دانلود مقاله علل گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله علل گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر در فایل ورد (word) دارای 145 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله علل گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله علل گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله علل گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر در فایل ورد (word) :

چكیده
این تحقیق، پژوهشی است پیرامون علل گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر در این تحقیق جامعه آماری خود را با حجم نمونه 100 نفر و از میان معتادین مراجعه كننده به ستاد هماهنگی و توانبخشی سازمان بهزیستی (مركز شهید اشرفی اصفهانی) برگزیده‌ایم.
در این تحقیق، 6 فرضیه مطرح و مورد بررسی قرار گرفت، كه در نهایت تمامی فرضیه‌های ما مورد تأیید قرار گرفت. به عبارت دیگر رابطه معناداری میان فرضیه‌های مطرح شده و علل گرایش جوانان به مواد مخدر وجود دارد.

روش تحقیق مورد استفاده برای دست‌یابی به نتیجه، روش پیمایشی است كه البته در ضمن از دو تكنیك، روش كتابخانه‌ای و نیز پرسشنامه‌ای برای جمع‌آوری اطلاعات سود جسته‌ایم.
در پژوهش انجام شده سعی شد كه نگاهی هر چند گذرا و سطحی به تعریف اعتیاد، مشخصه‌های اعتیاد مراحل اعتیاد، شناخت شخصیت معتادین، تاریخچه مواد مخدر در جهان و ایران و … داشته باشیم. در انتهای تحقیق نیز پیشنهادات تحقیق را ارائه نمودیم تا بلكه در آینده محدودیتهای تحقیقی مانند آنچه كه در تحقیق فوق صورت گرفته از میان برداشته شود.

مقدمه
زندگی اجتماعی انسان تحت حاكمیت قواعد و هنجارهای اجتماعی است. اگر ما از قواعدی كه انواع رفتار را در زمینه‌های معینی به عنوان رفتارهای مناسب و رفتارهای دیگری را به عنوان رفتارهای نامناسب تعریف می‌كنند، پیروی نمی‌كردیم، فعالیتهایمان دستخوش هرج و مرج می‌گردید.

از سوی دیگر زندگی اجتماعی انسان با پدیده‌های اجتماعی نمود می‌یابد. پدیده‌های اجتماعی در واقع واقعیت‌هایی هستند كه جزء ذاتی زندگی اجتماعی بشر می‌باشند. حال اگر برخی از این پدیده‌ها در وضعیتی قرار گیرند كه از سوی جامعه، منفی تلقی شوند، ممكن است كه در حیات مطلوب اجتماعی اثر نامناسب گذارده و یا آن را تهدید نمایند. اما باید دانست كه تلقی منفی از یك پدیده اجتماعی در همه جوامع یكسان نیست و شاید معدودی از این پدیده‌ها را بتوان یافت كه وجود آنها در تمام یا اغلب جوامع همراه با تلقی منفی باشد. همچنین در یك جامعه خاص نیز تشخیص مثبت یا منفی بودن یك پدیده در میان گروه‌ها یا افراد مختلف، لزوماً یكسان نمی‌باشد. در این میان تلقی رهبران سیاسی جامعه، فراتر از یك تلقی فردی بوده و به مقدار زیادی در روند حیات جامعه تأثیر دارد.

اعتیاد به مواد مخدر یكی از مسائل مبتلا به امروز جهان است. پدیده‌ای است كه بیش از پیش نسل امروز و فردا را تهدید به نابودی می‌كند و این امر تقریباً درد جدیدی است، روزی نیست كه سمینارها و كنفرانس‌هایی با شركت عده‌ای صاحب نظران دنیا در زمینه‌های جرم شناسی، روان شناسی، جامعه شناسی و… تشكیل نگردد و در پی از بین بردن این درد بی‌درمان نباشند. ولی از آنجا كه در فكر شناخت زمینه‌های اعتیاد بر نمی‌آیند غالباً طرق درمان پیشنهادی آنان نیز چاره درد نمی‌كند. این است كه می‌بینیم هر روز بر تعداد معتادین چه در ایران و چه در جهان افزوده می‌گردد.

بیان مسئله
مصرف مواد مخدر همچون خشخاش، هروئین، تریاك، ماری جوانا و … تا حدودی بهتر از دیگر انواع انحرافات نشان می‌دهد كه تا چه حدی هر جامعه، برحسب زمان، مكان، جنس، سن، قوم، قبیله و طبقه مسائل جامعوی را تعریف و ارزش‌گذاری می‌كند.
امروزه مصرف این مواد و امثال آن، آثار مخرب اعتیاد و قاچاق انواع مواد مخدر بر ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع آسیب رسانده و نه تنها بصورت یك تهدید ملی بلكه فراتر از مرزهای ملی بصورت یك مسئله پیچیده جهانی در آمده كه شعاع مضرات و اثرات زیانبار آن گریبان‌گیر كشورهای بی‌شماری شده است كه شدت و وسعت این بحران كه از گذشته‌های دور بر جامعه جهانی سایر افكنده برحدی كه علاوه بر مسئوولین كشورهای توجه بسیاری از صاحبنظران و كارشناسان مسائل علوم اجتماعی را نیز به خود معطوف نموده و علی رغم رویكردهای جامع و تمهیدات اتخاذ شده در حل و كاهش این معضل در سطح ملی، منطقه‌ای و جهانی، هر روز عملاً شاهد وخامت بیشتر اوضاع و تشدید این مسئله مهم می‌باشیم.

اما اینكه چرا و چگونه اعتیاد بر مواد مخدر به عنوان مسأله تلقی می‌شود، بیشتر مربوط به نظر افراد و تجربه شخصی آنان است. چرا كه در سالهای اخیر تعداد فزاینده‌‌ای از مدم عام شهرها طرز تلقی بامدار او اغماضی را پذیرفته‌اند و معتقد شده‌اند كه این قوانین هستند كه مواد مخدر را خطرناك جلوه می‌دهند و در نتیجه مسائل مربوطه را نیز پدید می‌آورند. با این وجود در جامعه ما بسیاری از مواد مسأله ساز تلقی می‌شوند زیرا كه اغلب آنها، افراد را ناكار می‌سازند و توانائی آنان را برای ساماندهی امور خویش، اداره زندگی شخصی و خانوادگی دچار اختلال می‌كنند.

و این مسئله بدان علت است كه با مصرف این مواد، فرد معتاد حرمت ارزش های اخلاقی و جر هنجارهای جامعوی را پاس ندارند و در نتیجه قوانین را زیر پا گذارند و با پرخاش موجبات آزار دیگران را فراهم آورده و در نهایت دست بجرایم و جنایات آشكار یا پنهان مالی یا جانی بزنند.
اگر این واقعیت را بپذیریم كه انسان موجودی است اجتماعی و ساخته پرداخته بنیادهای فرهنگی، اقتصادی و روابط و مناسبات اجتماعی جامعه‌ای كه در آن پرورش یافته، پس ناچار باید این به این حقیقت كه پدیده‌های ناهنجاری همچون، دزدی، روسپیگری، اعتیاد و … نیز ناشی از مناسبات و روابط حاكم در درون یك جامعه است. به این ترتیب مشخص می‌شود كه اعتیاد نه یك بیماری شخصی. بلكه یك عارضه اجتماعی است. به عبارت دیگر باید در كنار مسائل تاریخی و سیاسی گرایش به اعتیاد ـ كه البته از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است ـ به جنبه‌های اجتماعی و فرهنگی آن نیز توجه كافی مبذول نمائیم و ساده‌انگاری مسئله را تنها در روابط با معتاد و خصوصیات شخصی و روانی آن ملاحظه كنیم. چرا كه اعتیاد یك مشكل اجتماعی است و باید در عمق جامعه ریشه‌یابی شود.

معمولاً واكنش اجتماعی مردم در مورد مصرف مواد مخدر در طول قرون متفاوت بوده و متأسفانه باید به این حقیقت تلخ اعتراف نمود كه اعتیاد را بیشتر یك مسئله شخصی و فردی می‌دانند نه اجتماعی و این در حالی است كه اعتیاد یك مسئله اجتماعی است و نه شخصی. ما هنوز هم در دوره‌ای هستیم كه تصویر یك «معتاد محكوم است»، «مغعتاد مظنون است» و … در جامعه ما بدون اینكه بیان كرده باشند رواج دارد، تا شاید بتوان از شیوع آن جلوگیری كرد و اجرای قوانین را تشدید نمود اگر امروز، نسل جوان دیگر به شعارهای ضد اعتیاد اعتقادی ندارند بدین سبب است كه انواع جدید از مواد و فرا شدهای مخدر در اختیار آنان قرار می‌گیرد.

بنابراین مسئله گرایش جوانان به مواد مخدر از این نظر اهمیت دارد كه پاره‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی، در زمینه‌های آماده فرد را به سمت اعتیاد سوق می‌دهند. به بیان دیگر «معتاد شدن» ارثی نیست بلكه مجموعه‌ای از شرایط فوق كه دارای ریشه‌های متفاوتی هستند، زمینه ساز اعتیاد می‌شوند. در هیچ موردی كنش اعتیاد از نسل پیشین به نسل پسین به میراث نمی‌رسد، بلكه تنها گرایش بدان است كه می‌تواند جنبه ارثی داشته باشد. بدینسان است كه افراد تحت تأثیر انگیزه‌های جرم زای جامعه در معرض جرم قرار می‌گیرند.

در نتیجه از آنجا كه شخصیت فرد معتاد محصول كاركردهای زیستی ـ جامعوی است. اهمیت طرخ و پرداختن به این مسئله كه چرا جوانان به سمت اعتیاد كشیده می‌شوند و نقش عوامل اقتصادی و اجتماعی در این میان به روشنی هویدا می‌شود.

اهمیت و ضرورت مسئله تحقیق
جامعه نسبت به مواد مخدر بسیار حساس است. بسیاری از كشورهای جهان آن رامسئله اجتماعی حادی به شمار می آورند ومواد مخدر را بخصوص برای نسل جوان خطر اصلی می دانند. چرا كه مواد مخدر بسان شمشیر دو لبه ای عمل می كند كه از یك طرف سودسرشار فراهم می آورد و از سوی دیگر بر پیكره اجتماع سم وارد می كند و باعث از دست رفتن نیروی انسانی و جمعیت فعال و كاهش توانایی های فكری و جسمی منابع انسانی، طبیعی و مالی كه می توانستند نقش و تأثیر بسیار بسزایی در راه توسعه اقتصادی و اجتماعی و … ایفا كنند.

امروزه تجارت مواد مخدر بعد از قاچاق اسلحه بزرگترین و سودآورترین تجارت روی زمین است. «قاچاقچیان بین المللی مواد مخدر از طریق تجارت افیون در جهان سالانه مبلغ 500 میلیارد دلار سود به جیب استعمارگران سرازیر می كنند .» آمار و ارقام مربوط به این تجارت مسموم در ایران نیز قابل توجه و تأمل است. خسارتهای اقتصادی ناشی از سوء مصرف و قاچاق مواد مخدر در ایران سالیانه بالغ بر 480 میلیارد تومان برآورد گردیده است. كه با توجه به افزایش نرخ تورم سالیانه ، این رقم در سال 1377 معادل 700 میلیارد تومان در سال تخمین زده می شود.

آسیب پذیری كشور ما با توجه به موقعیت ژئوپولیتیكی، واقع شدن در كوتاه ترین و ارزان ترین مسیر ترانزیت مواد مخدر همجوار با «هلال طلایی Golden crescent » به عنوان یكی از بزرگترین مناطق كشت و تولید مواد افیونی بسیار زیاد است. نظر به اینكه روند شتابان افزایش جمعیت در كشور ایران و گستردگی پیامدهای ناشی از این معضل بر ساختار جامعه و اثرات منفی بر بهداشت فردی و جمعی، افزایش جرائم، بزهكاری، قتل، تجاوز ، خشونت، فساد و ازهم گسیختگی های خانوادگی و اجتماعی و … قابل تأمل و بررسی است.
آمارهای موجود نشان می دهد كه نسبت مواد مخدر در سطح جهان در شش ماه اول سال 1985 میلادی نسبت به سال قبل رشد سرسام آور داشته است. بطوریكه مصرف تریاك در سطح جهان 60 درصد، هروئین 45 درصد و كوكائین و حشیش نیز نسبت به شش ماه اول سال 1985 به میزان 175 درصد و 80 درصد افزایش داشته است و ال – اس – دی كه از انواع خطرناك مواد مخدر است در كشورهای سرمایه داری هزاردرصد رشد مصرف داشته است.

اهمیت كلی پرداختن به اعتیاد و قاچاق مواد مخدر در جامعه رو به توسعه ایران، زمانی جدی بودن و ضرورت طرح آن را می نمایاند، كه نگاهی به آمار و ارقام كه بعضاً از منابع و سایر در مناسبتهای مختلف ارائه می گردد، داشته باشیم كه این مهم خود گویای تصویر كلی از شدت ابعاد این مسئله اجتماعی و معضل همگانی در تمامی ساختارهای جامعه است.
در كشور ما، با وجود مبارزات شدیدی كه بر علیه قاچاق مواد مخدر و مسأله اعتیاد شده ولی هنوز به عنوان یك معضل اجتماعی گریبانگیر جامعه ما می باشد و بسیاری از افراد كه به این بلای خانمانسوز گرفتار هستند یا نابود می شوند، یا زندگی خانوادگی شان ازهم پاشیده می گردد. «پای بندی ایران به مبارزه با مواد مخدر هیچ دلیلی شاخص تر از كشته شدن تعداد زیادی از پرسنل نیروی انتظامی نیست. از زمان پیروزی انقلاب اسلامی، 2356 نفر از افسران و پرسنل نیروی انتظامی كشته شده اند كه این روند ادامه دارد .»

اهداف تحقیق

شناخت كامل واقعیت هر موضوع و پدیده و یافتن رابطه علت و معلولی موجود بین امور و در نهایت یافتن راه‌های مقابله و جلوگیری از وقوع و ایجاد پدیده‌های ناهنجار از طریق تجزیه و تحلیل منظم و بررسی بدون تعصب، از جمله اهداف این تحقیق، برقرار ذیل می‌باشد:
1- شناخت علل اعتیاد به مواد مخدر از جنبه‌های مختلف، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و روانی.
2- شناخت راه‌های مختلف پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر.
3- ارائه راه حل‌هایی كه بتوان قشر جوان را از این ورطه خطرناك نجات داد.
4- شناخت نوع مواد مصرفی و شیوه استعمال آن.

پیشینه تاریخی تحقیق
با توجه به مهم بودن موضوع تحقیق، تحقیقاتی چند در زمینه اعتیاد و گرایش و اثرات اعتیاد بر خانواده و جامعه انجام شده، كه ذیلاً اشاره می كنیم. 1- تحقیقی در سال 1374 توسط حبیب آقا بخشی تحت عنوان اعتیاد پدر و اثرات مخرب آن بر خانواده با نوع طرح كاربردی انجام داده كه به شرح زیر می باشد. هدف بررسی، تأثیر اعتیاد پدر بر كاركردهای خانواده است. به منظور شناخت تاثیرات اعتیادر پدر بر جامعه پذیری فرزندان نقش اقتصادی و حمایتی پدر و روابط اجتماعی اعضای خانواده این پژوهش از نوع مطالعات تبینی مقایسه ای است كه به صورت مقایسه برنامه ریزی شده انجام گرفته و به مقایسه دو گروه از خانواده های پدر معتاد و غیر معتاد در شهر تهران پرداخته است. گروه اصلی شامل یكصد خانواده ساكن تهران با مشخصات اعتیاد پدر به هروئین متجاوز از 5 سال و داشتن فرزندان 5-12 ساله می باشد گروه مقایسه شامل یكصد خانواده مشابه با گروه اصلی بدون اعتیاد پدر به مواد مخدر است كه از طریق مانند گیری انتخاب شدند با جمع آوری اطلاعات از طریق مشاهده مصاحبه از این گروه نتیجه می شود كه در خانواده های پدر اعتیاد، جامعه پذیری فرزندان، نقش اقتصادی و اقتدار پدر روابط اجتماعی اعضای خانواده، دچار اختلال می گردد و نقش حمایتی پدر شدیداً كاهش می یابد.

2- تحقیق پیشگری توسط محمد حسین فرجاد تحت عنوان بررسی عوال روانی اجتماعی، بازگشت مجدد به اعتیاد در سال 1374 تحت عنوان كاربردی صورت گرفته است كه به شرح زیر می باشد. پژوهش حاضر طرح مقدماتی پژوهشی در سطح كلی است كه با هدف شناخت عوامل روانی موثر بر بازگشت معتادان به اعتیاد طراحی شده است. حجم نمونه آماری 203 نفر معتاد است.روش پیمایشی با استفاده از پرسشنامه بوده است. یافته ها نشان می دهد كه (1) بیشتر معتادان مرد، دارای تحصیلات متوسطه، پدران و مادران بیسواد یا كم سواد، متولد شهر و مركز استان، متأهل دارای خانواده های سازمانی رهن، رهن و اجاره هستند.(2) بیشتر هروئین مصرف می كنند.

(3) دوستان، عوامل مالی و فشارهای روانی از عوامل اصلی اعتیاد ذكر شده است. در این تحقیق همچنین با استفاده از آزمون روانی 90 Scl روی 2030 معتاد مورد نظر مورد پژوهش واقع شده است، یافته ها نشان می دهد كه بیشتر معتادان معتقدند كه به رفتار دوستانه دارند. معتادان نباید در مشاغل با افراد عادی رقابت كنند. عصبی تر از افراد عادی هستند كمرو نیستند، كمتر موفق هستند نباید از آنها زیاد توقع داشت، نمی تواننند در فعالیتهای اجتماعی مشاركت كنند میزان اشتیاق آنها به زندگی مثل افراد عادی است معمولاً نامرتب هستند. غالباً مردم دارند، وظیفه شناس نیستند. از خود راضی هستند. بیشتر مأیوس می شوند. از افراد عادی متنفر نیستند. می توانند از خود مواظبت كنند، زندگی با افراد عادی برایشان مطلوب است. جاه طلبند، متكی به نفس نیستند، با بیشتر افراد عادی به محبت نیاز داردند. كم هوش تر نیستند و با افراد عادی متفاوتند و بیشتر نیاز به همدردی دارند.
3- تحقیق دیگری در سال 1359 توسط خانم فرخندانی علیزاده، زهره تحت عنوان بررسی تاثیر عوامل اقتصادی و خانوادگی و بعضی ویژگیهای شخصیتی روی اعتیاد نوجوانان و جوانان باسواد (25-15 سال) صورت گرفته كه به شرح زیر می باشد.

هدف تحقیق شناخت نقش عوامل اقتصادی- اجتماعی و خانوادگی در روی آوردن افراد به اعتیاد و توصیف خصوصیات و ویژگی های فردی و شخصیتی فرد معتاد است. این بررسی به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه از 121 نفر نمونه شامل 51 نفر مرد معتاد یا گروه آزمایش 47 نفر مرد غیر معتاد و 1 نفر زن غیر معتاد گروه اول انجام گرفته است. نتایج نشان می دهد كه اكثریت معتادین را جوانان 20-25 ساله با اعتیاد و هروئین 98% تشكیل داده است. محیط های متشنج خانوادگی اعتیاد و والدین و نزدیكان فراوانی و در دسترس بودن محیط، پائین بودن سطح تحصیلی و اجتماعی نقش موثری در اعتیاد افراد داشته است، معتادان نسبت به گروه گواه دارای خصوصیات لوروتیك تر عدم ثبات عاطفی، هیجان پذیری، اضطراب بیشتری هستند، حالات غیر اجتماعی تر و تكروی بیشتری دارند.

درون گراتر هستند، اعتیاد به نفس و احساس خود كفایی دارند و احساس سلطه جویی كمتر می كنند، بدین معنا كه بیشتر منفصل و پذیرا بوده و از رویارویی با حوادث گریزانند.

دیدگاه‌های نظری تحقیق
جامعه شناسان برای فهم عمل انجرافات به عوامل اجتماعی و فرهنگی شكل دهنده رفتار انسان توجه دارند و در تبینهای جامعه شناختی خود بر ساخت اجتماعی الگوهای كنش متقابل فرد و دیگر اعضاء جامعه تكیه كرده، بر موارد زیر اشاره می‌‌كنند:

1) جامعه پذیری ناقص
بر اساس این نظر اگر فردی به درستی اجتماعی نشده باشد، هنجارهای فرهنگی را در شخصیت خود عجین نمی‌سازد و به همین سبب نمی‌تواند میان رفتار شایسته و ناشایسته تمایز بگذارد.
2) انحراف آموختنی است:
جامعه شناسان معتقدند كه بسیاری از رفتارهای انحرافی، اكتسابی و قابل انتقال از شخص به شخص دیگری است.
3) نارسائیهای فرهنگی و ساختار اجتماعی:
هر جامعه نه تنها هدفهای پذیرفته شده فرهنگی دارد، بلكه وسایل پذیرفته شده را نیز برای نیل به این هدفها در اختیار دارد. هرگاه به عللی این وسایل در اختیار فرد گذاشته نشود احتمال می‌رود، منحرف گردد.
مهمترین نظریات انحرافات

1- نظریه بی‌هنجاری
بی‌هنجاری حاصل وضعیت آشفته‌ای است كه هنجارها از بین رفته و یا در تضاد قرار گرفته‌اند. جوامعی كه در آنها بی‌هنجاری به شكل وسیع وجود داشته باشد، از آنجایی كه اعضای آن جامعه برای رسیدن به مقاصد مشترك، خطوط راهنما در اختیار ندارند و احساس جدایی و بی‌جهتی می‌كنند، در خط تلاش قرار می‌گیرند.
هنگامی كه فرد دچار حالت «آنومیك» می‌شود، وابستگی و احساس تعلق خود را به گرئوه از دست می‌دهد، هنجارهای گروهی را بعنوان سرمشق نمی‌پذیرد و از آنها می‌گریزد و برای مدتی در بی‌هنجاری یا دقیق‌تر در كم هنجاری و یا كژهنجاری به سر می‌برد. زیرا هنجار مطلوبی نمی‌یابد تا جایگزین هنجارهای پیشین سازد.
برای اطمینان، البته تمام هنجارها را از دست نمی‌دهد ولی خودش را كنار می‌كشد و كمتر خود را با دیگران همنوا و همسان می‌یابد. (شیخاوندی، 13).
جامعه شناسی به نام «م. مك آیور» آنومی را بدینسان تعریف كرده است: « آنومی عبارت از حالت ذهنی كسی است كه به اخلاقیات حاكم و خاستگاه آن پشت پازده، دیگر اقتصادی به جمع جامعه خویش ندارد و خود را مجبور به تبعیت و پیروی از آنها نمی‌بیند. انسان آنومیك، از نظر ذهنی كنترل می‌شود و به تمایلات خود می‌پردازد و مسئوولیت هیچ چیز و هیچ كس را نمی‌پذیرد. (شیخاوندی،13)،

2- نظریه تضاد:
نظریه تضاد نیز مانند نظریه انحراف بر عواقب شخصی و اجتماعی و تمركز ثروت و قدرت در دست عده‌ای معدود تكیه می‌كند. نقطه عطف عمده این نظریه آن است كه گرو‌ه‌های قدرتمند جامعه علایق مشترك اقتصادی و سیاسی دارند و اكثر برگزیدگان قدرت، از قدرت سیاسی خود برای تدوین و اجرای معیارهای قانونی‌ حامی منابع خود استفاده یا در واقع سوء استفاده می‌كنند. طرفداران این نظریه تا حدی تبیین‌های متفاوتی را درباره چرایی بروز موقعیت مورد بحث در جوامع جدید عنوان می‌كنند.

3- نظریه پیوند افتراقی
نظریه «اروین ساترلند» تحت عنوان پیوند براین نكته دلالت دارد كه فرایند یادگیری رفتار مجرمانه بوسیله دوستان فرد مجرم تعیین می‌شود. چهار گام زیر فرایند نظریه پیوند افتراق را به اختصار نشان می‌دهد:

1- رفتار تبهكارانه:
مانند دیگر رفتارهای معمولی در اثر كنش متقابل با دیگران، بویژه گروه دوستان آموخته می‌شود.

2- فراگیری رفتار مجرمانه:
كه مستلزم یادگیری تكنیك‌های ارتكاب جرم و انگیزه‌ها و گرایش‌های مناسب برای بزهكاری است.
3- انسان بدان سبب مجرم می‌شود كه فراوانی امكانات قانون شكنی بر محدودیتهای نامساعد آن بچربد. از این رو اگر ارزشهای یك نفر و ارزشهای افرادی كه بر او تأثیر شدید دارند، به جای حمایت كنند، احتمالاً آن شخص مجرم خواهد شد.

4- پیوندهای تبهكارانه یك شخص می‌تواند از جنبه‌های خاص همچون فراوانی، طول مدت و شدت این تماس‌ها متفاوت باشد و در تعیین تأثیر این پیوندها برشخص به ما كمك كند.
نظریه پیوند افتراقی را می‌توان به انواع متحده جرم و بزهكاری نسبت داد. مثلاً برخی از شواهد تبیین آن است كه عده‌ای از جوانان شهری ممكن است برای نشان دادن صفات كله شرقی و جرأت حادثه جویی كه برای آنان بسیار ارزشمند است به محذر روی بیاورند ظاهراً صرف هروئین یك جوان را در چشم همگنانش كسی می‌سازد. (فلدمن، 1968) از این رو شخص با موقعیت مساعدی برای استفاده بیشتر از مواد مخدر روبرو می‌شود.

4- نظریه برچسب (انگ زنی)
این تئوری را گاهی نگرش (رویكرد) واكنش جامعتی به انحرافات نیز می‌نامند.
تئوری انگ زنی با تأكید روی مسأله كلیدی مربوط به نحوه‌ی تكوین حرف انحرافی درباره ریشه‌ها و خاستگاه انحراف اولیه و تفاوت نرخ انحراف برحسب گروه‌ها مسكوت است. با این وجود این نظریه، نوعی كنش متقابل نمادین است و چون در محدوده سنت نظری قرار می‌گیرد، عمدتاً از طرفی چشم انداز آن با كنش متقابل بین منحرفان و سازشكاران سرو كار پیدا می‌كند و از سوی دیگر با مفاهیمی كه اعضای سازمان یا گروه از اعمال و یا عكس‌العملهای دیگران می‌گیرند سرو كار دارد. این نظریه تأكید می‌كند كه نفس رفتار، منحرفان را از غیر منحرفان متمایز می‌سازد، بلكه اعمال اعضای سازشكار جامعه است كه این تمایز را فراهم می‌سازد. این اعضا برخی از رفتارهای انحرافی را تفسیر كرده، برچسب انحرافی را به افراد نسبت می‌دهد.

برچسب خوردگان، جنایتكاران، بزهكاران، معتادان به مواد مخدر، الكلیست ها، روسپیان و بیماران روانی را شامل می‌شود.
5- نظریه ناهماهنگی
از دیدگاه نظریه ناهماهنگی، در سازمان اجتماعی وجود گسترده اعتیاد در برخی نقاط جامعه ناشی از مشخصات سازمان اجتماعی است. مصرف این مواد در برخی از بخشهای جامعه تشویق می‌شود و امكان دسترسی به آن فراهم است.

طرفداران این نظریه در این حالت جامعه را ناهماهنگ می‌دانند زیرا بخشی از مردم قادر به درك و جذب هدفهای جامعه نیستند و یا نمی‌تواننند با وصول به هدفهای مطلوب اجتماعی احساس رضایت و كفایت كنند در نتیجه به الكل و سایر مواد مخدر روی می‌آورند تا رضایتی كه نتوانسته‌اند در رابطه به هدفهای جامعه كسب كنند از طریق دیگر بدست آورند. طرفداران این نظریه از جهات دیگری نیز جامعه را ناهماهنگ می‌دانند. در این حالت هنجارهای غالب اجتماعی مربوط به منع مواد مخدر قادر به تنظیم و نظارت بر مصرف این مواد نیست و از قدرت و نفوذ هنجارهای اجتماعی كه مانع مصرف مواد مخدر هستند، نظیر سایر هنجارها به هنگام تغییرات اجتماعی كاسته می‌شود. از سوی دیگر طرفداران نظریه ناهماهنگی معتقدند كه اگر جامعه قادر به جلوگیری از مصرف این مواد با تهیه و توزیع آن نباشد، دچار ناهماهنگی می‌شود.
6- نظریه انحراف از هنجارها
این نظریه مصرف مواد مخدر را انحراف از هنجارهای جامعه می‌داند. در اذهان مردم عادی، مصرف كننده این مواد كسی است كه احساس مسئوولیت نمی‌كند و به چیزی حزء ارضای اعتیاد در خود نمی‌اندیشد و همسالان یا افراد بدخواه باعث انحراف او شده‌اند. مجریان قانون بیشترین نظر را دارند كه اعتیاد مانند امراض مسری است كه از افراد معتاد به دیگران سرایت می‌كند. جامعه شناسان این نظر را نسبتاً خام می‌دانند و می‌گویند معتاد كسی است كه هنجارهای غالب جامعه را نپذیرفته و درك نكرده است و همانطور كه «مرتون» می‌گوید، هنجارهای غالب را طرد كرده است.

علل اعتیاد از نظر فریمان و اسكات
فریمان و اسكات معتقد هستند كه هر چه درباره صفات شخصیتی معتادان مطالعه كنیم به ریشه یا علت اعتیاد نزدیك نخواهیم شد. بیشتر تحقیقات امروزه متوجه راههایی است كه شخص با این مواد آشنا می‌شود و كشف طرقی است كه به اعتیاد می‌انجامد. آنها می‌گویند برخلاف نظر همگانی شخص از طریق تماس یا فرستنده مواد، معتاد نمی‌شود، بلكه از طریق گروه‌های غیر رسمی نظیر میمانیها، از طریق همسالات و نیز ارتباط با كسانی كه در رابطه مستقیم با این مواد هستند.
علل اعتیاد از نظر «فایت استون»

وی از دسته دیگری از معتادان سخن می‌گوید كه به دلیل ارضای جسمی آن را انتخاب می‌كنند و به مراحل مختلف اعتیاد اشاره می‌كند:
دسته اول كسانی هستند كه فقط در جستجوی كمی لذت و یا نشاط آن را مصرف می‌كنند و در آغاز دچار عكس‌العمل بدنی ناشی از قطع مواد نمی‌شوند.
دسته دوم كسانی هستند كه بدلیل آزردگی خاطر آنقدر مواد مصرف می‌كنند كه رنج و ناراحتی خود را فراموش كنند، اما هنوز به صورت مصرف كننده منظم در نیامده‌اند.
دسته سوم كسانی هستند كه بطور منظم مواد را مصرف می‌كنند و آنقدر مواد ذخیره می‌كنند كه در صورت قطع ارتباط با فروشنده خیالشان آسوده باشد و معمولاً از منابع مختلف مواد را تهیه می‌كنند. این دسته، مصرف كننده دائمی هستند و سلامت آنها شدیداً لطمه خورده و قادر به انجام وظایف شغلی خود نیستند و پس از مدتی شغل خود را از دست می‌دهند.

تاریخ ادبیات تحقیق
الف – عوامل مؤثر بر اعتیاد:
آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی انحرافات – دكتر محمدحسین فرجاد
1- زمینه های خانوادگی: متأسفانه اغلب افرادی كه در خانواده های معتاد متولد می‌شوند و پرورش می یابند تكرار مصرف اعضای خانواده برایشان عادی شده و ترس از تجربه مصرف از آنها دور می شود. چون بین اعتیاد پدر و فرزند از لحاظ ژنتیك رابطه‌ای مستقیم وجود ندارد بلكه عمل مصرف پدر برای فرزندان عادی می شود ولی اگر مادری در دوران بارداری معتاد باشد فرزند معتاد متولد می شود كه البته قابل علاج است ولی آنچه از نظر ما قابل اهمیت است اینكه واكنش های اجتماعی افراد خانواده معتاد بر اثر تكرار تثبیت شده و برای دیگر اعضاء خانواده عادی می گردد و عادی مصرف دارو به سهولت گرایش به مصرف دیگر اعضاء خانواده كمك می كند البته نباید فراموش كرد كه گاه مصرف والدین در فرزندان تأثیر منفی می گذارد و ممكن است آنها را برای همیشه از مصرف داروی مخدر بیزار و گریزان كند.

2- فقر مادی خانواده: بیشترین معتادان هر جامعه را افراد فقیر تشكیل می دهند مثلا افرادی كه در محله های شلوغ و پرجمعیت شهرهای صنعتی و تجاری زندگی می كنند. بیشترین درصد معتادین در شهر نیویورك هستند البته نمی توان گفت بین فقر و اعتیاد رابطه مستقیم وجود دارد چون در هر جامعه ای عده زیادی از مردم فقیرند ولی معتاد نیستند عللی كه این افراد را به این راه می كشاند یكی محرومیت های ناشی از فقر است كه تنها راه فرار از این ناراحتیها را مصرف مواد مخدر می دانند. عامل دیگر تولیدكنندگان سعی می كنند عوامل توزیع را از اینگونه افراد انتخاب كنند چون اولاً بعلت فقر تخصص و حرفه ای ندارند و در نتیجه بازار كارشان بی رونق است. عوامل تولید سعی می كنند اول آنها را معتاد كنند و بعد از آنها برای فروش مواد مخدر استفاده نمایند چون كاری است بدون زحمت و با درآمد نسبتاً خوب و در عین حال به تخصص هم نیاز ندارند و بعد از مدتی فروش و توزیع برای شناخت ناشی از فقر آموزشی كه خود از فقر خانوادگی ناشی می شود علت دیگری برای كشش در این راه است. چون بین میزان آگاهی و شناخت با حدود تحصیلات و اعتیاد مردم رابطه معكوس وجود دارد و هنوز هم درصد افراد تحصیل كرده معتاد خیلی پایین است.

عوامل اجتماعی:
1- در دسترس بودن دارو: یكی از مهمترین عوامل اعتیاد در دسترس بودن اوست چون چیزی كه براحتی در اختیار مردم قرار گیرد گرایش به آن آسانتر صورت می گیرد در ایران به تجربه ثابت شده است كه اجازه مصرف تریاك حتی طی شرایطی خاص برای عده بخصوص به اعتیاد جوانان كمك كرده است. و چه بهتر كه وزارت بهداری و بهزیستی نیز به این مشكل اجتماعی بیشتر توجه كند چون حتی گرفتن اجازه مصرف برای عده ای وسیله درآمد خاص شده است كه هم به نابودی افراد جامعه كمك می كند و هم رشد اقتصادی و اجتماعی جامعه را كه بوجود نیروی انسانی كارساز نیاز دارد متوقف می نماید. در آمریكا ثابت شده است كه در زمان قانونی بودن مصرف سیگار و حشیش درصد معتادین بسیار بالا بوده است و یا در كشور نپال كه مصرف حشیش و ماری جوانا و هروئین آزاد است بالاترین رقم جذب توریست جوان را از جوامع صنعتی غرب دارد حتی برخی از دخترانی كه به نپال می آیند مدت توقفشان طولانی می شود ممكن است برای مواد مخدر تن به خود فروشی بدهند.

2- نابرابری اقتصادی و اجتماعی: اختلاف طبقاتی در هر جامعه به بی ایمانی بیشترین افراد آن جامعه نسبت به شرایط اقتصادی موجود منتهی می شود و همین بی ایمانی نسبت به شناخت اجتماعی در گرایش به اعتیاد تأثیر بسزایی دارد. یكی از دلایل عمده‌ای كه جامعه آمریكا بالاترین رقم معتادین را دارد وجود طبقات اجتماعی مختلف در آن جامعه است طبقاتی بودن آن جامعه تضاد اجتماعی را زیاد می كند و شاید مواد مخدر راه درمان مناسبی در این زمینه برای مردم باشد.

3- اوقات فراغت:
آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی انحرافات – دكتر محمد حسین فرجاد اوقات فراغت هم به نوعی در ایجاد شرائط برای اعتیاد نقش دارد. لحظات بیكاری و فراغت برای هر انسانی وجود دارد. هر فرد در هر گروه سنی و در هر طبقه اجتماعی كه قرار داشته باشد، ساعاتی را فارغ از كار و امور جاری روزمره خود خواهد بود. این لحظات معمولا وقعتی است كه شخص از نظر فكری یا جسمی خسته و به استراحت و سرگرمی و به قول عامه مشغولیت نیاز دارد. این لحظات در گروه سنی بالا اغلب به مطالعه، استراحت، دید و بازدید و … می گذرد. این گروه سنی و افرادی كه تشكیل خانواده داده اند شاید از نظر اوقات بیكاری مسئله ای نداشته باشند.

گر چه پیش بینی و برنامه ریزی برای این قبیل افراد نیز امری قابل توجه است ولی طبقات سنی پائین – بخصوص نوجوانان – از نظر اوقات فراغت مسائل و مشكلات زیادی دارند. در حال حاضر اوقات فراغت محصلین پس از خاتمه درس و مشق و تماشای تلویزیون و فوتبال در كوچه و خیابان است. دختران محصل سرگرمی و امور اوقات فراغت خود را ظرف شستن، كمك به مادر و … ذكر كرده اند، جوانان فارغ التحصیل یا جوانان كارگر و كارمند اوقات بیكاری را پرسه زدن درخیابانها و حداكثر رفتن به سینما بیان داشته اند. جوانان و نوجوانان در اوقات فراغت در معرض بد آموزیها و خطرات بسیاری قرار دارند،

در رفتار بچه ها دقت كنید حرفهای زشت، شوخیها و حركات زننده را از كوچه و در زمان فراغت فرا می گیرند. بررسی و توجه به رابطه اوقات فراغت و اعتیاد و نقش آن در گسترش یا پیشگیری از اعتیاد حائز اهمیت است. زیرا بررسیهای بعمل آمده نشان می‌دهد معاشرت با افراد معتاد و یا در مسیر دامهای گسترده قرار گرفتن، در حین فراغت واقع می شود و از آنجائی كه اغلب معتادین دوست دارند برای یافتن همدرد بیشتر بوجود آوردن محیط مناسب برای ادامه كارهای خود احساس امنیت،‌فراهم آوردن زمینه توجه توزیع كنندگان و رساندن مواد به منطقه و در موارد بسیاری لذت بیشتر افرادجدید را به اعتیاد بكشانند و در این راه به كودكان، همسر و حتی، حیوانات هم رحم نمی كنند لزوم این توجه بیشتر احساس می‌گردد. وجود زمینه ها و شرائط مناسب برای گرایش به اعتیاد كه تشریح شده چنانچه با عدم كنترل والدین در مورد كودكان و همسران توأم باشد در 90 درصد موارد پیش آمدن اعتیاد عملی خواهد شد.

4- ستیزه والدین
آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی انحرافات، دكتر محمدحسین فرجاد، صفحه 154 و .155
در ارتباط و تماس با معتادین جوان به عده ای برخوردم كه از روابط نامطلوب والدین شان با یكدیگر و با آنها این راه را انتخاب كرده بودند، چون وقتی محیط خانواده كانون و محیط مناسبی برای زندگی نباشد انسان سعی می كند. بیشترین اوقات خود را در خارج از خانواده بگذراند و این كار ارتباط او را با دیگران كه چون شكارچیان ماهری به دنبال شكار می گردند زیاد می كند و آنها پس از شناخت شكل شخص در نقش انسانی دلسوز و با توجه به مشكلات دیگران ظاهر شده و برای فرار از این واقعیت تلخ او را به مصرف داروی مخدر دعوت می كنند و پس از چند بار مصرف معتادش می نمایند ولی پس از معتاد كردن شخص دیگر از آنها بعنوان دوستی دلسوز خبری نیست. هر قدر ستیزه های خانوادگی بیشتر باشد احتمال كشش بطرف اعتیاد و دیگر انحرافات اجتماعی بیشتر است.

5- كنجكاوی
معتادان گاهی بدون هیچ گونه سوء نیت حالات تشنگی را برای دوستان خود توصیف می كنند، اطلاعاتی را كه جوانان از رسانه های گروهی و بعضی منابع مانند كتابهایی كه در مورد مواد مخدر نوشته شده بدست می آورند موجب می شوند تا تشویق گردند كه شخصاً آنچه را كه شنیده یا دیده و خوانده اید آزمایش كنند و بدین ترتیب امكانات آلودگی آنها فراهم می گردد.
6- عدم وجود عقاید دینی:
روانشناسی اعتیاد: صادق كریم پور
ایمان و عقاید محكم مذهبی مانند تكیه گاهی است كه مؤمنان را در مقابل ناملایمات و رویدادهای نامطلوب زندگی در پناه خود می گیرد. بی دینی و یا داشتن ایمان ضعیف موجب گمراهی است و نداشتن تكیه گاه فرد را آماده می سازد تا به اعتیاد پناه برد.
7- پاشیدگی نظام خانواده:
هر گونه خلل كه در سازمان خانواده و روابط عاطفی اعضای آن بوجود آید، در آینده اطفال تأثیر شگفت انگیزی دارد. تضاد فكری و معنوی والدین،‌كم توجهی آنان نسبت به فرزندان، كثرت اولاد، فوت یكی از والدین یا جدایی آنها، زندگی كردن با ناپدری و یا نامادری، همگی موجب می شوند تا كودك در یك محیط عاطفی پرورش پیدا نكرده و از محبت والدین محروم بماند. در یك همه پرسی برخی از معتادان علل گرایش به اعتیاد را وضع نابسامان و غیر طبیعی خانواده در دوران كودكیشان ذكر كرده اند.
8- بیكاری:

بیكاری و نداشتن حرفه به كمك عوامل مختلفی از جمله فشارهای اقتصادی ناشی از بیكاری وجود وقت آزاد روزانه، نبودن سرگرمیهای سالم و امكاناتی كه بتوانند وقت و ساعات خالی افراد را پر نماید شخص را سوی الكل، قمار و سایر فسادها سوق می‌دهد، ضرب المثل معروف است كه بیكاری مادر فسادهاست. زمانی كه جامعه ای با فقدان وسایل سرگرم كننده، باشگاهها، تربیت بدنی و تفریحات سالم روبرو باشد، خطر اعتیاد برای افراد آن جامعه مخصوصاً كسانی كه به علل بدون شغل و حرفه اند همیشه وجود دارد.
9- فقر مالی:
روانشناسی اعتیاد: صادق كریم پور
همانطور كه فراهم بودن تمام امكانات زندگی گاهی موجب اعتیاد و انحراف از مسیر عادی زندگی می گردد، فقر و تنگدستی نیز موجب ناراحتیهای مختلف گشته و مانع می‌شود تا اشخاص بعضی از امیال و غرایز اولیه خود را تشفی دهند، در نتیجه فشار ناكامیهای فوق گاهی از راه اعتیاد تخلیه می گردد.

تاریخچه مواد مخدر در جهان:
كوكائین پیش از آنكه ، آمریكای جنوبی مستعمره اروپاییان گردد این قاره وجود داشته است. ظاهراً اصل آن از پرو بوده كه بوسیله بومیانی كه از این كشور رانده شده بودند، به خارج از كشور برده شده است. جنگهای خونینی در سال های 1330 بوسیه مافیا، پادشاه اینكا در سال 1215 بوسیله روكا برای بدست آوردن این نهال وتسلط بر كشت و زرع آن در گرفت.
كاربرد مواد مخدر بعنوان «آرام بخش» یا «نوشدارو» و نیز بعنوان «مكیف» و «نشعه و خلدآور» از 5000 سال پیش از میلاد برای سومریان، بابلیان و مصریان و … شناخته شده بود تا بدان حد كه در برخی از ادیان و در میان بعضی از اقوام مصرف اندك آن جنبه آئینی و قداست داشته است…

اما تاریخچه اعتیاد در ایران
كاربرد حشیش در تاریخ ایران زمین نقش حساسی داشته است: بطوریكه فرقه اسماعیلیه را «حشاشیون» نیز می نامند… رهبران فرقه اسماعیلیه از حشیش، برای ایجاد حالت خلد در برخی از پیروان استفاده كرده تصمیمات خود را بایشان القاء می كردند و آنان را برای قتلهای سیاسی – نظامی یا نشان دادن درجه ایثار خود به امام خویش به دگركشی و یا خودكشی وا می داشتند…
در ایران دانشمندان و پزشكانی چون محمدبن ذكریای رازی و ابن سینا اولین كسانی بودند كه به خواص دارویی تریاك پی برده و آن را برای مداوای بیماران خود تجویز كردند. بطور كلی استعمال تریاك در ایران را عده ای ره آورد اعراب یا چنگیزخان مغول و سوغات لشكركشی نادرشاه به هندوستان می دانند. اما استعمال و تریاك كشی عمومی در زمان ناصرالدین شاه قاجار رواج یافت و در زمان حكومت امیر كبیر كشت خشخاش در اطراف تهران بطور آزمایشی صورت گرفت. خرید تریاك با قیمت مناسب باعث گردید كه كشاورزان دست از زراعت گندم برداشته و قسمت بسیار زیادی از اراضی حاصل خیز را به كشت خشخاش تخصیص دهند. بطوری كه تریاك بعنوان یكی از مهمترین اجناس صادراتی ایران درآمد.
… در سال 1347، تحت فشار عوامل خارجی كشت خشخاش در ایران ممنوع اعلام گردید . قانون مذكور در سال 1348 لغو و در عوض قانون كشت محدود خشخاش و سهمیه كوپن تریاك مورد تصویب واقع شد… و چند سال بعد اعلام سوداگران تریاك

در رژیم سابق معمول شد و بعد از انقلاب در زمان «حجت الاسلام خلخالی » رئیس كمیته مبارزه با مواد مخدر، شدت و حدت زیادی یافت. در مدت ده سال اخیر به نظر نمی رسد كه از شدت مبارزه با مواد مخدر كاسته شده، فقط اشكال مبارزه تا حدی تغییر یافته است.
با این اشاره مختصر معلوم می شود كه برغم یك قرن مدارا و مبارزه با تولید و مصرف، نه از نظر مقدار پول اختصاص یافته بدین مواد و نه از نظر بازتاب های آسیب زای آن در جامعه به اشكال جرم و تبهكاری، كاهشی صورت نگرفته بلكه به نسبت جمعیت و به نسبت حجم پول در گردش تعداد سوداگران و مصرف كنندگان و «اعتیادات» اختصاصی افزون شده است و … بعید نیست كه ایران برغم تشدید مبارزات دولت در سالهای آینده به «پل سپید» ترانزیت هروئین از شرق جنوبی به شمال غربی نیز نام بگیرد .

آنچه در مورد اعتیاد و مواد مخدر باید بدانیم:
اعتیاد به مواد مخدر یكی از عوامل اصلی شیوع بیماری های ایدز و هپایتی می باشد.
مواد مخدر آنچنان ساكت و بی صدا بر جسم و روان نابودی میلیونها مغز فعال می شود كه سرمایه های آینده جامعه بشری به شمار می روند. اگر در صد كمی از كودكان كه والدین آنها معتاد هستند به سوی بزهكاری سوق داده شوند، بعد از گذشت چندین سال تعداد بزهكاران در این مملكت به هزاران نفر خواهد رسید. اعتیاد بیش از یك میلیارد نفر از اعضاء خانواده معتادان را در جهان بطور مستقیم با مشكلات ناشی از این آسیب مواجه نموده است.

مواد مخدر منشاء وقوع بسیاری از جرائم اجتماعی نظیر: قتل، تجاوز، سرقت و ;.. می باشد. مواد مخدر سالانه حدود 600 میلیارد دلار سود به حساب سوداگران مرگ واریز می كند كه این رقم چند صد برابر كل بودجه كشور، و بسیاری دیگر از كشورهای بزرگ دنیاست.
75% از زندانیان كشور را بطور مستقیم و غیر مستقیم مجرمین مواد مخدر تشكیل می‌دهند كشور ما در همسایگی بزرگترین تولید كنندگان مواد مخدر جهان (افغانستان و پاكستان) موسوم به «هلال طلائی» و در مسیر تراتریت مواد مخدر قرار گرفته است و در این راه خود نیز قربانی آن می گردد.كشور ما در مقابله ورود و شیوع این مواد خانمانسوز، به منظور كنترل و حفاظت مرزهای شرقی اقدام به احداث بیش از هزار كیلومتر جاده، دهها پاسگاه مرزی و برجك و دیده بانی و حفر چندین كیلومتر كانال و .. نموده است و هزارات نفر از فرزندان این مرز و بوم نیز به فجیع ترین وضع به شهادت رسیده است.

شناخت شخصیت و طرز رفتار معتادین
معتادین از گروههای مختلف اجتماعی و اقتصادی هستند و چون هم افراد مرفه و هم افراد فقیر معتاد می شوند و هم افراد بیكار و هم آنهایی كه پایگاه اجتماعی خوبی ندارند. بنابراین در اینگونه مواقع افراد از هر طبقه اجتماعی و اقتصادی ممكن است معتاد شوند. كسانی كه به این بیماری اجتماعی مبتلا شده اند، اغلب به ارتكاب جرم می پردازند.چون برای تأمین مواد مورد نیاز خود احتیاج به پول دارند و این پول را باید از راه نامشروع تأمین نمایند و به همین علت به ارتكاب جرم می پردازند. افراد معتاد به مقررات و قوانین اجتماعی بی توجه هستند و اغلب قانون شكن و در مناطق جرم خیز و پرجمعیت و كثیف شهر زندگی می كنند و محیط زندگی آنها بیشتر غیراخلاقی است. به هیچ كس و هیچ چیز وفادار نیستند و تنها سعی آنها بدست آوردن مواد مورد نیازشان از هر طریق و به هر شكلی كه امكان پذیر باشد، است. بیشتر لذت طلب و خشن هستند و حتی بعد از مصرف، از هر كار و هر چیزی لذت می برند ولی در عین حال زودرنج و خشن هستند و از اطرافیان توقع زیاد دارند. از لحاظ عاطفی در برابر هیچ كس و هیچ چیز مسئولیت را احساس نمی كنند و همیشه یك نوع مكانیسم دفاعی در برابر دیگران دارند و همیشه در یك حالت اعتراض به سر می برند.

مشخصه اعتیاد
1- رفتار بی اراده:
زمانی كه در خود احساس ضرورت برای انجام كاری بطور پیوسته دارید، چیزی بیش از یك عادت معمولی است. تكرار مداوم معمولاً تلاش برای كسب مجدد شادی و نشاط اولیه است زمانی كه تمایلات ایده آلیستی بر زندگی حاكم می شوند و انسان را درگیر مسائل جزئی وجود داشت نامربوط می كند. ممكن است نشانه هایی از اعتیاد در انسان باشد.
2- كمبود ارداده:
یكی از علائم و نشانه های رشد و كمال این است كه بتوانیم برای رفتار هایمان حد و حدود تعیین كنیم اگر خیلی نسبت به عادت هایمان احساس وابستگی كنیم و برای مهار آن ها قدرتی وجود نداشته باشد، احتمالش زیاد است كه به آن رفتار اعتیاد پیدا كرده باشیم.
3- شانه خالی كردن از قبول مسوولیت:
یكی از خصوصیت كه بین همه معتادین متداول است این است كه عادت خود را تقصیر دیگران می اندازند نادیده گرفتن اهمیت مسائل، دروغ گویی به خانواده و دوستان و سرپوش گذاشتن روی خطاها و اشتباهات، همه و همه نشانه های این است كه رفتار فرد، بی اراده و بی اختیار است.

4- جایگزینی برای عادت های ناپسند:
تا به حال متوجه شده ایند كه اعضای انجمن معتادین الكلی چقدر قهوه استفاده می كنند؟ یا اینكه چطور افرادی كه به تازگی سیگار را ترك كرده اند برای ماهها پیوسته آدمامس می جوند؟ این افراد یك نوع اعتیاد را با نوع دیگری جایگزین كرده اند چون این باعث قوت قلب آنها می شود.
5- تمایل به عادات ناپسند مختلف:
ممكن است فردی هر شب در غذا خوردن زیاده روی كند و بعد به بهانه داشتن فشار و
استرس بری رفع سوزش معده، داروی، آنتاسید استفاده كند، بدون اینكه بداند به هر دو آن ها معتاد شده است. فردی كه به كار اعتیاد دارد و شبها به روابط جنسی نامشروع پناه می برد، ممكن است برای توجیه كار خود بگوید كه او برای ایجاد رابطه ای معقولاند تر وقت ندارد. اما این می تواند نشانه ای از تمایل وی برای انجام اعمال ناسالم بصورت عادت باشد.
6- اصلیت خانوادگی:
فرزندان بالغ معتادین الكلی ممكن است به كلی از استفاده مشروبات الكلی امتناع كنند، اما ممكن است به چیز دیگری اعتیاد پیدا كنند. اعتیاد آنها می تواند در ورزش یا كار بیش از حد باشد.

7- عدم اطمینان:
اعتیاد از هر نوعی كه باشد، همواره با ناراحتی عدم اعتماد و نا امنی و ترس از شكست همراه است. نشانه دیگر آن عدم احساس تعهد است. فرد معتاد انتخابهای نادرستی انجام می دهد و نمی تواند درك كند كه ایجاد یك رابطه صادقانه و با اعتماد با دیگران و قبول تواناییها و ناتوانی هایش چقدر می تواند برایش موثر باشد.
مقاله: كنترل شخصیت معتاد كننده نویسنده: آزمند

مراحل اعتیاد
1- مرحله آشنایی:
این مرحله با تشویق دیگران ( مخصوصاً دوستان ناباب) یا از روی غرور و كنجكاوی خود فرد مشروع می شود.
2- مرحله شك و تردید:
در این مرحله فرد با مبارزه با امیال خود می پردازد.
3- مرحله اعتیاد واقعی:
در صورت ادامه مصرف در مرحله شك و تردید فرد به مرحله اعتیاد واقعی می رسد. در این مرحله پدیده «تحمل» باعث می شود كه فرد به مرور زمان بر میزان مصرف خود بیفزاید تا به نشتگی قبلی برسد.
آموزش مهارتهای پیشگیری از اعتیاد
به منظور پیشگیری از اعتیاد به نظر می رسد شناخت و درك علل و گرایش افراد به اعتیاد ضروری است. شواهد نشان می دهد ك مصرف مواد عموماً درسنین نوجوانی آغاز شده و عوامل اجتماعی و متغیرهای مربوط با رشد فردی در آن دخیل هستند. عوامل اجتماعی نظیر: تقلید از بزرگترها (همسالان، والدین، هنر پیشه ها و 😉
و میزان درك و فهم افراد از مواد مخدر بسیار تعیین كننده هستند عوامل درونی نیز می تواند افراد را در برابر خطر اعتیاد مستعد و آسیب پذیر نماید. این عوامل عبارتند از نگرش افراد و میزان شناخت فرد از مزایا و معایب مواد مصرفی در واقع افرادی كه از پیامدهی منفی مواد آگاهی دارند در مقایسه با اشخاصی كه چنین اطلاعی ندارند، كمتر به مصرف مواد مخدر روی می آورند. عوامل درونی دیگر در گرایش افراد به مواد مخدر نقش دارند. مثل، پایین بودن اعتماد به نفس، نیاز شدید به تأیید دیگران، ناتوانی در ابراز وجود، ناتوانائی در پذیرش مسوولیتهای اجتماعی، عدم تحمل شكست. ناتوانی در مواجه، با مشكلات زندگی و ;..
اما در خصوص پیشگیری از اعتیاد این مسأله كه روش آموزش « مهارتهای زندگی» یك ضرورت است دو الگوی رایج برای معتاد شدن را بررسی می كنیم.
1- الگوی مقابهل با مشكلات:
بر اساس این الگو بعضی از اشخاص به این دلیل به مواد مخدر روی می آورند كه بتوانند از این طریق با شكستهای زندگی كنار آمده و یا راه حلی را برای رسیدن به هدف خود بیابند. مثلاً دانش آموزی ممكن است از نظر تحصیلی موفقیت چندانی كسب نكند، ولی با هدف كسب شهرت یا جلب توجه به مواد مخدر روی می آورد.
2- الگوی تاوبرات اجتماعی:
بر اساس این الگو، انگیزه های بین فردی در اعتیاد نقش دارند در واقع جوانان در اور تماس مكرر با افراد معتاد به این مواردی می آورند. این الگو بویژه در جوانانی كه استقلال فكری ندارند و قادر به تصمیم گیری مستقل نیستند، بیشتر دیده می شود.

آیا اعتیاد یك نوع بیماری است ؟
اعتیاد یك « بیماری اجتماعی» است كه در عوارض جسمی و روانی دارد و تا زمانی كه به علل گرایش «بیمار» توجه اعتیاد به مواد مخدر یكی از مهمترین مشكلات اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی است كه عوارض ناشی از آن تهدیدی جدی برای جامعه بشری محسوب شده و موجب ركود اجتماعی در زمینه های مختلف می گردد. هم چنین ویرانگری های حاصل از آن زمینه ساز سقوط بسیاری از ارزش ها و هنجارهای فرهنگی و اخلاقی شده و بدین ترتیب سلامت جامعه را بطور جدی به مخاطره می اندازد.
تحلیل گران مسائل سیاسی و اجتماعی بر این باورند كه در تهاجم و نفوذ فرهنگی، پدیده مواد مخدر مهمترین عامل به تباهی كشیدن و انحطاط اخلاقی جوامع به شمار می رود. متأسفانه گسترش دامه مصرف مواد مخدر در جامعه امروزی به حدی است كه حتی قشر متفكر و تحصیل كرده را به سمت خود كشانده است. مبارزه با اعتیاد نیز قطعاً بیش از آنكه مأموریتی در راستای وظایف مصرحه نیروی انتظامی باشد، اقدامی است استراتژیك در مقابله با ابزرار نظام سلطه جهانی در انحطاط اخلاقی جوامع با اهداف خاص سیاسی.
اعتیاد بعنوان یك آسیب اجتماعی، هیچ گاه بطور كامل ریشه كن نخواهد شد. اما با تدبیر، اندیشه و تلاشی مخلصانه می توان آن را به كنترل درآورد. به امید روزی كه جامعه ای داشته باشیم كه اگر هم در آن فرد معتادی وجود دارد، درصد نجات خویشتن باشد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله اوقات فراغت جوانان در ایران و امكانات موجود در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله اوقات فراغت جوانان در ایران و امكانات موجود در فایل ورد (word) دارای 116 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله اوقات فراغت جوانان در ایران و امكانات موجود در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله اوقات فراغت جوانان در ایران و امكانات موجود در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله اوقات فراغت جوانان در ایران و امكانات موجود در فایل ورد (word) :

مقدمه:
یكی از مسائلی كه پیوسته مورد نظر صاحب نظران علوم تربیتی و دست اندركاران تعلیم و تربیت قرار گرفته مسئله اوقات فراغت است. تخصص در گستره حیات بیانگر مطلب است كه در زندگی پر از فراز و نشیب انسان لحظه ها و اوقاتی وجود دارد كه از اهمیت و حساسیت فوق العاده ای برخوردار است. اوقاتی كه بستر مطلوبی است برای جریان نیكوی رشد شخصیت و اعتلای وجود و یا زمینه همواری است برای بروز اختلاف رفتاری، انحراف اخلاقی و بزهكاری اجتماعی، بدون تردید زمانی كه از اوقات فراغت بحث به میان می آید، سخن از ارزشمندی این اوقات است هنگامه بسیار حساس و پرمعنا، اوراقی سرنوشت ساز در كتاب زندگی كه نیازمند اراده های استوار و اندیشه های خلاق است.

شعار ( وقت طلاست) و (شیطان برای دستهای بیكار كاربد می یابد) همواره در اغلب جوامع مطرح بوده و تفكر و تدبیر درباره اوقات فراغت و توجه به نحوه گذراندن این اوقات در كشورهای صنعتی بیش از دیگر كشورها رواج یافته است. حتی اغلب جامعه شناسان و اقتصاد دانان ( دماز، اندرسون، اوژه) بر این باورند كه تحول جوامع انسانی به سوی تمدن فراغت در حركت است.

اوقات فراغت جوانان به مشابه شمشیری دولبه است اگر از آن به طور اصولی استفاده شود نه تنها راهگشا است بلكه زندگانی با برنامه، منسجم و هدفدار پیش روی انسان قرار میدهد. اگر خدا ناكرده این اوقات گرانبها و سالم و با برنامه های مقبول سپری نشود، زمینه های گرایش به فساد و تباهی و انحطاط جوانان را فراهم می آورد. فساد تباهی تنها مفهومی از ناهنجاری اجتماعی نیست، بلكه مصدتعی از به هدر دادن منابع و انرژی انسانی و مالی و مادی است.

جوانی كه در ابتدای جوانی به بیراهه می رود. نه تنها جوانی و انرژی جسمی و روحی خود را به هدر می دهد و خود را به هلاكت ، بدبختی، و فقر و ممكن است می اندازد، بلكه از ابعاد نیز در تخریب منابع اجتماعی نقش دارد، كه یكی از آنها را می توان ایفای نقش مخرب به مثابه الگویی قابل تقلید برای عمده دیگری از جوانان دانست. البته این بعد از كاركرد افراد ناهنجار، بحرانی ترین و مصیبت سازترین نقش او در اجتماع است.

لذا می توان نحوه گذراند اوقات را جزو ریشه های فقر و استمرار آن یا تعالی افراد تلقی كرد. واقعیت امر در فرهنگ ما نیز چنین است، مردم ما با افرادی كه وقت خود را تقسیم كرده اند و مدام به كاری و فعالیتی مشغول هستند را بیشتر قبول دارند تا افرادی را كه لحظاتی از عمر خود را به سستی، كاهلی و بیكاری می گذرانند لذا بین اوقات فراغت و رشد اجتماعی و فردی ارتباط مستقیم وجود دارد و هر چقدر اوقات فراغت آدمی اصولی، منطقی و با برنامه باشد،

می توان امیدوار بود كه رشد اجتماعی، خلاقیت و ابتكار فردی او بالاتر خواهد بود و هر چقدر اوقات فراغت آدمی به بطالت بگذرد می توان مشاهده كرد كه ارزش و اعتبار اجتماعی او كاسته می شود.
اوقات فراغت پدیده ای است كه برای هر فردی لازم و ضروری است. اگر انسانها تمام وقت خود را به كار طاقت فرسا اشتغال داشته باشند، باید یقین داشت كه از قدرت تفكر، خلاقیت و نوآوری آنها به تدریج كاسته خواهد شد و به موجوداتی همچون پیچ و مهره تبدیل خواهد شد. ولی اگر در بین كار فراغتی باشد كه انسان بتواند مقایسه ای بین خود و كارش و با نقش كه دارد و ارزش خود واندش وظیفه ای را كه ایفا می كند، بپردازد خود را در مسیری قرار می دهد كه لیاقتش را دارد و زندگی اش هدفدار و با برنامه شود و موقعیت را در آغوش می كشد.

دكتر كارل می گوید: خواستهای وحشیانه شهوات ممكن است جلب نوعی اهمیت نماید ولی هیچ چیز غیر منطقی تر از آن زندگی نیست. اگر زندگی منحصر به رقصیدن و به دور شهر با اتومبیل چرخیدن و سینما رفتن و رایوشنیدن باشد چه فایده ای دارد. تفریح بدون آنكه متضمن نفعی باشد فرصتهایی را كه كارگران بر اثر تكامل ماشینها و خسن تهیه محصول به دست آورده اند بحث بر باد می دهند. زحمات مصروفه، حداقل چهار ساعت در روز به طول زندگی افزوده است یعنی اوقات گرانبهایی كه اگر كسی آنرا علاقه مند مصرف كند می تواند تعلیم بگیرد، جسم و جانش را نیرومند كند، آسیب شخصیت نماید و وظیفه انسانیت خود را انجام دهد.

در موقع تفریح و سرگرمی زندگی زنگ ذوق و ابتكار به خود می گیرد و لطف و فضای مخصوصی پیدا می كند، روح سبكبال و پر نشاطی می شود، عواطف و احساسات شكوفا می گردد و آدمی در خود احساس آزادگی می كند در این مورد حضرت علی (ع) می فرماید، فرح و شادمانی باعث بهجت و انبساط روح و مایه و جد و نشاط است وهمچنین فرموده اند: هر یك از اعضای بدن به استراحت نیاز دارد.

مطالب قابل توجه دیگر این است كه وضعیت اجتماعی بر روی ایام فراغت جوانان تأثیر گذاشته و خود نیز از آن متأثر است. در این راستا با توجه به رقمی متجاوز از 20 میلیون نوجوان و جوان در كشور ما كه اكثریت قریب به اتفاق آنها طیف دانشجویی كشور ما را تشكیل می دهند، تدبیر و سیاستگذاری اوقات فراغت آنها با عنایت به اهداف تربیتی، اجتماعی ضرورت پیدا می كند كه در این باره بخش مهمی از این مسئولیت خطیر به عهده سازمانهایی آموزش پرورش و بخش دیگر آن به عهده سازمانهایی نظیر سازمان تربیت بدنی، كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان، صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و غیره می باشد.

همانطوریكه كاروتولید نیازمند برنامه عملی و تخصصی است و زیر بنایی هر برنامه عملی تحقیقات انجام شده و اطلاعات قبلی است برای برنامه ریزی ( اوقات فراغت نیز باید تحقیقات لازم انجام پذیر- جمع آوری نظریات و استفاده كردن از تجربیات دیگران و لذا تحقیق حاضر سعی دارد ضمن آگاهی از نظرات و نگرش دانش آموزان در مورد گذراندن اوقات فراغت آنان، موانع و مشكلاتی را كه در این زمینه وجود دارد مشخص نماید و راه حلها و پیشنهادات لازم را در نظر گرفتن امكانات ارائه دهد تا با استفاده از نتایج این تحقیق به توان دربهبود برنامه ریزی جهت اوقات فراغت دانش آموزان چاره اندیشید و در نهایت به این نتیجه برسیم كه در بحث از اوقات فراغت پر كردن صرف آن مد نظر اینست، بلكه غنی كردن آن امر بسیار مهمی است. با توجه به اینكه تحقیقات روان شناسی نقش موثر نحوه گذراندن اوقات فراغت را در رشد شخصیت نشان داده اند.

بیان مسئله :
دوره نوجوانی یكی از مراحل حساس و پر اهمیت رشد جسمی و شخصیتی افراد به حساب می آید. نوجوان امروز اوقات فراغت فراوانی دارند، وسایل سرگرمی بیشتری می تواند، داشته باشند. لیكن به ارزشهای اجتماعی و اخلاقی آنها نمی توان اطمینان كرد چنانكه توجه دقیق به فعالیتهای تفریحی در عصر حاضر و تقریباً در تمام كشور های جهان به خصوص كشورهای به اصطلاح پیشرفته این حقیقت تلخ را ثابت می كند كه بعضی از این فعالیتها بسیار نامعقول و مضرند و شركت نوجوانان در آنها به زندگی سالم ایشان لطمه می زند.

بنابراین با در نظر گرفتن حساسیت، اهمیت و نقش حیاتی اوقات فراغت ضروری است با تهیه و تنظیم برنامه های آموزشی از طریق همكاری مشترك اولیاء و مربیان و اتخاذ روشهای مناسب ضمن جلب توجه دانش آموزان و ایجاد نگرش مثبت در آنها نسبت به ارزش و اثرات مثبت اوقات فراغت و برانگیختن رغبت و انگیزه در حسن بهره وری و بارور سازی این فرصتها در زمنیه پیشگیری از هر گونه آسیب پذیرها در ایام فراغت تدابیر لازم را پیش بینی كرد. براین اساس، این تحقیق در پی آن است كه رابطه شناخت علمی و دقیق بین نحوه گذراندن اوقات فراغت و انحرافات اجتماعی دختران سنین 20 – 15 سال منطقه 5 تهران می باشد.

اهداف تحقیق:
هدف كلی :
هدف كلی از تحقیق، یافتن راه حل ها و راهكارهای مناسب و صحیح برای بهسازی نحوه گذارندن اوقات فراغت نوجوانان و دانش آموزان و دانشجویان و یافتن راههای درست و مشخص برای ایجاد و یا بازسازی لازم جهت استفاده مطلوب همه نوجوانان و جوانان فراغت خود با تأكید بر نكات تربیتی و شناخت هر چه بهتر آن می باشد.

هدف خاص:
1- پی بردن به چگونگی تأثیر و امكانات موجود در جامعه و مدارس و دانشگاهها بر نحوه گذران اوقات فراغت نوجوانان و جوانان
2- آشنایی با نوع فعالیتهای دانش آموزان و دانشجویان در اوقات فراغت
3- كشف ذوق و علاقه و میزان توانائیهای دانش آموزان و دانشجویان در زمینه های مختلف گذران اوقات فراغت
4- شناسایی امكانات موجود و دست یافتن به راههایی جهت استفاده از امكانات موجود و دست یافتن به نتیجه مناسب و در نتیجه برنامه ریزی و تجهیز برای ارتقاء كیفی و بهره مندی از وسایل و لوازم موجود
5- آشنایی با مشكلات گذاران اوقات فراغت

6- یافتن راه حلهای علمی و مؤثر برای پر كردن صحیح اوقات فراعت دانش آموزان و دانشجویان
اهمیت و ضرورت تحقیق:
امروزه از جمله كشورها مشكلات مربوط به جوانان است و این مشكل پابه پای گذشت زمان هویدا شده است و آنچه در این بخش از مشكلات جوانان با عنوان مشكل گذران اوقات فراغت آورده می شود جزء كوچكی از آن است.
جوانان نیروی حیاتی عظیمی را تشكیل می دهند و این نیرو باید به طریق طبیعی مصرف گردد وقتی كه جوان نتواند قدرت و توان خود را به طریق صحیح در راه ساختن شخصیت خویش استفاده كند، ناگزیر به راه انحراف می افتد- قشر عظیمی از نوجوانان و جوانان میهن اسلامی ما متأثر ازفضای سازنده انقلاب اسلامی و مایه های فرهنگی و اقتصادی آن در مسیر مستقیم گام بر می دارند ولی متأثر از عواملی كه موجی از غربزدگی و گرایش به ابتذال كه توسط عوامل استكبار جهانی از سالها پیش در جامعه شیوع پیدا كرده كه طبیعتاً این موج دامنگیر گروهی از نسل جوان آسیب پذیرنده می شوند.

برای حل این مشكل باید در امور پرورشی بادید وسیع تر و توان بیشتری سرمایه گذاری كند و با طراحی برنامه های سالم و ایجاد فضاهای ورزشی و كانونهای پرورشی جامعه زمینه سالم گذران اوقات فراغت نسل جوانان را فراهم كرد. در این موارد تربیت نیروی انسانی ماهر از اهمیت خاص برخوردار است و باید مراكز آموزش و دانشگاهها، مربیان ورزیده ای برای هدایت فعالیتهای پرورشی جوانان تربیت كنند. بین نهادها ی فرهنگی و تربیتی هماهنگی و انسجام وجود داشته باشد، چون شخصیت متأثر از عوامل محیط شكل می گیرد و لذا باید درسالم سازی محیط نسل جوان كوشش كرد.

جوانان و چار یك سردرگمی هستند و این سردرگمی باعث بوجود آمدن مشكلات و مسایلی بسیار زیادی شده است. اگر احیاناً جوانان برای سپری كردن اوقاتشان برنامه ای داشته باشند گیج و سردرگم نمی شوند. در كتابهای روانشناسی وقتی به علل انحرافات جوانان اشاره می شود به خصوص در مسایل جنسی، علت بیكاری و بی برنامه گی ذكر می شود. بنابراین به خودش روی می آورد و از عوارض آن تنها به خود روی آوردن نیست بلكه مشكلات عدیده ای از آن منشعب می گردد.

با توجه به نكات فوق اوقات فراغت وسیله موثری برای جلوگیری از كجرویها و انحرافات اجتماعی و پرورشی قوای فكری و اخلاقی آنان می باشد و نداشتن برنامه مناسب برای گذراندن اوقات فراغت یكی از عوامل زمینه ساز معضلاتی ازقبیل: فرار از خانه، اعتیاد، گرایش به برنامه های مبتذل ویدئویی، خودكشی و ;. بحساب می آید.
فرض ها یا سئوالهای ویژه تحقیق:
1- آیا دانش آموزان و دانشجویان برای گذراندن اوقات فراغت به طور یكسان از امكانات و تسهیلات استفاده می كنند؟

2- آیا نامناسب بودن امكانات مورد نیاز از نقطه نظر كمی و كیفی به طور یكسان تأثیرات نامطلوبی بر كیفیت اوقات فراغت دانش آموزان و دانشجویان بر جای می گذارد؟
3- آیا دانش آموزان برای بهبود بخشیدن به وضعیت گذراندن اوقات فراغت نیازهای یكسان دارند؟
تعریف عملیات واژه ها یا اصطلاحات :
اوقات فراغت: منظور از اوقات فراغت فرصتهای است كه انسان مسئولیت و نوع هیچگونه تكلیف یا كار موظفی را عهده دار نبوده، زمان در اختیار اوست كه با میل و انگیزه شخصی به كار خاصی بپردازد. به دیگر سخن زمان فراغت زمانی است كه پس از انجام رساندن كار و تكلیف موضف روزانه باقی مانده و انسان فرصت می یابد كه با رغبت، علاقه و انگیزه شخصی فعالیت یا برنامه خاصی را انتخاب كند.
دكتر (جی، بی نیش) در كتاب فلسفه فراغت و تفریحات سالم در تعریف فراغت می گوید: فراغت مربوط به اوقاتی از زندگی انسان می شود كه از كار كردن آزاد است و یا در خواب نیست و تفریحات سالم مربوط به نحوه استفاده و برداشت از این فراغت است
دانش آموزان : نوجوانانهای كه در دوره دبیرستان تا پیش دانشگاهی در یكی از مدارس متوسطه منطقه 5 در سال تحصیلی 81 -80 مشغول به تحصیل بوده اند
دوره پیش دانشگاهی: مقطع پیش دانشگاهی در مدارس متوسطه را شامل می شود.
علایق دانش آموزان: منظور فعالیتهایی است كه دانش آموزان به انجام آن ابراز علاقه می كنند بدون اجبار و از روی میل شخصی به آنها بپردازد.

گرایش: عبارت است از علاقه و تمایل به انجام دادن كاری است.
انحرافات اجتماعی، عبارت است از رفتاری كه هنجارهای اجتماعی را نقض كرده و در نتیجه از نظرتعداد بسیاری از مردم قابل نكوهش است.

فصل دوم

ادبیات تحقیق و پیشینه تحقیق

مقدمه:
با اینكه در فرهنگ ما جمله وقت طلاست زبانزد عموم مردم است اما متأسفانه یكی از سرمایه های زیان دیده همین وقت و عمر است با توجه به اینكه هر استعداد بالقوه ای در گذشت زمان و در دوران خاصی از زندگی شكوفا گشته و بعضی از و یادگیریها در دوران كودكی یا نوجوانی امكان پذیر است، در می یابیم كه از دست رفتن فرصت و تلف شدن وقت چه زبانهای جبران ناپذیر فردی و اجتماعی را در بردارد.

در این بخش و سابقه مطالعات انجام شده در ایران و جهان اشاره می شود در بخش اول ادبیات تحقیق ابتدا اوقات فراغت در ایران و نیز اوقات بعد از اسلام و همچنین اوقات فراغت از دیدگاه اسلام و خصایص و ویژگیهای اوقات فراغت و ارتباط آن به بهداشت روانی و سپس فراغت و خلاقیت و نیز فراغت و توسعه مهارتهای شناختی و اوقات فراغت و تقویت مهارتهای حركتی- حسی و فعالیتهای ورزشی و جهت نگرفتن و سپس اوقات فراغت و اصلاح رفتار و تعالی شخصیت و بعد از آن اوقات فراغت و آسیب پذیریهای اجتماعی ارائه خواهد شد و سپس در بخش پیشینه خلاصه ای از مهترین تحقیقات انجام شده ارائه می گردد.

بخش اول: ادبیات تحقیق
الف) اومقات فراغت از دیدگاه دانشمندان
در مور مساله اوقات فراغت پژوهشگران و دانشمندان زیادی اظهار نظر كرده اند تمام پژوهشگران در مورد اینكه اوقات فراغت پدیده خاص جامعه صنعتی است هم عقیده نیستند. بلكه برخی از آنها معتقدند كه زمان فراغت در تمام مراحل زندگی بشری وجود داشته است

. در گذشته های دور كار تفریح از یكدیگر مجزا نبوده و هر دو مراسمی بود كه به خاطر مذهب و تماس با ارواح برپا می شد. به عبارت دیگر معنی آنها در زندگی اجتماعی علیر غم تفاوتشان یكی نبود مانند جنبشهای مذهبی كه هم تجسم كار بود و هم بازی، خواندن انواع اشعار در مزارع به موقع كاشت و برداشت.

جامعه شناسان و اقتصاد دانان نیز نظریه هایی درمورد اوقات فراغت ابراز نموده و به نوعی این اوقات را تعریف نموده اند. جامعه شناسان مخصوصاً فریدمن از اولین كسانی هستند كه به اهمیت اوقات فراغت پی برده اند. از نظر “كارن ماركس” اوقات فراغت غزای رشد و پیشرفت انسان است به نظر “اگوست كنت” اوقات فراغت اماكن توسعه و پیشرفت به شمار می رود دكتر “ناش” می گوید: فراغت مربوط به اوقات زندگی انسان می شود كه از كار كردن آزاد است و یا در خواب نیست و تفریحات سالم مربوط به نحوه استفاده و برداشت از این فراغت می باشد.“پی بر” اظهار می دارد موجودیت و اصالت فرهنگ بر مبنای فرصت و اوقات فراغت افرادی كه در آن اجتماع زندگی پی ریزی شده است. “ساموئل كنیگ” می گوید: « بر اثر كاهش ساعات كار طی سالهای اخیر تفریح یا فعالیت های ساعات بیكاری تبدیل به یك مسئله اجتماعی حیاتی گردیده و توجه بسیاری از محققان را به خود معطوف داشته است»

جواهر لعل نهر و نخست وزیر فقید هند می گوید: وقتی شما مسأله بیكاری را حل گردید مسئله بعدی و بزرگتر به كار بستن زمان فراغت و بیكاری مطرح می شود. تا وقتی كه انسان مشغول كار است و به خاطر زنده ماندن خود تلاش می كند، چه این تلاش به صورت سخت و دشواری باشد كه در كشور ما وجود دارد و چه به صورت ملایم تر، در بعضی از كشورهای مترقی است در هر حال سرگرم می باشند اما وقتی كه مسائل اجتماعی و اقتصادیش حل شود و خود كارشدن كارها نیز بار سنگین كار از دوشش برداشت،

با ما مسائل تازه ای مواجه شویم كه هرگز پیش از این سابقه نداشت مانند مسائل جنایات جوانان، تجاوزات جنسب افزایش قتل و كشتار، رواج مشروبات الكلی، فرار از خانه، هرج و مرج و صدها میكروب دیگر كه موجب بیماری روحی و انحطاط اخلاقی میگردد
“ویل دورانت” می گوید: یك دانشجوی چینی گفت كه دانشگاههای آمریكایی اتحادیه های ورزشی هستند كه در آن وسایلی برای صاحبان بنیه های ضعیف موجود است هر فیلسوفی باید مانند افلاطون ورزشكار باشد و اگر نباشد فلسفه او مورد شك و تردید است.

جان دیدیی اظهار می دارد البته میل به تفریح مخالفت اخلاق نیست و برعكس علاقه به نشاط آمیزش با اجتماع یكی از استوارترین پایه های اخلاق است لكن متأسفانه تفریح و نشاط با هیجانهای مخصوص، تحریكهای شدید، فلنكهای حواس و برافروختن آتش اشتها برای التذاذ بدن بدون كمترین توجه به عواقب وخیم آن مشبه شده است. این نوع تفریحات و لذت جویی نشاط اضمحلال و ذوب شدن سات و فعالیتی كه از تحریكات عادی و معمولی محروم گردد و برای خود آنرا نامطلبوب می یابد. هجرایی كه از خود در رفتار و اخلافی آدمی متفك است و سرانجام آن نابودی و تباهی است.

دوركیم وارنست گرومن منشأ هنرها، بازی و نظایر آن را مذهب شمرده اند و چنانچه در عهد ما نیز هنر پدیدار است بسیاری از فعالیت های خاص اوقات آزاد و مردمان كه رنگ مذهبی دارد نه فقط موجب ارتباط آدمیان با قوای برتر می شود بلكه میان خود افراد گروه نیز پیوندی استوار برقرار می كند
ب) تاریخی مربوط به نحوه گذران اوقات فراغت در ایران
تحولات تاریخی مربوط به نحوه گذران اوقات فراغت در ایران را می توان به دو دوره قبل و بعد از اسلام مورد بررسی قرارداد. از ادوار قدیم در آن عهد كه بشر اولیه موفق به كشف آتش و ساخت ابزار نوك تیز برای شكار و همچنین ساخت انواع ظروف گلی و سنگی می شود و به موازات آن فرصت بیشتری برای استراحت وی باقی می ماند زیرا با اختراعات پی در پی از ساعات كار كاسته شده و انواع فعالیتهای هنری و ذوقی مثل، مجسمه سازی

. نقاشی ظهور می یابد. از مدارك و اسناد می شود برداشت كرد كه مزایای فراغت بیشتر به طبقات ممتاز جامعه اختصاص داشته است و عامه مردم با كار دشوار و ممتد روزانه درگیر بوده اند فقط از فرصتهای كوتاهی برای استراحت و فعالیتهای ساده خاص اوقات بیكاری چون دید بازدید، گفتگو و شركت در مراسم و جشنهای ملی و مذهبی بهره مند می شود

مطالعه مورخین نشان دهنده آن دست كه عهد باستان در بسیاری از تمدنهای قدیم اوقات بیكاری صرف ورزشها و فعالیت های رزمی می شد تا قدرت دفاعی جوامع همواره آماده مقابله با هجوم دشمنان خود باشد. در یونان، پهلوانی و ورزشهای قهرمانی منزلت و جایگاه ویژه ای داشت و برعكس با انحطاط و قدرت سیاسی در روم فراغت خاص توانگران شده و عیش و عشرت شدید رواج یافت به قول هرودت مطالعات این دانشمندان نشان می دهد

تا وقتی كه ما نتوانیم به طور منطقی اوقات روز افزون بیكاری خودمان را به سربریم چه درزندگی و چه در شخصیت ما اختلالاتی روی خواهد داد. افراد بشر همواره مایل به داشتن اوقات فراغت بیشتری بوده اند، لیكن اینك روبرو با یان خطر شده اند كه اوقات فراغتشان بیش از آن است كه در خود آنند و بیم آن می رود كه بر اثر نبودن توانایی صرف این اوقات به طوری كه خطرات بزرگی برای خودشان به وجود آورد و به همین دلیل است كه مسئله گذران ساعات بیكاری یكی از دشوارترین مسایلی است كه تاكنون اكثر ملل جهان به ویژه غریبان با آن روبرو هستند.

مربیان و متخصصان تعلیم و تربیت به ویژه در عصر حاضر به كار برد یافته های روان شناسان و جامعه شناسان می كوشند بهترین و مؤثرترین عاملها و امكاناتی تربیتی را كشف كنند تار و كمترین مدت به هدفهای مطلوب تربیتی نایل شوند این متخصصان در تحقیقات متعدد خویش این اصل مسلم را دریافتند كه ترتیب غیر مستقیم و غیر رسمی مؤثر از تربیت مستقیم رسمی است و محیطها و عوامل كه خود كودكان و نوجوانان انتخاب می كنند بیش از محیطها و عوامل تحمیلی در رفتار ایشان موثر است.

ایرانیان از سن 5 سالگی به فرزندان خود اسب سواری و راستگویی را می آموختند. مصریان به بازیهای قهرمانی علاقه و افرا داشتند. تماشای بازیها، پهلوانیها، نمایشهای مختلف اوقات قابل توجهی از شبانه روز افراد جامعه را به خود اختصاص می داد در زمانهای نخستین چنانكه از سخنان (هرودت بر می آید ملت ایران از شبانان پر طاقت كه در نقاط سخت و كوهستانها زندگی می كردند، مركب بوده است)

رونق روز افزون شهرنشینی در دوران اشكانیان بی شبیه صورت تازه ای از سرگرمیهای اوقات فراغت را در جامعه ایران به میان آورد. اخلاق و آداب به تدریج تلطیف شد و ذوق امور تفننی و تجملی بیش از بیش نیرو گرفت. به عنوان مثال رواج موسیقی از جمله وسایل تفریحی طبقات ممتاز خصوصاً در عهد ساسانی بازیهای شطرنج، هشت بازمب و غیره بوده است. بدیهی است جامعه ای كه هنوز به مرحله شهرنشینی درنیامده است و به اقتصاد و شهری نایل نشده است، فراغت به مفهومی كه برای ما اتفاق می افتد در آن مطرح نمی شود و اگر اوقات آزادی از كارهای سخت دشوار شبانه روزی باقی می ماند به همان ورزشهای توان آزمایی كه افراد را بیشتر آماده به كار و شمغله جدی زندگی می كند مانند كشتی، چوگان مصرف می شد.

مطلب شایان ذكر اینكه در ایام شهرنشینی اشكانیان و سامانیان بین حیات شهری و زندگی روستایی تضاد روز افزون پدید می آید اگر فراغتی بود نصیب شهرنشینان می شد زیرا روستانشینان در بند مالكان بزرگ اسیر بودند و بار مسئولیتی سنگین در تأمین معیشت به دوش می كشیدند و از مواهب زندگی به ظاهر هیچگونه بهره ای نمی گرفتند.
ج) اوقات فراغت بعد از اسلام:
درنیمه قرن نوزدهم فراغت واقعی ظاهر گشت و در قرن بیستم فعالیت های فراغت توسعه یافت و متنوع شد چنانكه تا آن عصر زمانه به خود ندیده بود. بهمین جهت قرن بیستم را عصر تمدن فراغت خوانده اند.

با شروع انقلاب صنعتی به تدریج و سوگری در اوقات زندگی انسانها مورد توجه قرار گرفت. اتحادیه های كارگری به تدریج شكل گرفته و جنبشهای كارگری در برخی از كشورها آغاز شد و رفاه اجتماعی برای كارگران و مزد بگیران جامعه مطرح گردید.

اختراع رادیو و تلویزیون از یك سو، صنعت سینما از سوی دیگر و رشد فزاینده مطبوعات تحول عظیمی را در چگونگی اوقات فراغت پدیدار ساخت و به طور كلی امر فراغت از محدوده امتیازات محدد جامعه خارج و جنبه عمومی و همگانی گرفت و در قرن بیستم به ویژه اواسط قرن نوعی نهضت اجتماعی با همت اتحادیه های كارگری برای كاستن ساعت كار تحت عنوان نهضت تفریحات سالم پدید آمد تا وسایل یك زندگی خلاق و مسرت بخش را برای كارگران در اوقات فراغت بعد از یك كار طولانی و خسته كننده روزانه مهیا سازد.

در كشور ما نیز اوقات فراغت از سوی دولت از زمان قاجاریه مورد توجه قرار گرفت ورژیم با ایجاد سازمانها و موسسات مختلفی نظیر كاخ جوانان نمایش كنسرت، فیلم و نمایش، بازی و تفریح، سازمان تربیت بدنی، خانه فرهنگ روستایی، وزارت كار و امور اجتماعی وسایل ارتباط جمعی و غیره به طور غیر مستقیم، در مورد اوقات فراغت گروههای مختلف به ویژه جوانان و نوجوانان مشغول سیاست گذاری بوده اند. علاوه بر آن بخشش خصوصی به طور گسترده ای با ایجاد مراكز ظاهراً تفریحی، ورزشی و فرهنگی رسالت خود را در انحراف نسل جوان به خوبی ایفا می كرد.

با پیروزی انقلاب اسلامی، مراكز فساد و فحشاء تخریب كننده نسل جوان بود برچیده
شد و با تدابیری ملهم از مكتب انسان ساز اسلام سازمانهایی نظیر، تربیت بدنی، ارشاد اسلامی، كانون پرورشی فكری كودكان و نوجوانان وسایر سازمانهای جانبی دوباره شكل گرفت و شرایطی را برای گذران اوقات فراغت جوانان به وجود آورد. به طور كلی ارگانهای گذران اوقات فراغت بعد از انقلاب اسلامی ایران به شرح زیر می باشد:

الف) اماكن مردمی و سنتی از قبیل مساجد، تكایا، حسنیه ها، رودخانه ها.
ب) سازمانهای دولتی و عمومی نظیر كتابخانه ها، كانونهای فرهنگی ، سالنها و میادین ورزشی
ج) سازمانهای تجاری از قبیل سینما، تئاتر باشگاهها، رستوران ها
د) صدا و سیما،مجلات، روزنامه

د) اوقات فراغت از دیدگاه اسلام
از نظر اسلام نه تنها پرداختن به تفریحات سالم و سازنده در هنگام فراغت منع نشده است بلكه در بسیاری از موارد به آن توصیه شده است پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرماید:
«درروز رستاخیز هرگز كامهای بنده خدا از میدان محاسبه تكان نمی خورد تا این كه او را از چهار خصلت سؤال كنند: اول: اینكه عمر و اوقات زندگی خود را در چه چیزی فنا كرده است؟دوم: جوانیش را در چه راهی به پیری رسانده است؟ سوم: از مالش، كه آنرا از كجا و از چه راهی بدست آورده است و در چه راهی خرج كرده است. چهارم: از علم و دانش با آن چه كار كرده است»

پیامبر گرامی اسلام می فرماید: «دو نعمت از نعمتهای خدا را كه بسیاری از مردم در آنها فریب خورده و زیان بار می باشد. تندرستی و اوقات فراغت است»
علامه مناری در فیض القدیر می گوید: ( تندرستی و فراغت به سرمایه تشبیه شده است چون تندرستی و اوقات فراغت از جمله اسباب سوددهی و مقدمات نجات و رهایی می باشند. پس هر كس در این مورد با امتثال از او خداوند، معامله كند سود كلان بوده است و هر كس در این مورد با پیروی از شیطان با او معامله كند سرمایه خویش را ضایع و تباه كرده است.)

خداوند متعال در سوره عنكبوت آیه 56 می فرمایدؤ: ( اهل ایمان، زمین من وسیع است هرجا به شما بد گذشت به جای دیگری تعلق كسان كنید) در آیه دیگری می فرماید: ( از جمله آیات قدرت خداوند متعال، خواب و استراحت شما در شب و كارروزی شما از فضل خداوند در روز است.

در آیات 11 تا 6 سوره نباء و آیه 67 سوره یونس شواهد دیگریست كه مسئله استراحت و فراغت را در مقابل تلاش و كار مطرح می سازد. استاد گرانقدر شهید مرتضی مطهری در مبحث مربوط به فطرت انسان اشاره دارد كه انسان علاوه بر نیازهای زیستی و غریزی، نیازهای ویژه ای با عنوان نیازهای معنوی و روحانی دارد كه خاص اوست. نیاز به خلاقیت و ابداع، زیبایی، دوستی

، حقیقت جویی. خیر اخلاقی و از این قبیل امور یعنی این نیازها اگر تأمین شود موجبات انبساط روح و اعتلای معنوی انسان را فراهم می آورد. از كلام استاد مطهری می توان نتیجه گرفت كه سیاحت و تفریح، دیدن طبیعت، زیباییها و نعمتهای بیكران و گسترده الهی یكی از نیازهای روحانی انسان را ارضا می كند.

آنچه كه از بعد مذهبی به خصوص از دیدگاه مكتب اسلام مطرح است چگونگی گذران اوقات فراغت است. یعنی گذران اوقات فراغت كه به صورت آزاد مطلق و نه به صورت وقت كسی و اتلاف عمر به مجلات وتنبلی، بلكه گذراندنی همراه با تدبیر برنامه ریزی كه نهایتاً به انسانیت انسان و شكوفایی فطرت پاك انسان و تعالی روح بیانجامد. بنابراین اختیار مطلق بر نحوه گذران اوقات فراغت از نظر اسلام مفهومی ندارد. مطلب میگساری، قماربازی، بی بندو باری و مقادیر آنها به عنوان گذران اوقات فراغت در اسلام جایی ندارد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود تحقیق در مورد آموزش و پرورش ایران ، مشكلات و توسعه پایدار در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق در مورد آموزش و پرورش ایران ، مشكلات و توسعه پایدار در فایل ورد (word) دارای 23 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق در مورد آموزش و پرورش ایران ، مشكلات و توسعه پایدار در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود تحقیق در مورد آموزش و پرورش ایران ، مشكلات و توسعه پایدار در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود تحقیق در مورد آموزش و پرورش ایران ، مشكلات و توسعه پایدار در فایل ورد (word) :

آموزش و پرورش ایران ، مشكلات و توسعه پایدار

آموزش و پرورش مدرن و معاصر در ایران، به قدمتی تقریباً یكصد ساله، بخش معتنابهی از منابع این دوره از تاریخ كشورمان را به خود اختصاص داده است. علیرغم اینكه در این نظام یكی از اصیل‌ترین و وسیع‌ترین قشر فرهنگی تاریخ، یعنی معلمان،‌ شركت داشته‌اند و همه نهادها، گروه‌ها و آحاد جامعه به نوعی در تحقق اهداف آن مشاركت دارند، با این وجود اكنون با بغرنج‌ترین مشكلات و چالش‌ها مواجه می‌باشد،‌ به گونه‌ای كه بسیاری از محققان و اندیشمندان جامعه، ریشه اغلب مشكلات، نابسامانی‌ها، نارسایی‌ها و بحران‌های اجتماعی را در سیستم و فرایند آموزشی جستجو و معرفی می‌كنند.

گفته شده قریب 15 درصد بودجه كشور در آموزش و پرورش به مصرف می‌رسد و از این جهت شاید بیشترین سهم بودجه دولتی را ـ صرف‌نظر از گستره كمی‌آن ـ به خود اختصاص داده است. با این وجود، برغم زحمات فراوان و بی‌شایبه قاطبه معلمان، كه به استناد قراین موجود و نظرسنجی‌ها، در مقایسه با كارمندان سایر سازمان‌ها و نهادهای دولتی، بیشترین كار مفید را به انجام می‌رسانند،

میزان كارآمدی و اثربخشی آن به سبب نارضایتی عمومی‌از كیفیت خروجی‌های آن، پیوسته معروض توجه و انتقاد بسیاری از ناظران و صاحب‌نظران واقع شده است. به زعم منتقدان، نظام فعلی آموزش و پرورش پاسخگوی خیل عظیم مطالبات، نیازها و انتظارات جامعه نیست و نیازمند اصلاحات جدی و اساسی است و استدلال می‌كنند كه با رویكردهای منسوخ و متصلب كنونی و بدون توجه به نیازها و تقاضاهای اجتماعی و محیطی (ملی و فراملی) روزافزون، نمی‌توان از نهاد مزبور خواست رسالت و كاركردهای اساسی خود را اجرا كند.

نیز، استدلال شده اگر قرار است جامعه در حال گذار ایران به سلامت از گردنه‌های صعب‌العبور تغییرات اجتماعی گذر كند،‌ شایسته است كه نظام آموزش و پرورش صرفنظر از تأخیرهایی كه تاكنون در ورود به عرصه مهندسی اجتماعی داشته است،‌مسئولیت و سهم بیشتری در قبال جامعه بر عهده گیرد و نقش جدی‌تری را در خروج از بن‌بست كنونی و نیل به جامعه مطلوب ایفا نماید.

این مهم میسر نمی‌شود مگر اینكه نظام آموزش و پرورش ما، ضمن كسبِ وزن، شأن و جایگاه شایسته و واقعی خود در نظام و سلسله مراتب اجتماعی و سازمانی كشور، ابتدا بتواند خود را از قید و بندها و مشكلات بیشماری كه با آن دست و پنجه نرم می‌كند رها سازد و به منزله بازوی روشنفكری جامعه،‌ زمینه‌های شكل‌گیری آموزش و پرورشی انسان‌گرا، رهایی‌بخش و مقوم توسعه همه جانبه و درون‌زا را فراهم آورد و در پرتوشناسایی، تحلیل و طبقه‌بندی اهم چالش‌های موجود، و همگام با تحولات جهانی،‌ چشم‌انداز مناسبی را برای خود و جامعه فراهم نموده،‌ تا به نوبه خود،‌ گره از راز فروبسته توسعه‌نیافتگی ایران بگشاید.

ـ ایران ، معمای توسعه ومشكلات برنامه ریزی

اكنون قریب به نیم قرن ـ تقریباً همگام با ژاپن ـ‌ از گام نهادن ایران در مسیر برنامه‌ریزی جهت نیل به توسعه همه جانبه و پایدار می‌گذرد و در این راه منابع بیشماری صرف شده است. ظاهراً آرمان اولیه محمدرضا شاه پهلوی نیل به مرتبت اقتصادی و صنعتی كشورهای پیشرفته ای چون امریكا و آلمان بود، لیكن بزودی دریافت كه تحقق این آرزوی بلند پروازانه مستلزم تمهیدات و مقدمات فرهنگی – اجتماعی دراز آهنگی است كه فقط در خلال یك فرایند طولانی تاریخی وصال میدهد – و عجالتاً ایران فاقد پتانسیل و آمادگی لازم برای آن است؛ لذا، اندكی بعد، ژاپن به الگوی توسعه ایران بدل شد اما آن نیز به عللی كه خارج از حوصله این نوشتار است ، ره بجایی نبرد و اكنون همگان میدانیم كه چگونه امواج انقلاب سال 57، بساط تجدد و شبه مدرنیسم ناقص و سطحی خاندان پهلوی را در نوردید.

پس از پیروزی انقلاب و تثبیت تدریجی حاكمیت سیاسی بر آمده از آن و آغاز مجدد سنت برنامه ریزی، ظاهراً، گفته و ناگفته، كشورهایی چون مالزی، ‌اندونزی، كره و ; به الگوی توسعه ما بدل شدند، اما به رغم گذشت یك ربع قرن از پیروزی انقلاب هنوز مراد حاصل نگردیده است و گویا پیوسته راه را گم و از هدف دور افتاده ایم ، چندانكه به تعبیر یكی از ژاپنی‌ها اكنون «در توسعه نیافتگی بسی توسعه‌یافته»ایم.
براستی مشكل ما چیست؟

و چرا به‌رغم اینهمه تلاش و صرف منابع – گویا با ابتلا به نفرین ابدی خدایان، همچنان گرفتار سرنوشت سیزیف- پیوسته مشغول طی كردن یك سیكل معیوب و عقیم هستیم؟!
هم اكنون ایرانیان، به‌رغم استظهار به یك عقبه و پشتوانه عظیم و غنی تاریخی – فرهنگی، و با وجود برخورداری از منابع سرشار طبیعی، به تعبیر زنده یاد دكتر عظیمی، به عنوان كارگر، كارمند، مدیر، معلم و ; شب و روز كار می‌كنند و جان می‌كنند، اما حاصل آن تولید سرانه ای قریب 1500 دلار ( در قبال در آمد سرانه قریب 000/40 دلاری كشورهای فاقد منابع طبیعی همچون سوئیس و ژاپن) می‌باشد. اگر توسعه را به یك تعبیر افزایش قابلیت و توان یك جامعه در بهره وری ازظرفیت‌های تاریخی، اجتماعی، انسانی، اقتصادی و طبیعی خود بدانیم، این بدان معناست كه جامعه ما تا بحال فقط توانسته از 5 درصد ظرفیت خود بهره برداری كند!

ریشه این فاجعه كجاست؟ و با توجه به نیم قرن سابقه و تجربه برنامه ریزی توسعه، پاشنه آشیل و حلقه مفقوده و معیوبه برنامه‌های ما چیست؟
گرچه تاكنون، اندیشمندان و پژوهشگران در باب علل انحطاط و عقب ماندگی ایران از منظرهای گوناگون، نظریات و تفاسیر متعدد و متنوعی – اعم از علل تاریخی/ جغرافیایی،طبیعی،‌سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، روانی، فلسفی، توطئه یا تهاجم بیگانگان و ;

خلاصه لاهوتی و ناسوتی و اهورایی و اهریمنی – را مطرح كرده‌اند، كه هر یك بنوبه خود حاوی نكات جالب و در خور تأملی می‌باشد، لیكن با توجه به خروج روز افزون بشر از چرخه جبرو تقدیر طبیعی و ماوراء طبیعی، و نقش بارز وی در تقریر سرنوشت خود، نگارنده مایل است در تبیین راز درماندگی و فروماندگی ایران معاصر، تكیه و تاكید اصلی‌خود را بر روی‌سرنوشت خود ساخته و خود خواسته جامعه ایران ـ آنهم از منظر و محدوده سازه آموزشی ـ بنهد.

– حلقه مفقوده؟

توسعه را فرایند تحول بنیادین باورهای فرهنگی، نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به منظور خلق و متناسب شدن با ظرفیتهای جدید و ارتقاء كمی‌و كیفی قابلیت‌ها و توانایی‌های انسانی، آموزشی، اقتصادی و ; دانسته اند كه نیل به چنین مرتبه‌ای، بیش و پیش از همه،‌مستلزم تحول فرهنگی و ارزشی جوامع می‌باشد. مطالعات و تجربیات بین المللی، جملگی مبین و مؤید این نكته‌است كه توسعه پایدار و همه جانبه، الزاماً باید از بستر نیروی انسانی بگذرد و پیش شرط توفیق، تثبیت و تداوم هرگونه توسعه و تحولی، سرمایه گذاری در توسعه انسانی بمنزله ركن و هسته اصلی و محوری آن می‌باشد.

به بیان امروزی،دانش و دانایی ملی، ركن اصلی توسعه ، و نظام آموزشی هم گذرگاه نیل به دانایی ملی بشمار می‌آید و جامعه زمانی به اهداف خود دست می‌یابد كه از طریق توسعه انسانی مسیر خود را هموار كند، در واقع بنیاد حیات جمعی انسان را تعلیم و تربیت تشكیل می‌دهد و ما «آنگونه زندگی می‌كنیم كه تربیت می‌شویم». از اینرو، هر تعبیری كه از توسعه داشته باشیم، برای رسیدن به آن تمامی‌تلاش‌ها بر دوش انسان‌هایی است كه باید بار این غافله را به سر منزل مقصود برسانند، و از آنجایی كه در دنیای معاصر، نهاد آموزش و پرورش مسئولیت تربیت نیروی انسانی در جامعه را بر عهده دارد، از اینرو، مهمترین بستر تولید و تربیت نیروی انسانی بشمار می‌آید، كه با توجه به نقش و شكل فراگیر امروزی آن، یكی از بنیادهایی است كه با جامه عمل پوشاندن به كاركردهای تعریف شده خود، اگر نگوئیم سهامدار اصلی، دست كم یكی از سهامداران عمده این فرایند به حساب می‌آید.

بر این اساس، بر خلاف پیشگامان نظریه توسعه، كه همواره بر اهمیت ایجاد و گسترش منابع مادی و كالبدی تاكید داشتند، امروزه، به لحاظ اهمیت آموزش و پرورش در زندگی اقتصادی – اجتماعی افراد و جوامع، از هزینه‌های آموزشی به عنوان یك سرمایه گذاری بنیادی یاد می‌شود.

نظریه سرمایه انسانی، ضمن تاكید بر بهره‌ور‌زا بودن سرمایه گذاری در منابع انسانی، استدلال می‌كند كه این سرمایه گذاریها، سبب افزایش ظرفیت و توان تولید و بهره‌وری افراد می‌شود. از نقطه نظر اقتصادی، گرچه بازگشت سرمایه گذاری در نیروی انسانی، اغلب مستلزم فرایندی طولانی و بلند مدت است، لیكن بازدهی آن بسیار عمیق و گسترده بوده و در تمام كنش‌های فردی و جمعی افراد آموزش دیده – اعم از رفتار، گفتار، خوراك، پوشاك، نرخ جمعیت و ; و در نتیجه كاهش هزینه‌های اقتصادی، بهداشتی، قضایی و ; – انعكاس می‌یابد.
همچنین از آنجا كه نیروی انسانی از عوامل اصلی تولید می‌باشد، این نوع سرمایه گذاری با افزایش سطح مهارت و تخصص نیروی كار، موجب ارتقای كیفیت تولید و نیز بهبود و اثر بخشی در استفاده از منابع مادی و معنوی و بكارگیری بهینه آنها می‌شود.
افزون بر براهین و رویكرد فوق، وبا توجه به شتاب هندسی تحولات جهان در چند دهه اخیر، گفته میشود كه اینك جامعه جهانی در حال ورود به مرحله جدیدی از توسعه موسوم به «جامعه دانش» (knowledge society) و «اقتصاد مبتنی بر دانش» based Economy)– (knowledge، می‌باشد، كه در اثر آن، هم سامانه‌های تولید و توزیع كالا و خدمات و هم سامانه‌های تولید، توزیع، تبدیل و ترویج دانش، دچار دگرگونیهای اساسی خواهد شد.

این تحول در جامعه و اقتصاد جهانی، كشورهای كمتر توسعه یافته و غافل از توسعه دانش، از جمله ایران، را به چالشهای بنیادی جدیدی سوق میدهد؛ آنچنانكه اگر اقتصاد ایران بخواهد بطور طبیعی و با سرعت فعلی فرایند توسعه را طی كند، راهی بس طولانی و احتمالاً نافرجام در پیش خواهد داشت و چه بسا در بین راه در اثر رقابتهای فشرده جهانی مستحیل یا مستهلك گردد. از اینرو، به اعتقاد برخی تحلیل‌گران، شایسته است ایران بدون طی فاز اقتصاد صنعتی و با یك گریز سریع و برنامه ریزی شده خود را به مرحله اقتصاد دانش پرتاب كند، و برای نیل به چنین جهش بلندی، باید سامانه اقتصادی خود را به یك سامانه یادگیرنده (تبدیل كارخانه و صنعت به مدرسه و دانشگاه و بالعكس) تبدیل كند.

بدیهی است، در پیمودن مسیر فوق، بخش اعظم و اساسی چالشها متوجه سامانه دانش در جامعه، بویژه متوجه بخش آموزش و پرورش ما، به منزله فونداسیون فرهنگی و معرفتی سایر بخشها، می‌باشد كه باید با سرعت هر چه تمامتر، ضمن ترك رویكردهای منسوخ و متصلب، واجد صلاحیتها، ظرفیتها و ویژگیهای لازم جهت برداشتن چنین گام بلندی گردد.
با این همه، متاسفانه شواهد و قراین موجودحاكی از آنست‌كه نگرش و روند كنونی آموزش و پرورش ایران و كیفیت منفی یا نازل خروجیهای آن، نه تنها متضاد با موج یاد شده ،

بلكه حتی مغایر با ادعای طرفداران سودآوری و بهره زا بودن سرمایه گذاری در نیروی انسانی می‌باشد. شاید عدم رغبت بخش خصوصی و حتی خانواده‌ها در مشاركت و سرمایه‌گذاری در بخش آموزش، و شكاف موجود بین مدرسه و دانشگاه با كارخانه و صنعت و نیز فاصله و گسست عمیق نظام آموزشی ایران با واقعیتها و انتظارات پیرامونی – اعم از ملی و فراملی – از سویی، و بی انگیزه شدن دانش‌آموزان برای درس خواندن یا ادامه تحصیل،‌ به ویژه در بین پسران، مهاجرت نخبگان و فرار مغزها و ; از سوی دیگر؛ همگی علائم و جلوه‌هایی از واقعیت تلخ مزبور باشد كه با توجه به نقش كلیدی سرمایه انسانی در رشد و شكوفایی كشور در بلند مدت، نشانه‌های امیدواركننده‌ای بشمار نمی‌آیند.

ـ توانا بود هر كه دانا بود!

ادبیات كهن ما، اعم از ملی و دینی، مشحون از اشعار، حكایات و روایات دلنشین و نغز در وصفِ شأن و منزلت علم و معرفت و معلم و متعلم می‌باشد. فلاسفه نیز پیوسته یادآور شده‌اند كه انسان حیوانی اندیشمند است كه در شعاع آگاهی و اندیشه خودعمل می ‌كند و اعمال او مسبوق به افكار اوست و لاجرم پای معیشت او به اندازه گلیم معرفت او دراز خواهد شد و ;

و بر این‌ها بیافزایید ادبیات جدید را، متأثر از امواج مدرنیته و پُست مدرنیته و به ویژه ملهم از پیامبران و مبشران عصر ارتباطات و اطلاعات نظیر مك لوهان، تافلر، كستلز و ;، كه پیوسته از آغاز هزاره معرفت بنیاد و نقش دانایی در جابجایی قدرت و ثروت و فراز و فرود دول و ملل سخن گفته و كلمات قصارِ ایشان زینت كلام و ورد زبان تمام سیاستگذاران، مدیران ، نویسندگان و سخنرانان ماست و بی‌وقفه در سطح جامعه پمپاژ می‌شود، چندانكه امروزه،‌ نه همان خواص كه عوام كوچه و بازار نیز با بیانات ایشان بیش از روایات ائمه و اولیای دین آشنایند.

اما واقعیت چه می‌گوید؟
گویا، در ایران واقعیات حاوی این طنز تلخ هستند كه سردادن شعار و ادعای فراوان در هر زمینه‌ای، اغلب حاكی از كمیابی یا نایابی آن كالاست!

ـ هرم واژگونه!و مشكل عدم التفات به شان و منزلت واقعی علم و معرفت ،معلم وپژوهشگر و استاد
اگر تمایل به ساده‌سازی و ساده‌نگری تلقی نشود، بگمان نگارنده اُم‌المسائل نظام آموزشی و بلكه كل جامعه ایران، كه باعث انبوه چالش‌ها و این همه واپس‌ماندگی نه همان در سطح آموزش و پرورش،‌ كه در سطح ملی و جهانی شده است،‌ تنها یك علت دارد و آن هم عدم التفات و اعتنا به شأن و منزلت واقعی علم و معرفت ـ و به تبع آن معلم و پژوهشگر و استاد بمثابه طراحان و مهندسان بعد ذهنی و نرم‌افزاری جامعه و به عبارتی مولدان،‌ حاملان و مروجان این اكسیر اعظم خوشبختی و توسعه ـ‌ می‌باشد.

یعنی نگرش و جهت‌گیری جامعه و سیاستگزاران، برنامه‌نویسان،‌ بودجه‌ریزان و مجریان ما،‌ درست بر ضد رویكرد و رهیافت غالبِ جهانی مبنی بر استقرار هزاره دانش بنیاد و دانایی محور،‌ و تأكید همگان بر نقش بنیادین و بی‌بدیل سرمایه انسانی و اجتماعی به منزله موتور و محور هرگونه توسعه و تحول و نیز موضوع، محمول و مقصود آن، می‌باشد.

نگاهی گذرا و اجمالی به جایگاه آموزش و پرورش و معلم در بین برنامه‌های كلان ملی و در سند بودجه و نیز جایگاه و منزلت آن در سطح و در سلسله مراتب سازمانی و ارزشی جامعه، حاكی از آن است كه در واقع عظیم‌ترین دستگاه و نهاد ملی كه باید چشم و دل و چراغ جامعه باشد، و همه خانواده‌ها و افراد جامعه بنحو مستقیم و غیر مستقیم با آن مرتبط و عزیزترین كسان خود را به آن سپرده‌اند، نهادی حاشیه‌ای، فراموش شده و تحقیر شده می‌باشد كه نمی‌تواند نقش پویا و زنده‌ای را در حیات و تلاش و بالندگی جمعی جامعه ایفا كند و علیرغم اینكه زیرساختی‌ترین سنگ بنای تحولات جامعه در آن رقم می‌خورد،‌در سلسله مراتب ارزشی سازمان‌های كشوری، ‌سازمانی حاشیه‌ای و صغیر بشمار می‌آید كه سایر سازمان‌ها با نگرش قیمومیت و فرادستی بدان می‌نگرند.

همچنین،‌ در صورتی كه برنامه‌های بلند مدت كشور،‌ از جمله سیاست كلان فرهنگی، مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام،‌ برنامه‌های توسعه اول تا چهارم، مصوبات مجلس و شورایعالی انقلاب فرهنگی و ; را مورد بررسی قرار دهیم،‌ روشن می‌شود كه شأن آموزش و پرورش در تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های مزبور، در حداقل قابل انتظار نیز دیده نشده است. در پرتو چنین نگرشی، طبیعی است كه سهم و جایگاه آموزش و پرورش در جلب حمایت حقوقی و منابع موردنیاز خود،‌ توسط سیاستگزاران و متولیان امور،‌ فراموش و یا تحت‌الشعاع سایر اولویت‌ها قرار گیرد.

به همین قیاس، در سطح جامعه نیز،‌ شغل معلمی‌در مرتبه چندم اولویت برای داوطلبان مشاغل قرار دارد و روی آوردن به شغل معلمی،‌ اغلب،‌ برخلاف میل باطنی و از سر اجبار و اكراه بوده،‌ و در هنگام انتخاب رشته نیز، انتخاب دبیری در اولویت‌های پایانی و از سرِ اضطرار و احتیاط قرار دارد.

فشارها و مشكلات معیشی معلمان و مقایسه دریافتی آن‌ها با دریافتی كارمندان سایر نهادها و سازمان‌های دولتی، مأیوس كننده بوده و منزلت شغلی آن‌ها را به مراتب پایین در سلسله مراتب مشاغل تنزل داده است. آن‌ها در جامعه سرافكنده و نزد همسر و فرزندان خود خجل و شرمنده هستندودر حالی که به دانش آموزان خود درس «بابا نان داد»را می‌دهند هر روز بیش از پیش خود را در ایفای مسئولیت مزبور در قبال خانواده‌هایشان ناتوان احساس می‌کنند.

هنگام خواستگاری،‌ خرید،‌ یا گفت‌وگو در جمعی ناشناس،‌ نگرانند كه مبادا اعلام شغلِ‌شان مترادف با نوعی زبونی و همراه با برانگیختن حس ترحم یا تمسخر مخاطبان كم‌مایه باشد و در مجموع از نوعی تحقیر تاریخی، ملی و اجتماعی رنج میبرند. در این راستا،‌ نگرش دولتمردان،‌ جامعه و اولیای دانش‌آموزان به معلم،‌ به هفته معلم و ; هر یك حاوی رگه‌هایی از ذلت برای معلمان می‌باشد.شاید تصادفی نباشد که روز معلم مصادف با روز کشته شدن الگوهای آن(چه دکتر خانعلی و چه استاد مطهری)واقع شده است

گویا در این روز جامعه و زمامداران ما دانسته و ندانسته مشغول بزرگداشت مرگ معلم و مقام معلمی می باشند!
بدین گونه،‌ اگر منافع ملی اقتضا دارد كه معلمی‌افضلِ كارمندی و وزارت آموزش و پرورش ارشدِ سازمان‌های كشور می‌باشد،‌ واقعیت خلاف این را نشان می‌دهد.

با توجه به اینكه در دنیای معاصر، سیستم آموزشی ابزار و تكیه‌گاه تمامی ‌دولت‌های مدرن برای نیل به توسعه پایدار و همه جانبه می‌باشد، از این‌رو، بایسته است سیاستگزاران و مسئولین عالی نظام با تجدید نظر در نگرش و روش‌های پیشین خود، و اعاده جایگاه و منزلت آموزش و پرورش در سلسله مراتب سازمانی و اجتماعی، حساب جدید و بیشتری بر روی نقش و سهم نظام آموزشی و فراتر از یك میلیون معلم باز كنند تا آنها نیز بنوبه خود نقشی شایسته‌تر در اداره كشور و پیشبرد امور و نیل به جامعه مطلوب ایفا كنند.

در صورتی كه از حوزه و منظر فرهنگ، آهنگ توسعه پایدار داشته باشیم، آیا با رجحان آموزش و پرورش و مدرسه به مركزیت معلم، فرایند توسعه تسهیل و تسریع نمی‌گردد و هزینه آن كاهش نمی‌یابد؟ برای تولید، تمرین و نهادینه كردن ارزش‌هایی چون آزادی، عدالت، مدارا، همزیستی، همفكری، تعامل فردی و گروهی، قانونگرایی و سایر توانمندی‌ها و مهارت‌های فردی و اجتماعی آیا نیاز به زیرساخت آموزشی و تربیتی به محوریت مدرسه ومعلم نیست؟

با توجه به اینكه دانش آموزان و فرزندان ما(این سرمایه‌ها و مدیران آتی جامعه)، بیشترین و بهترین ایام مفید عمر خود را در محیط‌های آموزشی و در كنار معلمان سپری می‌كنند، و از سوی دیگر با عنایت به ضریب نجابت، تعقل، آرامش، سلامت نفس، خلوص و اثربخشی صنف معلمان (در مقایسه با سایر صنوف)، آیا این محیط و این قشر سالمترین و قابل اعتمادترین حلقه جامعه برای بسترسازی و نهادینه كردن تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیست؟

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله اسیب های اجتماعی ایران در فایل ورد (word)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله اسیب های اجتماعی ایران در فایل ورد (word) دارای 23 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله اسیب های اجتماعی ایران در فایل ورد (word)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله اسیب های اجتماعی ایران در فایل ورد (word)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله اسیب های اجتماعی ایران در فایل ورد (word) :

اسیب های اجتماعی ایران

آمار دختران فراری نسبت به سال 82 ؛ 47درصد کاهش یافته است
معاون دفتر آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی:آمار دختران فراری نسبت به سال 82 ؛ 47درصد کاهش یافته است
سن دختران فراری به 13 سال کاهش یافته است

بر اساس آخرین آمار تعداد دختران فراری نسبت به سال گذشته 12 درصد و نسبت به سال 82 که بیشترین رشد آمار دختران فراری را دارا بوده است 47 درصد کاهش یافته است.
دکتر رضایی‌فر معاون دفتر آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با اعلام این خبر درگفتگو با خبرنگار ما گفت: تعداد دختران فراری طبق آخرین آمار یکهزار و 571 نفر می‌باشد که نسبت به سال گذشته که آمار یکهزارو 787 نفر بوده است 12 درصد کاهش یافته است.

همچنین در سال 82 تعداد دختران فراری دستگیر و پذیرش شده در سازمان بهزیستی 2 هزار و 962 نفر بوده است که بیشترین آمار دختران فراری در سال‌های اخیر بوده است.
وی افزود: طبق همین‌آمار استان تهران، خراسان رضوی، خوزستان، فارس و اصفهان دارای بیشترین آمار دختران فراری می‌باشند.
دکتررضایی‌فر همچنین گفت: آمارها نشان می‌دهد که سن دختران فراری نسبت به سال‌های گذشته کاهش یافته و به 13 سال رسیده است.

وی درباره دلایل کاهش آمار دختران فراری افزود: یکی از دلایل مهم کاهش این آمار تاثیر آموزش‌ها و آگاهی خانواده‌ها و دختران ازعواقب فرار از منزل است. به هر حال آموزش مهارت‌های زندگی در قالب برنامه‌های درسی در آموزش و پرورش و همچنین از طریق رسانه‌ها موجب آشنایی دختران با خطراتی که درخارج از خانه در کمین آنهاست شده است. علاوه بر اینکه همین آموزش‌ها به خانواده‌ها کمک کرده است که مراقب حالت‌های روحی و روانی دختران باشند.
معاون دفتر آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور همچنین گفت: بااستمرار این آموزش‌ها می توان امیدوار بود که تعداد دختران فراری در سالهای آینده به میزان بسیاری کاهش یابد.

دکتررضایی‌فر بااشاره به اینکه ایران از نظرآسیب‌های اجتماعی نسبت به سایر کشورها وضعیت مطلوبتری دارد گفت: جامعه ما، جامعه‌ای است که تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در آن به سرعت درحال وقوع است بنابراین طبیعی است که آسیب‌های اجتماعی آن از جمله طلاق، زنان ویژه، فرار از منزل، کودک‌آزاری و اعتیاد نیز با رشد مواجه باشد اما اگر رشد آن‌از درصد بالایی برخوردار باشد وضعیت را بحرانی می‌دانیم وزنگ‌خطر به صدا در می‌آید اماایران در برخی از شاخص‌ها رشد آسیب‌هایش ثابت مانده است.
وی افزود: در حال حاضر از نظر طلاق ایران رتبه 40 را در بین سایر کشورها دارد در حالیکه قطر، ترکیه در رتبه 9 و 29 قرار دارند و این نشان می‌دهد که ایران طی سالهای اخیر توانسته از رشد لجام‌گسیخته این آسیب اجتماعی جلوگیری نماید به طوری که در سال گذشته طلاق نسبت به ازدواج 11 درصد رشد داشته است.به گفته وی از نظر خودکشی نیز ایران در بین سایر کشورها در رتبه 57 به بالا قرار دارد.

بنابراین وضعیت آسیب‌های اجتماعی در ایران گرچه از رشد برخوردار بوده است اما نسبت به سایرکشورها وضعیت مطلوبتری دارد و طبق گزارش‌های جهانی ایران کشور آسیب‌دیده نیست.
دکتر رضایی‌فر همچنین درباره آمار کودک‌آزاری در ایران گفت: بر اساس آخرین آمار در کل کشور 2 هزار و 268 مورد کودک‌آزاری از طریق خط تلفن اورژانس اجتماعی گزارش شده است که بسیاری ازآنها با اقدامات مددکاری پیگیری شده است و برخی از موارد نیز به قوه قضاییه ارجاع شده است.

66 درصد زنان ایرانی ،خشونت در زندگی مشترک را تجربه کرده اند
آفتاب: سردبیر نشریه اینترنتی كانون زنان گفت: 66 درصد زنان ایرانی از اول زندگی مشتركشان تاكنون حداقل یک بار مورد خشونت قرار گرفته‌‏اند.
ژیلا بنی‌‏یعقوب افزود: در یک دهه اخیر در ایران پژوهش‌‏ها و مطالعات زیادی درباره خشونت علیه زنان، به ویژه خشونت خانگی انجام شده است كه بر اساس آخرین جستجوها در 28 مركز استان كشور، حداقل هفتاد پژوهش میدانی قابل اعتنا درباره خشونت خانگی علیه زنان انجام شده است.

وی خاطرنشان كرد: میزان و انواع خشونت خانگی در استان‌‏های متخلف ایران از تنوع و تفاوت‌‏های زیاد و معناداری برخوردار است، به عنوان مثال زنان در بندرعباس از اول زندگی مشترک خود تاكنون، بیشتر از زنان سایر نقاط ایران مورد خشونت قرار گرفته‌‏اند؛ اما در میان زنانی كه مورد خشونت قرار گرفته‌‏اند, این زنان زاهدانی هستند كه بیشترین و شدیدترین خشونت‌‏ها را تجربه كردند.

سردبیر نشریه اینترنتی كانون زنان تصریح كرد: زنان بندرعباس در طول یكسال دفعات بیشتری مورد خشونت خانگی قرار داشته‌‏اند و زنان یاسوج به دفعات كمتری با آن روبرو شدند.
به گفته وی؛ خشونت بر هشت نوع زبانی، روانی، فیزیكی، حقوقی، جنسی، اقتصادی، فكر و آموزشی و مخاطرات تقسیم می‌‏شود.
این فعال امور زنان گفت: خشونت‌‏های فیزیكی و روانی كه محققان برای توصیف آنها از دو اصطلاح خشونت فیزیكی نوع اول كه شامل گاز گرفتن، گرفتن و بستن، زندانی كردن، چنگ انداختن و كشیدن مو، اخراج از خانه، كتک ‌‏كاری مفصل، محروم كردن از غذا می‌‏شود و از این لحاظ زنان در خرم‌‏آباد در طول یكسال بیش از سایر زنان ایران مورد خشونت واقع می‌‏شوند و زنان شهركرد به دفعات كمتری در طول یک ‌‏سال این موارد را تجربه می‌‏كنند.

بنی‌‏یعقوب گفت: خشونت فیزیكی نوع دوم كه شامل سیلی, لگد و مشت زدن، كشیدن و هل دادن، محكم‌‏كوبیدن به در، به هم زدن سفره و میز غذا و شكستن اشیای منزل است كه زنان بندرعباس در طول سال به دفعات بیشتر و زنان كرمانی كمتر مورد این خشونت قرار گرفته‌‏اند.
سردبیر نشریه اینترنتی كانون زنان یادآور شد: خشونت‌‏های روانی و كلامی نوع دیگری از خشونت‌‏هایی است كه در خانه علیه زنان استفاده می‌‏شود كه عبارت است از به كاربران كلمات ركیک و دشنام، بهانه‌‏گیری‌‏های پی‌‏درپی، داد و فریاد و بداخلاقی، بی‌‏احترامی، رفتار آمرانه و تحكم‌‏آمیز و دستور دادن‌‏های پی‌‏درپی، قهر و صحبت نكردن و از این بابت زنان اصفهانی در طول یک سال بیشتر و زنان بوشهری كمتر از سایر زنان ایرانی، تحت خشونت واقع شده‌‏اند.

وی افزود: خشونت‌‏های جنسی و ناموسی شامل مجبور كردن زن به دیدن عكس و فیلم‌‏های مبتذل یا اجبار به روابط زناشویی ناخواسته یا غیرمتعارف، مراعات نكردن بهداشت زناشویی و خودداری از بكارگیری وسایل پیشگیری از بارداری، مجبور كردن زن به سقط جنین، اجبار زن به حاملگی ناخواسته، متهم كردن زن به بی‌‏مبالاتی در مسائل ناموسی مانند داشتن ارتباط نامشروع، شک و بددلی است.
بنی‌‏یعقوب خاطرنشان كرد: در حالی كه زنان بندرعباس از اول زندگی مشتركشان تاكنون بیش از سایر زنان ایرانی قربانی خشونت‌‏های جنسی و ناموسی شده‌‏اند، زنان یزدی در طول یک‌‏سال بیش از سایر زنان این خشونت را تجربه می‌‏كنند و مردان كرمانی و یاسوجی هم به ترتیب كمتر از سایر مردان ایران، زنان خود را مورد خشونت‌‏های جنسی و ناموسی قرار می‌‏دهند.
بنی‌‏یعقوب در ادامه گفت: زنان بندرعباس, زاهدان و خرم‌‏آباد بیش از سایر زنان ایران توسط شوهرانشان تهدید می‌‏شوند و زنان سمنان, ساری و یاسوج كمترین تهدیدها را تجربه كرده‌‏اند.

21 در صد مردان ایرانی مطلقا با کار همسران خود مخالفند
به گزارش ایسنا،سال53، 74 درصد مردان، سال 74، 39 درصد، سال 79، 26 درصد و در سال 81، 21 درصد مردان با اشتغال زنان مخالف بوده‌اند. اما همچنان در كنار موانع ساختاری و سازمانی كه در سر راه زنان برای ورود به چرخه اشتغال وجود دارد، 21 درصد مردان ایرانی «مطلقا» با كار همسران خود مخالف هستند.. به گزارش ایسنا، در حال حاضر شمار مردانی كه موافق كار كردن زنان در بیرون از منزل و مخالف خانه‌داری صرف آنها هستند، رو به افزایش است و از 60 درصد در سال 79 به بیش از 63 درصد در سال 82 رسیده است.همچنین نظرسنجی ملی صورت گرفته از مراكز 28 استان كشور حاكی از كاهش فاصله میان باورهای زنان و مردان است، به گونه‌ای كه بیش از 4 درصد زنان در سال 79 موافق خانه‌داری همجنسان خود بوده‌اند؛ در حالی كه در سال 82 این رقم به حدود 5 درصد رسیده است.

نرخ بیكاری زنان ایرانی دو برابر مردان است
ایرنا:مدیر كل امور بانوان وزارت كشور گفت: نرخ بیكاری زنان ایرانی با 20/18 درصد تقریبا دوبرابرنرخ بیكاری مردان است.
فخرالسادات محتشمی‌پور روز یكشنبه در جلسه كمیته اشتغال وزارت كشور در سالن اجتماعات استانداری اردبیل افزود: این میزان نرخ بیكاری به علت برخی سیاست‌های غلط اشتغال به وجود آمده و در میان زنان تحصیلكرده بیشتر مشهود است.
وی گفت: بر اساس آمار سال 75بیش از 9درصد از مجموع اشتغال كشور به زنان اختصاص داشت كه متاسفانه به رغم برنامه‌ریزی‌های انجام شده در این زمینه هنوز به 15درصد پیش بینی شده نرسیده است.

ناهنجاریهای قامتی دانش‌آموزان دختر 4 درصد افزایش یافت
ایسنا:مدیركل دفتر فعالیتهای ورزشی آموزش و پرورش با اعلام صدور شناسنامه ساختار قامتی 2 میلیون دانش‌آموز پایه دوم راهنمایی در سال جاری، خبر داد: میزان ناهنجاریهای ساختار قامتی دانش‌آموزان دختر با افزایش سن و عبور از مقطع ابتدایی به متوسطه 4 درصد افزایش می‌یابد.از بین 40 ناهنجاری، 8 ناهنجاری اصلی در بین دختران و پسران شناسایی شد.كاشف با اشاره به این كه در مجموع 5/11 درصد یك میلیون و 59 هزار دانش‌آموز دختر 22 استان كشور حداقل به یكی از ناهنجاریها مبتلا بوده‌اند، خاطرنشان كرد: در بین میانگین كل دانش‌آموزان دختر سه مقطع نیز زنجان با 4 درصد كمترین و شهرستانهای تهران با 20 درصد بیشترین آمار ناهنجاری را به خود اختصاص داده‌اند.بعلاوه برای اولین بار 96 هزار قطعه عكس در 17 استان كشور از ساختار قامت 96 هزار دانش‌آموز پسر گرفته شد كه در مجموع نشان داد 3/8 درصد پسران به ناهنجاریهای قامتی مبتلا هستند.

آمارهای كودك آزاری در ایران
بر اساس آمار سازمان بهزیستی ، 66 درصد کودک آزاری ها از سوی مردان اعمال می شود و دختران بیش از پسران در معرض کودک آزاری قرار می گیرند.
همچنین 25 درصد کودک آزاری ها در خانواده های طلاق اتفاق می افتد و این در حالی است که آمارها نشان می دهد 50 درصد والدین ایرانی معتقدند تنبیه برای کودک لازم است و 40 درصد والدین نیز به تنبیه بدنی گرایش دارند.

بررسی ها در خصوص روابط میان خانواده و فرزندان نشان می دهد ، در مقابل یک مورد کودک آزاری که فاش می شود، حداقل 20 مورد دیگر پنهان می ماند . تحقیقات نشان می دهد بیش از 90 درصد کودک آزاری ها در محیط خانه اتفاق می افتد و این در حالی است که پدران با 5/48 درصد ، بالاترین و پس از آن مادران با 3/28 درصد در ردیف بعدی عوامل کودک آزاری جسمانی در خانواده های کودک آزار قرار دارند .
از سوی دیگر ، پژوهشی که بر روی 585 کودک کار خیابانی در گروه سنی 6 تا 18 سال و به منظور اطلاع از وضعیت زندگی این کودکان صورت گرفته ، بیانگر این واقعیت تلخ است که بیش از 50 درصد این کودکان توسط اعضای خانواده و یا صاحبان کار خود ، در محل کار مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند.

سالیانه 5000 زن به نام ناموس به قتل می رسند
نتایج ,بررسی پدیده همسركشی در 15 استان كشور, نیز نشان می‌دهد 67 درصد علت كشته شدن مردان به دست همسرشان به خاطر وجود شخص ثالث (خیانت مرد) و 33 درصد واكنش در برابر خشونت مرد، حمله ناگهانی یا تهدید از سوی او بوده است.
نتایج ,بررسی پدیده همسركشی در 15 استان كشور, نیز نشان می‌دهد 67 درصد علت كشته شدن مردان به دست همسرشان به خاطر وجود شخص ثالث (خیانت مرد) و 33 درصد واكنش در برابر خشونت مرد، حمله ناگهانی یا تهدید از سوی او بوده است.

ایران 130 هزار بشکه در روز ظرفیت مازاد تولید نفت دارد
آژانس بین المللی انرژی اعلام کرد ظرفیت مازاد تولید نفت ایران هم اکنون 130 هزار بشکه در روز است، که پس از عربستان دومین ظرفیت بزرگ در سطح اوپک به شمار می رود. به گزارش خبرنگار اقتصادی مهر به نقل از آژانس بین المللی انرژی ظرفیت بادوام تولید نفت ایران در حال حاضر 4 میلیون و 100 هزار بشکه در روز است. بر اساس این گزارش، ایران در حال حاضر روزانه حدود 3 میلیون و 980 هزار بشکه در روز نفت تولید می کند که با توجه به ظرفیت 41 میلیون بشکه تولید، ایران با نزدیک به 130 هزار بشکه ظرفیت مازاد تولید روبرو است. آژانس بین المللی انرژی همچنین ظرفیت مازاد تولید عربستان را 940 هزار بشکه، کویت 90 هزار بشکه، ونزوئلا 80 هزار، نیجریه 50 هزار، امارات 50 هزار، اندونزی 40 هزار، و ظرفیت مازاد تولید قطر را 30 هزار بشکه در روز اعلام کرده است. برپایه همین گزارش، ظرفیت مازاد تولید کشورهای الجزایر و لیبی نیز در سطح صفر قرار دارد.بنابر اعلام آژانس بین المللی انرژی، کل ظرفیت مازاد تولید کشورهای عضو اوپک بدون محاسبه عراق یک میلیون و 390 هزار بشکه در روز است. همچنین ظرفیت مازاد تولید نفت عراق نیز 60 هزار بشکه اعلام شده اشت. این گزارش می افزاید، ظرفیت تولید نفت اوپک با محاسبه عراق 31 میلیون و 660 هزار بشکه در روز است، اما این کشورها هم اکنون فقط 29 میلیون و 670 هزار بشکه در روز تولید می کنند.

جمعیت دانشجویی كشور تا پایان سال 1388به چهار میلیون نفر می‌رسد
معاون آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری گفت: تا پایان برنامه چهارم توسعه 30درصد به جمعیت دانشجویان افزوده می‌شود و تعداد آنها در كشور به چهار میلیون نفر خواهد رسید.
هم‌اكنون 2/5میلیون یعنی نزدیك به 22درصد از جمعیت جوان كشور را دانشجویانی تشكیل می‌دهند كه در دانشگاههای كشور مشغول به تحصیل هستند.
وی گفت: این در حالی است كه در اوایل انقلاب فقط سه درصد از جمعیت جوان كشور دانشجو بودند.
او افزود: در سال 1376از هر 100هزار نفر 1877نفر دانشجو در كشور مشغول به‌تحصیل بودند اما امروز این شاخص به 3000در یكصد هزار نفر افزایش یافته و تا سال آتی نیز به 4000نفر می‌رسد.
وی با اشاره به رشد ظرفیت در مقاطع تحصیلات تكمیلی در كشور گفت: در آزمون سراسری امسال 19هزار دانشجو در مقطع كارشناسی‌ارشد و 2000دانشجو در مقطع دكترا پذیرفته شده‌اند.
او از پذیرش 900هزار دانشجو در مقاطع مختلف سال تحصیلی جدید در دانشگاههای كشور خبر داد و افزود: شاخص قبولی در دانشگاهها طی سالهای آتی از هر دو نفر، یك نفر خواهد بود.
او با اشاره به تصویب طرح توسعه بلندمدت دانشگاه شهید باهنر كرمان گفت:
بر اساس این طرح تا 10سال آینده تعداد رشته‌های این دانشگاه به 233رشته و جمعیت دانشجوی روزانه به 16هزار نفر افزایش می‌یابد.
رییس سابق دانشگاه شهید باهنر كرمان گفت: این دانشگاه 14هزار و 740دانشجو، 941كارمند، 100عضو هیات علمی و 200دانشجوی بورسیه دكترا دارد.

بانک جهانی: 2 درصد مردم ایران با کمتر از یک دلار در روز زندگی می کنند
به گزارش خبرنگار اقتصادی مهر به نقل از بانک جهانی، کمتر از 2 درصد از جمعیت ایران با روزی کمتر از یک دلار و 73 درصد نیز با روزی کمتر از 2 دلار زندگی می کنند.
بر اساس این گزارش، ایران از لحاظ نسبت جمعیتی که درآمدی کمتر از یک دلار در روز دارند، در میان کشورهای در حال توسعه کشور موفقی محسوب می گردد.
این گزارش می افزاید، در 59 کشور در حال توسعه نسبت افرادی که با روزی یک دلار زندگی می کنند بیش از ایران، یعنی بیش از 2 درصد است.

بنابر اعلام بانک جهانی، 723 درصد از مردم کشور موریتانی با درآمد کمتر از یک دلار در روز زندگی می کنند و این کشور از این لحاظ، ناگوارترین وضعیت را در سطح جهان دارد.
پس از موریتانی نیز کشورهای نیجریه با 708 درصد، هائیتی 67، آفریقای مرکزی 666، زامبیا 637، ماداگاسکار 61، نیجر 606، سیرالئون 57، زیمباوه 561، بروندی 546، رواندا 517، تانزانیا 485، نیکاراگوآ 451، بورکینا فاسو 449، غنا 448، نپال 391، مالاوی 417، موزامبیک 379، بنگلادش 36، هند 353، و کامبوج با نسبت 341 درصد به ترتیب فقیرترین کشورهای جهان از لحاظ نسبت جمعیت با درآمد زیر یک دلار هستند.

سالانه حدود 700 هزار نفر به علت هزینه‌های درمان فقیر می شوند
آفتاب: وزیر بهداشت ، درمان و آموزش پزشكی گفت: اقتصاد درمان یكی از مهمترین چالشهای نظام سلامت كشور است به طوری كه سالانه حدود 700 هزار نفر به علت هزینه‌های درمان فقیر می شوند.
كامران باقری لنكرانی در اجلاس روسای دانشگاه‌های علوم پزشكی با تشریح برنامه‌های وزارت بهداشت افزود: وضعیت خدمات بهداشتی و درمانی در مناطق دور افتاده مطلوب نیست به خصوص اینكه بیش از 300 هزار نفر در كشور اصلا شناسنامه ندارند و از وضعیت سلامت آنها اطلاعی در دست نیست.
وی گفت : مردم از وضعیت خدمات بیمه‌های درمانی راضی نیستند و اگر چه بر روی كاغذ 70 میلیون بیمه شده در كشور وجود دارد اما هنوز 25 درصد مردم تحت پوشش هیچ بیمه‌ای نیستند.
وی افزود: مسلئه مهم دیگر در كشور ما بحث اعتیاد است به طوری كه بر اساس آمار بهداشت یك میلیون و 200 هزار نفر معتاد در كشور داریم كه 20 هزار نفر آنها معتاد تزریقی هستند و نزدیك به 25 درصد آنها مبتلا به ویروسHIV هستند در حالی كه رسیدگی به این حجم بزرگ مسئله فقط در حد یك اداره كوچك در مراكز مدیریت بیماریهای معاونت سلامت وزارت بهداشت است و اصلا متناسب با ابعاد مسئله نیست.

آمار جمعیت کشور
براساس برآوردهای مرکز آمار ایران ، جمعیت کشور بهار امسال به 67 میلیون نفر رسید. به گزارش تازه های آمار که از سوی مرکز آمار ایران انتشار یافت ، جمعیت کشور در بهار امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته 147 درصد رشد داشت.
براساس این برآورد، جمعیت کشور در بهار امسال به تفکیک مناطق شهری و روستایی به ترتیب بیش از 44میلیون و 771هزار نفر و 22میلیون و 705هزار نفر بود ، به عبارت دیگر 664 درصد جمعیت کشور را افراد شهرنشین و 336 درصد را جمعیت روستایی تشکیل داد. همچنین امسال برآورد جمعیت کشور به تفکیک استان ها نشان می دهد که بیشترین جمعیت در استان های تهران ، خراسان ، اصفهان ، فارس و آذربایجان شرقی سکونت دارند. طبق این برآورد، استان تهران بیش از 11میلیون و 931هزار نفر جمعیت دارد و 87درصد از این جمعیت در مناطق شهری زندگی می کنند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید