دانلود مقاله جنبش دانشجویی و نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه (سالهای 76در1357) در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله جنبش دانشجویی و نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه (سالهای 76در1357) در فایل ورد (word) دارای 175 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله جنبش دانشجویی و نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه (سالهای 76در1357) در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله جنبش دانشجویی و نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه (سالهای 76در1357) در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله جنبش دانشجویی و نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه (سالهای 76در1357) در فایل ورد (word) :

چكیده:
هدف ار پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه با جنبش دانشجویی در مقطع 76-1357 است.
این پژوهش با بهره گیری از مباحث نظری و كاربست آن در مطالعه مقاطعی از تاریخ ایران، درصدد است تا به این پرسش پاسخ دهد كه « چه ارتباطی بین نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه و جنبش دانشجویی در مقطع 76-1357 وجود داشت؟

در پاسخ به سوال فوق سه دیدگاه به شرح زیر مطرح می شود:
1- جنبش دانشجویی در سالهای 76-1357 مستقل از تأثیر نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه عمل می كرد.
2- جنبش دانشجویی در سالهای 76-1357 تحت تأثیر نیروهای خارج از دانشگاه و دنباله رو آنها بود.
3- جنبش دانشجویی در سالهای 76-1357 هم بر نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه تأثیر گذاشت و هم از آنها تأثیر پذیرفت ( تاثیر متقابل).
نگارنده دیدگاه دوم را به عنوان فرضیه پژوهش برگزیده است و بر اساس آن پس از اشاره به سیر تاریخی شكل گیری جنبش دانشجویی، سالهای 76-1357 را به چهار مقطع تقسیم نموده و سپس به نقش و تاثیر نیروهای سیاسی خارج ار دانشگاه ( روشنفكران، روحانیون و جناحهای سیاسی) در سالهای 76-1357 پرداخته است.

پس از اشاره مختصر به روشنفكران و روحانیون، جناحهای سیاسی در سالهای 76-1357 را به شش دسته تقسیم می نمائیم:
چپ سنتی، راست سنتی، راست مدرن، راست سنتی افراطی، چپ مدرن و روشنفكر تلفیقی.
در نهایت به بررسی و مستند سازی فرضیه پژوهش در سالهای 76-1357 می پردازیم و اشاره خواهیم كرد كه در سالهای 76-1357 جنبش دانشجویی دنباله رو نیروهای سیاسی بوده است.
دفتر تحكیم وحدت به روحانیون مبارز و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی( چپ سنتی و مدرن)،جامعه اسلامی دانشجویان و بسیج دانشجویی به راست سنتی و انجمن اسلامی دانشجویی به راست، وابسته بوده اند. این تشكلها به عنوان ابزار و بازوی نیروهای سیاسی راست یا چپ در دانشگاه ها( بویژه در زمان انتخابات ) عمل می كردند.

مقدمه

طرح مسئله پژوهش
جنبشهای اجتماعی یكی از مؤلفه های بسیار تأثیرگذار در عرصه تحولات اجتماعی و سیاسی جوامع نوین به شمار می‌آیند. سرزمین ایران در طی صد ساله اخیر، شاهد جنبش های اجتماعی مختلفی بوده است. بخشی از این جنبش ها با توجه به خاستگاه آن و پایگاه اجتماعی اعضایش تحت عنوان جنبش های دانشجویی مورد مطالعه قرار می‌گیرند.
جنبش دانشجویی در ایران از ابتدای شكل گیری از جنبشهای سیاسی و اجتماعی فعال و اثرگذار در فرایند سیاسی و اجتماعی در دوران معاصر بوده است. از وظایف و كاركردهای اصلی جنبش دانشجویی روشنگری و افشاء است به عبارتی جنبش دانشجویی باید به مثابه سیستم هشدار دهنده برای نظامهای حاكم و گروههای مختلف جامعه عمل كند. به سیاستها و برنامه های نادرست دولت و نظامهای حاكم در جهت اصلاح آنها، انتقاد و اعتراض كند.

لیكن از آسیب های بالقوه جنبش دانشجویی احتمال وابستگی آنان به گروه ها و طیف‌های سیاسی خارج از دانشگاه است. این وابستگی ، كاركرد انتقادی این جنبش را از بین برده و آن را به حركتی پیرو، دنباله رو و تأیید كننده سیاستهای حاكم مبدل می‌سازد. البته روشن است كه استقلال جنبش دانشجویی به هیچ عنوان به معنای عدم همكاری و همفكری با گروههای سیاسی خارج از دانشگاه نیست. جنبش دانشجویی و تشكلهای دانشجویی از یك سو می‌توانند با گروههای سیاسی خارج از دانشگاه و حكومت همكاری و همفكری داشته باشند و از سوی دیگر منتقد سیاستها و برنامه های آنها باشند.

بنابراین می‌توان گفت از وظایف و كاركردهای جنبش دانشجویی دید انتقادی داشتن نسبت به احزاب و نیروهای سیاسی است.
اما جنبش دانشجویی در ایران علیرغم داشتن نقش فعال و برجسته در برخی مناسبات اجتماعی و سیاسی، به دلایلی چون عدم استقلال مالی و سیاسی ،‌عدم خودآگاهی ، ضعف تئوریك و ضعف ایدئولوژی و ایدئولوگ از یك طرف و از سوی دیگر نیاز گروهها و نیروهای سیاسی به دانشجویان به منظور جلب آراء و حمایت مردمی‌(با توجه به نفوذ و تأثیر قشر دانشجو بر جامعه) در برخی از مقاطع تاریخی تحت تأثیر و دنباله رو گروههای سیاسی خارج از دانشگاه بوده است هدف از پژوهش حاضر، بررسی ارتباط نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه با جنبش دانشجویی در مقطع 76-1357 می‌باشد. برای بررسی این ارتباط این سؤال مطرح می‌شود كه :
چه ارتباطی بین نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه با جنبش دانشجویی در مقطع

76-1357 وجود داشت؟
سؤال و فرضیه اصلی
برای بررسی و مطالعه نقش جنبش دانشجویی در تحولات سیاسی – اجتماعی ،شناخت و فهم ارتباط این جنبش با نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه از اهمیت زیادی برخوردار است.
هدف اصلی این پژوهش، پاسخ به این سؤال است كه : چه ارتباطی بین نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه با جنبش دانشجویی در مقطع 76-1357 وجود داشت؟
نگارنده ضمن بیان سه دیدگاه در این زمینه (استقلال ، دنباله روی،‌تأثیر متقابل)، معتقد است: جنبش دانشجویی در مقطع 76-1357 تحت تأثیر و دنباله رو احزاب و نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه بوده است.

مفاهیم و تعاریف
جنبش های اجتماعی:
در لغت نامه دهخدا ذیل كلمه جنبش (جلد پنجم، صفحه 7867) آمده است: حركت. مقابل آرام، سكون.
كاربرد اصطلاح جنبش های اجتماعی در اوایل قرن 19 در اروپای غربی معمول شد و یكی از نخستین بحثهای منظم آن را می‌توان در كتاب لورنتس فون اشتاین بنام «تاریخ جنبش های اجتماعی در فرانسه از 1798 تا امروز » یافت.

جنبش های اجتماعی حركتهایی است با گروههای سازمان یافته كه در صددند تا عناصری از جامعه را تغییر دهند یا آنها را حفظ كنند.
مهمترین و جامعترین تعریف (به نظر نگارنده) در فرهنگ واژگان آكسفورد آمده است:
«جریان یا مجموعه ای از كنشها و تلاشها از سوی مجموعه ای از افراد كه به شكلی كم و بیش پیوسته به سمت هدف خاصی حركت می‌كنند یا به آن گرایش دارند. (رجوع كنید به ذیل عنوان جنبش های اجتماعی، اصول و كاركردهای آن)

جنبش دانشجویی:
حركت مستمری كه از دل دانشگاه بیرون می‌آید و به تدریج به تكامل می‌رسد اما در این جا باید بین آن حركتی كه اصالت دارد و مستقل از گروههای سیاسی خارج از دانشگاه است با حركتی كه وابسته به نهادها و گروههای سیاسی خارج از دانشگاه است و به نوعی پیرو و دنباله رو آن گروههاست، تمایز قائل شد.

نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه:
با توجه به این كه نقطه تمركز پژوهش سالهای 76-1357 است. در این مقطع نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه به گروهها و اقشار و نیروهای مختلفی تقسیم می‌شوند اما هدف نگارنده بیشتر آن نیروهای سیاسی است كه نقش مهمی‌به لحاظ تأثیرگذاری بر جنبش دانشجویی داشته اند. لذا، ابتدا بطور مختصر به ارتباط روشنفكران و روحانیون با جنبش دانشجویی اشاره می‌كنیم و سپس به نقش و ارتباط احزاب و جناحهای سیاسی با جنبش دانشجویی می‌پردازیم.
روشن است كه با اشاره به احزاب و جناحهای سیاسی، نقش و تأثیر روشنفكران و روحانیون در درون این احزاب و جناحها بیشتر آشكار می‌گردد.
(به عبارتی بررسی احزاب و جناحهای سیاسی ، روشنفكران و روحانیون را هم در بر می‌گیرد)

روش پژوهش و تحقیق
نگارنده در این پژوهش جهت گردآوری داده ها از روش تركیبی (توصیفی – تاریخی، علّی‌و كتابخانه ای) استفاده نموده است.
برای جمع آوری اطلاعات پیرامون موضوع پژوهش از روش كتابخانه ای، برای بررسی تاریخچه و فراز و فرود جنبش دانشجویی (از آغاز شكل گیری تا پس از انقلاب) از روش توصیفی – تاریخی و به منظور بررسی رابطه علی و معلولی بین دو متغیر نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه (متغیر مستقل) و جنبش دانشجویی (متغیر وابسته) از روش علّی‌استفاده شده است.

سابقه پژوهش و بررسی ادبیات موجود
نگارنده برای فصل چارچوب مفهومی كتابهای زیادی (به انگلیسی و فارسی) در زمینه جنبش های اجتماعی را بررسی نمود لیكن هیچ نوشته ای در این زمینه (كه بطور صریح با چارچوب مفهومی تطبیق نماید) پیدا نكرد.

تنها كتاب «جامعه شناسی سیاسی» موریس دو ورژه به رابطه احزاب و تشكلها و سازمانهای سیاسی اجتماعی پرداخته بود.
نویسنده این كتاب معتقد است كه ارتباط احزاب و سازمانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به سه حالت قابل تصور است:
1- برخی سازمانها و گروههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تابع احزابند.
2- برخی از احزاب كم و بیش تابع سازمانها و گروههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی‌اند.
3- حالت همكاری برابری میان این دو.

در این كتاب از جنبش های اجتماعی (و جنبش دانشجویی) ذكری به میان نیامده است.
بنابراین نگارنده از مباحث این كتاب نوعی الگوبرداری نموده و این سه حالت را با جنبش دانشجویی تطبیق و تفسیر نموده است.
از دیدگاههای هابرماس و هانتیگتون به دلیل آنكه هر دو (با وجود دیدگاههای كاملاً متفاوت) معتقد به جنبش دانشجویی با كاركرد روشنگری و انتقادگری بودند، در ذیل بحث مربوط به استقلال، رابط و میانجی بودن جنبش دانشجویی استفاده نمودیم.

هانتیگتون در «سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی» به صورت بسیار مختصر به دانشجویان و نقش فعال و تأثیرگذار آنها در جوامع پراتوری می‌پردازد و از دانشجویان در جوامع دستخوش نوسازی به عنوان مخالفانی مستقل از حكومت و گروههای سیاسی نام می‌برد.
در كتاب «یورگن هابرماس: نقد در حوزه عمومی» ، از هابرماس به عنوان فیلسوفی نام برده می‌شود كه معتقد است دانشجویان به كاركرد و وظیفه روشنگری می‌پردازند. علیه ابزاری كردن آموزش مبارزه می‌كنند و در وظیفه انتقادگری خویش به دلیل عدم نفوذ مستقیم گروههای ذی نفع اقتصادی بر آنها، موفق عمل می‌كنند.
علیرضا كریمیان در كتاب «جنبش دانشجویی در ایران از تأسیس دانشگاه تا پیروزی انقلاب اسلامی» بیشتر به بحث تاریخی و توصیفی جنبش دانشجویی از تأسیس تا پیروزی انقلاب اسلامی‌(بخشی از این توصیف تاریخی در این پژوهش استفاده شده است) پرداخته است.

كریمیان در این كتاب به جز اشاراتی كوتاه از دیدگاههای میلز، ماركوزه و آلن تورن در مورد تأثیر متقابل جنبش های اجتماعی و نظر باتامور در باب نیاز جنبش‌های دانشجویی به سایر گروههای جامعه، بحث نظری جامعتری در این خصوص ارائه نداده است.
كتاب دیگری كه در فصل چارچوب مفهومی از آن استفاده شده است، «جنبش های اجتماعی معاصر ایران» تألیف سعید زاهد است. نویسنده در این كتاب ضمن ارائه چارچوب مفهومی مناسب در باب جنبش های اجتماعی معاصر، اشاره ای به جنبش دانشجویی نكرده است و در واقع تنها به مستندسازی چارچوب مفهومی خویش با جنبش تنباكو، نهضت مشروطه و ملی شدن صنعت نفت پرداخته است.

بنابراین، از فصل چارچوب مفهومی این كتاب، دیدگاههای ویلسن و اسكات به عنوان نظریه پردازانی كه به تبعی بودن و عدم استقلال جنبش های اجتماعی معتقدند، برای چارچوب مفهومی این پژوهش استفاده شده است.
از مهمترین كتابهایی كه در فصل دوم از آنها استفاده شده است، كتاب «كنفدراسیون تاریخ جنبش دانشجویان ایران در خارج از كشور 57-1332»، تألیف افشین متین است. در این كتاب سیر تاریخی جنبش دانشجویی از 1332 تا 1357 مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
كتاب دیگر در این زمینه «جنبش دانشجویی در ایران از تأسیس دانشگاه تا پیروزی انقلاب اسلامی» است. این دو كتاب اخیر، هر دو به بحث تاریخی و توصیفی در خصوص جنبش دانشجویی پرداخته اند.

البته علیرضا كریمیان نویسنده كتاب «جنبش دانشجویی در ایران از …. » بحث كوتاهی در خصوص ارتباط احزاب سیاسی با جنبش دانشجویی از آغاز تأسیس تا 1357 ارائه نموده است. اما در این زمینه به چارچوب مفهومی و شواهد مستندی در رابطه با تأثیرپذیری جنبش دانشجویی از احزاب سیاسی اشاره نكرده است.
از كتاب «كالبدشكافی جناحهای سیاسی ایران (1358 تا 1378 )»، تقسیم بندی جناحهای سیاسی در مقطع 76-1357 را الگوبرداری نموده ایم. ضمن آنكه در این كتاب بدون ارائه فصل یا عنوانی در زمینه جنبش دانشجویی، در اشارات كوتاهی و با دلایل تاریخی و عینی به فرضیه این پژوهش (جنبش دانشجویی در سالهای پس از انقلاب تا 1376 تحت تأثیر گروههای سیاسی خارج از دانشگاه بوده است) پرداخته است.

با این حال، حمیدرضا ظریفی نیا در این كتاب به چرایی این تأثیرپذیری و عدم استقلال جنبش دانشجویی اشاره نكرده است.
دكتر حسین بشیریه در كتاب «دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران» ضمن بررسی نیروهای سیاسی در سالهای پس از انقلاب ، به جنبش دانشجویی و ویژگیهای آن در مقطع پس از انقلاب پرداخته اند. به ر دكتر بشیریه انجمن های دانشجویان تا اوایل دهه 1370 ابزار اعمال قدرت سیاسی و ایدئولوژیك حكومت بودند. این دیدگاه با فرضیه این پژوهش كاملا هماهنگ و همسو است.

«درآمدی بر رفتار شناسی سیاسی دانشجویان در ایران امروز» كتاب دیگری است كه بیشتر به كتابشناسی جنبش دانشجویی شبیه است.
مجید محمدی نویسنده این كتاب، ضمن ارائه ویژگیهای جنبش دانشجویی در ایران و بررسی چند تشكل دانشجویی، بیشتر به ادبیات رفتارشناسی سیاسی دانشجویان، پرداخته‌اند. كتابها و مقالاتی كه در زمینه جنبش دانشجویی و دانشگاه به چاپ رسیده اند را معرفی می‌نماید. بنابراین بیشتر به كتابشناسی شبیه است مطالب این كتاب به جز بخش تشكلهای دانشجویی و بررسی ادبیات رفتارشناسی سیاسی دانشجویان ، دارای نظم و جهت مشخص نیست.
از یك طرف بین بخش مقدمه و كلیات با سایر بخش ها ارتباط معنی داری وجود ندارد و از طرف دیگر سالهای مورد بررسی بسیار پراكنده است بطوری كه خواننده نمی‌تواند سالهای مورد بررسی در این كتاب را دریابد.

كتاب «دیروز، امروز و فردای جنبش دانشجویی در ایران» ، مهمترین كتابی است كه در این پژوهش (در هر سه فصل) از آن استفاده شده است.
موضوع این كتاب مصاحبه و گفتگوی مسعود سفیری با كارشناسان مسائل سیاسی و فعالان جنبش دانشجویی در باب جنبش دانشجویی در ایران قبل و بعد از انقلاب است.
پاسخ به سؤالات مسعود سفیری (بویژه سؤالاتی كه در مورد جنبش دانشجویی پس از انقلاب است) در این پژوهش بسیار راهگشا بود و بسیاری از دیدگاههای مصاحبه‌شوندگان با فرضیه پژوهش همخوانی داشت.

شاید بتوان گفت سؤالات تكراری، مهمترین مشكل این گفتگو بوده است چرا كه در برخی سؤالات پاسخ به گونه ای ارائه شده است كه ضرورت داشت تا پرسشی دیگر به غیر از آن سؤالات تكراری مطرح شود (به عبارتی دیگر مصاحبه ها بی رهنمود نبوده اند تا هر چه بیشتر ایده های جدید و … را به همراه داشته باشند)
شاید بهتر بود قبل از مصاحبه ها ، فصلی به بررسی سیر و فراز و فرود جنبش دانشجویی و دیدگاهی كلی در باب جنبش دانشجویی در ایران اختصاص داده می‌شد.
در مجموع می‌توان گفت در زمینه چارچوب مفهومی هیچ منبعی وجود نداشت كه چنین دسته بندی از جنبش های اجتماعی ( ودانشجویی) و ارتباط آنها با احزاب و نیروهای سیاسی (استقلال، دنباله روی و تأثیر متقابل) ارائه نماید.
با وجود عدم بحث نظری در این زمینه،‌ نگارنده از كتابهای مختلف، دیدگاههایی را كه نزدیك به هریك از این سه نظر (استقلال ، دنباله روی و تأثیر متقابل) بود به عنوان بحث نظری انتخاب و سپس آن را با وضعیت ایران تفسیر نمود.

در زمینه بحث تاریخی و توصیفی جنبش دانشجویی در مقطع قبل از انقلاب آثار بسیاری به چاپ رسیده است اما در زمینه جنبش دانشجویی پس از انقلاب، كتب و مقالاتی كه بطور مناسب به بررسی این دوران بپردازند، هنوز منتشر نشده اند بنابراین نگارنده، ناگزیر از بررسی روزنامه ها، بولتن ها، بیانیه ها، اطلاعیه ها و جزوات موجود در تشكلهای دانشجویی بود.

سازماندهی پژوهش
پژوهش حاضر در پاسخ به این سؤال آغاز شد كه «چه ارتباطی بین نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه با جنبش دانشجویی در مقطع 76-1357 وجود داشت؟
برای پاسخ به این سؤال، فصل اول ابتدا با تعریف جنبش های اجتماعی، اصول، كاركردها و طبقه بندی آن آغاز شد و سپس چارچوب مفهومی این پژوهش با مطرح كردن سه دیدگاه در زمینه ارتباط نیروهای سیاسی با جنبش دانشجویی شكل گرفت. از این سه دیدگاه (استقلال ، تبعی و دنباله رو بودن و تأثیر متقابل) ، نگارنده دیدگاه دوم یعنی دنباله رو بودن جنبش دانشجوئی نسبت به نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه در مقطع 76-1357 را به عنوان فرضیه پژوهش انتخاب نمود و در نهایت به دلایل تبعی و دنباله‌رو بودن جنبش دانشجویی (در مقطع 76-1357 ) اشاره شد.
برای بررسی و آزمون فرضیه پژوهش، فصل دوم به سیر تاریخی جنبش دانشجویی از ابتدای شكل گیری تا 1376 اختصاص داده شد. جنبش دانشجویی به دو مرحله قبل از انقلاب و پس از انقلاب تقسیم شد. مرحله قبل از انقلاب به دو مقطع قبل از تأسیس دانشگاه تهران و پس از تأسیس دانشگاه تهران تا انقلاب اسلامی‌تقسیم گردید كه این مرحله اخیر (پس از تأسیس دانشگاه تهران ) به پنج مقطع دسته بندی گردید.

مرحله پس از انقلاب نیز به چهار مقطع 59-1357 ، 62-1359 ، 68-1362 و 76-1368 تقسیم شد. در نهایت در این فصل به مهمترین گروهها و نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه (روشنفكران، روحانیون و احزاب و جناحهای سیاسی) در مقطع 76-1357 اشاره می‌شود.
مهمترین نیروهای سیاسی مقطع 76-1357 روشنفكران ، روحانیون و احزاب سیاسی بودند.
یكی از نیروهای تأثیرگذار بر دانشجویان، روشنفكرانند. در سالهای 76-1357، به ترتیب اندیشه های شریعتی، داوری و سروش به اندیشه مسلط وتأثیرگذار در میان دانشجویان تبدیل می شوند.

از نیروهای دیگری كه در میان دانشجویان نفوذ زیادی داشته اند، روحانیون می باشند. روحانیون را می توان به دو دسته تقسیم نمود: روحانیونی كه روابط تقریباً متقابل با دانشجویان برقرار می كردند (روحانیون مبارز و انجمن های اسلامی) و روحانیونی كه خواهان برقراری روابط مرید و مرادی بادانشجویان بودند (جامعه روحانیت مبارز).
پس از اشاره كوتاهی به روشنفكران و روحانیون، جناحهای سیاسی مقطع 76-1357 به شش دسته كلی تقسیم می‌نمائیم؛ چپ سنتی، راست سنتی، راست مدرن، راست سنتی افراطی ، چپ مدرن و جناح روشنفكر تلفیقی اشاره خواهد شد كه در سالهای 59-1357، گروههای سیاسی مختلف (ماركسیستی و اسلامی) در درون دانشگاه دفتر یا تشكیلاتی ایجاد نمودند. دانشگاه به كانون تقابل طیف های اسلامی و ماركسیستی تبدیل شده بود.

مقطع 62-1359، آغاز انقلاب فرهنگی است. دفتر تحكیم وحدت، تنها تشكیل موجود در دانشگاه است و از حمایت طیف چپ سنتی برخوردار است.
در مقطع 68-1362،‌جنبش دانشجویی (دفتر تحكیم وحدت) به عنوان ابزار و نماینده چپ سنتی در دانشگاهها با هر گونه حركت اعتراضی به عنوان تحریك و اقدام علیه نظام و انقلاب، برخورد می كند. مقطع 76-1368، همزمان با تغییرات ساختاری بین المللی، منطقه ای و داخلی است. جنبش دانشجویی (دفتر تحكیم وحدت) در این مقطع، پس از یك دوره سرگردانی و دوگانگی دست به تجدید نظر و بازسازی می زند و همراه و همسو با نسل جدید روشنفكران (سروش و … ) به عنوان نماینده چپ مدرن در دانشگاه به دفاع از شعارهایی چون توسعه سیاسی ، آزادی، حقوق بشر و … پرداختند.

پس از ارائه چارچوب مفهومی، اشاره به سیر تاریخی جنبش دانشجویی و بررسی نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه در مقطع 76-1357، در فصل سوم به منظور آزمون و مستندسازی فرضیه پژوهش، سالهای 76-1357 را به چهار مقطع تقسیم خواهیم كرد. پس در هر مقطع به بررسی احزاب و نیروهای سیاسی و تأثیرگذاری آنها بر جنبش دانشجویی و تشكلهای آن اشاره خواهیم كرد.
بخش نهایی این پژوهش به نتیجه گیری اختصاص دارد. در این بخش اشاره خواهد شد كه فرضیه پژوهش پس از آزمون و مستندسازی با سالهای 76-1357 مورد تأیید قرار خواهد گرفت و یا رد خواهد شد. سپس نتایج تحقیق با نشان دادن شناختهای نوین و پیشنهادات عملی معرفی خواهد شد.

فصل اول

چارچوب مفهومی

به نظر یورگن هابرماس دانشگاه سه رسالت خطیر دارد:
1- دانشگاه مسئولیت تضمین این امر را بر عهده دارد كه فارغ التحصیلان آن از حداقل ویژگیهای لازم در حوزه تواناییهای فوق كاركردی یا خارج از حد وظیفه برخوردار باشند منظور از فوق كاركردی یا خارج از حد وظیفه تمامی‌مسئولیتها و رفتارهای مربوط به پیگیری یك حرفه تخصصی است كه به تنهایی در دانش و مهارتهای حرفه ای – تخصصی یافت نمی‌شوند.
2- رسالت دوم دانشگاه به نظر وی عبارت است از انتقال، تبیین و اشاعه سنت فرهنگی جامعه.

3- دانشگاه همواره وظیفه ای را ایفا كرده است كه تعریف یا تعیین حدود آن كار چندان ساده ای نیست. امروزه به راحتی می‌توان گفت این دانشگاه است كه خود آگاهی سیاسی دانشجویان را شكل می‌دهند در حالیكه تا مدتهای مدید خودآگاهی كه در دانشگاههای آلمان شكل می‌گرفت، خودآگاهی غیر سیاسی بود یعنی شمار عظیمی‌از نسلهای دانشجویان بدون مطالعه سازماندهی شده علوم سیاسی و بدون آموزش سیاسی، تحت حمایت یك نهاد ظاهراً غیر سیاسی در رشته های مختلف علوم به تحصیل پرداخته و در عین حال به طور همزمان براساس شیوه ای از نظر سیاسی كاملاً مؤثر آموزش دیدند.

در نظر هابرماس دانشگاه محل ارائه یا عرضه تصمیمات سیاسی نیست ولی به عقیده او، دانشگاه مكان بسیار مناسبی برای بحث و گفتگو پیرامون مسائل و موضوعات سیاسی است البته اگر این قبیل بحث و گفتگو تحت هدایت اصول عقلانیتی صورت بگیرند كه اندیشه علمی‌در چارچوب آن شكل می‌گیرند1
برخی از پژوهشگران سه وظیفه اساسی برای دانشجو و دانشگاه در نظر می‌گیرند:
1- تعلیم و تعلم2- پژوهش و تحقیق 3- پاسداری از سنن علمی، فرهنگی و هدایت معنوی جامعه2
اما در جامعه ما، دو تلقی اشتباه از دانشجو وجود دارد: تلقی نخست، دانشگاه را كارخانه دانش سازی و دانشجو را فردی می‌داند كه باید منحصراً درس بخواند و سپس وارد بازار كار و چرخه تولید و خدمات كشور شود.

شكل افراطی این دیدگاه تا آن جا پیش رفته كه دانشجو را از دخالت در مسائل سیاسی و انتخاب مستقل كاندیدا برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی‌محروم كرده است.
تلقی دوم، به دانشجو به عنوان یك مبارز و انقلابی می‌نگرد و رسالت دگوگونی جامعه را بردوش دارد، این حدافراط و تفریط دو وظایف دانشجوست و گر چه ایجاد تعادل و توازن میان این دو نقش امری دشوار است.

آموختن و پژوهش و دانش اندوزی در هر شرایطی در جهت منافع ملی است از طرف دیگر دانشجو حتی در حین تحصیل نسبت به حوادث محیط اجتماعی اش منفعل نیست. همین حساسیت، اندیشه و رفتار سیاسی دانشجو را شكل می‌دهد وی را به فعالیت و عمل سیاسی تشویق و ترغیب می‌كند بنابراین از این زاویه فعالیت سیاسی،‌هنجاری طبیعی و عادی در رفتارشناسی دانشجوست هر اعتراضی در دانشگاه به منزله مخالفت و ناسازگاری نیست. انتقاد نشانه زندگی، پویایی و تحرك دانشجوست.
از آنجائی كه جنبش دانشجویی ذیل جنبش های اجتماعی مورد بررسی قرار می‌گیرند، قبل از ورود به بحث چارچوب مفهومی پژوهش، ابتدا به تعریف، اصول، كاركردها و طبقه بندی جنبش های اجتماعی می‌پردازیم و سپس به چارچوب مفهومی و چرایی دنباله رو بودن جنبش دانشجویی نسبت به نیروهای سیاسی اشاره خواهیم كرد.
جنبش های اجتماعی، اصول و كاركردها:

به لحاظ روش شناسی جنبش دانشجویی را باید به عنوان یك جزء در دل كلیتی به نام جنبش اجتماعی قرار داد و به بررسی رابطه دیالكتیكی آنها پرداخت.
جنبش دانشجویی در سایه جنبش اجتماعی ارزیابی می‌شود و به عبارت دیگر برای درك پیروزی و شكست جنبش دانشجویی باید آن را در ارتباط با بستر جنبش های اجتماعی تشریح نمود.
حسین بشیریه نیز جنبش دانشجویی را در ذیل جنبش های اجتماعی قرار می‌دهد3 جنبش دانشجویی به لحاظ ساختار و نحوه سازماندهی، همانند جنبشهای اجتماعی از سلولهای نیمه خودمختار تركیب یافته و دچار عدم تمركز است و معمولا یك رهبر عالی مقام ندارد و هر بخش و گروه آن دارای رهبر و راهروانی است.
جنبش دانشجویی حامل ویژگیهای جنبش اجتماعی است و به دلیل همپیوندی وسیع و عمیق اجتماعی با گستره متنوع مردمی، نقش مهم و تأثیرگذاری دارد. بنابراین به دلیل این ارتباط بین جنبش دانشجویی و جنبش های اجتماعی و اینكه به گفته دكتر حسین بشریه جنبش دانشجویی در ذیل جنبش های اجتماعی قرار می‌گیرد، ما ابتدا به تعاریف جنبش های اجتماعی و سپس به اصول و كاركردهای جنبش های اجتماعی می‌پردازیم.

گی روشه در تعریف جنبش اجتماعی می‌نویسد: «جنبش اجتماعی عبارت از سازمانی كاملاً شكل گرفته و مشخصی است كه به منظور دفاع و یا گسترش و یا دست یابی به هدفهای خاصی به گروه بندی و تشكل اعضا می‌پردازد.4»
در كتاب جامعه شناسی گیدنز در تعریف جنبش اجتماعی آمده است: «كوشش جمعی برای پیشبرد منافع مشترك ، یا تامین هدف مشترك از طریق عمل جمعی خارج از حوزه نهادهای رسمی5»
اما به نظر نگارنده جامعترین تعریف در فرهنگ واژگان آكسفورد آمده است: «جریان یا مجموعه ای از كنشها و تلاشها از سوی مجموعه ای از افراد كه به شكلی كم و بیش پیوسته به سمت هدف خاصی حركت می‌كنند یا به آن گرایش دارند6»
در مجموع می‌توان گفت جنبش های اجتماعی اساساً پدیده جوامع امروزی هستند و كاربرد این اصطلاح تنها در اوایل قرن 19 در اروپای غربی معمول شد و یكی از نخستین بحثهای منظم آن را می‌توان در كتاب لورنتس فون اشتاین «تاریخ جنبش اجتماعی در فرانسه از 1789 تا امروز» یافت7
به نظر آلن تورن، جامعه شناس معاصر فرانسوی، سه اصل اساسی كنش جنبشهای اجتماعی را جهت می‌دهند.
1- اصل هویت:
یعنی جنبش اجتماعی باید ابتدا دارای هویتی باشد و باید مشخص كند كه از چه افرادی تشكیل شده، سخنگوی چه افراد و یا چه گروههایی از مردم است و مدافع چه منافعی است به عنوان مثال گروهی خود را سخنگو و مدافع دانشجویان قلمداد می‌نمایند و جنبش دانشجویی شكل می‌گیرد.
2- اصل ضدیت یا مخالفت
جنبش اجتماعی لزوماً دارای حریف است و بدون ضدیت نمی‌تواند وجود داشته باشد. بدون مانع و مخالف جنبش اجتماعی ممكن است به صورت حزبی مسلط به هدف خود دست یابد و بر سریر قدرت نشسته یا به صورت مؤسسه ای دائمی‌درآید كه دیگر نمی‌توان نام آنرا جنبش گذاشت.
3- اصل همگانی بودن
یك جنبش اجتماعی به نام ارزشهایی برتر، ایده هایی بزرگ و … آغاز می‌گردد و حتی در مواردی كه جنبش نماینده یك گروه خاص (مثلا دانشجویان ) است، به نام ارزشها و حقایق جهانی كه توسط انسانها یا كل جامعه شناخته شده ادعای خود را شروع می‌نماید.
علاوه بر اصول جنبشهای اجتماعی كه در حقیقت دلیل موجودیت جنبشهای اجتماعی است و كنش آنها را جهت می‌دهد، جنبشهای اجتماعی به نظر گی روشه دارای سه كاركرد به شرح زیر می‌باشند:

1- كاركرد رابط یا میانجی بودن
2- كاركرد ایجاد و بالا بردن آگاهیهای جمعی
3- كاركرد ایجاد فشار9
جنبش های اجتماعی به عنوان عوامل رابط یا میانجی:
جنبش های اجتماعی از یك طرف به عنوان عاملین جامعه پذیری نقش مهمی‌ایفا می‌كنند و موجب شناساندن جامعه و ساختهای اجتماعی آن به اعضای این جنبشها و سایرین می‌گردند و از طرف دیگر این جنبشها وسیله ارتباطی مؤثری در مشاركت محسوب می‌گردند.
به عبارت دیگر به عقیده نگارنده جایگاه جنبش های اجتماعی (جنبش دانشجویی و …) در هرم قدرت جامعه را می‌توان به صورت زیر به تصویر كشید؛

بنابراین جنبش اجتماعی و جنبش دانشجویی به صورت یكی از گروههای اصلی واسط است و یك نهاد مدنی و واجد ویژگیهای گروههای میانجی در عرصه عمومی.
جنبش اجتماعی به عنوان عامل ایجاد آگاهی جمعی
اگر به اصول سه گانه جنبش اجتماعی (اصل هویت، اصل ضدیت، اصل همگانی بودن)
توجه كنیم به این پی خواهیم برد كه جنبش اجتماعی ذاتاً موجب ایجاد و گسترش شعور سیاسی جمعی در كل جامعه یا حداقل در بخش خاصی از جامعه می‌گردد به عنوان مثال اصل ضدیت و مخالفت و اینكه جنبش اجتماعی همیشه در پی در هم شكستن دشمن یا دشمنان است و دائم در حال رقابت با گروه یا حزب و … است همین سبب افزایش شعور و آگاهی جمعی می‌گردد.

كاركرد فشار جنبشهای اجتماعی
برخی جنبشهای اجتماعی و گروههای فشار را یكی می‌پندارند كه این امر صحیح نیست جنبشهای اجتماعی بر نخبگان قدرت فشار می‌آورند و این فشارها از اعتصاب، تحریم و تظاهرات تا تهدید و غیره … را شامل می‌شود اما فشار بر قدرت و قدرتمندان تنها یكی از اشكال كنش جنبشهای اجتماعی است ولی گروههای فشار اصلی ترین و مهمترین كاركردشان اعمال فشار است و فلسفه وجودی آنها همین اعمال فشار است.

طبقه بندی جنبشهای اجتماعی:
برای طبقه بندی جنبشهای اجتماعی شیوه های متعددی پیشنهاد گردیده است اما گیدنز جامع ترین طبقه بندی را، طبقه بندی دیوید آبرل می‌داند كه به صورت زیر می‌باشد؛
1- جنبشهای دگرگون ساز
اعضای این جنبشها در پی دگرگونیهای سریع و عظیم و غالباً خشن هستند و هدفشان دگرگونی فراگیر در جامعه است از مهمترین این جنبشها به نظر گیدنز جنبشهای انقلابی یا جنبش های مذهبی رادیكال است.
2- جنبشهای رستگاری بخش
این جنبش ها در صدد نجات افراد از شیوه های زندگی هستند كه به نظر آنها فاسد كننده پنداشته می‌شود گیدنز فرقه های پنتیكوستی را كه معتقدند رشد معنوی افراد نشانه حقیقی ارزش آنهاست نمونه ای از این گونه جنبشها به حساب می‌آورد.

3- جنبشهای تغیر دهنده
هدف اساسی این جنبشها ایجاد تغییر جزئی در افراد است یعنی این جنبشها خواهان دگرگونی و تغییر كلی و كامل در عادات و … افراد و جامعه نیستند بلكه می‌خواهند ویژگیهای معینی را تغییر دهند یك نمونه این جنبشها به نظر گیدنز جنبش الكلیهای گمنام است.
4- جنبشهای اصلاح طلب
این جنبشها خواهان ایجاد تغییرات تدریجی در جامعه هستند هدفهای محدودتری دارند به عبارت دیگر این جنبشها تنها برخی جنبه های نظم اجتماعی موجود را می‌خواهند تغییر دهند آنها به انواع ویژه ای از نابرابری یا بی عدالتی توجه نشان می‌دهند.

به نظر آبرل این جنبشها و جنبشهای دگرگون ساز هدفشان تغییر عادتها یا طرز نگرش افراد است.
گیدنز جنبشهایی نظیر «اتحاد پرهیز از نوشیدن مشروبات الكلی زنان مسیحی» یا گروههای مخالف سقط جنین را از جمله جنبشهای اصلاح طلب به شمار می آورد10
به نظر نگارنده جنبش دانشجویی را می‌توان از جنبش های اجتماعی اصلاح طلب كه خواهان تغییر و اصلاح در جامعه اند به حساب آورد.
جنبش دانشجویی به طور عام و كلی آن (نه جنبش دانشجویی در ایران) را زمانی می‌توان در ذیل جنبش های اجتماعی اصلاح طلب به شمار آورد كه دارای ویژگیهای زیر باشد:
1- به لحاظ سیاسی به نقد دولت و برنامه های آن بپردازد و نسبت به دولت و نهادهای سیاسی آن استقلال داشته باشد به عبارت دیگر جنبش دانشجویی متعلق به حوزه جامعه مدنی و عرصه عمومی‌باشد (تصویر زیرگویای این مطلب است)

2- از نظر فرهنگی شاهد تكثر دیدگاهها، عقاید و آزادی اندیشه و بیان باشیم. بحث و گفتگوی دموكراتیك بر انحصار و تك صدایی بودن بچربد.
3- به لحاظ اجتماعی زمانی یك جنبش اجتماعی را می‌توان اصلاح طلب نامید كه با تشكلهای مدنی دیگر ارتباط نزدیك داشته باشد دارای ساختاری دموكراتیك و فرایند تصمیم گیری از پایین به بالا باشد.

4- از جنبه اقتصادی نیز جنبش دانشجویی نباید وابسته به اشخاص و نهادهای حكومتی باشد و به لحاظ مالی مستقل باشد. تأمین منابع مالی از طریق اعضا یا انجام فعالیتهای اقتصادی صورت گیرد.
با توجه به ویژگیهای جنبش دانشجویی و اینكه این جنبش دارای خصلتی روشنفكرانه است و به دلیل ساخت فكری آن و وجود دو عنصر علم و تفكر در تحولات اجتماعی و سیاسی بسیار تأثیرگذار است بنابراین قراردادن جنبش دانشجویی در ذیل جنبشهای اجتماعی اصلاح طلب دور از واقعیت نیست.

چارچوب مفهومی:
ویژگیهای جنبش دانشجویی بطور عام بیان شد اما آیا جنبش دانشجویی در ایران نیز همین ویژگیها را دارا بوده است؟ به عبارت دیگر نقش و رسالت جنبش دانشجویی در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران چیست و ارتباط این جنبش با نیروهای سیاسی و احزاب خارج از دانشگاه چگونه بوده است؟
برای پاسخ به سؤالات فوق به نسبت و ارتباط جنبش دانشجویی و نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه می‌پردازیم چرا كه پس از بررسی ارتباط جنبش دانشجویی با نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه، ویژگیها ،‌نقش و رسالت جنبش دانشجویی در ایران نیز روشن خواهد شد.

در خصوص رابطه احزاب و گروههای سیاسی با جنبش دانشجویی سه حالت ممكن است بروز كند؟
2- برخی از جنبش ها و تشكلهای دانشجویی كم و بیش تابع احزابند. موریس دوورژه معتقد است گاهی روابط سازمانی با حزب و وابستگی در برابر آن رسماً شناخته شده است. وی سازمانهای جوانان و زنان را بیشتر در این زمره محسوب می‌دارد و مثالی از كنفدراسیون كل كارگران فرانسه كه در سالهای 1950 سازمان الحاقی حزب كمونیست بوده، می‌آورد11 جنبشهای سبز در بیشتر كشورها غالباً به حزب های سبزی وابسته اند كه به دنبال انتخاب شدن در مجالس ملی اند12

2- احزاب مطیع گروهها و تشكلات
دو ورژه معتقداست حزب كارگر تا 1927 از نمایندگان سندیكاها، تعاونیها، انجمنهای كمك متقابل، انجمنهای سوسیالیستی تشكیل شده بود این حزب چیزی نبود جز تشكیلاتی كه همكاری گروههای ذی نفوذ را در قملرو سیاسی امكان پذیر می‌ساخت.
به نظر وی، وضع حزب مردم اتریش (دموكراسی مسیحی) كه كاملاً وابسته به گروههای ذی نفوذ نظیر اطلاق بازرگانی، تشكیلات دهقانی و سندیكاهائی است كه تشكیل دهنده آنند، بهمین منوال است13

3- همكاری برابر طلب یا تأثیر متقابل
دوورژه در این مورد می‌نویسد: «همكاری دائمی‌میان حزب و تشكلات و گروهها در كشورهای اسكاندیناوی دیده می‌شود. مثلا این گونه همكاری در مورد حزب سوسیالیست و سندیكاهای كارگری یا همكاری های متقابل و تعاونیها به چشم می‌خورد. سندیكاها، مطیع حزب و حزب مطیع سندیكاها نیستند ولی هر دو بطور نزدیك با هم همكاری دارند. در ایالات متحده، نوعی همكاری میان سندیكاهای كارگری و حزب دموكرات برای انتخابات برقرار می‌شود14

برای تفسیر موارد فوق با جامعه ایران می‌توان گفت نسبت به ارتباط جنبش دانشجویی با نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه در مقطع 76-1357 ، سه نظر به شرح زیر وجود دارد:
1- جنبش دانشجویی در سالهای 76-1357 ، جنبشی هدف ساز، مستقل و پیشرو بود. نیروهای سیاسی و احزاب خارج از دانشگاه از این جنبش تأثیر پذیرفتند.
2- جنبش دانشجویی در سالهای 76-1357 دنباله رو، ابزار و بازوی عمل احزاب و نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه بود.

3- جنبش دانشجویی در مقطع 76-1357 ، هم بر نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه تأثیر گذاشت و هم از آنها تأثیر پذیرفت (تأثیر متقابل)
ابتدا به مورد 3 و 1 به اختصار اشاره می‌كنیم و در نهایت مورد 2 كه فرضیه اصلی این پژوهش است بطور مفصلتر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
1- برخی معتقدند جنبش دانشجویی در سالهای 76-1357 به عنوان رابط و میانجی مردم و دولت بود یعنی به عنوان حوزه عمومی‌یا جامعه مدنی مطرح بود و به نوعی نیروهای سیاسی و احزاب تابع این جنبش و تشكل های آن بودند.

هانتیگتون در تحلیل كلی كه از جوامع دستخوش نوسازی ارائه می‌دهد، معتقد است در جوامع پراتوری، دانشجویان فعالترین و مهمترین نیروی سیاسی طبقه متوسط را می‌سازند و هیچ حكومتی نمی‌تواند روی حمایت آنها (روشنفكران و تحصیكلرده ها) حساب كند. «اگر تنها یك شكاف در میان همه كشورهای دستخوش نوسازی وجود داشته باشد، همان شكاف میان حكومت و دانشگاه است. اگر كاخ ریاست جمهوری را نماد اقتدار بدانیم ،‌ساختمان اتحادیه دانشجویی را نیز باید نماد شورش به شمار آوریم»
به نظر هانتیگتون اصلاحات نمی‌تواند مخالفت های دانشجویی را تعدیل كند حتی ممكن است آنها را تشدید كند. برنامه هایی كه به سود دانشجویان تنظیم می‌شوند گرایشات انقلابی آنها را كاهش نمی‌دهند هانتیگتون اشاره می‌كند كه اقداماتی نظیر تدارك خوابگاههای بهتر، تسهیلات دانشجویی، گسترش دانشگاه و تجدیدنظر در مواد درسی را از جمله مواد این برنامه ها می‌داند كه تنها به آشوبگری سیاسی دانشجویان و تسهیل آن، دامن می‌زند.

در نهایت وی می‌نویسد: مخالفت دانشجویان با حكومت،‌شدیدترین نشانه مخالفت طبقه متوسط است، زیرا این مخالفت بسیار پایدار است…. اینگونه مخالفت ، مسئول از ماهیت حكومت و ماهیت سیاستهایی كه حكومت در پیش می‌گیرد، عمل می‌كند15
هابرماس نیز معتقد است دانشجویان به دلیل عدم نفوذ مستقیم گروههای ذی نفع اقتصادی بر آنان، می‌توانند وظیفه مهم جبران سركوب نظرات انتقادی بوسیله مطبوعات، احزاب سیاسی و حكومت را ایفا كنند. به نظر وی دانشجویان بر حق مشاركت خود در اداره دانشگاهها پافشاری می‌كنند و علیه ابزاری كردن آموزش به عنوان مؤسساتی برای تربیت نخبگان اجتماعی مبارزه می‌كنند.16

بنابراین با توجه به دیدگاههای فوق (هابرماس و هانتیگتون)، وظیفه جنبش دانشجویی روشنگری و افشاء است. به نظر آنان جنبش دانشجویی در جوامع در حال توسعه مستل از حكومت و احزاب است.
2- در بحث نقش و رسالت دانشجویان در تحولات سیاسی و اجتماعی برخی معتقدند، جنبش دانشجویی در تحولات سالهای 76-1357 هم تأثیرگذار و هم تأثیرپذیر بود (تأثیر متقابل)
میلز، ماركوز، و آلن تورن معتقدند: «جنبش دانشجویی با توجه به آگاهی و اطلاعات خود، عدم تعلق و وابستگی به صاحبان قدرت اقتصادی و سیاسی و نیز دیدگاههای رادیكالی كه دارد می‌تواند نقش عمده ای را در تحولات سیاسی – اجتماعی داشته باشد
و از طرف دیگر رسیدن جنبش دانشجویی به اهداف خود برای انجام تغییرهای بنیادی در جامعه را نیازمند ایجاد ارتباط با دیگر گروههای اجتماعی و عامه مردم می‌دانند17
اندیشمندانی نظیر هربرت مید، جرج زیمل و گیدنز از تأثیرپذیری وتأثیرگذاری جنبش‌های اجتماعی صحبت می‌كنند. آنها معتقدند افراد و گروهها به تنهایی قادر به پیش بردن جنبش های اجتماعی نیستند و از ساخت و نظام اجتماعی ضمن تأثیرگذاری، تأثیر می‌پذیرند به عبارت بهتر آنها معتقدند، فرد، جامعه و روابط بر یكدیگر تأثیر متقابل دارند و این عوامل سه گانه با هم در ایجاد تشكلهای اجتماعی نقش دارند18

در مورد ایران نیز عده ای معتقدند جنبش دانشجویی در مقاطعی بر رفتار گروههای سیاسی جامعه تأثیرگذار بوده است به نظر آنان دكتر شریعتی در غیاب جنبش دانشجویی، دكتر شریعتی نمی‌شد و این جنبش دانشجویی بود كه مبارزات مسلحانه در اوایل دهه 1350 را به گروههای چریكی مطرح تبدیل ساخت «جنبش دانشجویی ظرفی بود كه هم تعداد بسیاری نیروی انسانی به آنها داد و هم تأثیر فكری بر جای گذاشت. جنبش دانشجویی هم تأثیر گذاشت و هم تأثیر پذیرفت19
به نظر این گروه، جنبش دانشجویی همواره از سه اندیشه ماركسیستی، ناسیونالیستی و مذهبی تأثیرپذیرفته و بر این اندیشه ها تأثیر گذاشته است و بعد از انقلاب نیز جنبش دانشجویی هم از جریانها مختلف تأثیر پذیرفته و هم بر آنها تأثیر گذاشته است20

3- عده ای معتقدند جنبش دانشجویی در سالهای 76-1357 از نقش تبعی در تحولات سیاسی و اجتماعی برخوردار بوده است. به نظر این عده جنبش دانشجویی در طی سالهای 76-1357 از جریانها بیرون از دانشگاه تأثیر پذیرفت و این تأثیرپذیری بر كنش آنها تأثیرگذاشته است.
نظریه پردازان جنبش های اجتماعی نیز به نوعی از تأثیرپذیری افراد، گروهها و جنبشها سخن به میان می‌آورند.
ویلسن از نظریه پردازان جنبش های اجتماعی به نقش افراد توجه اندكی می‌كند و در نظر او فرد یك وجود تأثیرپذیر، نه فعال و تأثیرگذار است. تأكید عمده او بر شرایط اجتماعی و مخصوصاً ایدئولوژی، به عنوان عاملی كه تحت تأثیر شرایط اجتماعی قوام می‌یابد، می‌باشد21

اسكات نیز بیشتر از طریق احزاب یا دیگر نهادهای اجتماعی به جنبشهای سیاسی نظر نمود؛ بدون اینكه به تأثیر افراد و ساز و كار داخلی این جنبشها اشاره ای داشته باشد.
اسكات معتقد است : «در بیست و پنج سال گذشته گروههای ذی نفوذ و احزاب سیاسی در عكس العمل نسبت به خواستهای عمومی‌و خوراندن آنها به نظام سیاسی شكست خورده اند و همین مطلب، علت بروز جنبش های اجتماعی جدید شده است22
حمیرا مشیرزاده معتقد است نظریه بلومر در مورد جنبش های اجتماعی به تبعی بودن آنها نسبت به جریانات و احزاب اشاره دارد23
با تامور بر خلاف هابرماس (دانشجویان از گروههای ممتاز جامعه و از مجاری مهم روشنفكری سیاسی می‌باشند و وظیفه نقادی جامعه را به دلیل عدم تأثیرپذیری از گروههای ذی نفع اقتصادی بر عهده دارند)، معتقد است جنبش دانشجویی به تنهایی قادر به تغییر جامعه نیست و زمانی موفق به تغییر و تحول در جامعه است كه حمایت دیگر گروههای جامعه را كسب كند24

تا این جا به نظریه پردازان جنبش های اجتماعی و دیدگاههای آنها راجع به تأثیرپذیری و تبعی بودن جنبش های اجتماعی اشاره شد. در سطور زیر به دیدگاههایی كه در مورد جنبش دانشجویی (بویژه جنبش دانشجویی در ایران) وجود دارد از منظر كارشناسان سیاسی و فعالین جنبش دانشجویی مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد.
دكتر صادق زیبا كلام معتقد است: «بخشی از بدنه جنبش دانشجویی اساساً جذب احزاب می‌شود؛ امری كه در تركیه شاهد آن هستیم. یكی از مهمترین نیروهای اجتماعی كه در تركیه تقریباً به ستون فقرات سیاسی كشور بدل شده ، دانشجویان هستند ولی دیگر آنان را نه در دانشگاهها ، بلكه در حزب رفاه و فضیلت یا احزاب دیگر می‌بینید25»
زیبا كلام در مورد جنبش دانشجویی ایران نیز معتقد است: «تا زمانی كه امام بود، جنبش دانشجویی خود را جزء نظام می‌دانست» با فوت امام و برنامه اول هاشمی‌به تدریج انتقادات شروع شد و دانشجویان در این دوران با یك دوگانگی مواجه بودند؛ از یك طرف نظام را قبول داشتند و از طرف دیگر با برخی سیاستهای دولت موافق نبودند و نقد به این سیاستها را به منزله مخالفت با كل نظام می‌دانستند26

ابراهیم اصغرزاده از فعالان بخش دانشجویی در مصاحبه ای كه تحت عنوان «دیروز، امروز و فردای جنبش دانشجویی» به چاپ رسیده، می‌گوید: «یك جنبش اجتماعی اگر یك جنبش خونگرم باشد، طبیعتاً نباید متأثر از محیط بیرون باشد. برای مثال اگر جنبش كارگری را در یك كشور جهان سومی در نظر بگیریم، با سازمان دادن خود و انتخاب رهبری و ایدئولوژی، همیشه به عنوان یك ‌جنبش خونگرم، بدون اینكه با محیط داد و ستد كند، حركت خود را جلو می‌برد. جنبش دانشجویی در ایران خونسرد است؛ یعنی درجه حرارت بدنش با محیط تغییر می‌كند و براساس تحولات اجتماعی به خود سازمان می‌دهد27»

با توجه به اینكه محور اصلی این پژوهش بررسی تبعی بودن جنبش دانشجویی نسبت به احزاب و گروههای سیاسی در سالهای 76-1357 می‌باشد بنابراین بحث از چرایی این تبعی، وابسته و دنباله رو بودن جنبش دانشجویی امری مهم محسوب می‌شود و در واقع نقدی بر استقلال جنبش دانشجویی در سالهای مورد بحث می‌باشد.
بنابراین لازم است به مهمترین عواملی كه در دنباله رو بودن و وابستگی جنبش دانشجویی نقش داشته اند، اشاره نمائیم:
1- ضعف تئوریك، ایدئولوژی ، ایدئولوگ و عدم شناخت عمیق؛

جنبش دانشجویی با توجه به اینكه در واكنش به وضعیت نامطلوب جامعه به نقد می‌پردازد برای رسیدن به اهداف خود ، به ایدئولوژیهای انقلابی و یا اصلاح طلب نیاز دارند، اما چون مطالعات و شناخت آنان آنقدر عمیق نیست تا بتوانند ایدئولوژی و نظریه پردازی كنند لذا به ایدئولوژیها و نظریات اصلاح طلب یا انقلابی موجود روی می‌آورند و « بار سنگین طراحی شناخت فلسفی و فكری را از دوش خویش بر می‌دارند» و به كمك این اندیشه ها و ایدئولوژیها، خود را سازمان می‌دهند و به فعالیت می‌پردازند.
بنابراین نیاز فكری جنبش دانشجویی به گروهها و جریانهای سیاسی، آن را به این گروهها و جریانهای سیاسی نزدیك می‌كند و جنبشهای دانشجویی معمولاً در سایه جنبشهای فكری بزرگتر و جریانهای روشنفكری پدید می‌آیند و به عنوان بازوی عمل آنها قرار می‌گیرند و «اغلب بعنوان عامل پیشبرد ایدئولوژی یا جنبش عمومیتر عمل می‌كنند. از طرف دیگر جنبش دانشجویی به منظور عملی كردن اهداف خود نیاز به همبستگی با نیروها و جنبش های اجتماعی عمومتیر دارد28

در مجموع نداشتن ایده باعث می‌شود امروز از یك گروه یا حزبی حمایت كنند و تحت تأثیر آن قرار بگیرند و فردا تحت تأثیر نیروهای دیگر و از آنها حمایت كنند.
البته در نوسان بودن ذاتاً بد نیست ولی زمانی بد است كه بدانند تحلیل فلان جناح یا گروه غلط است ولی به دلیل وابستگی به آن از آن دفاع كنند.
2- عدم استقلال مالی ، سیاسی و … نداشتن تشكل خاص و مستقل باعث سوء استفاده گروهها و جناح های سیاسی از آنها می‌شود.
هنگامی‌كه تشكلهای دانشجویی دست در جیب دولت داشته باشند و وابسته به بودجه دولت باشند بنابراین به لحاظ سیاسی نیز وابسته خواهند بودو سعی می‌كنند از حزب یا گروههایی حمایت كنند تا برای آنها منافعی داشته باشد. این جا است كه به جای نقد دولت نه تنها از برخی اقدامات نادرست دولت یا احزاب و گروهها چشم پوشی می‌كنند بلكه سعی می‌كنند از آن اقدامات حمایت و آنها را توجیه كنند.

3- كوتاه بودن دوران دانشجویی، سیال بودن نسلهای دانشجویی، جوان بودن، نداشتن تجربه كافی، آماتور بودن و ضعف تشكیلات.
كوتاهی دوران دانشجویی و سیال بودن نسلهای دانشجویی باعث می‌شود كه جنبش دانشجویی و تشكیلات سیاسی وابسته به آن، امكان حضور مداوم اعضاء و فعالان خود را نداشته باشد و به همین علت معمولاً رهبری در جنبش دانشجویی از ثبات و پختگی كافی برخوردار نیست و رهبران جوان جنبش دانشجویی، به رغم تلاش در هدایت تشكلهای خود، سعی می‌كنند در ارتباط با رهبران جریانهای سیاسی عمومی‌جامعه باشند. این موضوع باعث نفوذ بیشتر جریانهای سیاسی در جنبش دانشجویی می‌شود و از طرفی، جریانهای سیاسی عمومی‌علاقمندند حتی الامكان بخشی از جنبش دانشجویی را در اختیار بگیرند29

بنابراین گر چه جنبش دانشجویی از نظر شور و حرارت پیشتاز اما از نظر شعار وابسته به جریانات بیرون از دانشگاه است. زمانی هم كه دست به حركات مستقل بزنند بازهم شعارهای طرح شده در بیرون از دانشگاه را به كار می‌گیرند. چرا كه شعاری كه دانشجویان باید مطرح می‌كردند و مورد قبولی جامعه قرار می‌گرفت مستلزم تجربه بود و دانشجویان تجربه كافی نداشتند به همین دلیل گروهها و شخصیتهای سیاسی خارج از دانشگاه به طرح شعار می‌پرداختند از طرف دیگر برای تشكلهای دانشجویی جوان و آماتور، رفتار بسیار پیچیده، دشوار است پس اگر مستقل هم باشند به نهادهای بیرون از دانشگاه متوسل می‌شوند.
4- عقل محوری جنبش دانشجویی سبب دوری از قدرت و حكومت می‌شود اما احساسی بودن و نپختگی و كم تجربگی سبب می‌شود كه جنبش دانشجویی بلندگوی احزاب و جناحها گردد.

5- نداشتن خودآگاهی و خودفهمی‌و هویت مشخص.
دكتر حسین بشیریه معتقد است جنبش دانشجویی تا قبل از دهه 70 به نقد دولت نمی‌پرداخت و بنابراین هویت و استقلال خودش را نتوانست بدست آورد و تنها پس از 1376 و تا حدی قبل از آن، با گرایشات انتقادی كه نسبت به دولت داشت توانست تا حدی خودفهمی‌و هویت خاص خودش را بازیابد30
6- با فاصله گرفتن جنبش دانشجویی از جامعه به عبارت دیگر با عقب افتادن جنبش دانشجویی از جامعه از یك طرف، و ظهور احزاب و پاگرفتن احزاب از سوی دیگر، شاهد پیوستن جنبش دانشجویی به احزاب هستیم.

البته برخی معتقدند زمانی كه حكومت از فعالیت احزاب غیردولتی و مطبوعات مستقل جلوگیری می‌كند، دانشگاهها به مركز اصلی فعالیت های سیاسی تبدیل شده و غالب گروههای سیاسی مخالف حكومت، از طریق حركت های دانشجویی به مخالفت با اقدامات حكومت مركزی می‌پردازند31
از یك سو احزاب و گروههای سیاسی به دنبال كسب و حفظ قدرت هستند و از سوی دیگر، دانشجویان و تشكل های دانشجویی نقش مؤثر و تأثیرگذاری در جامعه و مردم دارند. احزاب و گروههای با نفوذ در جنبش دانشجویی، تشكل ها و سازمانهای آن بهتر می‌توانند در كسب و حفظ قدرت موفق باشند.

گاهی احزاب و گروههای سیاسی بر آرمانها و اهدافی تأكید دارند و درصدد گسترش آنها در جامعه اند و از آنجا كه دانشگاه مكان مناسبی برای تبلیغ اهداف و آرمانهای آنهاست بنابراین سعی می‌كنند گروهها، تشكلها و سازمانهای دانشجویی را با حمایتهای مالی و … با خود همراه سازند. از طرف دیگر، گروهها و احزاب سیاسی با توجه به مبانی فكری – عقیدتی ونیز در اثر وابستگی یا استقلال نسبت به قدرتهای خارجی، با طرح بخشی از مشكلات و یا با جهت دادن به آن مشكلات، درصددگسترش نفوذ اجتماعی اند. دانشگاهها یكی از مهمترین مكانهای مورد توجه جریانهای سیاسی – فرهنگی تلقی می‌شوند، زیرا دانشجویان آماده ترین قشر اجتماعی هستند كه نسبت به مسائل سیاسی – اجتماعی جامعه احساس مسئولیت می‌كنند و همواره به نقد و انتقاد از حكومت و نهادها، سازمانها و … می‌پردازند.

8- جنبش دانشجویی به لحاظ افكار تحول طلبانه و نیروی انسانی پیشگام و پیشرو است اما برای رسیدن به اهداف عمومی‌تر خود در انجام اصلاحات در نظام سیاسی حاكم و یا رسیدن به انقلاب و … نیازمند برقراری ارتباط با دیگر اقشار اجتماعی و ناراضی در سطح جامعه است.
بنابراین، این نیاز به دیگر اقشار و گروهها گاهی سبب سوء استفاده از آنها می‌گردد.
9- به دلیل عدم تعریف دقیق جنبش دانشجویی از خواستها و آرمانهای خود، این جنبش دچار روزمرگی در سیاست می‌شود و احزاب، گروهها و جناحهای سیاسی از جنبش دانشجویی در جهت منافع خودشان، بهره برداری و استفاده می‌كنند.

همانطور كه اشاره شد هدف ما را در این پژوهش بررسی جنبش دانشجویی و نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه در سالهای 76-1357 می‌باشد اما برای بررسی ارتباط بین آنها ناگزیر از بررسی شكل گیری جنبش دانشجویی قبل و پس از تأسیس دانشگاه تهران تا انقلاب اسلامی‌هستیم.
به عبارت دیگر، نمی‌توانیم معضلات و مسائل جنبش دانشجویی را بطور صحیح مطرح و بررسی نمائیم مگر آنكه مراحل فراز و فرود، رشد و نمو و نوسانات آن را دنبال نمائیم.
بنابراین در فصل بعدی، ابتدا بطور مختصر تاریخچه و ادبیات جنبش دانشجویی، قبل از تأسیس دانشگاه تهران و پس از آن تا پیروزی انقلاب مورد بررسی قرار می‌گیرد سپس جنبش دانشجویی پس از انقلاب تا سال 1376 را كه به چهار مرحله تقسیم نموده ایم، بررسی می‌كنیم:

1- سالهای 59-1357
2- سالهای 62-1359
3- سالهای 68-1362
4- سالهای 76-1368

در مجموع فراز و فرود جنبش دانشجویی از شكل گیری تا سال 1376 را می‌توان در
نمودار زیر فهرست كرد:

پس از بررسی تاریخی جنبش دانشجویی در ایران به مهمترین تشكلهای دانشجویی در مقطع 76-1357 می‌پردازیم و در نهایت، به تاریخچه و ویژگیهای نیروهای سیاسی خارج از دانشگاه در مقطع 76-1357 اشاره می‌كنیم.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله حمله مغول ها به ایران در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله حمله مغول ها به ایران در فایل ورد (word) دارای 28 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله حمله مغول ها به ایران در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله حمله مغول ها به ایران در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله حمله مغول ها به ایران در فایل ورد (word) :

حمله مغول ها به ایران

مقدمه
یكی از مدارس قدیم ایران كه در تبریز در نیمه اول قرن هشتم هجری دایر بوده مجتمع « ربع رشیدی » می باشد ، كه این مجتمع از نظر اصول كلی مدیریت و آموزش و شیوه ی اداری با تمام مدارس قبل و معاصر بعد از خود تفاوت كلی داشته است .
یكی از علل انتخاب این موضوع نیز همین دلیل می باشد . پس از مشورت با استاد گرامی جناب آقای دكتر قرچانلو به بررسی و مطالعه ی منابع و ماخذ موجود پرداختم . منابع و ماخذ بررسی شده همه مربوط به زمان ایلخانان مغول می باشد ، كه مهم ترین آنها در مورد این موضوع وقف نامه ربع رشیدی ، مكاتبات رشیدی و جامع التواریخ می باشد . ( قابل ذكر است كه هر سه این منابع اثر خواجه رشید الدین فضل الله همدانی می باشد ) از منابع دیگری كه مورد استفاده قرار گرفته است ، تاریخ اولجایتو ابوالقاسم عبدالله بن محمد كاشانی و حیب السیر خواند میرمی باشد .

از ماخذ معاصر دیگری كه استفاده شده است می توان به تاریخ مغول عباسی اقبال آشتیانی و امپراطوری صحرا نوردان رنه كروسه و تاریخ مغول اشیولر بر تولد اشاره كرد .
با توجه به محل سكونت خود در شهر مقدس مشهد ، به كتابخانه های آستانه قدس رضوی كه مجهز ترین و بزرگترین كتابخانه ی این شهر می باشد مراجعه نمودم ؛ به غیر از كتاب جامع التواریخ هیچ كدام از كتابهای دیگر خواجه رشید الدین فضل الله همدانی در این كتابخانه موجود نبود .
بنابر این به كتابخانه ملی در تهران مراجعه نمودم و بخش هایی از این كتابها راكپی گرفته و مورد استفاده قرار دادم .
در این رساله ابتدا به بررسی بسیار مختصر و فشرده ی اوضاع سیاسی و اجتماعی قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری قمری ، دوران خواجه رشید الدین فضل الله همدانی بنیان گذار ربع رشیدی زندگی می كرده است ، می پردازیم .

بهترین منبع برای بررسی این دوره كتاب جامع التواریخ خواجه رشید الدین فضل الله همدانی و از ماخذ تاریخ مغول اقبال آشتیانی می باشد .
سپس به تحقیق در مدارس هم عصر و مشابه ربع رشیدی در آن دوره پرداخته و با مقایسه ی این موسسات بتوانیم این مجتمع علمی و آموزشی را به خوبی بشناسیم و ویژگی های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی اواخر قرن و اوایل قرن هشتم هجری قمری را به خوبی معرفی كنیم و مقام و موقعیت علم و علما را معرفی می نماییم ، زیرا استیلای مغول در ایران جز خرابی و هرج و مرج و كشتار اثر دیگری در اذهان مردم باقی نگذاشته است .

بنابر این وقتی از چنین مجتمع علمی و آموزشی در آن برهه تاریخی نام برده می شود می توان نتیجه گرفت كه فرهنگ و تمدن و تفكر ایرانیان مسلمان حتی در چنان دوره هایی هم از درخشش و پیشرفت باز نمانده است و حتی با توجه به آزادی مذهبی كه در این دوران به وجود آمده فرقه های مختلف اسلامی از جمله شیعیان فشارهای دوره های قبل را از یاد برده و توانسته اند در این مقطع به تجدید قوا و گسترش مذهب شیعه به خصوص در دوران اولجایتو بپردازند كه بازتاب آن در دوره های بعدی كاملا مشهود بوده است .

فصل اول
نگاهی كوتاه به حمله مغول و حكومت ایلخانان
ایجاد امپراطوری مغول در قرن هفتم و هشتم هجری قمری ، اهمیت تاریخی جهانی دارد . این امپراطوری شامل سرزمینهای بسیار وسیعی بود كه از اقیانوس آرام و آسیای شرقی و مركزی یعنی چین و تبّت و تركستان شرقی و تا دریای مدیترانه وخاورمیانه ، یعنی كشورهای ایران ، عراق ، تركیه ، سوریه ، اردن و صحاری و سرزمینهای مجاور دریای سیاه و قسمت سفلای رودخانه های دن و ولگا و قزاقستان و كشورهایی از اروپای شرقی ، ادامه داشت . فتوحات مغولان برای ایران و تمام سرزمینهای یاد شده ، بلا و بختی عظیمی به همراه آورد . ابن اثیر مورخ مسلمان ( 556 ـ 632 هـ ) كه معاصر مغولان و شاهد وقایع بوده چنین می نویسد : « اگر می گفتند كه از زمان خلقت آدم ابوالبشر تا كنون جهان چنین مصیبتی را به خود ندیده ، درست گفته بودند . زیرا تاریخ چیزی كه شبیه به این و یا نزدیك بدین باشد ، نشان نمی دهد .

بزرگترین بلا و مصیبتی كه تاریخ نقل می كند ، همانا رفتار بخت النّصر با اسرائیلیان است كه چگونه آنان را مصدوم و اورشلیم را ویران ساخت ولی اورشلیم در برابر كشورهائی كه این ملاعین غارت و اقبال آشتیانی ، تاریخ مغول ، ص 318 ویران كردند و فرزندان اسرائیل در مقام قیاس با كسانیكه اینان نابود ساختند ، كه بودند ؟ زیرا عده ساكنان تنها یكی از شهرهائیكه به دست اینان ویران شد ، بیشتر از تمام افراد بنی اسرائیل بوده و شاید تا آخر الزمان مردم چنین وقایعی را ، مگر هجوم یأجوج و مأجوج ، دیگر نبینند . حتی دجّال كسانی را كه مطیع وی گردند ، امان می دهد ، و فقط كسانی را كه در برابر او پایداری كنند ، نابود می سازد . ولی اینان به هیچ كس رحم نكردند و زنان و مردان و كودكان را كشتند ، شكم زنان باردار را دریدند و جنین را كشتند . » شاید همین گفته ابن اثیر كافی باشد كه ما ابعاد این فاجعه و مصیبت بزرگ را درك كنیم و نیازی به توضیح بیشتر نداشته باشیم . این قوم ، قبایل چادرنشینی بودند كه در اعماق آسیای مركزی زندگی می كردند و بزرگترین این قبیله ها یا اولوسها عبارت بودند از « نایمانها ، كرائیتها ، مركیتها ، تایچیوتها ، كرولنها ، تاتارها و اونگوتها » كه در سرزمینی كه از غرب تا بخش علیای زود ایرتیش ورود جیحون ، از شرق تا كوههای خینگان و اطراف دریاچه بایكال ادامه داشت ، سكونت داشتند . شغل اصلی آنها پرورش دامهای گوناگون بود . 

« دین اصلی مغولان شمنی و رب النوع اصلی ایشان « آسمان آبی ابدی » بود . به رب النوعهای زمین و ارواح گوناگون نیز تعظیم می نمودند . مغولان معتقد بودند كه دشمنان جادوگر ، قادرند با ارواح مربوط گشته آنها را محسور سازند و ارواح هنگام خطر به یاری آنان بیایند وبه دفاع از خویش برخیزند . ولی بخشی از نایمانها دین بودا و مذهب نستوری مسیحی را از اویغورها پذیرفته بودند . »

بنیانگذار امپراطوری مغول ، تموچین فرزند یوكاوی بهادر از خاندان اعیان بورجگین از قبیله تایچیوت بود . او پس از به زیر فرمان در آوردن كلیه قبایل آسیایی مركزی ، در سال 603 هـ / 1206 م در كنگره یا قوریلتای قبایل چادر نشین مغول در سن پنجاه سالگی به سمت خان بزرگ سراسر مغولستان ، انتخاب و نام چنگیز خان را پذیرفت و به این ترتیب دولت مغول پدید آمد و سازمان یافت و « یاسای بزرگ » كه شامل نظامات و مقررات خشن نظامی بود ، شكل گرفت و به عنوان قانون اساسی دولتهای مغول ، شمرده شد . این اتحاد بزرگ مغولستان ، موجب ایجاد قدرت نظامی نیرومندی گشت كه چنگیز خان از آن برای فتوحات و جهانگشایی خوداستفاد كرد .

چنگیز پس از فتح شمال چین ، متوجه مغرب یعنی تركستان شرقی وسپس كشور خوارزمشاهیان ایران شد . در پاییز سال 1219 میلادی / 616 هجری به ایران حمله كرد ، با وجود مقاومتهای شدید كه از طرف ایرانیان بخصوص جلال الدین خوارزمشاه ، انجام گرفت ولی به علت فساد دربار خوارزمشاه و عواملی دیگر جلال الدین شكست خورد و چنگیز چون بلایی خانمان سوز و سیلی بنیان كن ، می جوشید و می خروشید و روزبروز بر دامنه وحشیگریهای خود می افزود و به طوری كه نوشته اند بعضی شهرهای خراسان كه بر سر راه مغولان قرار داشت به طور وحشت انگیزی ویران و خالی از سكنه گشت كه شرح وقایع آن در تاریخ این دوره ، هر انسانی را متاثر می سازد و به لرزه می اندازد .

بعد از مرگ چنگیز ( 649 هجری / 1215 م ) در قوریلتایی ( شورای سران مغول ) كه در مغولستان بر پا گشت و منكوقا آن بر سریر سلطنت خان بزرگ جلوس كرد ، تصمیمات مهمی گرفته شد از جمله فتح نواحی مغرب ، و تصرف كامل ایران به عهده هلاكوخان واگذار شد . وی با سپاهی مجهز وبا پیش بینیهای بسیار دقیق ، در سال 651 هجری رو به سوی مغرب و ایران نهاد . او مامور بود قلعه الموت را فتح كند و خلیفه بغداد را مطیع و خلفای بنی عباس را نابود سازد . هلاكوخان این دو ماموریت مهم را انجام داد . در سال 654 هـ قلعه الموت سقوط كرد و « ببر كوهستان » الموت كشته شد و قلعه و كلیه ذخائر و كتابخانه های آن به كلی نابود و به آتش كشیده شد .

سال بعد هلاكو متوجه بغداد شد و در سال 656 هجری لشكریان او وارد بغداد شدند و در مدت بیست روز غارت و انهدام و كشتار بیرحمانه مرد و زن و كودك بغداد ، ادامه داشت و جز به یهودیان و مسیحیان ، به هیچ كسی رحم نمی شد ! و سرانجام المستعصم بالله خلیفه بغداد تسلیم شد و كلیه جواهر و اندوخته های چند صد ساله عباسیان به تصرف هلاكو در آمد و المستعصم را در نمدی پیچیدند انقدر مالیدند تا نابود و قطعه قطعه شد و خانواده او یك سره قتل عام شدند .

سرزمین ایران كه تا قبل از حمله هلاكو ( بین سالهای 616 ـ 651 ) به دست خانهای مغول و یا دست نشاندگان آنها ، به صورت ملوك الطوایفی اداره می شد ، بعد از این تاریخ به صورت یك امپراطوری بزرگ در خاورمیانه درآمد و دامنه آن از ماوراء النهر و افغانستان كنونی در شرق تا سوریه و آسیای صغیر در غرب ، گسترش یافت . هلاكو برای اداره این سرزمین پهناور ، از تمام افراد بدون در نظر گرفتن كیش و ملیّت آنها ، استفاده می كرد و بخصوص عناصر ایرانی و مسلمان در این زمینه نقش بسیار مهمی داشتند . مثلا مقام وزارت او را شمس الدین محمد جوینی به عهده داشت و پزشك دربار او یك نفر چینی بود و خواجه نصیر الدین طوسی دانشمند و منجّم ایرانی به دستور هلاكو رصد خانه ای در مراغه ساخت و در كنار اینان گروهی فالگیر و رمّال نیز در دربار زندگی می كردند .

بعد از مرگ هلاكو ( 664 هجری ) . قوریلتای تشكیل شد و آباقاخان پسر او را به جانشینی انتخاب كردند ( 664 ـ 681 هـ ) آباقاخان همان روش پدر را ادامه داد و با مملوكان مصر بر سر تصرف سوریه و فلسطین جنگهایی كرد و سرزمین ارمنی نشین كیلیكیه را به تصرف در آورد و روابط سیاسی با امپراطوران اروپا برقرار كرد .بعداز آباقاخان ، برادرش تكودار ( 681 ـ 683 هـ ) قدرت را به دست گرفت . وی اولین خان مغول بود كه مسلمان شد و نام « احمد » را بر خود گذاشت و به مسلمانان نوید حمایت داد و همین امر خانان مغول را علیه او شورانید ، اینان به طرفداری ارغون پسر آباقاخان ( برادرزاده تكودار ) شتافتند و تكودار را پس از شكست و فرار، دستگیر و به اعدام محكوم كردند . ، سپس ارغون را به خانی برگزیدند .

در عهد هلاكوخان و آباقاخان ، خانواده جوینی به قدرت و مكنت عظیمی دست یافتند ، جوینیان در باطن با مغولان سخت مخالف بودند و خواهان جایگزینی مسلمانان و بخصوص ایرانیان در دستگاه سیاسی بودند . اینان كه به سختی توانسته بودند خود را از غضب آباقاخان نجات دهند ، ولی هنگامی كه تكودار روی كار آمد و مسلمان شد ، مجددا قدرت خویش را استحكام بخشیدند ، اما با روی كار آمدن ارغون خان بت پرست ، خاندان جوینی معزول و معدوم گردیدند .

ارغون خان ( 683 ـ 691 هـ) برای اداره امور سیاسی ، بیشتر ازیهودیان و مسیحیان كمك گرفت و سعدالدوله یهودی را مقام وزارت داد و او ماموران یهودی رادر امور كشور به كار گماشت ، ولی مخالفت مسلمانان و خانان مسلمان شده مغول ، از جمله امیر نوروز ، سعدالدوله و خاندان او را هم به سرنوشت خاندان جوینی دچار ساخت ( 691 ) و این امر باعث خشنودی مسلمانان گردید . در زمان ارغون مسلمانان در گوشه و كنار ایران علیه ظلم و كفر او سر به طغیان برداشتند . از جمله در لرستان مردم علیه سلطه مغولان قیام كردند و در اصفهان مسلمانان ماموران ایلخان و لشگریان پادگان آن جا را كشتند و پادگان را به تصرف در آوردند ( 691 هـ ) بعد از مرگ ارغون بر اثر بیماری ، مبارزات طولانی بین اعیان مغول بروز كرد و سرانجام گیخاتو پسر ارغون به سلطنت جلوس كرد و قدرت را در دست گرفت .

گیخاتو ( 691 ـ 695 هـ ) بر خلاف پدر در اتحاد بین گروههای مختلف مذهبی و سیاسی سعی نمود او صدر الدین احم د خالدی را كه مسلمان بود سمت وزارت داد . در زمان همین وزیر بود كه برای اولین بار پول كاغذی یعنی چاو ( اسكناس ) ، به تقلید از امپراتوران چین ، در ایران رایج گشت ولی با مخالفت بازاریان و مردم تبریز و سایر نقاط كشور مواجه شد وبه شكست انجامید و رشید الدین در جامع التواریخ به طور مشروح آن را بیان داشته است . در تاریخ این دوره ، صدر الدین احمد را صدر الدین چاوی ( مخفف كلمه چاپ ) نوشته اند . البته گیخاتو به اولقب « صدر جهان » داده بود ولی مردم تبریز به طنز او را « صدر كاغذی »

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله ویژگی های ایران در قدیم در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله ویژگی های ایران در قدیم در فایل ورد (word) دارای 78 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله ویژگی های ایران در قدیم در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله ویژگی های ایران در قدیم در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله ویژگی های ایران در قدیم در فایل ورد (word) :

ویژگی های ایران در قدیم

روابط شاه با جامعه
روابط شاه با جامعی دانشی و اهل فضل و فضیلت از دشواری ویژه ای برخوردار نبود. آن دسته از آنان كه حریم قنات را وسعت داده بودند، كنج عافیت را رب گنجهای غنیمت ترجیح می دادند و به تعبیر صاحب قابوسنامه به همان چهار چیز كه شیخ ابوسعید ابوالخیر رحمه الله گفته است كه آدمی را از آنها گریز نبود:«اول نانی، دوم خلقانی، و سوم ویرانی، چهارم جانانی، هر كس بر حد و اندازه او از روی حلال» و یا ادنی از آن رضایت می دادند و در میرو وزیر و سلطان را پیرامن نمی گشتند، خلق را نیز بدانان ارادتی تمام می افتاد و بی طمعیشان را فوزی عظیم می شمردند. سكان اخلاقی جانعه و منزلتهای والای مذهبی و دینی را در دست و دیده آنها می دیند و به شوق و رغبت تمام حمایتشان می كردند.

جالب است كه اینان حتی در پیشگاه نفوذ كسانی كه جزء سلاح چیزی را واسطه كار نمی شمردند نیز همیشه احترام خاص خود را داشتند بر صدر می نشستند و قدر می دیدند. باری، ارباب قدرت از آنان یاری می طلبیدند و انفاس خیرشان را واسطه بقای ملكت خویش می شمردند. كم پیش نیامده است كه سلاطین مقتدر غزنوی و سلجوقی و خوارزمشاهی و حتی مغولی و بعدها هم تاتاری، دست التجا به دامن اولیای زمان خود دراز كرده و یا حتی تظاهر به جانبداری از آنان نموده باشند. چه، اهل نقوا همیشه گرامی بوده اند و دانشمندان وفضلای برحق جامعه نیز جایگاه رفیعی داشته اند.

و دسته دوم آنها كه جستجوی راتبه و اداری در حریم بزرگان می كردند، باز به سهم خود مایه تقویت دربارهای آنان می شدند و در غالب موارد صحراگردان خشن و كوه نشینان وحشی را با حكمت و موعظت راهنمایی می كردند. صلابت شمشیر تیز و مردمی كش انا را به لطافت علم و عقل و تدبیر و رزانبژت رأی نرم و ملایم می كردند و از دعونت اطوار ناصواب و بی حسابشان می كاستند. چنین است كه تحمل گستاخیهای زور و ترویز را به پاس خاطر مردمی كه به رعایت حال آنان موظف بودند، آسان می گرفتند و گاه حضور در جامع نا متعارف و ناملایم صبع سلیم و عقل مستقیم خود را، به سبب خیری كه از وجودشان متمشی بود، ضروری می شمردند. پادشاهان را نیز از آنان كراهتی دست نمی داند، چه، در نهایت می دانستند كه اهل شمشیر نیستند و توان آغالیدن خلق را ندارند، به اضافه كه ادب و تواضع و اخلاق مردمی دارند و این مراتب فی الجمله خواصی را كه غالباً از اهل سیف بودند و از آداب و اصول زندگی شهری مهجور، سخت به كار می آمد! با وجود بد رفتاریهایی كه مكرر از سوی قدرت مركزی و نمایندگان او در ولایات نسبت به این گروه می شد، و گاه به بهانه هایی مشكوك، هتك حرمت از برخی به عمل می آمد و به عقوباتی كه سزاوار آن نبودند مبتلا می گردیدند؛ با این همه، اندك مردم دل راحت و آسوده خاطری بودند كه در جمع كثیر محرومان جامعه جایی بالنسبه محترم برگزیده و به كتاب و دفتر و دنیای خویش پناه آورده بودند.

سومین قشر از مردم ایران را، كه می توان گفت همیشه مورد توجه همه حكومتها بوده اند، بازاریان كشور می توان خطاب كرد. درشت است كه سوابق شهرنشینیها بزرگ در ایران همیشه به قلت و عسرت بوده است و به طور واقع تا جایی كه در این جیزه بدان پرداخته می شود (آغاز سده بیستم میلادی و حریم ظهور مشروطیت در ایران كه خود فصل مجزایی را می طلبد) اكثریت نود درصدی مردم در روستاها و كوهستانها ساكن و یا متفرق بوده اند. اما بی گمان در دوره ها تثبیت وضع سلسله های حاكم بر ایران، شهرهای مختلف و به ویژه مادر شهری كه پایتخت تلقی می شده، از رشد جمعمیتی كافی برخوردار بوده است و به تبع آن نیز، نظامات حیات شهری و از جمله وجود اصناف و اهل حرف و بازرگانان شكل می گرفته است. به خصوص كه سلسله های بلنسبه بزرگتر ناگزیر می شدند كه به دلایل مختلف اقتصادی و سیاسی و نظامی و اجتماعی نخست روابط خود را با بخشهای دیگر ایران، كه در زیر تسلط آنها نبود، برقرار كنند و آنگاه مناسبات دیگری با كشورها و مناطق همجوار به هم رسانند.

با این همه، نقش بازار در ادوار پیچیده و سخت تغییر پذیرنده و تاثیر گیرنده حیات ملی ایرانیان ابهامات و مضایق تحقیقاتی ویژه ای دارد. چه، از یك طرف طبیعت سرمایه با سكوت و آرامش همراهی می كرد ومقتضی تمنای ایجاد ثبات و نظم و قانون و استواری حكومتهای كوچك و بزرگ بود و از طرف دیگر اوضاع كشور و تحولات پرتلاطم دائمی آن كه غالبا به جابه‌جایی خشونت آمیز سران سیاسی و نظامی وابسته بود، اجازه نمی داد كه كسب و كار و رونق گیرد و پول در دستهای مردم و ماموران قرار یابد. در برهه هایی چنان حساس، كمترین اشتباه محاسبه متمكنین در جانبداری از طرف ضعیف یا عاصی بی پناهی، موجب خسران تمام می شد و چه بسا كه سیل بلا می آمد و همه را، هر چه بود، با قهر و خشم و سركوبی دردناك، یكجا می برد. این امر، نه تنها جانبداری بازاریان را از حق و حقیقت و اشخاص به ظاهر محق دشوار می نمود بلكه حتی در ساده ترین صورتها، برملا شدن دارایی و مكنت آنان نیز زیان عظیمی به بار می آورد و دیده طمع حكام بی حساب و كتاب را به رویشان می گشود!

با این حال، ضرورت مبادله كالا در مناطق شهری از چنان منطق صریح و مبرهنی برخوردار است كه خود وجوب واسطه كاران و كار آنها را حتمی می گرداند، به خصوص آنگاه كه دو عامل قوی و مثر ذیل را نیز بدان بیفزاییم :
1- تامین معاش جمعیت قابل توجه نظامیان در هر دوره، كه خواه ناخواه از دولتهای روز مستمری داشتند و اجناس خود را نیز در سفر ( اردوبازارها ) و حضر (بازارهای داخلی) از كسبه تهیه می كردند.
2- حمایت صریح دیانت مقدس اسلام از تجارت، كه كاسب را به منزله « حبیب الله » می شناسد و بر نوع فعالیت او توجه می ورزد.

بی شك، اتكا به نكات مزبور، اگر هماره با دیگر شرایط توسعه اقتصادی و تكامل ابزارهای زندگی و بسط عدالت و تامین امنیت نبوده باشد، رونق بازار را به صورت جامع ایجاد نمی كند و به پیدایش صنف و متعاقبا نظام معتبر اصناف فایده قطعی نمی رساند، به خصوص كه تجارت خارجی، كه عایدات بیشتری تحصیل می كند و بر درآمد و ثروت مملكت می افزاید، نیاز به حمایت جدی از سوی دولتها دارد و چنین مهماتی در دوره های تاریخی ایران اسلامی به طور دائم از اقبال برخوردار نبوده است.

سلاطین، در مواجهه با بازاریان، همیشه به دنبال معاذیری بوده اند كه گوش آنان را بیازارند و مال و داراییشان را به بهانه های گوناگون از چنگشان بیرون بیاورند. سرچشمه تعزیرا هرگز خشك نمی شد و فرصت طلبان نیز هیچ گاه كم نمی آمدند. مقاومت بازار نی راههای خود را داشت و از رخرهای معینی تبعیت می كرد. وقتی كه ضرورت داشت غاصبی از كار كناره گیرد و دست حاكمی از امور كوتاه شود، دو ركن مهم و اساسی جامعه یعنی بازار و روحانیت روابط محكمتری با هم پیدا می كردند و از طرق ویژه خود به مردم جامعه می فهمانیدند كه فی المثل :

– دروازه های شهر را بی محافظ بگذارند یا محافظان را غافل و طرف مقابل را هشیار نگاه دارند.
– درهای خانه ها را ببندند و قشون مهاجم را بی یاور بگذارند.
– مغازه ها را مسدود كنند و كالاها را به انبارهای پنهانی انتقال دهند.
– به صورت راز آمیز، طرف محق را تقویت كنند و پول و سلاح در اختیار وی بگذارند.

به ندرت اتفاق افتاده است كه جامعه بازاری ایران تلاش آشكاری برای حمایت از شخص و یا حكومتی معین به كار آورده باشد و حتی در صورت روی كار آمدن اشخاص مورد نظر، از جانبداری خود سود برده باشد. یكی از دلایل واضح امر این است كه حكومتهای مطلقه، حتی در بهترین شرایط خود نیز، از وسوسه تجاوز به اموال زیردستان دور نمی مانند و هر جا كه گمان زری باشد، زور را بدون تكلف به كار می گیرند، و دیگر اینكه علی الاصول بازار از پشتوانه سیاسی لازم برای تامین اهداف صریح خود برخوردار نبود و فعالیتهای جامعه بازاری نیز غالبا جنبه دفاعی و دفع دخل مقدر را داشت و همان كه اندك تامینی حاصل می شد، رضایت اهل سودا را جلب می نمود.

رمزهای حركتهای آرام بازارها و نحوه مقابله آنان با عناصر متغلب و متخالف را باید در خلال حوادث مختلف تاریخ جستجو كرد و به مواردی بسیار از حركتهای مردمی پی برد.
سرانجام، بخش نهایی این بحث را روابط حكومت با اكثریت ملت، كه دهقانان و كشاورزان و دامداران و كارگران باشند، تشكیل می دهد. محرز است كه این طبقه فاقد حقوق سیاسی شهروند تلقی می شد و از نظر دولت و دستگاه حكومتی حقی برای تعیین مصالح خود نداشت. از آنجا كه حكومتها بر مبنای انتخاب اصلح یا تمایل اكثریت بر روی كار نمی آمدند و عنصر دخیل در بقا و دوام آنها زور و قائمه شمشیر تیز بود، تنها مردمی كه دخیل در تغییرات سیاسی بودند طبعا نظامیان نو رهبران آنها بودند و قریب نود درصد مردمی كه در زاویه خمول به سر می بردند راهی برای خدمت نمی یافتند و بیش از آن درس فرزانگی آموخته بودند كه خود تدبیر و جستجو كنند.

با این همه، این سخن بدان معنی نیست كه در برابر جبر و عنف عوامل شرور و دائما آسیب رسان حكومتی، هیچ گونه واكنشی از سوی اكثریت به ظاهر خاموش نشان داده نمی شود. حوادث تاریخی دلالت می كند كه :
1- حكومت های ستمگر به مرور نفوذ خود را در میان مردم از دست می دادند و نفرین و ناله آنان را بر جان می خریدند.

2- آنگاه كه دشمنی خارجی روی می آورد، با وجود خطراتی كه از ناحیه تعدیات عناصر ناشناس مسلم بود، حكومت حق ناشناس را تنها می نهادند تا پاسخ زورگویی ها وتعدیات بی حساب خود را بشنود و خواری و خذلان را علانیه احساس كند.

3- وقتی كه مبارزات داخلی آغاز می شد و قدرت طلبان درون مرزی به جان هم می افتادند، حالت تماشاگر به خود می گرفتند و از سقطاتی كه بر هر كدام از آنها می رفت، در دل خشنود می بودند. به تعبیر دیگر، جامعه از كتك خوردن پاسبان بر سركار خوشحال بود و در زمره ادعیه به گوش داشت كه : خدایا ستمگران را با خود مشغول بدار.

4- درگاه عسرت و تنگدستی وتحمل فشارهای فوق طاقت، ناگزیر، شهر و روستا و مساكن خویش را رها می كردند و به مناطق دوردست و یا كوهستانها می كوچیدند. مهاجرتهای خارجی همیشه در تاریخ ایران انجام پذیرفته است و مناطقی چون هند، سواحل جنوبی خلیج فارس و دریای فارس (عمان) و حتی روم قدیم و بعدها امپراتوری عثمانی و حتی آفریقا، جمعیتهای قابل توجهی از ایرانیان عاصی را به خود جلب می كرده است.

5- و دیگر اینكه به تكرار حادث شده است كه همین مردم به ظاهر آرام و مطیع، همان كه از غدر و شعوذه حكومت و بی كفایتی حاكمان اطمینان می یافتند و راههای مدارا و چاره را برخویش بسته می دیدند، مترصد ظهور مدعیان تازه می شدند و زمینه را برای ظهور و خودنمایی اشخاص ماجراجو و عصیانگر فراهم می گردانیدند. این تظاهرات و مقابله ها و طغیانها و سركشیها و مبارزه جوییها كه در تاریخ ایران پیش و پس از اسلام فراوان است، و خاصه در ایران اسلامی به دلیل كثرت منابع از بسیاری از آنها نام برده شده است، غالبا از جو سیاسی اجتماع مایه می گرفته و منشا و محرك اولیه خود را همان نارضاییهای شدید مكتوم در بطن جامعه می یافته و لامحاله به صور ذیل عرض وجود مر كرده است :

الف ـ نارضایی فردی، كه عمدتا منشا شخصی می داشته و تظاهر آن نیز به صورت حمله به فرد مخصوص و قتل و جرح او انجام می شده است. ماجرای ابولولو با خلیفه دوم در راستای تاریخی است كه به هلاك ناصرالدین شاه قاجار در پایانه های سده نوزدهم میلادی (1313 ه . ق. 1896 م.) می انجامد و قبل و بعد این ادوار نیز حوادث مشابه بسیار به خود دیده است.

ب ـ مقاومتهای محلی و منطقه ای، كه به كرات حاصل شده و نمایش آن هم به شكل بستن دروازه های بزرگ شهرها و یا درهای قلاع، در مناطق كوهستانی، و بیرون راندن وابستگان حكومت از محل عام و یا راه ندادن آنها به داخل شهر و محیط به شورش نشسته بوده است. این ماجرا از چنان عمومیتی در تاریخ ایران برخوردار است كه می توان رد پا و آثار آن را تقریبا در دوران حكومت همه سلاطین كشور دید، و با آنكه در نهایت به زیان عمومی تمام می شده و به كشتارهای وحشتناك جمعی و قتل عام سكنه بی پناه و چشم مناره و كله مناره سازیها و سفك دماء و بر باددهی عرض و ناموس كثیری می انجامیده است، با این حال از راههای مقاومت در برابر حكومتهای فاسد و خونریز و جبار بوده است.

در چنین مواردی به كرات مشاهده شده است كه توده به جان آمده از مظالم حكومتگران نكته معلومی را بهانه قرار می داد و بی اینكه از حمایت شخص و یا نیروی معینی برخوردار شده باشد، دلاورانه و جان بازانه خود را در محل امتحان و ایستادگی و پایمردی دیده است. بدیهی است كسانی كه به هر بهانه خود را مستعد دامن زدن به طغیانها شمرند در هیچ كجا كم نبوده اند. ولی مسئله اساسی همان است كه شورش كور انجام پذیرفته است و توده مستاصل، بی اینكه بتواند حدود تواناییهای خود و دشمن جابر را اندازه گیری كند و یا اسباب و معدات جنگ و مقاومت و محاصره طولانی را فراهم بیاورد، مایوسانه به پاخاسته و به تحمل تلفات كثیر راضی شده است. این گونه قیامها، در واقع، خودجوشترین تظاهرات مردمی را در بر می گیرد و تحقیق در آنها منبعی غنی و قوی از روح مبارزه جویی حق طلبانه و عدالت طلبی جوامع ایرانی را افشا می كند.

ج ـ قیامهای محلی، كه غالبا از كینه ها و نفرتهای قومی نسبت به قوم و قبیله غالب منشا می گیرد و پس از تحمل تحقیر و تضعیف فراوان، عكس العملهای اعتراضی خود را در قالب جنبشهای مردمی شكل می دهد. از آنجا كه جوامع ایرانی در كل موجودیت و هویت تاریخی خود از شان و اعتبار و حیثیت عمده ای برخوردار بوده اند، و این كشور در طول قرنهای دراز به عنوان یكی از اركان مهم سیاستهای جهانی تلقی می شده است، در نهاد مردم همیشه آثاری از سیادت طلبی و عظمت جویی قدیم باقی است، و این البته احساسی است كه وارثان امپراتوریهای بزرگ، در گذشته و حال، تجربه كرده اند و به عنوانهای مختلف « احساسات بزرگی طلبانه » یا « احساسات ناشی از روزهای خوش گذشته » و « احساسات برتری جویانه » و غیره، از آن یاد شده است.

بر این اساس، كشوری كه چندگاه مركز حل و فصل مسائل جهانی بوده، به تبع حوادث و پیشامدهای بی شمار مختلف، صاحب فرهنگی شده است كه مدار آن خود محوری و خود مركزبینی است. هر چیز یا پدیده ای نیز كه بر پایه های چنین برداشتی لطمه وارد كند و به نحوی از انحا به مبارزه با آن برخیزد، بر غرور مردم لطمه می زند و نفرت آنان را به خویش بر می انگیزد. بالطبع، اشتداد چنان نارضاییهای دائمی وقتی واقعی تر است كه نیرویی خارجی بر جامعه استیلا یابد و با استفاده از زور و قهر و خشونت به پایمال كردن دستاوردهای عقیدتی ودرهم شكستن ساختارهای فكری و ناچیز شمردن اختصاصات معنوی آن بپردازد.

در دوره های بعد از اسلام ایران، كه حكومتها غالبا به دست خارجیان افتاده است و مركزیت ثقل جامعه، خواه و ناخواه، برای مدتی از داخله كشور دور شده و به مناطق دیگری چون شام و عراق عرب و یا دشتهای قره قوروم منتقل گردیده، نمونه این گونه قیامها تكرار شده است. مشخصه عمومی آنها، فوران احساسات عامه و یا دامن زدن به اندیشه های قومیت گرایانه و ضدیت طلبی با عناصر حاكم بیگانه است كه غالبا مظهر خود را در عصیانی سریع و حاد و خونین به نمایش گذاشته است. گویی كه مردمی رنجهای درونی را طی سالها درخویش انباشته اند و بی اینكه به معضلات اصلی و سببهای واقعی پیشامدها بیندیشند، مترصد صدور واقعه ای هستند كه دامن خویش را از آلایش شكست پاك كننده و در صف عمال و كارگزاران حاكمیت جای مناسبتر و قانع كننده تری به دست آورند.

گذشته از طرز عمل و سلوك ناموجه حكام اموی و عباسی كه به یكباره دستورهای مقدس آسمانی اسلام را فراموش كرده بودند و به سیادت جویی و تفوق عرب بر عجم تمسك بی اندازه می جستند و مشكلات ناشی از حكومتهای تركان، مغولان، تاتاران و تركمنان نیز كه دیر پای بودند و یكی از دیگری در صحنه ها و صفحه های مختلف ملك اقامت گزیدند، شیوه های خشن غیر انسانی حكام خودی و ایرانی هم منشا جنبشها و نهضتهای متعددی شده او عوارض ناشی از آن را به صورت حوادث بسیار دردناك و خونین تاریخی عرضه داشته است.

مشخصه های عمومی قیامهای مورد نظر را می توان چنین برشمرد :
– محلی بودن و در منطقه ای خاص گسترده شدن.
– جمعیتهای كثیر هزاران هزار را به هواداری كشانیدن.
– برگرد وجود یك رهبر سرشناس حلقه زدن.
– شعارهای تند ضد بیگانه سردادن.
– و سرانجام، كوته زندگانی بودن و به سرعت در برابر دشمن قوی پنجه در هم شكستن و از میان رفتن.

د ـ مبارزه های متكی به مذهب. از دیگر انواع مبارزات مردمی ایرانیان علیه حكومتها، ظهور نهضتهای مختلف متكی بر اندیشه های مذهبی است كه در نوع خود از ماندگارترین و پرمایه ترین ایستادگیها در برابر گروه های حاكم و مختار به حساب می آید. اینكه زمینه سازگاری ایرانیان با عقاید دینی امری قدیم و ریشه دار است، در فصلهای دیگر این تالیف به اختصار ممكن مورد بحث قرار گرفته و یاد آوری شده است كه از بدو حضور آنان در عرصه تاریخ، علی الدوام، جوامع ایرانی تحت تاثیر اندیشه های مذهبی قرار داشته اند و حكومتها نیز به طوع و كره ناگزیر از قبول مسلمیات عصر خود بوده اند.

فقد منابع كافی اجازه نمی دهد كه در باب قایم گئومات مغ و نحوه شورشهای پدید آمده در كهنترین ادوار امپراتوری ایران، آن هم در شرایطی كه جامعه تحولاتی عظیم و پر آوازه و چشمگیر را می گذرانید ونیزه مرد پارسی تا سرزمینهای دور دست را در می نوردید و در غالب عرصه های حیات فاتح بود، قضاوت جامعی صورت بندد، ولی هر چیزی كه سبب الهام قیام كنندگان بوده و یا هر كس كه در راس جنبشی بدان گستردگی و اهمیت قرار گرفته باشد، پر واضح است كه اتكای آن بر مذهبی بوده و مشروعیت یا عدم مشروعیت اتفاقات نیز از آن جانب تایید می گردیده است. بعد از این واقعه مهم،قیام سردمداران سلسله ساسانی برای تغییر حكومت پانصد ساله اشكانی را نیز باید به دلایل مذهبی و تحت تاثیر تبلیغات مذهبی دانست و بی شبهه استفاده هایی را كه موبدزادگان ساسانی، به جا و به موقع، از اهرمهای پرفشار و كارساز مذهبی به عمل آوردند، در نظر گرفت.

در همین روزگاران، عناصری از اقوام آریای ساكن در ارمنستان، كه به دنبال استقلال و كسب موجودیت سیاسی بودند، دین حضرت عیسی مسیح (ع) را پذیرفتند و در محدوده ارضی فلات به تقویم ملیت و تركیب ساختارهای فرهنگی ـ اجتماعی خاص خود دست زدند. همزمان، نهضت مانی بخش عظیمی از ایران فراگرفت و با حمایت ضمنی دربار، مرزهایی وسیع را در نوردیدند و تا مناطق دوردست نیز رفت. كوششهای موبدان برای تنبیه شدید او و طرفدارانش و نشان دادن آن همه قساوتهای آشكار، نه تنها مانع پیشرفت مانویت نگشت بلكه به مدت بیش از هفت قرن تعالیم و عقاید او را در منطقه های وسیعی از آسیای میانه زنده نگاه داشت و ادبیات و هنرهای سرشار و غنی و موزونی را به وجود آورد.

و به دنبال آنهاست كه در همان ایران یكپارچه قبل از اسلام، مزدك بامدادان ظهور كرد و به رغم بدعتهای آشكار دینی و مجادله مستقیم و بی تكلفی كه با دیانت رسمی و هواداران ثابت و بر سركار آن به عمل آورد، بر نفوذ خویش در میان توده های ستمكش و دوام طولانی اعتقاداتش تا سه قرن بعد مهر تایید زد. بی شك، اینجا سخنی از اصول عقاید این مرد و بدعتهایی كه ظاهرا عرضه كرده، و همه آنها نیز منحصرا به خامه دشمنان او به دست ما رسیده است، نمی رود. جان كلام فقط این است كه به حكایت شاهنامه :

بیامد یكی مرد مزدك به نام سخنگوی و با دانش و رای و كام
گرانمایه مردی و دانش فروش قباد دلاور بدو داد گوش
به نزد شهنشاه دستور گشت نگهدار آن گنج و گنجور گشت

مردی دانشمند می نماید و ظاهرا، به قیاس آنكه علم در اختیار و انحصار روحانیان بوده، از اهل دین نیز محسوب می شده است. روایتها، هم بر این نمط حكایت دارد كه اگر دانت مقدس اسلام ظهور نمی كرد و به ایرانیان عرضه نمی شد، ضرورت ایجاد تغییرات و تحولات اجتماعی بدان حد رسیده بود كه مردم آیین ترسایان را بپذیرند و به نحوه های میسر از قید رقیب موبدان و نفوذ عناصر حاكمیت متعصب خلاصی یابند.

بعد از اسلام نیز، با وجود آنكه اعراب اموی و عباسی شدت عمل فراوانی در مواجهه با غیر عرب و خاص ایرانیان نشان می دادند؛ باز، تا آنجا كه منابع معدود دلالت دارد، جنبشهای متكی بر شخص و اندیشه های غیر دینی، چونان به آفرید، راوندیان، سنباد، اسحاق ترك، مازیار و افشین، از توفیقات كمتری برخوردار بودند و با وجود جوشش كثیر مردم در مقاطع مخصوص قیام هركدام، به زودی سركوب شدند و نام و نشانی هم از آنان برجای نماند، ولی نهضتهای مبتنی بر تفكرات مذهبی، از پیغمبر نقابدار خراسان (هشام یا هاشم بن حكیم ملقب به المقنع) گرفته تا بابك خرمدین، توان پایداری بیشتری پیدا كردند و حتی پس از اضمحلال سازمان نظامی ـ سیاسی آنان نیز تا مدتها در ذهنهای مردم جای نگاه داشتند.

وقتی كه از سده سوم هجری فعالیتهای استقلال طلبانه ایرانیان اوج گرفت و از سلسله طاهری به بعد متعاقبا حكومتهای مختلفی پیدا شدند كه با تكیه بر آرمانهای جدایی خواهانه سیاسی به كوتاه كردن نفوذ خلفای عباسی و عوامل آنها بر كشور اقدام نمودند، باز همه جا كامیابی از آن كسانی بود كه اسلام را به عنوان پایه و اساس اعتقادی خود پذیرفته بودند و با اتكای به دین و تعالیم مقدسه آن در صدد امحای آثار زور و ظلم و تجاوزهای آشكار حكومت بغداد بر می آمدند.

ظهرو تركان در صحنه حوادث سیاسی ـ نظامی آسیای غربی و دربار خلفا كه به آغازهای سده سوم هجری و خلافت معتصم متوجه می شود، تاثیر صریح خود را وقتی به عنوان عنصر ثابت آغاز كرد كه اسلامی بودن آنان محرز گشت، و خود محمود غزنوی فرصتی به دست آورد تا با ملاحظه طرز نمازگزاری مومنان مذاهب شافعی و حنفی این دومی را بپذیرد و به دنبال آن كوششهای جهادگونه و غزوی خود را آغاز كند. هیچ نیروی دیگری چون دین نمی توانست از غزان فتنه انگیز سلجوقی، مردمی چنان آرام خوی و مطیع بسازد كه سی سال از حیات دو پادشاه بزرگ آن سلسله، آلب ارسلان (465 ـ 455 ه .ق) و ملكشاه (485 ـ 465 ه .ق) را وزیر با تدبیر و پخته و سخته و دانشمندی چون خواجه نظام الملك كفایت كند. سیاستنامه یا سیرالملوك او آكنده است از تعالیمی كه پادشاهان را به كار آید و رعیت را امنیت و آسودگی بیفزاید.

هجوم مغول بی گمان فصلی است كه ملالتهای خاص خود را دارد و ادبار تمام ملك و ملت و نابودی بسیاری از مآثر و آثار تمدن را به همراه می كشد؛ ولی بجز فاصله سالهای 616 ه.ق. (كه نخستین هجوم ویرانگر چنگیز خونریز آغاز شد) تا 654 ه.ق. (هلاكو برای تاسیس حكومت خاص مغولان به ایران آمد و در این مدت، كشور به وسیله حكام محلی و با اعتنا به دانش اداری و مملكتداری آنان امرار طریق كرد)، به عمر یك نسل نیز نیانجامید كه سلطان احمد تكودار اسلام پذیرفت و سلطان محمود غازان رویایهای مسلمانی مكرر می دید. آنان به حقیقت نقطه ضعف اساسی كار خود را دریافتند و بنیادی ترین معضلی را كه بر سر راه نفوذشان در جامعه وجود داشت، تشخیص دادند. مردم آن سان به مبانی مذهبی خو گرفته بودند كه حتی بر بی دینی كوتاه مدت حاكمان نیز نتوانست زمینه نهضتهای استقلال طلبانه و سیاسی محض را فراهم گرداند، و می بینیم كه در تمامی این مدت و تا روی كار آمدن حكومت صفویان، عمده جریانهای سیاسی تحت تاثیر مذهب و ذیل نام تلاشهای مذهبی ـ سیاسی انجام می پذیرفت.

راز مقبولیت عام یافتن شاه اسماعیل و سرعت غلبه او بر اعدا، در حالی كه همزمان سیزده حكومت مختلف بر كشور فرمان می راندند، جز این نیست كه او، با اعتنا به شهرت دست كم دویست ساله خانقاه جد كلان خود شیخ صفی الدین اردبیلی، توانست نخستین « دولت ملی » ایران بعد از اسلام را در ابعاد وسیع ملكی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی آن تاسیس كند و از آن پس، جامعه ایرانی را سراسر در اختیار و انحصار مذهب منتخب رسمی قرار دهد. توفیقی كه از قبل انتخاب مناسب با اهداف و آرمانهای اخلاقی و انسانی صحیح برای او حاصل شد، با عث گشت كه رشته دارترین و باثبات ترین و مردمی ترین حكومتهای ایران بعد از اسلام، پدید آید و مهمترین دستاوردهای خاص خود را نیز در عرصه های مختلف هنری، فرهنگی، مدنی، اخلاقی، اجتماعی و غیره به نمایش بگذارد.

بعد از انحطاط كار این سلسله و پدید آمدن سلسله های افشاریه و زندیه و قاجاریه و پهلوی نیز هیچ كدام نتوانستند از خطوط سیاسی مشخصی شده احفاد و اولاد شیخ صفی الدین تجاوز كنند وایران شیعی را به تحولات و تغییرات نوع دیگری بكشانند. نكته جالب خود این جاست كه شورشها و طغیانهای متعدد كوچك و بزرگ دیگری كه به دنبال سقوط صفویان پیش آمد، بار مذهبی داشته و به وسیله مردمی (اعم از شیعه و سنی) انجام گرفته است كه عموما تكیه بر دیانت مقدس اسلام داشته اند. نمونه این حوادث در سده سیزدهم هجری (نوزدهم میلادی) بسیار است كه نشان می دهد از داستان قیام یوسف خواجه كاشغری تا آقاخان محلاتی و سید علی محمد باب و شاخه های منشعب از آنها، نهضتی وجود ندارد كه موفق به وقوع حوادث زنجیره ای و ممتد و مزمن شده باشد، ولی داعیه مذهبی نداشته باشد.

مقاومتهای ملی
نحوه ایستادگی ایرانیان در برابر قوای بیگانه و یا نیروهای مخرب داخلی را به دو صورت « مبارزه های فرهنگی » و « تلاشهای سازمان یافته اجتماعی » می توان تقسیم كرد كه در دو فصل ذیل مورد بررسی قرار می گیرد. 

مبارزه های فرهنگی
مبارزه های فرهنگی فی الحقیقه شاید از بارزترین خصایص عمومی ایرانیان برای دوام و بقای وحدت ملی آنان باشد. بدون شك ایرانیان را نیز، مانند هر قوم و ملت دیگری كه به عنایت حق تعالی موجودیت یافته اند، اختصاصات خلقی و معنوی و رفتاری و گفتاری متمایزی است كه در مجموعه منتهی به ارائه ممیزات فرهنگی آنان شده و از باب « لتعارفوا » شكل گرفته است. این مایه از خصوصیات به خودی خود، از آن دید به كار نمی آید كه مایه رجحان كسی بر دیگری و یا دسته ای بر گروهی غیر تلقی شود، چه بدیهی است كه بسیاری از آنها محصول زندگی مجموعه مردم ساكن در فلات ایران در خلال هزاره های بسیار و همراهی و سازگاری آنان با مجموع شرایطی است كه، به هر صورت، در اختیارشان قرار گرفته است.

فی المثل، نوع ساختمانهایی كه در ایران است، بیش از همه، معلول و نتیجه عوامل اقلیمی و امكانات جغرافیایی و زیرزمینی كشور است، و این نیز كه هنرمندان ملك توانسته اند از تركیب خاكهای معینی، كاشیهای بسیار زیبا و دلنواز و ظریف و ماندنی بسازند، بی شك، معلول دماغ كارآمد و ذهن روشن و دستهای قوی پنجه آنانی است كه در هر جای دیگر جهان وجود دارد و می تواند در عرصه خاص خود خلاقیت نشان دهد.
مقوله معنوی زبان فارسی به همان سان حاصل تجارب طولانی مردم با مظاهری است كه به اندیشه پدید آورندگان آن وسعت و قوت داده و ظرافتهای زندگی پربار مردمی صاحبدل و دوستار جمال و كمال را در هر ذره از دقایق واژگانی و ساختاری زبان نمودار ساخته اند. حوادث كوچك و بزرگ داخلی و خارجی نیز باعث شده كه خردمندان ملك، به تناسب قدر، از هر واقعه خوشه ای برچینند و از هر پیشآمد توشه ای فراگیرند تا آنگاه كه چنین بنای استوار و جاوید مدنی پدید آید و در شمار فصیح ترین و بلیغ ترین و فی الجمله زیباترین و ساده ترین ابزارهای انتقال اندیشه و معنی محسوب می شود.

همچنین است دیگر ظواهر و آثاری، اعم از مادی و معنوی، كه نمایشگر اراده زندگانی مردمی صاحب ذوق و با استعداد و پرقدرت است و توان و تمایل ماندگاری آنان را در پهنه كوچكی از خاك در خود ضبط و نگهداری می كنند. ایرانیان همواره از این ممیز عالی نیز برخوردار بوده اند كه بهترینها را، از هرجا كه هست، كسب كنند، و جذب فرهنگ مردمی خود نمایند. به همین دلیل، بر سفره پر رونق و نعمت مردم ایران كرائمی از هر سوی و هرگوشه گیتی ممكن است فراهم شده باشد ولی بدان سان جذاب و حل فرهنگ جامع ایرانی شده است كه اختصاصات نخستین خود را همرنگ با طبیعت غنی جایگاه ثانوی كرده و به یكباره، از رنگ و روی و روالی تازه و بدیع برخوردار شده است.

در بسیاری از زمینه های حیات انسانی، بی تردید، می توان گفت كه همه ملل بلند نام عالم به مدارجی از تعالی دست یافته اند و هیچ طایفه ای را بر دیگری مزیت خاصی نیست كه فرضا در چه زمان معینی با چه نوع پدیده مخصوصی آشنایی پیدا كرده ند. سابقه تلاشهای فردی و جمعی آدمیان در هر زمینه چنان وسعت و قدمت دارد كه می توان دستاوردهای حیات دراز مدت بشری را حاصل كار همه ابنای نوع شمرد و بالمناصفه سهمی به هر گروهی عرضه داشت. نهایت اینكه، ایرانیان نیز مانند دیگر مردم و اقوام حبه عالم، بر میراث مشترك انسانیت افزوده اند و خود نیز وامدار و بهره گیر از آن هستند و آنچه تعلقات خاصه آنان است، در مظان سنجش اعتبارات و اكتسابات، همان قدر و ارجی را واجد است كه دیگر ملل گیتی نیز به نوبت از آن برخوردارند. ولی وجود حكومتهایی كه حتی در بهترین شرایط حضور خود در متن حیات جوامع ایرانی، باز حداقل حقوق انسانی ملت را رعایت نكرده اند، باعث شده است كه مردم برای ادامه زندگانی خود، و خاصه ایستادگی در برابر نیروهای مافوق و ستمگر، از نوعی مقاومت هوشیارانه بی سلاح بهره برگیرند، تا در عین حفظ تمامیت اخلاقی و معنوی آنان، از خشونت و شدت عمل قدرت حاكم نیز جلوگیری نمایند.

این مقاومتها در اساس فرهنگی است و با زبان و اندیشه و خط و كتابت و عادات و رسوم اجتماعی بیشتر سروكار دارد تا مثلا امور دیگری كه با ظواهر مادی متجانس است. ولی پرپیداست كه ریشه آنها را اخلاق و آداب و تفكر و شؤون مردمی و خاصه ایرانی تشكیل می دهد كه در مجموع به صور ذیل نمودار می شوند :

1ـ ارزشهای تازه ای را در برابر نظام ارزشی حاكم و حاكمیت مستقر خلق می كند و به گونه ای مردمی به رواج آنها می پردازد. فی المثل، جایی كه قدرت بازوان مطرح است و جنگجویان اشغالگر در پناه رفتار خشونت باز خویش استیلایی جابرانه یافته اند، به اهمیت اندیشه و عرضه نقش آن در روشنی بخشیدن به جنبه های مختلف حیات روی می آورد وعنصر متفوق را از مركب لجام گسیخته شمشیر زنی و كشور گشایی و لشكر آرایی به پایین می كشاند و ادارش می كند كه در برابر شیخ مدرسه و مرشد روحانی خانقاه به دو زانوی ادب بنشیند.

2ـ آنگاه كه زبان نیروی فرمانروا غیر از زیان مردم كوچه و بازار است، به رواج نظم و نثر فارسی اقبال می كند و مضامین بكر و دلپسند و زیبا را، به صد طریق هنرمندانه و استادانه، بیان می دارد تا از نفوذ تند و مخرب و بیگانگی آفرین قدرت غالب كم كند و همدلی و همراستایی مردمان را با همزبانی آنان همداستان سازد. نقش عظیم ادب فارسی و بالاختصاص شعر را، كه از ساده ترین ابزارهای تفهیم و تفهم و تفاهم و همه جانبه ملی ایرانیان در همه بسط فلات ایران بوده است، بباید دانست و شاعران بزرگ را، در هر دوره ای كه مشكلات اجتماعی توده ها افزایش یافته است، بایستی مظهر مقاومت ملی و ایستادگی فرهنگی ایرانیان شمرد.
استادان ادب در هیچ مایه نیست كه به كار نپرداخته باشند و در هیچ عرصه نیست كه به میدان نیامده باشند. آنگاه كه زنده كردن عجم لازم بوده است، از نظم كاخهای بلند پی افكنده اند، و وقتی كه ضرورت آموزش روابط اجتماعی و انسانی بر بیگانگان وجوب پیدا كرده، آثار سراسر پند و حكمت و اندرز سروده اند، و در همه حال به صورتی آگاهانه و معقول و هوشیارانه به دفاع از موجودیت اصیل ملت ایران پرداخته اند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود تحقیق در مورد عملیات آژاكس در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق در مورد عملیات آژاكس در فایل ورد (word) دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق در مورد عملیات آژاكس در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود تحقیق در مورد عملیات آژاكس در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود تحقیق در مورد عملیات آژاكس در فایل ورد (word) :

عملیات آژاكس
«عملیات آژاكس» عنوانی است كه از سوی طراحان كودتای 28 مرداد برای سلسله برنامه‌ریزیها و اقدامات منتهی به این واقعه تلخ انتخاب شد. نتیجه این عملیات كه پس از سركوب شدید مردم به استقرار مجدد حكومت وابسته و استبدادی پهلوی انجامید تضمین‌كننده منافع بیكران اقتصادی و سیاسی آمریكا و انگلیس در ایران طی یك دوره 25 ساله بود.

هرچند در مورد نقش آمریكا و انگلیس در طراحی و اجرای این كودتای سیاه، جای هیچ شك و شبهه‌ای باقی نمانده و از آن تاریخ تاكنون در این باره بسیار سخن گفته شده است، اما اسناد انتشار یافته درباره این واقعه توسط سیا در سال 2000 میلادی، جزئیات بسیاری را در این باره بازگو كرده است. خوشبختانه گردآوری این اسناد در كتاب «عملیات آژاكس» امكان مطالعه و بررسی بهتر این مقطع از تاریخ كشورمان را بخوبی فراهم آورده است.

كتاب «عملیات آژاكس» شامل دو بخش كلی است؛ در بخش اول اسناد «سیا» درباره كودتای 28 مرداد در پنج فصل تنظیم و ارائه شده است. در فصل نخست طرح مقدماتی عملیات آژاكس، در فصل دوم طرح اجرایی این عملیات و در سومین فصل، گزارش «دونالد ن.ویلبر» را كه خود مستقیماً در برنامه‌ریزی و اجرای این طرح مشاركت داشته است می‌خوانیم.

این گزارش در سال 1954م. توسط وی نوشته و به مقامات سیا ارائه شد تا ضمن ثبت تجربیات آمریكا در طراحی برنامه‌های كودتا، امكان بهره‌برداری از آنها در عملیات مشابه نیز فراهم آید. در فصل چهارم و پنجم از این بخش نیز می‌توان به ترتیب اسناد مربوط به طراحی بُعد نظامی عملیات و ارزیابی نظامی عملیات را مورد مطالعه قرار داد. در بخش دوم از این كتاب تجزیه و تحلیلی از وقایع مربوط به كودتای 28 مرداد با توجه به اسناد انتشار یافته از سوی سیا آمده است كه می‌تواند روشنگر برخی از مسائل باشد.

انتشار اسناد و مدارك مربوط به طراحی و اجرای عملیات آژاكس برای سرنگونی یك دولت قانونی و مستقل و جایگزینی آن با یك دولت دست‌نشانده، قبل از هر مسئله‌ دیگری، حاكی از آن است كه آمریكا از این كه به عنوان یك نظام مداخله‌جو در امور داخلی دیگران شناخته شود، هیچ اِبایی ندارد و چه بسا نمایاندن چنین چهره‌ای از خود را در جهت پیشبرد و تسریع برنامه‌ها و پروژه‌های استعمارگرانه خویش به شمار می‌آورد.

در حقیقت، انتشار اسناد و مدارك مداخله آمریكا در امور كشورهای مختلف، می‌تواند به مرور زمان انجام چنین اقداماتی را توسط ایالات متحده نزد جوامع عادی جلوه دهد و حساسیتها را نسبت به آن كم كند. از سوی دیگر، در بطن انتشار این اسناد، نوعی قدرت‌نمایی نیز نهفته است و پیامهای پیدا و پنهان بسیاری را برای دیگران در بردارد. رد پای این موضوع را گذشته از اسناد رسمی سیا، در بسیاری از فعالیتهای تبلیغاتی و فرهنگی دستگاههای وابسته به نظام امپریالیستی آمریكا از جمله هالیوود نیز می‌توان مشاهده كرد

. شاید بتوان چنین مدعی شد كه تاكنون بیشترین و جذاب‌ترین فیلمهایی كه پرده از توطئه‌گریهای دستگاه حاكمه آمریكا در اقصی نقاط جهان برداشته و حتی گوشه‌هایی از جنایات و سركوبگری در حق ملتهای مظلوم را نیز به نمایش درآورده است، محصول دستگاه عظیم فیلم‌سازی هالیوود بوده ‌است.

هرچند كه ساخت و نمایش این فیلمها ظاهراً در جهت افشای حقایق پشت پرده و آگاه‌سازی افكار عمومی است، اما یك نوع كاركرد و تأثیر بسیار عمیق – و البته پنهان – در بطن چنین محصولاتی نهفته است كه منافع آن به مراتب بیشتر از خسارات یا مضراتی است كه بازگو كردن بخشی از حقایق می‌تواند برای نظام سیاسی آمریكا در برداشته باشد.

البته در این زمینه باید توجه داشت كه در چارچوب فعالیتها و اقدامات فوق، همواره خط قرمزهایی رعایت می‌شوند. به عنوان نمونه، اگرچه اسناد مربوط به كودتای 28 مرداد پس از گذشت حدود 50 سال از آن واقعه انتشار می‌یابند،

اما همچنان افشای اسامی برخی اشخاص و مهره‌های خاص به مصلحت دیده نشده است. این اقدام چند دلیل می‌تواند داشته باشد؛ نخست آن كه احتمالاً افراد مزبور در جایگاه و موقعیتی قرار داشته‌اند كه دستگاه اطلاعاتی آمریكا افشای نام آنها را باعث به مخاطره افتادن روشها و تكنیكهای نفوذ خود در لایه‌های مختلف اداری و نظامی و فرهنگی دیگر كشورها می‌داند.

دیگر این كه عدم افشای نام برخی عوامل كاملاً پنهان در گذشته، باعث به وجود آمدن این اطمینان خاطر در میان عوامل كنونی آنها می‌شود كه در چارچوب خارج شدن پاره‌ای از اسناد سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس، هرگز نام و نشان آنها افشا نخواهد شد و مردم از ماهیت واقعی آنان اطلاعی نخواهند یافت.

علت دیگر عدم افشای نام عناصر مزبور- هرچند ممكن است اینك در قید حیات نباشند- جلوگیری از به خطر افتادن عوامل یا تشكیلاتی است كه چه بسا در ارتباط با آنها و یا تحت نفوذ و ریاست این عده قرار داشته‌اند. نکته جالب دیگر این که سیا در مورد بعضی افراد تا آنجا اصل اختفا را رعایت می‌کرد که حتی در زمان انجام عملیات آژاکس اجازه شناسایی آنها را به متحد و شریک خود یعنی انگلستان نیز نمی‌داد

. به عنوان نمونه، در گزارش ویلبر تلاش سیا برای مخفی نگه داشتن هویت دو تن از عوامل اصلی و عمده خود در ایران از مأموران اینتلیجنس سرویس بروشنی بیان شده است: «از آنجا كه در جریان ملاقاتهای یاد شده در نوامبر 1952 به این نكته اشاره شده بود كه سیا دو عامل اصلی و عمده در ایران دارد، لازم بود كه به جای;; و ;; دو نفر به این عنوان معرفی شوند

. این كار صورت پذیرفت و یكی از عاملان پایگاه و یك عامل فرعی به نام;; به سمت صاحبان این دو منصب مهم معرفی شدند. تا آنجا كه توانستیم مطلع شویم، برادران رشیدیان و هیچیك از عمال دیگر اینتلیجنس سرویس در جریان این عملیات به هویت و نقش ;.. و ;; پی نبردند.» (ص48) این مسئله نشان می‌دهد كه اگرچه آمریكا وارد یك اتحاد همه جانبه با انگلیس شده و بخوبی از به سر آمدن دوران ابرقدرتی این كشور آگاه است، اما با توجه به سابقه و ریشه‌های عمیق نفوذ آن در ایران، بهتر آن می‌دید كه حزم و احتیاط را از دست نداده و تمامی داشته‌های خود را عیان نسازد تا به این ترتیب بتواند به نحو بهتر و مؤثرتری، قضایای جاری در ایران را تحت كنترل خود داشته باشد.

در كنار این مسئله، آمریكا از همان مراحل اولیه طراحی برنامه كودتا، پیش از ورود به فاز اجرایی، تدابیری در جهت تضمین منافع خود هنگام اجرا و همچنین در دوران بعد از كودتا نیز می‌اندیشد و تضمینهای لازم را از استعمارگر پیر می‌گیرید: «برآورد كل هزینه‌ی مورد نیاز برای تحقق این طرح، معادل دویست و پنجاه و هشت هزار دلار است كه یكصد و چهل و هفت هزار و پانصد دلار آن را آمریكا و یكصد و سی و هفت هزار و پانصد دلار آن را انگلیس تأمین خواهد كرد.»(ص17) اما مهمتر از این مسئله، اصرار آمریكا بر اخذ تضمین كتبی از انگلیس است تا در صورت پیروزی طرح كودتا، سهم این کشور از منابع نفتی ایران محفوظ باشد: «وزارت امور خارجه‌ی آمریكا پیش از اعلام موافقت باید درباره‌ی دو نكته‌ی مهم اطمینان حاصل می‌كرد: نخست آن كه آیا دولت ایالات متحده می‌تواند كمكهای مالی را به دولت جانشین مصدق بكند تا این دولت استقرار یابد و یك توافق نامه‌ی نفتی امضا نماید; دوم گرفتن تعهد كتبی از دولت انگلیس بود مبنی بر دستیابی به یك توافق‌نامه نفتی مبنی بر حسن نیت و رعایت انصاف نسبت به دولت جانشین در ایران;».(ص38)

بر این اساس مشخص می‌شود كه آمریكا نگرانیهای جدی در این باره داشته است كه پس از صرف هزینه در عملیات آژاکس و موفقیت آن، دولت انگلیس مانع از برقراری روابط گسترده کاخ سفید با دولت كودتا در ایران شود و ضمناً به گونه‌ای منابع نفتی ایران را در انحصار خود بگیرد كه دیگر سهمی از آن برای ایالات متحده باقی نماند.

اشاره ویلبر در گزارش خود به این نكته، بخوبی اهداف اصلی این دو كشور را از دست یازیدن به چنین اقدامی آشكار می‌سازد و بر ادعاهای مطرح شده از سوی آنها مبنی بر تلاش برای حفظ استقلال ایران و نجات آن از چنگ كمونیسم، خط بطلان می‌كشد: «از نظر هر دو دولت در زمان حاضر نفت در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دارد؛ زیرا مسئله اصلی، تصمیم هر دو دولت برای حفظ استقلال ایران است. هر دو دولت در زمان حاضر مصمم‌اند كه به ایران كمك كنند تا خود را از سقوط در دامان شوروی حفظ كند.»(ص20)

به این ترتیب «طرح آژاكس» را باید نقطه عطفی در شكل‌گیری روابط استراتژیك و دیرپای آمریكا و انگلیس به شمار آورد؛ چرا كه این طرح به صورت یك نمونه و الگوی پایدار در این زمینه درآمد. براساس این الگو آمریكا و انگلیس با هماهنگ ساختن دستگاههای اطلاعاتی، تبلیغاتی و سیاسی خود در مورد موضوعات مختلف بین‌المللی، طرحهای بسیاری را از آن زمان به بعد به مرحله اجرا گذارده و سپس منافع اقتصادی حاصله را بین خود تقسیم كرده‌اند.

در بررسی محتوایی اسناد انتشار یافته سیا و بویژه گزارش ویلبر (كه بخش اعظم این اسناد را تشكیل می‌دهد) نكات بسیاری را می‌توان مورد تأمل قرار داد و نگاهی محققانه و موشكافانه به ماجرای كودتای 28 مرداد 1332خ. انداخت. در این زمینه نخستین مسئله‌ای كه جلب توجه می‌كند، ضعف شخصیت محمدرضا پهلوی است

. طراحان عملیات توجه خاصی به این نكته دارند؛ چرا كه در طرح مزبور، «شاه» نقش ویژه‌ای را برعهده دارد و چنانچه به دلیل ترس یا تزلزل اراده، با آنها همراهی نكند، امكان موفقیت طرح بشدت كاهش می‌یابد؛ بنابراین از نظر طراحان كودتا، اولین و مهمترین گام در اجرای این طرح، از بین بردن ترس و وحشت محمدرضا از «انگلیس» بود: «در مرحله‌ی اول باید شاه را درباره‌ی هدف مشترك انگیس و آمریكا متقاعد ساخت و ترس وی را از توطئه‌ی بریتانیا برضد خود او از بین برد.»

(ص11) در واقع محمدرضا با توجه به تجربه آوردن و بردن پدرش توسط انگلیسی‌ها، از این مسئله بشدت نگران بود كه طرح مزبور، توطئه‌ای علیه خود وی باشد. بی‌تردید چنانچه انگلیس به تنهایی قصد اجرای این طرح را داشت، محمدرضا به دلیل همین ترس ریشه‌دار خود از سیاستمداران انگلیسی، به هیچ وجه حاضر به ایفای نقش در طرح مورد نظر آنها نمی‌شد و لذا باید گفت آنچه توانست به حل این مسئله بپردازد،

مشاركت آمریكا در طرح مزبور بود. در همین جا باید این نكته را متذكر شد كه اگرچه محمدرضا پهلوی و دكتر محمد مصدق در این مقطع به دو نیروی مقابل یكدیگر بدل شده بودند، اما در یك مسئله با یكدیگر نقطه نظر كاملاً مشتركی داشتند و آن خوشبینی به آمریكا بود، اما این خوشبینی مشترك، دو نتیجه كاملاً متفاوت برای آنها به بار آورد؛ برای یكی ادامه یك سلطنت وابسته و سركوبگر و برای دیگری سقوط و حبس و تبعید مادام‌العمر.

اما برخلاف شاه، اشرف خواهر دوقلوی وی جسور و بی‌پروا بود و لذا از تمامی ظرفیتهای شخصیتی وی برای به ثمر رساندن كودتا استفاده شد. دقیقاً به خاطر نقشی كه وی در این برهه از زمان ایفا كرد، در طول سالهای بعد توانست به صورت یكی از عناصر بسیار پرنفوذ دربار درآید؛ به طوری كه حتی محمدرضا نیز به خود اجازه نمی‌داد تا كوچكترین دخالتی در عملكردهای مفسده‌انگیزش در زمینه‌های اقتصادی، اخلاقی و حتی سیاسی بكند: «شاه برای ایفای نقش خود به آمادگی ویژ‌ه‌ای نیاز دارد. طبیعی است انسانی كه از هر سو با تردید و ترس احاطه شده، برای آن كه بتواند وظیفه‌ی خود را به انجام رساند باید تشویق شود;

ما برای شاهدخت اشرف خواهر دوقلوی قدرتمند و مكّار شاه، به عنوان فردی كه می‌تواند شاه را برای ایفای نقش خود تشویق كند، اهمیت ویژه‌ای قائل هستیم; نقش شاه باید در سه مرحله اجرا شود. اشرف وی را در اجرای هر مرحله به طور كامل آماده خواهد ساخت. اولین گام، متقاعد ساختن شاه به این موضوع است كه آمریكا و انگلیس هدفی مشترك در ایران دارند. همزمان باید ترس شاه را از «دست مخفی انگلیسی در ایران» برطرف ساخت. در مرحله دوم باید آنچه را كه آینده به ارمغان خواهد آورد برای وی توضیح داد. مرحله‌ی سوم گرفتن تضمین خاصی از اوست.»(ص19)

به این ترتیب، این اشرف است كه با یك مسافرت بسیار كوتاه و چند روزه به ایران- كه حتی در ابتدا با نارضایتی شدید محمدرضا به دلیل ترس از عواقب این مسافرت مواجه می‌شود- اقداماتی بسیار اساسی صورت می‌دهد و راه را برای اجرای كودتا هموار می‌سازد: «اشرف در تاریخ بیست و پنجم ژوئیه به صورت یك مسافر عادی با هواپیما وارد تهران شد.

همان‌گونه كه انتظار می‌رفت بازگشت غیرمجاز وی طوفانی واقعی برپا كرد، چرا كه اشرف نه از خود شاه اجازه‌ی بازگشت خواسته بود و نه از دولت مصدق و هر دو از این بابت خشمگین بودند. شاه از دیدار با وی خودداری كرد و نیز نامه‌ای را كه از طرف اشرف نوشته شده و از طریق; رئیس خدمه‌ی (كاخ) شاه برای او فرستاده بود، نپذیرفت; نامه‌ی مزبور حاكی از آن بود كه ژنرال آمریكایی شوارتسكف در مأموریتی مشابه با آنچه كه اشرف به سبب آن به ایران آمده بود، برای دیدار با شاه عازم ایران خواهد شد. شاه از این خبر استقبال كرد و شامگاه بیست و نهم ژوئیه خواهرش را به حضور پذیرفت. جلسه‌ی دیدار با ناآرامی و جنجال آغاز شد اما با آشتی طرفین خاتمه یافت. اشرف روز بعد با هواپیما به اروپا بازگشت.»(ص61)

اما علی‌رغم این ملاقات و همچنین ملاقاتهای دیگر با اسدالله رشیدیان (عامل اصلی اینتلیجنس سرویس در ایران) و ژنرال شوارتسكف آمریكایی- كه محمدرضا به او خوشبین بود و اطمینان داشت – شاه همچنان قادر به فائق آمدن بر ترس و جبن ذاتی خود نبود و لذا از امضای برگه‌های عزل مصدق از نخست‌وزیری و انتصاب زاهدی به این مقام به دلیل تبعاتی كه در صورت مقاومت مصدق در قبال این مسئله متوجه وی می‌شد، امتناع می‌ورزید. سرانجام محمدرضا زمانی حاضر به این كار شد كه با تهدید جدی كرمیت روزولت مبنی بر ترك ایران مواجه شد،

هرچند در این زمان نیز ترك پایتخت و عزیمت به رامسر، جزو شروط وی برای امضا برگه‌های مزبور بود: «شاه بار دیگر تأكید كرد كه هرچند با اجرای عملیات موافقت كرده ولی هیچ برگه‌ای را امضا نخواهد كرد; رشیدیان پیغامی به این مضمون از طرف روزولت به شاه منتقل كرد كه اگر شاه تا چند روز آینده اقدامی نكند، روزولت ایران را با تنفر و انزجار ترك خواهد كرد.

شاه در پایان جلسه و در جمع حضار اعلام كرد كه برگه‌ها را امضا و با زاهدی نیز ملاقات می‌كند و سپس عازم رامسر در ساحل دریای خزر خواهد شد; تصمیم گرفتند شاه دو فرمان را امضا كند كه یكی از آنها بركناری مصدق و دیگری انتصاب زاهدی به نخست‌وزیری بود.» (ص70) بروشنی پیداست كه قبول امضای این دو فرمان نیز مبنایی جز ترس و واهمه نداشته است؛

چرا كه از نظر شاه، رفتن روزولت از ایران به معنای تنها ماندن او با انگلیسی‌ها بود و این چیزی بود كه محمدرضا را بشدت در خوف و هراس فرو می‌برد. برای درك بهتر این مسئله، كافی است به ملاقات شاه با ژنرال شوارتسكف توجه شود: «شوارتسكف یك دیدار و گفت‌وگوی طولانی با شاه داشت. شاه از این رو ژنرال را به سالن بزرگ رقص كاخ هدایت كرد و یك میز كوچك را دقیقاً به وسط این سالن كشید و آن‌گاه هر دو پشت همان میز نشستند و مذاكرات خود را آغاز كردند.»

(ص65) به این ترتیب معلوم است كه شخص اول كشور حتی اطمینان نداشت در دفتر كار خود از زیر نظارت و جاسوسی انگلیسی‌های توطئه‌گر در امان باشد،لذا مكانی غیرمتعارف را برای این مذاكرات بسیار مهم برگزید.

به هر حال، آن‌گونه كه می‌دانیم، محمدرضا بلافاصله پس از شكست مرحله نخست كودتا، رامسر را به مقصد بغداد ترك كرد و از آنجا نیز به ایتالیا رفت تا فاصله خود را از كشور به حدی برساند كه خطری متوجه وی نباشد. بدیهی است آمریكا و انگلیس با شناختی كه پیش از این از محمدرضا داشتند و با تكمیل شناخت و اطلاعات خود درباره شخصیت وی در طول این ماجرا، از تأمین حداكثر منافع خود در ایران اطمینان خاطر كامل یافته و در طول 25 سال بعدی بیشترین بهره را از این موقعیت بردند.

نكته دیگری كه در طرح آژاكس و اسناد انتشار یافته آن جلب توجه می‌كند، همه جانبه‌نگری آمریكا و انگلیس در فراهم آوردن كلیه ابزارها و امكانات لازم به منظور موفقیت كودتاست. به عنوان نمونه در این طرح، تنها نیروهای غرب‌زده یا لائیك یا دارای وابستگیهای سیاسی به غرب مطمح نظر نیستند، بلكه به كارگیری توان تمامی شخصیتهای مطرح سیاسی، مذهبی و اجتماعی از طریق فریب یا تطمیع آنها، به صورتی جدی مورد توجه قرار می‌گیرد

. این رویه تا آنجا دامن گستر می‌شود كه گذشته از شخصیتهای مذهبی معمولی، برای شخصیت عظیم‌الشأنی همچون حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی نیز دام فریبی تدارك دیده می‌شود: «باید سخنان رهبران مذهبی در مخالفت با مصدق انتشار یابند و در صورت لزوم، تظاهرات سیاسی زیر لوای مذهب سازماندهی شود تا موقعیت شاه تقویت گردد و بعد از اجرای كودتا از طریق رادیو و مساجد اطمینان داده شود كه دولت جدید به اصول مذهبی پای‌بند خواهد بود. در این چارچوب به روحانی برجسته،

بروجردی ‌[آیت‌الله العظمی بروجردی، مرجع تقلید] پست وزیر مشاور در امور مذهبی پیشنهاد می‌شود و یا مأمور اجرای اصول اجرا نشده‌ی قانون اساسی درباره‌ی تطبیق مصوبات مجلس با دین، توسط پنج ملا [رهبر مذهبی] خواهد شد.»(ص14)

به موازات این مسئله، اقدامات گسترده دیگری در دستور كار طراحان كودتا برای هرچه بیشتر برانگیختن نگرانی و اضطراب شخصیت‌های مذهبی و عموم جامعه نسبت به خطر كمونیسم و حاكمیت یافتن آن بر كشور و ریشه‌كنی دین و مذهب در این سرزمین، قرار می‌گیرد. این مسئله به صراحت در گزارش ویلبر به چشم می‌خورد: «عوامل سیا برای ترساندن و مضطرب ساختن رهبران مذهبی در تهران متوسل به تبلیغات سیاه شدند و تحت نام حزب توده اعلام كردند كه اگر رهبران مذهبی با مصدق مخالفت كنند با مجازات سختی روبرو خواهند شد. تهدیدهای تلفنی به اسم حزب توده صورت گرفت و یكی از چندین طرح بمب‌گذاری منازل رهبران مذهبی نیز اجرا شد»(ص70)

این دو نمونه عملكرد بخوبی نشان می‌دهد كه در توطئه‌های استعماری علیه ایران، هیچ بخشی از جامعه مورد غفلت قرار نمی‌گیرد و از برجسته‌ترین شخصیتهای مذهبی و معتقدترین لایه‌های اجتماعی تا وابسته‌ترین احزاب و گروههای سیاسی و دورترین اشخاص و اقشار از دین و اعتقادات مذهبی، همگی مد نظر قرار می‌گیرند تا به گونه‌ای مطلوب در این چارچوب، مورد بهره برداری قرار گیرند.

در كنار آن، بهره‌گیری از ابزارهای رسانه‌ای كه از قدرت و كارآیی بالایی در شكل‌دهی به ذهنیت جامعه برخوردارند، اهمیتی ویژه می‌یابد. این مسئله در اسناد انتشار یافته توسط سیا، كاملاً چشمگیر است و بی‌تردید باید گفت بدون برنامه‌ریزی برای در اختیار گرفتن این ابزار، هیچ شانسی برای پیروزی طرح كودتا وجود نداشت. در این راستا، از چاپ كاریكاتور تا درج یادداشتها و مقالات و گزارشهای جهت‌دار، در دستور كار قرار می‌گیرد و البته نتایج دلخواه را نیز به بار می‌آورد، اما گذشته از این‌گونه بهره‌برداریها از مطبوعات كه بیشتر متعارف‌ بود، نوع دیگری از رسانه‌ها بهره‌برداری شد كه شاید بتوان تحت عنوان «كاركردهای عملیاتی» این رسانه‌ها نام گذاری كرد. نخستین مورد از این نمونه نقشی است كه رادیو بی‌بی‌سی برای اطمینان بخشی به شاه در این مورد كه اسدالله رشیدیان نماینده رسمی اینتلیجنس سرویس در تهران است و سخنان او به منزله موضع رسمی دولت انگلستان، ایفا كرد: «در اول ماه اوت، دو روز پس از آن كه اشرف از ایران خارج شد و شاه پیام پخش شده از بی‌بی‌سی را كه منظور از پخش آن مطمئن كردن شاه درباه‌ی این نكته بود كه اسدالله رشیدیان سخنگوی رسمی دولت انگلستان است) شنیده بود;»(ص65)

دومین «كاركرد عملیاتی» رسانه‌ای از سوی عوامل یك روزنامه خارجی كه در داخل كشور فعال بودند، بلافاصله پس از شكست مرحله اول كودتا مشاهده می‌شود كه تأثیر اساسی در پیشبرد مرحله دوم كودتا دارد: «نخستین جایی كه به فرمان شاه درباره انتصاب زاهدی اشاره شده بود، صفحات داخلی روزنامه پرتیراژ «كیهان» بود; دو خبرنگار روزنامه‌ی نیویورك تایمز در ساعت یازده صبح به شمیران رفتند تا با زاهدی دیدار نمایند; اردشیر زاهدی به خبرنگاران نسخه‌ی اصلی فرمان سلطنتی را درباره‌ی انتصاب پدرش به نخست‌وزیری نشان داد و نهایتاً رونوشت‌هایی از این فرمان را در اختیار آنان گذاشت.»(ص78)

و در نهایت انتشار برنامه‌ریزی شده فرمان سلطنتی در چندین روزنامه در صبح روز 28 مرداد، نقش مهمی در حركت دسته‌های طرفدار شاه در برخی خیابانهای تهران و سرانجام به ثمر رسیدن كودتا علیه دولت دكتر مصدق ایفا می‌‌كند: «; افرادی كه سحرگاه روز نوزدهم [اوت] از خانه بیرون آمده بودند با متن تایپ یا كپی شده‌ی فرمان مزبور در روزنامه‌های «ستاره‌ی اسلام»، «جوانان»، «آرام»، «مردآسیا»، «ملت ما» و روزنامه فرانسوی زبان «ژورنال تهران» روبه‌رو شدند; اندكی بعد در بامداد همان روز نخستین نسخ از هزاران روزنامه دیواركوب كه حاوی رونوشتی از فرمان (سلطنتی) و متن بیانیه‌ی زاهدی بودند در خیابان‌ها پدیدار شدند; تا ساعت نه بامداد گروههای طرفدار شاه در حال تجمع در منطقه‌ی بازار بودند; آنان فقط نیازمند رهبری و هدایت بودند»(صص91-90)

به هر حال، شكی نیست كه در طرح مشترك آمریكا و انگلیس برای تثبیت دوباره سلطه خود بر ایران در 28 مرداد 1332 و به یغما بردن منابع آن، دقت بایسته‌ای صورت گرفته بود تا از تمامی ابزار و روشها به نحو مطلوب بهره‌برداری به عمل آید، اما علی‌رغم تمامی تمهیدات و تدابیر، این عملیات در گام نخستین خود با شكست سنگینی مواجه می‌شود: «در سفارت آمریكا، پرسنل پایگاه سیا ساعت‌های پر اضطرابی را سپری كردند

. جیپ ارتشی كه مجهز به دستگاه بی‌سیم بود از نیروها خواست كه به علت شكست عملیات به مقرهای خود بازگردند.»(ص75) حتی برخی از عوامل كودتاچی در صدد پناهندگی به سفارتخانه‌های خارجی برآمدند: «سرهنگ; به پایگاه آمد و گفت اوضاع وخیم است و وی قصد رفتن به سفارت و پناهندگی دارد.»(ص76) در همین حال دستور خارج شدن كرمیت روزولت- فرمانده عملیات كودتا- از ایران نیز صادر می‌شود: «بعدازظهر، پیامی به پایگاه ارسال شد مبنی بر این كه روزولت به منظور حفظ جان خود باید هرچه سریعتر ایران را ترك كند و سپس به دلیل بدشانسی پیش آمده ابراز تأسف شده بود»

(ص85) و نهایتاً این كه دستور لغو عملیات نیز صادر شد: «بر ستاد و رؤسا و كاركنان آن، روزی آكنده از افسردگی و ناامیدی گذشت. به هنگام ظهر شماری از افراد مشغول تنظیم پیش‌نویس پیامی بودند كه لغو عملیات را اعلام می‌كرد. پیام مزبور كه سرانجام در شبانگاه همان روز ارسال شد، بر موضع محتاطانه‌ی وزارت امور خارجه‌ی آمریكا، موضع انگلستان و موضع ستاد مبتنی بود كه به ترتیب اعلام كردند: عملیات آزموده شده و با شكست مواجه گردید- لازم است در این باره كه نمی‌توانیم مبارزه را ادامه دهیم، ابراز تأسف نماییم- با توجه به این كه از سوی روزولت و هندرسن توصیه‌های شایان توجهی در مخالفت با این تصمیم به عمل نیامده، عملیات بر ضد مصدق می‌باید متوقف شود.»(ص90)

بنابراین اگرچه در طرح كودتا، پیش‌بینی‌هایی نیز مبنی بر دخالت تیپ‌های مستقر در كرمانشاه و اصفهان در حمایت از كودتاچیان در صورت شكست، شده بود، اما با توجه به عمق شكست و ناامیدی طراحان كودتا و سرانجام صدور دستور توقف عملیات از سوی مقامات عالیه آمریكایی و انگلیسی، چنانچه عملكردهای مدبرانه‌تری از سوی نیروهای مقابل كودتا صورت می‌گرفت، امكان آن كه تاریخ كشور ما به گونه‌ای دیگر رقم بخورد، چندان بعید نبود.

در این زمینه قبل از هرچیز، توجه به تصمیمات و عملكردهای دكتر مصدق در این برهه حساس، ضرورت دارد. همان‌گونه كه پیش از این ذكر شد، وی با نگاه خوشبینانه‌ای كه به آمریكا داشت، آن دولت را به مثابه تكیه‌گاهی در مقابل انگلیس مورد لحاظ قرار می‌داد و در آن مقطع هرگز تصور نمی‌كرد كه آمریكا، خود عامل اصلی این توطئه بزرگ باشد. دكتر مصدق سالها بعد در خاطرات خویش، به نقل از روزنامه «فیگارو» 20 سپتامبر 1955 از تشكیل جلسه‌ای در یكی از پایگاههای آلپ سوئیس كه طی آن تصمیماتی برای سرنگونی وی گرفته شده است، یاد می‌كند و توافق آمریكا را برای حضور در این نقشه به بهای دریافت سهمی از نفت ایران مورد تأكید قرار می‌دهد.

(خاطرات و تألمات مصدق، انتشارات علمی، ص 194) تاریخی كه در این مقاله فیگارو برای جلسه مزبور قید شده 20 مردادماه 1332، یعنی تنها چند روز قبل از انجام كودتاست، حال آن كه طبق گزارش ویلبر، آمریكا از اواخر سال 1331 پی‌ریزی طرحی را برای به سقوط كشاندن دولت دكتر مصدق آغاز كرد: «زمانی كه مشخص شد بقای دولت مصدق در قدرت، منافع آمریكا را تأمین نمی‌كند و این موضوع را وزیر امور خارجه آمریكا در مارس 1953 به سازمان سیا اطلاع داد، سیا اقدام به تهیه‌ی پیش‌نویس طرحی كرد كه اهداف یاد شده را با اجرای عملیات مخفی محقق می‌ساخت و سقوط دولت مصدق را امكان‌پذیر می‌نمود.» (ص36) به این ترتیب بی‌توجهی به این مسئله باعث می‌شد تا آمریكا از آزادی عمل نسبتاً خوبی در اجرای طرح مورد نظر خود برخوردار باشد. از سوی دیگر مماشات دكتر مصدق با حزب توده زمینه‌های حضور گسترده و فعال این حزب را در صحنه سیاسی كشور فراهم آورده بود و این اتفاقاً همان چیزی بود كه طراحان كودتا بشدت مشتاق آن بودند. در این زمینه بویژه عملكردهای طرفداران این حزب در فاصله روزهای 25 الی 27 مرداد ماه، بهترین زمینه را برای اجرای مرحله دوم كودتا فراهم ساخت

. طرح شعار «جمهوری دمكراتیك» كه كاملاً الگوبرداری شده از حكومتهای وابسته اروپای شرقی و تحت سلطه اتحاد جماهیر شوروی بود، از جمله بزرگترین خطاهای حزب توده در این مقطع زمانی به شمار می‌آید، چرا كه دقیقاً تصویر یكی از اعضای بلوك كمونیسم را در اذهان قاطبه مردم و رجال سیاسی و مذهبی، حك می‌كرد. این در حالی بود كه دستهای پنهان كودتاچیان با به صحنه آوردن افرادی تحت عنوان توده‌ای و حمله به اماكن مختلف، به رعب و وحشت مردم از قدرت‌گیری حزب توده در كشور دامن زدند: «عصر آن روز;

دسته‌هایی را با نام و با ظاهر توده‌ای‌ها در خیابان‌ها به راه انداخته بود. این دسته‌ها دستور گرفته بودند كه هرگاه ممكن شود در خیابان‌های لاله‌زار و امیریه، شیشه‌های مغازه‌ها را شكسته و آنها را غارت كنند و كاملاً چنین وانمود كنند كه این اقدامات و عملیات از سوی حزب توده است.»(ص89) همچنین پایین كشیدن مجسمه‌های پهلوی اول و دوم، هرچند بظاهر یك عمل انقلابی می‌نمود، اما در آن مقطع زمانی و با توجه به شرایط ذهنی جامعه، در افكار عمومی به نوعی تغییرات اساسی در نظام حكومتی كشور و سوق یافتن آن به سمت بلوك كمونیستی تعبیر شد و طبعاً باعث نگرانیهایی گردید. البته ناگفته نماند که بنا به اظهارات دكتر كریم سنجابی، در ماجرای پایین كشیده شدن مجسمه‌ها، دكتر مصدق خود كاملاً دخیل بود: «ایشان دستوری به من دادند كه بروید و با احزاب صحبت بكنید و مجسمه‌ها را پایین بیاورید

. بنده به حزب ایران رفتم. به آقای خلیل ملكی تلفن كردم كه او آمد. به حزب مردم ایران و پان ایرانیست‌ها و بعضی از بازاری‌ها تلفن كردم كه آنها هم آمدند و عده‌ای را برای اجرای آن امر فرستادم; ولی باید انصاف بدهم كه خلیل ملكی گفت: این كار درستی نیست. خود من هم شب به مصدق گفتم كه این كار درستی نبود.» (خاطرات سیاسی دكتر كریم سنجابی، انتشارات صدای معاصر، صص 159-158) در كنار این قضیه، مقالات و سخنرانیهای بسیار تند مرحوم دكتر حسین فاطمی را كه طی آنها حتی شاه تهدید به دار زدن شده بود(ص83) نیز نباید از نظر دور داشت.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله تاریخ جمع مصحف در زمان عثمان در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله تاریخ جمع مصحف در زمان عثمان در فایل ورد (word) دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله تاریخ جمع مصحف در زمان عثمان در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله تاریخ جمع مصحف در زمان عثمان در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله تاریخ جمع مصحف در زمان عثمان در فایل ورد (word) :

تاریخ جمع مصحف در زمان عثمان

ابن جعفر عسقلانی تاریخ جمع مصحف عثمانی راتفه 25 هجری ضبط كرده و قول كسانی را كه در تاریخ جمع مصحف را در حدود سال سی هجری ذكر كرده اند بر مبنای بی خبری و غفلت دانسته است بی آنكه در صف قول خود مستندی را ارائه دهد.

ابن جزری در كتاب « النشر فی القرآن العشر» راجع به تاریخ جمع قرآن می نویسد : در حدود سال سی هجری ـ در زمان خلافت عثمان ـ حزیفه بن الیمان كه در جنگ ارمنستان و آذربایجان اختلاف مردم را در امر قرائت دیده بود ( از عراق به مدینه ) نزد عثمان آمد و به او گفت : دریاب این امت را پیش از آنكه در قرآن همان اختلافی رخ دهد كه در میان یهود و انصاری روی داد. پس عثمان برای حفصه پیام پرستاد كه صحف را نزد ما بفرست تا نسخه چند از آ“ برداریم و آن گاه به تو آن را باز پس دهیم .

حفصه آنرا نزد عثمان فرستاد و عثمان فرمان داد تا زید بن ثابت و عبدالله بین زبیر و سعید بن عاص و عبدالرحمن بن حارث بن هشام از آن نسخه بردارند و هر گاه اختلافی در قرائت بازدید پیش آید . به سان قریش بنویسند زیرا قرآن به زبان قریش نازل شد.
ابن فرری می نویسد : مصحف هایی كه از روی صفحه بوبكری استنساخ شد همه مجرد از نقطه و شكل بودند و با همان حروف و نقطی به كتابت در آمد كه پیامبر در حدیق (انزل القرآن علی سبعه (حرف ) اشاره فرموده بود و در آخرین عرضه بر رسول الله مورد قبول قرار گرفت .

اختلاف نظر ابن مسعود با عثمان در مورد جمع قرآن
و نیز ابن واضح یعقوبی در تاریخ خود درباره جمع قرآن در زمان خلافت عثمان چنین می نویسد :
« عثمان قرآن را جمع آوری كرد دویت نمود و سوره های دراز را با سوره های طویل و سوره های كوتاه را با سوره های قصار پهلوی هم قرار داد. و به اطراف و اكناف نوشت كه قرآن را جمع آوری كنید تا همه جمع آوری شد. پس آن ها را با آب گرم و سركه جوشانید و بقولی آنها را سوزانید و جز مصحف عبدالله بن مسعود با همه مصحف ها چنین كرد ابن مسعود در كوفه بود و زیر بار نرفت كه محصف خود را به عبدالله بن عامر بدهدو عثمان بدو نوشت كه عبدالله بن مسعود را نزد من فرست چه تباهی به این دین و فساد به این امت راه ندارد. پس در حالی كه عثمان خطبه می خواند عبدالله به مسجد در آمد و عثمان گفت : اكنون جانوری سیاه بر شما در آمد . پس ابن مسعود سخنی درشت گفت و عثمان فرمود تا او را با پایش كشیدند و دو دنده او شكسته شد پس عایشه به حرف آمد و بسیار سخن گفت .

و به قولی ابن مسعود این پیشنهاد را به او نوشت ولی چون خبر یافت كه عمثان قرآن ها را می سوزاند گفت این را نخواستم و به قولی حذیفه بن الیمان این پیشنهاد را به عثمان نوشت و ابن مسعود رنجور شد پس عثمان به عیادت وی آمد و به او گفت : چه سخنی است كه از تو به گوشم رسیده است ؟ گفت : همان چه را با من كردی گفته ام تو فرمودی كه تن مرا لگدكوب كردند و نماز ظهر و عصر را بیهوش بودم و مقرری مرا باز گرفتن .

گفت : اكنون برای قصاص آمده ام پس همان كاری كه با تو انجام شده است با من انجام ده
گفت : من آن كس نیستم كه به قصاص را بر خلفا بگشایم گفت این مقرری تو است آن را بگیر
گفت : آنگاه كه بدان نیاز داشتم آنرا از من دریغ داشتی و اكنون كه از آن بی نیازم آن را به من می بخشی نیازی بدان ندارم
پس عثمان باز گشت و ابن مسعود بر عثمان خشمناك بود تا وفات كرد و عمار یاسر بر او نماز خواند.

و عثمان نسخه های قرآن را به شهرها فرستاد ، نسخه ای بر كوفه و نسخه ای بر بصره و مصحفی به شام و مصحفی به بحرین و مصحفی به یمن و مصحفی بر جزیره
و مردم را فرمود كه از یك نسخه قرائت كنند و سبب آن بود كه خبر یافت كه مردم می گویند : قرآن آل فلان . پس خواست كه یك نسخه باشد گزارش ابن واضح در مورد این كه عمثان همه مصحف ها را جز مصحف ابن مسعود از بین برد البته استثناء های دیگر هم داشته است چنانچه ابن ندیم در الفهرست از قول ابن منادی می نویسد كه گفت : « من نزد ابویعلی حمزه حسنی قرآن به خط علی بن ابیطالب دیدم كه چند ورقی افتاده داشت و آن قرآن در خاندان حسن به توارث مانده بود .. ) مضافا به اینكه ابن واضح خود نیز ترتیب سوره های قرآن را در مصحف امام علی قید و ثبت كرده است . ابن اشته نیز از قول ابن سیرین می گوید كه امیرالمومنین علی در مصحف خود ناسخ و منسوخ را نوشته بود و من آن مصحف را خواستم و به مدینه نوشتم ولی به دستم نرسید.

عبدالله را به عنوان جانشین خود كند . عمر گفت : « نه به خدا سوگند ، دو مرد از پسران خطاب ، متصدی امر خلافت نشود . آنچه كه عمر به دوش كشید بس است . » آنگاه گفت : « رسول خدا (ص ) هنگام وفات ، از شش تن از افراد قریش راضی و خشنود بود : علی ، عثمان ، طلحه ، ذبیر ، سعد بن ابی وقاص و عبدالرحمن بن عوف و نظر من این است كه خلافت را بین این شش نفر به شورا بگذاریم تا این كه خود یك نفر را انتخاب كنند .» سپس گفت : « اگر جانشین تعیین كنم ، كسی كه از من بهتر بود ( ابوبكر ) چنین كرد ، و اگر تعیین نكنم آن كسی كه از من بهتر بود ( رسول خدا (ص) نیز چنین كرد . » سپس گفت : « این چند نفر را نزد من آورید .» پس آن شش نفر هنگامی كه او در حال احتضار بود ، حاضر شدند . عمر نظری بر آنها افكند و گفت : « آیا همه شما بعد از من به خلافت طمع بسته اید ؟ » آنها ناراحت شدند و سكوت كردند . عمر سخن خود را دوباره تكرار كرد ، زبیر گفت : « چرا ما شایستگی آن را نداشته باشیم . تو متصدی خلافت شدی در صورتی كه سابقه و قرابت ما از تو نزدیكتر و بیشتر است .»

بعد عمر درباره سابقه هر كدام مطالبی را بیان داشت ، آنگاه گفت « ابوطلحه انصاری را نزد من آرید .» و چون او را نزد عمر آوردند ، به او گفت: « این اباطلحه ، بنگر هنگامی كه از دفن من بازگشتید با پنجاه نفر از انصار كه همگی مسلح به شمشیر باشند ، این شش نفر را خبر كن و در خانه ای گردآور كه تحت نظر آن پنجاه نفر باشند و آنها بر در آن خانه باشند ، تا این شش نفر با یكدیگر مشورت كنند و از بین خود یكی را انتخاب كنند . پس اگر دیدی پنج نفر با هم اتفاق كردند و یكی مخالفت كرد. او را گردن بزن، و اگر دو گروه سه نفری شدند ، بنگر كه عبدالرحمن بن عوف در كدام طرف است ، پس تو آن طرف را بگیر ، و اگر آن سه نفر دیگر بر مخالفت خود اصرار كردند ، گردن آنها را بزن ، و اگر بعد از سه روز آن شش نفر به نتیجه ای نرسیدند ، همگی را گردن بزن و مسلمانان را به حال خود واگذار تا یك نفر را برگزینند.»
طبق دستور عمر ، ابوطلحه بعد از دفن عمر آن شش نفر را جمع كرد و خود با پنجاه نفر شمشیر به دست پشت در خانه منتظر ماندند تا آن شش نفر به گفتگو بپردازند .

نخستین كسی كه به سخن آمد طلحه بود. او حاضران را به گواهی طلبید ، و اعلام كرد كه وی به نفع عثمان كنار خواهد رفت و حق خود را به او خواهد بخشید . چون می دانست تا وقتی كه علی (ع) و عثمان هستند مردم زیر بار اطاعت او نخواهند رفت و با این عمل خود موضع عثمان را تقویت كرد.
علت كنار رفتن طللحه به نفع عثمان نیز به خاطر این بودكه طلحه از قبیله تیم و عموزاده ابوبكر بود و بین دوقبیله بنی هاشم و تیم به خاطر مسئله خلافت ، كدورت پیدا شده بود.
زبیر نیز به نفع علی (ع) كنار رفت و گفت : « گواه باشید كه من نیز حق خود را به علی (ع) بخشیدم . » اگر زبیر همان خویشاوندی و حمیت نسبی بود، چون او پسر عمه علی (ع) بود.
بدین ترتیب از شش نفر چهار نفر باقی ماندند.

سعد بن ابی وقاص نیز به نفع عبدالرحمن كنار رفت و گفت : « من حق خود را به عموزاده ام عبدالرحمن بخشیدم . » این همه به جهت این بود كه هر دو نفر از قبیله بنی زهره بودند و سعد می دانست كه با خلافت وی موافقت نمی كنند.

در نتیجه سه نفر باقی ماندند . در این وقت عبدالرحمن به علی (ع) و عثمان گفت : « از شما دو نفر ، كدامیك خاضر است به نفع دیگری كنار رود ؟ » چون پاسخی از هیچ كدام نشنید، خود به سخن آمد و گفت : « من شما را گواه می گیرم كه من از خلافت كنار می روم تا یكی از شما دو نفر را انتخاب كنم .» سپس رو به علی (ع) كرد و گفت : « من با تو بر كتاب خدا و سنت رسول خدا و سیره شیخین ابوبكر و عمر بیعت می كنم .»
علی (ع) فرمود : « من می پذیرم به شرط ان كه بر كتاب خدا و سنت رسول و طبق نظر خودم عمل نمایم.» عبدالرحمن رو به عثمان كرد و همان سخنان را تكرار كرد و عثمان پذیرفت . عبدالرحمن برای بار دوم و سوم كلمات خود را با علی (ع) تكرار كرد و آن حضرت نیز همان پاسخ را داد و برای عثمان نیز تكرار كرد و او همه شرایط عبدالرحمن را پذیرفت .

در این وقت عبدالرحمن دست خود را به دست عثمان زد و گفت :

«السلام علیك یا امیرالمومنین »
بدین ترتیب عبدالرحمن ، عثمان را به خلافت منصوب كرد.

اظهارات عقیده یكی از نویسندگان مصری درباره تركیب شورا
در اینجا نظر یكی از نویسندگان اهل سنت نقل می گردد ، تا به ماهیت این شورا بهتر پی برده شود.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود تحقیق در مورد میرزا تقی خان امیر كبیر در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق در مورد میرزا تقی خان امیر كبیر در فایل ورد (word) دارای 10 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق در مورد میرزا تقی خان امیر كبیر در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود تحقیق در مورد میرزا تقی خان امیر كبیر در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود تحقیق در مورد میرزا تقی خان امیر كبیر در فایل ورد (word) :

میرزا تقی خان امیر كبیر

محمدشاه در سال 1264 در گذشت یك ایران پرآشوب و فتنه ای باقی گذاشت تمام این ها ثمره صدارت حاجی میرزا آقاسی بود كه دشمنان سرسخت ایران مصر بودند این مرد غیراهل در صدارت باقی بماند.
برای ملت ایران یك خوشبختی بود كه شاه مرد و ایران از یك زمامداری مانند حاجی میرزا آقاسی خلاص شد .
بعد از حاجی میرزا آقاسی صدارت به میرزا تقی خان امبركبیر رسید من تصور می كنم در دوره آل قاجار سیاستمدار قابل و لایقی مــانند میرزا تقی خان امیركبیر پیدا نشد . این مرد مدیر و مدبر و مآل اندیش در مدت سه سال زمامداری یك ایران پرآشوب و فتنه تحویل گرفته و یك كشور منظم و مرتب تحویل داد .
واتسون مورخ معروف انگلیسی كه با مرحوم میرزا تقی خان معاصر بود و در زمان حیات و صدارت او در تهران بوده شرحی در باب این مرد بزرگ می نویسد .
می گوید كه : خداوند گاهی از مبان بك ملت یكی را بر می انگیزد و مهار امور آن ملت را در دست آن مرد مسلح و اصلاح طلب می سپارد .
این برگزیده الهی موجودیت خود را وقف سعادت و ترقی آن ملت می كند ولی آن ملت قدر خدمات او را درك نمی كنند . فداكاری او را نمی فهمند ، او را گرفته می كشند خودشان را بیچاره و بدبخت می كنند .
در این بیانات فقط یك اشتباه هست و آن این است كه امیر كبیر را ایرانیان نكشتند بلكه دسایس اجنبی او را از پای درآوردند .
فكر او عمل او اصلاحات او با رای ملت ایران بود نتیجه اقدامات او برای سعادت ملت ایران بود .
آن كسانی كه به تحریك همسایه جنوبی باعث فتنه و فساد بودند او همه را در مدت كوتاهی نیست و نابود كرد .
حسن خان سالار كه به تحریك همسایه بدخواه ما علم طغیان در خراسان برافراشته بود.
با اینكه دولت انگلیس واسطه بود امیركبیر قبول نكرد و او را مغلوب نمود . میرزا علی محمد باب كه ساخت انگلستان بود به فرمان امیر شربت مرگ نوشید.
امیر برای ایران خدمتی انجام داد كه در تاریخ بی نظیر است یاغیان را منكوب نمود امنیت را در تمام ایران برقرار كرد یك قشــون منظم و مرتبی را برای ایران آماده نمود .
مالیه مملكت را ترتیب صحیح داد بودجه مملكتی را تعدیل نمود صنایع را ترقی داد باب علوم جدید را برای ایران باز كرد دستگاه دولت را منظم كرد و یك ملتی را آسوده نمود و آن ها را به طرف سعادت و ترقی سوق داد .
این اقدامات برای ملت ایران خوب بود ولی برای سعادت دشمنان ایران مضر بود آن هایی كه هیچوقت مایل نبودند مرد دانشمند و مطلع و مقتدری در راس امور واقع شود آن ها آسوده نبودند نمی توانستند ببینند ملت ایران قدم هایی برای اصلاحات برمی دارد .
سه دولت مقتدر آن روز یعنی انگلیس و روس و فرانسه البته روس و فرانسه به تحریك انگلیس ها ولی برضد اصلاحات ایران هم فكر و هم عقیده بودند .
البته روس ها به واسطه وعده هایی كه انگلیس ها به نیكلای اول می دادند و عمال فرانسوی بدون تردید به تحریك انگلیس ها چرخ امیر را چمبر كردند . میرزاتقی خان امیركبیر كه بزرگترین رجال دوره یكصدوپنجاه ساله سلاطین قاجار است یكصد سال قبل در چنین ماهی و در چنین روزی به تحریك شیادان خارجی به دست دژخیمان خارجی در خون خود غلطید و یك ملتی را به ماتم خود نشاند .
ما كه امروز پس از یكصد سال به روح پلید آن دژخیمان بی وجدان لعنت می فرستیم در یكصد سال بعد هم ملت ایران به مسببین بدبختی امروز كه یك مشت شیادان بیدل هستند لعنت خواهد فرستاد .
این ها اخلاف صدیق همان دژخیمان بی وطن و عمال وظیفه خوار اجانب آن دوره هستند كه ملت ایران امروزه گرفتار فتنه و آشوب و فساد آن هاست ملاحظه كنید جانشین امیركبیر چه كسی شد.
كسی كه تحت الحمایه دولت انگلیس بود ، كسی كه وقتی كه بعد از مرگ محمدشاه از تبعیدگاه به تهران مراجعت می كند با غلام های سفارت انگلیس وارد پایتخت ایران می شود و اول به سفارت انگلیس رفته بعد به دیدن ملكه ایران مادر ناصرالدین شاه می رود .
كسی كه اولین حكم آن واگذاری هرات به دولت انگلیس است و به سید محمدخان حاكم هرات می نویسد : بعد از این سكه به نام شهریار ایران نزنند و خطبه به نام پادشاه ایران نخوانید .
پس از ایـــن سر و كار شما با دولت انگلیس است و نصحیت می كند كه حرف آن هـــا را گوش كنید این شخص میرزا آقاخان نوری است كه در تمام عمر خود وظیفه خوار و مزدور دولت انگلیس شناخته شد در زمان میرزاآقاخان نوری ایران از حق حاكمیت خود به نفع دولت انگلیس صرفنظر كرد .
در زمان این شخص بود كه معاهده تاریخی در سال 1273 مطابق 1857 به نمایندگی فرخ خان امین الدوله با انگلستان در پاریس بسته شد و افغانستان به وسیله معاهده به انگلستان واگذار شد.
در همین معاهده است كه دولت ایران حكمیت اختلاف بین ایران و افغانستان را به دولت انگلیس واگذار می كند . قسمت های عمده سیستان و بلوچستان و نواحی هشتادان به واسطه همین حكمیت از ایران جدا شده و هنوز هم دنباله دارد
سوانح صدارت این مرد زیاد است من در این چنین مقاله مختصری نمی توانم به تمام آن ها اشاره كنم .
این مرد قریب 8 سال ایران مدار بود و هر خدمتی را كه لازم بود به نفع انگلستان انجـــام دهند با كمال صداقت انجام داد .

میرزا آقاخان در اوایل سال 1275 از صدارت معزول شد . از این عزل دولت انگلستان بهترین خدمتگزار خود را در دستگاه دولت ایران از دست داد .
میرزا محمدخان سپهسالار فرزند امیرخان سردار از ایل دولوی قاجار بعد از عزل میرزا آقاخان نوری نوبت به میرزامحمدخان سپهسالار رسید .
این مرد لشگری بود ولی امین ، جدی و درستكار و بصیر بود بستگی به هیچیك از اجانب نداشت مرد با عزم و اراده بود .

پس از میرزاآقاخان مجلس شورای دولتی تشكیل شد و میرزا محمدخان سپهسالار در راس آن قرار گرفت در زمان صدارت این مرد وطن پرست وضع دربار تا اندازه ای بهتر شد و قشون منظم گردید.
و امنیت در ایران برقرار شد و به غارت گری تراكمه خاتمه داده آن ها را مطیع دولت مركزی قرار داد خدمات این مرد شریف در استرآباد و گرگان بسیار به موقع بود چه آن ها را عمال اجنبی اغفال كرده به شرارت و غارت تشویق می كردند میرزا محمدخان این ها را تنبیه كرد و آن نواحی را آزاد نمود

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله علل سقوط رژیم پهلوى در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله علل سقوط رژیم پهلوى در فایل ورد (word) دارای 8 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله علل سقوط رژیم پهلوى در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله علل سقوط رژیم پهلوى در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله علل سقوط رژیم پهلوى در فایل ورد (word) :

علل سقوط رژیم پهلوى
تمركز هرم قدرت سیاسى در شخص شاه
دوران سلطنت محمد رضا شاه را مى توان به دو دوره عمده تقسیم كرد

دوران اول از ابتداى كسب قدرت در سال 1320 تا سال 1334 است.این دوران كه متشنجترین دورههاى حیات سیاسى ایران محسوب مى شود، شاه فاقد قدرت و اختیارى است كه در
دوره دوم حیات سیاسى خود كسب مى كند.این دوران شامل دو سال و نیم نخست وزیرى مصدق نیز مى باشد.مصدق با سلب قسمت اعظم اختیارات شاه، ضعیف ترین دوران سلطنت را فراهم آورد.دوران دوم كه از سال 1334 آغاز مى شود و به مدت 23 سال تا زمان سقوط شاه ادامه دارد، دوران حكومت مطلقه شاه در ایران است.در این دوران به موازات وابستگى شاه به آمریكا به میزان بیگانگى اش از مردم افزوده مى شود.طى این دوران در واقع آمریكا قدرتمندترین حامى شاه در برخورد با مسائل گوناگون مى شود. به عبارتى، تكیه به ایالات متحده هم پشتیبانى سیاسى براى شاه فراهم مى كند و هم پشتیبانى روان شناختى. (1)

شاه طى دوران حكومت 37 ساله خود بطور دایم كنترل خود را بر جامعه و سیاست ایران افزایش داد.بر اساس گفته یك ناظر آمریكایى «تمام دوران حكومت، شاه را به استثناى برخى دورههاى موقت عقب نشینى، مى توان به صورت ربع قرن حكومتى تصور كرد كه در آن بوروكراسى نظامى و دولتى به طور دایم كنترل خود را بر فعالیتهاى مردم سراسر ایران تنگتر و شدیدتر ساختهاند و همزمان با آن نیز به صورتى خستگى ناپذیر قدرت خود را در راس این بوروكراسى تشدید كرده است. (2)
طى این دوران شاه براى حفظ رژیم خود، متكى به تركیبى از «سركوب» و «جلب همكارى» بود. (3)

از یك طرف همه گونه مخالفت را سركوب مى كرد و از طرف دیگر به عنوان یكى از تاكتیكهاى مهم خود شاه به گونه ماهرانهاى مخالفان خود را انتخاب مى كرد و آنها را به عنوان نخبگان سیاسى جذب مىكرد، برخى از اعضاى پیشین حزب كمونیست و سازمان دهندگان برنامه هاى ضد شاه در خارج از كشور به این عنوان، پستهاى مهمى را در دستگاه دولتبه دست آوردند. (4)
طى دوران سلطنت محمد رضا شاه، هر چند كه نهادها و رویههاى به ظاهر دمكراتیك هنوز در جامعه وجود داشت، – از جمله انتخابات قانونگذارى، كنترل قوه قانون گذارى بر مجریه و حتى احزاب سیاسى – ولى این نهادها در واقع به پوسته غیر كار آمدى تبدیل شده بودند.با گذشت زمان، سیاست گذارى دولت روز به روز متمركزتر شد و هر چه بیشتر جنبه شخصى به خود گرفت.شاه در تمامى جنبه هاى عمده سیاست گذارى دولت درگیر مى شد و در مسائلى از این قبیل كه ارگانهاى دولتى كدام خط مشى را دنبال كنند، چه كسانى به مناصب مهم دیوانسالارى منصوب شوند، مجلس چه لایحه هایى را تصویب كند، تصمیم مى گرفت. (5) شاه بلند پایهترین كادرهاى دولتى را خود تعیین و یا از كار بركنار مى كرد.به نحو قابل ملاحظهاى سیاستى كه نا امنى شخصى را در بالاترین سطوح سیستم ترویج مى داد، حفظ مى كرد و به گونه مؤثرى افراد را از كسب یك پایگاه و یك جاى پاى محكم در عرصه قدرت ایران به دور نگه مى داشت. (6)

ساختار رسمى دولت ایران شامل یك چوب بست لرزان از نهادهایى بود كه در حول شخص شاه ساخته شده بود. (7) به خاطر نقش برجسته شاه در تصمیم گیرى، ارگانهاى دولتى كمتر اقتدار مستقلى داشتند یا هیچ گاه نداشتند.پس از اوایل دهه 1340، نخست وزیران را انحصارا شاه بر مى گزید و مجلس به رغم حقوقش در قانون اساسى، فقط نقش نمایش در این فرآیند بازى مى كرد.بنابر این، نخست وزیر و كابینهاش ابزارى براى اجراى تصمیمهاى شاه شدند. (8)

به این ترتیب، به مرور از اقتدار و اختیارات نهادهاى سیاسى و اجتماعى كه در جامعه جا افتاده بود، كاسته شد و بر اختیارات قوه مجریه و شخص شاه افزوده شد و حكومت فردى به تدریج همه جاگیر شد.
شاه مى كوشید با پرداخت حقوق خوب به مقامهاى دولت و تحمل فساد، وفادارى آنها را تقویت كند و از نیروهاى امنیتى و نوعى كابینه سایه كه از نزدیكترین مشاورانش تشكیل می شد، براى مراقبت از وفادارى و كارآیى مقامهاى دولت استفاده مى كرد.این اقدامها، به شاه كنترل شخصى گستردهاى بر مقامهاى دولتى مى بخشید و به این ترتیب، توانایى عمل مستقل را در آنان بیشتر تضعیف مى كرد. (9) مراكز قانون گذارى در ایران نیز از اوایل دهه 1340 از اقتدار واقعى برخوردار نبودند و صرفا به عامل تایید سیاستها و تصمیمهاى شاه تبدیل شده بود.

همانطور كه قبلا متذكر شدیم یكى از ویژگیهاى عمده سیستم سیاسى ایران در دوره حكومت محمد رضا آن بود، كه على رغم وجود یك سیستم حزبى دولتى از سال 1336 هر نوع فعالیت سیاسى مستقل ممنوع شده بود. (10) در این سال شاه به توصیه آمریكا و بریتانیا به تقلید از سیستم پارلمانى وست میتسسترى تصمیم گرفت كه حزب رسمى ملیون و مردم را تاسیس كند.این در حالى بود كه نیروهاى امنیتى، مخالفان را از ایجاد احزاب دیگر مانع مى شدند و دو حزب یاد شده را به عنوان محملهایى جهت مشاركت مردم در سیاست تبدیل مى كردند.ولى واقع امر آن كه جاذبه عمده این احزاب سود بردن از فرصتها و امكانات و پیشرفت در عرصه هاى مختلف بود تا مشاركت در امر سیاسى.بعدها حزب ملیون به عنوان حزب طرفدار دولت، جاى خود را به حزب ایران نوین داد. (1342) .این حزب برنامه انقلاب سفید را جزو آرمانهاى خود قرار داد و به سرعت تبدیل به زائدهاى از حكومت شد.این حزب نیز همانند سلف خود، فاقد هر گونه مشروعیت مردمى بود.

احزاب صرفا ابزارى بود جهت جلب رضایت از رژیم و اعلام وفادارى نسبت به آن و حد اكثر نردبان ترقى براى اعضاى آن.در واقع نه به عنوان مكانى جهت مشاركت سیاسى مردم و نه به عنوان نمودهایى از دموكراسى تشكیل شده بود.

بین سالهاى 1350 تا 1355 بخصوص حكومت ترور و شكنجه بیش از پیش حاكم شد.صدها نفر اعدام شدند و هزاران نفر زندانى. در این دوران، بویژه نهادهاى مذهبى بیش از بقیه مورد تهاجم قرار می گرفت. (11)
به این ترتیب، كنترل دولت بر تمام جنبههاى زندگى مردم ایران گسترش یافت.به عنوان یك نتیجه گیرى كلى، مى توان اظهار داشت كه نظام سیاسى ایران، به عنوان یك نظام سیاسى وابسته به یك فرد، از جمله ناپایدارترین نظامهاى موجود سیاسى بود. (12) از طرفى دیگر، در حالى كه ایران دستخوش دگرگونی هاى اقتصادى و اجتماعى شدید شده بود و گروههاى تازه سر بلند كرده، خواستار تحرك و مشاركت در فعالیتها بودند، این گروهها بدون جذب در نهادهاى سیاسى و یا احزاب، آماده ورود به صحنه سیاسى جامعه بودند.

تمایل شاه به تمركز امورات در شخص خودش و استفاده از تمامى مظاهر و فعل و انفعالات سیاسى در این راستا یك سیستم قائم به شخص را بوجود آورد كه در زمانى كه نظام سیاسى پهلوى به حضور و تصمیم گیرى قاطع شاه نیازمند بود از آن محروم بود.

در واقع مهمترین شخصیتى كه حمایت خود را از نظام سیاسى پهلوى برداشت، در نهایت خود شاه بود.حمایت شاه از نظام سیاسى پهلوى بعد از تمركز افراطى، به سه طریق برداشته شد.اول او عملا از پرداختن به مسائل روزمره گردش امور نظام دست كشید. دوم شروع به صحبت كردن از روزى كرد كه مى خواست رسما به نفع پسرش از سلطنت كناره گیرى كند. (13) سوم سعى مى كرد با شانه خالى كردن از مسؤولیت نابسامانى هاى جامعه ایران و گذاشتن آن بر عهده نظام پهلوى، حكومت خود را حفظ كند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود تحقیق در مورد تَختِ جَمشید در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق در مورد تَختِ جَمشید در فایل ورد (word) دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق در مورد تَختِ جَمشید در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود تحقیق در مورد تَختِ جَمشید در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود تحقیق در مورد تَختِ جَمشید در فایل ورد (word) :

تَختِ جَمشید یا پارسه نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که سالیان سال پایتخت تشریفاتی امپراطوری ایران در زمان دودمان هخامنشیان بوده‌است. باور عمومی ایرانیان براین است که اسکندر مقدونی سردار یونانی که در 330 پیش از میلاد، به ایران حمله کرد و تخت جمشید را به آتش کشید و احتمالا بخش عظیمی از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشی را با اینکار نابود نمود. با این‌حال ویرانه‌های این مکان هنوز هم در مرودشت در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس برپا است و باستان شناسان از ویرانه‌های آن نشانه‌های آتش و هجوم را بر آن تایید می‌کنند.

تخت جمشید ، مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطه وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است. این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرپولیس خوانده اند ساخته شده است

ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ، پسرش خشایارشا تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تلار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند .

معماری هخامنشی ، هنری است امتزاجی که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است . هخامنشیان با ساختن این ابنیه عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.

در اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری در گوشه شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد . بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود . پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد .

از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است . از کشف این الواح شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت ، زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصور عالیه اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینه یک یا چند نفر است . کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همه آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند . گذشته از مردان ، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند . مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام شکــل سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند . اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شدعبارت از : گندم و گوشت .

اسکندر مقدونی)) در یورش خود به ایران در سال 331 قبل از میلاد، آنرا به آتش کشید.تاریخنگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی میدانند ولی برخی کینه توزی و انتقام گیری اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن بدست خشایار شاه علت واقعی این آتش سوزی مهیب میدانند

ازآنچه امروز از تخت جمشید بر جای مانده تنها می توان تصویر بسیار مبهمی از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با این همه می توان به مدد یک نقشه تاریخی که جزئیات معماری ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکی بهره از قوه تخیل، به اهمیت و بزرگی این کاخها پی برد. نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در اواخر دهه1310خورشیدی کشف شد
چیزی که در نگاه اول در تخت جمشید نظر بیننده را به خود جلب می کند، کتیبه ها و سنگ نبشته های گذر خشایارشاه است که به زبان عیلامی و دیگر زبانهای باستانی تحریر شده است. از این گذر به مجموعه کاخهای آپادانا می رسیم، جائی که در آن پادشاهان بار میدادند و مراسم و جشنهای دولتی در آن برگذار می شد.

امروزه مقادیر عمده ای طلا و جواهرات در این کاخها وجود داشته که بدیهی است در جریان تهاجم اسکندر به غارت رفته باشد. تعداد محدودی از این جواهرات در موزه ملی ایران نگهداری می شود. بزرگترین کاخ در مجموعه تخت جمشید کاخ مشهور به “صد ستون” است که احتمالا یکی از بزرگترین آثار معماری دوره هخامنشیان بوده و داریوش اول از آن به عنوان سالن بارعام خود استفاده می کرده است. تخت جمشید در 57 کیلومتری شیراز در جاده اصفهان و شیراز واقع شده است
این مکان از سال 1979 یکی از آثار ثبت شده ایران در میراث جهانی یونسکو است.

نام تخت جمشید
نام تخت جمشید در زمان ساخت «پارسَه» به معنای «شهر پارسیان» بود. یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه‌شهر») خوانده‌اند. در فارسی معاصر این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره‌ای ایران می‌نامند که در شاهنامه فردوسی نیز آمده‌است.

چگونگی ساخت
قدیمی‌ترین بخش تخت جمشید بر پایه یافته‌های باستان‌شناسی مربوط به سال 515 پیش از میلاد است. آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمده‌است ساخت تخت جمشید در حدود 25 قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت، به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داریوش بزرگ آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت. بر اساس خشت نوشته‌های کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران، هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بی‌شماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمه کارگری نیز استفاده می‌کردند. ساخت این مجموعه بزرگ و زیبا بنا به روایتی 120 سال به طول انجامید.

مکان و چگونگی سازه

یکی از سرستون‌های پیشنهادی که مورد تایید قرار نگرفته بود به همین دلیل در آن محل مدفون شده بود

کاخ‌های تخت جمشید در نزدیکی رود کوچک پلوار که به رود کر می‌ریزد بر روی سکوئی که ارتفاع آن بین 8 تا 18 متر بالاتر از سطح جلگه مردوشت است، بنا شده‌اند در حالی که طرف شرقی ان بر روی کوه رحمت است و سه طرف دیگر با دیوارهای حافظ شکل داده شده‌اند.دیوارهای حافظ با توجه به شیب زمین تغییر ارتفاع می‌دهند.

وسعت‌ کامل کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید 125 هزار متر مربع‌ است که از بخش‌های‌ مهم‌ زیر تشکیل‌ یافته‌ است‌:
• کاخ‌های‌ رسمی‌ و تشریفاتی‌ تخت جمشید (کاخ دروازه ملل)
• سرای‌ نشیمن‌ و کاخ‌های‌ کوچک‌ اختصاصی‌
• خزانه شاهی‌
• دژ و باروی‌ حفاظتی‌

پژوهش‌های باستان‌شناسی
اولین کاوش‌های علمی در تخت جمشید توسط ارنست امیل هرتزفلد المانی در 1931 صورت گرفت.وی توسط مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو فرستاده شده بود.یافته‌های وی هنوز در این موسسه نگه داری می‌شوند. هرتزفلد معتقد بود دلیل ساخت تخت جمشید نیاز به جوی شاهانه و باشکوه نمادی برای امپراتوری پارس و مکانی برای جشن گرفتن وقایع خاص به خصوص نوروز بوده‌است.به دلایل تاریخی تخت جمشید در جایی که امپراتوری پارس پایه گذاشته شده بود ساخته شده‌است.هر چند در زمان مرکز امپراتوری نبوده‌است.

معماری تخت جمشید به دلیل استفاده از ستون‌های چوبی مورد توجه قرار گرفته‌است.معماران تخت جمشید فقط زمانی از سنگ استفاده کرده‌اند که بزرگترین سرو‌های لبنان یا ساج‌های هند اندازه‌های لازم برای تحمل سقف را نداشته‌اند. در حالی که ته ستون‌ها و سر ستون‌ها از سنگ بوده‌اند.

پلکان‌های ورودی سکو و دروازه ملل
ورود سکو، دو پلکان‌ است‌ که روبروی یکدیگر و در بخش شمال غربی مجموعه قرار دارندکه همچون دستانی است که آرنج خویش را خم کرده و بر آن است تا مشتاقان خود را از زمین بلند کرده و در سینه خود جای دهد. این پلکان‌ها از هر طرف‌ 111 پله پهن‌ و کوتاه(به ارتفاع10 سانتیمتر)‌ دارند. بر خلاف عقیده بسیاری از مورخین که مدعی بودند ارتفاع کم پله‌ها به خاطر این بوده که اسب‌ها نیز بتوانند از پله‌ها بالا بروند،

پله‌ها را کوتاهتر از معمول ساخته‌اند تا راحتی و ابهت میهمانان (که تصاویرشان با لباسهای فاخر و بلند بر دیوارهای تخت جمشید نقش بسته) هنگام بالا رفتن حفظ شود. بالای‌ پلکان‌ها، بنای‌ ورودی‌ تخت‌ جمشید، «[دروازه‌ بزرگ‌]» یا «[دروازه خشایارشا|دروازه خشایارشا]» یا دروازه ملل، قرار گرفته‌است. ارتفاع این بنا 10 متر است. این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته‌است که امروزه بقایای دروازه‌های آن برجاست. بر دروازه غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی‌ با سر انسانی‌ حجاری‌ شده‌ است‌. این دروازه‌ها در قسمت فوقانی با شش کتیبه میخی تزیین یافته‌اند. این کتیبه‌ها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان می‌کند که: «هر چه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفته‌است.»
دو دروازه‌ خروجی‌ یکی‌ رو به‌ جنوب‌ و دیگری‌ رو به‌ شرق‌ قرار دارند و دروازه جنوبی‌ رو به‌ کاخ‌ آپادانا، یا کاخ‌ بزرگ‌ بار، دارد.

پلکان‌های کاخ آپادانا

جزئیات حجاری‌های پلکان روبه‌شمال کاخ آپادانا که نظامیان هخامنشی را نمایش می‌دهد.

کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکان‌های شرقی این کاخ که از دو پلکان – یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب – تشکیل شده‌اند، نقوش حجاری‌شده‌ای را در دیوار کناره خود دارند. پلکان رو به شمال نقش‌هایی از فرماندهان عالی‌رتبه نظامی مادی و پارسی دارد در حالی که گل‌های نیلوفر آبی را در دست دارند، حجاری شده‌است. در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده می‌شوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می‌شوند، دیده می‌شود.

بر دیواره پلکان رو به جنوب تصاویری از نمایندگان کشورهای مختلف به همراه هدایایی که در دست دارند دیده می‌شود. هر بخش از این حجاری اختصاص به یکی از ملل دارد که در شکل زیر مشخص شده‌اند :

1- مادی‌ها 2- ایلامی‌ها 3- پارت‌ها 4- سغدی‌ها 5- مصری‌ها 6- باختری‌ها 7- اهالی سیستان 8- اهالی ارمنستان 9- بابلی‌ها 10- اهالی کلیکیه 11- سکاهای کلاه‌تیزخود 12- ایونی‌ها 13- اهالی سمرقند 14- فنیقی‌ها 15- اهالی کاپادوکیه 16- اهالی لیدی 17- اراخوزی‌ها 18- هندی‌ها 19- اهالی مقدونیه 20- اعراب 21- آشوری‌ها 22- لیبی‌ها 23- اهالی حبشه
کاخ آپادانا

پلان و جزئیات ستون‌های تخت جمشید

کاخ آپادانا از قدیمی‌ترین کاخ‌های تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش بزرگ بنا شده‌است، برای برگزاری جشن‌های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده می‌شده‌است.
این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط می‌یابد. کاخ آپادانا از 72 ستون تشکیل شده‌است که در حال حاضر 14 ستون آن پابرجاست ته ستونهای ایوان کاخ گرد ولی ته ستونهای داخل کاخ مربع شکل میباشد

کاخ تچر
تچر یا تچرا به معنای خانه زمستانی می‌باشد.این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده‌است. روی کتیبه‌ای آمده : «من داریوش این تچر را ساختم.»
این کاخ یک موزه خط به شمار می‌رود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستون‌ها از نمای جلویی‌های مصری استفاده شده‌است. قسمت اصلی کاخ توسط داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی جنوبی توسط خشایار شاه و پلکان سنگی غربی توسط اردشیر دوم بنا شده‌است

علیرضا صفاری
بهار 85

چكیده

ورودبه هزاره سوم و مواجه شدن با پدیده تكنولوژی اطلاعات و ارتباطات (ICT) ، چنان جهان را منقلب نموده كه تجارت نیز از این امر مثتثنی نبوده است.
زیر ساخت اطلاعات جهانی در مراحل اولیه گسترش، جهان را چنان در معرض تغییر قرارداده است كه ناقض بسیاری
ا صول پذیرفته شده اقتصادی و اجتماعی است.
اصولا اینترنت به عنوان ابزاری برای تبادل اطلاعات در دسترس جوامع بشری قرارگرفته است و افراد مختلف در سراسر جهان می توانند اطلاعات ارزشمندی را از طریق شبكه جهانی بدست آورند.
همان طوریكه اینترنت جوامع دمكراتیك و افراد آن را دستخوش تغییر و دگرگونی كرده است، ظهور اینترنت جدید مبادلات تجاری توسعه یافته را عرضه داشته كه این خود سبب كسب نتایج سودمندی برای تاجران شده است. پدیده نویی به نام اقتصاد شبكه‌ای مفاهیم و واقعیت‌های كسب و كار را تا به آنجا دستخوش تغییر كرده است كه بدون شناخت كاربردی از ابعاد مختلف آن كه اساسا بر مفاهیم شبكه استوار است، دیگر امكان برنامه‌ریزی موثر و نتیجه بخش وجود ندارد.
تجارت الکترونیک واژه‌ای است که برای تجارت از طریق سیستمهای اطلاعاتی، ارتباطی بکار می‌رود. تجارت الکترونیک با وجود این که مدت زمانی زیادی از عمر آن نمی‌گذرد ولی نقش بسزا و چشم گیری در زندگی روزمره ما به عهده گرفته‌است به طوری که اجتناب از آن کار آسانی نیست. یکی از ساده‌ترین و کار آمدترین نقش تجارت الکترونیک در زندگی روزمره کاربران اینترنتی، خرید و فروش اجناس و تبادل وجوه مربوطه از طریق کارتهای هوشمند می‌باشد

.
تجارت الكترونیكی به عنوان پدیده ای ‌نوین، سعی در تغییر آنچه كه درگذشته انجام می‌گرفته است و غالب كاری تاجران جهان را دگرگون ساخته است. و نوع جدیدی از اقتصاد را بوجود آورده است.
هدف از تجارت الکترونیک که در واقع ترکیبی از تکنیکها و شگردهای بازرگانی است. همکاری، رقابت و بازدهی بیشتر شرکتهای مختلف می‌باشد به طوری که طی 15 سال گذشته سبب توانایی شرکتها در زمینه‌هایی مثل اصلاح روشهای تجارتی و پیشرفت در زمینه ارتباطی با شرکتهای مرتبط و بالاخره گسترش دامنه بازرگانی، تجاری حتی در مقیاسهای بزرگ و جهانی شده‌است.
تجارت الكترونیكی چنان بر اقتصاد كشو

رها تاثیر گذاشته است كه در حال حاضر كمتر كشوری از این قضیه بی بهره مانده است.
اقتصاد ایران نیز بالطبع با توجه به ارتباط با اقتصاد جهانی در حال تاثیر پذیری از این نوع جدید تجارت است.
علارقم بسترهای بسیار هزینه زا و زمان بر تجارت الكترونیكی، هم كشورها در صدد تجهیز خود به غالبهای زیر ساختی تجارت الكترونیكی هستند.
ایران نیز باداشتن موقعیت استراتژیك منطقه خاورمیانه، علارقم بسترهای زیر ساختی بسیار ضعیف خود در صنعت مخابراتی و ارتباطی به نوعی می تواند شروعی از این تجارت داشته باشد. تجارت الكترونیكی نسبی همان طور كه درمقاله خواهد آمد، می‌تواند شروعی مناسب باشد.

مقدمه
قسمت اول

انسان از ابتدای خلقت تاکنون روشهای تجاری متفاوتی را تجربه کرده‌است. در ابتدا سیستم تبادل کالا رایج بود. شکارچی گوشت را با سلاح عوض می‌کرد. این سیستم اشکالات فراوانی داشت. مثلا ممکن بود شکارچی نتواند سلاح سازی را پیدا کند که به گوشت احتیاج داشته باشد. در این صورت گوشتها فاسد می‌شدند .
در بعضی تمدنها سیستم کالای محبوب به وجود آمد. در سرزمینی که گندم غذای اصلی مردم آن بود، شکارچی گوشت را با گندم و گندم را با سلاح تعویض می‌کرد. این روش هم مشکلات زیادی داشت. کالای محبوب در سرزمینهای مختلف متفاوت بود. از طرف دیگر معیاری برای سنجش ارزش آن وجود نداشت و حمل و نقل آن هم مشکل بود بدون شک اختراع پول اولین انقلاب در زمینه تجارت بود. ارزش آن مشخص بود، حمل آن آسانتر بود، فاسد نمی‌شد و همه طالب آن بودند. فواید استفاده از پول به اندازه‌ای بود که حتی تا چند دهه قبل کمتر کسی انتظار یک انقلاب دیگر را داشت.

ارتباط بین تجارت و تکنولوژی دیر زمانی است که وجود داشته و ادامه دارد. در واقع، یک پیشرفت تکنیکی باعث رونق تجارت شد و آن هم ساخت کشتی بود. در حدود 2000 سال قبل از میلاد، فینیقیان تکنیک ساخت کشتی را بکار بردند تا از دریا بگذرند و به سرزمینهای دور دست یابند. با این پیشرفت، برای اولین بار مرزهای جغرافیایی برای تجارت باز شد و تجارت با سرزمینهای دیگرآغاز شد. اکنون، شبکه جهانی اینترنت مانند همان کشتی است که نه تنها فواصل جغرافیایی، بلکه اختلافات زمانی را نیز کمرنگ نموده و صحنه را برای نمایشی دیگر آماده کرده‌است.ترکیب تجارت و الکترونیک از سال 1970 آغاز شد. برای گسترش و پذیرش تجارت الکترونیک لازم است که پیش نیازهای این تکنولوژی از جمله زیرساختار مخابراتی، مسایل قانونی و ایمنی پیام رسانی مهیا شود.

مهم‌ترین هدف در تجارت حال چه از روشهای بسیار پیشرفته الکترونیکی استفاده کند و چه از روشهای سنتی و قدیمی -همانا دستیابی به پول و سود بیشتر است. طبیعتا در این میان، نقش بانکها و موسسات اقتصادی در نقل وانتقال پول بسیار حیاتی است. هنگامی که در سال 1994 اینترنت قابلیتهای تجاری خود را علاوه بر جنبه‌های علمی و تحقیقاتی به نمایش گذاشت،موسسات تجاری و بانکها در کشورهای پیشرفته اولین نهادهایی بودند که تلاش جدی خود را برای استفاده هر چه بیشتر از این جریان بکار انداختند. محصول تلاش آنها نیز همان بانکداری الکترونیک امروزی است. سپس به سرعت مشخص شد که اینترنت بستر بسیار مناسبی برای انواع فعالیتهای بانکداری و اقتصادی بشمار می‌رود.

بانکداری و تجارت الکترونیک هم اکنون در جهان به عنوان یک بحث بسیار تخصصی و در عین حال، بسیار پیچیده تبدیل شده‌است و تطبیق آن با سیاستهای تجاری و اقتصادی کشورهای مختلف نیاز به تحقیق و برنامه ریزی دقیق دارد.
در بررسی تاریخچه تجارت الکترونیک درمی یابیم که بورسهای اوراق بهادار نیز موسسات دیگری بودند که به سرعت فعالیت خود را با روند پیشرفت اینترنت هماهنگ کردند و موفق شدند که در عرض مدت کوتاهی، با توجه به برتریهای اینترنت در مقایسه با روشهای قدیمی، به دلیل سرعت و دقت بالا، به موفقیتهای بی نظیری دست یابند.

تجارت الکترونیک، علی رغم جوان بودن در جهان شناخته شده و در سالهای اخیر رشد فزاینده و غیرقابل پیش بینی داشته‌است. این رشد تصاعدی حاصل استفاده از یک ابزار، یعنی اینترنت می‌باشد. البته تجارت الکترونیک فقط در شاخصه‌ها یا کشورهای خاصی جا افتاده و استفاده می‌شود. برای مثال، در سال 1997 صنعت جهانگردی و توریسم مسوول 20 تا 30 درصد از فروشهای مجازی بوده است.

قسمت دوم

ورودبه هزارسوم چالشهای جدیدی برای كشورها بوجود آورد. جهانی شدن (Globalization) و
(Information And Communication Technology)، دوچالش اساسی این هزاره به شمار می‌رود.
تكنولوژی اطلاعات در ارتباطات، چنان زندگی بشر را متحول كرده است كه تمام نگاههای دنیا را به خود جلب كرده است. و تمامی فعالیتهای بشری را تغییر داده است.
تجارت به عنوان فعالیتی برای تبادل كالاها و خدمات در یك مقیاس وسیع،‌ نیز از این تحول دور نمانده است. در طی این چند دهه، تجارت پیشرفت بسیاری كرده است، به طوری كه حجم وسیعی از مبادلات دیكر چهره به چهره نیست و معاملات بیشتر از طریق تلفن، پست و با استفاده از كارتهای اعتباری انجام می شود.
همه این عوامل باعث ظهور نوعی از تجارت به نام تجارت الكترونیكی (E-Commerce) شده است. كه ویژگیهای بسیار مفیدی برای بشر داشته است.

با بررسی دقیق نوآوریهای بشر در سالها و قرنهای گذشته، می‌توان به این نتیجه رسید كه مزایای تجارت الكترونیكی و تاثیراتی كه آن در اقتصاد جهان گذاشته است، كم نظیر است.
منافعی كه درفعالیت باعث ارتقای سطح تولیدات ایجاد مجاری فروش جدید، كاهش هزینه و زمان ورود به بازار ، پس انداز سیستم و ایجاد ارتباط بهتر با مشتری خواهدشد. و به وضع تاثیر آن بر اقتصاد كشور نمایان می‌گردتعاریف عملیاتی و ادبیات موضوع
تجارت به تبادل كالاها و خدمات در یك مقیاس وسیع گفته می‌شود. در گذشته تجارت به شكل چهره به چهره بین طرفین معامله انجام می‌شد.
اما با تكنولوژی اطلاعات و ارتباطات (ICT) نوعی جدید از تجارت در جوامع تحت عنوان تجارت الكترونیكی رخنه كرده است. كه منابع بسیار زیادی، علارقم هزینه و زمان باید برای ایجاد این نوع تجارت، برای كشورها ایجاد می‌كند.

تجارت الكترونیكی پدیده‌ای چند رسانه‌ای است كه از طرفی با پیشرفته ترین مفاهیم فن‌آوری و از سوی دیگر با مباحثی مثل بازاریابی، فروش، مباحث مالی و اقتصادی و حقوق پیوستگی دارد. با این تفاصیل تعاریف متنوعی كه از نوع نگرش افراد سرچشمه می‌گیرد، ارائه شده است.
به تعریف اینج و لینز كوئیت: تجارت الكترونیكی به معنای مبادله محصولات و خدمات در مقابل پول با استفاده از توانایی‌های اینترنت است.
ویلادیمرزواس در مقاله خود به نام ساختار و آثار كلان تجارت الكترونیكی بیان می‌دارد. تجارت الكترونیكی به معنی سهمیه شدن د راطلاعات و حصظ ارتباطات تجاری و هدایت مبادلات بازرگانی به وسیله شبكه‌های ارتباطی است.
اصولا تجارت الكترونیكی به فرآیند خرید و فروش اطلاعات .‌تولیدات و خدمات از طریق شبكه كامپیوتری اطلاق می‌شود. باتوجه به این تعریف شركتهای زیادی از روش تجارت الكترونیكی برای انجام معاملات استفاده می‌كند.
اما به عنوان یك تعریف عملیاتی،‌ تجارت الكترونیكی یعنی استفاده ا زاینترنت، كامپیوتر و رسانه‌ها در تجارت و ایجاد سود بیشتر و كاهش هزینه از یك طرف و ایجاد كفه رقابتی از سوی دیگر.

تعریف تجارت الکترونیک

تجارت الکترونیک انجام کلیه فعالیتهای تجاری با استفاده از شبکه‌های ارتباطی کامپیوتری، به ویژه اینترنت است. تجارت الکترونیک، نوعی، تجارت بدون کاغذ است. به وسیله تجارت الکترونیک تبادل اطلاعات خرید و فروش و اطلاعات لازم برای حمل و نقل کالاها، با زحمت کمتر و مبادلات بانکی با شتاب بیشتر انجام خواهد شد. شرکتها برای ارتباط با یکدیگر،محدودیتهای فعلی را نخواهند داشت و ارتباط آنها با یکدیگر ساده تر و سریع تر صورت می‌پذیرد. ارتباط فروشندگان با مشتریان نیز می‌تواند به صورت یک به یک با هر مشتری باشد. به عبارت دیگر، تجارت الکترونیک نامی عمومی برای گستره‌ای از نرم افزارها و سیستمها است که خدماتی مانند جستجوی اطلاعات، مدیریت تبادلات،

بررسی وضعیت اعتبار، اعطای اعتبار، پرداخت به صورت روی خط، گزارش گیری و مدیریت حسابها را در اینترنت به عهده می‌گیرند. این سیستمها زیربنای اساسی فعالیتهای مبتنی بر اینترنت را فراهم می‌آورند. هدف از بکارگیری تجارت الکترونیک، ارائه روشی جدید در انجام امور بازرگانی می‌باشد. به واسطه این روش، تاجران قادرند که محصولات و خدمات خود را به شکل تمام وقت و به تمام خریداران در سرتاسر جهان – مستقل از مرزهای جغرافیایی و ملیتها -عرضه کنند.
بسیاری از مردم، تجارت الکترونیک را منحصر به خرید و فروش از طریق شبکه اینترنت می‌دانند، در حالیکه این امر فقط بخش کوچکی از تجارت الکترونیک را تشکیل می‌دهد و این مفهوم اکنون گستره وسیعی از جنبه‌های مختلف تجاری و اقتصادی را دربرگرفته‌است. به سادگی می‌توان هرگونه فعالیت تجاری و مالی بین موسسات و افراد مختلف را در حیطه تجارت الکترونیک گنجاند.
تجارت الکترونیک روش دیگری برای تبادلات الکترونیکی اطلاعات و انجام مبادلات تجاری است که یک پل الکترونیکی را بین مراکز تجاری ایجاد کرده‌است. تجارت الکترونیک با حجم کمتری از اطلاعات که لزوما در قالب یکسانی نبوده و بین مردم عادی رد و بدل می‌شود، سر و کار دارد. تجارت الکترونیک در ابتدای پیدایش خود، چیزی بیش از یک اطلاع رسانی ساده تجاری نبود و هرکس می‌توانست محصولات خود را با استفاده از صفحات وب بر روی اینترنت تبلیغ نماید. آمار منتشره از 500 شرکت نشان می‌دهد که حدود 34 درصد از آنها در سال 1995 و حدود 80 درصد در سال 1996 از روش فوق برای تبلیغ محصولات خود استفاده کرده‌اند.تا پایان سال 2001 بیش از 220 بیلیون دلار معاملات مالی توسط صدها سایت تجاری بر روی اینترنت انجام پذیرفت.

تجارت الکترونیک دارای زیر شاخه‌های عمده‌ای به شرح زیر می‌باشد:

1 تجارت الکترونیک
2 کسب و کار الکترونیک
3 بازاریابی الکترونیکی
4 بانکداری الکترونیکی
5 کارتهای هوشمند
6 مدیریت روابط عمومی با مشتری
7 تاریخچه تجارت الکترونیک

مزایای تجارت الکترونیک

بابررسی دقیق نوآوریهای بشر در سالها و قرنهای گذشته، می‌توان به این نتیجه رسید كه مزایای تجارت الكترونیكی و تاثیراتی كه آن در اقتصاد جهان گذاشته است، كم نظیر است. در این میان كشورهای در حال توسعه نیز در صدد تجهیز خود به این نوع تكنولوژی هستند. كشورهای درحال توسعه‌ كه با موانع زیر ساختی عمده‌ای روبرو هستند، نیز در صدد تجهیز تجارت خود به تجارت الكترونیكی هستند.

در این قسمت سعی برآن داریم تا با ارائه مدلی متناسب،به بر شمردن منافع تجاری یا ارزش تجاری تجارت الكترونیكی ، بپردازیم.سوالی که ممکن است همینک مطرح شود این است که تجارت الکترونیک غیر از مواردی که پیش از این به آن اشاره شد چه فایده‌ای دارد.

الف: مزایای تجارت الكترونیكی از سطج حامعه
جامعه و اقتصاد به عنوان یكی از ذی النعفان اصلی بحث و بكارگیری تجارت الكترونیكی می‌توان باشد. به این ترتیب افراد زیادی می توانند از راه دور به انجام كارها و وظایفشان بپرهیزند. این مساله علاوه بر ایجاد آرامش فكری باعث استحكام بیشتر خانواده‌ها نیز می‌گردد.
دوم، عدم نیاز به حضور فیزیكی مصرف كنندگان برای انجام خرید یا دریافت خدمات باعث كاهش حجم ترافیك، آلودگی هوا و …. می‌گردد.

سوم، می‌توان به مردم ساكن در مكانها و كشورهای كمتر توسعه یافته ، به خدمات و محصولاتی دسترسی پیدا می‌كنتد كه در حالت عادی محروم بودند. به عنوان نمونه امكان دسترسی به آموزش و مدارك دانشگاهی معتبر نیز ایجاد می‌گردد.
و در نهایت می‌توان به خدمات عمری با كیفیت بالاتر و سرعت بیشتری در اختیار همه اقشار جامعه قرار می‌گیرد، اشاره كرد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله نفوذ سیاسى زنان در دربار اتابكان و خوارزمشاهیان‏ در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله نفوذ سیاسى زنان در دربار اتابكان و خوارزمشاهیان‏ در فایل ورد (word) دارای 22 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله نفوذ سیاسى زنان در دربار اتابكان و خوارزمشاهیان‏ در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله نفوذ سیاسى زنان در دربار اتابكان و خوارزمشاهیان‏ در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله نفوذ سیاسى زنان در دربار اتابكان و خوارزمشاهیان‏ در فایل ورد (word) :

نفوذ سیاسى زنان در دربار اتابكان و خوارزمشاهیان‏

فرمانروایى آبِش‏خاتون‏
سلجوق‏شاه، از خاندان سلغریان، وقتى به قتل رسید جز اتابك آبِش دختر سعد و خواهرش سُلْغَم، كسى وارث تاج و تخت نبود. از این جهت آبش‏خاتون كه به همراه خواهر در قلعه‏اى زندانى بود به رغم كمى سن به كمك امراى شول و تراكمه به حكومت رسید و چون او و خواهرش تنها بازماندگان حكّام سُلغرى بودند، خطبه به نامش خواندند و سكّه به نامش ضرب نمودند.
خواجه رشیدالدین فضل‏اللَّه همدانى در كتاب جامع‏التواریخ نوشته است آبش‏خاتون در زمان تركان‏خاتون نامزد منگوتیمور گردید. این خانم به مذهب تشیّع گرایش داشت و تحت تأثیر افكار شرف‏الدین ابراهیم در ترویج این آئین كوشید و اموال خویش را وقف پیشبرد و گسترش تشیّع نمود.(1) پس از چندى میان شرف‏الدین و آبش‏خاتون اختلافى بروز كرد و این زن دستور داد وى را به قتل برسانند. گفته‏اند این فرد كه از سادات شیراز بود، ادعاى مهدویت كرده بود.(2)پ

از این پس اوضاع نابسامان و ناتوانى این بانو، عملاً حكومت را از دست وى بیرون آورد به نحوى كه از امارت جز نامى برایش باقى نماند تا آنكه بین آبش‏خاتون و مركز فرمانروایى مغولان ارتباطى برقرار گردید و وى به عقد ازدواج طلاشمنكو فرزند هلاكوخان در آمد. مدتى طلاشمنكو، والى فارس بود و در سال 682 هجرى، آبش‏خاتون به جاى وى گماشته شد. استقبال مردم شیراز از او و پشتگرمى وى به خان مغول سبب گردید تا این زن از روش مسالمت‏آمیز قبلى دست بردارد و رفتارى خودسرانه با مردم در پیش گیرد و دیوانى براى مصادره املاك و دارایى اهالى این سامان به راه اندازد. آبش‏خاتون در خرج و هزینه عایدات اسراف و تبذیر بسیارى مى‏نمود و از این جهت سرزمین فارس در دوران حكمرانى وى با قحطى و خشكسالى مقارن گشت و عایدات كمترى به حكومت مركزى ارسال نمود

با پیروزى ارغون‏شاه مغول در سال 683 هجرى، آبش‏خاتون از حكومت شیراز معزول گردید و به تبریز فرا خوانده شد و سیدعمادالدین با فرمان ویژه‏اى به جاى او منصوب گردید. آبش‏خاتون به دلیل آنكه دو فرزند به نام‏هاى كردوجین و الغانجى از خاندان مغولى داشت، از رفتن امتناع نمود و با یارى اتباع خود به تحریك و توطئه علیه سیدعمادالدین برآمد. سرانجام وى در شوال همان سال به دست گماشتگان آبش‏خاتون به قتل رسید

حامیان عمادالدین به اردوى مغولى رفته و از این وضع شكایت كردند. اَرغون، از امیران مغولى، آبش‏خاتون را فرا خواند و نیز نامه‏اى به اُولجاى‏خاتون نوشت و در آن ابراز داشت به مشاورت تو، وى حكم ما را تغییر داده و طریق طغیان پیش گرفته است. اُولجاى از این وضع اظهار تأسف نمود و پاسخ داد آبش‏خاتون باید در نزد بزرگان قوم محاكمه گردد و در پیامى به آبش‏خاتون، او را ملامت كرد و گفت باید هر چه زودتر خود را به اردو برساند. چون فرستاده ارغون به شیراز رسید، آبش‏خاتون با اعطاى تحف و هدایا، او را سرگرم نمود و به همراه معتمدان خویش پیشكش‏هایى نزد امرا و خاتونان مغول ارسال داشت بدان امید كه با كمك ایشان و خصوصاً معتبرترین خاتون‏ها یعنى اُولجاى‏خاتون از مرگ رهایى یابد. وقتى اَرغون از این وقایع مطلع گردید بیش از گذشته برآشفت و عده‏اى را به دربار شیراز فرستاد تا در باره قتل عمادالدین تحقیق كند. مالیات را جمع‏آورى نموده و آبش‏خاتون را برگردانند. آن گروه چنین كردند و دست به مؤاخذه گشودند و كارگزاران و خواجگان را در بند كشیدند ولى با آبش‏خاتون به خشونت سخن نگفتند زیرا هم اسم فرمانروایى داشت و هم عروس هلاكو بود. در این هنگام فرستاده‏اى از طرف ارغون‏خان رسید كه آبش‏خاتون را در محل محاكمه مجرمان حاضر سازند.

اُولجاى‏خاتون كه زنى صاحب‏نفوذ بود، نزد ایلخانان ارغون واسطه گردید و گفت كه حضور وى در دادگاه مغولى مناسب شأن عروس هلاكو نمى‏باشد و بهتر است افراد دون‏پایه و جلال‏الدین نایب دیوان كه به خاندان سُلغورى وابسته است به جاى وى در محكمه حاضر گردد. این نظر مورد قبول واقع گردید و نخست خواجگان و حكّام را محاكمه كردند و هر كدام را هفتاد تازیانه زدند. مملوك‏هاى عمادالدین مقتول بر سر جلادان ایستاده بودند تا این مجازات را به شدت انجام دهند. از آن سوى، آبش‏خاتون براى جلال‏الدین پیغام فرستاد كه پایدار باشد و لب نگشاید ولى چون چندین ضربه شلاق به وى زدند زبان به اعتراف گشود و گفت با آبش‏خاتون متحد شدیم تا عمادالدین علوى را از میان برداریم. پس جلال‏الدین را دو نیم كردند. آبش‏خاتون هم موظف گردید به همراه موافقانش هر كدام پانصدهزار دینار قروض عمادالدین را به اولادش بپردازند. آبش‏خاتون یك سال و چند ماه پس از عزل، در سال 685 هجرى درگذشت. با وجود آنكه زن مسلمانى بود اما به رسم مغولان تدفین گردید.(3) قوانین جانشینى و
راثت اسلامى هم در انتقال دارایى‏هاى او در نظر گرفته نشد.

آبش‏خاتون كه بر خلاف كم‏سالى، به خواست مغولان، حاكم قلمرو وسیع فارس و توابع گردید، مدت دوازده سال بر این ناحیه فرمانروایى داشت. او به رغم اقتدار، دلاورى و تدبیر متأسفانه به مشكلات اقتصادى مردم هیچ توجهى نداشت و مدام در فكر گسترش و افزایش املاك و دارایى‏هاى دیوانى و رونق حوزه حكمرانى خود بود و در زمان وى حتى نواحى عمران و آباد رو به ویرانى رفت و چون قلمرو مذكور تهدید به آشفتگى و اغتشاش گشت، حكم عزلش صادر گردید. با مرگ وى، حكومت اتابكان فارس پایان پذیرفت. ناگفته نماند وى در كوى طناب‏بافان شیراز مدرسه‏اى احداث نمود و نیز رباطى بنا كرد كه آرامگاه خانوادگى سُلغریان است و آثارش به صورت بناى نیمه‏ویرانى هنوز در دروازه قصابخانه شیراز بر جا مى‏باشد و به خاتون قیامت معروف است.(4)
سعدى، شاعر معروف ایران، آبش‏خاتون را چنین مدح كرده است:

فلك را این همه تمكین نباشد
فروغ مهر و مه چندین نباشد
صبا گر بگذرد بر خاك پایت
عجب گر دامنش مشكین نباشد
ز مروارید تاج خسروانیت
یكى در خوشه پروین نباشد
قاى مُلك باد این خاندان را
كه تا باشد خلل در دین نباشد ( 5 ) ;
كردوجین، بانوى باتدبیر

كردوجین دختر آبش‏خاتون از زنان مدبّر، سیاستمدار و نیكوكار مى‏باشد. وى با چندین نفر ازدواج كرد كه به متاركه انجامید. آخرین شوهرش امیرچوپان نام دارد. در این خصوص مورخان نقل كرده‏اند چون سلطان ابوسعید در سال 717 هجرى، به سلطنت رسید، كردوجین هدایاى گرانبهایى برایش فرستاد. سلطان هم او را مورد لطف قرار داد و با صدور فرمانى، او را از پرداخت مالیات معاف كرد و در سال 719 هجرى، حكومت فارس را به وى بخشید. اگر چه كردوجین به دستور ابوسعید با امیرچوپان ازدواج كرد اما پس از چندى سلطان به وى بدگمان شد. امیرچوپان به مَلك غیاث‏الدین، حاكم هرات پناه برد اما او براى خوشایندى ابوسعید وى را به قتل رسانید.

وقتى كردوجین به سِمت زمامدارى فارس منصوب گردید، بر خلاف روش مذموم مادرش، به رعایت حال مردم و آبادانى شهرها و روستاها پرداخت. بر موقوفات پدران خویش نیز افزود و فرمان داد تمامى آنها در امور خیر و نیك صرف شود و در عصرى كه غالب اوقاف نواحى گوناگون ایران دستخوش انهدام و زوال بود و اكثر مدارس رو به ویرانى نهاد و اوقافى كه باید صرف آنان گردد و براى تأمین معاش معلمان غریب، محصلان فقیر و مُعیل به كار رود عده‏اى زورگو و مُفت‏خور به غارت مى‏بردند و مى‏خوردند، این بانوى كاردان و سیّاس ضمن آنكه جلو سوء استفاده‏ها و نابسامانى‏ها را گرفت، امور مزبور را در نهایت امانت، صرف خیرات و مبرّات و مستحقان ساخت. «وصّاف» كه معاصر وى بوده و از مورخان مشهور این دوران مى‏باشد نحوه حكومت، مردمدارى و خوش‏خویى این بانو را مورد تحسین قرار داده و از مراقبت شدید وى از بناهاى وقفى خصوصاً مدرسه عضدى سخن گفته است. كردوجین در هنگام حكمرانى فارس، بناهاى متعددى در مركز این ناحیه یعنى شیراز احداث كرد و 12 مدرسه، رباط، بیمارستان، مسجد و سد ساخت و موقوفات زیادى برایشان اختصاص داد. از جمله آنها مدرسه شاهى را باید نام برد كه كردوجین در جوار دولتخانه اتابكى احداث كرد. در این بناى جالب براى تعیین ساعات و اوقات نمازهاى پنج‏گانه و معرفت مقادیر شب و نزول و عروج سیارات هفت‏گانه در منازل بروج، ترتیب نیكویى دادند. «وصّاف» در این باره ابیاتى سرود كه آن را با آب زر و لاجورد بر آن نقش كردند:

وقت و ساعات تو دل‏افروز است‏
شب تو قدر و روز نوروز است
ساخت قبّطت چو خُلد برین
محنت‏انداز و راحت‏اندوز است
از بلنداى طاق بارگهت
دل قندیل چرخ پرسوز است
كردوجین باد در دو دنیا شاد
حافظش خالق شب و روز است

كردوجین در حوالى این مدرسه، بوستانى براى تفریحگاه عموم مردم بنا كرد كه در دو سوى آن آبخورهایى قرار داشت كه آبى صاف و گوارا از آنها مى‏گذشت. حمامى احداث كرد كه از نظر امكانات كم‏نظیر بود و درآمد آن را براى امور خیریّه، وقف ابدى نمود. براى طالبانِ علم، حافظان قرآن و مستمندان و افراد بى‏بضاعت مقررى ماهیانه و حتى روزانه مشخص كرد. گفته‏اند كردوجین براى دفن خود در جوار حرم مقدس نبى اكرم(ص) در مدینه جایى را در نظر گرفت و در احداث آن از مال حلال استفاده كرد اما وقتى او در سال 748 هجرى در شهر سلطانیه زنجان وفات یافت، پیكرش را از آنجا به شیراز برده و در مدرسه‏اى كه خودش ساخته بود دفن كردند.(6)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله تاریخ چیست ؟ در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله تاریخ چیست ؟ در فایل ورد (word) دارای 38 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله تاریخ چیست ؟ در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله تاریخ چیست ؟ در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله تاریخ چیست ؟ در فایل ورد (word) :

تاریخ چیست ؟
تاریخ عبارتست از تلاش در بازسازی و فهم گذشته.
تاریخ عبارتست از ایجاد و پرورش استعداد ، قوه تجزیه و تحلیل تحولات گذشته و این موضوع انقلاب یا یك حركت اجتماعی خیزش سیاسی ، بروز جنگ ، پیروزی یا شكست نظامی، تهاجم و بحران ، سقوط یك سلسله و به قدرت رسیدن حكومت و نظامی دیگر چه تأثیری به اقتصاد و پارامترهای اقتصادی داشته اند.

عوامل سیاسی ، اجتماعی فكری ، فرهنگی و دینی در به وجود آوردن آن تحول چگونه نقش آفریده اند و چه تأثیری داشته اند و در یك كلام تاریخ به هیچ روی آنگونه كه در نظام آموزشی ما رایج است. صرفاً حفظ مشتی عدد در قالب سال وقوع نیست بلكه شناخت گذشته و آشنا یی با تحولاتی بوده كه رهبران ما تجربه كرده و ااز آن به راهكارهای درست در جهت بازسازی بهتر آینده می پردازند.
نویسنده دكتر صادق زیبا كلام در كتاب سنت و مدرنیته سعی در ریشه یابی ، علل ناكامی اصلاحات و نوسازی سیاسی در ایران عصر قاجار نموده و همانطور كه نویسنده محترم اشاره دارد، ایران در عصر قاجار جامعه ای صامت ، ثابت و بدون تغییر و تحول نبوده بلكه تحولات قابل توجه ای اتفاق افتاده كه از جمله مهمترین آن فكر تغییر و اندیشه اصلاحات بوده ، كه بحث تجزیه و تحلیل و كالبد شكافی این تلاش هاست ایران در عصر قاجار یك جامعه زنده و در حال تغییر بوده و كمتر مقطعی از تاریخ ایران شاهد چنین سرعتی در دگرگونی از بسیاری جهات بوده است.

حال اگر اصلاحات نتوانست موفق بشود بواسطه خیانت ، توطئه ، كارشكنی، تحریف ، نفاق عناصر سر پرده ، خائن، غرب زده ، روشنفكر و فراماسون نبود بلكه جریان نوگرائی و اصلاح طلبی از قدرت لازم برخوردار نبوده.
كتاب ضمن اینكه بخشی را به تاثیر اجتماعی غرب در پیدایش اصلاحات اختصاص داده بر این نكته توجه نموده كه زمینه بوجود آمدن این تفكر اوضاع و احوال اجتماعی ایران در آن عصر بوده است.
فصل اول كتاب ایران در آن عصر بوده است.

فصل اول كتاب خواننده را با ایران قرن نوزدهم آشنا می كند و پس از آن در فصول بعدی پیدایش تغییر و تحولات و ضرورت انجام اصلاحات كه در آن سلسله قاجار به قدرت می رسد را به نمایش گذ ارده.
یكی از جنبه های مهم ایران در قرن نوزدهم ، رابطه میان حاكمیت قاجار و نهاد مذهب می باشد و به اندیشه سیاسی شیعه و نگرش علما و روحانیون به مسأله حكومت در عصر غیبت می پردازد ، و در این رابطه است كه به این نكته پی می بریم كه رابطه قاجارها و مذهب یك رابطه ثابت نبوده بلكه مذهب اهرم مهمی در جهت تثبیت آنان بشمار رفته. فصول بعدی كتاب برخی از تحولات مهم اجتماعی و اقتصادی آن عصر رامتذكر شده كه متاتر از آشنائی با فرهنگ و تمدن غرب است و لبه عنوان یكی از عوامل اصلی ایجاد اصلاحات مطرح است.

در این رابطه تلاش و كوشش اصلاح طلبان كه از درون حاكمیت برخاستند پوشیده نیست كه از آن جمله قائم مقام ها، امیر كبیر، میرزا حسین خان سپهسالار امین الدوله و حتی ناصر الدین شاه را می توان یاد آور شد.
و نویسنده نهایتاً نقش اصلاح طلبان كه در بیرون از حاكمیت تلاش می كردند را مطرح نموده كه در این رابطه این افراد چندان وابستگی به نظام حاكم نداشته و یا وابستگی نشان چندان عمیق نبوده و آنان بواسطه آشنائی با غرب خواستار تغییرات ااساسی تری در اوضاع اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی بوده اند. كه نتیجه آن انقلاب مشروطه عنوان گردیده و علل ناكامی مشروطه را بیان می كند.

نظریه ای كه مشروطه را شكست خورده می پندارد ، و از میان ویرانه های آن رضاخان برخاسته و نظامی مستبد را پایه گذاری نموده چندان دقیق نیست ، مشروطه بسیاری از مفاهیم سیاسی سنتی را از میان برداشته و نقش مردم در تعیین سرنوشتشان ، حق آزادی بیان ، عقیده و حقوق اجتماعی را به ایرانیان هدیه كرد، كه امروزه زیر بنای نظام سیاسی ما را تشكیل می دهد.

اصل تفكیك قوا، انتخاب نمایندگان مجلس ، اصل محدودیت مدت زمامداری، مسئولیت پذیر بودن حكومت در واقع میراث مشروطه هستند، و یكی از عوامل عدم موفقیت مشروطه تعارض قدرتهای خارجی بشمار می رفته.
مشروطه حركتی بود كه در نتیجه مجاهدتهای علما و مراجع به وجود آمد، اما عناصر وابسته، غرب زده و روشنفكرآنرا منحرف ساختند ، مشابه همین شیوه در مورد هر مقطع مهم و هر تحول تاریخی دیگر وجود دارد، بررسی دقیق شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران كه در آن كودتای رضا خان صورت گرفت صرفاً به این دلیل بود كه انگلیسی ها یك حكومت مركزی مقتدر می خواستند كه رضاخا ن مرد ااین كار بود ، او در شرایطی به قدرت رسید كه ایران دربستری از هرج مرج سیاسی و اجتماعی فلج كامل اقتصادی فرو رفته و در هر گوشه ای از مملكت قدرتی سر بر داشته و عملاً خرج خود را از دولت مركزی جدا كرده بود.
رضا شاه توانست هرج و مرج را پایان دهد. و امنیت و یكپارچگی را به ایران حاكم سازد . اما از آنجا كه ما معتقدیم رضا شاه عامل انگلیسی ها بوده، هر حركتی را بشكلی تحلیل می كنم… ولی بهتر نیست كه مسئولیت موفقیت ها، ناكامیها پیشرفت ها و عقب افتادگی های جامعه مان را به درون جامعه خودمان بازگردانیم؟

اگر استعمار ، استكبار، امپریالیزم در مقاطعی نقش و تأثیر داشته در نتیجه عوامل داخلی بوده و پندارمان چنین نباشد كه دشمنانی وجود دارند كه علیه ما برخاسته اند و منتظر سقوط ما هستند، كه این معلول ذهن خیال پرداز ماست.
آری ریشه همه ناكامی ها را در داخل و در كنش ها و واكنشهای سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی جامعه خودمان جستجو نمائیم. ولی از آنجا كه حكام و حكومتها سیاست های خود را همواره بر حق و بی عیب و نقص و در جهت خدمت به مردم و مملكتشان می دانند.
ااینكه آن سیاستها ظالمانه ، خشن و سركوبگرانه هستند، برداشت و تعریف ما از عملكردآن حكومت می باشد.

فصل اول
ایران در آستانه قرن نوزدهم
آنچه كه در خصوص ایران از آن قرن می دانیم اطلاعاتی است كه به توسط مذهبیان در اختیار داریم ویژگی های ایران آن عصر را به سه بخش اقتصادی به اجتماعی و سیاسی تقسیم نموده در آستانه قرن نوزدهم ایران دارای 5 الی 6 میلیون نفر جمعیت بود. جمعیت ایران 20 درصد شهر نشین و 80 درصد در روستاها بسر می بردند و اصلی كشور متكی به كشاورزی و دامداری یا اقتصاد شبانی بود كه میتوان آنرا یك اقتصاد معیشتی با بخود و غیر تعریف نمود. ویژگی بعدی اقتصاد ایران فقدان ارتباطات و فقدان راه بود.

در حالیكه در همان زمان امپراطوری عثمانی و عصر كیلومترها خط آهن داشتند در ایران در ابتدای قرن بیستم فقط 15 كیلومتر خط آهن كشیده شده بود در ابتدای قرن نوزدهم اقتصاد ایران مشابه یكروستای عقبمانده، كم آب و دور افتاده توصیف می شود . بی خبری ایرانیان از دینای كه در آن می زیستند چنان عمیق بدان فتحعلیشاه رهبر سیاسی تصور می كرد راه رسیدن به « دنیا» «قاره آمریكا» از طریق كندن زمین و حفر چاه است.
فقدان ارتباط موجب عقب افتادگی شدید مردم در تجارت سیاست به روابطه بین الملل علم و فرهنگ منقطع به منفك و جای مانده از مابقی جهان بوده. دلایل مختلفی را در ریشه یا به عقب افتادگی ایران می توان بر شمرد ومی نویسند بر طبق دیدگاه خود استعمار را عامل عقب ماندگی دانسته، این نظر یه كه توسط تلكر چپ1 وارد معفت سیاسی جامعه ما گردیده اكنون مبدل به یكی از جدی ترین دیدگاهها در ریشه یاب علل عقب افتادگی ایران شدند. در این نظریه ، سرمایه داری شركتهای چند ملیتی، امپریالیزم، استكبار، استعمار و در یك كلام غرب تمایل اصلی عقب ماندگی ایران قلمداد می شود. این نظریه سخت عنوان تئوری وابستگی بعد از جنگ جهانی دوم از جانب برخی جامعه شناسان و اقتصاد دانان رادیكال ماركسیست در غرب شكل گرفت، امروزه در میان جامعه شناسان و نظریه پردازان مباحث توسعه در غرب «نظریه تئوری وابستگی» كمتر دنبال شده ولی در كشور ما كماكان اصلی ترین نظریه در تبین و تحلیل پدیده عقب ماندگی ایست.
مقصد بیت تئوری وابستگی به وابستگی به وابستگی غرب ستیزانه ای است كه در آن نهفته است.

حال چرا فقط غرب در جامعه ایران رواج یافته؟
قرن نوزدهم را می توان عصر به وجود آمدن تمامی و گسترش ارتباطات دانست چه تبلیغات بسیار مهم تاریخی به بار آورد و سر منزله الگوئی برای پیشرفت و از میان برداشتن بی خبری اجتماعی ،‌اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی بوده كه موجب امید و قوت قلب ایرانیان طالب پیشرفت و اصلاحات گردیده ، این تحول در پیدایش انقلاب مشروطه نقش داشته و این انقلاب خود نیز نتوانست موفق به و موج غرب گرایی فكری با مشروطه به اوج خود رسید.

سئوال قابل طرح آنست كه چه شد كه تفكر «غرب گرای» قبلی این چنین جای خود را به معرفت «غرب ستیز» معنی داد؟
نخستین دلیل رواج این فرهنگ عقب ماندگی مزمن عموم انسانی در ایران و فقدان روش نقد نظری باز می گردد. دلیل بعدی كه اسباب موفقیت نگرش جدید به غرب را فراهم آورد آن بود كه این اندیشه توسط چپ وارد جامعه ما گردید. دلیل سوم نظریه استعمار ، عامل عقب ماندگی آن بود كه بسیاری از آرای چپ توسط گروهی و جریانات اسلامی مورد استفاده قرارگرفت و آرای چپ از مقبولیت زیادتر و اقشار تحصیل كرده و دانشمند و روشنفكران جامعه برخوردار بود. همچون مجاهدین كه عملاً حد و مرزی میان اسلام و ماركسیزم قائل نبودند و به این اعتبار كه ماركسیزم تنی ایدئولوژی و حافظ منافع ستمدیدگان و زحمتكشان است. وارد تفكر مجاهدین شد.

بنابر این جریان «غرب ستیز» یا پیدایش جریانات اسلام گرایی مدرن در ایران تقویت گردید و به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به مراتب جدی گذشت.

فصل دوم
علل بقاء قاجارها
چگونه قاجارها موفق شدندنزدیك به یك قرن و نیم حكومت نمایند؟ و چگونه توانستند دارای طولانترین مدت حكومت در ایران پس از اسلام باشند. ایا مردم ایران متوجه فساد در دستگاه حكومتی نشده بودند؟
اما واقعیت آنست كه مخالفتی فقط در دو دفعه آخر عمر این سلسله صورت گرفت و اساساً فكر مخالفت و اعتراض مطرح نبوده. و توجه به اینكه قاجارها نه كشور داری می كردند. نه به فكر عمران و آبادی بودند ، نه صفات شخصی خوب داشتند، نه ارتش مرتبی و نه از یك ماشین اجرائی كارا و اقتصاد و توانمند برخوردار بودند ، نه محبوبیت سیاسی و یا حتی وجهه دینی داشتند ، چگونه توانستند نزدیك به یك قرن نیم حكومت نمایند؟

اولین درخشش سر سلسله قاجاریه یكپارچه كردن ایارن بودن عملاً از دست رفته بود آغا محمد خان كه رئیس یك قبیله بود مردی جنگجو ، نترس ، خستگی ناپذیر و جاه طلب بود و سبك زندگیش قبل و بعد از پادشاهی تفاوت چندانی نكرده وی مردی كاردان ، با لیاقت و مدبر بود و سرزمینی را كه پریشان و گرفتار ملوك و الطوایف بود امن كرده و جهانیان را از پیشرفت های خود خیره ساخت مهم ترین ویژگی آغامحمدخان نظامی گری او بوده و در یك كلامی می توان گفت وی بیست سال جنگ و لشكر كشی بی وقفه داشت و حاكمیت وی به تعبیر امروز در میلیتاریزم خلاصه می شد.

روسن حاكم سلسله قاجار نزدیك چهل سال حكومت كرد و این سئوال مطرح است كه وی یا آنكه نه بنیه نظامی داشت از اقتصاد محكمی برخوردار بود ، نه از یك بو منسجم و نه از محبوبتی در میان مردم، چگونه توانست 40 سال بی درد سر حكومت كند؟

در یك كلام حكومت بر ایران آنروز ، چندان پیچیده و طاقت فرسایند. و مادام كه جامعه چنین حالتی داشت قاجارها بدون درد سر بودند. ولی بتدریج كه تحولاتی حاصل شد در اولیه كار دچار اشكالاتی شدند.
عامل بعدی در بقای قاجارها تغییر در ساختار نظام قبیلگی در داخل و خارج از ایران بود در خلال این قرن جمعیت صحرانشین كاهش یافت و گسترش شهر ها به موجب كاهش جمعیت صحرا نشین شد و به این ترتیب توان نظامی قبایل نیز كاهش یافت، پیدایش ارتباطات جدید ، تسلط حكومت بر اطراف و آن و دگر گونی تجاری و اقتصادی دست به دست هم داده و دیگر قبایل از آن قدرت و نفوذ قبلی برخوردار نبودند. كاهش خطر قبایل اگر چه برای بقای قاجارها مهم بود ، اما به هر حال آنان برای اعمال حاكمیت خود مجبور به اتخاذ روش ها و سیاستهایی بودند كه مهم ترین و اصلی ترین سیاست یا استراتژی آنها برای حكومت سیاست تفرقه بیانداز و حكومت كن بوده سئوال بعدی اینست كه این سیاست را در عمل چگونه اجرا می كردند؟ بنظر می رسد ازدواج یكی از مؤثر ترین شنیده ها بوده، كه به وسعت سیاسی با وابستگان درجه اول سران عشایر و ایلات و در مواردی علما صورت می گرفته. در هر ازدواج مخالفی مبدل به یك متحد و یا حداقل خنثی می گردید. و به این ترتیب دربار فتحعلیشاه پول به مركز قدرت سیاسی كشور شد.

عنصر دیگری كه غیر مستقیم به بقاء قاجار كمك نمود فقدان تلاش جدی در جهت تغییر و اصلاحات بوده زیرا اصلاحات به منافع گروهی خدشه وارد كرده ، نیاز به بودجه و هزینه كلان داشته و طبعاً تبعاتی مثل بالا رفتن هزینه زندگی و مالیات دارد كه خود ایجاد نارضایتی می نماید قاجارها در یكصد سال اول حكومتشان را زیر اجراء گذاردن هر گونه تغییر و اصلاح جدی خودداری نموده و به این ترتیب تعادل سنتی جامعه را حفظ كردند و آخرین عامل در بقای این سلسله مذهب بود كه از حساسیت خاصی برخوردار بوده است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید