکامل بشری سخن می گوید و هم او را به فراگیری علم ودانش و کار و تلاش تشویق می کند و هرگز نمی توان عامل عقب ماندگی علمی و فرهنگی امتی را در داشتن برنامه ای منسجم و کامل دانست.

از این رو پیشینه تمدن مسلمانان در طی قرن های متمادی، نشان می دهد نه تنها دین موجب عقب ماندگی نیست بلکه اعتقاد به دین در کنار عمل به آن سبب درجات بالائی از پیشرفت و رشد می شود. علل عقب ماندگی مسلمانان را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: 1) بی تردید اگر مسلمانان از تعالیم وحی فاصله نمی گرفتند، و قوام سیاسی و وحدت اجتماعی خود را حفظ می کردند، هم اکنون نیز می توانستند از هر نظر جلوتر از غرب باشند؛ زیرا هم اکنون نیز اگر به جای درگیری های بیهوده و اتلاف منابع خود به وحدت بیندیشند،

به قدرتی بزرگ با امکاناتی وسیع در جهان تبدیل می شوند و در پرتو برنامه ها و استفاده از استعدادها، از نظر فن آوری نیز به قدرتی قابل اعتماد مبدل می شدند و از نظر فرهنگی رتبه ای عالی کسب می کردند. 2) گرچه اصل دین جامع است اما متأسفانه برداشت های غیر کارشناسانه از دین همانند برداشت های غلط از زهد، دنیا، دعا، انتظار و ; موجب عقب ماندگی شده است وگرنه همین مفاهیم در صدر اسلام و حتی در غرب موجب پیشرفت شده است. البته باید اعتراف کرد که رواج اندیشه های صوفی گرانه و برخی انحرافات دیگر – که معلول التقاط است

– نقش مؤثری در عقب ماندگی مسلمانان از قافله صنعت و پیشرفت داشته است و از نظر فرهنگی هم خسارت های خاص خود را به دنبال داشته اند. 3) مسلمانان بر اساس انگیزش و هدایت های دینی، مسیر رشد را پیمودند و بر اثر انحراف از دین و آلودگی به مفاسد، دنیا پرستی، سستی و کاهلی، به انحطاط و عقب ماندگی گرائیدند.

4) سرگرم شدن مسلمانان به تفرقه و جنگ های داخلی و جانشین ساختن شعارهای استعماری همچون ناسیونالیسم، پان عربیسم و به جای تکیه بر اصول گرائی و اتحاد بین الملل اسلامی، شعارهایی که جز عقب ماندگی فرهنگی و علمی و ; ارمغان دیگری ندارند. 5) هجوم بیگانگان و استعمارگران و تلاش آنها برای عقب نگاه داشتن کشورهای جهان سوم برای استثمار منابع انسانی و طبیعی و تداوم سلطه غرب بر این کشورها، و به غارت رفتن سرمایه های ملی و آتش سوزی کتابخانه های بزرگ اسلامی.

6) وجود نظام سیاسی فاسد و استبدادی که به جای همت در جهت رشدو پیشرفت مسلمانان فقط به فکر حفظ قدرت خویش و صرف هزینه های عمومی مسلمانان در جهت خوش گذرانی و ; بودند، وجود این نظام ها و حاکمان فاسد خود ناشی از انحرافات سیاسی صدر اسلام پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) و انحرافات اعتقادی و اجتماعی بعد از آن بود، این نظام های سیاسی، در شخصیت و منش انسان ها و فرهنگ این جوامع نیز آثار زیانباری داشتند. 7) تنها مسلمانان و کشورهای اسلامی به این گرفتاری مبتلا نیستند،

بلکه کشورهای غیر اسلامی و سکولار نیز در فقر مطلق یا نسبی باقی مانده اند. 8) اندیشه و تمدن اسلامی امروزه جانمایه نیرومندی را برای احیاء دارد در حالی که تمدن غرب به شدت گرفتار انحطاط فرهنگی و زوال پذیری شده است،

و هم اکنون نیز اگر مسلمانان بخواهند جایگاه شایسته خود را دریابند رعایت نکات زیر ضروری است: 1- بالا بردن سطح شناخت و بینش های دینی درهمه ابعاد آن 2- تقویت روح ایمان، تقوا، استواری در دین و مبارزه با تهاجم فرهنگی و همه کژی ها 3- ارتقای دانش و سطح علمی 4- ارتباط وثیق و همدلی در سطح بین الملل اسلامی و تعاون و همکاری گسترده و همه جانبه 5- از میان برداشتن نظام های فاسد 6- تلاش همه جانبه و همگانی در جهت ایجاد و احیای تمدن عظیم و مدینه فاضله اسلامی 7- اعتماد به نفس و دوری از خود باختگی اما عوامل پیشرفت غرب: کشورهای غربی هرگز بعد از کنار گذاشتن دین به این همه رشد و ; دست نیافته اند،

بلکه عوامل بسیاری می تواند موجب پیشرفت شود که اساسی ترین آنها تلاش و فعالیت در جهت شناخت سنن و قوانین حاکم بر جهان هستی و استفاده درست از امکانات می باشد که خداوند در اختیار بشر نهاده است. علت پیشرفت غرب هرگز دین گریزی نبوده؛ بلکه در آنجا خرافات در لباس دین آنان را به عقب ماندگی وا می داشت و پشت پا زدن به آنها نقش مانع زدائی در جهت رشد و ترقی را ایفا نمود. لذا پیشرفت علمی صنعتی غرب مرهون عوامل بسیاری است که به برخی از آنها اشاره می شود:

1) آشنائی غربی ها با تمدن اسلامی و شرقی در طول جنگهای صلیبی و نیز مسافرت های جهانگردان (مانند مارکو پولو) 2) رنسانس فکری در اروپا (با توجه به مجموعه عواملی که این تحول فکری را ایجاد کرد) و مبارزه با خرافات و عقاید موهومی که در بین مردم آن دیار رایج بود. 3) کنار گذاشتن کلیسا از اداره امور جامعه و به وجود آوردن نهادهای جدیدی برای اداره آن 4) به فرموده سید جمال الدین اسد آبادی، آنجا (غرب) اسلام هست، مسلمان نیست؛ و اینجا مسلمان هست، اما اسلام نیست.(حضرت آیت الله جوادی آملی در ضمن درسهای خارج فقه فرمودند

: مقصود وی یقینا عمل نمودن به آموزه های اسلامی از قبیل وجدان کاری، ساده زیستی دانشمندان، انضباط کاری و اقتصادی و مدیریت اجتماعی که از جمله عوامل آن گرامی داشتن و ارج نهادن به دانشمندان است ولو اینکه در جهت مادی و احیانا در کارهای ناشایسته از داده های علمی یا دانشمندان استفاده می کنند.) یعنی پیشرفت غرب الهام گرفته از قانون های اجرا شده در اسلام در آن سرزمین است. گفتنی است اروپا در قرون وسطی غرق در تاریکی جهل و خرافه ها بود. ارباب کلیسا با تلقین بعضی از عقاید موهوم، اجازه رشد علم و دانش را نمی داد،

در حالی که در همان قرون دانشمندان اروپائی تحت تأثیر تمدن اسلامی قرار داشتند که تا قلب اروپا پیش رفته بود (آندلس یا اسپانیای امروزی و شبه جزیره بالکان) و ; خواهان تحول اروپا و نگرش جدید به علم و دانش شده بودند. ارباب کلیسا با تفتیش عقاید حتی اظهار نظر درباره پدیده های جهان را گمراهی تلقی می کردند چنان که گالیله در همین رابطه محاکمه شد و صدها دانشمند به همین دلیل محکوم گردیدند. این در حالی بود که مراکز علمی جهان اسلام در آن زمان محل فراگیری دانش و ساخت ابزارهای دقیق (مانند ساعت و لوازم جراحی و 😉 بود

و ده ها دانش پژوه اروپائی در این مراکز مشغول به تحصیل بودند. تعالیم اسلامی همگان را به عمل و دانش و تفکر در آفرینش دعوت می کرد و آیات قرآنی، خود پیشگام در بیان حقایق هستی و چگونگی رخدادهای آن بود. در همین شرایط اروپا تحت تأثیر قرار گرفت و خیزشی علمی در آن سامان شکل داده شد؛ برای اثبات این اعدا می توانید به کتاب های «تمدن اسلام و غرب» نوشته گوستاو لوبون فرانسوی و «تاریخ تمدن»

نوشته ویل دورانت و دهها اثر دیگر مراجعه کنید. گفتنی است غرب هیج گاه به طور عام و گسترده منکر ماوراء الطبیعه نبوده و اکنون نیز نیست. بیشتر یاهمه دانشمندان اروپا – که از قرن شانزده به بعد پایه گذاران پیشرفت علمی در اروپا بوده اند – معتقد به خدا و ادیان الهی بوده اند. 5) در کشورهای پیشرفته نیز به رغم در اختیار داشتن منابع فراوان و دسترسی به ارقام بالائی از رشد اقتصادی، رفاه همگانی تحقق نیافته است و به طور معمول گروه خاصی از ره آورد توسعه بهره می گیرند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله نقش همسران، خانواده و ارتباطات در اعتلای سلامت فردی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله نقش همسران، خانواده و ارتباطات در اعتلای سلامت فردی در فایل ورد (word) دارای 22 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله نقش همسران، خانواده و ارتباطات در اعتلای سلامت فردی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله نقش همسران، خانواده و ارتباطات در اعتلای سلامت فردی در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله نقش همسران، خانواده و ارتباطات در اعتلای سلامت فردی در فایل ورد (word) :

نقش همسران، خانواده و ارتباطات در اعتلای سلامت فردی
واژگان كلیدی
خانواده، همسر، ارتباط، سلامت
مقدمه
خانواده های شاد همه مثل هم شاد هستند.
هر خانواده نا شادی به طریقه خود ناشاد است.
لئوتولستوی (آنا كارینا)

چرا بعضی افراد در برابر ناملایمات زندگی خم می‌شوند,‌ در حالیكه بعضی دیگر با موفقیت، مصائب و مشكلات را پشت سر می‌گذارند؟ چرا بعضی افراد برای بیمار شدن، مستعدتر هستند؟ چرا بعضی از بیماران كاملتر و بهتر از دیگران بهبود می یابند؟
میزان حمایت از “شبكه اجتماعی فردی” در افراد, متغّیر بسیار مهمی در مقابله با فشارهای روانی است.

افرادی كه ارتباطات فعال و صمیمی با دیگران دارند اوضاع بهتری دارند. ارتباطات سالم, با اهمیت و پایدار خانوادگی یا دوستانه برای فرد ایجاد سلامتی میكند. برعكس افراد با ارتباطات ضعیف, ناپایدار و یا شكست خورده استعداد بیشتری برای ابتلا به بیماریهای فیزیكی و روانی دارند. به این دلیل, پزشكان بایستی حمایت اجتماعی هر بیمار را در بیمارشناسی در نظر بگیرند.

پزشكان میتوانند به بیماران كمك كنند تا از روابط خود برای پیشگیری از بیماری, مبارزه با بیماری‌ای كه هم‌اكنون وجود دارد و پیروز شدن بر بیماری، كمك و قدرت بگیرند. نوع ارتباطات انسان عمیقاً بر او تاثیرگذار است و ندیده گرفتن این ارتباطات شناخت پزشك را نسبت به بیماری بسیار محدود میكند
حمایت اجتماعی
در حمایت اجتماعی چه چیزی نهفته است؟ حمایت اجتماعی اینگونه تعریف شده است: وجود دیگران یا وجود امكانات بوسیله آنان, قبل, به هنگام و بعد از واقعه ای كه ایجادكننده فشار روانی است. بنابراین, حمایت اجتماعی شامل كمك و آرامشی است كه كسی از یك رابطه پایدار و مداوم با یك نفر و یا یك گروه می‌گیرد. این حمایت میتواند مادی مانند پول یا غذا یا غیرمادی مانند محبت, مقبولیت و تشویق باشد.

سیستم های حمایتی, منابع ارتباطی هستند كه یك نفر میتواند داشته باشد تا در تضاد, بیماری و فشار روانی به او كمك كنند. یا در نظر گرفتن وضعیت خانواده و شبكه اجتماعی یك فرد, منابع ارتباطی می‌تواند شامل همسر, والدین‌, برادرها وخواهرها و همسران آنها پزشك یا روانپزشك, همسایه ها، همكاران, دوستان, هم‌باشگاهی ها, مسجد و كلیسا و روابط مذهبی و یك شخصیت روحانی باشد. درجه و میزان كمك این رابطه ها به سه عامل زیر بستگی دارد:
1 ـ تعداد افراد حمایتگر (همسر و خواهران و برادران و 😉
2 ـ حضور افراد حمایتگر و یا دسترسی داشتن به آنها (از طریق ملاقات های شخصی, تلفن و یا نامه نگاری)
3 ـ مقدار رضایت بدست آمده از شخص حمایتگر (كیفیت رابطه)

مسلئه مشخص این است كه اداراك شخصی از دراختیار بودن حمایت اجتماعی و رضایتی كه فرد از ارتباط با آنها بدست می‌آورد میتواند سدی در مقابل ضربه بیماری و یا فشار روانی باشد.
مراقبتها و ارتباطات عاطفی ایجاد شده توسط حمایتهای اجتماعی در سلامتی و طولانی شدن عمر می‌توانند بسیار مؤثر باشند. یك مطالعه درازمدت آینده نگر در مورد طول عمر كه در آلامدای كالیفرنیا (ALAMEDA, CALIF) انجام گرفت به این نتیجه رسیده كه در افرادی كه كمترین ارتباطات اجتماعی را دارند, مرگ و میر ناشی از كم خونی عضلانی قلب دو تا سه برابر بیشتر از افرادی است كه بیشترین روابط را دارند. وضعیت این افراد در یك دوران پنج تا نه سال مورد مطالعه و بررسی بوده است.

همین تحقیق متوجه شد كه جدایی و شكست در ارتباطات اجتماعی در این نه سال بین افراد مزبور ریسك پذیری مرگ و میر ناشی از كم خونی عضلانی قلب را افزایش داده است. همچنین تحقیق به این نتیجه رسید كه ارتباطات زیادتر رابطه بین افزایش فشار خون و ریسك مرگ و میر ناشی از كم خونی عضلانی قلب را تعدیل میكند. در فنلاند شرقی نیز نتایج كاملا مشابهی از یك تحقیق بدست آمده است.
چطور میتوانیم رابطه بین روند بیمار شدن و روابط شخصی را توجیه كنیم؟

وجود یا نبود حمایت اجتماعی به ظهور یك وضعیت روانی كه تغییرات فیزیكی و جسمانی، پی‌آمد آن است كمك میكند و در حقیقت موجب تغییر عوامل ریسك استاندارد فرد میشود. احساس بی پناهی, افسردگی و قادر نبودن به اظهار عواطف به وابسته یا وابستگان نزدیك با سرعت گسترش بیماری ارتباط مستقیم دارد. عدم توانایی در مقابله موفق با وقایع ایجاد كننده پریشانی روانی می‌تواند با تغییرات در سلول های عصبی پیام رسان در مركز سیستم عصبی و تغییرات دوره ای هورمونی همراه باشد. این تغییرات مستقیم یا غیرمستقیم فعالیت های ایمنی و مكانیسم های مقابله با بیماریها را در بدن به مخاطره می‌اندازد.

مدل های مختلفی میتواند رابطه بین فشار روانی, ارتباط اجتماعی و سلامتی را توجیه و تفسیر نماید. مدل ارتباط مستقیم می‌گوید شخصی كه شبكه حمایتی بسیار خوبی دارد سلامتی فیزیكی و روانی بهتری از شخص فاقد این حمایت ها دارد, همانطوركه در تحقیقات استان آلامدا به آن پرداخته شد. در مقابل در مدل ارتباط غیرمستقیم فرض بر این نیست كه شبكه حمایت اجتماعی مستقیماً از بیماری جلوگیری می‌كند بلكه حمایت اجتماعی سد یا عاملی است كه بر بیماری اثر میگذارد, همانطور كه در بعضی از تحقیقات در مورد سرطان نشان داده شده است. شخصی كه با یك واقعه ای در زندگی مواجه می‌شود كه فشار روانی برایش ایجاد كرده و یا بیمار شده است, چنانچه بتواند برای خود منابع حمایتی قوی ایجاد نماید, امكان اثرات منفی فشار روانی بیماری را كاهش خواهد داد.

وقتی یك واقعه با خود، فشار روانی به همراه می‌آورد, شخصی كه از حمایتهای اجتماعی كمتری برخوردار است احتمال بیشتری دارد كه بدنبال كمك, حمایت و اطلاعات برود. یك تحقیق در مورد سیاهپوستان (در آمریكا) نشان داده است مردانی كه با كاهش سلامتی فیزیكی مواجه بودند بالاترین اعتماد به نفس را داشته اند. مردان بیمار احساس نیاز بیشتری به ایجاد یك رابطه صمیمانه و یا اعتماد میكردند تا مردانی كه در یك وضعیت خوب و یا عالی سلامتی قرار داشتند.
این احساس حمایت, وابستگی و عطوفت ـ یك احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن ـ اثرات سلامتی بخش بسیار مهمی دارد ولی چطور عشق میتواند در از بین بردن ـ بیماری به بدن كمك كند؟ چه اثرات شاخصی بر سیستم ایمنی بدن نتیجه این ارتباط, محبت و حمایت است؟

دكتر دیوید مك للاند (D. McClelland) استاد روانشناسی و ارتباطات اجتماعی دانشگاه هاروارد, پس از مشاهده حمایت با كیفیت بالای شفابخشی درمانگران مؤثر (effective healers) تصمیم گرفت در این مورد تحقیق كند. او متوجه شد كه حمایت مشتاقانه و عاشقانه مهمترین بخش جریان درمانگر است. بنابراین این تئوری كه عشق میتواند اثر قابل نمایش و قابل ارزیابی بر سیستم عصبی بگذارد

توسط او عنوان گردید. دكتر مك للاند می‌گوید: ما می‌دانیم كه جنبه منفی چیزها, بعنوان مثال, رفتار تیپ A و سندروم قدرت طلبی ثابت ـ با افزایش ترشح كاتكولامین ها (Catecholamines) همراه است كه بعضی از فعالیت های ایمنی بدن را تحت فشار و كاهش قدرت قرار میدهد ; ما ایده ای در مورد ارتباط عشق و هورمون و اینكه چطور عشق میتواند به لینفوسیت ها كمك كند و سیستم ایمنی بدن را تقویت كند نداریم, ولی در حال حاضر در حال كاركردن بر روی آنها هستیم.

چگونه عشق یا محبت را میتوان ساده تر توصیف كرد؟
فردریك بوچنر (F. BUECHNER) نویسنده برجسته در این مورد نوشته است: مهربانی ظرفیتی احساسی است كه انسان بتواند بعضی اوقات خود را بجای دیگری بگذارد و از درون او, او را ببیند. دانشی است كه میگوید هیچ صلح و شادی برای من نخواهد بود تا زمانیكه نهایتا برای تو هم صلح و شادی وجود داشته باشد.
ازدواج، تكیه گاهی برای سلامتی
قویترین متغیّر قابل پیش بینی در مورد فشار روانی چیست؟ سن, نژاد, تحصیلات, وضعیت تاهّل یا درآمد؟ پرلین و جانسون محققین برجسته علوم رفتاری به این نتیجه رسیده اند كه وضعیت تاهّل، قویترین موضوعی است كه معیّن می‌كند آیا شخص تحت فشار روانی قرار دارد یا نه؟ البته در این تحقیق فشار روانی، فشار درآمد كم و انزوای اجتماعی هم به طور مساور وجود داشته است و مشخص شده است كه شخص مجرد از یك متاهل، فشار روانی بیشتری دارد. محقّقین مزبور می‌گویند: ازدواج از غلبه مشكلات اقتصادی و اجتماعی بر زندگی جلوگیری نمیكند ولی می تواند بعنوان سدّی در مقابل تهدیدات محرّك های خارجی كه فشار روانی تولید میكنند عمل نماید.

در آمارگیری از مسئولین خانواده ها, بدون در نظر گرفتن جنسیت, محققی به این نتیجه رسید كه افراد متاهل به مراتب اضطراب و فشار روانی كمتری از افراد مجرّد دارند. آیا یك فرد مجرّد از سلامت روانی ضعیف‌تری نسبت به یك فرد متاهل برخوردار است؟

آیا مجرّدها به رخدادهای ناخوشایند بسیار بیشتری در زندگی برخورد میكنند؟ تحقیقی دو گروه مجرّد و متاهل را در مقابل وقایع فشارزای مشابه قرار داد و به این نتیجه رسید كه متاهل ها اوضاع بهتری دارند و این تحقیق خلاف آنچه بنظر میرسد متوجه شد كه افراد متاهل نسبت به مجرّدها معمولاً رویدادهای ناخوشایند بیشتری را در زندگی تجربه میكنند.

علّت وجود رویدادهای ناخوشایند بیشتر در حیطه شبكه وقایع مربوط به ازدواج مانند از دست دادن كار یكی از طرفین یا عدم موفقیت فرزند در امتحانات مدرسه, بوده است. علیرغم این افزایش تعداد وقایع ـ ناخوشایند و فشارزا, افراد ازدواج كرده سلامت روانی بیشتری را تجربه می‌كنند. ازدواج اضافه بر ایجاد یك تكیه گاه مناسب در مقابله با فشارهای روانی در زندگی، نشان داده است كه می‌تواند در افزایش اعتماد به نفس نیز موثر باشد. افراد متاهل به روشنی از افراد مجرّد از اعتماد به نفس بیشتری برخوردارند.

یك تحقیق كه بیست هزار خانم را بین سنین هیجده و پنجاه و پنج سال بررسی كرده است به این نتیجه رسیده است كه خانم های مجرّد بمراتب بیشتر از خانمهای متاهل مستعد ابتلاء به بیماری هستند. در تایید و موافقت با نتایج تحقیق فوق، پرلین و جانسون متوجه شدند كه متاهل بودن در سلامت یك فرد بسیار موثرتر از متغیّرهایی نظیر سن, تحصیلات و درآمد خانواده است. زن مجرّدی كه تنها زندگی میكند ناراحتی قلبی بیشتری از یك زن متاهل دارد و روزهای بیشتری را در بستر بیماری می‌گذراند. زنانی كه تنها زندگی نمی‌كنند نیز از زنانی كه با همسرانشان به سر می‌برند از سلامتی ضعیف‌تری برخوردارند, هرچند كه سلامت آنها از زنانی كه تنها زندگی میكنند بهتر است.

زنانی كه از لحاظ سلامتی بیشترین صدمه را میخورند مادران ازدواج نكرده هستند, آنها به پزشك بیشتر مراجعه میكنند, روزهای بیشتری را در بستر بیماری میگذرانند و در بیمارستان نیز بیشتر بستری می‌شوند. این افراد حمایت های اجتماعی بسیار زیادتری را نیاز دارند.
تزلزل
حمایت و پشتیبانی همسر همانطور كه اشاره شد نقش بسیار مؤثری را در افزایش سلامتی و تقویت قدرت مقابله با فشارهای روانی ایفاد میكند, هرچند كه صرف حضور همسر، نمی تواند عاملی موثر بر سلامتی باشد. رضایتی كه از یك حمایت اجتماعی بدست می‌آید در این مسئله تاثیر بسزایی دارد. در نتیجه كیفیت زندگی مشترك بسیار مهم است. یك زندگی بحرانی، وضعیت مثبت یاد شده را می‌تواند كاملاً معكوس نماید.

یك بررسی نشان داده است كه رضامندی همسران از یك زندگی مشترك متغیّر بسیار قوی‌تر از سن, نژاد, تحصیلات و یا درآمد در سلامتی است. افرادی كه از ازدواج خود ناراضی هستند از سلامتی ضعیف‌تری نسبت به مجرّدها برخوردارند. همچنین, كیفیّت پایین زندگی ـ مشترك عامل مؤثرتری در افزایش فشار روانی و تنهایی نسبت به وضعیت سواد و یا وضعیت اقتصادی, اجتماعی و جمع وقایع منفی زندگی است. تحقیقات نشان داده است كه میزان صمیمیّت و نزدیكی همسران، كلید تاثیر زندگی مشترك بر سلامت فرد است.

جدایی
چنانچه ازدواج، رضایت بخش باشد اثرات زیادی بر سلامت شخص دارد و اگر رابطه ضعیف و فرسایشی باشد اثرات معكوس ببار می‌آورد, آیا طلاق و جدایی چاره بهتری از ادامه یك زندگی فرسایشی است؟ تحقیقات نشان داده است كه طلاق می تواند فشار روانی را افزایش داده و سلامتی را بیشتر به خطر بیاندازد: قطع زندگی مشترك برای فرد، پرفشارترین واقعه زندگی است

و طلاق با بهم ریختگی وضعیت سلامت فیزیكی و روانی مرتبط است. قطع زندگی مشترك كه جدایی بوسیله مرگ یا طلاق می‌باشد یكی از عوامل بسیار قوی و مؤثر در ایجاد بیماریهای فیزیكی و روانی است. در یك تحقیق طولانی شامل نیم میلیون مرد در مورد اعتیاد آنان به سیگار و ریسك ابتلائشان به سرطان, محققین وقتی متوجه شدند كه, طلاق همانقدر خطرناك است كه كشیدن یك پاكت یا بیشتر سیگار در روز, بسیار متعجّب شدند. مردانی كه از همسرانشان جدا شدند و سیگار نمی‌كشیدند تقریباً به همان تعداد مبتلا به سرطان حنجره شدند كه مردانی‌كه مزدوج بودند و یك پاكت یا بیشتر سیگار می‌كشیدند. طلاق مانند سیگار اثرش را بر سلامتی میگذارد.

در یك تحقیق دیگر، محققین به این نتیجه رسیدند كه انواع مختلف سرطان در مطلقه ها (چه زن و چه مرد) در سنین مختلف بیشتر از مزدوجین در همان سنین است. این مسئله به خاطر اینكه قبلاً فكر می‌شد كه وضعیت روانی واجتماعی در ایجاد سرطان تاثیری ندارد بسیار حائز اهمیت است. علاوه بر بیماریهای فیزیكی, جدایی و طلاق، ریسك بیماری روانی را بخصوص در مردان, بشدت افزایش میدهد. در نتیجه, بر اساس نتایج این تحقیقات, پزشكان برای تشویق بیماران به گرفتن مشاوره در مورد حل مشكلات زندگی مشترك دلایل كافی و قوی دارند.

خصوصیات ازدواج های پایدار
یك عامل كلیدی در پایداری ازدواج ها تعهد دوطرف نسبت به هم و نسبت به ازدواج است. برای پایداری ازدواج ها اوّلین فكری كه در هر مورد به ذهن میرسد این است كه چطور این تصمیم یا كار به ارتقاء كیفیّت زندگی مشترك من كمك میكند؟
خصوصیات دیگری كه ازدواج های پایدار دارند عبارتند از:
1 ـ اعتماد ـ دوطرف اطمینان دارند كه تحت هر شرایطی از هم مراقبت كرده و مورد نفی, تمسخر و خشونت طرف مقابل قرار نمی‌گیرند.
2 ـ ارزشهای مشترك ـ اعتماد و اطمینان, تایید كننده ارزش های مشترك است, تقویت كننده یك احساس احترام متقابل است و به دو طرف فرصت مشتركی برای برطرف نمودن اختلافات میدهد.

3 ـ رابطه پایدار و همیشگی ـ یكی از ارزشهای مشترك در ازدواج های پایدار, باور این مسئله است كه وقتی مشكلاتی پدیدار شد رابطه بهم نمیخورد و زندگی پاشیده نمی‌شود.
4 ـ ارتباط خوب ـ روابط خوب با صفاتی نظیر صادق, باز و ارتباط كلامی و غیركلامی خوب توصیف می‌شود.
5 ـ قبول انطباق ـ قادر بودن به قبول خود و طرف مقابل با تمام ضعف ها و قوّت ها, بدون تقاضا برای بی‌نقص بودن در هر دو طرف وجود دارد.
6 ـ سهیم كردن متقابل عواطف و احساسات و قدردانی از یكدیگر ـ این احساس كه هركدام از طرفین از دیگری لذّت ببرد و احساس كند كه برای دیگری مهم است.

7 ـ صمیمیت ـ وقتی عمیق ترین و آسیب پذیرترین بخش روح,‌ روان و تن انسان با دیگری سهیم می‌شود, قدرت احساس نزدیكی به این عمق در دو طرف وجود دارد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله تعلیم و تربیت کودکان در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله تعلیم و تربیت کودکان در فایل ورد (word) دارای 52 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله تعلیم و تربیت کودکان در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله تعلیم و تربیت کودکان در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله تعلیم و تربیت کودکان در فایل ورد (word) :

مقدمه
وكذلك خلقنا كم امه وسطاً لتكونوا شهداء علی الناس و تكون الرسول علیكم شهیدا
و همچنین شما مسلمین به آیین اسلام هدایت كردیم و نیز شما را به تربیت نیكو و اخلاق معتدل آراستیم ، تا گواه مردم باشید تا نیكی و درستی را سایر ملل از شما بیاموزند چنانچه پیامبر را گواه شما كردیم .
از بهترین مسائل زندگی انسان مسدله تربیت است كه پایه و اساس شخصیت حقیقی و حقوقی آدمی می باشد .
شكل گیری هویت انسانی در پرتو تربیت سالم و صحیح و هماهنگ با سرشت و فطرت اوست و این مهم امكان ندارد مگر اینكه به هسته مركزی و خمیر مایه اصلی نظام تربیتی ، یعنی خانواده ، توجه ویژه مبذول شود .

خانواده كه بستر رویش و گهواره پرورش تمام هویت و ساختمان وجودی انسان است اركان اصلی و سنگ بنای آن را زن و شوهر تشكیل می دهند كه هر یك لباس آسایش و آرامش همدیگر هستند و به تعبیر رسا و گویای صحیفه همیشه نورانی قرآن ، مایه مودت و رحمت یكدیگرند .
در سایه این لطف بیكران الهی و ایجاد این لطف و انس و عشق است كه شاهد رویش
غنچه ها و دسته گلهای همیشه سبز و با طراوت و شاداب زندگی خواهیم بود .
آن آرامش و سكینه حاصل نمی شود مگر اینكه فضای حاكم و روابط زوجین عشق و رحمت و مودت باشد و همه آفات زندگی از سرزمین كوچك خانواده ریشه كن شده و راه را برای رویش این گلهای پاك فراهم و هموار كردد .

این مهربانی و الفت و این انس و رحمت و رأفت همان گهواره و آغوش مهری است كه با
زمزمه های حیات بخش خود ، آهنگ روح نوازش كودكانی پرورش خواهد داد كه نوید حركت و پویایی جامعه انسانی و امید فردای روشن و نورانی است .
دین مقدس اسلام كه خاتم همه ادیان است و كتاب مقدسش كه جامع تمام مایحتاج تربیتی و هدایتی است ، برخلاف همه مكاتب مدعی تعلیم و تربیت ، هسته مركزی تربیت را قبل از به وجود آمدن انسانها ( قبل از ازدواج ) می داند و برای تربیت مراحلی قائل است كه اگر والدین بر اساس آن مراحل تنظیم شده گام وردارند ، و گام به گام همراه دستورات دقیق تربیتی آن حركت نمایند ، انسانهایی به جامعه تحویل خواهند داد كه مایه فخر و مباهات انسانیت باشند .

اسلام عزیز ابزارها ، و شیوه های بسیار زیبایی برای مسئله مهم تربیت پیشنهاد می كند كه امروزه با آخرین دستاوردهای نوین بشری در زمینه تربیت نه تنها مخالف نیست ، بلكه از یك استحكام و نورانیت خاصی برخوردار است و این مایه بسی افتخار و خوشبختی است كه نظام ما در فضای اسلامی شدن تنفس می كند و مدال افتخاری است به گردن خانواده ها .

چکیده
ذكر و یاد خدا را راه تحقیق تربیت اسلامی
تحقیق تربیت اسلامی در سایه ارتباط با خداوند امكان پذیر است محور برنامه ریزی تربیتی می بایستی ذكر و یاد خالق یگانه باشد ذكر نور است و استمرار ذكر نورانیت می آورد.( همه مربیان الهی در تلاش بودند تا بین بندگان و پروردگار ارتباط برقرار نمایند. و هر كس این پیام را دریافت نمود ابتدا)
هركه نورانی شود مجذوب پروردگارمی گردد سپس طعم محبت و عشق را خواهد چشید. و این نهایت كمال است. آنچه كه در تربیت اسلامی برای تحقق آن باید تلاش كنیم.

نورانیت فراگیران و ایجاد محبت و عشق پروردگار در قلوب آنها می باشد.در این راه هنر مدیریت ما می بایستی تحقق این هدف باشد زیرا هر كه محبوب او خداوند گردید از فساد و تباهی می گریزد و خداوند او را از هر گونه انحراف و انحطاطی حفظ می كند زیرا او بهترین هادی و رفیق است.

مفهوم تربیت :
تربیت به معنای پرورش دادن و پروراندن است و پروراندن هر چیزی به كمال رساندن آن است و تمام قابلیتها در آن شكوفا گردد .
بنابر این معنا ، پرورش دادن گیاهان برای رسیدن به رشد مطلوب ، نوعی تربیت محسوب
می شود .

تربیت انسان پرورش دادن جسم و روح او است به گونه ای كه به كمال شایسته خود برسد . به عبارت دیگر تربیت در انسان به معنای فراهم آوردن زمینه رشد و پرورش استعدادهای درونی و قوای جسمانی و روانی او برای وصول به كمال مطلوب است .
این كار در واقع عملی است آگاهانه با هدف رشد دادن ، ساختن ، دگرگون كردن و شكوفا نمودن استعدادهای مادر زادی شود.
هر مكتبی بر اساس هدفی كه طرح تربیتی مخصوصی را دنبال می كند و بر اساس اغراض و هدفهای خود انسان را برای وصول به آن اهداف در خدمت می گیرند .

از این رو تعریف تربیت در اصطلاح هر مكتبی از دیدگاه آن مكتب نسبت به انسان است .
مكتبهایی كه طرح تركیبی دارند به خاطر عدم شناخت ابعاد مختلف آدمی به تمام استعدادهای او توجهی نكرده ، بلكه منكر عمق و وسعت ابعاد وجودی انسان هستند تنها مكتب اسلام است كه جنبه ها و ابعاد و استعدادهای گوناگون انسان توجه كامل نموده است.

تربیت در دیدگاه اسلام ایجاد زمینه رشد در جنبه های مختلف ، عقلی ، فكری ، اعتقادی اخلاقی ، عاطفی ، روانی ، فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی و ارائه راه درست ایدیشیدن، نیكو زیستن به گونه ای كه آدمی را از مرحله حیوانیت به مرتبه كامل انسانی برساند، می باشد.
به بیان دیگر تربیت ، به معنای فراهم آوردن زمینه فكری برای به فعلیت رساندن قوا و استعدادهای آدمی و تعدیل غرایض در جهت رساندن انسان به هدف نهایی خود كه مقام قرب خداوند و خلیفه الهی است می باشد.

نظرات تربیتی اسلام محدود به رفتار شخصی انسان در زندگی نیست بلكه جمیع مسائل فردی و اجتماعی را بر اساس فطرت و ارزشهای واقعی انسان مد نظر دارد و برای تمام ابعاد پیچیده او كه روان شناسان غرب به جهت عدم آگاهی به حقیقت انسان از آن تفره رفته در چهار چوب فرامین الهی طرح و برنامه عملی دارد و تنها به فرضیه و تئوری قناعت نكرده بلكه با ارائه الگو او را در راه كمال و تعالی خود یاری كرده ، راه او را هموار و تسهیل می نماید .
اما در روانشناسی تربیتی غرب تنها بر پایه رفتار انسان و بر اساس تجربه كند و كاو می شود .
روانشناسان غربی رفتار انسان را از دوره جنینی برسی و ریشه آن را با متدد های تجربی و عملی تحقیق كرده و تئوری های خود را در آزمایشگاههای روانی مورد تحقیق و آزمایش قرار میدهند .

ولی نتیجه اكثر آزمایشها با شخصیت حقیقی انسان سازگار نیست زیرا شخصیت والای انسان در محیط تحقیقاتی روانشناسی و تربیتی غرب تنذل كرده و به جهت تلقی نادرست آنان از انسان به عنوان حیوانی تكامل یافته ، شرافت آدمی و ارزشهای متعالی او نادیده گرفته می شود.

تربیت و شناخت
پی گیری و دنبال كردن هر هدفی بر دو ركن اساسی استوار است :آگاهی و اطمینان از وجود آن، و دیگری ، امكان دسترسی و باور آن .البته این مساله در امور مادی محسوس تر است .

مثلا برای استخراج یك گنج نهفته و پنهان دو چیز لازم وضروری است :اول اینكه باید خارجا گنجی وجود داشته و انسان ازوجود آن آگاه و مطمئن باشد .
دوم ، دسترسی به آن را در حیطه قدرت خویش دانسته ، تحصیل آن را بور نموده و برای خود امكان پذیر بداند .
این مطلب عینا در مورد احیاء استعدادهای درونی و تربیت انسان قابل انطباق است .كسی كه از وجود چنین استعدادهای سرشار خدادادی در نفس و جان خود و فرزند خویش آگاه نیست و به این ارزش واقعی واقف نگشته و از ذخایر و سرمایه های نهانی نهفته در خود و فرزندش خبر نداشته باشد ، هرگز برای احیاء آن استعدادهای پنهان و تربیت نفس خویش یا فرزندش كمر همت نبسته و سختی های آن را متحمل نشده و قیام نخواهد كرد .

همچنین كسی كه خود را از تربیت خویش و احیاء توان و سرمایه های عظیم بالقوه الهی نهفته درخود– عاجز می پندارد و هرگز قدمی در راه این امرخطیر برنخواهد داشت .

از این روست كه مربیان آگاه و اساتید بزرگ اخلاق ، قبل از هرگونه اقدامی جهت تربیت افراد ،آنان را از ارزش بزرگ انسان و سرمایه های بسیار ارزشمند انسانی واقف و آگاه نموده ،مشعل توكل و امید را در نفس پیروان خویش شعله ور می سازند.

رها كردن نیروها و استعدادهای درونی و معطل گذاردن آنها ، و عدم تلاش و كوشش درراه باوركردن آنها–كه به منزله خاموش نمودن چراغ سعادت وحركت درجهت سقوط در ورطه رذائل اخلاقی است – و نیز بسیاری ازانحرافات و گرایش های باطل و مبتلا شدن به انواع هلاكت ها و آلودگی در واقع از عدم شناخت ارزش واقعی انسان سرچشمه می گیرد .

و از همین جا به ریشه طفره رفتن و شانه خالی كردن بسیاری از افراد – از زیر بار مسئولیت بزرگ تربیت نفس و تهذیب اخلاق خود – پی می بریم . چه آنكه عاقلی تن به نابودی اشیای قیمتی خود نملی دهد ، چون ارزش آن را می داند .

مولای تربیت یافتگان مكتب ادب و اخلاق چنین می فرمایند :
(( من لم یعرف نفسه بعدعن سبیل النجاه و خبط فی الضلال و الجهالات .1
هركه نفس خویش را نشناسد(و به ارزش والای آن پی نبرد ) از راه سعادت و رستگاری دور افتاده و به بی راهه گمراهی و نادانی فرو خوده افتاده .
و نیز فرموده اند :
(( من عرف شرف معناه صانه عن دناه شهوته وزور مناه )) 1

كسی كه گوهر انسانی و شرافت باطنی خود را بشناسند ،خویشتن را از پستی شهوات و آرزوهای باطلش محفوظ خواهد داشت .
تربیت برای همه 869*
اسلام جمیع افراد بشر- با وجود انواع ویژگی ها و خصایص وراثتی و با هرگونه سرشت وطبیعت وخلق و خوی ، و رشد یافته در هر محیط و شرایطی – خداپرستی و فراگیری سجایای اخلاقی و روش های پاك عملی قرار میدهد ،تا با آموزش و پرورش متناسب با برنامه های مقدس الهی به حیات انسانی زنده گردیده و ذخایر مقدسی كه در باطن او به ودیعت گذاشته شده، از قوه به فعلیت در آید .
پیشتر یادآور شدیم كه اگر همه وراثت ها قطعی و غیر قابل تغییر بود ، وتمام صفات ناپسند و خلقیات والدین درسرنوشت اولاد تاثیری حتمی و غیر قابل تغییر داشت، قیام انبیاء الهی و تعالیم ادیان آسمانی و كوشش مصلحان و آموزگاران تعلیم و تربیت بی فایده و لغو می بود.

آغاز تربیت
اگرچه تربیت به ظاهر از بدو تولد آغاز می شود، ولی با در نظر داشتن تاثیر جنبه های وراثتی در تربیت، زمینه آن سال ها قبل از تولد فرزند ، و در واقع به هنگام انتخاب همسر فراهم می گردد .
از این رو شارع مقدس در مورد انتخاب همسری شایسته عنایتی خاص مبذول فرموده كه ان شاء الله این بحث را تفصیلا در آینده مطرح خواهیم كرد.
تربیت در سنین اولیه زندگی نیز دارای ارزش و اهمیت خاصی است ، زیرا علاوه براینكه كودكان نوعا دراین دوران پیوسته با پدر و مادر مانوس هستند،روحیه تاثیر پذیری در آنها نیز بیشتر می باشد .

از این رو پیش ازآنكه دشمنان وگمراهان وبدخواهان فرزندان ما را با بدآموزی و برنامه های سوء خودگمراه نمایند،باید ازهمان اوان كودكی مراقب آنها بوده ، در تربیت آنان كوشا باشیم.
فرزندی كه درخردسالی تربیت نشود، امكان اصلاح و تربیت او درآینده اندك و تاثیر گذاری بر او دشوار می شود .
بنابراین ،سهل انگاری در امر تربیت در این سال ها زیان فراوانی را به همراه خواهد داش .هرگز نباید امر تربیت فرزندان را به حساب اینكه هنوز خردسال هستند ونمی فهمند به تاخیر انداخت ، زیرا روح پذیرش از آغاز تولد در آنها پدید می آید .

تربیت مداوم
جهان هستی مجموعه ای است از موجودات و مخلوقات ، از جماد و نبات و حیوان و انسان و دریائی است از شور و جاذبه و حركت و عشق و محبت و هرگز آنی از این تكاپو و جنب و جوش دائمی باز نمی ایستد.
توقف درعالم وجود به مثابه مقابله با سیر تكاملی عامل خلقت .و برابر با نابودی و درهم كوبیده شدن همه نیروها و استعدادهای و قابلیت های انسانی دراین جهان پرتلاطم است.

و تعلیم و تربیت به معنای حركت در جهت تعالی و همسویی با سیر تكاملی همه موجودات عالم هستی است .
از نظر اسلام ، از آنجا كه تعلیم و تربیت ، امری است هم جهت و منطبق با فطرت انسانی ،و عملی است همگام با حركت عمومی جهان خلقت ، این وظیفه بزرگ همواره در طول حیات دامنگیر هر انسانی است و آدمی در تمام مراحل زندگی و دوران عمر موظف است كه در جهت شكوفائی استعدادهای خود گام بردارد .

به حكم عقل نیز مادامی كه انسان از محیط خود تاثیر پذیر است و اجزای بدن او از هم گسسته نشده، و بین فرد و جامعه ارتباط برقرار است ، باید تربیت ادامه یابد و آدمی نمی تواند .در هیچ مرحله ای خود را از آن بی نیاز بپندارد . مشاهده تحت تاثیر قرار گرفتن افراد بزرگسال و سالخورده از عوامل محیطی و. رنگ گرفتن آنان از دیگران دلیل روشنی است بر لزوم استمرار تربیت در تمام دوران حیات .
مسئولیت و تعهد دائمی افراد نسبت به یكدیگر و در زمینه بهسازی محیط زندگی ،عمومیت تحصیل دانش و فرهنگ در تمام سنین ، وظیفه امر به معروف و نهی از منكر در تمام دوران زندگی ، همه حاكی از لزوم تربیت به عنوان یك مسئولیت همیشگی است.

منشاء سعادت و شقاوت : وظایف مسئولیتهایی الهی پدران و مادر در تربیت فرزند یكسان است –اعمال، اخلاقیات وگفتار و كردار و پندار پدران و مادران ، منشاخوشبختی وسعادت ویا بدبختی وشقاوت فرزندان آنان خواهدبود. همانگونه كه به اراده خالق و توانا ساختمان بدنی هر فرزندی از مجموع دو سلول تناسلی والدین او بوجود می آید شخصیت و روحیات او نیز نتیجه رفتار والدین اوست حكیمان گفته اند.((از كوزه برون همان تراود كه در اوست این معنای جمله امیرالمومنان امام علی (ع) است.

كل اناء یتفنخ بمافیه .زین العابدین و سید الساجدین امام علی بن حسین (ع) در رساله حقوق برخی از وظایف پدران را بر می شمارد: و اما حق فرزندت بر تو این است كه بدانی او از توبه وجود آمده است و او را از خودت بدانی و بدانی كه سرنوشت خوب و بدش در آینده به دست تو می باشد و تو در قبال وظایف خود مسئول هستی كه او را خوب تربیت كنی و به پروردگار عزیز و بزرگ و مومن و آشنایش نمایی و او را در راه اطاعت خداوند كمك كنی و بدانی كه نیكی به او پاداش خواهی داشت و در بدی به او جریمه و تنبیه خواهی شد.

تجلی صفات والدین:
مادران باید مقام و مسئولیت و عضویت خود را نشناسند و بدانند كه سعادت و شقاوت نوزادان رابطه مستقیم با سلول و رحم و زمان آبستنی نحوه غذا خوردن و آشامیدن و رفتار و كردار و حتی افكار آنان دارد قال رسول الله التقی من شقی فی بطن امه و السعیدمن تسعه فی بطن امه این حدیث با عبارتهای مختلف در اكثر كتب آمده و حتی بعضی از بزرگان را دچار حیرت و سرگردانی نموده است .البته با الهام از آیات الهی در روایات معصومین (ع) سرگردانی و حیرتی برقرارنخواهد ماند.

برای جلوگیری وجود فرزندان بیچاره و بدبخت و فاسد مادر برای رعایت وراثتهای نامطلوب ازجنون وحماقت وانحراف اسلام عزیز در تمام مراحل فرمانهایی داده است مادری كه در خانواده ای كینه توز خشمناك برآشفته و برافروخته وبدخواه و بدبین حسود و خیانتگر و بد پیله و ; . پرورش یافته فرزندانی با همین صفات بد از او به عمل خواهد آمد و در دامن مادری صالح و پاكدل و با تقوا و خوش بین و شجاع و سخی ومهربان و باوفا و با صفا و خیرخواه طبعا فرزندانی با همین روحیات و اخلاقیت

و در نتیجه، خوشبخت سعادتمند پرورش خواهد یافت . پیامبر اكرم (ص) فرموده است. انظر فی ای شیء تضع ولدك فان العرق دساس بدانید نطفه خود را در چه محل مستفر می نمایند.تا این كه فرزندان شما وارث صفات بد خانوادگی مادرشان نشوند .
اسلام درباره خوردن و خوابیدن و فكر كردن مادران آبستن نیز سفارش بسیار فرموده است .

تربیت اطفال از دیدگاه این سینا
– ابوعلی سینا ، دانشمند برجسته ایرانی نكات نغزی درباره تربیت فرزند نوشته است كه به برخی از آن نكات اشاره می كنیم بر والدین واجب است كه به تربیت واخلاق متعادل و طبیعی كودكان توجهات خاصی داشته باشند آنان باید دقت كنند كه خشم یا ترس بسیار نگرانی های زیان آور و یا بد خواهی و;. عارض طفل نشود.

والدین باید بدانند كودك به چه چیزی اشتها دارد و از چه چیزهایی بدش می آید و با مراقب والدین كودك خوش اخلاقی عادت می كند. و خوب بودن اخلاق عادت و ملكه او می شود و نیز از لحاظ بدتی و جسمانی سالم می ماند. اخلاق بد سرچشمه اقسام ناراحتیهای بدنی و مزاجی است لذا هر عادت بد در طفل پیدا شود علتش بدی مزاج یكی از اعضاء است مثلا خشم موجب تب و گرمی و اندوه سبب خشكی حتمی است. برای حفظ تعادل و بسط اخلاقیات خوب در اطفال باید به سلامتی جسم و جانشان با هم و یكی رسیدگی كرد و همین كه طفل به شش سالگی باید او را به تدریج برای درس خواندن و آموزگار دیدن آماده كنند.

وظیفه ها و تعهدها
: اسلام برای تربیت فرزندان ،وظایف مهمی به عهده پدر و مادر در اطرافیان و معلمان و متصدیان امور تربیتی گذاشته است .یكی از حقوق فرزندان بر والدین غیر از انتخاب نام نیكو و یاد دان قرآن و نوشتن تربیت درست است . امیر مومنان (ع) فرمود : بهترین و میراثی كه پدران می توانند به فرزندان خود بدهند ادب و تربیت صحیح است. هر نوزادی با فطرت دینی متولد می شود و پدر و مادر نباید او را منحرف نمایند .

زیرا پیامبر بر خاتم فرمود. هر نوزادی با فطرت مذهبی به دنیا می آمد و پدر و مادرانند كه او را به آیین یهودیت و نصرانیت می كشانند .از همان دوران طفولیت باید فرزندان را به روش دینی و بر اساس علوم دینی تربیت و تعلیم كرد . والدین باید دقت كنندكه شخصیت اطفال رعایت گردد و اگر به مقتضای سنین طفولیت ، اشتباهی داشته باشند نباید در حضور همگان تذكر داده شود یادآوری نیز باید فوری باشد . زیرا اگر تاخیر داشته باشد.نتیجه مطلوب نمی دهد تذكر باید فی المجلس و فوری و در تنهایی و یا با اشاره و كنایه انجام شود .

تا دیگران متوجه نشوند وگرنه شخصیت دقیق و ظریف و رقیق اطفال جریحه دار می گردد و به جای تربیت صحیح ، نتیجه نامطلوب و غلط حاصل خواهد شد.

ایجاد عشق در كودك
حضرت مجتبی (ع) روزی فرزندان خود و فرزندان برادر خود را دعوت كرده و به آنان فرمود همه شما كودكان اجتماع امروز هستید و امید می رود كه بزرگان اجتماع فردا باشید ، دانش بیاموزید و در كسب علم كوشش كنید . و هر كدام كه حافظه قوی ندارید و نمی توانید در مجلس درس مطالب استد را ضبط كنید آنها را بنویسید و نوشته ها را در منزل نگاهداری نمایید.

در موقع لزوم مراجعه كنید. در این حدیث امام مجتبی (ع) برای اینكه عشق به تحصیل را در فرزندان و برادر زادگان خود ایجاد نماید و آنانرا با دلگرمی و نشاط كسب علم وادار كند از سرمایه فطری جهت ذات و ترقی خواهی آنان استفاده نموده و بدون توسل ترساندن و شلاق و مجازات به آنها فهماند كه درس خواندن امروز راه وصول به عز و بزرگی فرد است .

روشی كه در این حدیث بكار رفته در جهان امروز بهترین ارزنده ترین سبك در اساس تعلیم و تربیت است. یكی از اساسترین شروط تعالی و تكامل برای كودكان و بزرگسالان آزادی محیط زندگیست در شرایط زورگویی و تجاوز در محیط كسب به استبداد و خفقان در جاییكه باشی به جای امید و ظلم بجای عدل ،خودسری به جای قانون و ترس به جای آرامش خاطر بر مردم حاكم باشد . قطعا امید تعالی و تكامل حقیقی درآنجا وجود ندارد.

پرورش در محیط مساعد:
خانواده كانون پرورش كودك است ومملكت محیط پرورش بزرگسالان . بدون تردید شرط اول پرورش صحیح و احیاء استعدادهای مختلف محیط مناسب و شرایط مساعد است .هرخانواده ای كه قادر نیست برنامه تربیتی حضرت مجتبی (ع) را در مورد فرزندان خود اعمال نماید. و هر پدری نمی تواند با آن زبان كه امام مجتبی (ع) بیان فرموده اند با كودكان خود سخن بگوید. این طرز گفتار شایسته خاندانیست كه اساس آن بر پایه فضیلیت و آزادگی استوار باشد.

چند اصل مهم درباره تربیت
اصل اول:
توجه به حس عزت طلبی فرزند
اولین و مهمترین نیاز روحی و روانی هر انسان عزت و كرامت نفس است كه امری فطری است .
پدران و مادران و مربیان باید به گونه ای با كودكان رفتار كنند كه این فطرتكه خداوند متعال در وجود انسان قرار داده است احیاء و فرزند به عزت نفس دسترسی پیدا كند .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله وزارت كار و امور اجتماعی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله وزارت كار و امور اجتماعی در فایل ورد (word) دارای 74 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله وزارت كار و امور اجتماعی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله وزارت كار و امور اجتماعی در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله وزارت كار و امور اجتماعی در فایل ورد (word) :

وزارت كار و امور اجتماعی

-تشکیل ستادطرح تکریم وزارتخانه باحضورمعاونت پشتیبانی،مدیرکل اموراداری،مدیرکل دفتروزارتی،مدیرکل روابط عمومی وچندتن ازکارشناسان تحول اداری
ـ برگزاری جلسات با حضور نمایندگان محترم حوزه‎های معاونت وزارتخانه
ـ تهیه و تنظیم بروشور اطلاع‎رسانی در واحدهای ستادی
ـ تهیه و تنظیم بروشور اطلاع‎رسانی در واحدهای اجرایی

ـ تهیه و تدوین، چاپ و توزیع كتاب و نشریه راهنما در واحدهای ستادی
ـ تهیه و تدوین، چاپ و توزیع كتاب و نشریه راهنما در واحدهای اجرایی
ـ نصب و راه‎اندازی خط تلفن گویاباشماره 6930051
ـ نصب و راه‎اندازی خط تلفن پاسخگو باشماره 6930052
ـ ایجادسایت اینترنتی باآدرسwww.irmlsa.org

ـ ایجادگیشه خدماتی باهدف ارایه خدمات بصورت متمركزبه ارباب رجوع
ـ نصب تابلوی اعلانات به عنوان محلی كه در معرض دید عموم باشد
ـ نصب تراكت و پلاكارد جهت راهنمای ارباب‎رجوع
ـ نصب صندوق پیشنهادات به منظوراخذمشاوره وراهنمایی ازارباب رجوع
ـ نصب تابلوی دیجیتالی جهت اطلاع رسانی درسردروزارتخانه وداخل ساختمان وزارتخانه
ـ نصب تابلوی نام و نام خانوادگی عوامل متصدی انجام كار در محل استقرار كاركنان

ـ مكانیزه‎نمودن امور حوزه معاونت پشتیبانی از قبیل سیستم پرسنلی، سیستم حسابداری و مالی و;
ـ ایجاد شبكه به‎هم پیوسته واحدهای اجرایی و ستاد از وضعیت آمار و اطلاعات بازار كار، اشتغال، بیمه بیكاری، كار یا پست‎های دولتی یا غیردولتی
ـ مكانیزه‎نمودن امور جاری اداره كل نظارت بر نظام‎های جبران خدمت
ـ اجرای سیستم مكانیزه پرسنلی در كلیه ادارات كل اجرایی جهت سهولت در انجام امور مربوط به صدور احكام كارگزینی و ضبط و نگهداری اطلاعات پرسنلی كاركنان

ـ اجرای سیستم مكانیزه نحوه ارائه خدمات اشتغال، روابط كار، آمار و اطلاعات بازار كار، بیمه بیكاری
ـ تدوین منشور اخلاقی سازمان در ارتباط با مردم
ـ نظرسنجی از مراجعین پیرامون نحوه ارائه خدمات

وزارت صنایع و معادن
ـ تشكیل جلسات جهت بحث و بررسی بر روی مفاد مندرج در مصوبه طرح تكریم
ـ ابلاغ طرح مذكور به كلیه واحدهای ستادی و استانی جهت شفاف‎سازی و مستندسازی نحوه ارائه خدمات به ارباب‎رجوع
ـ در دستور كار قراردادن مواد 2، 3 و 4 در خصوص اطلاع‎رسانی از نحوه ارائه خدمات به مردم، توسط ادارات كل امور اداری و دفتر تشكیلات و بودجه وزارتخانه
– برگزاری دوسمینار آموزشی برای آشنایی باطرح تكریم واقدامات انجام شده درراستای تحول اداری باحضورروسای سازمانها,معاونین وزیر,مدیران كل ومشاورین

ـ اجرای نظرسنجی از مردم و ارباب‎رجوع
ـ در خصوص اجرای ماده (1) شفاف و مستندسازی نحوه ارائه خدمات به ارباب‎رجوع طی بخشنامه‎ای به كلیه واحدهای تابعه ابلاغ گردید تا مراحل انجام كار را مستند و جهت اجرا اقدام نمایند.
ـ در مورد اجرای مفاد ماده (5 و 6) شورای تحول اداری اقدام به اخذ نظرات شركت‎های مشاوره‎ای جهت بهبود و اصلاح روش‎های ارائه خدمات به مردم نموده است.

ـ در خصوص توجیه طرح مذكور، طی بخشنامه‎ای مراتب به معاونین و واحدهای ستادی و استانی انعكاس گردیده است.
درزمینه اطلاع رسانی اقدامات زیرزیرانجام شده است:
– نصب تابلوراهنمای طبقات دردرب ورودی ومحل استقرار هرفرد درهمه طبقات
– نصب تابلوراهنمای محل استقرارمعاونت ها،ادارات ودفاتردرمبادی ورودی وزارتخانه
– نصب تابلوروشهای انجام كاربرای 5 فعالیت مهم جهت اطلاع رسانی درمكانهای مناسب
– نصب وراه اندازی تلفن گویاباشماره 9-8312446

– باطراحی نرم افزارمناسب درآسانسورها،محل کارمعاونین وادارت کل ودفاتربه اطلاع ارباب رجوع می رسد
– ایجادسایت وزارتخانه باآدرس www.min.gov.ir.com
– مبادرت به برقراری سیستم اتوماسیون اداری باهدف حذف كاغذكه درمرحله نخست اجرای طرح حدود150كاربرامكان بهره گیری ازسیستم رادارامی باشند
– تدوین منشوراخلاقی وزارت

– نصب صندوق انتقادات وپیشنهادات جهت بهره مندی مستمرازنقطه نظرات ارباب رجوع وهمكاران
– اختصاص مكانی مناسب جهت استقرارواخذ اطلاعات ارباب رجوع
– تعیین بازرسان وزارتخانه وصدوراحكام آنان توسط وزیر

وزارت جهاد كشاورزی
ـ شفاف‎سازی و مستندسازی نحوه ارائه خدمات با ارباب‎رجوع
ـ اجرای نظرسنجی از ارباب‎رجوع
ـ تدوین منشور اخلاقی در ارتباط با مراجعین
ـ اطلاع‎رسانی از نحوه ارائه خدمات و بهبود و اصلاح روش‎های ارائه خدمات با ارباب‎رجوع
– نصب تابلوی راهنمادراغلب ساختمانهای حوزه ستادی
– نصب مشخصات متصدیان انجام کار،شرح وظایف و;بمنظور اطلاع رسانی به ارباب رجوع
-راه اندازی خط تلفن گویا

وزارت راه و ترابری
ـ تشکیل دبیرخانه طرح تکریم در دفترتشکیلات وروشها
ـ ابلاغ بخشنامه به كلیه واحدهای تابعه جهت اجرای مراحل اطلاع‎رسانی از نحوه ارائه خدمات به مردم
ـ جمع‎آوری و احصاء اطلاعات و تهیه مجموعه‎ای تحت عنوان «شناسایی، طبقه‎بندی و نحوه ارائه خدمات به ارباب‎رجوع در ستاد مركزی وزارت راه و ترابری»

ـ اطلاع رسانی ازطرق زیر:
– تلفن 141 اطلاعات راههای کشور
– سیستم مکانیزه فراگیرETS(مناقصه الکترونیک)
– ایجادسایت اینترنتی باآدرس: www.eslahat.org
– نصب تابلو راهنمای طبقات واتاقها به بعدازنقل مکان به ساختمان شهیددادمان موکول شده است.
ـ تدوین منشور اخلاقی وابلاغ آن به کلیه شرکتها وسازمانهای وابسته

ـ بازنگری، بهبودو اصلاح روش‎های ارائه خدمات به ارباب‎رجوع ازجمله سیستم paper less – ابلاغ مصوبه و پیگیری مستمر از سازمانها و شركت‎های وابسته و ادارات كل راه و ترابری استانی و واحدهای تابعه ستادی جهت اجرای مطلوب‎تر و سریع‎تر موارد مندرج در طرح مذكور
– انتخاب بازرسین طرح تکریم ازطرف وزیر
– برگزاری کارگاه آموزشی دبیران کمیته تحول اداری واحدهای استانی
– انجام نظرسنجی ازارباب رجوع

– استقرارمیزوصندلی جهت رفاه حال ارباب رجوع وتهیه لوازم التحریر بمنظوررفع نیازهای آنان و پذیرایی مختصرباشكلات وشیرینی
– احصاء روشهاوفرآیندهای مرتبط باارباب رجوع وابلاغ آن به کلیه ادارات کل راه وترابری
استانها جهت اعمال نقطه نظرات وپیشنهادات وارسال آن به ستادبمنظورتکمیل نهایی

وزارت بازرگانی
ـ ابلاغ مصوبه طرح تكریم به كلیه سازمان‎های تابعه وشركتهای وابسته در تهران و استان‎ها
ـ تشكیل جلسات هماهنگی و توجیهی جهت جمع‎آوری اطلاعات توسط دبیرخانه شورای تحول اداری

– برگزاری همایش آموزشی درتاریخ 13/8/81بمنظورتوجیه مفادطرح وهماهنگی دراجرای آن باحضور107نفرازهمكاران حوزه های معاونت وادارات كل استانی
ـ طراحی و تنظیم فرم‎های اطلاعات مربوط به ارباب‎رجوع توسط دبیرخانه شورای تحول اداری برای تعدادی از واحدهایی كه با ارباب‎رجوع سرو كار دارند
– شفاف سازی نحوه ارائه خدمات به مردم دراداراتی كه ارباب رجوع دارند
– بررسی وممیزی روشهای انجام كاردرشورای تحول اداری

اطلاع رسانی به ارباب رجوع ازطرق زیر:
– نصب تابلوی اعلانات واطلاع رسانی به ارباب رجوع
– تهیه بروشور وتوزیع آن بین ارباب رجوع دربعضی ادارات تهران وشهرستانها
-نصب مشخصات كامل(نام ،نام خانوادگی،پست سازمانی و..)عوامل متصدی انجام كاردراداراتی كه باارباب رجوع سروكاردارند
– راه اندازی خط تلفن گویادربعضی ادارات

-راه اندازی سایت اینترنتی وزارتخانه باآدرسwww.iranministryofcomerece.com
-راه اندازی سایت اینترنتی فرش ایران باآدرسwww.irancarpet.ir
-راه اندازی سایت اینترنتی شبکه نقطه تجاری ایران باآدرسwww.irtp.com
-راه اندازی سایت شبکه آگاهگراینترنتی باآدرسwww.agahgar.irtp.com

-راه اندازی سایت اینترنتی موسسه مطالعات وپژوهشهای بازرگانی باآدرسwww.irsr.irtp.com
-راه اندازی سایت اینترنتی بازارمشترک کشورهای اسلامی باآدرسwww.oic.com
– ایجادفضای مناسب برای ارباب رجوع
– ایجادگیشه های خدماتی درساختمانهایی كه ارباب رجوع دارند

– استقرارصندوق پیشنهادات بمنظورنظرخواهی واخذمشاوره ازارباب رجوع
ـ تشكیل جلسه ارشاد و ایجاد هماهنگی كارشناسان دبیرخانه شورای تحول اداری
ـ اعزام گروه‎های كارشناسی به تعدادی از سازمان‎های تابعه جهت مستندسازی فعالیت‎ها و روش‎های انجام كار

ـ ارسال طرح تكریم ارباب‎رجوع به منظور آگاهی اعضاء شورای تحول اداری و اعضاء كمیسیون‎های تحول و معاونین وزارتخانه
ـ مستندسازی روش‎های موجود تعدادی از واحدها جهت بررسی و اصلاح آنها توسط شورای تحول اداری
ـ انتصاب معاونت اداری مالی و امور مجلس و دبیر شورای تحول اداری وزارت به عنوان مسئول اجرای طرح

ـ احصاء وظایف تعیین‎شده در طرح تكریم به تفكیك برای 4 قسمت به شرح:
l وظایف تعیین‎شده جهت دستگاه‎های مشمول مصوبه (8 بند)
l وظایف تعیین‎شده جهت رؤسای واحدهای اجرایی (16 بند)
l وظایف تعیین‎شده برای شورا یا كمیسیون تحول اداری (4 بند)
l وظایف تعیین‎شده برای سازمان مدیریت و برنامه‎ریزی كشور (9 بند)
ـ تهیه برنامه عملیاتی اجرای طرح در وزارت بازرگانی.

وزارت امورخارجه
– اصلاح روشهای انجام کار وبازنگری مرتب روشهای انجام کار
– نظرسنجی ازارباب رجوع درخصوص نحوه ارائه خدمات
– انتخاب بازرسان وزارت وانجام بازرسی ازادارات تابعه

– عقدقراردادباشرکت پست استان تهران جهت ارائه خدمات موردنیاز بدون نیاز به مراجعه حضوری افراد
– ارائه آموزشهای لازم به کارکنان درخصوص نحوه برخوردباارباب رجوع
– تشویق کارکنان ساعی وپرتلاش درزمینه جلب رضایت ارباب رجوع
– بررسی شکایات وپیشنهادات توسط اداره بازرسی ورسیدگی به شکایات

اطلاع رسانی به ارباب رجوع ازطرق زیر:
– تهیه ونصب تابلوی راهنمای طبقات واتاقها درادارات پنجگانه کنسولی
– نصب تابلوی مشخصات متصدیان انجام کاروشرح وظایف آنها
– ایجادسایت اینترنتی باآدرسwww.mfa.gov.ir

وزارت دفاع وپشتیبانی نیروهای مسلح
ـ ابلاغ مصوبه طرح تكریم به كلیه سازمان‎های تابعه وشركتهای وابسته در تهران و استان‎ها
ـ تعیین مسولان اجرایی طرح تكریم دركلیه سازمان‎های تابعه وشركتهای وابسته
– تعیین 5نفربازرس ازطرف وزیر
ـ انجام نظرسنجی ازارباب رجوع
– فعال سازی تلفنهای گویادرسازمانها,شركتها وستادوزارت
– چاپ وانتشارآگهی نظرخواهی ازمردم درمطبوعات

سازمان تعزیرات حكومتی
– تشكیل كمیته طرح تكریم درستادمركزی وادارات كل استانها
– نصب تابلوی راهنما درمدخل ورودی ادارات
– نصب صندوق انتقادات وپیشنهادات
– تعیین وقت ملاقات عمومی بامدیران

– تهیه تعدادقابل توجهی صندلی ونیمكت درراهروهاواتاقها برای ارباب رجوع
– نصب تابلوی نام وسمت متصدیان امردرادارات
– ایجادواحدپاسخگویی ورسیدگی به شكایات
– ایجادواحداطلاعات وپاسخگویی به ارباب رجوع

– تعیین بازرس جهت بررسی همه جانبه اموربخصوص درامرجلب رضایت ارباب رجوع
– تهیه فرم نظرسنجی ازارباب رجوع
– تهیه وتوزیع بروشورشناخت جایگاه سازمان واعلام شماره تلفن ومعاضدت حقوقی

سازمان آموزش فنی وحرفه ای کشور
– اطلاع رسانی ازنحوه ارائه خدمات به ارباب رجوع
– چاپ وتکثیر تعدادی بروشور
– نصب تابلوهای راهنمای ارباب رجوع
– نصب مشخصات متصدیان انجام امور

– ایجادسایت اینترنتی باآدرسwww.irantvto.org
– تدوین منشوراخلاقی سازمان
– احصاء روشهای انجام کار
– راه اندازی سیستمهای مکانیزه دربرخی قسمتها
– نظرسنجی ازمردم درخصوص نحوه ارائه خدمات

بیمه آسیا
– نصب تابلوی راهنمای طبقات وتابلوسردراتاقها
– نصب تابلوی نام ونام خانوادگی كارشناسان وكارهای مربوط به آنان
– راه اندازی تلفن گویادرمركز
– تهیه وتوزیع بروشورهای اطلاع رسانی بین متقاضیان
– ایجادسایت اینترنتی

– نظرسنجی ازارباب رجوع
– تدوین منشوراخلاقی وابلاغ آن به كاركنان
– مستندسازی روشهای انجام كار
– اصلاح روشهای انجام كار

بیمه دانا
– نصب تابلوی راهنمای طبقات وتابلوسردراتاقها
– نصب تابلوی نام ونام خانوادگی كارشناسان وكارهای مربوط به آنان
– راه اندازی تلفن گویادرمركز باشماره 8870823-8770990
– تهیه وتوزیع بروشورهای اطلاع رسانی بین متقاضیان
– درج آكهی درروزنامه های كثیرالانتشاربه جهت شناساندن شماره تلفن های واحدهای مختلف شركت
– تخصیص فضای مناسب وامكانات مختصری چون پذیرایی,نصب آبسردكن,میز وصندلی جهت رفاه حال مراجعین
– ارایه سخنرانیهای مختلف ولزوم توجه با اصل مشتری مداری درشركت

– تقدیرازكاركنان ساعی وبرخوردباكاركنان متخلف
– فعالیت بازرسین محسوس وغیر محسوس
– ایجادسایت اینترنتی
– نظرسنجی ازارباب رجوع
– تدوین منشوراخلاقی وابلاغ آن به كاركنان
– مستندسازی روشهای انجام كار
– اصلاح روشهای انجام كار

بیمه ایران
– تهیه بروشورهای اطلاع رسانی وآموزشی متنوع به زبان ساده به بیمه گذاران
– تهیه منشوراخلاقی وآموزش آن به کلیه کارکنان
– اصلاح فرآیندهای انجام کار

– توجه جدی به موضوع تشویق وتنبیه پرسنلی که دارای رفتارخوب یا نامناسب بامراجعین باشند
– دقت درپیگیری شکایات واصله
– فعال کردن واحدهای مشاوره واطلاعات درشعب بزرگ باهدف راهنمائی مراجعین

بیمه البرز
– تهیه ودراختیارقراردادن بروشورهای اطلاع رسانی متنوع
– تهیه کتاب “راهنمای بیمه برای خانواده”
– بازنگری مستمر روشهای انجام کار

– مستندسازی خدمات قابل ارائه به ارباب رجوع

– ایجادونصب صندوقهای انتقادات وارائه پیشنهادات
– نصب راهنمای طبقات وواحدهادرمدخل ورودی شرکت
– انجام نظرسنجی ازارباب رجوع

بنیادشهید انقلاب اسلامی
– اطلاع رسانی ازنحوه ارائه خدمات به ارباب رجوع
– چاپ وتکثیر تعدادی بروشور
– نصب تابلوهای راهنمای ارباب رجوع
– نصب مشخصات متصدیان انجام امور

– ایجادسایت اینترنتی باآدرسwww.shahid.ir
– تدوین منشوراخلاقی سازمان
– بهبودواصلاح روشهای انجام کار
– راه اندازی سیستمهای مکانیزه دربرخی قسمتها
– نظرسنجی ازمردم درخصوص نحوه ارائه خدمات
– فعال کردن سیستمهای بازرسی وپاسخگویی به شکایات
– تشویق وتقدیراز کارکنان ومدیران موفق وبرخورد قاتونی با کارکنان ومدیرانی که باعث نارضایتی ارباب رجوع می شوند

اقدامات استانها:
– نصب تابلوی راهنمای طبقات واتاقها،نام ونام خانوادگی وپست سازمانی کارکنان وتهیه وتوزیع منشور اخلاقی دراکثر قریب به اتفاق استانها
– نصب تابلوی عناوین فعالیتها دراستانهای اردبیل،ایلام،خراسان،کرمانشاه،گلستان،گیلان،مرکزی وهمدان
– تهیه کتابچه راهنمای ارباب رجوع دراستان کردستان
– نصب تلفن پیام گیردراستان قزوین
– انجام برخی فعالیتهای دیگر دربرخی استانها

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
ـ اطلاع‎رسانی و مستندسازی نحوه ارائه خدمات در زمینه قوانین و مقررات از سوی دفتر بودجه و تشكیلات
ـ كوتاه‎نمودن مدت‎زمان مراحل تصویب طرح‎های تحقیقاتی از سوی مركز مطالعات و تحقیقات فرهنگی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله اطاعت از والدین در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله اطاعت از والدین در فایل ورد (word) دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله اطاعت از والدین در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله اطاعت از والدین در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله اطاعت از والدین در فایل ورد (word) :

اطاعت از والدین
دیدگاه قرآن این است که بقا و جاویدان ماندن ملتها بستگی خاص به نیکی بر پدر و مادر در مرحله اول و بعد به خویشاوندان و بعد از آنها نسبت به تمام افراد جامعه دارد.

جای تعجب است که با این همه تأکیدات و سفارشات قرآن که حتماً به آیات مورد نظر عنایت نمودید باز می‌بینیم که بعضی از فرزندان رعایت حقوق پدر و مادر را نمی‌کنند و وظایف سنگین و خطیر خود را در برابر آنها فراموش می‌کنند و از ان عجیب‌تر آنکه با دوستان و رفیقان خود صمیمی و خوش اخلاق و نرم و ملایم هستند و گاهی بذل جان و مال می‌کنند ولی نوبت که به پدر و مادر و یا اقوام می‌رسد به جای محبت و احسان روشی بسیار زشت و رفتاری خشن و تند از خود نشان می‌دهند مثل آنکه با دشمنان جانی خود برخورد نموده‌اند .

در قرآن نیکی به پدر و مادر بدون فاصله بعد از مسئله یکتاپرستی و مسئله توحید مطرح شده است.

وقضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا
پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید.
بنابراین باید با ایشان برخورد مؤدبانه داشته باشیم خصوصاً در مواقعی که پدر و مادر سالخورده و پیر شده‌ باشند که نیاز بیشتری به حمایت و محبت دارند.
در آیه‌ی دیگری آمده است: به انسان درباره‌ی پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش او را به زحمت حمل کرد و به هنگام بارداری هر روز رنج و ناراحتی تازه‌ای را متحمل می‌شد و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می‌یابد و آری به او توصیه کردیم) که شکر برای من و برای پدر و مادرت بجا‌آور که بازگشت همه‌ی شما به سوی من است.

امام رضا علیه‌السلام می‌فرمود که پدرم از جدش امام صادق علیه‌السلام حدیث کرده که فرموده است:
«کوعلم‌الله لفظه او جز فی ترک عقوق الوالدین عن افالاتی به»
اگر خداوند برای جلوگیری از رنجش و آزار پدر و مادر کلمه‌ای را کوتاهتر از اف می‌دانست آن را در قرآن شریف می‌آورد.
امام باقر علیه‌السلام فرمود, پدرم امام سجاد علیه‌السلام در رهگذر مردی را دید که با پسر جوانش راه می‌رود، ولی فرزند در حین حرکت به دست پدر تکیه داده است. امام سجاد از مشاهده‌ی این رفتار بر خلاف ادب و بی احترامی فرزند به پدر آنقدر ناراحت و آزرده خاطر گردید که تا آخر عمر با آن پسر وظیفه ناشناس سخن نگفت.
آری نیکی به پدر و مادر و احترام به شخصیت آنان یک وظیفه‌ شرعی و قطعی است و تا پایان عمر حتی موقعی که انسان صاحب نوه و نتیجه هم می‌شود به آنها احترام بگذارد و بزرگی و بزرگواری آنها را مد نظر داشته باشد و لحظه از خدمت و محبت به آنها غافل نگردد.

پیامبر اکرم صلی ‌الله‌علیه‌و‌آله می‌فرمود:
«رضی الله فی رضی الوالدین و سخطه فی سخطهما.»
خشنودی پدر و مادر رضای خداوند است و خشم الهی در غضب پدر و مادر است

نظر الولد الی والدیه حبا لهما عباده.
نگاه محبت آمیز فرزند به روی پدر و مادر عبادت است و در پیشگاه الهی استحقاق پاداش دارد.

خانواده نهاد خانواده، جامعه نسبتا کوچکی را تشکیل می‌‌دهد که هر یک از اعضای آن به نحوی بر دیگری تأثیر می‌‌گذارد. در چنین تأثیر متقابلی، مجموعه‌ای از اعتقادات، آداب، رسوم و ارزشهای اخلاقی، عاطفی و اجتماعی شکل می‌گیرد.

حضرت امام زین العابدین علیه السلام، ضمن بیان گوشه‌ای از زحمات طاقت فرسای مادر در مسیر در مسیر رشد و تربیت فرزند، می‌‌فرمایند: هرگز کسی را به تنهایی یارای سپاس و تقدیر از مادر نیست، مگر اینکه از خداوند مدد جوید و از او توفیق انجام دادن این وظیفه را بطلبد. در باره این سوال که آیا اشتغال مادران در خارج از خانه سازنده است یا زیان آور، جواب قطعی و روشنی نمی‌توان داد. میزان تأثیر اشتغال مادران شاغل بر فرزندان رابطه نزدیکی با ویژگی ها، نگرشهای اجتماعی، شرایط موجود در خانه و اجتماع، جنس و سن کودک، و نیز علت اشتغال مادر دارد. در مجموع می‌توان گفت اشتغال تمام وقت مادران، به طور قطع تأثیرات نا مطلوبی در رشد کودک به ویژه رشد عاطفی او برجای می‌‌گذارد. خانه داری مادران نیز هنگامی می‌تواند روش تضمین شده‌ای برای تربیت سالم و شایسته کودک به حساب آید که مادران در محیط خانه رابطه خویش را با کودک حفظ کنند و نسبت به امور تربیتی آنها اهتمام ورزند.

اینکه برخی از روایات بافندگی را به عنوان بهترین شغل و سرگرمی برای زنان معرفی کرده اند، شاید به این دلیل باشد که بافندگی شغل آرام و کم دردسر و متناسب با روحیه زندگی است و معمولا انجام دادن آن در محیط خانه و در کنار فرزندان میسر است. خواهر و برادر بعد از والدین در شخصیت و رفتارهای اجتماعی یکدیگر بیشترین تأثیر را دارند، بخصوص اگر در سنین 2 تا 10 سالگی باشند. در روابط خواهر و برادر احتمال یادگیری کودک از الگوهای رفتاری چون وفاداری، حمایت، اختلاف، تسلط جویی و رقابت زیاد است.

در روایات اسلامی در مواردی خواهران و برادران عامل زداینده غم و اندوه یکدیگر دانسته شده و در مواردی، هنگام اندوه و بلا، یاور و پشتیبان هم و به هنگام خوشی و آسایش، زینت یکدیگر معرفی شده اند. قابل ذکر است که در بیشتر موارد برادر نسبت به برادر و خواهر نسبت به خواهر روابط دوستانه تری دارد تا برادر نسبت به خواهر و یا بعکس. ترتیب تولد: فرزند نیز از عواملی است که در روند رشد اجتماعی کودک تأثیر می‌‌گذارد. به عنوان مثال، کودک اول خانواده، مزایا و نیز کمبودهایی دارد که در کودکان بعدی مشاهده نمی‌شود. در مجموع، فرزندان بعدی از مهارتهای اجتماعی و رفتارهای دوستانه بیشتری برخوردارند و بنابراین محبوبیت زیادتری را در میان همسالان خود کسب می‌کنند و علاوه بر ارتباط با والدین، با برادران و خواهران خود نیز ارتباط مثبت دارند و بهتر می‌توانند آنها را معلم و راهنمای خویش قرار داده، از آنها تقلید کنند. فاصله سنی فرزندان نیز از نکات حایز اهمیت است. بر اساس مطالعاتی که توسط زاژونک و مارکوس انجام پذیرفت، وقتی فاصله سنی کودکان بین یک تا دو سال باشد، بهره هوشی آنها کمتر از مواردی خواهد بود که فاصله سنی آنها چهار یا پنج سال است.ییش

غالباً از فرزند ارشد انتظار می‌رود مسئولیت خواهر و برادر کوچکتر را که جانشین او شده است بپذیرد و خویشتن دار باشد. قدرتمندی و زور گویی فرزند ارشد برای فرزندان کوچکتر قابل قبول است و آنها این قدرتمندی را می‌‌پذیرند؛ زیرا در بیشتر اوقات به حال آنان مفید است. رفتارهای متقابل معمولاً از جانب خواهر و برادر بزرگتر نسبت به کوچکترها یا مشاهده نمی‌شود و یا بسیار کم است. به علاوه آنان نسبت به فعالیت‌های کوچکترها علاقه چندانی نشان نمی‌دهند، مگر اینکه به کار خودشان مربوط شود. با افزایش تعداد اعضای خانواده فرصت ارتباط والدین با کودک به میزان زیادی تقلیل می‌‌یابد و نگرش والدین در مورد پرورش کودک و شرایطی که کودک در آن پرورش می‌‌یابد، تغییر می‌کند. همچنین مشکلات اقتصادی ناشی از زیادی جمعیت برای برخی از خانواده‌ها باعث می‌شود که فشار روانی در درون خانواده بروز کند و آثار سویی بر فرزندان بگذارد. فرزند یگانه به سبب ارتباط مستقیم و نزدیک با والدین رشد ذهنی خوبی دارد و چه بسا همچون فرزند اول به پیشرفتهای شایان توجهی نائل شود.

اگر والدین فرصت لازم را برای معاشرت با همسالان و دیگران به فرزند یگانه خود ندهند و نیز توجه و اضطراب بیش از حد به فرزندشان داشته باشند، باعث خواهند شد که زمینه ناهنجاریهایی در رشد اجتماعی و شخصیتی فرزند یگانه به وجود آید. نقش الگوهای تربیتی در رشد کودکان: بامریند خانواده را به سه نوع کلی دسته بندی کرده است: 1) والدین (خانواده) سهل گیر: از ویژگی‌های خانواده سهل گیر بی توجهی به آموزش رفتارهای اجتماعی است. گرچه کودکان خانواده‌های سهل گیر دارای استقلال فکری و عملی هستند، به سبب هرج و مرج، نوعی تزلزل روحی در اینگونه خانواده‌ها به چشم می‌‌خورد؛ زیرا هر کس به منافع خود توجه دارد نه به منافع عمومی خانواده، و همین تزلزل باعث بی بند و باری کودکان شده، باعث می‌شود آنان نسبت به زندگی احساس مسئولیت نکنند. یکی از اساسی‌ترین مبانی رفتار انسانی از نظر دین مقدس اسلام، برقراری اعتدال در برنامه‌های زندگی است. امام باقر (ع) فرموده اند: «بدترین پدران کسانی هستند که در نیکی کردن به فرزند زیاده روی کنند».

بنابراین اگر سهل گیری نوعی انحراف تربیتی است و در آینده کودک آثار روانی منفی خواهد داشت. 2) والدین (خانواده) سختگیر: در خانواده‌های مستبد بر قدرت والدین بیش از اندازه تأکید می‌شود. فرد مستبد که غالباً پدر است، تصمیم گیرنده و تعیین کننده وظایف دیگر اعضای خانواده است. فرزندان اینگونه خانواده‌ها کمتر به خود متکی بوده، خلاقیت کمی دارند و از اینکه بخواهند در چنین محیطی ادعای حق کنند هراس دارند. تربیت والدین مستبد و سختگیر، در پسران نتایج منفی دراز مدت بیشتری برجای می‌‌گذارد تا در دختران. حضرت علی (ع) فرموده اند: «آداب و رسوم خود را بر فرزندان به زور تحمیل نکنید؛ چرا که آنها برای زمانی غیر زمان شما خلق شده اند». 3) والدین (خانواده) مقتدر: اینگونه خانواده‌ها کودک را به شیوه‌ای که در نظر او اطمینان بخش و قاطع است آزاد می‌‌گذارند و فرزند به استقلال و آزادی فکری تشویق می‌شود، در حالی که نوعی محدودیت و کنترل از طرف والدین بر او اعمال می‌شود. از ویژگی‌های این خانواده، انضباط توأم با رفتار خود مختارانه است. خلاصه‌ای از اساس کار این خانواده چنین است:

1- همه افراد خانواده قابل احترامند؛ 2- اعضای خانواده صلاحیت اظهار نظر درباره مسائل و مشکلات مربوط به خود را دارند؛ 3- همه افراد خانواده در تصمیماتی که در باره آنها اتخاذ می‌شود و یا کاری که به آنها مربوط است حق دخالت دارند و در تصمیم گیریها عاقلانه انجام وظیفه می‌کنند؛ 4- نوعی روش عقلایی در کلیه شئون زندگی این خانواده دیده می‌شود؛ 5- اساس این نوع زندگی بر همکاری و همیاری است. این الگو نزدیکترین الگو و روش تربیتی به دستورات تربیتی اسلام است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله آسیب شناسی هویت دانشجویی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله آسیب شناسی هویت دانشجویی در فایل ورد (word) دارای 17 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله آسیب شناسی هویت دانشجویی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله آسیب شناسی هویت دانشجویی در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله آسیب شناسی هویت دانشجویی در فایل ورد (word) :

آسیب شناسی هویت دانشجویی

یك هویت دانشجویی
هویت عبارت است از مجموعه ویژگیهایی كه تعلق فرد را به یك مكان محكم می كند و نظام ارزشهای او را مشروعیت می بخشد، زیرا سلامت شخصیت در گرو سازگاری آدمی با محیط اجتماعی پیرامونش و تفسیری متوازن و سازگار از خود، جامعه و ارزشهاست و هنگامی كه در این فرایند خللی پدیدار شود، پیامدهای ویرانگری را می آفریند كه می توان آن را “بحران هویت” نامید.
هنگامی كه یك جوان دچار بحران هویت می شود، احساس پوچی، از خود بیگانگی، تنهایی و غربت می كند و حتی گاهی به دنبال هویت منفی می گردد؛ هویتی درست برخلاف آنچه والدین و جامعه برای او در نظر گرفته اند. اما این مقوله در بین قشر جوان دانشجو چه نمودی دارد؟

دكتر سید حسین سید موسوی، استاد دانشگاه و مدیر فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد، با اشاره به اینكه هویت جوانان دانشجو، یك هویت دانشجویی است؛ یعنی ممكن است با آنچه عامه مردم می پسندند متفاوت باشد، می گوید: می توان گفت كه دانشجو یك هویت جدید دارد، ولی ما پس از مقایسه هویت او با عامه مردم تصور می كنیم كه وی دچار بی هویتی شده است، در حالی كه من شخصاً معتقدم، هیچ دانشجویی بدون هویت نیست.

البته، ممكن است با ورود به فضای جدید دانشگاه بسیاری از معیارهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی او تغییر كرده و اطلاعات جدیدی درباره نظراتی مخالف با آنچه تاكنون به آنها اعتقاد داشته كسب كند و حتی ممكن است گاهی این عوامل او را در ارزشهایش متزلزل كند. وی می افزاید: بعضی از دانشجویان برای اینكه در جامعه به عنوان یك دانشجو هویتی مستقل كسب كنند، در ظاهر و رفتار خود تغییراتی ایجاد می كنند.
به عنوان مثال، به زعم خود كارهایی روشنفكر مآبانه انجام می دهند.

وی اضافه می كند: این اعمال كه بخشی از آنها نیز ممكن است صحیح باشد، شاید از زاویه دید افراد جامعه نشانه بی هویتی باشد، اما بیشتر این مسایل موقتی است و نمی توان آنها را نشانه بی هویتی این قبیل از دانشجویان دانست.
مدیر فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد در پاسخ به این سؤال كه دلیل ناامیدی و كم شدن انگیزه كه در بسیاری از دانشجویان وجود دارد، چیست؟ اظهار می دارد: من این مسأله را انكار نمی كنم، ولی این ناامیدی به محیط دانشگاه ارتباطی ندارد بلكه به فرهنگ غلطی بر می گردد كه متأسفانه در جامعه ما جا افتاده است. منظورم توقع بی جای افراد از دانشگاه است كه این محل را با مركز كارآفرینی اشتباه گرفته اند و توقع دارند دانشجو بلافاصله پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه صاحب شغل شود، در حالی كه دانشگاه فقط نیروهای متخصص را تربیت می كند و كارآفرینی به خود فرد و جامعه بستگی دارد.

وی می افزاید: از آنجا كه بسیاری از جوانان نمی توانند پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه شغل مناسبی بیابند، نسبت به تحصیل بی انگیزه می شوند.
دكتر سید موسوی با بیان اینكه نمی توان جوانان را مجبور به انجام كاری كرد، می گوید: ما تصمیم گرفته ایم به زودی در محیط دانشگاه طرحی را پیاده كنیم به این نحو كه رابطه صمیمانه ای بین استادان و دانشجویان ایجاد نماییم و امیدواریم كه ببیشتر مشكلات فرهنگی دانشجویان با راهنمایی های دلسوزانه استادان مجرب دانشگاه برطرف شود.

دكتر سید مهدی قمصری، معاون فرهنگی دانشگاه تهران نیز با بیان اینكه دانشگاه محل تربیت بخش مهمی از نیروی انسانی متخصص جامعه است و از این رو توجه به وضعیت فرهنگی دانشگاه اهمیت بالایی دارد، اظهار می دارد: من با این نظر كه دانشجویان ما دچار بحران هویت شده اند موافق نیستم، زیرا اكثر دانشجویان دانشگاههای ما به اعتقادات و ارزشهای ملی و مذهبی خود پایبندند و این مسأله را در عرصه های مختلف ثابت كرده اند.

البته نباید انكار كرد كه تعداد اندكی از دانشجویان ما در اجزای هویتی خود دچار گسست و شكاف شده اند كه این مسأله نیز به مسایل تربیتی و پایه اعتقادی آنها در مراحل قبلی تكامل اجتماعی (یعنی خانواده و مدرسه) بر می گردد. وی اضافه می كند: اگر دانشجویان در محیطی كه غنای فرهنگی كافی نداشته، رشد كرده باشند؛

بویژه افرادی كه برای ادامه تحصیل از شهرهای كوچكبه دانشگاههایی در شهرهای بزرگ نقل مكان می كنند، ممكن است با قرار گرفتن در محیط باز دانشگاه، در سلایق خود بویژه از نظر ظاهری تغییراتی ایجاد كنند كه این مسأله به پیشینه اعتقادی آنها بر می گردد. دكتر قمصری ادامه می دهد: اگر می خواهیم دانشجویان ما دچار بحران هویت نشوند، باید از خانواده و مدرسه شروع كنیم. البته سالم سازی محیط دانشگاه نیز تا حد زیادی می تواند به كاهش آسیبهای فرهنگی كمك كند. وی ایجاد همسویی و همگرایی بین نهادهای فرهنگی دانشگاه را در این امر مهم مؤثر دانسته و می افزاید: خوشبختانه ما نشستهایی را در سطح مدیریت دانشگاه تهران در این زمینه آغاز كرده ایم و تصمیم داریم با برنامه ریزیهای اصولی و به روز، آسیبهای فرهنگی دانشجویان را به حداقل برسانیم.

بحران هویت یا ناكامی اجتماعی؟
از دیدگاه جامعه شناسی، بحران هویت در برگیرنده متغیرها و عوامل خاصی است.

دكتر امیلیا نرسیسیان، جامعه شناس و عضو هیأت علمی دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در این زمینه می گوید: از نظر جامعه شناسی هویت یك فرد تركیبی از هویتهای مختلف است. مثلاً هویت یك فرد به عنوان فردی ایرانی ممكن است تحت تأثیر هویتهای بومی، قومی و فرهنگی قرار بگیرد. بنابراین، اعتقاد به اینكه هویت پدیده منسجمی است كه همه باید مطابق آن رفتار كنند، اشتباه است. وی اضافه می كند: هویت دانشجویی هم همین طور است. به عنوان مثال، با توجه به اینكه یك دانشجو متعلق به كدام شهر یا روستا باشد و یا از چه دین و مذهبی پیروی كند و در چه خانواده و محیطی تربیت شده باشد، نوع رفتار و گرایشهایش تغییر می كند. بنابراین، هر كس برای خودش هویتی دارد و هیچ فردی بدون هویت نیست.
این استاد دانشگاه می افزاید: به اعتقاد من، برخی از آسیبهای اجتماعی كه ما از آنها به بی هویتی تعبیر می كنیم، نمی تواند ریشه در هویت افراد داشته باشد؛ بلكه ممكن است ریشه در ناكامی های اجتماعی داشته باشد. وی در توضیح این مطلب می افزاید: مشكلی كه دانشجویان ما با آن دست به گریبانند، به هویت ربطی ندارد؛ بلكه بیشتر به بحران الگوها و نبود بسترهای مناسب فرهنگی بر می گردد. به عبارت دیگر، مهمترین دلیل بحران موجود در قشر دانشجو، عدم زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی برای آینده جوانان و معرفی نكردن الگوهای مناسب رفتاری به آنان است.

به اعتقاد دكتر نرسیسیان، نسل جوان دانشجو باید جدی تر گرفته شوند زیرا اگر در این زمینه برنامه ریزی منسجم و اصولی صورت نگیرد، نسل دانشجوی ما نخواهد توانست به فعالیتهای مفید فرهنگی و اجتماعی بپردازد و از این جهت در آینده با مشكل مواجه خواهیم شد.

دكتر اسلامی، جامعه شناس و استاد دانشگاه، نیز با بحث بی هویتی جوانان دانشجو مخالف است.
وی با بیان اینكه دانشگاه از اجتماع جدا نیست، می گوید: به نظر من مسایلی را كه ما از آنها تعبیر به بی هویتی می كنیم، نمی توان بی هویتی محسوب نمود بلكه باید آن را نوعی خرده فرهنگ دانست. وی می افزاید: البته بی توجهی به ارزشها را می توان نوعی آسیب تلقی كرد، بدین معنا كه گروهی از دانشجویان نتوانسته اند در زمینه ارزشها به عناصر هویتی خود انسجام داده و آن را به عنوان معیاری برای احراز هویت در لایه های درونی شخصیت خود جا بیندازند.

این جامعه شناس ادامه می دهد: معمولاً یك دانشجو پس از ورود به دانشگاه با هنجارهای تازه ای روبرو می شود كه می توان آن را نوعی از اجتماعی شدن ثانویه محسوب نمود كه این اجتماعی شدن توسط دانشگاه و نهادهای دانشجویی شكل می گیرد و به نظر من، ضوابط و اصول حاكم بر این فرایند، چندان مناسب نیست. به خاطر همین، برخی از دانشجویان دچار تضاد فرهنگی می شوند. از سوی دیگر، برنامه مناسبی در سطح دانشگاهها انجام نگرفته و بی برنامگی ها و جزیره ای عمل كردن مدیران دانشگاهها یكی دیگر از عوامل آسیب زاست. البته شاید این مسأله به عدم شناخت مسؤولان دانشگاه از آسیبهای نسل جوان برگردد.

دكتر اسلامی معتقد است، اگر عناصر فرهنگی ایرانی و هویت اصیل دانشجویی را در فرایند اجتماعی شدن جوانان به خوبی برایشان ترسیم كنیم و به آنها نشان دهیم كه دانشجوی ایده آل كیست و چه ویژگیهایی دارد، می توانیم به هویت آنها سر و سامان منطقی و معقول بدهیم. لازم به ذكر است، اخیراً مقام معظم رهبری بحثی را تحت عنوان “مهندسی فرهنگی” مطرح كردند كه یكی از ابعاد این طرح، برنامه ریزی و طراحی معقول و مناسب برای آسیب زدایی از سطح دانشگاه ها را در بر می گیرد.

خلأ فرهنگی، مهمترین آسیب
اما روان شناسان درباره بحران هویت در قشر دانشجو چه نظری دارند؟
دكتر باقر غباری، روان شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، در این زمینه اظهار می دارد: عصر جدید، عصر گسترش ارتباطات است. در نتیجه، نسل جوان ما كه هویتش در حال شكل گرفتن است، از طریق رسانه های گروهی، ماهواره و اینترنت با فرهنگهای مختلفی آشنا می شود و چون نمی تواند این اطلاعات جدید را با هویت و برداشتی كه از قبل داشته تطبیق دهد، دچار بحران هویت می شود.

چنین جوانی تعریف مشخصی از خودش ندارد و نمی داند كه كیست، چه كسی باید بشود و در شرایط بحرانی چطور تصمیم بگیرد و ; به عبارت دیگر، دچار اغتشاش و چندگانگی هویت و آسیبهایی مانند كمی اعتماد به نفس، خمودی، پوچی و افسردگی می شود و چون این مسایل در ناخودآگاه فرد روی می دهد، خودش هم دقیقاً نمی داند كه هویتش دچار اغتشاش شده است؛ ولی با توجه به رفتارهایش می توان به پوچی و اضطراب حاكم بر درونش پی برد.
وی می افزاید: از سوی دیگر، هیچ نهادی به جوانی كه بر اثر ورود ارزشهای وارداتی و برخورد ناسالم با این ارزشها دچار اغتشاش هویت شده ارزشهای قبلی و هویت اصلی اش را گوشزد نكرده است.

دكتر غباری در ادامه می گوید: مرحله سنی ورود جوانان به دانشگاه، دورانی از رشد هویت انسان است كه می توان آن را دوران برزخ نامید، زیرا جوان پس از اتمام دوران كودكی و نوجوانی كه بیشتر رفتارهایش تقلیدی است، وارد مرحله استقلال می شود كه برایش كمی دشوار است و چون می خواهد از یك لایه فكری وارد لایه فكری دیگر شود، در این شرایط، قرار گرفتن در برابر فرهنگ بیگانه بر كلافگی و سردرگمی او می افزاید. البته، هجوم فرهنگ بیگانه منحصر به تصاویر جلف و فیلمهای مستهجن نیست،

اینها به جای خود مؤثرند، اما مهمتر از این مسایل، خلأیی است كه این فرهنگ در ذهن جوانان ما ایجاد می كند، زیرا همان طور كه قبلاً هم گفتم، پشتوانه فرهنگ ایرانی – اسلامی در ادبیات، هنر، اسطوره ها و به طور كلی در تمام پشتوانه ملی است كه همراه با فرهنگ غنی اسلام در كتابهای گرانقدری مانند قرآن كریم، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و ; نمود پیدا كرده است، در لابلای عروق و مویرگهای تمام جوانان ما وجود دارد؛ ولی چون به نحو مناسبی به جوانان ما تزریق نمی شود، دچار خلأ فرهنگی می شوند. در نتیجه، فرهنگ بیگانه راحت تر می تواند به روح آنها رخنه كند؛ دقیقاً مثل انسانی كه به دلیل ضعف جسمانی توانایی مقاومت در برابر میكروبهای مختلف را ندارد و به محض اینكه در فضای آلوده قرار می گیرد بیمار می شود. تب و تاب روانی هم، بیشتر مواقع چنین ریشه هایی دارد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود تحقیق در مورد نقش رسانه ها در شكل دهی فرهنگ عمومی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق در مورد نقش رسانه ها در شكل دهی فرهنگ عمومی در فایل ورد (word) دارای 16 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق در مورد نقش رسانه ها در شكل دهی فرهنگ عمومی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود تحقیق در مورد نقش رسانه ها در شكل دهی فرهنگ عمومی در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود تحقیق در مورد نقش رسانه ها در شكل دهی فرهنگ عمومی در فایل ورد (word) :

نقش رسانه ها در شكل دهی فرهنگ عمومی

خبرگزاری فارس: رسانه ها با تحولاتی كه در جنبه های مختلف از بعد فن آوری تجهیزاتی و حجم و روش داشته اند به عنوان حاملان و منتقل كنندگان پیام می توانند در ساخت فرهنگ عمومی باورها و افكار عمومی موثر باشند. آنها بدون در نظر گرفتن مرزهای جغرافیایی عقیدتی و فرهنگی امكان حضور را در همه نقاط جغرافیایی پیدا كرده‌اند.

رسانه ها با تحولاتی كه در جنبه های مختلف از بعد فن آوری تجهیزاتی و حجم و روش داشته اند به عنوان حاملان و منتقل كنندگان پیام می توانند در ساخت فرهنگ عمومی باورها و افكار عمومی موثر باشند.

آنها بدون در نظر گرفتن مرزهای جغرافیایی عقیدتی و فرهنگی امكان حضور را در همه نقاط جغرافیایی پیدا كرده اند. این بحث مورد قبول و پذیرش همه دست اندركاران امر فرهنگ است . اما اینكه در فضا و شرایطی كه ما در آن هستیم چگونه از این امر می توانیم در جهت فرهنگ عمومی مورد قبول و منطبق با اهداف و سیاست های تعیین شده یك حكومت با جهان بینی و ایدئولوژی خاص موثر واقع شیوم

و از آن بتوانیم بهره برداری خوبی داشته باشیم موضوعی است كه مقاله حاضر به آن می پردازد. یعنی به صورت خاص بحث صدا و سیما و نحوه عمل آن در فرهنگ عمومی را مورد بررسی قرار می دهد. تلقی ما این است كه فرهنگ عمومی یك پدیده پویا است و سكون در آن معنا ندارد و هر روز با اخترعات اكتشافات نظریه پردازی و رفتارهایی كه دردنیا در ابعاد مختلف شكل می گیرد فرهنگ عمومی پذیرای این رفتارها و پذیرای این تحولات و دگرگونی ها هست .

رسانه ها با تحولاتی كه در جنبه های مختلف از بعد فن آوری تجهیزاتی و حجم و روش داشته اند به عنوان حاملان و منتقل كنندگان پیام می توانند در ساخت فرهنگ عمومی باورها و افكار عمومی موثر باشند.
آنها بدون در نظر گرفتن مرزهای جغرافیایی عقیدتی و فرهنگی امكان حضور را در همه نقاط جغرافیایی پیدا كرده اند. این بحث مورد قبول و پذیرش همه دست اندركاران امر فرهنگ است . اما اینكه در فضا و شرایطی كه ما در آن هستیم چگونه از این امر می توانیم در جهت فرهنگ عمومی مورد قبول و منطبق با اهداف و سیاست های تعیین شده یك حكومت با جهان بینی و ایدئولوژی خاص موثر واقع شیوم و از آن بتوانیم بهره برداری خوبی داشته باشیم

موضوعی است كه مقاله حاضر به آن می پردازد. یعنی به صورت خاص بحث صدا و سیما و نحوه عمل آن در فرهنگ عمومی را مورد بررسی قرار می دهد. تلقی ما این است كه فرهنگ عمومی یك پدیده پویا است و سكون در آن معنا ندارد و هر روز با اخترعات اكتشافات نظریه پردازی و رفتارهایی كه دردنیا در ابعاد مختلف شكل می گیرد فرهنگ عمومی پذیرای این رفتارها و پذیرای این تحولات و دگرگونی ها هست .

بنابراین كسانی كه اثر و تأثیرگذاری بالاتری در این فرهنگ داشته باشند می توانند در شكل دهی فرهنگ عمومی موفق تر باشند. اثر در فرهنگ عمومی با استفاده از ابزارهایی است كه آن ابزارها امكان این تأثیرگذاری را معین می كند> مطبوعات به عنوان یكی از ابزارها و صدا و سیما به عنوان یك ابزار دیگر در این راستا مطرح است .

و چون نفوذ حضور> نحوه بیان و شكل انتقال پیام در رسانه صدا و سیما به طرز ویژه ای است كه مخاطب را می تواند با انواع و اقسام شگردها و روش هایی كه در آن هست به خود جلب كند این رسانه می تواند در نحوه تغییر دگرگونی در فرهنگ عمومی پرنفوذترین و موثرترین عامل باشد . ما الان در شرایطی واقع شده ایم كه فرهنگ عمومی بدون در نظر گرفتن مرزهای جغرافیایی و عقیدتی دستخوش تغییر و دگرگونی است

یعنی عرصه فرهنگ عمومی امروز یك عرصه كاملاً رقابتی است و كسانی می توانند در عرصه های رقابت حضور پیدا كنند كه بتوانند از قانون مندی های عرصه رقابت استفاده كنند و آن قانون مندی های را خوب بشناسند و منطبق با عملكرد آن قانونمندی ها حركت كنند. این عرصه در تمام امور سیاسی اقصادی و حتی در امور روزمره و جاری صادق است. در شناخت این عرصه آنچه اثر را بیشتر می كند

این است كه از طرفی پیام نگرش و ارزشی به گونه ای به عنوان فرهنگ و آن هم فرهنگ عمومی به مخاطبین ارایه شود كه منطبق با نیازهای عموم جامعه باشد . یعنی جامعه نسبت به آن پیام فرهنگ و ارزش احساس نیاز بكند. از طرفی وقتی می توانیم موفق باشیم كه بتوانیم آن پیام ارزش را به نحوه مطمئن و به نحوی كه در مخاطب اثر بگذارد منتقل بكنیم .

برای این كه همه این امور به نحو احسن شكل بگیرد می بایست در عرصه ملی و در عرصه رقابتی فرهنگ عمومی دارای اهداف معین و مشخص بوده و منطبق با آن اهداف كه اهداف كلان نظام است پیام را انتخاب و به نحو احسن منتقل شود. در رسانه منطبق با این امر یعنی با توجه به وابستگی رسانه با كلیت نظام و به عنوان ابزاری در جهت محقق كردن اهداف نظام تعیین هدف می شود.

اهدافی را كه ما به عنوان اهداف اصلی در رسانه به عهده داریم و منطبق با آن برنامه سازی و انتقال پیام می كنیم عبارتند از

تبیین و تعمیق باورهای دینی

یعنی حكومت جمهوری اسلامی به عنوان یك حكومت دینی و ارزشی در جهت پیاده كردن احكام الهی در امور جاری اجتماعی و فردی یكی از وظایفش این است كه در تبیین و تعمیق باورهای دینی مردم گام های بلندی بردارد .

بینش سیاسی عمومی جامعه

هدف دیگر این است كه بینش سیاسی عمومی جامعه كه هر روز در معرض قضاوت های سیاسی و انتخاب های مختلف است تعمیق و گسترش یابد . این انتخاب ها و قضاوت ها در حالی صورت می گیرد كه با حجم انبوه اطلاع رسانی چه در داخل با گسترش فضای باز سیاسی و چه در خارج با گسترش رادیوها تلویزیون ها و رایانه در ارتباطا ت اینترنتی روبرو است . صدا و سیما به عنوان یكی از اهداف مهم خود باید بتواند طوری بینش سیاسی جامعه را تعمیق ببخشد كه نهایتاً تمام افراد جامعه بتوانند به مرحله قضاوت تشخیص و انتخاب برسند . این به عوان یكی دیگر از اهدافی است كه رسانه در جهت محقق ساختن آن تلاش می كند.

وحدت ملی

بحث بعدی به عنوان یكی از محورهای مهم رسانه ای بحث وحدت ملی در چارچوب جغرافیای سیاسی كشور است . در كشورهایی كه مركب از اجزای به هم پیوسته ای متفاوت از نظر منطقه ای نژادی و دین و اعتقادی است اگر در جهت تثبیت همگرایی و تقویت محورها و مولفه هایی كه می توانند نهایتاً منجر به همگرایی بشوند تلاش نشود یقیناً به طرف واگرایی و گریز از مركز به وسیله مناطق خواهد رف . این قوانین و قانونمندی هم در زمان مشروطیت و هم در مسیر تاریخ معاصر و هم بعد از انقلاب تجزیه شده است . هر وقت در حاكمیت مركزی مولفه ها و محورهای وحدت دچار اشكال بشوند مناطق به طرف واگرایی پیش خواهند رفت . پس به عنوان یك اصل و هدف این موضوع در رسانه مورد توجه بوده و هست .

توسعه كلی

یكی دیگر از اهداف مهم رسانه توسعه كلی است . توسعه از ابعاد مختلف مورد نظر است . برای این كه امر توسعه به صورت یك باور و رفتار عمومی قلمداد شود به عنوان یكی از اهداف اصلی سازمان مد نظر است . ما در این شرایط همیشه با این یقین و علم به قضایا نگاه می كنیم كه در مسیر و در كوران رقابت های بسیار زیادی هستیم و می بایست به این رقابت ها پاسخ مناسب بدهیم .

برای این كه اهداف ذكر شده در رسانه با شرایط و نیازهای مختلف هماهنگ شود در چارچوب اهداف رسانه ای از نظر قالب و برنامه تقسیم بندی انجام گرفته است . در رسانه چهار روش و یا چهار رویكرد برای ارایه برنامه ها وجود دارد كه موضوعات را در قالب آن اهداف در داخل این چهار رویكرد به مردم ارایه می كند.

یكی از روش ها بحث اطلاع رسانی است كه مجموعهای از مطالب علمی و آموزشی و مسایل ارشادی و تربیتی در قالب اطلاع رسانی عرصه و برخی از پیام ها به عنوان اوقات فراغت و سرگرمی ارایه می شود. یعنی هر چهار جنبه موضوع از این جهت كه مخاطبین نیازمند این موضوعات و مطالب هستند> مورد توجه بوده است . در چارچوبی كه عنوان شد با موضوعات متفاوتی روبرو هستیم كه از این بعد تفاوتی بین رسانه صدا و سیما در جمهوری اسلامی با رسانه هایی كه در دنیا هست وجود دارد

در جمهوری اسلامی رسانه یك ابزار نظام و حكومت و انحصاری تعریف شده است . در پرداختن به موضوعات رسانه های دنیا عمدتاً به دو موضوع و یا مقوله وارد می شوند مقوله اطلاع رسانی و مقوله اوقات فراغت و سرگرمی . اگر مباحث اقتصادی سیاسی اجتماعی و فرهنگی مطرح می شود در دل همین دو موضوع مطرح می شود كه بیش از 80 موضوع را نظام به عهده این رسانه گذاشته است .

رسانه صدا و سیما علاوه بر آن دو رویكرد با چهار رویكرد اصلی و بیش از 80 موضوع مختلف روبرو است یعنی علاوه بر این كه باید اوقات فراغت را پر كند باید بحث آموزش و ارشاد را به عهده داشته باشد. ضمن عمل اطلاع رسانی بهداشت مردم حفاظت ا ز جنگل ها و مراتع رفتار جمعی جامعه و اعتیاد روابط ایران و آمریكا < ایران و اروپا را هم به عنوان یك موضوع مورد توجه قرار دهد حالا همه اینها در شرایطی اتفاق می افتد

كه رسانه از لحاظ رقابتی در جامعه امكان رقابت ندارد زیرا یك رسانه انحصاری تعریف شده است آن هم با حجم عظیمی از مسوولیت ها ووظایفی كه به عهده اش گذاشته شده است و این بر خلاف مطبوعات و سایر رسانه هایی است مكه این امكان برای آنها به وجود آمده است . این حجم انبوه فعالیت حداقل در بعد پخش در انحصار كامل در بعد تولید به خاطر عدم اتكاء به نیروهای بیرون از رسانه از سال های 1330 به بعد این فرصت برای عموم جامعه به عنوان هنرمندان و كسانی كه می توانند در رسانه موثر باشند فراهم نشده است .

یعنی تقویت حرفه ای در بیرون صورت نگرفته است . اگر مشكل تهیه كننده كارگردان و سناریو نویسی وجود دارد به این علت است كه واقعاً در جامعه در بیرون از صدا و سیما این تقویت حرفه ای صورت نگرفته است . به این حرفه در 5 و 6 سال اخیر هم به صورت ضعیفی توجه شده است . بنابراین باید بخش تولید سناریو و تهیه كنندگانی در بیرون از جامعه تقویی شود و این در شرایطی اتفاق می افتد كه ما با مخاطباتی تنوع و متفاوت از نظر سن جنس و سطح تحصیلات روبرو هستیم .

هم چنین آنها از نظر پراكندگی جغرافیایی و فرهنگ های بومی و منطقه ای هم متفاوتند یعنی رسانه ای با حجم انبوهی از وظایف در قالب اهدافی كه در چارچوب اهداف نظام تهیه شده بدون امكان رقابت در بیرون و بدون تقویت حرفه و كمك گرفتن از اكثر جامعه در مسیر تحول و تكاملی خودش با طیف متفاوتی از مخاطبین مواجه است كه ناگزیر برای برقراری ارتباط با مخاطب با استفاده از شیوه های رسانه طوری عمل می كند كه ابتدا اعتماد مخاطب را جلب كند

. در این رابطه صدا و سیما آنچه را كه تواسنته اجرا بكند این است كه تعدا شبكه ها را متناسب با وضعیت مخاطبیت آرایش بدهد. مثلاً در شبكه های تلویزیونی شبكه 1 را به عنوان هویت مخاطب عام شبكه 2 را به عنوان یك هویت آموزش و علمی با مخاطبین خاص شبكه 3 را با توجه به حجم انبوه جوانان و طبقه سنی جوان به عنوان یك شبكه جوان و شبكه 4 را به عنوان شبكه خاص و مسایل آموزشی و علمی و تقریباً نخبه گرایی تعریف كرده است

و در درایو هم همین تقسیم بندی ها صورت گرفته است . رادیوی 1 سراسر به عنوان مخاطبین صورت گرفته است . رادیوی 1 سراسر به عنوان مخاطبین عام رادیوی 2 اتانی رادیوی قرآن رادیوی معارف كه به زودی افتتاخ خواهد شد و رادیوهای استان ها باز با توجه به تفاوت های منطقه ای به لحاظ تفاوت در فرهنگ ها نگرش ها و باورها شبكه های ملی زده می شود. در شبكه های منطقه ای همان حرف را منتها به زبان های محلی و منطقه ای برای مردم داشته باشند

. این طیف گسترده مخاطب و تفاوت در سلیقه مخاطبین سازمان را هر روز با توجه به وضعیتی كه دارد و با توجه به سلائقی كه مخاطبین دارند در معرض قضاوت های مستمر مردم قرار داده است . این رسانه با حجم عظیمی از ساخت و تولید برنامه معادل 160 هزار ساعت در طی سال و 5 شبكه تلویزیونی > 5 شبكه رادیویی به اضافه شبكه جام جم كه به عنوان شبكه بین الملل عمل می كند

به اضافه 27 رادیو به زبان های خارجی كه در برون مرزی پاسخ نیازهای خارج از مرز را می دهد و چهار شبكه تلویزیونی منطقه ای كه برای مناطق خارج از ایران با توجه به دگرگونی مخاطبان تخصیص داده است قادر نیست به تمام نیازهای مخاطبین پاسخ بدهد چرا ؟ چون حجم نیاز مخاطبین در طیف های مختلفی واقع شده اند كه این طیف ها در بعضی از موارد به خاطر ارزش های حاكم و نظارت ها و دقت هایی كه در رعایت مسایل در بعد شرعی و در بعد عرفی دارد از آن حریم ها بیرون می روند

مثلاً بحث موسیقی . به عنوان یك موضوع وقتی به موسیقی در رسانه نگاه می كنیم. از طیف صفر تا 100 اگر در نظر بگیریم . حدود 5 و 6 درصد تا 10درصدی در طیف پایین واقع می شوند كه موسیقی هایی كه در صدا و سیما مطرح می شود را موسیقی هایی می دانند كه گوش دادن به آن حداقل دچار شبهه است . در طیف بالاتر از آن حدود 10 درصد از جوانان یا كسانی واقع هستند كه باز موسیقی صدا و سیما را مطابق با خواست ونیاز خودشان تلقی نمی كنند

. چرا كه این موسیقی را در حد موسیقی كه آنها را اقناع بكند نمی دانند. بنابراین صدا و سیما مجبور است حدی را كه منطبق با عرف و ارزش مقتضیات شرعی ما هست در نظر بگیرد. شما این طیف را درهمه برنامه های صدا و سیما دارید . یعنی در برنامه های كودك و نوحوان سریالها در برنامه های دیگر همیشه با این طیف به عنوان كسانی كه اقناع نمی شوند مواجه است . البته صدا و سیما با روشهای مختلف نظرسنجی ها با برقراری ارتباطات تحلیل محتوا درصدد است كه بتوانند نهایتاً در یك طیفی حركت بكند كه به نیازهای مختلف پاسخ مثبت بدهد.

اما واقعاً قادر به پاسخ گویی نیست یعنی هر كس ادعا بكند كه می تواند در صدا و سیما بنشیند و برنامه ریزی رسانه ای بكند و نهایتاً تمام جامعه را جلب بكند امری است بسیار محال مگر این كه صدا و سیما از نظر ساختار و از نظر مجوزهای قانونی شكل بگیرد كه بتواند به همه جامعه در همه شرایط به وسیله ایجاد رقابت و خارج شده از انحصار جواب بدهد . كه البته آن زمان هم در حریم های شرغی و عرفی محدود میشود. شما نگاه كنید وقتی یك سریال ساخته می شود و یا یك بحث طنز رادیو و تلویزیونی هست از نظر شرعی شاید اشكال نداشته باشد كه این طنز به یك مقوله منطقه ای بپردازد>

اما همین كه در این طنز یك كمی لهجه را به سمت یكی از مناطق حالا هر منطقه ای كه باشد ببرین بلافاصله با حجم اعتراضات بسیاری زیادی از آن منطقه روبرو می شیوم . محدودیت وجود دارد. یا در بعد موسیقی هایی كه مشكل شرعی از نظر پخش آن نیست . اما پخش آن موسیقی در آن منطقه از زمان های قبل در ذهن مردم متبادر با بحث لاابالی گری و لهو و لعب شده است .

همین كه آن موسیقی در آن منطقه پخش می شود یا اختلاف نظر و با اعتراضات مردم و روحانیت و علمای دینی آن منطقه روبرو می شود. یكی دیگر تلقی بعضی از افراد جامعه در رابطه با رسانه است كه واقعاً تلقی درستی نیست . چون شناخت كاملی از رسانه ندارند و در اعتراضاتی كه دارند می گویند مثلاً فلان فیلم و یا فلان سریال و فلان برنامه یا برای فلان تاریخ آماده شود و سریع هم برنامه می نویسد3

اما این دوستان چون با اصل رسانه و كار در رسانه مواجه نشدند توقعشان بالاتر از حد رسانه است چرا؟ برای تولید یك سریال در داخل رسانه با فاكتورها و مولفه ها و عوامل بسیار پیچیده ای اعم از لوكیشن به عنوان یك موضوع و سناریو به عنوان یك موضوع دیگر مواجه است . شما سریال ها را نگاه كنید سریال ها كوتاه و 7 و 8 و 9 قسمتی است ما هیچ وقت سریال 30 > 40 قسمتی و یا 50 قسمتی نتوانستیم بعد از سریال گرگ ها و یا بعد از سریال سربداران بسازیم چون مواجه هستیم با بخشی به نام سناریونویسی كه این بخش را جامعه باید به ما كمك بدهد. وقتی سناریو درست شد تازه با موضوعی به نام بازیگر> تجهیزات و عوامل ساخت روبو است كه وقتی همه این عوامل تلفیق می شوند اگر به صورت خیلی درست و بدون خطر و بدون مسأله مسیر را طی كند > ساخت یك سریال 7 و 8 قسمتی 1 سال زمان لازم دارد و ساخت سریالی مثل امام علی (ع) بیش از 5 سال زمان لازم دارد. ساخت یك سریال تلفیقی از مشاغل مختلف در داخل یك برنامه است .

چون مردم تصور درستی از ارتباط و شناخت رسانه ندارند توقعشان> توقعی است كه نمی شود در زمان كوتاهی جواب داد. یكی دیگر از اشكالاتی كه هست فرهنگ استفاده از این رسانه است . حجم بزرگی از ایرادهایی كه در رسانه است واقعاً وقتی بررسی می شود اصلاً وارد نیست. مثلاً افراد 40 و 50 ساله داریم

كه به برنامه های كودك اعتراض دارند و می گویند خوب نیست . در حالی كه این برنامه برای سنین بین 5 تا 14 و 15 ساله است . یا مثلاً كسانی هستند كه می گویند چرا در شب های امتحان برنامه پخش كنند. نمی شود 30 میلیون نفر نادیده گرفته شود و برنامه قطع شود این به عنوان یك اعتراض در روزنامه ها و مطبوعات مطرح می شود و همه جا گفته می شود. حداقل آن این است كه اگر فرزند شما این برنامه را دوست دارد شما می توانید این برنامه را ضبط كنید تا وقتی كه از سر جلسه امتحان آمد این برنامه را نگاه كنید.

به هر حال این رسانه به عنوان یك رسانه بسیار مهم و به عنوان یكی از ابزارهای مهم تأثیرگذاری بر فرهنگ عمومی > وقتی موثر است كه بتواند با مخاطبینش منطبق با نیازهای آنها و با روش های درست و مورد قبول برنامه را ارایه كند. صدا و سیما برای این كه بتواند مخاطب را خوب بشناسد و بتواند مسایل را خوب به مخاطبین منتقل كند

با كمبود امكانات در عرصه تخصص مطالب و تحقیق روبرو است . از این رو می بایست با قسمت های علمی تخصصی جامعه ارتباط داشته باشد و صدا و سیما برای این كه این ارتباط را برقرار بكند در مراكز استان ها در تهران و در شبكه ها علی رغم انجام حجم عظیمی از تحقیقات نیازمند به محقق و نیازمند به اهل مطالعه و نیازمند به اهل تخصص است . در بعد فرهنگی > سیاسی و اقتصادی رسانه صدا و سیما به عنوان یك ابزار می تواند این تضادها را در درون توسعه به تعادل برساند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله نقش آثار تخیلی در آماده سازی جوانان برای جامعه اطلاعاتی در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله نقش آثار تخیلی در آماده سازی جوانان برای جامعه اطلاعاتی در فایل ورد (word) دارای 20 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله نقش آثار تخیلی در آماده سازی جوانان برای جامعه اطلاعاتی در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله نقش آثار تخیلی در آماده سازی جوانان برای جامعه اطلاعاتی در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله نقش آثار تخیلی در آماده سازی جوانان برای جامعه اطلاعاتی در فایل ورد (word) :

نقش آثار تخیلی در آماده سازی جوانان برای جامعه اطلاعاتی[1]
گاینر آیر (Gayner Eyre) [2]
مركز مطالعات اطلاعات دانشگاه چارلز استوارت واگا واگا، نیوساث ویلز، استرالیا

ارائه شده : درشصت و هفتمین شورا و مجمع عمومی
كنفرانس سالانه فدراسیون بین المللی انجمن ها و موسسات كتابداری. 25-16 اوت 2001
ترجمه: حسن صیامیان- عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی استان مازندران
افسانه شهرابی و عبدالمجید عباسی راد – كارشناسان علوم كتابداری و اطلاع رسانی
چكیده

هدف این مقاله، بررسی جایگاه مطالعه در كسب توانایی اطلاعاتی در میان نسل جوان است؛ و توجه به اینكه تا چه اندازه می توان این مهارت را بوسیله آثار تخیلی چه از طریق كتاب و چه از طریق وسایل الكترونیكی افزایش داد. گرچه توجهی به ماهیت اصلی مهارتهای سوادآموزی شده است اما آثار اندكی در خصوص بررسی نقش آثار تخیلی در ارتقاء افراد با سواد اطلاعاتی وجود دارد. مدت مدیدی است كه آثار تخیلی نقش مهمی در كسب مهارتهای مطالعه ایفا نموده است. ولی در این میان به نقش كمكی این نوع آثار در رشد قوه تخیل ، درك داستان و لذت بهره مندی از داستان توجهی نشده است. مطالعه به نوبه خود در رشد جسمانی، عقلانی، زبانی ، احساسی و عاطفی ، شخصیتی ، اجتماعی ، اخلاقی و روحی افراد نقش به سزایی دارد.

آثار تخیلی به رشد ذهنی و عاطفی افراد كمك می كنند و در واقع افراد بشر از طریق داستان چیزهای بسیار زیادی می آموزند. در عصر غنای اطلاعات ، نهادهای آموزشی و برنامه های تكوینی دیجیتالی كه مهارت های اینترنتی و رایانه ای را در بر دارند، بر ضرورت سواد اطلاعاتی تاكید می ورزند.شكی نیست كه در عصر اطلاعاتی به منظورت توانمند ساختن افراد در حفظ و نگه داری اطلاعات به چنین استراتژیهایی نیاز داریم

، اما توان اطلاعاتی افراد از طریق پیشرفت توانایی اطلاعاتی در زمینه های مورد نیاز به واقعیت می رسد. توانایی اطلاعاتی، مستلزم یك سری مهارتهایی است كه علاوه بر دانش مهارتهای فنی و منابع اطلاعاتی ، سواد عمومی را نیز شامل می شوند. رشد روزافزون آثار مكتوب در باره سواد اطلاعاتی، بیشتر روی دو مورد اولیه تأكید دارند. ولی این دو ، فقط بخشی از مسأله می باشند تصور كنید كه اگر نوجوان یا بزرگسالی قادر به مطالعه نباشد چه اتفاقی خواهد افتاد، دنیایی از اطلاعات شاید از لحاظ فیزیكی و یا رسمی در دسترس باشد ، هنگامی این اطلاعات ارزش خواهد داشت كه توانایی خواندن و مطالعه وجود داشته باشد.

آثار تخیلی امروزه نه تنها در قالب چاپی بلكه در قالب های الكترونیك و صفحات وب نیز ارائه می شوند. آثار تخیلی به صورت الكترونیكی و استفاده از امكانات الكترونیكی موجود نقش مهمی در كسب توانایی اطلاعاتی ایفاء می كنند. به عنوان مثال معلوم شده است كه در استرالیا با داشتن چنین امكاناتی خیلی از پسرها را به مطالعه تشویق كرده است.

علیرغم ازتباط مشخص بین استفاده از آثار تخیلی و توسعه مهارتهای سوادآموزی و اهمیت چنین مهارتهایی در تربیت افراد با سواد اطلاعاتی فاصله قابل توجهی میان آثار مكتوب راجع به شناسایی این آثار و درك نقش این آثار تخیلی وجود دارد. مطالعه ای در انگلستان و استرالیا طراحی شده است كه می خواهد ضمن نگاهی به رئوس مطالب ، این موارد را با مقررات مدرسه و كتابخانه های عمومی در هم بیامیزد. تفاوت بین آماده سازی كتابخانه های مدارس انگلیس و استرالیا توان بالقوه ای را برای تحقیقات بعدی ایجاد كرد.

هدف این مقاله، بررسی جایگاه مطالعه در كسب توانایی هایی اطلاعــــاتی در میان نسل جوان و توجه به اینكه تا چه اندازه می توان این مهارت را بوسیله آثار تخیلی چه از طریق كتاب و چه از طریق وسایل الكترونیكی افزایش داد.

گفته می شود كه ما اكنون در عصر اطلاعاتی زندگی می كنیم. عصر جدید اكثرا از طریق رشد فنآوری و بویژهً فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی شناخته شده است. همگرایی فنآوری های ارتباطات از راه دور ، فناوری های كامپیوتری و پخش برنامه و رایانه در مقایسه با اثر تغییرات گذشته در جامعه مانند انقلاب صنعتی با ظهور صنعت چاپ، تأثیر چشمگیرتری بر جامعه از خود بجای گذارده است.

نتیجه انقلاب اخیر جهانی شدن بی سابقه ای است كه علیرغم همه مسائل قانونی و اجتماعی منجر به برقراری ارتباط آنی بین مردم سرتاسر جهان شد. این تأثیر آنقدر زیاد است كه امروزه جامعه شناسان و مردم شناسان در پی یافتن تعاریف جدید برای جامعه ، هستند زیرا تعاریف جغرافیایی پیشین دیگر پاسخگوی نیاز امروز نیست. نتیجه نهایی، باز هم، همانند آثار تحولات پیشین، افزایش نابرابری ها و بی عدالتی ها در جامعه ، میان ملت ها و حتی میان افراد مختلف است.

برای كار مؤثر در جامعه اطلاعاتی، به میزان بالایی از سواد و یك سری مهارتها نیاز است كه بتوان از دیگران پیشی گرفت. در یك بررسی (4)OECD در سواد آموزی بزرگسالان(OECD 2000) گزارش شد كه در قرن بیستم ، یك نفر از جهار نفر در هر مطالعه ، مهارتهای ضروری سواد برای اداره زندگی در دنیای امروزی را دارا نبوده اند؛ شاید این پیش فرض موجه ای باشد كه این “مطالعه” در مناطق فقیر نشین و یا در كشورهای جهان سوم انجام شده است،

اما اینطور نیست. نمونه های مورد مطالعه، از كشورهای امریكا، كانادا، چهار كشور اسكاندیناوی ، آلمان ، انگلستان ، ایرلند ، استرالیا و نیوزلند بوده اند. در تأیید این آمارها، هارت من، دراجر و برنشتاین (اقتباس شده در سال 1991 در فیشر 1999 ، ص 56) گزارش كردند كه حداقل بیست درصد از بزرگسالان ایالت متحده آمریكا از نظر كارآیی بی سواد هستند. یعنی چیزی بین 40 الی 45 میلیون نفر از مردم ایالات متحده امریكا توانایی درك مطالب نوشتاری كه نیازمند اساسی ترین مهارت های مطالعه 0خواندن)می باشد را ندارند. (فیشر، 1999، ص. 57)

فقدان مهارتهای سواد براساس معیار، سبب بروز مشكلاتی در زندگی، كار و ادامه حیات می گردد. اسمیت ( اسمیت،2000 ، ص 378) معتقد است كه امروزه فاصله ای میان مهارتهای كارگران و سواد مورد نیاز در محل كار وجود دارد. سایرین تأكید دارند كه این خلاء در دو دهه اخیر بیشتر شده است. به عنوان مثال میكولكی (میكولكی، 2000، ص 380) پیش بینی می كند.

برای اینكه بتوان به تحقیق و جست وجو در سطوح پیشرفته اطلاعات موجود در آمیزه ای از تصاویر سه بعدی و چاپی دست زد، به توسعه سواد آموزی چند جانبه نیاز است. كارگران آینده، به كسب مستمر مهارت های رو به رشد سواد جهت برقراری ارتباط مستمر در جوامع مختلف كاری نیاز دارند. در بین متون موجود ، نمونه هایی از این نیازها را می توان پیدا كرد. هول ( هول، 2000 ) به یك مطالعه موردی اشاره می كند كه كارگران یكی از كارخانجات الكترونیكی به خاطر ناتوانی و درك دستورالعمل های مكتوب ، مرتكب اشتباه فاحش و خطرناكی شدند كه مبلغ گزافی ضرر روی دست آنها گذاشت.

انسان نه تنها در محل كار ، بلكه تقریباً در تمام مراحل زندگی خود نیازمند و خواستار چنین مهارتهایی است. مراقبتهای بهداشتی یكی ار این نمونه ها است. فیشر (فیشر،2000) عقیده دارد كه فشار زیادی كه روی حرفه های پزشكی اعمال می شود به این منظور است كه مدت اقامت مددجو در بیمارستان كمتر شود و مددجویان زودتر ترخیص شوند. برای این كه مددجویان بتوانند تصمیمات آگاهانه تری بگیرند، باید مهارت های لازم جهت فهم اطلاعات ضروری را دارا باشند.

دسترسی به سواد اطلاعاتی:
اگر شخصی بخواهد در عصر اطلاعات جایگاه خود را حفظ كند، بنابراین نیاز به این دارد كه با سواد اطلاعاتی باشد. مثالهایی كه تا كنون بحث شده به اهمیت این مسأله اذعان دارند؛ ولی منظور از دسترسی و دستیابی به سواد اطلاعاتی واقعاً چیست؟

بر سر تعریف این عبارت بارها و بارها به صورت اغراق آمیزی بحث شده است ولی بالاخره همگان توافق كردند كه سواد اطلاعاتی، تركیبی است از مهارتهای اطلاعاتی گذشته با توانایی بهره برداری از فنآوری جدید. در حقیقت، یك رشد آشكار ، از مهارتهای كتابخانه ای و از راه مهارتهای اطلاعاتی به سواد اطلاعاتی، وجود دارد. ما به بعضی از این نتایج بعداً در این مقاله اشاره خواهیم كرد.

آنچه در زیر می آید رایج ترین و مختصرترین تعریف ذكر شده می باشد كه عبارت است از:
توانایی در دسترسی ، ارزیابی و بكارگیری اطلاعات از منابع مختلف(دویل ، 1994 نقل شده دربراون ، 1999 ص ، 58).
براون اشاره می كند كه سواد اطلاعاتی در واقع شامل مهارتها و توانایی های متنوعی را در بر می گیرد كه شامل: مهارتهای تفكر انتقادی ، حل مسأله ، مهارت های شخصی ، اجتماعی، ارتباطی و هم چنین سواد رایانه ای و كتابخانه ای است. (براون، 1999 ، ص 58)

در عصر غنای اطلاعات ، نهادهای آموزشی و برنامه های تكوینی دیجیتالی كه مهارت های اینترنتی و رایانه ای را در بر دارند، بر ضرورت سواد اطلاعاتی تاكید می ورزند. شكی نیست كه در این عصر اطلاعاتی به منظور توانمند كردن افراد در حفظ و نگه داری اطلاعات به چنین استراتژیهایی نیاز داریم؛ اما تحقق قدرت اطلاعاتی افراد از طریق پیشرفت توانایی اطلاعاتی از زمینه های مورد نیاز به واقعیت می رسد. رشد توانایی اطلاعاتی افراد ، مستلزم یك سری مهارتهایی است كه علاوه بر مهارتهای فن آوری و دانش بكارگیری منابع اطلاعاتی، سواد عمومی را نیز شامل می شود.

ضرورت مهارت های مطالعه در دستیابی به سواد اطلاعاتی:
گفتگوهای فراوانی در سواد اطلاعاتی به تأكید بر نیازهای فنآوری تمایل دارند. این مقاله، در رابطه با اینكه مهارت های فنی و رایانه ای، مهم یا مرتبط هستند بحثی ندارد، بازیابی منابع، اشاعه و قابلیت دسترسی به اطلاعات، هرگز همانند زمان كنونی آسانتر و سریعتر نبوده است. در حقیقت، در تهیه این مقاله، بیشتر مدیون و مرهون توانایی بكارگیری و دسترسیی به ساختار الكترونیكی از طریق ابزارهای فنی هستیم. مهارت های فنی جهت ادامه زندگی همیت فراوانی دارند

. اما این فقط بخشی ا ز مساله است. تصور كنید اگر كسی نتواند آنچه را كه بر روی صفحه نمایش كامپیوتر می آید را درك نماید چه اتفاقی می افتد؟ دنیایی از اطلاعات شاید از نظر فیزیكی و رسمی قابل دسترسی باشد اما اگر دستیابی به آن به دلیل عدم توانایی فرد در خواندن میسر نباشد، هیچ ارزشی نخواهند داشت. (رش، 1996 ص 14) بنابراین باید پذیرفت كه با وجود آن كه موفقیت در كسب سواد اطلاعاتی به كاربرد اطلاعات و مهارتهای فنی بستگی دارد، ولی مهارت های خواندن هم دارای نقش وافری است. (رویس 1999 ص 145).

بیائید فرض كنیم كه همه 12 تا 16 ساله ها، فنآوریهای جدید را در مشاقانه پذیرفته اند. البته همیشه، چنین امكانی وجود ندارد. یكی از دانشجویان من كه در دوره دكتری در بخش آموزش پیش دانشگاهی) (Further Educationتدریس می كند. او واقعه بسیار غم انگیزی را از ماجرای دانش آموزی 16 ساله گزارش می كند كه پس از چندین ماه حضور در كلاس های آموزش رایانه دست به خودكشی زد

. تحمل او دیگر تمام شده بود و تنها دلیلش ، عدم توانایی مهارتهای مطالعه بود. این دانش آموز كه دیگر قادر نبود عقب ماندگی خود را بیش از این پنهان نماید و یك راه بیشتر برایش باقی نمانده بود؛ اقدامی كرد كه به نظرش ، تنها راه نجات و رهایی از این مشكل ، خودكشی است. البته شكر خدا این مورد، موردی بسیار نادر است. اما به هر حال، داشتن مهارت های مطالعه ، اساس و پایه ای برای سواد آموزی تابعی (كاربردی) است.

زمانی، اگر كسی می توانست صرفا نام خویش را بنویسد و امضاء كند ، باسواد تلقی می شد. گرچه ، امروزه سواد پا را از قلمرو مفاهیم مذهبی و علمی فراتر نهاده (Brievik & Gee,1989,p.22) و ما همگی به كمك نهضت های مختلف در سراسر جهان برای كمك به توده مردم در كسب سواد اطلاعات و آگاهی داریم ، اما باید بدانیم كه اكثر ما شغل هایمان را مدیون چنین نهضت هایی هستیم!

بعدها مفهوم سواد آموزی به معنی مهارت های مطالعه، نوشتن و درك مفاهیم تغییر یافت. در دهه 1950، یونسكو مفهوم آن را به ”توانایی به كارگیری مواد چاپی به منظور انجام فعالیت های روزمره زندگی ” توسعه داد.( هریس و هوجین، 1992، ص. 142) اما سواد، یك مفهوم پویا و در تكامل تدریجی و متغیر است ، یعنی هر چه نیازها در جامعه تدریجا” بیشتر می شوند، لزوم توانایی كاربرد سواد در جامعه توسعه می یابد و بالطبع مفهوم سواد متناسب با این موقعیت تغییر خواهد كرد.

گاجل در مطالعه ای كه برای رسیدن به دركی عمیق تر از سواد فنآوری، طراحی كرد، متوجه وجود مبحثی دو قطبی شد كه در یك قطب آن مهارتهای فنی و در قطب دیگر مهارتهای سواد وجود داشت.(گاجل،‌، ص. 4) شش موضوع بنیانی از بحث سواد شكل گرفته است كه عبارتند از: قدرت تشخیص، هویت فرهنگی، داشتن اطلاعات(میزان آگاهی)، زبان، ارتباطات، كاربرد مطالعه و نوشتن.(همان، ص. 3) گاجل می افزاید: بدون شك و تردید، عمومی ترین ویژگی باسوادی كه مضمون اصلی محسوب می شود، خواندن و نوشتن است. .(همان، ص.4)

كنیفـــــــل(1999،ص. 36) بحث می كند كه بیشتر دوستداران و هواخواهان فناوری جدید، نظریه پردازان مطالعه را به باد استهزاء می گیرند، اما این ایده باید قلب یا محور فعالیت هر كتابخانه ای باشد. در حقیقت، نیاز به بهره گیری موثر از فنآوری ها، خوانندهء فعال بودن را بیش از همه ضروری می سازد.
رویس اهمیت مطالعه را به شرح زیر خلاصه می نماید:

سواد اطلاعاتی به خواندن متكی است و برای خواننده فعال شدن باید از اهرم دو گانه عادت به مطالعه در سال های اولیه زندگی و ممارست كافی مدد جست. مثلا شما اگر نتوانیدبا یك انگشتی یا دو انگشتی تایپ كنید موقعیت خود را در دنیای امروز از دست نخواهید داد و به عبارتی میتوانید به زندگی عادی خود ادامه دهید،

شما می توانید حتی بدون استثناء با بكارگیری میان برهای صفحه كلید و نیز بدون درك از قدرت همه جانبه نرم افزار خود هم به حیات خویش ادامه دهید؛ اما زندگی بدون مهارتهای پیشرفته مطالعه تقریبا سخت و متحمل هزینه بالایی است. در عصر اطلاعات ، مطالعه و مهارتهای مطالعه نه تنها فرصت حفظ موقعیت را به كاربران نهایی می دهد بلكه راه خوبی برای ترقی و كامیابی آنها فراهم می كند.(رویس، 1999)

اهمیت آثار تخیلی در رشد كودكان
مدتهای مدیدی است كه اهمیت نقش آثار تخیلی، علاوه بر كمك به رشد تخیل در كسب مهارتهای مطالعه، درك قصه و لذت استفاده از داستان، بر همگان آشكار شده است. اسپنیك در یكی از آثار اصلی خود تحت عنوان: ”كودكان به عنوان خوانندگانChildren as readers” هشت حیطه رشد كه مطالعه آنها نقش بسزایی دارد تعریف می كند: رشد جسمانی، عقلانی ، زبانی، عاطفی یا احساسی، اجتماعی ، شخصیتی، اخلاقی و روحی (اسپینك، 1989،ص. 42-29) آثار تخیلی به رشد عاطفی و ذهنی افراد كمك می كند. در حقیقت، یادگیری بشر با داستان آغاز می شود.

بیش از یك صد سال قبل چارلز دیكنز در كتابرمان خود ” روزگار سخت” با ارائه تصیویری از انقلاب مربوط به فنآوری زمان خویش،‌نسبت به خطرات سركوب قوه تخیل و تمركز بر واقعیات گوشزد كرد. شاید پیام او بیشتر در جامعه امروز مصداق داشته باشد، جامعه ای كه در آن جاذبه یا فریفتگی جدیدترین ابزار و نرم افزار می تواند ضرورت دیگر تحولات را تیره و تار جلوه دهد.

نشانه های امیدوار كننده ای وجود دارند كه از شناخت توانایی و ضرورت آثار تخیلی حكایت دارند. كیبی (كیبی، 2000، ص. 381) در یكی از مباحث خود اعلام می كند كه در حقیقت،‌سواد و سواد آموزی در قرن بیستم رشد چشمیگیری نسبت به زمان های دیگر داشته و در ایالات متحده امریكا ، افراد 18 ساله این زمان خوانندگان بیشتری نسبت به ادوار گذشته هستند

. به عقیده رویس (ص. 145) كه در كتابهای اخیر خود مژده افزایش تعداد كتابفروشی و صنعت نشر را آورده است. او در ادعای خود به بررسی های اخیر كه حاكی از افزایش تعداد كتابفرشی های جدید، افزایش فروش كتاب و افزایش مطالعه علیرغم تاكید جامعه بر روی فناوری ، چاپخانه ها ترقی كرده اند و میزان فروش مردم به طور كلی و علیرغم تاكید بر فن آوری است، تاكید می كند.

آیا آثار “هاری پوتر” موید این نظر است؟ آیا این مدرك دال بر این است كه آثار تخیلی هنوز در حال ترقی و ضروری هستند؟ یك نوجوان 17 ساله علت علاقه خود را به نوشته های ” هری پوتر” اینگونه ابراز می نماید:
متوجه شدم كه مطالعه كتابهای “هری پوتر” بسیار لذت بخش هستند. فكر می كنم برای لذت بردن از این كتابها باید هنوز كمی تخیل و حس خیالپردازی و علاوه بر آن كمی حس كنجكاوی داشت. كتابهای هاری پوتر به بخشی از وجود انسان كه معتقد به معجزه است راه پیدا میكند و تخیل وی را آزادانه در میان صفحات سحر و جادو رها می كند. (Cawkwell, 2001, p. 669)

ویلیام كاك ول، دانش آموز نیوزلندی، كلاس دوازدهم، پسری نوجوان است و به گروهی تعلق دارد كه به شكلی سنتی ، شهرتی در مطالعه داستان های تخیلی ندارند. آگر شما كتابدار با تجربه ای برای گروه سنی خاصی از كودكان هستید،

مطالعه و مزایای بر خوردار شدن كودكان با آثار تخیلی ، یك باور در اعماق وجودتان خواهد بود. بیش از سه دهه تحقیقات، پروژها و یك سلسله یافته های معلمان مذهبی شواهدی بر چنین مزایایی است. با این حال، آگاهی های جدیدی نیز از نظر پژوهشی در این حوزه وجود داشته است. مطالعات زیادی وجود دارد كه تاكید می كند عاداتی كه در سال های پیش از دبستان، رشد می كند تاثیر زیادی بر سواد آموزی در سنین بالاتر دارد.

(جردن و دیگران، 2000). نتیجه پژوهش ”آغاز كتاب خوانی” بیرمینگام در انگلستان نشان می دهد كه پیشرفت تحصیلی كودكانی كه مطالعه می كنند بیش از كودكانی است كه مطالعه نمی كنند. (گوهوری، 1997). این مطالعه همچنین نشان می دهد كه دادن كتاب به كودكان خردسال ، عملكرد آنها را، از سن هفت سالگی به بعد ، در دبستان بهبود می بخشد. تحقیق ابتكاری مشابهی با عنوان: ” كودكان به سوی كتاب ها“ نیز اهمیت ورود زود هنگام مطالعه در روند پیشرفت سال های آتی كودكان را نشان می دهد. (هاردمن و جونز، 1999)

دولت انگلستان با توجه به شواهد موجود در مقدمه برنامه ” ساعت سواد آموزی“ سال 1999 نیاز به خواندن را كاملا درك كرد. (دی اف ای ای ، 1998) پس از این اتفاق ، ابتكارات دیگری مانند” عزم ملی كتابخوانی یا به عبارتی بسیج ملی كتاب خوانی“ به منظور ترویج كتابخوانی ، برنامه ریزی كرد.

این عزم از ماه می 2001 ، كانون این فعالیت بر تقویت مطالعه كودكان و بزرگسالان خواهد بود. مشخص است كه فراهم آوردن محیطی مناسب در خانه، رشد مهارتهای سواد آموزی را تقویت می كند. به نظر می رسد كه این امر. سبب پیدایش بی شمار زیادی طرح های سوادآموزی خانواده در تمام جهان شده است.

نتیجه تحقیق هانون و نات براون در دانشگاه شفیلد موجب پدیدار شدن یك الگویی واقعی گردید كه اولین قدم برای برنامه اشتراك كتاب را در برداشت. (هانون، 1996) این الگو از یك سلسله ابتكارات نظیر طرح PRINTS، در نیوفوند لند كانادا ناشی شده است. این پروژه از این مساله حمایت می كند كه والدین باید روزانه یك فعالیت سواد آموزی همراه كودكان خود را برنامه ریزی كنند. (فاگان، 2000)

رشد عادت مطالعه در سال های اولیه زندگی، همچنین سبب بروز عشق به مطالعه در بسیاری از كودكان می گردد. تحقیق انجام شده توسط كراشن (1993) نشان می دهد كه كتابخوانی ” داوطلبــــــانه” یا مطالعه آزاد اختیاری ، به كسب مهارتهای سواد آموزی، درك سریع تر مطلب و نوشتن بهتر منجر می شود؛ درست بر عكس، آنهایی كه مطالعه اختیاری نمی كنند در درك مطلب، خواندن، و سایر مهارت ها ضعیف تر هستند.

رویس اظهار می دارد كه وظیفه آموزشگاه ها ، پرورش خوانندگان خوب است. وثژگی های یك خواننده خوب ، از طریق وانایی در انتخاب كتب مناسب و چگونگی نحوه مطالعه آن، مشخص می گردد. او اظهار می دارد كه خواند به منظور تفریح، كلید رشد سواد است. ( رویس، ص. 151) سال هاست كه مشخص شد، آثار تخیلی با كیفیت خوب نقش بسیار مهمی را در تشویق كتابخوانی تفریحی دارد.

جكی مارش تحقیق دیگری را در دانشگاه شیفیلد ارائه می دهد. (مارش، 2000) در این تحقیق، تاثیر فرهنگ عامه را در در ایجاد انگیزه جوانان مورد بررسی قرار داد. چندین منبع متعدد، شامل شخصیتهای تلویزیونی را در یك غار(Batcave) جای داد. بر طبق گزارش تحقیق ، جوانان دسته دسته وارد غار می شدند و این پروژه مخصوصا در تشویق پسر بچه ها و تعدادی از بچه ها كه توسط معلم به عنوان بی انگیزه ترین دانش آموز در فعالیتهای سوادآموزی معرفی شده بودند، موثر واقع شد.

یادداشتهای آمورشی نیز به دسترسی به سواد هیجانی(Emotional Literacy) را تائید می نماید.جری(2001) معتقد است كه شناخت سواد با تكیه بر احساس و هیجان در كمك به تقویت اعتماد به نفس جوانان و در نتیجه موفقیت اجتماعی و آموزشی آنها ضروری است. و این موضوع بی ارتباط با آماده كردن افراد برای جامعه اطلاعاتی نیست. جری علاوه بر این معتقد است كه اگر می خواهید به زندگی خود ادامه دهید و بر آن مسلط باشید، باید توانایی برقراری ارتباط با دیگران را گسترش دهید و احساسات خود را مهار كنید و مانند رهبران و مدیران دنیای امروز، بیش از حد كافی ، چنین مهارت هایی را به نمایش بگذارید.

لو و كینزر با پیش بینی ماهیت سواد آموزی در هزاره جدید تاكید دارند كه در آینده راهبردهای یادگیری های اجتماعی نسبت به سواد آموزی حساس خواهند بود. كودكان برای یادگیری از یكدیگر نیاز به برقراری ارتباط دارند و درك شناخت از دیگران، مفهوم جدیدی در جوامع جهانی می یابد.برای نیل به این هدف، این نویسندگان از نظریه ” تجارب یادگیری جمعی“ طرفداری می كنند. دلایل ارائه شده به شرح ذیل است:
فنــــــاوری جدید اطلاعات و ارتباطات به ما اجازه خواهد داد تا از كلاس های آموزشـی خود فراتـر رفته ، حلقــه هــــای جدید ارتباطی بوجود آورده و جهان رابه روش قدرتمند و جدیــد بنگریم(2000،ص. 1)

مهارت هـــــای ارتباطی نوشتاری نیز در محل كار ما از اهمیت اساسی برخوردار هستند. در هر معتقد است كه زمینه اجتماعی فعالیت سواد آموزی به وسطه فن آوری های جدید تعیین می شود و اینكه ، محل های كار امروزی شامل سایت های كاری پراكنده ای هستند كه با پیوند های الكترونیكی به هم مرتبط شده اند. آموزش عالی بیش از گذشته از طریق آموزش از راه دور انجام می شود. این مساله به معنای اعتماد و تكیه بسیار زیاد به ارتباط نوشتاری است. (درهر،‌2000، ص. 382 )

دو باره به هشت حوزه ایكه توسط اسپنیك معرفی شده بود بر می گردیم كه با تشویق به مطالعه آثار تخیلی امكان تقویت آنها وجود دارد: مطالعه به نوبه خود در رشد جسمانی، عقلانی، زبانی ، احساسی و عاطفی ، شخصیتی ، اجتماعی ، اخلاقی و روحی افراد نقش به سزایی دارد. آثار تخیلی به رشد ذهنی و عاطفی افراد كمك می كنند و در واقع افراد بشر از طریق داستان چیزهای بسیار زیادی می آموزند. مادی( فیزیكی)، عقلانی ، زبانی، عاطفی یا احساسی، اجتماعی ، شخصیتی، اخلاقی و روحی (1985، ص. 42-29) به نظر می رسد اینها تا اندازه ای نیازهای فوق را در بر بگیرند.

امروزه آثار تخیلی فقط شامل آثار نوشتاری نیستند، صفحات وب بسیار خوب متعددی به این منظور اختصاص یافته اند. آثار تخیلی به صورت الكترونیكی و كاربردی امكانات الكترونیكی در دسترسی به آثار نقد ، سهم مهمی در دسترسیبه توانایی اطلاعاتی ایفاء می كنند. به عنوان مثال معلوم شده است كه در استرالیا چنین امكاناتی خیلی از پسرها را به مطالعه تشویق كرده است. پیشرفت تدریجی و مهارت مطالعه را می توان به كمك استفاده از وب تقویت كرد

. به عنوان مثال اخیرا مدرسه ای در كلاك ویل ایالت تنسی به خاطر كاربرد فناوری در افزایش مهارت های كتابخوانی جایزه ای دریافت كرد( مرحله تكمیلی، 2001 ، ص. 24). در واقع روی صفحه كامپیوتر هزاران داستان را می توان دریافت كرد و بیشتر صفحات وب كه به منظور جستجوی شخصیت ها و نویسنده های مورد علاقه بچه ها است در اختیارشان قرار می گیرد

كه آثار نویسنده معروف ” هری پوتر” را نیز شامل می شود. انوس (2001، ص. 24) خاط نشان می كند كه وب منبع خوبی از داستان هاست كه دسترسی به آنه در جای دیگر امكان پذیر نیست. بدون تردید، وب منبعی از داستان های كلاسیك، افسانه ها و عناوین جـــــــــن و پــــــــری قدیمی را كه دیگر تجدید چاپ نمی شوند را می توان در آن پیدا كرد.

نقش كتابخانه های مدارس
برای آنهایی كه در كتابخانه های مدارس كار می كنند یا با مدارس همكاری دارند زیاد عجیب نیست كه بگوئیم بیشتر مطالعات پیش بینی نموده اند كه در مدرسه ماهیت سواد آموزی به همگرایی مواد آموزشی در سواد آموزی ، با اطلاعات شبكه جهانی و فناوری ارتباطی بستگی خواهد داشت( لو و كینزر، 2000) كاربرهای اطلاعاتی توانمند و ماهر به وجود سه مهارت در خویش می بالند:

مطالعه ، كنترل و اداره اطلاعات و مهارت فناوری متكی هستند. در این مورد كه كتابخانه مدارس نقش مهمی در پرورش و تشویق این مهارتها ایفاء می كند بحثی نیست.(رافرتی(1999) از اینكه سیاست مدارس تماما در جهت ” یادگیری برای عصر اطلاعات “ باشد جانبداری و حمایت می كند. در حالیكه لانك فورد (1999) به شدت روی نقش اصلی كتابخانه مدارس در این فرایند تاكید دارد.

اما تحقیق خودم در چند سال قبل نشان داد(آیر، 1999)، بیانگر این امر بود كه با تحولات پیش آمده، در برنامه ریزی های تامین مالی و بودجه های وابسته به آن، بودجه كتابخانه های مدارس فارغ از گرآوری آثار تخیلی، صرفا به تهیه موادی كه از برنامه آموزشی پشتیبانی می كند ، تمایل خواهند یافت.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید